دوستی ها – دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

اس ام اس و پیامک های عاشقانه و رفاقتی 30 اردیبهشت 1393

گلچین جملات رمانتیک، زیبا و معرفتی و رفاقتی

پیامک های عاشقانه, SMS رفاقتی

کنار پنجره ی تنهاییم
میان هاله ای از غم
بین پیچک های کنار نرده
ته نشین شده ام

رفاقتی رفاقتی رفاقتی رفاقتی رفاقتی رفاقتی رفاقتی رفاقتی رفاقتی رفاقتی رفاقتی
:
باشــه قبــول ….
رابطــه ها مجــــازی شدن ..
ولی ..
ولـی دردهـا که همچنــان حقیقــی اند……!
:
دیشب از دلتنگیت بغضی گلویم را شکست
گریه ای شد بر فراز آرزوهایم نشست
من نگاهت را کشیدم روی تاریخ غزل
تا بماند یادی از روزی که بر قلبم نشست
:
خــدایـــــا:
بُـت بود، بـُـت شکـن فــرستادی!!!
مــن پر از بغــضم،
بغـض شکـن هــم داری؟؟؟
:
بگذار بگویند مغرورم
اما من دوستت دارم هایم را
دیگر خرج کسی که لیاقتش را ندارد نمی کنم…!
:
بعضی وقتا
زندگی خیلی قشنگه…
فقط ما دوریم از خدا!
شایدم دور میشیم
تا نزدیکتر بشیم
همیشه میشه پادشاهی کرد…
:
چرخ یک گاری در حسرت واماندن اسب
اسب در حسرت خوابیدن گاریچی
مرد گاریچی در حسرت مرگ….
:
مرد برای عاشق شدن به یک لحظه نیاز دارد،
برای فراموش کردن به یک عمر!!!
:
کسی دراین سوز و سرما دستهایت را نمیگیرد.
درجیب بگذارشان،
شاید ذره ای خاطره ته جیبت مانده باشد که هنوز هم گرم است!
:
ز جنس کدام نور بودی ستاره من؟
که جسارت با تو بودن در من جنبید؟
و من چه عاشقانه به رویت لبخند زدم
و تو چه مهربانانه لبخندم را پاسخ گفتی
و این شد
عاشقانه ی آرام “من” و تو
:
خـــــــداوندا…!
در گلویــم ابـــــر کوچکی استـــ
که خیالـــ بارش ندارد..
میشود مـــرا بغـــ♥ــــل کنی..؟
:
قدر آدمهایی که دوستتان دارند را؛
بیشتر از چیزهایی که دوستشان دارید بدانید
:
بگذار این مردم
هر چه دل شان می خواهد بگویند
تو خورشید منی
حتی اگر از پشت کوه آمده باشی…
:
تـو کـمی شیـرین شـو
بـحران بی فـرهادی را
مـن حـل میکـنم
:
بعـــد از تـــو،
جای خالی دلــم،
مثل کفش های سیندرلا،
اندازه هیچ یک از مردمان شهر نشد
حتی به زور …..

:

پرسیدند: بهشت را خواهی یا دوست؟
گفتم جهنم است بهشت بی دوست

:

اعتبار دوستی شما رو به پایان است
لطفا برای اعتبار مجدد آن یک اس ام اس ارسال نمایید
(دوست همراه)

:

گل اگه خشک شود ساقه ی آن می ماند
دوست اگر دور شود خاطره اش می ماند

:

محبت مثل سکه ای است که اگه افتاد تو قلک دلت
دیگه در نمیاد اگه بخوای درش بیاری باید دلت رو بشکنی

:

دلم برات پر پر شده دوختمش (۰) حالا تنگ شده

:

چنان کاری دلت با قلب من کرد که موج زلزله با ارگ بم کرد

:

لوطی شماره کفشت رو بفرست بزنیم به پیشونیمون تا همه بدونن خاک پاتیم

:

یاد یاران قدیم نروداز دلِ تنگ

چون هوای چمن از یاد اسیرانِ قفس

:

رفیق خوب پزشک زندگیست تا آخر عمر مریضتم رفیق

:

بی فروغ روی یاران زندگی تابنده نیست

دولت بی دوست در جهان پابنده نیست

:

دوستی فصل قشنگیست پر از لاله سرخ

دوستی تلفیق شعور من و توست

دوستی رنگ قشنگیست به رنگ خدا

دوستی حس عجیبیست میان من و تو

:

دیگه از زغال دلسوخته تر داریم؟

زغالتم

:

ای دوست به خدا دوری تو دشوار است

بی تو از گردش ایام دلم بیزار است

بی تو ای مونس جان، دل ز غمت میسوزد

دل افسرده من طالب یک دیدار است

:

در این زمانه که شرط حیات نیرنگ است

دلم برای رفیقان با وفا تنگ است

:

همچنان چشم به چشمان تو دارم ای دوست

گوشه چشمی بنما بر دل زارم ای دوست

هر شبم نقش تو ماه شب چشمان منست

روزها در شب هجرت بشمارم ای دوست

:

سلامتی رفیقی که اسم ما گوشه موبایلش خاک میخوره!

:

یه کفش همه وجودشو فدای کسی میکنه که پا تو دلش میذاره

کفشتم رفیق!

:

یاد ها فراموش نخواهد شد حتی به اجبار

و دوستی ها ماندنی اند حتی با سکوت

:

تنها گنجی که جستجو کردن آن به زحمتش می ارزد دوست واقعیست
و تو بهترین گنجی

:

دوری دوستی های کوچکو از دل میبره

ولی به دوستی های بزرگ عظمت میده

دانلود منیجر چیتا (تبلیغ)

۲۸۵ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. مهدی :
    19 مه 14

    سلام یعنی سلامتی
    سلامتی دریا که هر چقدرم طوفانی بشه باز ماهاشو دور نمیندازه…..
    یه روز کلاغ میشینه رو شونه مترسک ازش میپرسه چرا من انقدر نوکت میزنم تو چیزی به من نمیگی ….. مترسک میگه:هر چقدر نوکم میزنی بزن اما تنهااااااااااام نزار…… پس سلامتی رفیقایی که نوکمون میزنن ولی تنهامون نمیزارن.
    سلامتی همه رفقاااااا…

    • مهدی :
      19 مه 14

      ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ… ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ… ﻫﯿﭽﻮﻗﺖ… ﯾﮑﯽ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻫﻤﻪ ﻭﺟﻮﺩﺕ ﺩﻭﺳﺖ ﻧﺪﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ !
      ﯾﮏ ﺗﮑﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻧﮕﻪ ﺩﺍﺭ ﺑﺮﺍﯼ ﺭﻭﺯﻫﺎﯾﯽ ﮐﻪ هیچکس ﺭﺍ ﺑﻪ ﺟﺰ ﺧﻮﺩﺕ ﻧﺪﺍﺭﯼ …

    • مهدی :
      19 مه 14

      پر از بغضم ، ” شانه ات ” ، ساعتی چند رفیق ؟

    • بیتا :
      19 مه 14

      بیا شونه من واسه تو
      من از برس استفاده می کنم 😀

    • مهدی :
      20 مه 14

      اوه اوه چقد کثیفه …
      شیپیش چند وقته حموم نرفتی 🙂

    • بیتا :
      20 مه 14

      خخخخخخخخخ…
      من که گفتم با برس شونه می کنم 😀
      دیروز تا الان دستت بوده ببین باهاش چیکار کردی 😀

  2. غزال :
    19 مه 14

    چقدر دوست داشتنی هستند…
    آدم هایی
    که شبیه حرفهایشان هستند
    ………………………………………………………
    ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺷﺘﻦ ﻣﻘﯿﺎﺱ ﻣﻄﻤﺌﻨﯽ ﻧﯿﺴﺖ …

    ﮔﺎﻫﯽ ﮐﻮﺩﮎ ﭘﻔﮏ ﺭﺍﺑﻪ ﭘﺪﺭ ﺗﺮﺟﯿﺢ ﻣﯽ ﺩﻫﺪ !
    پس سعی کن دوستش نداشته باشی عاشقش باشی
    ……………………………………………………….
    این روزهــا . . .
    هر جایی را که نگاه می کنم پـــــــــ ـر است از وجود آدم های” بی وجـــ ـود “. . .

    • غزال :
      19 مه 14

      سر بر شانه خدا بگذار تا قصه عشق را چنان زیبا بخواند….

      که نه از دوزخ بترسی و نه از بهشت …..

      به رقص درآیی…..

      قصه عشق ، انسان بودن ماست…

    • غزال :
      19 مه 14

      به تو سوگند به راز گل سرخ
      به پروانه که در عشق فنا می گردد
      زندگی زیبا نیست….
      آنچه زیباست تویی
      تو که آغاز منو لحظه پایان منی………….

    • NEDA :
      19 مه 14

      ادمای بی وجودو خوب اومدی دمت گرم…

    • غزال :
      19 مه 14

      تركت كرده؟؟
      شبها به يادش گريه ميكني؟؟
      يه روز تو تنها آرزوي زندگيش ميشي….!!
      اين بدترين انتقامه…!!!!!!!!!!

    • غزال :
      19 مه 14

      اگر کسی احساست را نفهمید مهم نیست
      سرت را بالا بگیر و لبخند بزن
      فهمیدن احســاس
      کار هر آدمی نیست…!

      “شـاملو “

    • آیدین :
      19 مه 14

      ترکت کرده؟؟
      شبها به یادش گریه میکنی؟؟
      یه روز تو تنها آرزوی زندگیش میشی….!!
      این بدترین انتقامه…!!!!!!!!!!

      100% مورد تائید است .

    • بیتا :
      19 مه 14

      مرسی غزل جان خیلی قشنگ بودن

    • غزال :
      19 مه 14

      قابلی نداشت بیتا خانوم…
      البته غزال هستم

    • بیتا :
      19 مه 14

      ببخش عزیزم غزال
      انقد خسته ام چشمم داره اشک میاد ولی دلم نمیاد پیج رو ببندم.
      کامنت مسلمو نتونستم بخونم از خستگی فقط سطر آخرشو خوندم که باعث شد پیج رو باز بزارم و بعدا حتما بخونمشون.
      غزل جان اگه گاهی تند حرف میزنم ببخش بزار پای خستگی و فشار کار.
      دوس ندارم از هم کدورتی داشته باشیم.
      فکر کنم یه ذره ژن مردم به ژن مردم قالب شده از بس که هرکی خواست ازم تعریف کنه خیلی مردی باورم شده 😀
      اگه رفتارام یکم تنده معذرت می خوام. باور کن من کاملا بی منظور حرف میزنم 🙁

    • بیتا :
      19 مه 14

      تو رو خدا نگا کامنت منو
      بازم جای غزال گفتم غزل 🙁
      یه گفت هم جا انداختم
      ژن مرد دوم ژن زن بود اشتباه نوشتم
      به حدی خسته ام که خدا میدونه
      فکر کنم امشب پیام ندم بهتر باشه 🙁

    • غزال :
      19 مه 14

      نه بيتا جان اين حرفا چيه..
      من شايد ى مقدار زود از ى نفر دلخور بشم ولى کينه اى نيستم و زود فراموش مى کنم…
      از دست شمام ناراحت نبودم اون ى ذره دلخورى هم که بود الان رفع شد…
      الانم باهم دوستيم..بزن قدش ؛)

    • بیتا :
      20 مه 14

      فدات عزیزم من که از اولم با همه دوست بودم و به همه هم گفتم دوست باشیم شوخی کنیم بگیم بخندیم :*
      بابا به خدا همه مشکل دارن
      زندگی واقعا سخت شده
      اگه اینجوری و به بهانه های کوچیک دور هم جمع نشیم که واقعا همین خنده های گاه و بی گاه هم از دست می دیم.
      همیشه و همه جا بحث هست حتی دوتا خواهر هم نمیتونن بدون مشاجره و اختلاف نظر توی یه اتاق زندگی کنن. این بحث ها شاید خسته کننده باشه ولی بعد که برگردیم و مرورشون کنیم می بینیم واقعا قشنگه چون از هر حرف و نظری میشه یه چیز تازه رو کشف کرد. دروغ چرا توی همون لحظه هم دلخور میشم ولی آروم که بشم دیگه واسم تمام شده است. دیدی که اون شب بعدشم زدم به شوخی و سر به سر بچه ها گذاشتم که جو عوض بشه. 🙂
      الان سهیل میاد میگه باز تومار نوشتی چقد حرف میزنی 😀
      ولی من هنوزم با کمربند مشکل دارم ها 🙁

  3. آرامش :
    19 مه 14

    ♥ خودت را بگذار جاى من!
    اگر مثل من عاشقت نشدى
    دوباره خودم عاشقت مى شوم.. ♥

    • بیتا :
      20 مه 14

      از من که گذشت ولی ایشالله همه عاشقا به عشقشون برسن.
      آمیــــــــــــــــــــــــن

  4. MOSLEM :
    19 مه 14

    وقتی سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختری بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو “داداشی” صدا می کرد .
    به موهای مواج و زیبای اون خیره شده بودم و آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه . اما اون توجهی به این مساله نمیکرد .
    آخر کلاس پیش من اومد و جزوه جلسه پیش رو خواست . من جزومو بهش دادم .بهم گفت :”متشکرم “و از من خداحافظی کرد
    میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
    تلفن زنگ زد .خودش بود . گریه می کرد. دوست پسرش قلبش رو شکسته بود. از من خواست که برم پیشش. نمیخواست تنها باشه. من هم اینکار رو کردم. وقتی کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهای معصومش بود. آرزو میکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از ۲ ساعت دیدن فیلم و خوردن ۳ بسته چیپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگاه کرد و گفت : “متشکرم ” و از من خداحافظی کرد
    میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
    روز قبل از جشن دانشگاه پیش من اومد. گفت : “قرارم بهم خورده ، اون نمیخواد با من بیاد” .
    من با کسی قرار نداشتم. ترم گذشته ما به هم قول داده بودیم که اگه زمانی هیچکدوممون برای مراسمی پارتنر نداشتیم با هم دیگه باشیم ، درست مثل یه “خواهر و برادر” . ما هم با هم به جشن رفتیم. جشن به پایان رسید . من پشت سر اون ، کنار در خروجی ، ایستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زیبا و اون چشمان همچون کریستالش بود. آرزو می کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمی کرد و من این رو میدونستم ، به من گفت :”متشکرم ، شب خیلی خوبی داشتیم ” ، و از من خداحافظی کرد
    میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
    یه روز گذشت ، سپس یک هفته ، یک سال … قبل از اینکه بتونم حرف دلم رو بزنم روز فارغ التحصیلی فرا رسید ، من به اون نگاه می کردم که درست مثل فرشته ها روی صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگیره. میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهی نمی کرد ، و من اینو میدونستم ، قبل از اینکه کسی خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصیلی ، با گریه منو در آغوش گرفت و سرش رو روی شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترین داداشی دنیا هستی ، متشکرم و از من خداحافظی کرد
    میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
    نشستم روی صندلی ، صندلی ساقدوش ، اون دختره حالا داره ازدواج میکنه ، من دیدم که “بله” رو گفت و وارد زندگی جدیدی شد. با مرد دیگه ای ازدواج کرد. من میخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اینطوری فکر نمی کرد و من اینو میدونستم ، اما قبل از اینکه بره رو به من کرد و گفت ” تو اومدی ؟ متشکرم”
    میخوام بهش بگم ، میخوام که بدونه ، من نمی خوام فقط “داداشی” باشم . من عاشقشم . اما… من خیلی خجالتی هستم ….. علتش رو نمیدونم .
    سالهای خیلی زیادی گذشت . به تابوتی نگاه میکنم که دختری که من رو داداشی خودش میدونست توی اون خوابیده ، فقط دوستان دوران تحصیلش دور تابوت هستند ، یه نفر داره دفتر خاطراتش رو میخونه ، دختری که در دوران تحصیل اون رو نوشته. این چیزی هست که اون نوشته بود :
    ” تمام توجهم به اون بود. آرزو میکردم که عشقش برای من باشه. اما اون توجهی به این موضوع نداشت و من اینو میدونستم. من میخواستم بهش بگم ، میخواستم که بدونه که نمی خوام فقط برای من یه داداشی باشه. من عاشقش هستم. اما …. من خجالتی ام … نیمدونم … همیشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.
    ای کاش این کار رو کرده بودم …………….. با خودم فکر می کردم و گریه

    تقدیم به دوستان خودم.
    بگذار عشق خاصیت تو باشد نه رابطه خاص تو با کسی.(نلسون ماندلا)

    • حیدر علی خان :
      19 مه 14

      خیلی قشنگ بود
      ممنون

    • آزاده :
      19 مه 14

      اشکمو در آورد …

    • ramtin :
      20 مه 14

      این قشنگترین متنی بود ک تابحال خونده بودم
      واقعا تاثیر گذار بود
      مرسی

    • بیتا :
      20 مه 14

      نمیدونم واقعا چی باید بگم 🙁
      من همیشه معتقدم آدم نباید احساسشو تو خودش خفه کنه و اگه کسی رو دوس داره شهامت گفتنشو داشته باشه قبل از این که از دستش بده.
      یا قبولت می کنه یا نمیکنه. لااقل سبک میشی از این که حرف دلتو بهش زدی.
      اگه قبول کرد که فبها اگه هم نکرد که… عشق همین است که خرابت کند 🙂

    • saman :
      20 مه 14

      مسلم جووووووووون دمت گرم واقعا خیلی تاثیرگذار و زیبا بود

    • MOSLEM :
      20 مه 14

      سلام بچه ها مرسی ممنونم لطف دارید. اینم تقدیم میکنم به شما دوستای گلم.

      چقدر سخته تو چشاي كسي كه تمام عشقت رو ازت گرفته و به جاش يه زخم هميشگي رو به قلبت هديه داده زل بزني و به جاي اينكه لبريز كينه و نفرت بشي حس كني كه هنوز دوستش داري چقدر سخته دلت بخواد سرت رو باز به ديوار تكيه بدي كه يه بار زير آوار غرورش همه وجودت له شده چقدر سخته تو خيال ساعتها باهاش حرف بزني اما وقت ديدنش هيچ چيز جز سلام نتوني بگي چقدر سخته وقتي پشتت بهشه دونه هاي اشك گونه ها تو خيس كنه اما مجبور باشي بخندي تا نفهمه هنوز دوستش داري.

    • غزال :
      20 مه 14

      خيلى زيبا بود تشکر….
      به نظر منم آدم وقتى کسيو دوست داره بايد بهش بگه..ولى متاسفانه بعضيا به خاطر غرور زيادشون عشقشونو تو دلشون مخفى مى کنن…

    • بیتا :
      20 مه 14

      والا با این غرورشون 🙁
      بکس تو دلتون نریزید هرکی رو خواستید بگید من واستون خواهری کنم برم خاستگاریش 🙁

    • کی به کی؟؟؟ :
      20 مه 14

      خانوم خواهر خواستگار یا همون بیتا خانوم بغض تو دلمون میشکنه نه بکس…………….مگه باشگاه ورزشکاری خواهر من . یکم توجه کنه

    • saman :
      20 مه 14

      فقط واسه بعضیا به قول شما غروره ولی بعضی دیگر هم به خاطر حجب وحیا و اینکه خیلی خجالتی هستند نمیتونن احساسشون و ابراز کنن همه که مثل هم نیستن

  5. NEDA :
    19 مه 14

    پروانه را گفتند چون میدانی که تورا از وصل شمع جز سوختن هیچ فایده نیست چرا گرد آن میگردی؟گفت:من حیات را برای آن یک نفس میخواهم که میسوزم…
    ———————–
    احساساتی که داریم منش مارا به وجود می اورند و این منش ماست که در پایان کیفیت زندگی را تعیین میکند..

    • بیتا :
      20 مه 14

      لایک ندام :*

  6. فاطمه یاس :
    19 مه 14

    ♥…کسی رو دارم که آنقدر برایم کسی هست که نگاهم دنبال کسی نیست…♥
    جهانم بی تو *الف* ندارد…

    • فاطمه یاس :
      19 مه 14

      یکی اومد گفت 20 تا رفیق داری یکی میاد 3 تاشو برمیداره.چندتا رفیق میمونه؟
      گفتم 20 تا رفیق و 1 جنازه!
      نبینم کسی دست به رفیقام بزنه هاااا…
      سلامتی همه شون… 😉

    • فاطمه یاس :
      19 مه 14

      عشق رو از هر طرف بنویسی عشق میشود…
      .
      .
      .
      قشع!
      عه چرا نشد؟!! 🙁
      الان اگه همینو دکتر شریعتی گفته بود میشداااا…! 😐

    • بیتا :
      19 مه 14

      ای جان فاطمه ی عزیزم خیلی قشنگ بودن مرسی :*

    • فاطمه یاس :
      19 مه 14

      خواهش میشه بیتا جون 🙂
      پیام دومی تقدیم به همه دوستام تو این سایت 🙂

    • بیتا :
      20 مه 14

      فدات بشه بیتا جون که انقده ماهی تو :* <3
      پیام دومی یعنی نظر اولی آیا؟ 😀
      پس دمت گرم این سهیلو بکش می خواست منو از شما بگیره هی میگه انقد حرف نزن 🙁
      آجی دعواش کن 🙁

    • آرامش :
      20 مه 14

      تقديم به فاطمه ياس عزيز
      در جواب پيامى که در بالا به ما تقديم کردى,
      خواهان آنم که لبخند هايت به تعداد ضربان قلبت تکرار شود…
      و هر آنچه که به دل آرزويش را دارى به هر بهانه اى از آن..
      …… تو. باشد.. 🙂

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      بیتا جان اولی فقط مال یه نفر دیگه س.شما به خودت نگیر. 😉
      با آقا سهیل هم شرمنده نمیتونم دعوا کنم.اعصاب نداره یه چیزی میگه منم حساااس.قهر میکنم.سایت بی من میمونه!! 😀

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      مرسی آرامش 🙂
      ♥♡♥♡♥♡♥

    • danial :
      20 مه 14

      فاطمه یاس عزیز
      ممنون
      ولی دکتر شریعتی رو … خواهشا دیگه نفرمایید

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      بله آقا دانیال.خودم هم مخالف شوخی بیش از حد با بزرگان هستم.اینم چون زیاد توهین آمیز نبود نوشتم.

    • بیتا :
      20 مه 14

      آجی خدا نکنه تو نباشی که دیگه صفا نداره 🙁
      ولی سهیل اذیتم می کنه 🙁
      نمیکشیش لااقل دعواش کن 🙁

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      گیر دادیا بیتا…باشه.
      آقا سهیل؟؟؟؟؟
      خوبه بیتا؟ فکرکنم ترسید!!

      • Admin :
        20 مه 14

        شما جیب ما رو نزن دعوا پیشکش 😀

    • بیتا :
      20 مه 14

      آجی… 😐
      شوهرت خیلی خوش بخته که تو رو داره ها 😐
      تابلوئه اصلا دعوا به عمرت ندیدی 😐
      بابا یه چکی لقدی مشتی سیخی چوبی چیزی… 😐
      کفگیر و ملاقه که حیفه کج میشه. دمپایی ابری هم نداشتی بزنی تو سرش؟ 😐
      خدا وکیلی راه نداره باید یه دوره پیش من بیای یاد بگیری 😀

    • غزال :
      20 مه 14

      اوووووه….چه خشن!!!!!
      مگه چيکارت کرده انقد دلت پره؟؟؟

    • بیتا :
      20 مه 14

      غزل مگه من و شما چکار کردیم همیشه واسمون دست به کمربنده؟
      گهی پشت به زین و گهی زین به پشت دیگه؟
      بزار یه بارم ضرب شصت خانما رو بچشه. واسه آیندش خوبه تجربه پیدا میکنه 😀
      هرچی نباشه دو روز دیگه باید ظرف بشوره گردگیری کنه پوشک آقا امیرو عوض کنه 😀

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      سهیل خان من کی جیب شما رو زدم؟! 😐
      میگم یکم عکس و مطالب دیگه بذار میگی خواهش کن!!! 😐
      همش انیمیشن و بازی و مستند میذاری من حرفی زدم؟
      بیتا جون …
      خودم دعوا بلدم 😀
      زورم به ادمین نمیرسه.اصلا حرف گوش کن نیست! 😐
      آقامون دعوا بلد نیست.میخوای به اون یاد بده.

    • مهسا :
      20 مه 14

      واقعا میگه خواهش کن ؟؟؟؟؟ 😀 😀

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      آره مهسا جون.میگه.برو تو پست مستند باهوش ترین حیوان بود فکر کنم.صفحه قبل. 😐

    • آرامش :
      20 مه 14

      فاطمه ياس خانم راست ميگن.. مهسا منم شاهدم…. 😐

    • مهسا :
      20 مه 14

      یاعلی
      این آقا سهیل چه کارها که نمیکنه
      به من یه وقتایی میگه همینه که هست ، رئیسم و هرکاری که دلم بخواد میکنم ، اما تا حالا نگفته خواهش کن 😀
      چه حرفا

    • مهسا :
      20 مه 14

      وای آره رفتم دیدم
      منم اینقد بدم میاد ازین مستندا
      حیف وقت و سرع اینترنت آدم حروم کنه واسه دانلود فیلم حیوونا
      فک کنم جناب رئیس خیلی به اینا علاقه داره
      رئیسه دیگه هرکاری دلش میخواد میکنه
      اینو یادم رفت : تا هروقت هم که زن نگرفته همینه که هست
      درست گفتم آقا سهیل؟

    • بیتا :
      20 مه 14

      فاطمه جونم 🙁
      من که دیگه باهاش قهرم 🙁
      ادمین مال دوستاش من دیگه به عشق دوستام میام دیگه باهاش حرف نمیزنم 🙁

  7. فاطمه یاس :
    19 مه 14

    همانقدر که زن را باید فهمید مرد را هم باید درک کرد…
    همانقدر که زن، بودن میخواهد،مرد هم اطمینان میخواهد…
    همانقدر که باید قربان صدقه روی ماه بی آرایش زن رفت، باید فدای خستگی های مرد هم شد…
    همانقدر که باید بی حوصلگی های زن را طاقت آورد، کلافگی های مرد را هم باید فهمید…
    خلاصه مرد و زن ندارد…به نقطه “ما” شدن که رسیدی بهترین باش برایش…

    • بیتا :
      19 مه 14

      واقعا آفرین.
      اگه دختر و پسرای ما به این برسن چه بهشتی بشه دنیامون 🙂

    • erfan :
      19 مه 14

      عالی بود…

    • فاطمه یاس :
      19 مه 14

      دیدید آقا عرفان ما فمینیسم نیستیم؟واقع نگریم.بله…

    • شیلر :
      20 مه 14

      خیلی زیبا بود

    • MOSLEM :
      20 مه 14

      سلام .فاطمه خانوم.احسنت ……………من خودم بشخصه خیلی خیلی از آدم های واقع بین و واقعیت گرا خوشم میاد.مرسی

    • erfan :
      20 مه 14

      بله… 🙂

  8. بیتا :
    19 مه 14

    سهیل خدا وکیلی این بار کامنتای بچه ها از پست تو قشنگ تر بود 😀
    کارایی که گذاشتی یا قدیمی بود یا بی کیفیت 🙁
    فکر کنم از این به بعد خودم باید صفحه پیاماتو دست بگیرم 😀

  9. بیتا :
    19 مه 14

    نه بهار با هیچ اردیبهشتی،
    نه تابستان با هیچ شهریوری،
    و نه زمستان با هیچ اسفندی،
    اندازه پاییز به مذاق خیابانها خوش نمی آید؛
    پـائیز مــهری دارد کـه بـــَر دل هـر خیـابان می نشیند…
    ——————————————————————-
    ایســــــتــــاده ام …بگـــذار ســـرنوشـــت راهـــش را بـــرود … !مـــن ،همیــن جا ،کنار قـــول هـایت ،درســــت روبــروی دوســـت داشتـــنت و در عمــــق نبـــودنت ،محـــــکم ایــستاده ام !!…..
    ——————————————————————-
    آنگاه كه نمادى از امید در فنجان قهوه ات نمى بینى و در طالعت نیز خبرى از معجزه نیست … ……….. بدان خداوند ……… همه چیز را به خودت سپرده ……. تا بهترینها را بسازى ……!!!!!
    ———————————————————————
    تمام خستگی هایت را یکجا میخرم!!!
    تو فقط قول بده…
    صدای خنده هایت را به کسی نفروشی…!!

  10. بیتا :
    19 مه 14

    میدانم ؛
    دیگر برای من نیستی !
    اما ….
    دلی که با تو باشد این حرفها را نمیفهمد..
    ———————————————————————
    دگــــر تــــــقــدیــــر را
    بـــرای نــیـــامــد نــت بـــهانـه نـــکـــن !!!!
    مـرد بـــاش…
    و بـگـو نــخـــواســــتـــــی….
    و نــیـــامـــــدی….!
    ——————————————————————-
    وشاید سال ها بعد . . .
    بی تفاوت از کنار هم بگذریم و . . .
    در دل بگوییم : . . .
    آن غریبه ! چقدر آشنای خاطراتم بود ! . . .
    ——————————————————————–
    دلم میخواد یه روزی خیلی چیزارو به خیلیا ثابت کنیم…به همه ثابت کنیم که میشه عاشق بود…با عشق ازدواج کردو عاشق موند..
    ———————————————————————
    ﮐـُﺠـﺎﯾـےْ . . .
    ﮐـِــﮧ ﺑﺒـْﯿـﻨـےْ
    ﺣـﺲّ ﺗـَﻨـﻔـﺮْمـــ ﻧـِﺴـﺒَتـــ ﺑـِـﮧ ﺗـُﻮ ﺭﺍ
    ﻣـﯿْـﺎלּ ﻣـّﺮבﻡْ ﺟـﺎﺭ ﻣـﯿْـﺰﻧـَﻢ…..
    ﻭ ﺧـَﺮﻭﺍْﺭ ﺧـّﺮﻭﺍﺭ لـاﯾْــﮏ ﻣـْﯿـﺨـُﻮﺭבْ . . .!!!؟
    ——————————————————————–
    می خواهم خودکشی کنم؛
    نه اینکه تیغی بردارم و رگم را بزنم؛
    قید احساسم را می زنم …
    —————————————————————–
    ورشکست شدن کدامین سرمایه دار، به اندازه بی سرمایه شدن تو دردناک است؟ در شیرینی ات چه ریخته ای که کامها تلخ می شوند؟

    • بیتا :
      20 مه 14

      لایک بیتا جون چه کامنتای خوشکلی گذاشتی واقعا دستت درد نکنه چقده زحمت کشیدی واقعاً 😀
      نامردا دیگه لایکتون نمی کنم 😛 😀

    • مهدی :
      20 مه 14

      ﺩﺭﺩﯾﻌﻨـﯽ :
      ﺍﻣﺸﺒــﻢ ﻣﺜــﻞ ﺷﺒــﺎﯼ ﺩﯾﮕـﻪ
      ﺭﻭ ﺗﺨﺘﺖ ﺩﺭﺍﺯ ﺑﮑﺸـــﯽ
      ﺁﻫﻨﮕــــ ﺑــﺰﺍﺭﯼ ﻭ ﺑـﺎﺯﻡ ﻓﮑــﺮ ﮐﻨــﯽ
      ﺑـﻪ ﺣﺮﻓﺎﯾـــﯽ ﮐــﻪ ﺑه ﻫــﻢ ﻣﯿﺰﺩﯾــن…
      به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ خیلی همراه همدیگه بودین….
      به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ حتی یه نگاهش برات یه دنیا ارزش داره…
      به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ چقدر باهم دعوا کردین و آشتی کردین…
      به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ کلی حرف توی دلت میمونه و نمیتونی بهش بگی…
      ﺑﻪ ﺍﯾﻨـﮑـﻪ….
      لعنت به ﺍﯾﻨـﮑـﻪ ها….
      ﻭ ﻣﺜـــﻞ ﻫﻤﯿﺸــﻪ ﭼﺸﻤــﺎﺕ بایــد ﺗﻘﺎﺻـــ ﭘﺲ ﺑـــﺪن…

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      من واسه کامنتای قشنگ نظر نمیذارم بیتا جون.قشنگ قشنگه ددیگه.گفتن نداره که! 😉
      اگه نظر خاصی داشته باشم میگم… 🙂

    • بیتا :
      20 مه 14

      مهدی من 8 ساله زندگیم همین شده 🙂
      فاطمه خب واسه کامنتا نظر نذار منو تشویق کن بهم انگیزه بده 🙁

    • مهدی :
      20 مه 14

      اوه اوه 8 سال میدونی یعنی چییی؟؟؟؟
      بیخیال …
      چه جوری هنوز زنده ایی؟؟؟

    • بیتا :
      20 مه 14

      آره میدونم 🙂
      8 سال یعنی از 1385/01/28 🙂
      درست دو روز قبل تولدم 🙂
      نمیدونم کادوی تولدم بود یا عیدیم فقط میدونم بهترین هدیه ای بود که خدا میتونست به بنده اش بده
      حتماً لایقش نبودم که کادوشو ازم پس گرفت 🙁

    • مهدی :
      20 مه 14

      عشق؟؟؟؟؟
      واقعا چیز پیچیده ایه هم میتونه نابودت کنه هم میتونه به اوج کمال برسونتت.
      در ضمن هیچ وقت خونتو روی آب نساز که نابود بشی.
      اینم بدون که خدا هیچ وقت به ضرر بندش کاری انجام نمیده.خدا خیلیییییییییییی مهربونه…
      اینو باور کن.
      شاید تو لیاقتت بیشتر از اون بوده دیگه ام فکرشو نکن چون تنها کسی که ضرر میکنه توییییی.بهترین کادو تو زندگی آدم خندس پس بخند تا دنیا بهت بخنده بیتا جان.

    • بیتا :
      20 مه 14

      حلال زاده اس داد 🙁
      از دیروز تا الان 18 تا اس ام اس شعر واسم فرستاده جواب ندادن 🙁

    • بیتا :
      20 مه 14

      حق با توئه مهدی جان تو داری عاقلانه حرف میزنی ولی یادت رفته وقتی پای عشق وسط بیاد چشم عقل کوره…

    • مهدی :
      20 مه 14

      آره عشق ادمو کور میکنه.اصلا عشق کارش همینه.
      چه عشق زمینی چه عشق خدایی.
      الان 8 سال از اون موضوع میگذره یعنی 8 سال از عمرت رفتو تو هنوز تو فکرشی.یه دقیقه عاقلانه فکر کن… واقعا ارزش داره؟؟؟؟
      خودتو همیشه لایق بهترین ها بدون.
      .
      .
      .
      هه نا مرد نکنه طرف برد پیت بوده رو نکردی؟؟؟

    • بیتا :
      20 مه 14

      بردپیت؟
      کی هست اصلا؟
      مرد من بهترین مرد دنیاست بردپیت اصلا باهاش قابل قیاس نیست.
      آره ارزششو داره
      قشنگی عشق به همین سختیاشه 🙂
      قرار نیست همه به هم برسن. اصلا اکثر عاشقا به هم نمیرسن رسم زمونه همینه.
      من واسه احساس خودم ارزش قائلم.
      اگه احساسم واسه خودم بی ارزش باشه پس واقعا این منم که آدم بی ارزشی بودم نه اون.
      این احساس یک طرفه نبوده عشق اون بوده که منو به زندگی امیدوار میکنه.

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      آقا مهدی عشق خدایی هم چشم آدمو کور میکنه؟!!! :-|من تا الان فکر میکردم چشمو باز میکنه!
      میشه عشق خدایی رو تعریف کنید؟؟

    • مهدی :
      20 مه 14

      اره کور میکنه فاطمه خانوم…
      چجوری؟؟اینجوری..
      ی عاشق واقعی هیچ وقت جز خدا کسی تو تفکرش نیست نمیتونه کسی واست جاشو بگیره.چشتو رو بقیه میبندی…ای کاش هممون اینجوری بودیم….
      ای کاش هممون اصل کاریو تو اولویت بزاریم هممووووون…

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      آها…آخه کوری تو عشق زمینی باعث میشه آدم معایب اون شخص معشوق رو نبینه اما اینجا کاملا فرق میکنه…کلا قیاس مع الفارغ بود. 🙂

    • بیتا :
      20 مه 14

      نه فاطمه منم منظورم این نبود که معایب رو نمی بینیم چرا می بینی ولی خیلی وقتا بدی ها رو بخاطر خیلی از خوبی هاش نادیده می گیری.
      و این که میگیم عشق آدم رو کور می کنه به حق چه در عشق زمینی و چه آسمونی باعث میشه فقط اون رو ببینی ولاغیر…
      مهدی به من گفت مگه بردپیته در حالی که یکی از مخالفت های خانواده ام بخاطر قیافه اش بود می گفتن بچه ات زشت میشه. قیافه هیچ وقت ملاک نیست وقتی که معیارهاتو درش ببینی.
      عشق یعنی امنیت احساسی که هر جا و با هر کسی نمیتونی تجربه اش کنی. عشق یعنی حریم یعنی پرده یعنی یه حصار بین ما و همه ی دنیا
      کوری عشق در اینه که وقتی دلت درگیر شد دیگه نمیتونی کسی رو جز اون ببینی
      شما که عاشق همسرت هستی و زندگی خوبی هم دارید خدا رو شکر اید بهتر از هر کسی بتونی عشق رو تفسیر کنی.
      توام تفسیرت رو بگو بزار ما هم یاد بگیریم.
      عاشق شدن راحته ولی حفظ کردن احساست توی زندگی مشترک خیلی سخته.
      به قول دکتر انوشته عشق و عاشقی همش 8 ماه اوله بعد از سرت میافته و می بینی اینی که ازش بت ساخته بودی یه تیکه گوشته و بری خون بوی عجز بوی انسان بودن میده.
      انسان ها همه همین هستن تنها چیزی که از هم متمایزشون می کنه بینش و تفکرات و عملشونه. این نظر من بود خوش حال میشم نظر بقیه دوستان رو هم بدونم.

  11. سمانه :
    20 مه 14

    باز هم دیدمش
    نه اینکه بغض کنم، نه! فقط از دور؛ هزار سال پیر شدم!
    ===========================
    هیچوقت واسه نگه داشتن کسی که تفاوتت رو با بفیه نمیفهمه تلاش نکن.
    ===========================
    وقتی آدم میگه هیچکس منو دوست نداره. منظورش از هیچکس یه نفر بیشتر نیست.
    همون یه نفری که واسه اون همه کسه.

    • بیتا :
      20 مه 14

      لایک سمانه 🙁
      .

      باز هم دیدمش
      نه اینکه بغض کنم، نه! فقط از دور؛ هزار سال پیر شدم!
      🙁
      کاش یه بار دیگه می دیدمش حتی از دور پیر چیه به فسیل شدنم می ارزید 🙁

    • سمانه :
      20 مه 14

      نه بیتا جون نمی ارزه. از من بشنو.

    • بیتا :
      20 مه 14

      سمانه واسه من ارزه دیدنش به همه دنیا حتی از دور…
      تو ندیدی چشای قرمز و خستشو
      تو ندیدی چروکای صورتشو
      تو ندیدی خاک روی لباسشو یا یقه ی پاره شو وقتی که از سر کار با همه خستگی بیاد و بگه اومدم نهارو با هم بخوریم 🙂
      یه سری چیزا ارزش داره واسه دوباره دیدنش همه زندگیتو بدی 🙂

    • سینا :
      21 مه 14

      وقتی خدا یه دری رو به روی بندگانش میبنده، حتماً یه در د یگه رو واسش باز کرده که ارزششو داره!
      چقدر زیباست که چشم ما فقط به اون در بسته نباشه! یه خورده هم جویای اون دره باز شده باشیم که زیاد سخت نیست…

  12. مهسا :
    20 مه 14

    دستم نقاشی بلد نیست
    اما دلم چه زیبا برایت پر میکشد

    • بیتا :
      20 مه 14

      لایک مهسا

    • مهسا :
      20 مه 14

      هواتو از سرم بیرون نکردم
      تو تنها حسرت من رو زمینی
      یه چیزایی رو تا عاشق نباشی
      نه میتونی بفهمی نه ببینی

    • بیتا :
      20 مه 14

      دختره موبالشو گم کرده سه شبانه روز گریه کرده
      نه واسه گوشی دو میلیونیش ها…
      واسه اینکه POU سه روزه غذا نخورده 🙁 😀
      اینم جک مخصوص مهسا خانوم دلش واشه 😀
      ببین من چقد خوبم چقد هواتونو دارم خداوکیلی بازم بگید بیتا بده 🙁

  13. مهسا :
    20 مه 14

    بی تفاوت نیستنم
    ولی دیگر کسی برایم متفاوت نیست

    • بیتا :
      20 مه 14

      پس هنوز عاشق نشدی 🙂
      تجربه اش نکن همین بی تفاوتی بهتره 🙂

    • MOSLEM :
      20 مه 14

      سلام بیتا خانوم. هر کس یه نظری و یه تئوری درباره عشق داردو من به نظرات شما و مهسا خانوم احترام کامل میگذارم .ولی نظر خودم به این شکله که.انسان بی عشق مثل اینکه روح در بدن ندارد و از نظر خودم اگر من بر فرض مثال بی تفاوت باشم و به همین روال پیش رود .خیلی بدهه البته بازم میگم به نظر(خودم).چون وقتی قسمتت شد که عاشق بشی ودر همان حال بی تفاوتی عاشق بشی خیلی بد تر چون تا بحال عاشق نشدی و بی تفاوت بودی نسبت به این موضوع .و یکباره این موضوع با شما ملاقات میکند هضم کردنش برایتان سخت و گاها پیش می آید که غیر تصور میشود این موضوع برایتان.
      ولی کلا من میگم که عشق رو نمی توان بسادگی با اون بی تفاوت بود.چون وقتی گرفتارش شدی بد گرفتارش میشی.و اسیرت میکنه.
      و در نهایت نظر کلی من: عشق چیست:

      از استاد دینی پرسیدند عشق چیست؟ گفت:حرام است.

      از استاد هندسه پرسیدند عشق چیست؟ گفت:نقطه ای که حول نقطه ی قلب جوان میگردد.

      از استاد تاریخ پرسیدن عشق چیست؟ گفت…

      گفت : سقوط سلسله ی قلب جوان.

      از استاد زبان پرسیدند عشق چیست؟ گفت:همپای love است .

      از استاد ادبیات پرسیدند عشق چیست؟ گفت : محبت الهیات است .

      از استاد علوم پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عنصری هست که بدون اکسیژن می سوزد.

      از استاد ریاضی پرسیدند عشق چیست؟ گفت : عشق تنها عددی هست که پایان ندارد

    • MOSLEM :
      20 مه 14

      به كوه گفتم عشق چيست؟ لرزيد. به ابر گفتم عشق چيست؟باريد. به باد گفتم عشق چيست؟ وزيد. به پروانه گفتم عشق چيست؟ ناليد. به گل گفتم عشق چيست؟ پرپر شد. و به انسان گفتم عشق چيست؟ اشك از ديدگانش جاري شد و گفت ديوانگيست….

    • بیتا :
      20 مه 14

      یه جاهایی حرفت درسته و یه جاهاییش نه.
      اولا این که میگی وقتی قسمتت شد که عاشق بشی ودر همان حال بی تفاوتی عاشق بشی خیلی بد تر چون تا بحال عاشق نشدی و بی تفاوت بودی نسبت به این موضوع. خب مگه آدم چند بار توی زندگیش عاشق میشه؟ احساسی که مرتب تکرار بشه که دیگه عشق نیست.
      این متن رو هم قبول نداشتم چون همشون گفتن جوان ولی عشق پیر و جوون نمیشناسه.
      اما اون قسمت که گفتی عشق رو نمی توان بسادگی با اون بی تفاوت بود.چون وقتی گرفتارش شدی بد گرفتارش میشی.و اسیرت میکنه. این دقیقا حرف من بود.
      لب کلام من همین بود. عشق باریه که روی دوش قلب آدم گذاشته میشه اگه قوی باشی و باور داشته باشی به خودت و احساست بدون خستگی این بار رو به مقصد میرسونی ولی اگه باور نداشته باشی یا پای دلت بلرزه یا نیمه راه بارو رها می کنی یا انقد زیر فشارش خم میشی که مسیرو اشتباه میری.
      عاشق شدن خیلی سخته مسلم یه معامله است بین خودت و خدای خودت و وقتی دلتو وسط میزاری دیگه نباید پا پس بکشی…

    • MOSLEM :
      20 مه 14

      سلام بیتا خانوم . نه ….نگاه کنید منظور منو نگرفتید من گفتم که کلا بی تفاوت بودن در عشق کار خوبی نیست و دوم شما راست میگید نمی توان چندبار این احساس توی زندگی بوجود بیاد و و کلا گفت عا شق شدن گذاشت اسمشو. ولی من میگم :حداقل می توان آمادگی در خودت بوجود بیاری که بله این تصور درست است. و فکرشو کنی که مثلا شما الان عاشقی و به عکس العمل هایی که ممکن است انجام بدی یا نمی دون وووو غیرو …… فکر کنی و حداقل این نظر رو در خودت بارور کنی. و سوم ببخشید که نتونستم منظورم رو بگم. بازم ببخشید(:

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      خب وقتی شما اینجوری میگید و با توجه به اینکه شما از قدیمیای سایت هستید و من تازه واردم ، اون موقع من باید بذارم برم که.
      آخه میترسم الان یه حرفی بزنم باز ناراحت شید.
      فقط تو این موضوع موندم که اگه خانم ها حرفی بزنند آقایون نباید ناراحت شن (البته قبول دارم نباید ناراحت شن) ولی اگه ما چیزی بگیم واویلاست
      میخواین اصلا فقط نظرم رو راجع به پست ها بگم که کلا به هیچکس بر نخوره؟

    • بیتا :
      20 مه 14

      مسلم جان من بازم گیج شدم ها…
      منظورت رو باز کن لطفا اینجور سر بسته میگی من واقعا متوجه نشدم.
      حیدر جان این چه حرفیه؟
      از نظر من توی دوستی اصلا جنسیت مطرح نیست البته تا وقتی که از یک سری خط قرمز ها رد نشیم.
      بعدشم اینجا قدیمی و جدید نداره همه با هم رفیق هستیم.
      شاید گاهی از حرف های هم دلخور بشیم که اون هم برمیگرده به دیدگاه ها و اختلاف نظرها که طبیعیه همیشه و همه جا هست.
      شما هم حق داری آزادانه حرف بزنی.
      هی هم نگو سنم کمه یا تازه وارد هستم هرکس از یک دید به قضیه نگاه می کنه چه بسا که دید تو از خیلی از ما بازتر باشه چون در حال حاضر لااقل بیشتر از من در اجتماع و در تعامل هستی و صحبت هات به روز تره.
      شاید من حرفی بزنم که بهش باور داشته باشم و در دنیای امروزی خیلی کلیشه ای باشه و بگن چقدر قدیمی فکر می کنه.
      از من میشنوی همیشه حرفت رو بزن و از هیچ چیز نترس و به خاطر خوشایند هیچ کس خودت رو فیلتر نکن. خودت باش تو هر شرایطی. این ارزشش از همه چیز بیشتره.

      • Admin :
        20 مه 14

        دوستی بدون رعایت نوع جنسیت شک نکنید آخرش به بیراهه میره. متاسفم از این افکار!
        هر چند این حرف من خیلی از این امروزی ها رو میخندونه و به من خواهد گفت نمیدونم امل، سنتی، جهان سومی و از اینجور حرفای روپوش زنی! که اهمیتی نداره برام.

    • غزال :
      20 مه 14

      بیتا جان ناراحت نشیا ولی منم با آدمین موافقم..جنسیت باید حتما رعایت بشه..رفتار من باشما و با یکی از پسرای سایت باید خیلی فرق داشته باشه

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      ممنون بیتا خانم ، شما خیلی لطف دارید
      حرفاتون هم خیلی خوب و روحیه بخش هستن ولی همون ممیزی که آقا سهیل گرفت رو من هم سعی میکنم رعایت کنم
      مثلا من ممکنه گوش رفیقمم بپیچونم تا یه چیزی رو بهش بگم ولی در برابر خانم ها سعی میکنم تا حدی که ممکن باشه و دالّ بر کم رویی نباشه تو چشاشون نگاه نکنم و در کل بین ارتباط بین آقایون و خانم ها فرق میذارم اما بابت این شوخی های اینجا فکر نمیکردم اینجوری به کسی بربخوره.

    • بیتا :
      20 مه 14

      اگه کامنتم رو درست خونده باشید گفتم که تا حدی که از خط قرمز ها عبور نکنه.
      آقای ادمین شما هم جنس من نیستی چند وقته من رو میشناسی؟ تا الان لغزشی از من دیدی؟ من حد و مرزم رو میشناسم و از حد و مرز خودم عبور نمیکنم.
      بیراهه رفتن بر میگرده به طرز فکر آدم ها و میزان انتظارشون از هم و دیدی نسبت به واژه ی آزادی دارن. آزادی من در اینه که حرفم رو بی پرده و بی ترس و ابهام بزنم و عقاید و نظراتم رو بگم و راجع بهشون بحث کنم خط قرمز من تا اینجاست شما برو نگاه کن ببین خط قرمزت کجاست که ممکنه به بیراهه کشیده بشه.
      من نمیدونم چرا همیشه از کامنت های من برداشت بد میشه اگه همون وقت توضیح بدم میگی تومار نوشتی اگه نگم هزار جور انگ بهم می بندید من واقعا نمیدونم دیگه چجوری باید حرف بزنم خداشاهده. 🙁

    • بیتا :
      20 مه 14

      حیدر جان با من راحت حرف بزن عزیزم من تا جایی که شما رو شناختم خودت انقد فهمیده هستی که حد و مرزهاتو نشکنی و باعث رنجش کسی نشی و این منو خوش حال میکنه با این که ازم کوچیک تر هستی ولی واقعا از هم صحبتی باهات لذت می برم خیلی گلی خدا حفظت کنه.

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      شرمنده نکنید تو رو خدا .
      الان شما میگید حد و مرز و نشکستم ولی اوضاع اینجوریه و یکی از کاربرای خیلی خوب سایت اینجوری از دستم به شکارن .
      وای به روزی که بشکنم . که من ترجیح میدم از همین مرز هم عقب نشینی کنم .

    • erfan :
      21 مه 14

      حرف ادمین فکر میکنم صحیح تر باشه…دوستی با جنس مخالف حتی اگه خط قرمز هایی هم براش در نظر بگیریم بازهم میتونه به راه غلط کشیده بشه…این برمیگرده به گرایشات و ویژگی های ذاتی که در وجود هر آدم هست…

    • فاطمه یاس :
      21 مه 14

      بیتا جان نظرمو بالا در مورد عشق پرسیدی…
      من نه عشق تو کتابا رو قبول دارم نه عشق تو داستانهای آقا مسلم نه عشق های کوچه بازاری…
      اصلا عشق بدون شناخت و توجیه عقلی رو نمی پذیرم.
      عشق یعنی عشق امام علی ( ع )و خانوم فاطمه زهرا( س )…ولاغیر
      نگید ما مثه اونا نیستیم.اونا الگو هستن نه لیلی و مجنون افسانه ای.نه خسرو و شیرین و فرهاد نه…
      خلاصه خانومم اگه منو به عنوان یه آدم خوشبخت تو زمینه عشق قبول داری نظر من اینه.شاید بعدها بهش برسی.
      من ادعای بزرگی نمیکنما فکر کنم یکی دو سال ازت کوچیکترم اما خوشبختانه با این تفکرات بزرگ شدم و سعی میکنم اینا رو بهدخترم هم منتقل کنم…

    • فاطمه یاس :
      21 مه 14

      یه چیز دیگه که یادم رفت بگم…
      یتا اینجا دخترا و پسرا با هم حرف میزنن اما اینبه اون معنی دوستی نیست.
      قطعا دخترو پسرای اینجا حرف خصوصی با هم ندارن.که اگه اینطور بود من متاهل اینجا نبودم.
      لغزشی که میگی شک نکن که بالاخره تو این دوستی های مثلا معمولی پیش میاد.ممکنه حتی فقط تو دل یکی از دو طرف.اما پیش میاد.دیر یا زود…حتی یه فکر کوچیک میتونه لغزش باشه.

    • بیتا :
      21 مه 14

      عرفان جان اگه آدم خودش رو بشناسه و واسه خودش حریم ایجاد کنه نه خودش پاش رو فراتر میزاره نه به دیگران اجازه میده این کارو بکنن.
      الان خودم رو مثال میزنم خانم ها که همه تاج سر من ولی آقایون من با شما و مسلم و حیدر خان و آقا جواد و آقا محسن و بیشتر آقایونی که به طور مستمر کامنت میدن خیلی صمیمی و راحت حرف میزنم. این جا یه سایت عمومی هست و همه مطالب رو همه میتونن بخونن مسلما آقایون یه سری حرفهای خصوصی دارن بین خودشون که در حضور خانم ها نمیزنن و هم چنین خانم ها هم همین طور.
      آزادی که من ازش حرف میزنم در راستای آزادی در بیان نظرات هست وگرنه خدایی نکرده که قرار نیست اینجا کسی بخواد یا اصلا بتونه خلاف شئونات اسلامی کاری بکنه. هرچند من با دوستانم بیرون از این محیط هم دوستی هام تعریف شده است و تمام دوستان من رو خانواده ام میشناسن و خودم آدمی هستم که آب بخورم به خانواده ام میگم. به نظر من هیچ رابطه ای به انحراف کشیده نمیشه مگر این که دو طرف به یک میزان لغزش کنن. مهم نیست چه کسی عامل تحریک باشه مهم لغزشه است.
      آدم اگه ذاتش پاک باشه حتی اگه توی روسپی خونه هم بندازنش باز هم سالم و نجیب بیرون میاد. این اعتقاد منه.
      من فکر می کنم نجابت و اصالت در ذات آدم باشه محیط و اجتماع نمیتونه سبب انحراف بشه.
      ببخشید اگه طولانی شد.

    • بیتا :
      21 مه 14

      حیدر جان شما آزادی هرچی دوس داشتی به من بگی، منو نقد کنی، ایرادهایی که در حرفهام می بینی یا اگه جایی از حرفم واست مجهول بوده بهم بگی و اگه خواستی شوخی کنی من ناراحت نمیشم.
      بقیه دوستان هم همین طور من از شوخیای دوستانه ناراحت نمیشم و خوش حال هم میشم اگه ایرادی در صحبت های من هست بهم بگید. شاید بعضی وقت ها روی حرفم پا فشاری کنم ولی مطمئن باشید از نظرات تک تکتون درس میگیرم.
      ممنون

    • غزال :
      21 مه 14

      بله ولى هممون ديديم و شنيديم که ادمايى که خيلى به خودشونو ذاتشون مطمئن بودن… متاسفانه پاشون لغزيده..ىادت باشه هممون انسانيم و شىطان هيشه در کمينه مونه..

    • بیتا :
      21 مه 14

      آره به خدا آجی راست میگی
      خوش به حالشون که قبل از این که جنینشون شکل بگیره خدا عقدشونو تو آسمونا بسته بوده 🙁
      منم با عشقای اینترنتی و خیابونی مخالفم آجی.
      عشق ما خیابونی نبود اون تا همین پارسال نمیدونست من چه شکلی ام.
      برادر دوستم بود. من یه عکس ازش داشتم ولی اون حتی نمیدونست من چه شکلی هستم.
      باعث آشنایی خود دوستم بود ولی خانواده ها مخالفت کردن بنا به خیلی از دلایل.
      همین الان تمام فامیلش منو میشناسن و منو رو سر میزارن (اینجور که خواهرش می گفت) ولی… قسمت نبود. 🙁

    • بیتا :
      21 مه 14

      غزل جان شیطان چیزی بیش از هوای نفس نیست که اگه نتونیم باهاش مقابله کنیم پس دیگه انسان نیستیم. آدما توی شرایط سخت خودشون رو نشون میدن وگرنه به حرف باشه که همه مریم مقدس میشن.
      این برداشته منه و میتونه درست نباشه.
      ولی توی مستند اغوا دیدم و خوندم که شیطان اجازه ورود به جسم رو نداره و فقط ذهن انسان رو با زیبا جلوه دادن گناه به خطا میکشونه.
      منم همیشه میگم هیچ کس عاری از گناه نیست و همه خطا میکنن ولی در توبه به روی همه بازه. 🙂

    • erfan :
      21 مه 14

      در مورد روابط دوستانه تو این سایت فکر میکنم فاطمه یاس خانوم اصل مطلب رو گفتن…بیتا من واسه شما احترام قائلم…ببخشید که راحت حرفم رو میزنم شما هم جای خواهر بزرگتر من… مطمئنا شما اون حریم و خط قرمزی که ازش حرف میزنید رو رعایت میکنید…اما واقعا مطمئنین که دوستانتون هم همین خط قرمزهارو واسه خودشون قائل میشن و اونارو رعایت میکنن…به عنوان یک پسر با جرئت اینو میگم در این مدل روابط احتمال لغزش پسر خیلی بیشتر از دختر هاست…و همینطور کمتر پسری هست که با جنس مخالف در ارتباط باشه و کوچکترین انحراف حالا چه به صورت عملی یا فکری درش به وجود نیاد…بازهم معذرت میخوام که یه مقدار بی تعارف حرف زدم…

    • بیتا :
      21 مه 14

      نه عرفان جان حق با شماست در این زمینه واقعا به این موضوع فکر نکرده بودم
      من از دید خودم و به عنوان یک زن حرف زدم و هیچ وقت خودم رو در جایگاه یک مرد قرار ندادم و واقعا نمیدونم با چه چیز ممکنه باعث لغزش بشه.
      ممنون که بهم گفتید بعد از این محتاتانه تر برخورد می کنم.
      شما هم حواست باشه لطفا اگه خطایی ازم سر زد حتما بهم گوشزد کن داداش مرسی که گفتی

  14. مهسا :
    20 مه 14

    ازین پیامک ها و جمله های عشقولانه اصلا خوشم نمیاد
    خنده دار و طنز رو بیشتر دوست دارم

    • غزال :
      20 مه 14

      منم باهات موافقم مهسا جون…
      ولى خب اينم واسه عاشقاس ديگه..

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      اینا عشقولانه نیست همش پر از نا امیدی و جداییه…چرا این جوری شده؟؟؟؟
      عشق های الان همش شده غم.چون اصولش غلطه.

    • erfan :
      20 مه 14

      با نظرتون در مورد عشق های امروزی موافقم…
      بنظرم شروع عاشقی با دستور قلبه ولی بعدش باید قلبمون رو کنار بزنیم و به ندای عقلمون گوش کنیم…از خودمون بپرسیم که چرا از فلانی خوشمون اومده…بخاطر نجابت و شرم حیایی که داره؟؟ بخاطر اخلاق و شخصیتش؟؟ یا بخاطر…؟؟
      و خیلی از پرسش های دیگه تا به این نتیجه برسیم که آیا عشق ما واقعیه یا فقط یه هوی و هوسه زودگذره…

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      جلوی من از این حرفا نزنید
      خوب نیست چشم و گوشم باز بشه
      هنوز زودمه بابا
      عه کی زن خواست؟
      همش حرفای عشق و عاشقی!من الان باید تمرکزم رو درس باشه خب

    • erfan :
      20 مه 14

      حیدر علی خان تمرکز شما بیشتر رو سایت دوستی ها و کامنتاشه تا درستا؟!
      بپا تو امتحانات اشتباهی نظرای مارو ننویسی؟!

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      شروعش با قلب نیست.به نظرم شروعش باید با عقل باشه.که اگر مورد قبول نبود ضربه روحی نخوریم.
      قلب در امتداد عقل کارشو انجام میده.
      با کسی باید زندگی کرد که لایق عشق باشه نه تشنه عشق.چون همه تشنه ها یه روز سیراب میشن.
      عشق های امروزی که با یه نگاه و … میاد نتیجه ش چیزی جز بی اعتمادی و جدایی و خیانت و حسرت نیست.
      ین نظر منه که کاملا تضمین شده س. 😉

    • غزال :
      20 مه 14

      با حرفاتون موافقم آقا عرفان…
      ولى قبول کنيد فهميدن تفاوته عشق و هوس واسه آدمى که اول دلش لرزيده خيلى سخته…
      پس بهترين کار اينکه اول با عقل عاشق بشيم بعد اجازه بديم دلمونم بياد وسط…
      اينجورى هيچوقت پشيمون نميشيم

    • آرامش :
      20 مه 14

      راست مى گن ديگه… عه..
      از اين حرفا نزنيد…
      منم زودمه… قصد ازدواجم ندارم… بهله.. 😀
      (شوخى بودا باز بکسى برنخوره…. تازه توبه کردم شوخى نکنم… نمياريد شما عزيزان.. آدمو قلقلک ميدين.. 😐 )

    • آرامش :
      20 مه 14

      نميزاريد
      فک کنم از دست من همين روزا بچه هاى سايت گلربزون کنن برام گوشى بخرن. 🙂

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      بکوب درس بخونم هم خسته میشم
      تا الآن هم جز هندسه که نمیدونم چم شده بود که اونجوری شد بقیه ی امتحانات خیلی خوب بودند

      • Admin :
        20 مه 14

        نکنه سر زنگ هندسه گفتی این درسا بسه کاشکی این زنگ بخوره دل به دلدار برسه؟ 😀

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      آقا حیدر علی خان رشته ت ریاضیه؟
      درکت میکنم.سال آخر خیلی سخته.مخصوصا دیفرانسیل و انتگرال.
      چشم و گوشتم فعلا ببند.موفق باشی. 🙂

    • آرامش :
      20 مه 14

      به به..
      جناب ادمين.. براى پسرا چه شعراى منشورى مى خونيد… خدا شانس بده.. برا ما دمپايى و کمر بند… 😐

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      کی؟من؟
      دلدار؟دلدار که یکی از هم کلاسیام بود . دلم برای چی بره پیش اون؟
      نه بابا همه ناراضی بودن از امتحان
      تازه سه تا مراقبم داشتیم.انگار قاتل گرفته بودن 😐
      البته من که قصدم ثواب بود و میخواستم هموناییکه نوشتم رو برسونم ولی قسمت نشد

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      بله ریاضی هستم
      یکشنبه هم همون دیفرانسیل رو دارم،
      شما هم موفق باشید

    • بیتا :
      20 مه 14

      فاطمه یاس عزیزم گل گفتی مثل همیشه :*
      میدونی مشکل کجاست؟
      زندگی به ظاهر مدرن امروزی بین آدما فاصله ایجاد کرده
      امروزه تو اکثر خونه ها حداقل دو تا تلویزیون هست
      باباهه یه اتاق فوتبال می بینه مادره یه طرف سریال می بینه بچه هم تو اتاقشه تونت میچرخه
      روابط درون خانواده ها سرد شده
      بچه های ما هم نیاز دارن بیشتر دیده بشن به محبت نیاز دارن به توجه نیاز دارن
      وقتی این خلل رو در خودشون می بینن و این کم بودها رو احساس می کنن به بیرون کشیده میشن.
      با یه دوست دارم عاشق میشن
      فکر می کنن دنیای بیرون خونه جای بهتریه
      بیشترشون هرفشون از ازدواج فقط اینه که از خونه پدری بیرون بزنن
      دیدم اینارو که میگم.
      جونای ما واقعا نمیدونن خوشبختی احساسیه که از درون آدم ها نشأت می گیره اگر در زمان مجردی به این احساس نرسی بعد از ازدواج هم نمیرسی چون ریشه در افکارمون داره. واسه همین انقد آمار طلاق بالا رفته. ما از همسر آیندمون انتظار داریم چیزهایی رو بهمون بده که در مجردی کم بودش رو احساس می کردیم و وقتی می بینیم که نمیتونه ازش جدا می شیم غافل از این که این کم بود ها ریشه در درون ما داره و با هیچ کس دیگه هم نمیتونیم به دستش بیاریم.
      البته این نظر منه و ممکنه درست نباشه من اینا رو با توجه به چیزایی که دیدم میگم.
      اکثر اینایی که ادعا می کنن عاشق شدن و با اسرار می خوان به عشقشون برسن زندگیشون دوامی نداره و اکثرا از خجالتشونه که به اون زندگی ادامه میدن یا از غرورشون که نگن باخته.

    • بیتا :
      20 مه 14

      حیدر جان کار خوبی می کنی عزیزم
      بدو برو بشین پای درسات معدلت خوب بشه ها
      ضمنا ما حرفای بدی نزدیم گلم اتفاقا خوبه واست اینا رو بخونی و بدونی و چشم بسته انتخاب نکنی 🙂

    • غزال :
      20 مه 14

      اى کاش فقط دمپايى و کمربند بود آرامش…

    • آرامش :
      20 مه 14

      غزال جان..
      چيز ديگه اى هم هست ؟؟
      بغير اون چوب درخت آلبالو. ؟؟ ..اوه…چى ميتونه باشه…
      ترسناک داره ميشه.. اين رييس… 😐

    • غزال :
      20 مه 14

      شلاق و چوب درخت آلبالو و کمربندو…. کمه آيا؟؟ى بار قبلا منو تهديد به قطع نخاع کرده…
      هعيى…دست رو دلم نذار که خونه..

    • بیتا :
      20 مه 14

      شلاق؟ چوب درخت آلبالو؟ کمربند؟ :O
      انگار من شانس آوردم آخرای کمربند و اولای دمپایی ابری اومدم.
      فکر کنم هرچی پیش میره دل نازک تر میشه 🙁
      قطع نخاع؟ 🙁 خدا نکنه دور از جونت 🙁

    • آرامش :
      20 مه 14

      غزال..
      همينا… اى بابا.. اينا که چيزى نيست…. ما باهاتيم… رئيس است ديگر.. …تازه مگر نشنيدى.. فحش بچه.. صلواته.. 😀

    • غزال :
      20 مه 14

      آره بابا پس چى فکر کردى….
      تازه ى بارم گف من به دختراى سايت رو نميدم چون که پرو ميشن..منظورش ماها بوديم ديگه…
      الانم داره کمربندشو دور دستش مى چرخونه و سر تکون ميده ولى من سرجام وايسادم..

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      ببینید خودتون دارید ادمینو قلقلک میدینا.یه مدته دیگه ضرب و شتمو گذاشته کنار.تشویقش کنین تا زودتر یادش بره. 😉 😀

    • آرامش :
      20 مه 14

      غرال جان
      لطفا مخاطبتو مشخص کن من بدونم شما با کى صحبت مى کنى اشتباه جواب ندم دلخورى پيش بياد…
      نه از روت خوش اومد.. محکم ايستادى… ولى به ادمين نمياد آ… نه بزار.. از اينور نگاش کنم… نه.. خدايى.. بهش نمياد.. فک کنم اون تهديداش هم… رئيس است ديگ….بزار تو کرى خونى شلوغ کنيم.. حالا تو هم از اينور نگا کن… ديدى… هيچى نداره.. فقط داره از دست کامنت اى بى ربط و طولانى ما حرص ميخوره..
      چشم.. چشم.. ادمين.. هيس ميشم.. 🙂

    • بیتا :
      20 مه 14

      ای جان چه استقامتی 😀
      دارمت غزال برو جلو من از دور نیگات می کنم 😀

    • MOSLEM :
      20 مه 14

      سلام حیدر علی خان .بابا من هنوز امتحاناتم شروع نشده که……….به این خاطر زیاد سر میزنم . اوه اوه….ریاضی هستید .من خیلی از ریاضی بدم میاد. ببینم شما از انتگرال و مشتق چیزی بلدی آخه توی دانشگاه یه استادی گیرمون آمده که خدا خیرش بده درست درس نمی ده .نه من .بلکه برو بچ رشته فنی مهندسی هیچی ازشون نمی فهمند .و یک نکته ای که هست بچه های فنی مهندسی با بچه های
      ریاضی قاطی شدن . یعنی الان بچه هایی که از فنی حرفه ای آمدند ریاضیشون تعطیله هیچ……………..هیچ …..هیچ…… که خودم هم فنی هستم ولی در عوزش کارهای فنی و اطلاعات فنیشون بیسته بیسته.ولی بچه های ریاضی تئوریشون خوبه ولی عملی تعطیلن.اینکه ما هم این میان میسوزیم.
      خواهشا یه فکری راجبه ما کنید یه وقتی سوالی چیزی بود من رو تنها نذاریدا .باشه دادشی گلم………. خلا صه التماسه دعا داریم
      دیگه ترم آخریم پامون لبه پرتگاهه نجاتمون بدین. بقول یکی از استادامون که میگفت (علمای حاضر همه کله ها خالیه)خدا خیرش بده استاد خوبی بود ولی دیگه از ترم سه رفت .یعنی فراریش دادن.

    • erfan :
      20 مه 14

      سرعت کامنت گذاشتن بچه از سرعت اینترنت بالاتر رفته…نمیفهمم…چند ساعت نبودما!!!
      (حیدر علی گوشاتو بگیر…)
      منظورم از شروع عاشقی وقتی بود که یکی از طرفین نسبت به طرف مقابل احساس خاصی پیدا میکنه که باید قبل از انجام هر کاری عقلش رو قاضی کنه…
      راستی نشد یه پست تو سایت قرار داده بشه این دخترا شروع به کل کل و آتیش سوزوندن نکنن…خودش میگن…خودشون میخندن…سرآخرم جشن پیروزی میگیرن!

    • مهسا :
      20 مه 14

      میدونی چرا عشقای الان همه غمگین شدن
      چون مثلا تو یکی رو دوست داری اون یکی هم یکی دیگه رو دوست داره اون یک دیگه هم یه نفر دیگه رو دوست داشته و…
      این شکلی میشه که هیچکی با اونیکه دوستش داره نیست بعد به این میگن شکست عشقی
      مسخره س اما واقعیه
      ـ ـ ـ ـ
      آرامش و غزال من تازه به نیشگون هم تهدید شدم
      اما چوب و … نه هنوز خداروشکر
      ـ ـ ـ ـ
      آقا سهیل یاد اون آهنگه افتادم چه خوبم حفظی
      من موزیک ویدیو شو دیدم یاد لباساشونو و رقصشون میفتم خندم میگیره

    • مهسا :
      20 مه 14

      آقا مسلم منم ریاضیم خوبه اما در حد ریاضی کنکور
      نمیدونم ریاضی مهندسی فرق داره یا نه
      آرامش یاد ” هیس کن … عه …” های آقا سهیل افتادم 😀
      آقا سهیل یادت میاد؟ میگفتی بگو اما نمیذاشتی حرف بزنم ” هیس کن ببینم”

      • Admin :
        20 مه 14

        چنان میگه یادت میاد انگار مال 50 سال پیشه.
        مشکلتون حل شد با برنامه ها؟

    • erfan :
      20 مه 14

      بچه رو باید مینوشتم بچه ها…خودش رو هم باید مینوشتم خودشون…دیگه بذارید به حساب خستگی…

    • مهسا :
      20 مه 14

      گفتم سرتون شلوغه حتما یادت رفته
      آره دست شما درد نکنه … مگه میشه شما یچی رو پیشنهاد کنید مشکل حل کن نباشه؟ حرفا میزنید آقا سهیل !!!!
      خدایی خیلی خوش گذشت
      بازم بیاید این طرفا
      البته من که همیشه واسه شما زحمتم

      • Admin :
        20 مه 14

        خواهش میکنم. هر کدوم از دوستان مشکل داشته باشه میرم تو سیستمش اگر بلد باشم درستش میکنم. البته هیچکدوم از اونایی که رفتم تو سیسمشون چایی و میوه نیاوردند 😐

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      سلام مسلم جان
      آره ما یک هفته دیگه تموم میشه امتحاناتمون
      والا اون زمان که ما این رشته رو انتخاب کردیم از انتگرال و این حرفا خبری نبود ولی حالا دور و زمونه عوض شده. زندگی سخت شده بالاخص درس خوندن.
      اگه مثل ترم اول دوپینگی برم جلو نمرم خوب میشه ولی حجمش زیاده.
      میگم اگه از بچه هایی که انسانی هستند کسی اینجا هست پیشاپیش معذرت میخوام چون میدونم هیچگونه رابطه ای با ریاضی نداشتن ندارن و طبیعتا نباید هم ازش خوششون بیاد

    • مهسا :
      20 مه 14

      باور کنید من آوردم اما آقا سهیل نخوردن خودم خوردم
      حالا آبروی مارو ببر جلو ملت آقا سهیل … بلدی که

      • Admin :
        20 مه 14

        قبلا از من دفاع میکردی اما الان کمال همنشین با فاطمه یاس و شرکا در تو اثر کرده!؟ 😐

    • erfan :
      20 مه 14

      حیدر علی خان یه سوال شخصی میپرسم دوست داشتی جواب بده…چ رشته و دانشگاهی مد نظرته؟؟؟

    • آرامش :
      20 مه 14

      غزال و مهسا..
      عزيزان شنيديد که..
      هر که در اين درگه مقربتر ست
      جام بلا بيشترش ميدهند..
      بله خانمها.. عزيزيد که ادمين تهديد مى فرماييد و گر نه بنده تا کنون مورد تهديد واقع نشدم.. بچه همسايم… 😀
      تو مايهاى نخود هر…. بگذريم
      مهسا خانم.. ويدويى…تصويرى.. بدون خش…لباسهاشون.. ؟؟ به به ..حالا جالب بود!!
      هيس کن ها.. هميشه جاريست.. در خانه.. دانشگاه.. دوستان.. و..عادت کرديم..

    • مهسا :
      20 مه 14

      آرامش جون زمان ما اینقد جامعه بد نبود که
      ویدیو هم میدیدیم مبتذل نبودن …. آره خیلی جالب و بامزه بود

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      فاطمه یاس و شرکا 😀
      واسه سایت اسم خوبیه. 😀
      چای و میوه هم میخواستی؟ خوب میگفتی 😐

      • Admin :
        20 مه 14

        کدوم مهمونی تا حالا گفته لطفاً چای و میوه بیارین؟
        میزبان باید انقدر شعور… لا اله الا الله 😀

    • آرامش :
      20 مه 14

      مهسا خانم..
      جسارت نکردم و منظورم.. مبتذل ديدن نبود.. خيلى از فيلمهاى قديمى.. رقص و آوازهاى همراهش که انوموقع تو بورس و مد بود الان با ديدنش باعث خنده و تفريح ميشه.. و دلقک بنظر مياد..
      الانم جامعه بد نيستا.. والا..

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      والا دانگاه که فردوسی در اولویته ولی رته رو ممکنه نیارم.اما همه ی مهندسی های خوبشو میزنم.

      • Admin :
        20 مه 14

        حیدر از وقتی فهمیدم اینوری هستی ازت خوشم میاد. ضمنا جواد هم بچه مشهده و کلاً بچه های مشهد خیلی باصفا هستند.
        اینوری که گفتم به همون قضیه خرداد مربوط میشه 😉

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      آرامش خانم : هر که در این بزم مقرّب تر است منظورتون بود؟
      آهان گوشیتون بد نوشت!
      البته ببخشید دیروز فاطمه یاس خانم ازم یک چنین مشکل مشابهی رو گرفته بودن ، منم خواستم کمکتون کنم که گوشیتون شعر ها رو اشتباه ننویسه

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      ما مخلص شماییم آقا سهیل 😀
      چه خوب . فکر میکردم تنها مشهدی اینجایم.

    • آرامش :
      20 مه 14

      نه ديگه.. دقيقا در اين جا ..
      درگه منظورم بود و هست و خواهد بود.. بله جانم..
      گوشيىم هم احتياج به کمک نداره… ممنون.

    • غزال :
      20 مه 14

      حیدر علی خان کامنته خودتو دیدی؟؟
      دانشگاه نوشتی دانگاه..رتبه نوشتی رته..بعد حالا به آرامش گیر میدی..
      شما فک کنم با ماشین حساب میای تو سایت 😀

      • Admin :
        20 مه 14

        از این به بعد هر کس به حیدر علی بگه بالای چشمت ابروئه با مسلسل تیر باران میشه.

    • مهسا :
      20 مه 14

      آره منم با سهیل موافقم
      مشهدیا خیلی خوبن فقط رانندگیشون خیلی مشکل داره که اونم ایشالله امام زمان ظهور کنه خوب میشه

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      اونی هم که شما اشاره فرمودید غزال خانم رشته بود ، که اشاره به رشته ی اصلی مورد نظرم نکرده بودم و فقط گفتم رشته رو ممکنه نیارم .
      بعدشم من جوری باید تایپ کنم که آرامش خانم هم بتونن با گوشیشون بخوونن دیگه.غیر از اینه؟

    • غزال :
      20 مه 14

      خب واسه چی انقد ایراد میگیره…
      در ضمن من علاوه بر رزمی کار بودن توی تیر اندازی هم رتبه دارم و نشونه گیریم حرف نداره..درست میزنم وسط پیشونی..
      گفتم در جریان باشید

    • مهسا :
      20 مه 14

      میدونم آرامش جان
      آره من هنوزم فیلمشو دارم
      میبینمش خندم میگیره
      ــــــــــــــــــــــــــــــــــ
      مسلسل جدید اضافه شده
      این ابزارا چه جوری به ذهنت میرسه 😀

    • آرامش :
      20 مه 14

      غزال جان
      ممنونم.. اينا که من ميدونم دلشون از کجا پره… از همون بالا رفتن پرچم دخترا…گير الکى ميدن ديگه. پسرن ديگه.. ..چه توقعى مى توان داشت..
      مى بينم که ادمين از سلاح سرد ناميد شده به سلاح گرم رو آورده… دکى.. همون.. مگر پشت شما سنگر بگيرن…
      حيف نمى تونم بگم.. چه.. غل…… 😐

    • erfan :
      20 مه 14

      این غزال خانوم واسه خودش یه پا رمبو ئه ها…

    • مهسا :
      20 مه 14

      حیدر جمله آخر خیلی بامزه بود
      آرامشم هرجور دلش بخواد مینویسه به گوشیش هم ربطی نداره … اوکی ؟ 😀

    • غزال :
      20 مه 14

      حیدر علی خان بهانه نیار لطفا قبول کن…
      ادمین مهسا از اول تو تیم مابود فقط ی وقتایی دلش واسه شما میسوخت که حالا فهمیده اشتباه کرده..برای بار هزارم من کلیپسی نیستم فک نکنم بقیه اعضای تیمم باشن..
      آرامشم چیه مگه حالا اصن رمزی می نویسه..خوبه
      مسلست بذار جیبت که من گرز دستمه ها…

    • آرامش :
      20 مه 14

      بخاطر احترام به ادمين گرامى و دوستان که از نوشتن من ناراحتن و به درد سر افتادن هم از نظر املايى و تايپى.. نظر نميدم ديگه..
      ممنون بابت تحملم.. و برو نياودتان تا الان..
      در امان خدا باشيد.

      • Admin :
        20 مه 14

        شوخی کردم خانم چرا جدی گرفتین؟
        عذرخواهی میشه

    • غزال :
      20 مه 14

      مهسا؟؟؟
      همین الان ازت تعریف کردما..بیا اینور عه؟؟؟
      آقا عرفان…
      نمیدونم تعریف کردین یا تیکه انداختین ولی در کل ی عالمه هنر دیگه هم دارم که هنوز نگفتم ولگرنه الکی که دعوت به مبارزه نمیکردم…
      بعله اینجوریاس..مااینیم

    • MOSLEM :
      20 مه 14

      سلام به ادمین جون.ایولا خوشم آمد ……همچی حساب و کتابشون خوب گذاشتی کف دستشونا .که گفتید با حیدر خان کسی چیزی نگه.فقط ادمین جون سر اون مسلسلتو بگیر اون ور به ما نخوره ما خودیما ……….نزنیمون یهو D:

      • Admin :
        20 مه 14

        سلام مسلم خان. داستان های عشقی مینویسی سانسور شده بذار چون تو خودی هستی نخونده تائید میکنم.

    • مهسا :
      20 مه 14

      بابا آرامش یک آرامش داشته باش عزیزم
      چرا زود ناراحت شدی
      تو که ادمین رو میشناسی
      اگه یه روز کامل سر به سر ماها نذاره و حرصمون نده و تهدیدمون نکنه و ضایع مون نکنه اون شب خوابش نمیبره
      ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
      غزال میبینی یه وقتایی چقد مظلوم میشه آقای رئیس
      آدم دلش براش کباب میشه

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      بفرما
      بعد به ما میگن که شوخی پذیر نیستیم
      شما هر جور میخوای بنویسید.منم فقط شوخی میکردم.
      اگه اینقدر ناراحتی داشت …

    • مهسا :
      20 مه 14

      غزال من کلیپس میزنم اما نه ازین گلدنیا
      کلیپس کوچیک
      بدون کلیپس چجوری موهاتو جمع میکنی پس؟

      • Admin :
        20 مه 14

        با کش و از اون جوراب هایی که به شیر حموم میزنن 😀

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      الان شما به شعور من شک دارید یعنی ادمین خان؟ 😐
      حالا که اینو گفتید میرم هم پرسپولیسی میشم هم اونوری!!… نه اونوری نمیشم. 😐
      مهسا حکم نخودی رو داره.هم با ماست هم با شما. ؛)
      (مهسا جون شوخی کردما عزیزم. 🙂 )

      • Admin :
        20 مه 14

        نخیر شکی ندارم. میبینی چقدر دختر خوب زیاد هست اینجا؟
        آدم کیف میکنه واقعاً. همه شون با حجب و حیا و آدم حسابی.
        تا قبل از تاسیس سایت فکر نمیکردم همچین دخترایی هم وجود داشته باشند.
        مائده و یک فاطمه قدیمی هم داشتیم اونا هم مثل همین ها خوب بودند.

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      آراااااامششششش
      کجااااا؟؟؟؟
      مگه من میذارم؟
      مگه از رو جنازه من رد شی…

      • Admin :
        20 مه 14

        آرامش قبلا بد تایپ میکرد اما الان عین آینه مینویسه و من نخونده میفهمم چی میگه!

    • غزال :
      20 مه 14

      خخخخ…
      آرامش کوشی بابا…
      همه به میگن نازک نارنجی انقد که همه چی زود بهم بر میخوره تو از منم بدتری…ای بابا

    • غزال :
      20 مه 14

      نخیر جناب رئیس از اون کشا که شما میگی من اصلا ندیدم…
      مهسا جون اول کش معمولی میبندم بعدم از همون کلیپس کوچولو ها که کلم مث بعضی از دخترا نشه مث کلم..بعله

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      تا 3 میشمارم آرامش برگرد… 😐
      شوخی نمیکنم.ناراحت میشم.
      1
      2
      3
      🙂

      • Admin :
        20 مه 14

        خیلی سخته گفتن این جمله اما میگم:
        آرامش خانوم اشتباه کردم تشریف بیارید!

    • غزال :
      20 مه 14

      اصن آرامش اینا تورو نمیگفتن که …
      اون دختره که اونجاستو می گفتن…اوناهاش اون…
      اصن اگه نیای منم میرما…باور کن راس میگم میرم..

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      خب وقتی شما اینجوری میگید و با توجه به اینکه شما از قدیمیای سایت هستید و من تازه واردم ، اون موقع من باید بذارم برم که.
      آخه میترسم الان یه حرفی بزنم باز ناراحت شید.
      فقط تو این موضوع موندم که اگه خانم ها حرفی بزنند آقایون نباید ناراحت شن (البته قبول دارم نباید ناراحت شن) ولی اگه ما چیزی بگیم واویلاست
      میخواین اصلا فقط نظرم رو راجع به پست ها بگم که کلا به هیچکس بر نخوره؟
      این کامنت مال اینجا بود.اشتباهی دادم رفت بالا.

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      آره ادمین خان.می بینی؟
      کلا دخترا همچین موجودات دوست داشتنی هستن. 🙂
      شما هم خوبی.
      خودتم میدونی که اکثرا به خاطر رفتار و عقاید خوب خودته که زیاد میان اینجا… بله 🙂

      • Admin :
        20 مه 14

        خواهش میکنم. از بین پسرا هم چون تعدادشون زیاده اسم نبرم بهتره. جوات هم نامحسوس توی سایته اما از وقتی دعواش کردم کمتر کامنت میذاره 😀

    • erfan :
      20 مه 14

      خودم به شخصه هیچ اعتقادی به اینوری و اونوری ندارم مهم ترین چیز برام شخصیت افراده…ادمین هم که به شخصه هیچ رفتار بد و برخورد نامطلوبی ازش ندیدم خیلی خوب و محترم…
      ضمنا حیدر علی خان عزیز تو این مورد من حق رو به شما میدم چون نیتت شوخی بوده… مثل الان نظراتت رو راحت بگو ولی تو بعضی موارد اگه بگی که شوخی کردی فکر میکنم بهتر باشه…

    • آرامش :
      20 مه 14

      ممنون دوستان… فکر نمى کنم بودن يا نبودنم زياد فرقى داشته باشه.. ولى خوب.. هستم و سعى مىکنم کمتر حرف بزنم تا کمتر باعث دردسر بشم… از ادمين زياد بما رسيده…اينم روش.
      اختيار داريد جناب ادمين. نفرماييد. معذرت خواهى.. وظيفه منه.. باعث دردسر شما شدم…
      ولى بچه ها.. جنبه بحثش جداست.. تا اينکه احساس کنى کلى ادم ازت شاکى هستن… اينهم… بگذرد.. هعى… ..شوخى بما نيومده… آخرش… 😐

      • Admin :
        20 مه 14

        به به دوباره آمد فصل بهاری 😀
        شوخی کردم اگر اندروید دارید یک کیبورد خوب معرفی میکنم نصب کنید.
        Go Keayboard 2.0.8
        خودمم نصبش کردم شکیل تر و کامل تر هست.
        http://trainbit.com/files/7854891884/GO-Keyboard-2.08.apk

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      ممنون عرفان جان

    • آرامش :
      20 مه 14

      جناب ادمين…
      ممنون.. احتياجى ندارم.. با همين گوشى و امکاناتش راحت هستم… شما به بزرگى خودتون ببخشيد.. 😐
      دوستان ممنونم از شما مخصوصا فاطمه ياس عزيز, غزال, مهسا, ندا که نبود.. و کليه دختراى کرى خون.. 🙂
      و آقايون.. عرفان… مسلم که نبود.. حيدر على خان.. که اصلا بهم برنمى خوره.. حرفاتون… و…که نبودند.. زياد خوشحال نشيد از ياراى دخترا کم نشده… هستم.. 😐

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      الآن این اصلا بر نمیخوره ای که گفتید یعنی صحبتام مهم نیست یا اینکه میدونید شوخی کردم و ناراحت نشدید (البته ناراحت که شدید. )

    • erfan :
      20 مه 14

      آرامش خانوم این که به حیدر علی گفتم حق رو بهش میدم منظورم این نبود که کار شما مشکلی داره….شما فکر کردین که دیگران ازتون ناراحت و شاکی هستن که اینطور نیست…همه ی حرفاشون شوخی بوده…
      اتفاقا منم تو ارسال پیامک با گوشیم مشکل دارم پر از غلط و سوتیه…احیانا از smart key board استفاده نمیکنین؟!

    • مهسا :
      20 مه 14

      ما هم از اونا میزنیم غزال خانم
      ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
      بفرما … نخودی همشدیم ما تو این سایت
      ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
      اینور اونور چیه … من الان مرکز سایتم
      من نباشم این سایت اینقد سوت و کور میشه … خودم میدونم
      مگه نه آقا سهیل؟
      (آبرو داری کن )

    • بیتا :
      20 مه 14

      نه مهسا جان من باهاش قهرم که جوابشو ندادم 🙁
      بعدشم واسه اینکه بقیه دوستان فکر نکنن ما میزبانی بلد نیستیم میگم من هم هندوانه آوردم هم پرتقال پرتقالو هنوز پوست نکنده بودم که رفت ولی هندوانه رو تعارف کردم ایشون میل نداشتن. 🙁
      بعدشم منم بیشتر وقتا کامنت های آرامش رو متوجه نمیشم ولی سعیمو می کنم که بخونمشون.
      الانم ناراحتش کردی قهر کرده تا آرامش برنگرده منم کامنت نمیدم 🙁
      خانما تا آرامش برنگشته با ادمین قهر باشید 🙁

    • MOSLEM :
      20 مه 14

      سلام .آرامش جان .خوبید انشالله.ناراحت نشید آرامش جان خب دست شما که نیست غلت نوشتن یا ننوشتن شاید بخواهید مثلا سریع بنویسید یه اشتباه پیش میاد .مطمئنم شما هم به دل نگرفتی .چومن توی این مدت که حالا نظراتمون رو میدادیم شما رو یه دختر خوب معدب .با حیا و واقع گرا دیدم و صدالبته اهل شوخی و خنده .شما ببخش …………….
      ودر اینجا اعلام میکنم از دوستان و از ادمین گرامی که خواهشا غلت املایی نگیرید .من هم غلت های بچه هارو دیدم و می توانستم بگیرم غلت هایشان را.ولی خب گفتم شاید طرف مقابلم در یه شرایط خاصی باشه و از اینجور چیزا…………..بابا دیگه ما بچه نیستم یا چه میدونم معلم املا نیستیم که هی غلت بگیریم.هر چیزی یه مرز و محدوده ای داره.
      خواهشا بچه ها و ادمین خوب و گرامی :یه قانونی چه میدونم ……………یا یه کامنتی بذارید که بابا غلت املایی نگیرید یا خودتان اگر دیدید که دیگه این مسئله (غلت املایی و …..) داره ترکشاشو به بعضی از افراد میزنه شما هشدار بده یا چه میدونم جلو گیری کن. ممنون و مرسی از شما ادمین خوب.
      منتظریم آرامشششششششششششششششش جان D:

    • فاطمه یاس :
      20 مه 14

      آرامش خانوم عزیز
      آخه چه دردسری؟ مگه کسی کسی رو مجبور میکنه کامنتتو بخونن.لابد اونقدر مهم هستی که برات وقت میذارن.
      اینا فقط یه سوژه بود واسه خنده و شوخی وگرنه خیلیم اشتباه نمینویسی.اغراق بود خانوم. 🙂
      مرسی که اومدی.
      کمتر از روزی 50 تا کامنت بذاری هم با من طرفی!!! 😀

    • مهسا :
      20 مه 14

      غلط درسته نه غلت آقا مسلم

    • غزال :
      20 مه 14

      خب به سلامتى ختم به خيرشد… اصن شما دوتا ديگه باهم حرف نزنيد..قبلانم ى بار سابقه دعوا دلخورى داشتين..درمواقع لزوم هم حيدرعلى خان به ادمين ميگه آرامشم به من..و اينگونه صحبتتاتون به هم منتقل ميشه.. تمام.
      درضمن آقا مسلم غلط درسته برادر نه غلت..بعله غلط درسته

    • آرامش :
      20 مه 14

      جناب آقاى حيدر على خان
      ممکنه اگر مخاطبتون من هستم.. لطف کنيد بگيد اين که فرموديد,يعنى چى ؟؟
      منظور من اين است که حرفهاى شما که گاهن جدى است و شما در لايه شوخى بمن مى گويد را مى فهمم و ميگيرم ولى دلخور نمى شوم.. ناراحت نمى شوم.. ولى فکر کنم شما شوخى هاى منرا جدى ميگيريد.. بله..
      واقعا احساس مى کنم از شفق نظر ميدم.. مريخى ميحرفم.. اينقد نا مفهومه.. ادمين.. شما… که فعل و فاعل نداره… خودم هم بشک افتادم.. آقا erfan عجيبه تا حالا ازم شکايت نکرده.. يا آقا دانيال.. با اينکه باهاشون کل کل هم کردم… يا دخترا.. واقعا نامفهوم.. نظر م ميدم.. دوستان بروم نمى اوردن.. 😐

    • NEDA :
      20 مه 14

      سلام دوستان..ارامش جان همین که دیدم دوباره کامنت گذاشتی این شعر رودکی یادم اومد جداااا..:بوی جوی مولیان آید همی .یاد یار مهربان آید همی..!
      جناب حیدرعلی خان بابا باشید درجمع..این کری هاهست حالادرسته پرچم دخترا بالا بوده! اماهمه دوستن دیگه..

    • حیدر علی خان :
      20 مه 14

      غزال خانم فکر کنم راهکار خوبی ارائه کردید . البته من هیچوقت دلخوری نداشتم ولی خب فکر کنم برداشت بدی از حرفام شده .

    • حیدر علی خان :
      21 مه 14

      نه آرامش خانم ، من از شکلک برای نشون دادن شوخی بودن حرفام استفاده نمیکنم یا همونجور که گفتید اصلا بلد نیستم
      اما چون یه بار خودتون گفتید از این شوخی ها ناراحت نمیشید ترجیح دادم داخل پرانتز ذکر نکنم که حرفم به شوخی بوده
      این برداشتتون رو هم قبول ندارم و من صحبت غرض داری رو در لایه ی شوخی عنوان نمیکنم . از سو تفاهم پیش اومده عذرخواهم و هیچوقت فکر نمیکردم صحبت هاییکه اینجا میکنم باعث اینطور دلخوری ها بشه .
      امیدوارم این ماجرای ناخواسته رو فراموش کنید

    • فاطمه یاس :
      21 مه 14

      مهسا جون نخودی رو شوخی گفته بودما. 😉
      شما صد البته مرکز سایتی اما اینور و اونوری مربوط به مسایل خرداد و سیاست و ایناس عزیزم. 😉

    • غزال :
      21 مه 14

      نخيرم فاطمه ياس جون…
      مرکز سايت منم تازه نمکه سايتم منم..اصن در کل من خيلى خوبم مى دونم شمام نظرتون همينه ولى روتون نميشه بگيد…
      خخخخ..به جان شما ناراحت ميشم اگه فکر کنيد خود شيفته امم

    • فاطمه یاس :
      21 مه 14

      آره غزال جون تو هم مرکزی 😉
      اصلا هر کی دوست داره بیاد بشه مرکز…والا 😉

    • بیتا :
      21 مه 14

      غزل تازه بادیگارد و مدافع حقوق خانم ها هم هستی 😀
      گرزت چقد قشنگه میدی باهاش یه عکس بندازم؟ 😀

    • بیتا :
      21 مه 14

      راستی دقت کردید مائده جون آخرین بار وقتی کامنت داده بود که من اسمش رو آورده بودم خیلی وقته دیگه دوسمون نداره دیگه باهامون حرف نمیزنه دلم واسش تنگ شده 🙁

    • غزال :
      21 مه 14

      آره بابا..تازه کلى عناوينه ديگه هم دارم که شما نمى دونيد..حالا شايد به مرور زمان بهتون گفتم قول نميدماااا….
      در رابطه با گرزم آخه مى ترسم خرابش کنى..ولى عب نداره بيا بگير

    • بیتا :
      21 مه 14

      نه بده قول میدم خرابش نکنم 🙂
      وای چقده سنگینه اینو چطوری بلندش می کنی آجی؟
      http://uploadboy.com/hdvt2c20g2qe.html
      وای آجی چقده گرزت قشنگه 🙁 حسودیم شد 🙁

    • بیتا :
      21 مه 14

      بکس کی بورد لپ تاپم انقده داغ شده میشه روش نیمرو درست کرد 😀
      فکر کنم آخرین بار که خاموشش کردم واسه خونه تکونی قبل عید بود تا الان 😀
      احساس می کنم کف دستم نیم پز شده از حرارتش 😀

    • MOSLEM :
      21 مه 14

      سلام غزال جان و مهسا خانوم. عیب نداره………………………. فردای سرتون آجی های گلم 🙂

    • آرامش :
      21 مه 14

      سلام دوستان
      نتم پوکيده و قطع شده الان چطور اومدم بماند..
      فاطمه ياس عزيز, مهسا, غزال,ندا,.. آقايون عرفان, مسلم, حيدر على خان,.. اول معذرت بابت اوقات تلخى که بوجود اوردم و بعد ممنونم ازشما که با بزرگوارى و لطفتون خواستين باشم ..هستم و از بودن کنارتون لذت ميبرم… و جناب حيدر على خان بخدا بخدا من باهاتون مشکل ندارم و معذرت بابت سو تفاهم پيش اومده.. بله فراموش کردم.. شما چطور.. من بازم کرى مى خونم آ… گفته باشم.. ..
      ادمين گرامى…
      آقا شما هم به طرفدارى از پسرا و تهديد دخترا با سلاح سرد و گرم ادامه بديد.. ما دخترا باکى نداريم..
      اى جان مى بينم پرچم اينجا هم بالاست…حيف من خودم سوژه اصلى بودم.. ايشالله جبران کنم. 🙂

  15. MOSLEM :
    20 مه 14

    سلام مهسا خانوم. اینم تقدیم میکنم به شما البته اینو یه بار گذاشتم برای بچه ها ولی دوباره میگذارم براتون.

    چنین گفت رســتم به سهـــراب یل

    که من آبـــرو دارم انــــــدر محـــل

    مکن تیز و نازک ، دو ابـروی خود

    دگر سیخ سیـخی مکن؛ مـوی خود

    شدی در شب امتــــــحان گرمِ چت

    بروگــمشو ای خــاک بر آن سـرت

    اس ام اس فرستادنت بس نبــــــــود

    که ایمـیل و چت هم به ما رو نمـود
    رهـا کن تو این دختِ افراسیــــــاب

    که مامش ترا می نمــــاید کبــــــاب

    اگر سر به سر تن به کشتن دهیـــم

    دریغـــا پسر، دستِ دشــمن دهیـــم

    چوشوهر دراین مملکت کیمــیاست

    زتورانیان زن گرفتـــــن خطـــاست

    خودت را مکن ضــــایع از بهــراو

    به دَرست بـــپرداز و دانش بجـــــو

    دراین هشت ترم،ای یلِ با کـلاس

    فقـط هشت واحد نمـودی تو پاس

    توکزدرس ودانش، گریزان بـُدی

    چرا رشــته ات را پزشـکی زدی

    من ازگـــــــــور بابام، پول آورم

    که هــرترم، شهـریه ات را دهـم

    من از پهلــــــوانانِ پیــشم پـــسر

    ندارم بجــز گرز و تیـــغ و ســپر

    چو امروزیان،وضع من توپ نیست

    بُوُد دخل من هفـده و خرج بیست

    به قبـض موبایلت نگـه کرده ای

    پــدر جــــد من را در آورده ای

    مسافر برم،بنـده با رخش خویش

    تو پول مرا می دهی پای دیـــش

    مقصّر در این راه ، تهیمیــنه بود

    که دور از من اینگونه لوست نمود

    چنیـن گفت سهـراب، ایـــول پـدر

    بُوَد گفـــته هایت چو شهـد وشکر

    ولـی درس و مشق مرا بی خیـال

    مزن بر دل و جان من ضــد حال

    اگرگرمِ چت یا اس ام اس شویــم

    ازآن به که یک وقت دپرس شــویم

    • مهسا :
      20 مه 14

      آقا مسلم آره اینو یه بار گذاشته بودید
      خیلی بامزه بود اول کتابم نوشتمش به دوستام نشون دادم کلی خندیدن
      مرسی

    • MOSLEM :
      20 مه 14

      قابلی نداشت مهسا خانوم اگر میخواهید باز بذارم.

    • مهسا :
      20 مه 14

      بازم دارید ازین شعای طنز؟
      آره بامزه ن بذارید
      البته با اجازه جناب آقا سهیل خان

    • بیتا :
      20 مه 14

      شعر طنز خوبه قشنگه ولی تو رو خدا اساطیر رو به مسخره نگیرید شاهنامه اثر بی نظیریه که در همه جا به زبان های مختلف ترجمه شده یکی از بزرگترین افتخارات ادبی ماست جزیی از فرهنگ ماست 🙁
      ببخشید که اینجور میگم من یکمی به شعر حساسم 🙁
      اینو هم اولشو خوندم دیدم رستم نوشته دیگه نخوندمش 🙁
      ما شعرهای طنز زیاد داریم و همین طور شاعرای طنز پرداز. شعر هایی رو بزارید که واقعا یک شاعر طنز پرداز نوشته باشه نه اینکه یه نفر ادبیات ما رو به سخره گرفته باشه 🙁
      باز هم میگ من راغب به خوندن متن نشدم و اگه دارم پیش داوری می کنم عذر میخوام 🙁

    • MOSLEM :
      20 مه 14

      چشم اینو داشته باش );

    • MOSLEM :
      21 مه 14

      بازم عیب چشم ………… نه بابا چه معذرت خواهی شما هم نظر تو گفتی و پیش من قابل احترامه. 😀

  16. MOSLEM :
    20 مه 14

    بعد از افطاری ،همین یکشنبه شب

    رفته بودم منزل مشتی رجب

    در حدود هشت یا نه هفته بود

    همسرش از دار دنیا رفته بود

    تسلیت گفتم که غمخواری کنم

    این مصیبت دیده را یاری کنم

    رفت و ظرفی میوه آورد آن عزیز

    با ادب بگذاشت آن را روی میز

    در همین هنگام آمد خا له اش

    خاله ی هشتاد یا صد ساله اش

    او زبان بر حرف و بر صحبت گشود

    من حواسم پیش ظرف میوه بود

    در میان حرف او گفتم چنین

    آفرین ، به به ،هلو یعنی همین

    ناگهان آن پیرزن از جا پرید

    از ته دل جیغ ناجوری کشید

    داد زد الاف بودن تا به کی

    هی به فکر داف بودن تا به کی

    یک کم آدم باش این هیزی بس است

    داستان گربه و دیزی بس است

    مردکِ کم جنبه ی بی چشم و رو

    تو غلط کردی به من گفتی هلو

    اینم تقدیم میکنم به شما ببخید که اگر تکراری بود.

    • مهسا :
      20 مه 14

      خوب بود
      نشنیده بودم

    • بیتا :
      21 مه 14

      آ قربون داداش اینا خوبه تهش که برسه همه با هم می خندیم از اینا بزار 😀
      مرسی…
      شنیده بودمش خیلی وقت پیش ولی الانم دوباره خوندمش باحال بود 🙂

    • MOSLEM :
      21 مه 14

      چشششششم بیتا جان .و ممنون مهسا خانوم

  17. MOSLEM :
    20 مه 14

    شدم با چت اسیر و مبتلایش / شبا پیغام می دادم از برایش
    به من می گفت هیجده ساله هستم / تو اسمت را بگو، من هاله هستم
    بگفتم اسم من هم هست فرهاد / ز دست عاشقی صد داد و بیداد
    بگفت هاله ز موهای کمندش / کمان ِابرو و قد بلندش

    بگفت چشمان من خیلی فریباست / ز صورت هم نگو البته زیباست
    ندیده عاشق زارش شدم من / اسیرش گشته بیمارش شدم من
    ز بس هرشب به او چت می نمودم / به او من کم کم عادت می نمودم
    در او دیدم تمام آرزوهام / که باشد همسر و امید فردام
    برای دیدنش بی تاب بودم / زفکرش بی خور و بی خواب بودم
    به خود گفتم که وقت آن رسیده / که بینم چهره ی آن نور دیده
    به او گفتم که قصدم دیدن توست / زمان دیدن و بوییدن توست
    ز رویارویی ام او طفره می رفت / هراسان بود او از دیدنم سخت
    خلاصه راضی اش کردم به اجبار / گرفتم روز بعدش وقت دیدار
    رسید از راه، وقت و روز موعود / زدم از خانه بیرون اندکی زود
    چو دیدم چهره اش قلبم فرو ریخت / توگویی اژدهایی بر من آویخت
    به جای هاله ی ناز و فریبا / بدیدم زشت رویی بود آنجا
    ندیدم من اثر از قد رعنا / کمان ِابرو و چشم فریبا
    مسن تر بود او از مادر من / بشد صد خاک عالم بر سر من
    ز ترس و وحشتم از هوش رفتم / از آن ماتم کده مدهوش رفتم
    به خود چون آمدم، دیدم که او نیست / دگر آن هاله ی بی چشم و رو نیست
    به خود لعنت فرستادم که دیگر / نیابم با چت از بهر خود همسر
    بگفتم سرگذشتم را به «جاوید» / به شعر آورد او هم آنچه بشنید
    که تا گیرند از آن درس عبرت / سرانجامی ندارد قصّه ی چت

    • erfan :
      21 مه 14

      خیلی قشنگ بود…همچین اتفاقی واسه یکی از آشناهامون افتاده…منتها دختر بود…تعریف میکرد وقتی رفتم سر قرار انتظار دیدن برد پیت رو داشتم ولی چی توز نصیبم شد!

    • بیتا :
      21 مه 14

      ای جانم خوب گفتی به خدا
      انقده باب شده این دوستیا و عشق و عاشقیا و خاستگاریا و ازدواجای اینترنتی.
      تلویزیون هم زیاد راجع بهش حرف میزنه و فیلم میسازه ولی فایده نداره اونا که باید ببینن که نمیبینن پای فیسبوک و سایتای همسریابی نشستن 😀
      راستی دیدید این سایتای همسر یابی رو؟ 😀
      یه بار از روی کنجکاوی رفتم با یه مسخصات الکی توش عضو بشم که ببینم قصه چیه بعد تو شرایطاش نوشته بود عقد و ازدواج دائم، موقت، ماهانه، هفتگی، روزانه، ساعتی… 😀
      بابا انقده مزخرف بود که نگو خنده ام گرفت وقتی دیدم چقدر هم عضو داشته توش فکر کنم نصفشون مثل من از سر کنجکاوی رفته بودن 😀

    • بیتا :
      21 مه 14

      عرفان جان دقیقا همین مورد رو دکتر انوشه توی یکی از سخنرانی هاش عنوان کرده بود 🙂

    • erfan :
      21 مه 14

      آره گوش دادم اون صحبتشو! البته تعجبی هم نداره از این مسائل زیاد پیش میاد…

    • بیتا :
      21 مه 14

      من سخنرانی های دکتر انوشه و دکتر فرهنگ رو خیلی دوس دارم
      با این که فقط چنتا کلیپ دانلودی اینترنتی ازشون دارم ولی این جور بحث ها رو خیلی دوس دارم.
      برنامه ی سمت خدا رو هم خیلی دوس دارم مخصوصا حاج آقا ماندگاری خیلی قشنگ و ملیح صحبت می کنن به دل میشینه 🙂

    • MOSLEM :
      21 مه 14

      سلام بچه ها ……………..ممنون از لطف نظر تون …………
      آره بیتا جان من هم دوست دارم ولی + محسن قرائتی و آقای دانشمند

    • بیتا :
      21 مه 14

      حاج آقا قرائتی که فوق العاده است
      اون سخنرانی و مشاوره نیست برنامه هاش تا جایی که من دیدم به کلاس درس و آموزش شبیه بوده بحث و گفتگو نیست مسائل رو از پایه میگیره میره بالا کلا حال می کنم باهاش ولی نمیدونم چرا هر وقت نگاه کردم وستاش خوابم برده شاید چون اکثرا برنامه هاش عصرا بوده.
      آقای دانشمند ازشون ندیدم فقط چنتا تیکه از قسمتای شوخیاش که به صورت کلیپ مبایلی پخش شده بود.
      ولی حاج آقا مرادی هم که چند سال پیش 8 صبح بود برنامه اش رو خیلی دوسش داشتم حبق دیگه ندیدم بیاد 🙁

  18. بیتا :
    21 مه 14

    بچه ها این متن الان توی واتساپ واسم سند شد خیلی به نظرم جالب بود واقعا خوشم اومد میزارم اینجا شما هم بخونید 🙂
    .
    .
    .
    بخوانید و لذت ببرید:
    آیا می دانید: در طول 24 ساعت شبانه روز، هیچگاه صدای اذان از روی کره زمین قطع نمیشود!
    صدای اذان در کره زمین در تمام شبانه روز قطع نمی شود و در هر منطقه ای به پایان برسد بلافاصله در جای دیگر شروع آغاز می شود. گفتن اذان 4 دقیقه زمان لازم دارد و زمین دارای 360 خط فرضی از قطب شمال به قطب جنوب است که معادل 360 درجه می باشد. هنگامی که برای مثال ظهر شرعی در خط یک شروع می شود 4 دقیقه طول می کشد تا ظهر شرعی در خط 2 شروع شود و این مدت معادل زمانی است که در خط یک اذان گفته می شود. به این ترتیب 360 ضرب در 4 مس شود 1440 دقیقه که معادل 24 ساعت است. 🙂
    .
    .
    .
    واسه من که خیلی جالب بود اولین بار بود اینو میخوندم و اصلا تا به حال اینو نشنیده بودم 🙂

    • NEDA :
      21 مه 14

      همینه که میگن هر چه قدر زمان میگذره هنوزم خیلی از احکام کشف نشدن..جالب بود واقعا

    • بیتا :
      21 مه 14

      فدات ندا جان مرسی عزیزم.
      راستی این کلیپی رو که پحش شده توی مبایلا دیدید؟
      قسمتی از قران رو می خونه که درست توی ذهنم نیست و میگه که دو آب شور و شیرین رو به هم متصل کردیم بدون این که با هم ترکیب بشه
      بعد فیلمشو نشون میده قشنگ یک طرف اقیانوس آب سبزه و یک طرفش کاملاً آبیه
      من اینو دیدم خدا شاهده فقط گریه می کردم

  19. NEDA :
    21 مه 14

    سکوت..
    رساترین فریاد یک زن است..
    وقتی سکوت میکند..
    وقتی بحث نمیکند..
    وقتی برای به کرسی نشاندن عقایدش تلاش نمیکند..
    بفهم..!
    که واقعا اسیب دیده است..
    —————-
    باور کن زنها هم رگ غیرتی دارند که اگر گل کند تمام مردانگیت را زیر سوال میبرد..
    —————-
    خطاب به کسی نبودن فقط خوشم اومد همین..

    • Admin :
      21 مه 14

      خب پس هیس کن! 😉

    • فاطمه یاس :
      21 مه 14

      اصلا خوندی جی نوشته بود؟ 😐

      • Admin :
        21 مه 14

        نه اولش دیدم نوشته سکوت فهمیدم درباره هیس دخترها هست!

    • بیتا :
      21 مه 14

      خیلی زیبا نوشتی نداجونم واقعا قشنگه من یکی که لذت بردم 🙂

    • فاطمه یاس :
      21 مه 14

      هیس ادمین هم داریم؟ 😀

      • Admin :
        21 مه 14

        نه فقط هیس دخترها رو میفروشند.
        حیف که آقا موسی از دوستان هست وگرنه شما رو با چوب درخت نارگیل تازیانه میزدم.

    • فاطمه یاس :
      21 مه 14

      آقا رحماااان.دوست ندارم اسم یه آدم غریبه رو میگی.
      تکرار کن رح…مااان
      در دست تولیده…به زودی در ایران

    • غزال :
      21 مه 14

      انقد گفتى موسى موسى که بلخره کفرشو دراوردى…
      فاطمه ياس جو ن شمام به خانمش بگو بطول..

      • Admin :
        21 مه 14

        تو چرا نمیگیری بخوابی؟ نکنه با پشه ها داری گرگم به هوا بازی میکنی؟
        برو بخواب دیگه عه!

    • غزال :
      21 مه 14

      به خدا اشکمو دراوردن لعنتيا…
      به نظرتون برم بابامو بيدار کنم؟؟
      اصن نمىذارن بخابم

    • فاطمه یاس :
      21 مه 14

      بتول منظورته دیگه.باشه روش فکر میکنم. ؛)

    • بیتا :
      21 مه 14

      خدا حفظشون کنه آقا رحمانو
      ایشالله که همیشه سایه اش بالای سرت باشه آجی
      خدا سایه هیچ مردی رو از سر زن و بچه اش کم نکنه.
      آمیـــــــــــــــــــــــــــــــن یا رب العالمین

    • بیتا :
      21 مه 14

      غزل به خودت اسپری پشه کش بزن هرکدومشون گازت گرفت بمیده 😀
      یه چیزی بگم؟ 🙁
      ناراحت نشی ها ولی بتول یکی از اسماء حضرت فاطمه بوده درست نیست توی شوخیامون ازشون استفاده کنیم 🙁
      بازم نمیدونم اینم احساس منه شاید درست نباشه 🙁

    • فاطمه یاس :
      21 مه 14

      غزال با بابات چیکار داری؟
      کرم مرطوب کننده بزن تا نیشت نزنن.سرتم بکن زیر بالش تا صداشونو نشنوی.

    • غزال :
      21 مه 14

      چمى دونم گفتم پاشه ى فکرى بکنه…ولى گناه داره صب ميخاد بره سرکار…
      باشه بابا بيتا بهش ميگيم بلقيس همون اسمى که واسه من انتخاب کرده بود..

    • بیتا :
      21 مه 14

      من اسم بلقیس دوس دارم 🙂
      گلابتونم دوس دارم 🙂
      کلا اسمای قدیمی رو خیلی بیشتر دوس دارم تا اسمای عجق وجقی که از خودشونم می پرسی معنیشو نمیدونن.
      هرچند معنی این دو تا رو هم هنوز خودم نمیدونم 😀

    • NEDA :
      21 مه 14

      عه..جناب ادمین پس دیگه اعتماد کردین نخونده تائید میکنین..؟

      • Admin :
        21 مه 14

        تقریبا 😉

  20. بیتا :
    21 مه 14

    انکحت … عشق را و تمام بهار را
    زوجت … سيب را و درخت انار را
    متعت … خوشه خوشه رطب هاي تازه را
    گيلاس هاي آتشي آبدار را
    هذا موکلي؟ … غزلم دف گرفت گفت
    تو هم گرفته اي به وکالت سه تار را!
    يک جلد … آيه آيه قرآن تو سوره اي
    چشمت قيامت است بخوان انفطار را
    يک آينه … به گردن من هست … دست توست
    دستي که پاک مي کند از آن غبار را
    يک جفت شمعدان …؟ نه عزيزم! دو چشم توست
    که بر دريده پرده شب هاي تار را
    مهريه تو چشمه و باران و رودسار
    بر من بريز زمزمه آبشار را
    ده شرط ضمن … ده؟ نه بگوييد صد! هزار!
    با بوسه مهر مي کنم آن صد هزار را
    ليلي تويي که قسمت من هم جنون شده
    پس خط بزن شرايط ديوانه وار را
    اين بار من به بوسه ات افطار مي کنم
    خانم! شکسته اي عطش روزه دار را
    (سيامک بهرام پرور)

  21. بیتا :
    21 مه 14

    دارم فقط به خاطر من می روم سفر
    اسب سیاه مست شده، جمعه کهر
    تو گریه می کنی که هوا ابرتر شود
    خورشید خیس تر شود و ماه خون جگر
    در آسمان ستاره ندارم، دلم پر است
    دارم شهاب می شوم از سمت یک نفر
    تو رفته ای و روی درختان نشسته اند
    با قار… قار… قار… کلاغان بی خبر
    می خواستم که در بزنی در سکوت من
    اما تو رفته ای و دلم مانده پشت در
    گفتی که روزهای خوش روبه روی من
    با روزهای رفته عمر تو سر به سر
    دارم به طرز مسخره ای شعر می شوم
    دارم سقوط می کنم از ذهن گیج و تر
    گرگ شرور! ما همه در باد مرده ایم
    امشب بیا و گله بی چاره را بدر
    اوضاع چشمهات به وفق مراد نیست
    عقرب نشسته است پر از کینه در قمر
    من از نگاه فلسفی ات تکه تکه شد
    از من پرنده های پراکنده را بخر
    در تو پرنده ایست که پرواز را فروخت
    در من پرنده ایست پر از غم بدون پر
    در خواب هم اگر شده باید ببینمت
    حتی اگرفقط… شده یک لحظه یک نظر
    از شنبه های «خسته ام» آغاز می شود
    تا جمعه های «حوصله کن» هفته پکر
    آتش گرفته گوشه ای از روزهای من
    زل می زنم به شعله کبریت بی خطر
    سینی به دست می رسی از لحظه های تلخ
    چشمان خون گرفته من، قهوه قجر
    (رضا عابدین زاده)

  22. بیتا :
    21 مه 14

    حرفت قبول، لايق خوبي نبوده ام
    وقتي بدم، موافق خوبي نبوده ام
    عذراي پاک دامن اشعار آبي ام
    من را ببخش، وامق خوبي نبوده ام
    فهميدي اين که خنده تلخم تصنعي است؟
    الحق که من منافق خوبي نبوده ام!
    هر چه نگاه مي کنم اين روزها به خويش
    جز شانه هاي هق هق خوبي نبوده ام
    اين بادها به کهنگي ام طعنه مي زنند
    من بادبان قايق خوبي نبوده ام
    من هيچ وقت شاعر خوبي نمي شوم!
    من هيچ وقت خالق خوبي نبوده ام!
    فهميدم اين که فلسفه من شکستن است
    هرگز دچار منطق خوبي نبوده ام
    حرفت قبول، هرچه که گفتي قبول، آه
    اما نگو که عاشق خوبي نبوده ام!
    (امیر مرزبان)

  23. بیتا :
    21 مه 14

    خبر به دورترين نقطه‌ جهان برسد
    نخواست او به من خسته، بي‌ گمان برسد
    شکنجه بيشتر از اين؟ که پيش چشم خودت
    کسي که سهم تو باشد، به ديگران برسد
    چه مي‌ کني؟ اگر او را که خواستي يک عمر
    به ‌راحتي کسي از راه، ناگهان برسد…
    رها کني برود، از دلت جدا باشد
    به آن که دوست‌ ترش داشته به آن برسد
    رها کني بروند و دو تا پرنده شوند
    خبر به دورترين نقطه جهان برسد
    گلايه‌ اي نکني بغض خويش را بخوري
    که هق هق‌ تو مبادا به گوششان برسد
    خدا کند که… نه! نفرين نمي‌کنم… نکند
    به او که عاشق او بوده‌ام زيان برسد
    خدا کند فقط اين عشق از سرم برود
    خدا کند که فقط زود آن زمان برسد
    (زنده ياد نجمه زارع)

    • NEDA :
      21 مه 14

      خعیییلی تو فکر رفتم واست بیتا اخه از اون درداییه که ادم میمونه…امیدوارم اونی که به صلاحه پیش بیاد..

    • بیتا :
      21 مه 14

      ندا چرا بین این همه شعر روی این یکی کامنت دادی؟ 🙂
      اونم عاشق این شعر بود همیشه میگفت واسم بخونش 🙁
      همیشه وقتی ناراحت بود یا تو خودش بود می پرسیدم چی شده بیت دومش رو واسم میفرستاد 🙁
      خیلی با این شعر خاطره دارم ولی در کل این غزلایی که گذاشتم رو خیلی دوس دارم 🙂
      بعد از این بازم میزارم از این غزلای قشنگ زیاد دارم 🙂

    • NEDA :
      21 مه 14

      چون احساس کردم این بیشتربه حال و هوات میاد و جذب این شدم…
      شرمنده بابت این که میپرسم نخواستی هم جواب نده اما راهی نیست که یه وصالی بشه شما هم به این انتظار پایان بدین؟..چون من دیدم اطرافم و درجریان مسائل دوستان و نزدیکان بودم خیلی سخته و میتونم درک کنم که چه قدر اذیت میشه ادم وقتی هرچه قدر فکر میکنی یه خاطره داری که همش باهاته..

    • بیتا :
      21 مه 14

      خودش نه ولی حرفاش آره همیشه باهام بوده 🙂
      از دیروز تا الات 38 تا اس ام اس داده جواب ندادم 🙁
      نه آجی من دیگه به ازدواج فکر نمیکنم. نمیدونم تا کی ولی الان واقعا دلم نمیخواد کسی تو زندگیم بیاد.
      الان دغدغه ام فقط کارمه این دیسک لعنتی بهتر بشه بتونم سر پا بشم حتما میرم دنبالش دفتر میزنم.
      میخوام خودمو با کار مشغول کنم. 🙁
      اون نمیتونه مشروبو کنار بزاره منم نمیتونم با مشروب کنار بیام بزرگترین مشکل من این بود نه مخالفت خانواده ها من انقد عرضه داشتم که همه دنیا رو راضی کنم ولی خودم نتونستم دلمو راضی کنم یه عمر ذره ذره آب شدنشو ببینم 🙁
      همه کار کردم به مرگ خودم قسمش دادم نخوره دو ماه بیشتر نتونست 🙁
      ندا 🙁 دعا کن بتونم با خودم کنار بیام 🙁

    • NEDA :
      21 مه 14

      ازدواج که..به نظرم بعد از یه مدت که اروم شدی فکرکن حتمااا چون درسته کار علاقه ی ادمه و مهمه اما ازدواج هم همینطور و یه جایی ادم میرسه که واقعا به کسی نیاز داره..بدی عشق همینه که همونی ارومت میکنه که دلتو به درد اورده..روزها میگذرن خییییلی زودتر از این که ادم فکرشو بکنه..خوووب فکرکن یه تصمیم بگیر در موردش چون اینطوری خودتو عذاب میدی و یه جایی هست که دیگه هیچی ادمو خوشحال نمیکنه و پشیمون میشی چرا نتونستی با خودت کنار بیای و یه تصمیمی بگیری..
      امیدوارم درست بشه هرچه زودتر..هعی خدایا…

    • بیتا :
      21 مه 14

      مرسی ندا جان
      صحبتات دل گرمم می کنه آجی
      ممنونم ازت 🙁

    • MOSLEM :
      21 مه 14

      سلام بیتا خانوم ……….. عجب …….از این قرارهه.
      همو نطوری که ندا جون گفتن به ازدواج هم فکر کن. ولی نظر خودم اینه که بگذار زمان برایت تصمیم بگیره.چون فقط زمانه که تنها دوای دردشه……….فقط .شعار نمی دما……………. چون خودم این ماجرا برایم پیش آمد .یکیو دوست داشتیم و اونوقت که من حالا دوسش داشتم بچه بودیم ولی این دوست داشتن تبدیل شد به (عشق) نه از این عشقای امروزی که سر سری باشند نه………….
      خلاصه ولی تنها مشکل این ماجرا این بود که عشق ما یکطرفه بود …………………..آه ……………… و بعد از چند مدت فهمیدم که بله عروسی کرد و رفت……………. خیلی عذاب کشیدم……. نزدیک به نمی دانم چند روزی گریه میکردم در خلوت ….خیلی روزهای سختی بود ..خیلی ناراحت شده بودم …………چون اون دختر هنوز وقت داشت برای ازدواج و اینا ولی خب ………..و چیزی نزدیک به 6الی7 ماه گذشت از این موضوع که خبر رسید اون دختر طلاق گرفته و مثله این که اون پسره باهاش نساخته و (طلاق). دوباره ازدواج کرد. و اتفاقا چند وقت پیش سر کوچه وایساده بودم خودش و شوهرش رو دیدم .اون با یه حالت خاصی بهم نگاه کرد و رد شد و من اصلا برام مهم نبود ……….چون دیگه کلا عشقش از دلم بیرون رفته بود………….. اینم از عشق اول ما ……..ولی الان خیلی خوش حالم چون دیگه نمیه ی خودشو پیدا کرد و .اینو یه حکمت میدونستم که عشق ما یطرفه باشه…………….. ولی این را بدان اینها همش برات می شوند خاطرات تلخ و خوش که اونو توی دفترچه ی دلت ثبتش کردی و با نگاه کردن بهشون ….خندت میگیره……………..
      امیدوارم رها باشی مثل آب روان مثل باد و مثل پرندگان

    • بیتا :
      22 مه 14

      می ‏خواستم عزيز تو باشم خدا نخواست
      هم راه و هم گريز تو باشم خدا نخواست
      می خواستم كه ماهی غمگين بركه ای
      در دست های ليز تو باشم خدا نخواست
      گفتم در اين زمانه كج‏ فهم كند ذهن
      مجنون چشم تيز تو باشم خدا نخواست
      می ‏خواستم كه مجلس ختمی برای اين
      پائيز برگ ريز تو باشم خدا نخواست
      آه ای پری هر چه غزل گريه! خواستم
      بيت ترانه‏ ای ز تو باشم خدا نخواست
      مظلوم ساكتم! به خدا دوست داشتم
      يار ستم ستيز تو باشم خدا نخواست
      نفرين به من كه پوچی دستم بزرگ بود
      می خواستم عزيز تو باشم خدا نخواست
      (فرهاد صفريان) 🙁

    • بیتا :
      22 مه 14

      بچه ها واقعا ازتون ممونوم که کنارم هستید
      از این که سعی می کنید دل داریم بدید و آرومم کنید 🙁
      من چند روزه حال روحی خوبی ندارم فکر می کنم بهتر باشه یه مدت توی خودم باشم.
      همتون و دوس دارم و دلم واستون تنگ میشه.
      من همیشه هستم این سایت همیشه روی صفحه من بازه میام کامنتاتونو می خونم. فقط یه مدت کامنت نمیدم میخوام یکم با خودم خلوت کنم.
      به قول دکتر انوشه از ریفرش گذشته باید خودمو ریست کنم 🙂
      خیلی دوستون دارم
      مواظب مهربونیاتون باشید
      و واسم دعا کنید خیلی بهش نیاز دارم 🙁
      یا علی…

    • MOSLEM :
      22 مه 14

      سلام بیتا خانوم کجا……………
      ولی اشکال نداره آجی خوبم یکم در خلوت خودت فکر کنی خیلی خیلی خوبه .و مطمئنم که زمان همه چیزو عوض میکنه.
      مارو یادت نره…………………………. 🙂
      و چشششششششم دعاتون میکنم.

    • بیتا :
      22 مه 14

      مسلم جان به خدا نمیخواستم بیام دلم طاقت نیاورد 🙁
      بد جور اعتیاد پیدا کردم به سایت نمیتونم نیام روزی صد دفعه میام چک می کنم 🙁

    • MOSLEM :
      22 مه 14

      اشکال نداره……………..فدای سرت آجی گلم………… بله دیگه این از فواید این سایته…………….ولی خب خوش حالم که اینجایید 🙂
      انشالله که در همه ی مراحل زندگیتان مانند راه بلدی باشید که هیچ وقت از تاریکی نهراسید وا ز گم راهی فقط از یکی بهراسد و آن هم خداوند بزرگ و رحیم.

    • بیتا :
      23 مه 14

      اتفاقا خداوند تنها چیزیه که ازش نمی ترسم 🙂
      خدا من مهربونه، با هم رفیقیم خدای من باحاله 🙂
      به نظر من اشتباهه که میگن از خدا بترس آدم باید از کارایی که می کنه بترسه.
      خدایی که انقد دوست داره که تو وقتی به انجام یه کار خوب فقط فکر می کنی به فرشته هاش میگه ثوابش رو واسش بنویس و وقتی به یه کار بد فکر می کنی میگه تا زمانی که اون کار رو انجام نداده گناهی واسش ننویس.
      خدایی که انقد هواتو داره که حتی اگه زمینت بزنه واسه اینه که ازت محافظت کنه که پرت نشی که غرق نشی که سقوط نکنی این خدا دمش گرمه باید باش حال کرد چرا ازش بترسی؟ حیف نیست میگی از خدا بترس؟
      این عبادتی که از سر ترس از جهنم یا از ذوق رسیدن به بهشت باشه که مفت نمی ارزه.
      تا حالا به این فکر کردی که چرا باید از خدا بترسی ولی هی زور بزنی ثواب کنی که بری بهشت؟
      به نظر من این ارزشی نداره. خدا به ذکر و نماز و تسبیح من و تو نیازی نداره من و توایم که به اون و محبتش نیاز داریم. خدای من همیشه با منه توی قلب منه من ازش نمیترسم 🙂

    • MOSLEM :
      23 مه 14

      بیتا جان سلام شما کاملا درست میگید ومن هم از این حرف بدم می آید .منظورم زمانی بود که خدا از ما دلخور شود یا یا خدایی نکرده کاری ازمون سر بزنه که خداوند هم ازمون گلایه کنه. اونجاست که آدم باید در مقابلش جواب بده.راستش نظرم رو عوض کردید و من هم از این به بعد این رو در ذهنم تدایی میکنم که خدایی که مظهر قشنگی. نور .زیبایی . بخشش. و عزمته .چطور میشه ازش ترسید….
      ممنونم که آگاهم کردی آجی گلم………….انشالله سایه ات از سر ما کم نشه.

      همیشه یادت باشه ، اگه گدا دیدی
      هیچوقت تو دلت نگو راست میگه یا دروغ…بدم یا ندم…آدم خوبیه یا بدیه
      چشماتو ببند و کمکش کن تا وقتی رفتی گدایی پیش خدا
      خدام تو دلش این سوالا رو از خودش نپرسه
      چشماشو ببنده و بهت بده…

  24. بیتا :
    21 مه 14

    دلخور نباش مرد مسافر کمی بخند
    دردت به جانم اين دم آخر کمی بخند
    از يک دو بيت آخر شعرم شروع کن
    بر دردهای اين زن شاعر کمی بخند
    اندوه درد باطنی ات را به من ببخش
    محض رضای عشق به ظاهر کمی بخند
    ای قبله نگاه غريبم، رضا بده
    قدری بساز با من زائر، کمی بخند
    بی بال و پر نشسته ام اين جا در اين قفس
    پرواز سهم توست، مهاجر کمی بخند
    بگذر از انتظار تباهم، سفر به خير
    تنها در اين دقايق آخر کمی بخند
    (پری چهر کوهنورد)

  25. محیا :
    22 مه 14

    آنجا که “عشق” فرمان میدهد،”محال” سر تسلیم فرود می اورد

  26. محیا :
    22 مه 14

    آن زمان که در اغوش تو بود ، فرشته اش میخواندی؛؛؛؛
    حالاکه دراغوش دیگریست،”فاحشه”؟؟؟