دوستی ها – دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

تبلیغات
بازی زولا
عضویت رایگان بازی آنلاین زولا
تبلیغات
بازی تانکی آنلاین
بازی تانکی آنلاین
تبلیغات
فروشگاه اینترنتی گلامورا
فروشگاه اینترنتی ساعت برندهای اصل - فروشگاه اینترنتی گلامورا
تور لحظه آخری و ارزان گرجستان
  • Admin
  • ۲۲ فروردین ۹۲
  • 26282 بازدید
  • ۱۰ نظر

معرفی سیزده عضو بی استفاده در بدن انسان

13 عضو بدن که نیازی به آنها نداریم!

اعضا بدون استفاده در بدن

در این مطلب قصد داریم تعدادی از اعضای بدن را که شاید هیچ استفاده ای از آنها نمیشود را معرفی کنیم. برای مشاهده و شتاخت این اعضاء به ادامه مطلب مراجعه کنید.

1. ماهیچه سابکلاویوس:

ماهیچه کوچکی است که شانه را به اولین دنده وصل می‌کند. این ماهیچه فقط در صورتی مفید بود که انسانها روی چهار دست و پا راه می‌رفتند. بعضی از افراد یکی و بعضی دیگر دو تا از این ماهیچه دارند. تعدادی نیز فاقد این ماهیچه هستند.
.
2. آپاندیس:

این عضو به انسانهای اولیه در هضم گیاهان کمک می‌کرد. امروزه هر سال سیصد هزار آمریکایی آپاندیس خود را عمل می‌کنند (برمی‌دارند).
.
3. مجراهای شیر در مردان

نیازی به توضیح نیست! شاید استثناء وجود داشته باشد و بعضی مردان هم شیرده باشند.
.
4. دندانهای عقل:

این دندانها به انسانهای اولیه که مقدار زیادی از گیاهان تغذیه می‌کردند در جویدن غذا کمک می‌کردند. امروزه فقط 5 درصد جمعیت دندانهای عقل سالمی دارند.
.
5. ماهیچه های گوش بیرونی:

سه ماهیچه که به انسانهای اولیه اجازه می‌داد تا گوشهای خود را (مانند سگ و گربه) تکان دهند.
.
6. دنده گردن:

دنده‌های کوچکی است که در یک درصد از انسانها مشاهده می‌شود و می‌تواند باعث مشکلات عصبی یا سرخرگی شود. این دنده‌ها باقیمانده عصر خزندگی در انسان هستند.
.
7. مژه سوم:

پرندگان از این مژه برای حفاظت از چشم و پاک کردن گرد و غبار استفاده می‌کنند. انسانها قسمت کوچکی از این مژه را در داخل گوشه چشم خود دارند.
.
8. ماهیچه پالماریس:

ماهیچه درازی است که از آرنج تا مچ کشیده شده. از این ماهیچه برای آویزان شدن و بالا رفتن استفاده می‌شده است. یازده درصد انسانها فاقد این ماهیچه هستند.
.
9. مو: (البته این مورد در زنان استثناء است!)

درحالی که ابروها از ریزش عرق جلوگیری می‌کنند و یا اینکه موی صورت مردان ممکن است برای زنان جذاب باشد اکثر موهای بدن انسان هیچ کار خاصی انجام نمی‌دهند.
.
10. بلند کننده موی بدن:

حیوانات با استفاده از این ماهیچه موهای خود را به منظور بیشتر گرم شدن یا ترساندن حیوانات دیگر پف می‌کنند. با کمک همین ماهیچه است که مو بر تن ما سیخ می‌شود!
.
11. ماهیچه پالانتاریس:

این ماهیچه پا به میمون‌ها کمک می‌کند تا بتوانند با پای خود چنگ بزنند. 9 درصد از انسانها فاقد این ماهیچه هستند.
.
12. استخوان COCCYX:

کنترل کننده دم حیوانات. حیوانات از دم برای تعادل یا ارتباط استفاده می‌کنند. خارج کردن این استخوان از بدن هیچ مشکلی برای سلامتی ایجاد نمی‌کند.
.
13. سیزدهمین دنده:

این دنده در گوریل‌ها و شامپانزده‌ها وجود دارد ولی فقط هشت درصد انسانها دارای این دنده اضافی هستند.

۱۰ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. محمد :
    ۲۲ فروردین ۹۲

    من که بعید می دونم.خدا چیزی رو بی اهمیت خلق نمیکنه.حتی یک مگس

  2. naghme :
    ۲۳ فروردین ۹۲

    عضله ساب کلاویوس ،کلاویکل رو به داخل میکشه و موجب استحکام مفصل استرنو کلاویکولار میشود

    اپاندیس با اینکه یک عضو غیر کارامد شناخته میشه دارای نودلهای لنفاوی متعدد هست که سبب مبارزه با باکتری وعفونت ها میشه

    عضله پالماریس لونگوس(یا بقول شما پالماریس) باعثت خم کردن مچ دست میشه و در موقع گرفتن اجسام مانع برامده شدن پوست میشود

    عضله پلانتاریسبا عت خم کردن پا به سمت کف پا و خم کردن زانو میشه

    • Admin :
      ۲۳ فروردین ۹۲

      باعث میشه اما نباشه هم چیزی نمیشه و انسان زنده میمونه.

  3. mehdi :
    ۲۴ فروردین ۹۲

    admin محترم شما اگه یک کلیه و یا دست و پا و یا چشم و…. هم نداشته باشی زنده میمونی!!!!!!!!!!!!!

  4. رضا ح ن :
    ۱۴ مرداد ۹۲

    دوستتون دارم فیلسوفا. انیشتنا. بابا جیگرین دکترا……………

  5. mehdi :
    ۱۵ مرداد ۹۲

    مگه الان دانش بشر کاملِ کامل شده که میگی اینا اضافین؟

  6. حمید رضا :
    ۱۹ مهر ۹۲

    سلام
    دوستان دعوا نکنید
    اگر در مورد علم تکامل یا تکوین مطالعه داشته باشیم, متوجه می شویم که تمام موجودات چگونه بوجود آمده اند و چگونه , خزنده از دوزیست , پستاندار از خزنده و … تکامل یافته اند , در نتیجه برخی اعضا کاربرد خود را از دست داده و طی هزاران سال ,رفته رفته تحلیل می روند.
    خداوند اونها رو بیهوده نیافریده ,بلکه برای نسل های قبلی مفید بوده اند.
    از طرف یک بیولوژیست
    دوستدار شما

    • ستّار :
      ۰۵ مرداد ۹۴

      سلام و صد سلام بر همگی دوستان گرامی.

      بنده یک محقّق هستم. کوتاه سخن، در زیر، پنج دلیل محکم علمی در ردّ نظریۀ تکامل داروین تقدیم شما عزیزان خواهم کرد. امید است همگی خوانندگان گرامی، با «عقل سلیم» در خصوص آنها بیندیشند!

      خلاصه ای در «ردّ علـمی» نظریۀ تکامل داروین:

      1- این نظریه از توجیه «آغاز حیات روی زمین» عاجز است؛ گرچه نام کتاب داروین «خاستــــــــگاه گونه ها» می باشد!
      در ضمن، «الکساندر اُپارین» (اولین تکامل گرایی که موضوع «اصل حیات» را در قرن بیستم پیش کشید)، پس از اینکه مطالعاتش با شکست مواجه شد، مجبور شد اعتراف خود را این چنین بیان کند:

      متأسفانه، می توان گفت که مسئله خاستگاه سلول، مبهم ترین نکته در تمام مطالعات مربوط به تکامل سازواره هاست.

      منبع سخن اُپارین:

      “New Evidence on Evolution of Early Atmosphere and Life”, Bulletin of the American Meteorological
      Society, vol. 63, November 1982, 1328-1330
      .

      2- آزمایشات وراثتی گویای آن است جهش یا موتاسیـون (mutation) (یعنی تغییراتی تصادفی در «دی. اِن. اَی») که داروین گرایان آن را در اواخر دهۀ 1930 مطرح کردند، فاقد توان تکاملی است؛ یعنی تاکنون مشاهده نشده است که جهش یا موتاسیون، سودی به حال موجود زنده ای داشته باشد. زیرا، اگر گوشی در سمت راست به وجود آید، لازم است جهش های اتفاقی گوش دیگری را با همان ویژگی ها در طرف دیگر به وجود آمورند! (آن هم دقیقاً در محل مناسب خود و با هماهنگی یکسان؛ با آن همه پیچیدگی گوش!) و گرنه، نتیجه کار، موجود عجیب و غریبی خواهد بود با گوشی وارونه یا دندانی عوضی و یا چشمی روی بینی و چشمی بر پیشانی!

      ده ها سال مشاهدۀ گونه های مختلف حیوانی و گیاهی نشان داد که تنوّع موجود در جانداران، هیچ گاه از حدّ و مرزهای خاص وراثت تجاوز نکرده است؛ زیرا، این یک «حقیقت علمی قاطع» است که جهش یا موتاسیونِ کور و کرّ (یعنی اختلالات ژنتیکی) نه تنها موجب این همه تنوّع باشکوه حیات نمی شود، بلکه برعکس، 99 درصد مخرّب و 1 درصد ناکارآمد است. دلیل این امر هم بسیار ساده است: دی.ان.ای از ساختاری بسیار پیچیده برخوردار است، و لذا، تأثیرات تصادفی فقط موجب آسیب رساندن به آن می شود و بس. بنابراین، تأثیری که جهش یا موتاسیون روی ساختاری منظم بر جای می گذارد، درست مانند به مسلسل بستن آن است!

      «بی. جی. رانگاناتان»، وراثت شناس آمریکایی، این مطلب را چنین شرح می دهد:

      «اغلب جهش ها زیان آورند؛ زیرا، به جای اینکه تغییرات منظمی در ساختمان ژن ها باشند، تغییراتی هستند اتفاقی؛ و هر تغییر اتفاقی ای هم که در سیستمی بس منظم رخ دهد، منجر به خساراتی در آن می شود نه اصلاح آن؛ به عنوان مثال، اگر قرار باشد زمین لرزه ای ساختمان بس منظمی را به لرزه درآورد، تغییری اتفاقی در چهارچوب این ساختمان به وجود می آید که مسلماً، در راستای بهبودی و بهسازی آن نخواهد بود.

      منبع سخن رانگاناتان:

      B. G. Ranganathan, Origins? Pennsylvania: The Banner of Truth Trust, 1988, p. 7

      «لوئی پاستور»، زیست شناس فرانسوی، پس از آزمایشات مکرر، بر مبانی نظریۀ تکامل خط بُطلان کشید. وی گوید:

      «آیا ماده قادر است خود را سازماندهی کند؟ اصلاً! امروزه، تحت هیچ شرایطی نمی توان ادعا کرد که موجوداتِ ذرّه بینی بدون اجدادی مشابه خودشان پا به عرصۀ وجود نهاده اند.»

      منبع سخن پاستور:

      Louis Pasteur, Fox & Dose, Origin of Life, p. 4-5
      .

      3- حیات از حیات ناشی می شود : در ردّ نـازیست زایی یا خـودزایی (spontaneous generation or abiogenesis) (شـالـودۀ نظـریه تکامـل).

      از قرون وسطی به بعد، نازیست زایی (یعنی، پدید آمدن موجود زنده از موجود بی جان) مقبولیتی عام یافت. اغلب مردم بر این باور بودند که حشرات از پس مانده های خوراک و موش ها، از گندم به وجود می آیند! آنان تصور می کردند کرمک هایی که در گوشت فاسد رشد و نمو پیدا می کنند، دلایلی هستند بر نازیست زایی.
      در سال 1668، فرانسسکو رِدی (Francisco Redi) علناً به مخالفت با عقیدۀ نازیست زایی برخاست. او برای امتحان فرضیه اش، درون سه بطری (یکی سر باز، یکی مهروموم شده و دیگری پوشیده شده با پارچۀ توری) گوشت قرارداد. کرمک ها از درون بطری سر باز پدیدار گشتند؛ زیرا، مگس ها می توانستند به گوشت دسترسی داشته باشند. اما اثری از آنها در بطری مهروموم شده و بطری پوشیده با پارچۀ توری نبود.
      در آن زمان، تصور نمی شد که این آزمایش بر نازیست زایی خط بطلان خواهد کشید، بلکه این آزمایش فقط جهت اثبات این موضوع به کار رفت که کرمک ها از گوشت به وجود نمی آیند.
      همچنین، پنج سال پس از انتشار کتاب داروین، «لویی پاستور» به کمک آزمایشات طولانی خود، کاری کرد نازیست زایی (که شالوده و بنیاد نظریه داروین است) مردود اعلام شد.
      «پاستـور» ثابت کرد که کرم ها و باکتری ها نمی توانند بخودی خود و از مادۀ بی جان به وجود آیند. او برای اثبات ادعای خود دست به این آزمایش سـاده زد: غذایی را دور از هوا قرار داد و باکتری های آن را به وسیلۀ جوشاندن از بین برد. سپس، دید که هیچ گونه باکتریِ دیگری به وجود نمی آید، و غذا هم فاسد نمی شود. این همان روش نگهداری غذا برای مدت های طولانی می باشد که به افتخارِ «لـویی پاستـور» آن را «پاستوریزه کردن» (Pasteurization) نامیدند.

      وی در سال 1864، در نطق غـرّای خود در دانشگاه «سـوربُـن» فرانسه چنین گفت:

      «اصل نازیست زایی، به دلیل ضربۀ مهلکی که این آزمایش ساده بر پیکرش وارد ساخت، هیچ گاه اعتدال و توازن خود را باز نخواهد یافت.»

      منبع سخن پاستور:

      Alexander I. Oparin, Origin of Life, Dover Publications, New York, 1936, 1953 (reprint), p. 196

      خلاصه، نازیست زایی یا خودزایی، بیش از صد سال است که تلاش های «رِدی»، «اسپالانزانی» و نهایتاً «پاستور» بر آن مُهــر بطــلان زده است. این تلاش ها آن قدر قطـعی است که علم زیست شناسی به تدوین قانون «زیست زایی» (biogenesis) پرداخته است، که بر مبنای آن، حیات فقط از حیات پیشین ناشی می شود و بس.
      منبع کلّ مطالب این گزینه:

      http://www.allaboutscience.org/what-is-spontaneous-generation-faq.htm
      .
      4- ثبت سنگواره ای (the fossil record)، روشـن ترین حجّت است دالّ برعدم اتفـــاق افتادن فیلمنامۀ نظـریه تکــامل.

      بر مبنای نظریۀ تکامل، گونه ها نسل در نسل (در طیّ میلیون ها سال) از طریق دگرگونی تدریجی و مطلوب به وجود آمده اند (آن هم از یک نیای واحد). اگر چنین بوده باشد، می بایست «گونه های میانی» (intermediary species) فراوانی در طول این دوره طولانی دگردیسی وجود می داشت. مثلاً، باید جانداران نیمه ماهی و نیمه خزنده ای در گذشته زندگی کرده باشند که دارای برخی خصوصیات خزندگان و ماهی های پیش از خود بوده اند. تکـامل گرایان از این «جـانداران تخیـلی» به عنوان «اشکال انتقالی» (transitional forms) نام می برند.
      بنابراین، اگر در گذشته، چنین موجودات عجیب و غریبی واقعاً وجود داشته اند، بایستی بقایای میلیاردها گونه از آنها در «ثبت سنگواره ای» دیده می شد. خود داروین در کتاب «خاستگاه گونه ها» در این باره چنین می گوید:

      «اگر نظریه بنده درست باشد، قطعاً باید گونه های میانی بی شماری وجود داشته باشد؛ گونه هایی که با تمام گونه های گروه خود دارای ارتباط کاملاً تنگاتنگی بوده اند … در نتیجه، شواهد وجود آنها را تنها در میان بقایای سنگواره ای می توان به دست آورد و بس.»

      منبع سخن داروین:

      Charles Darwin, The Origin of Species: A Facsimile of the First Edition, Harvard University Press, 1964, p. 179

      با این حال، در طول تمام پژوهش های سنگواره ای قرن بیستم، یعنی در ثبت سنگواره ای، حتی یک گونۀ انتقالی (transitional species) یافت نشد که مصدّق نظریۀ داروین باشد!!
      .

      5- متخصصان رشته های مختلف علمی (از جمله زمین شناسی و زیست شناسی) در برابر حقیقت علمیِ «انفجار کامبریَن» (Cambrian Explosion) اذعان می دارند که فقط همین دلیل موثّق علمی، خود به تنهایی می تواند بر نظریۀ تکامل مُهر بطلان زند!
      کوتاه سخن اینکه، دانشمندان برآنند که سنگواره های حفاری شده از سنگ های دورۀ زمین شناختیِ کامبریَن (از 500 تا 750 میلیون سال پیش) متعلق است به گونه هایی مجـزّا که همگی بـه یکبـار، از نیستی سـر برآورده انـد؛ بدون اینکه دارای جدّ و نیایی در گذشته بوده یا دستخوش هرگونه تکاملی قرار گرفته باشند.

      جالب اینجاست که خودِ داروین در کتاب معروفش «خاستگاه گونه ها» چنین می نویسد:

      «اگر گونه های زیادی از جانداران – که متعلق به دسته یا تیرۀ خاصی هستند- واقعاً به طورناگهانی [یعنی بدون جدّ و نیایی در گذشته،] پا به عرصۀ وجود نهاده باشند، این امر، ضربۀ مهلکی خواهد بود بر نظریۀ تکامل از طریق انتخاب طبیعی.»

      منبع سخن داروین:

      Charles Darwin, The Origin of Species, 1 ed., p.302

      «ریچارد داوکینز»، از پیشگامان اندیشۀ تکامل در جهان امروز، دربارۀ این «حقیقت علمی» می گوید:

      «لایه های سنگی دورۀ کامبریَن … قدیمی ترین لایه های سنگی ای هستند که در آن، شاهد گروه های اصلی بی مهرگان می باشیم. … گویی، به ناگاه از آن جا سر برآورده اند، بدون هیچ گونه تاریخچۀ تکاملی.»

      منبع سخن داوکینز:

      Richard Dawkins, the Blind Watchmaker, London: W. W. Norton 1986, p. 229

      ———————————————————

      درضمن، شما میتوانید بارجوع به صفحۀ فیسبوک ما، شرح مستند مطالب فوق را در یکی از کلیپ های ما، با عنوان «اضمحلال و فروپاشی کفر و الحاد» (دقیقۀ 18:58 الی 26:46) مشاهده و دانلـود نماییـد:

      www.facebook.com/islamtruth20

      با تشکر

  7. علی :
    ۲۳ آذر ۹۴

    اگر موجودات خودبخود و از یک موجود تک سلولی بوجود آمده باشن ما الان هم باید قادر به دیدن بوجود آمدن خودبخود انها باشیم حتی در آزمایشگاه و بوجود اوردن شرایط ایدال این اتفاق باید امکان پذیر باشه ولی تاکنون هیچ گزارشی از چنین چیزی وجود نداره

  8. سیدجعفرکاظمی :
    ۲۴ دی ۹۴

    ظاهرا نظریه داروین یک نظریه واهی وپوچ بوده ولی درطول چندین سال مردم را سرکارگذاشته بوده است.

بستن تبلیغات
الفبای سفر
بستن تبلیغات
گیفت کارت