دوستی ها – دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

تبلیغات
بازی زولا
عضویت رایگان بازی آنلاین زولا
تبلیغات
خرید ساعت هوشمند
جشنواره (خرید دوقلو) - با خرید دو عدد ساعت هوشمند یک عدد هندزفری بلوتوث هدیه بگیرید

خرید ساعت هوشمند

انواع دعواهای والدین با دختران از زمان قدیم تا کنون

طنز دعواهای والدین با دختران

انواع دعواهای والدین با دختران از قدیم تا کنون

سال 1230
مرد: دختره خیر ندیده من تا نکشمت راحت نمی شم
زن: آقا حالا یه غلطی کرد، شما بگذر. نامحرم که خونمون نبوده. حالا این بنده خدا یه بار بلند خندیده.
مرد: بلند خندیده؟ این اگه الان جلوشو نگیرم لابد پس فردا می خواد بره بقالی ماست بخره. نخیر نمی شه باید بکشمش
– بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه.

طنز دعواهای والدین با دختران طنز دعواهای والدین با دختران طنز دعواهای والدین با دختران طنز دعواهای والدین با دختران
سال 1280
مرد: واسه من می خوای بری درس بخونی؟ می کشمت تا برات درس عبرت بشه. یه بار که مُردی دیگه جرات نمی کنی از این حرفا بزنی. تو غلط می کنی. تقصیر من بود که گذاشتم این ضعیفه بهت قرآن خوندن یاد بده. حالا واسه من میخای درس بخونی؟؟؟
زن: آقا، آروم باشین. یه وقت قلبتون خدای نکرده می گیره ها! شکر خورد. دیگه از این مارک شکر نمی خوره. قول میده
مرد (با نعره حمله می کنه طرف دخترش) من باید بکشمت. تا نکشمت آروم نمی شم. خودت بیای خودتو تسلیم کنی بدونه درد می کشمت
– بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه

.
سال 1330
مرد: چی؟ دانشسرا (همون دانشگاه خودمون)؟ حالا می خوای بری دانشسرا؟ می خوای سر منو زیر ننگ بوکونی؟ فاسد شدی برا من؟؟ شیکمتو سورفه (سفره) می کونم
زن: آقا، ترو خدا خودتونو کنترل کنین. خدا نکرده یه وخ (وقت) سکته می کنین آ
مرد: چی می گی ززززززن؟؟ من اگه اینو امشب نکوشم (نکشم) دیگه فردا نمی تونم جلوی این فساد و بیگیرم. یه دانشسرایی نشونت بدم که خودت کیف کونی
– بالاخره با صحبتهای زن، مرد خونه از خر شیطون پیاده می شه و دختر گناهکارشو می بخشه
.
سال 1380
مرد: کجا؟ می خوای با تکپوش (از این مانتو خیلی آستین کوتاها که نیم مترم پارچه نبردن و وقتی می پوشیشون مث جلیقه نجات پستی بلندی پیدا می کنن) و شلوارک (از این شلوار خیلی برموداها) بری بیرون؟ می کشمت. من… تو رو… می کشم…
زن: ای آقا. خودتو ناراحت نکن بابا. الان دیگه همه همینطورین (شما بخونید اکثرا).
مرد: من… اینطوری نیستم. دختر لااقل یه کم اون شلوارو پائین تر بکش که تا زانوتو بپوشونه. نه… نه… نمی خواد. بدتر شد. همون بالا ببندیش بهتره
.
سال 1400
دختر: چی؟ چی گفتی مرتیکه ی ****؟ دارم بهت می گم ماشین بی ماشین. همین که گفتم. من با الکس قرار دارم ماشینم می خوام. میخوای بری بیرون پیاده برو…
باباه: جیکش در نمی یاد
زن: دخترم. حالا بابات یه غلطی کرد. تو اعصاب خودتو خراب نکن. لاک ناخنت می پره. آروم باش عزیزم. رنگ موهات یه وقت کدر می شه آ مامی. باباتم قول می ده دیگه از این حرفا نزنه
– بالاخره با صحبتهای زن، دخترخونه از خر شیطون پیاده می شه و بابای گناهکارشو می بخشه…

زولا

۶ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. سمانه :
    ۱۶ خرداد ۹۲

    خیلی جالب بود.البته قبلا خونده بودم این متن رو یه جای دیگه ولی برای بار دوم هم می ارزید.
    همیشه این مادران که خونواده رو به صلح دعوت میکنن وبه دعوا خاتمه میدن.
    خدا هیچ خونه ای رو بی مادر نکنه.

  2. علی :
    ۱۶ خرداد ۹۲

    مرسی. واقعا عالی بود. متاسفانه این رفتار، رفتار جامعه غرب که وارد مملکت ما هم شده. ولی اگه واقعا بعضی از این پدرها و شوهر های بی غیرت نمی بودن الان وضع مملکت اینقدر افتضاح نبود!!!!!

  3. اعظم :
    ۱۶ خرداد ۹۲

    عزیزمن همه مامانا

  4. امید :
    ۱۷ خرداد ۹۲

    یک روز از یک زوج خوشبخت سوال کردم
    دلیل موفقیت شما در چیست ؟ چرا هیچ وقت با هم دعوا نمی‌کنید؟
    آقاهه پاسخ داد: من و خانمم از روز اول حد و حدود خودمان را مشخص کردیم
    قرار شد خانم بنده فقط در مورد مسائل جزئی حق اظهار نظر داشته باشه و من هم به عنوان یک آقا در مورد مسائل کلی نظر بدهم!
    گفتم: آفرین! زنده‌باد ! تو آبروی همه‌ی مردها را خریده‌ای ! من بهت افتخار می‌کنم.
    حالا این مسائل جزئی که خانمت در مورد اونها حق اظهارنظر داره، چیه ؟
    آقاهه گفت: مسائل بی‌اهمیتی مثل این که ما با کی رفت ‌و‌ آمد کنیم، چند تا بچه داشته باشیم، کجا زندگی کنیم، کی خانه بخریم، ماشین‌مان چه باشد، چی بخوریم، چی بپوشیم و …
    گفتم: پس اون مسائل کلی و مهم که تو در موردش نظر می‌دی، چیه ؟
    آقاهه گفت: من در مورد مسائل بحران خاور میانه، نوسانات دلار، قیمت نفت و اوضاع جاری مملکت نظر می‌دهم.

    • mehrdad :
      ۰۵ آذر ۹۲

      عجب جوکی تا حالا نشنیده بودم 🙁

  5. امید :
    ۱۹ خرداد ۹۲

    مهارت های یک مامان :
    ۱- تشخیص دما با نگاه کردن
    ۲- تشخیص بو از ۵ تا اتاق اون ور تر

    ۳- تشخیص صدا از ۵ تا اتاق اون ور تر
    ۴- تشخیص میزان کثیفی لباسها از طریق بو کردن
    ۵- بلند کردن در قابلمه ی روی گاز ( اصلنم دستش نمیسوزه )
    ۶- انجام حداقل ۳-۴ کار در ان واحد 🙂 )
    ۷- بزرگ کردن ۵-۶ تا بجه باهم
    ۸- تامین تمام مخارج با حقوق بابا
    ۹- دیدن تمام سریال های فارسی وان و جم تی وی
    ۱۰- انداختن تیکه هایی به فرزندان، مانند خرس گنده و لندهور و امثالها
    ۱۱- یاد نگرفتن نحوه ی فرستادن اس ام اس
    ۱۲- حمل طلا، تا جایی که بشه
    ۱۳- درست کردن کوکو از گوشت کوبیده گرفته تا قیمه ی یه هفته پیش
    ۱۴- درست کردن انواع دم کنی و دستگیره توسط تی شرت فرزندان

    عاشقششششششششم به افتخار هرچی مادر مهربونه 🙂

بستن تبلیغات
الفبای سفر