دوستی ها – دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

  • Admin
  • 25 می 14
  • 13286 بازدید
  • ۲۰ نظر

اس ام اس و پیامک های تسلیت به مناسبت شهادت امام موسی کاظم (ع)

فرا رسیدن سالروز شهادت امام کاظم علیه السلام تسلیت باد

پیامک های شهادت امام کاظم (ع)

یا حضرت معصومه، ای یادگار زهرا
بزم عزا به پا کن امشب برای بابا
ای شیعیان بیارید عطر و گلاب و قرآن
موسی بن جعفر آزاد، گردد ز کنج زندان
شهادت غریبانه ی امام کاظم (ع) تسلیت باد


.
.
تا که ما همسفر عشق به افلاک شویم / بارالها!مددی کن که همه پاک شویم
دست تقدیر چنان کن که پس از دادن جان / در جوار حرم عشق همه خاک شویم
شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت
.
.
کسی که روح الامین است طایر حرمش
هجوم حادثه بر هم زد آشیانش را
به حبس و بند و شهادت اگر چه راضی شد
به جان خرید بلاهای شیعیانش را . . .
شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت باد
.
.
کن روان اشک غم ای شیعه به دامان امروز
تسلیت ده به شهنشاه خراسان امروز
کشته شد موسی بن جعفر ز جفای هارون
زیر زنجیر بلا، گوشه ی زندان امروز
.
.
ای بنای حرم عدل و امان را بانی
وی ز رخسار تو آفاقْ همه نورانی
که گمان داشت که با آن همه تشریف و جلال
یوسف فاطمه یک عمر شود زندانی؟
شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت باد
.
.
امام کاظم (ع):
هر که خشم خود را از مردم باز دارد،
خداوند عذاب روز قیامت را از او باز می دارد.

سخنی گهربار از هفتمین امام همام و نهمین معصوم مظلوم:
کم گویى ، حکمت بزرگى است، بر شما باد به خموشى
که شیوه اى نیکو و سبک بار و سبب تخفیف گناه است.
شهادتش تسلیت و تعزیت
.
.
امشب شب عزای امام عالمین است
دل را هوای قبر غریب کاظمین است
باب الحوائج امشب حاجت روا گردیده
مهدی به یاد جدش، صاحب عزا گردیده
آجرک الله یا بقیة الله
.
.
امام کاظم (ع):
بدانید که بهاى تن شما مردم، جز بهشت نیست، آن را جز بدان مفروشید.
شهادت امام موسی کاظم(ع) تسلیت باد
.
.
کی میام به کاظمین / تا کنم شیون و شین
بعد از اون یه سر برم / سر تربت حسین
.
.
غروب غربت آمیخته هفتمین آفتاب ولایت را به تمام آزادگان جهان، تسلیت می گوییم
.
.
ای صبر پیشه سرو قامت، ای هفتمین تجلی معجزه کمال! سالروز آزادی‌ات گرامی باد
.
.
پسرش نیست، كه تا گریه كند بر پدرش / پس شما گریه بر آن كشته بیداد كنید
نگـذاریـد كـه مـعـصومــه خبــردار شــود / رحـم بـر حـال دل دخـتـر نـاشــاد كنید
.
.
در پشت ابر، ماه تمام تو تا به کی؟ / با پای خسته گرم طلب شیعه تا کجا؟
أین الامام؟ یا حسن عسگری، دخیل / در انتظار سامره توست، کربلا
.
.
خدایا بحق امام کاظم (ع)، توفیق کظم غیظ در لحظات
سخت امتحان را به همه ما عطا بفرما
آمین
.
.
فردا که هر کسی به شفیعی برد پناه
چشم تمام خلق به موسی بن جعفر است
.
.
از جهان رفته با قلب خسته /نزد زهرای پهلو شکسته
راحت از جور و زنجیر کین شد / خاک غم بر سر مسلمین شد
شهادت امام موسی کاظم تسبیت باد

.
.

.
.
آن کـِه عالم همه در دست توانایش بود،
مرکز دایره غم دل دانایش بود،
هفتمین حجت معصوم ز ظلم هارون
چارده سال به زندان ستم جایش بود،
دل “موسای کَـلیم” از غم این موسی سوخت،
که به زندان بلا طور تجلایش بود…
شهادت امام موسی کاظم علیه السلام تسلیت باد
.
.
آن زمانی که دل مهیا شد
دفتر غم مقابلم وا شد
تا کِه آنرا ورق زدم دیـدم
نهمین صفحه نام موسی شد…
حضرت کاظِم “از عنایت خویش”
نظری کرد و سیـنه غوغا شد
شهادت جانسوز امام موسی کاظم علیه السلام تسلیت
.
.
ترسی از فقر ندارند گدایان کریم
دست خالی نروند از در احسان کریم
حاجت خواسته را چنـد برابر داده است،
طیب الله بِه این لطف دو چندان کریم
کاظِمینی” نشدیم و دلمان هم پر بود”
بار بستیم به سوی شاه خراسان کریم
شهادت امام موسی کاظم علیه السلام تسلیت
.
.
موسی شدی كِه معجزه ای دست وپا كنی
راهی برای رد شدن قوم، وا كنی
زنجیر های زیر گلویـت مزاحم اند
فرصت نمی دهند خودت را دعا كنی …
تسلیت شهادت امام موسی کاظم علیه السلام
.
.
آه هر چند غل جامعه بر پیکر داشت
بَر تنش باغ گل لاله و نیلوفر داشت
مثل گودال دچار کمی جا شده بود
فرقش این بود فقط سایه ی بالا سر داشت
شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت باد
.
.
دستی رسید بال و پرم را کشید و رفت
از بالِ من شکسته ترین آفرید و رفت
خون گلوی زیر فشارم که تازه بود
با یک اشاره روی لباسم چکـید و رفت
شهادت امام موسی کاظم (ع) بر شما تسلیت باد
.
.
ای شام تیره با مه انور چه می کنی؟
با اختران منظره گستر چه می کنی؟
گستَرده ای تو پرده ای از ابر بر زمین
با آفتاب صبح منور، چه مـی کنی؟…
شهادت امام موسی کاظم (ع) را به شما تسلیت عرض میکنیم
.
.
مثل یک تکه عبا روی زمین است تنش
آن قدر حال ندارد که نیفتد بدنش
جا به جا گَر نشود سلسه بد می چسبد
آن چنانی که مـحال است دگر وا شدنش
شهادت جانسوز امام موسی کاظم (ع) تسلیت
.
.
این مرد الهی مگر اولاد ندارد
بردند چرا مثل غریبان بدنش را
این مرد نگهبانِ که حیا هیچ ندارد،
بد نیست بگـیرد جلوی آن دهنش را
شهادت غریبانه “امام موسی کاظم (ع)” تسلیت
.
.
فرمانروای عالمین موسی بن جعفر
خورشید شهر کاظین موسی بن جعفر
به درد غـریبی تو هستی معالج
نوای دل من یا باب الحوائج
یا باب الحَوائج یا موسی بن جعفر
شهادت امام موسی کاظم (ع) را تسلیت عرض مینماییم

.
.
تقاص
بگیر اَز دشمن ظالم تقاصم
خدا از دست هارون کن خلاصم
آزار…
مرغِ قفسـی راحتی‌اش بیشتر از من
چون کس دگر آزار نمی‌داد تنش را،
شهادت امام موسی کاظم (ع)
.
.
ای حجت داور موسی بن جعفر آه موسی بن جعفر
گل یاس پرپر  موسی بن جعفر آه موسی بن جعفر
اَشکـم گره خورد   با سوز و آهت،
زندان بغداد        شد قتلگاهت
باب الحوائج “موسی بن جعفر”
شهادت امام موسی کاظم (ع) را تسلیت عرض مینماییم
.
.
آهستهِ گـذارید روی تخته تنش را
تا میخ اذّیّت نکند پیرهنش را
اصلاً بگذارید رویِ خاک بماند
زشت است بیارند غلامان بدنش را
شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت باد
.
.
می خواستند داغ تو را شعله ور کنند
وقتی که سوختی همه را با خبر کنند
می خواستند دفـن شوی زیر خاکها
تا زنده زنده اَز سر خاکت گذر کنند
می خواستند شام غریبان بپا کنند،
شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت
.
.

با دیده گریان و با قلب مضطر / ناله دارم در غـم موسی بن جعفر،
با غل و زنجیر از زندان بَغداد / “یوسف فاطمه(س)” گردیده آزاد…
شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت باد

دانلود منیجر چیتا (تبلیغ)

۲۰ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. Mahy :
    25 مه 14

    ممنون مدیر گرامی.
    منم از طرف خودم شهادت این امام بزرگوارو به همه دوستان تسلیت عرض مینمایم.

  2. مهسا :
    25 مه 14

    تسلیت میگم
    من یه ارادت خاص نسبت به امام موسی کاظم دارم … چون امام مظلومی بودن همش تو زندون و سختی
    وهم اینکه پدر امام رضا هستن
    باب الحوائج هستن ایشون … من که هروقت بهشون توسل کردم حاجتمو گرفتم
    خیلی دوسشون دارم

  3. عبدالله :
    25 مه 14

    حضرت موسی بن جعفر صلوات الله علیهما نزد قبری حاضر بودند.فرمودند:”همانا چیزی که این آخر اوست(دنیا) سزاوار است که میل و رغبتی نشود به اول آن.به درستی که چیزی که این اول آن است(آخرت)سزاوار است که ترسیده شود از آخر آن”. السلام علیک یاحلیف السجدة الطویلة والدموع الغزیرة.

  4. عبدالله :
    25 مه 14

    قسمتی از روایت:قال ابوالحسن موسی علیه السلام:ملعون من اغتاب اخاه. ملعون است کسی که غیبت کند برادرش را. بحار ج 74ص232.

  5. عبدالله :
    25 مه 14

    قال علیه السلام:مثل الدنیا مثل ماءالبحر کلما شرب منه العطشان ازداد عطشا حتی یقتله. مثل دنیا مثل آب دریاست.عطشان هرچه از آن بنوشد بر عطش بیفزاید تا (عطش)اورا بکشد.

  6. عبدالله :
    25 مه 14

    عنه ایضا علیه السلام:ان مثل الدنیا مثل الحیة مسها لین وفی جوفها السم القاتل یحذرهاالرجال ذووالعقول و یهوی الیهاالصبیان بایدیهم. مثل دنیا مثل مار است مس کردن آن نرم است ودر دلش سم کشنده است.مردان صاحب عقل ازآن می پرهیزند و دست کودکان به آن دراز میشود.

  7. بیتا :
    25 مه 14

    من هم تسلیت میگم دوستان
    کاش جای این تبریک و تسلیت ها روز وفات یا میلاد ائمه احادیثشون رو پست بزاریم که هم درس بگیریم و هم بهتر در مسیر درست قرار بگیریم
    مثل کاری که عبدالله عزیز کردن من خیلی خوشم اومد. دمش گرم

  8. MOSLEM :
    25 مه 14

    منم به نوبه ی خودم شهادت این امام عزیزو رو تسلت عرض میکنم و ارادت خاصی به خانوادشون دارم علل خصوص امام موسی کاظم.مخصوصا از آقا علی بن موسی الرضا و خواهر گرامیشون که پیش ما هستن .اگه اسمشون رو فهمیده باشید .بی بی حکیمه ……..که خودم بشخصه ارادت خاصی بشون دارم……و شاه چراغ ……………و حضرت معصومه …….

    • بیتا :
      25 مه 14

      بی بی حکیمه جای قشنگیه ولی رفتنش سخته
      من بچه بودم رفتم
      ولی سختی راه به اون چشمه های آبش می ارزه
      اگه درست خاطرم مونده باشه من 4- 5 ساله بودم رفتم
      ماشین رو نبود خیلی باید پیاده می رفتیم درست آقا مسلم؟

    • MOSLEM :
      25 مه 14

      آره بیتا جان ……………..اگه یادتون بیاد جاده شم خاکی بود .بعد یه سرا زیری و سر بالایی های خیلی بدی هم داشت . ولی من زمانی که رفتم جاده ماشین رو بود ولی خیلی سخت بود یادم میاد .تصادف کردیم .بی بی حکیمه خودش نجاتمون داد .با کناره ی کوه تصادف کردیم .شانس آوردیم که به دره نیفتادیم…………….اول خدا بعد بی بی حکیمه بهمون رحم کرد. و نرفتم تا9 الی10 سالم بود دقیقا نمی دونم.رفتیم .خیلی خیلی مکان مقدس و آرامیه هروقت که میرفتم دلم نمی خواست که برگردم.راستی شما داستان بی بی حیکمه رو فهمیدید یا نه………….

    • بیتا :
      26 مه 14

      آره واقعاً جای قشنگیه 🙂
      اون موقع رو یادمه مسیری رو که باید بالا میرفتی شیب زیادی داشت و سنگ لاخ بود من خوردم زمین هنوز جای پارگیش روی زانوم هست. یادگار بی بیمه 😀
      چشمه ی آب گرم داشت اتاق بندی کرده بودن مردم میرفتن توش قسل می گرفتن.
      نزدیکش آب رد میشد به حدی شفاف بود که ماهیای کوچولوی توش رو می دیدی پاتو توی آب میزاشتی ماهیا از روی پات رد میشدن خیلی کیف میداد 🙂
      اون طرفشم واسه استراحت مردم چادر زده بودن کنار هم ولی انقد آشغال ریخته بودن همه جا پر شده بود پشه.
      و دست فروش خیلی زیاد بود.
      ولی یه چیزی که واسم جالب بود از ورودیش که میومدی یه اتاقک تاریک بود تمام دیواراش از دود سیاه بود مردم همه دیوارش رو پر از شمع کرده بودن. شمعارو به دیوار سیمانیش میزدن. خیلی قشنگ بود 🙂
      اهههههههههههه… چه حافظه ای دارم خدایی اینا که دارم میگم مال حداقل 20 ساله پیشه توی ذهنم مونده ها 😀

    • بیتا :
      26 مه 14

      قصه اشو درست یادم نمیاد فقط میدونم خواهر امام رضا (ع) بوده و نمیدونم چرا ولی نتونسته به راهش ادامه بده اونجا یه غار بوده رفته توی اون قایم شده و امام رضا (ع) به سمت مشهد رفته. و میدونم اون غار هم قضیه داشته ولی چه قضیه ای بوده یادم نیست. بچه بودم همینجور که از سراشیبی بالا میرفتیم اینارو بابام واسم تعریف کرده بود.

    • MOSLEM :
      26 مه 14

      آره شما هم یادگاری دارین .من هم توی اون سراشیبی افتادم اتفاقا هم دستم خون ی شد و هم پام .یادم میاد یه روز بارانی هم بود ………….ای یادش بخیر…….. .والا منم دقیق داستانشو نمی تونم بگم ولی بابام میگفت که وقتی ماموران عباسی دنبالش کرده بودند .بی بی به حکم خدا کوه براش باز میشه یا نمی دونم دقیق ولی مسئله اون غار هم من هم نمی دونم. .حالا داستان دقیقشو برات میگذارم.

    • بیتا :
      26 مه 14

      شنیده بودم هرکس رفته توی غار بر نگشته درسته؟
      میگفتن هنوزم بعداز این همه سال هرکس میره توی غار بر نمیگرده. این از اون موقع توی ذهنم مونده نمیدونم شایدم خواستن منو بترسونن که سمت غار نرم. راستی داداش سید صالح هم رفتی؟ حتما برو خیلی جای قشنگیه 🙂

    • MOSLEM :
      26 مه 14

      که اونجا هست به یه گنبد کوچیک . که کنار کوه هم هستش .آره اگه اونجا رو میگید آره رفتم.ولی اگر جای دیگه است نه نرفتم.والا نمی دونم داستان غار چیه.ولی کلا من مکان های زیارتی رو خیلی دوست دارم خیلی .وقتی واردشون میشم .فکر میکنم که که من یه انسان پر گناهم و یه حالت خاصی بهم دست میده ولی خیلی زود به مکانش علاقه من میشم.یادم میاد .رفتم دستفروشی ها .یه پلاک واسه خودم خریدم .که عکس علی اصغر روش کشیده بود خیلی دوسش داشتم .خیلی دلم میخواد که دوباره یکشو گردنم کنم.ای وای خدا قسمت کنه یه بار دیگه با خانواده بریم.
      انشالله بیتا خانوم شما هم قصمتتون بشه با خانواده
      انشالله .
      تابعد یا علی

    • بیتا :
      26 مه 14

      آره تقریبا تو کوه هستش
      مسیرش خیلی قشنگه از ایذه و باغملک رد می کنی همش دور تا دورت سبزه و درختای بلنده قدیما جاده اش خیلی بد بود ما با پاترول رفتیم یه رودخونه داشت انقد زلال بود سنگای کفش رو می دیدی و ماهیایی که از زیر آب رد می شدن واقعا قشنگ بود ولی سخت. جاده اش خیلی سنگ لاخای تیز بود و هر کسی هم نمیتونست از توی آبش رد بشه ماشین توی آب میرفت خاموش می کرد.
      بعد یه قشنگیی که داره قبرستونشه وقتی میری می بینی قبرا همه قدیمی کنار هم نامرتب چیده شده اصلا یه حالو هوای دیگه ای داره.
      قبلا رفتنش خیلی سخت بود ولی چون ما جدمون میرسه به سید صالح بابام و عموم خیلی روش کار کردن
      به همه فامیل صندوق دادن و پول جمع کردن واسه ساختش. کار ساختشم خود بابام و عموم دست گرفتن جاده اشو درست کردن پل زدن روی رودخونه توی محوته اش استراحت گاه زدن دستشوییا رو از حرم فاصله دادن قسمتای خطرناک رو نرده زدن چون همش سنگ لاخای تیز بوده برق کشی کردن واسش ما قبلا که میرفتیم انقد تاریک بود اصلا نمیشد زیارت کنی جلوی پاتو نمیدید الان خیلی عالی شده. دوستانی که نرفتن حتما برن واقعا محو زیبایی منطقه میشید. من که خیلی دوسش دارم یه آرامش خاصی داره اونجا.
      ما هم مثل شما مسلم جان هر وقت گفتیم بابا بریم بیرون بردمون زیادت میگه باید جایی بری که لااقل بتونی وضو بگیری و نماز بخونی. بیشتر وقتا هم شوشتر رفتیم اونجا هم خیلی قشنگه.
      دوستان شهرستانی هم کاش بیان و ببینن مطمئنم خوششون میاد 🙂
      چقد دلم میخواست الان اونجا بودم 🙁

    • بیتا :
      26 مه 14

      راستی راجع به درختاش می دونید؟
      اونجا دور تا دور درخت کنار هست
      یکی از درختای کنار رو مردم دستمال بستن و میگن حاجت میده.
      میگن نمیدونم کدوم یکی از پادشاهه ها رفته بوده اونجا پیش سید صالح و کلی سوال پیچش کرده بوده و سید هم جوابش رو داده واسه نهار بهش گفته که ما واسه نهار اینجا میمونیم میتونی غذای این لشکر رو بدی اونم گفته آره بهش گفتن تو که هیچی نداری جز این درخت کنار گفت به اراده ی خدا همین درخت شما رو سیر می کنه و میگن که به خواست خدا از درخت میوه و غذا نازل شده و این معجزه باعث شده بود اون پادشاه به خداوند ایمان بیاره.
      دقیقش رو نمیدونم که کی بود و عین حرف ها چی بوده ولی تقریبا اینجوری بوده قضیه اش.
      برید اونجا اون درخت رو می بینید خیلی فاصله داره ولی مردم بهش دخیل می بندن. خیلی قشنگه 🙂

    • MOSLEM :
      26 مه 14

      والا من اون دختر رو ندیدم .ولی شما مگید کنجکاو شدم که حتما بپرسم .عجب داستانی داشته این درخت…..
      انشالله که کار های عموتون وباباتون مورد قبول اول خدا بعد بی بی حکیمه باشه . ممنون که کامنت هایم را خواندید . مرسی 🙂

    • بیتا :
      26 مه 14

      مرسی مسلم جان
      وظیفمه داداش من همه کامنت ها رو می خونم و دوس دارم با همه صحبت کنم
      عموم خدا بیامرز ماه بود
      همین الان تا میریم اونجا انقد تحویلمون می گیرن بخاطر کارای عموم و بابامه وگرنه ما هیچی نبودیم
      یه وقتایی حسرت میخورم که دختر این پدر بودم و هیچی نشدم 🙁

  9. علیرضا :
    25 مه 14

    سلام
    خدا خیرتان دهد
    منونم