دوستی ها – دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

جدیدترین اس ام اس های رمانتیک و پیامک های عاشقانه و احساسی 14 مرداد 1393

گلچین دل نوشته های عاشقانه و احساسی و جملات و متون بسیار زیبا

پیامک های عاشقانه و احساسی, اس ام اس عاشقانه، متون زیبا و رمانتیک

سیب سرخی بوده ام خواهان فراوان داشتم / مانده ام حالا فقط با جای دندان هایشان!

عاشقانه و احساسی عاشقانه و احساسی عاشقانه و احساسی عاشقانه و احساسی عاشقانه و احساسی عاشقانه و احساسی عاشقانه و احساسی

تو مرا میشکنی؛ مثل یک حرف که صدا میشود
در یک دم و با یک بغض
آنچنان محو که نمیتوان پنداشت، نمیشود دانست
و در سکوت که فقط باید به خود لرزید
تو مرا میشکنی؛
گرم مثل اشک و برای همیشه همچون مرگ
افسوس که مرا زمان چنان در تو آمیخت که اگر هم بروم گویی در تو ایستاده ام
و چه سود وقتی تمام من بوی تو را میدهد
ای کاش ما
و بازهم سه نقطه های بىپایان من

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

شاعر می گه عشق ممنوع ° عشق می گه من بی سوادم

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

یکی از دیالوگ های ماندگار فیلم پروانه:
امیر: من نمیتونم خوشبختت کنم
پروانه: من خوشبختی رو نمیخوام
من امیرو میخوام

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

معنی عشق رو زیاد شنیدیم ولی من فکر میکنم عشق یعنی وقت یعنی زمان
یعنی:
وقت بذاری پیشش باشی
وقت بذاری به حرفاش گوش کنی
وقت بذاری بهش فکر کنی
وقت بذاری با هم برید بیرون
وقت بذاری براش کتاب درسیش رو بگیری
وقت بذاری یه جای دنج دستاشو بگیری و فشار بدی
وقت بذاری بشینی باهاش درباره آینده حرف بزنید
وقت بذاری وقت بذاری وقت بذاری

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

بد ترین خبر
بی خبریست
از آن کس که دوستش داری

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

دلـم را دیگــر هیـچ نمـی لرزانــد
در مـن دلهــره

در من تـــرس

در مـن احســاس مــرده است

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

وقتی همه کس کسی شدی اون کس بعد تو خیلی بی کسه،

یا همه کس کسی نشو یا اگه کس کسی شدی کس بی کسی هاش باش

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

دلتنگی های من به تو رفته اند
آرام می آیند در سینه می نشینند
دیگر نمیروند

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

نه به گریه ها اعتماد کن و شانه ات را بی فکر در اختیار چشمهای خیسش بگذار

نه به شانه هایش اعتماد کن و برای گریه هایت به شانه ای تکیه کن

خودت باش که انسان از سمتی که تکیه میکند میافتد

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

عاشقی یعنی همین”
فاجعه
یعنی آنقدر در تو غرق شده ام
که از تلاقی نگاهم بادیگری،
احساس خیانت می کنم
عشق یعنی همین
عاشقی یعنی همین

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

حرف بزن بگو پشت این نگاه، پشت این گریه ها چی پنهونه
اگه تلخه اگه ناگفتنیه، راز این سکوت کی میدونه

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

به روزگار گفتم: چرا رو چرخ و فلک تو بعضیا بالان بعضیا پایین؟
لبخند زد و گفت: نترس می چرخه…

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

اینو آویزه ی گوشت کن
با دل کسی بازی نکن
دست بالای دست زیاده…

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

وقتی سکوت تمام وجودم را فرا گرفته اطرافیان فکر میکنند مغرورم…!
امآ افسوس که راز این سکوتم را کسی نمیداند..!

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

بعضی چیزها را ”باید” بنویسم
نه برای اینکه همه ” بخونن ” و بگن ”عالیه”
برای اینکه ”خفه نشم”
همین!!

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

انقدر فریاد هایم را سکوت کرده ام که اگر به چشمهایم نگاه کنی کر می شوی

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

وقتی که خدافظی کرد
در انتظار این بودم که بگوید
داشتم امتحانت میکردم

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

من غریب دیروز اشنای امروز و فراموش شده ی فردایم

پس در اشنایی امروز مینویسم تا در فراموشی فردا یادم کنی

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

شاید کودکان از زندگی اگاهند که ان را با گریه کردن شروع میکنند

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

ادمای امروز اینقدر عجیب نیستند که ما تصور می کنیم
ادمای امروز اینقدر عجیبند که ما نمیتونیم تصور کنیم

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

بزرگترین اشتباه کودکیم این بود که میخاستم زود بزرگ شوم

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

زمانی اون چیزی که ارزومون بوده رو به دست میاریم
که دیگه ارزومون نیست

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

درسته زندگی سخته اما اگه یکم قشنگ تر بهش نگاه کنی واست گلستان میشه

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

دم چشمهایت گرم
با ان دوستت دارم های عاشقانه اش
از زیر زبانت که نمی توان حرفی کشید

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

دست هایم را بفشار رفیق
از لمس دو رنگی ها خسته ام

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

به سلامتی اونایی که تنها آرزوشون خوشحال بودن عشقشون با عشقشه..!!
ایشاله عشق منم با عشقش خوشبخت شه!!!!!

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

خدایا…!!!
دستانم را زدم زیر چانه ام…
مات و مبهوت نگاهت میکنم…
طلبکار نیستم…!
فقط مشتاقم بدانم ته قصه چه میکنی بامن…؟

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

بعضی از آدما یادشون میمونه باهاشون چیکار کردی….
اما یادشون نمیمونه براشون چیکار کردی…..

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

به سلامتی سگ های ولگرد که با یه لقمه غذا و یه دست نوازش

تا آخر عمر وفادار آدم میمونن…

نه بعضی آدم هایی که دنیایی محبت بهشون می کنی

و آخرشم دستت رو گاز می گیرن!

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

همه آشناها آمارشو قشنگ میدادن

نگو هر روز با هم دیگه قرار میذارن

انگار کم کم به اون دیگه عادت کردش

آره میدونم امیدی نیس به برگشتش

اونم مثل همه منو ول کرد و رفت

همه خاطراتو زیر پاهاش له کرد و رفت

و من به امید اینکه یه روز برمیگرده

اما روزای خوبشو با اون سر میکرده

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

قول بده در تمام سال هایی که باقی مانده تا ابد مراقب خودت باشی!

چون دیگر نیستم تا یاداوری کنم…

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

بعضی‌ آهنگ‌ها هستن که گوش میدی میگی‌
“من کی‌ زندگیمو واسه این تعریف کردم که این از روش آهنگ ساخته؟؟

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

ما از اوناشیم که فَقَد با مُدلِ خودِمون حال میکُنیم…
با ماحال نِمیکُنی هِرّرری

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

به تو وابسته ام، مانند سربازی به سربندش
تو معروفی به دل بردن، مونالیزا به لبخندش

چه حالی داشتم با رفتنت، سربسته می گویم
شبیه حال مردی، لحظه ی اعدام فرزندش . . .

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

کلاً “اعتیاد” خانمان سوزه …
چه به مواد مخدّر … چه به یه دوست خووووووب!

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

همانقدر که دوستت دارم
همانقدر از من فاصله میگیری
و من متنفرم از “نیروی دافعه” . . .

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

یادت باشه
وقتی دلبر داری
باید از بقیه “دل” برداری . . .

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

من در شب تیره غیرت فانوسم / با لهجه ی تبدار جنون مانوسم
چون تیغ که در دامن خون می رقصد / یک روز لب حادثه را می بوسم . . .

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

خوابید بدون شب بخیر
شاید میدانست بی او هیچ ساعتی از زندگیم خیر نیست . . .

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

همه چیزها در دو صورت با ارزش می شوند:
1– قبل از داشتن
2– بعد از از دست دادن

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

دور از تو آنچه سمت چپ سینه ی من است “دل” نیست
موزه ی درد معاصر است . . .

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

ببار ای اشک سیل آسا که یارم بر نمی گردد
در این دنیای تنهایی به ما یاور نمی گردد
هزاران بار جان دادم به عشقش روز و شب اما
دریغا خُلقِ بی مهرش به ما خوشتر نمی گردد . . .

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

چشمانم را به ابرها قرض می دهم
کافیست عکست را نشانم دهند
خشکسالی چند سال اخیر را جبران خواهم کرد . . .

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

میترسم آنقدر دوستت بدارم
که خدا شک کند شروع عشق واقعی از ما بوده یا آدم و حوا . . .

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

سیب سرخی بوده ام خواهان فراوان داشتم
مانده ام حالا فقط با جای دندان هایشان!

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

آن روز که آتش محبت افروخت
عاشق روش سوز ز معشوق آموخت
از جانب دوست سر زد این سوز و گداز
تا در نگرفت شمع پروانه نسوخت

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

بیهوده می گشتم
اصلا گم نشده بود نیمه دیگرم
بلیط من از اول نیم بهاء بوده است!

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

پتروس کجایی !؟ شکافی در چشمهایم پیدا شده
دیر برسی دلم را اشک برده …!

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

داشتنت مثل هوای برفی یا نم نم باران جاده شمال
یا مثل آن بغلی که عاشقت است و تنهایت نمی گذارد
و یا مثل برگشتن آدمی که سالهای سال منتظر آمدنش بودی، آی می چسبد!

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

مرا با خیالت تنها نگذار
خیالت اصلا به تو نرفته است
مهربان نیست !
آزارم می دهد
دلم خودت را می خواهد

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

کاش توی این جاده یه تابلو نصب میکردن واسه دلخوشیم
“تو”، دو کیلومتر!

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

هیچ صدایی گوش خراشتر از صدای پای تو نیست هنگام رفتن!

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

سخته از بغض گلو درد داشتن
سخته از گریه یه جفت چشم همیشه تر داشتن
سخته تو حسرت یک نگاه موندن
سخته … عشق یک طرفه داشتن

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

ﻣﻦ ﺁﻥ ﺍﺑﺮﻡ ﮐﻪ ﺑﺎﺭﺍﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ
ﻫﻤﺎن ﯾﻮﺳﻒ ﮐﻪ ﮐﻨﻌﺎﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ
ﻣﺴﺎﻓﺮ ﻣﯿﺸﻮﻡ ﺗﺎ ﺁﺧﺮ ﻋﻤﺮ
ﺩﺭ ﺁﻥ ﺭﺍﻫﯽ ﮐﻪ ﭘﺎﯾﺎﻧﺶ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

دوست داشتن یعنی اینکه:
محبت کنی حتی اگر تحقیر شی
بزرگی کنی حتی اگر کوچیک شی
عشق بورزی حتی اگر محکوم شی

اس ام اس عاشقانه, sms جدید عاشقانه

ما عادت کردیم وقتی فیلم به تیتراژ رسید:
اگه توی خونه باشیم دستگاه رو خاموش کنیم
اگه توی سینما باشیم سالن رو ترک کنیم!
ما توی زندگیمون هیچوقت کسانی که زحمت های اصلی رو برای ما میکشن نمیبینیم
ما فقط دوست داریم کسانی رو ببینیم که برامون نقش بازی میکنن!

عاشقانه و احساسی عاشقانه و احساسی عاشقانه و احساسی عاشقانه و احساسی عاشقانه و احساسی عاشقانه و احساسی عاشقانه و احساسی

ADs
در حال بارگزاری ...

۵۶ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. آرامش :
    14 مرداد 93

    روی بعضی از آدمها باید تشدید گذاشت ….
    آنقد که ماهن …
    *********************
    مزه‌ی عشق به این خوف و رجاها است، رفیق
    عشق، سرگرمی‌اش آزار و تسلی است، رفیق

    قیمت یک شب از آن چشم، غزل نوشیدن
    سال‌ها بیت به بیت، آه و تمناست، رفیق

    نشدم راهی‌ات ای عشق که سیراب شوم
    تشنگی ناب‌ترین لذت دنیاست، رفیق

    بارها تا لب این چشمه دویده است دلم
    این سرابی است که از دور گوارا است، رفیق

    اسم آن روز که نامیده‌ای‌اش “روز وصال”
    در لغتنامه‌ی من “روز مبادا” است، رفیق

    “نیست در شهر عزیزی که دل ما ببرد”
    بنشین شعر بخوان! دور جوان‌ها است، رفیق

    • بیتا :
      16 مرداد 93

      روی بعضی از آدمها باید تشدید گذاشت ….
      آنقد که ماهن …
      —————————–
      مثل فاطمه یاس
      مثل غزال
      مثل مهسا
      مثل تو ….
      خیلی گلید بچه ها خیلی دوستون دارم
      خدا شاهده

    • غزال :
      16 مرداد 93

      ممنون بيتا خانوم..
      شما لطف دارين 🙂 🙂 همچنين 🙂

    • MOSLEM :
      16 مرداد 93

      لطف دارین شما بیتا خانوم نسبته به بچه ها ….. این حس دو طرفه باشه انشالله تا همیشه. 🙂

  2. ss :
    14 مرداد 93

    این شعر خیلی بلنده ولی به جرات میگم جزء 10 شعر برتر ادبیات فارسیه:

    آرش کمانگیر اسطوره ی جاودانه

    آرش کمانگیر

    برف می بارد؛
    برف می بارد به روی خارو خارا سنگ.
    کوهها خاموش ،
    دره ها دلتنگ،
    راهها چشم انتظارکاروانی با صدای زنگ…
    بر نمی شد گر زبام کلبه ها دودی،
    یا که سو سوی چراغی گر پیامی مان نمی آورد ،
    ما چه می کردیم درکولاک دل آشفتهی دم سرد؟
    آنک ،آنک کلبه ای روشن،
    رو ی تپه ، روبروی من…

    در گشودندم .
    مهربانیها نمودندم.
    زود دانستم ،که دوراز داستان خشم وسوز،
    در کنار شعله ی آتش،
    قصه می گویدبرای بچه های خود عمو نوروز:
    …گفته بودم زندگی زیباست.
    گفته ونا گفته ،ای بس نکته ها کاین جاست.
    آسمان باز؛
    آفتاب زر؛
    باغ های گل؛
    دشتهای بی درو پیکر؛

    سر برون آوردن گل از درون برف؛
    تاب نرم رقص ماهی در بلور آب؛
    بوی عطر خاک باران خورده در کهسار؛
    خواب گندم زارها در چشمه ی مهتاب؛
    آمدن ، رفتن ، دویدن؛
    عشق ورزیدن ؛
    در غم انسان نشستن؛
    پا به پای شادمانی های مردم پای کوبیدن؛
    کار کار ،کار کردن؛
    آرمیدن؛
    چشم انداز بیابانهای خشک وتشنه را دیدن؛
    جرعه هایی از سبوی تازه آب پاک نوشیدن؛
    گوسفندان را سحرگاهان به سوی کوه راندن؛
    هم نفس با بلبلان کوهی آواره خواندن؛
    در تله افتاده آهو بچگان را شیر دادن و رهانیدن؛
    نیمروز خستگی را در پناه دره ماندن؛

    آری ،آری، زندگی زیباست .
    زندگی آتشگهی دیرنده پا بر جاست.
    گر بیفروزیش،رقص شعله اش در هر کران پیداست.
    ورنه ،خاموش است وخاموشی گناه ماست.

    پیرمرد ،آرام و با لبخند،
    کنده ای در کوره ی ا فسرده جان افکند.
    چشمهایش در سیاهی های کومه جستجو می کرد؛
    زبر لب آهسته با خود گفتگو می کرد:

    زندگی را شعله باید برفروزنده ؛
    شعله ها را هیمه سوزنده.
    جنگلی هستی تو ،ای انسان!

    جنگل ،ای روییده آزاده،
    بی دریغ افکنده روی کوهها دامان،
    آشیان ها بر سر انگشتان تو جاوید،
    چشمه ها در سایبانهای تو جوشنده،
    آفتاب وبادو باران بر سرت افشان،
    جان تو خدمت گر آتش…
    سر بلند و سبز باش ،ای جنگل انسان!

    زندگانی شعله می خواهد،-صدا سر داد عمو نوروز _
    شعله ها را هیمه باید روشنی افروز.
    کودکانم ، داستان ما ز آرش بود.
    او به جان خدمتگذار باغ آتش بود.

    روزگاری بود ،
    روزگار تلخ وتاری بود.
    بخت ما چون روی بد خواهان ما تیره.
    دشمنان بر جان ما چیره.
    شهر سیلی خورده هذیان داشت ؛
    بر زبان بس داستانهای پریشان داشت .
    زندگی سرد و سیه چون سنگ؛
    روز بد نامی،
    روزگار ننگ.
    غیرت اندر بندهای بندگی پیچان؛
    عشق در بیماری دل مردگی بی جان.
    ترس بود و بالهای مرگ؛
    کس نمی جنبید ،چون بر شاخه برگ از برگ.
    سنگر آزادگان خاموش؛
    خیمه گاه دشمنان پر جوش.
    مرزهای ملک،
    همچو سرحدات دامن گستر اندیشه ،بی سامان.
    برجهای شهر،
    همچو باروهای دل،بشکسته و ویران…

    انجمن ها کرد دشمن؛
    رایزنها گرد هم آورد دشمن؛
    تا به تدبیری که در نا پاک دل دارند،
    هم به دست ما شکست ما براندیشند.
    نازک اندیشانشان ،بی شرم-
    که مباداشان دگر روز بهی در چشم-
    یافتند آخر فسونی را که می جستند …
    چشمها با وحشتی در چشم خانه
    هر طرف را جستجو می کرد؛
    وین خبر را هر دهانی زیر گوشی باز گو می کرد:

    آخرین فرمان ،آخرین تحقیر…
    مرز را پرواز تیری می دهد سامان !
    گر به نزدیکی فرودآید،
    خانه هامان تنگ،
    آرزومان کور…
    ور بپرد دور،
    تاکجا؟… تا چند؟…
    آه !… گو بازوی پولادین وکو سر پنجه ی ایمان؟
    هر دهانی این خبررا باز گو می کرد؛
    چشمها بی گفتو گویی
    ،
    هر طرف راجست و جو می کرد.

    پیرمرد ،اندوهگین ، دستی به دیگر دست می سایید.
    از میان دره های دور،گرگی خسته می نالید.
    برف روی برف می بارید.
    باد بالش را به پشت شیشه می مالید.

    صبح می آمد- پیر مرد آرام کرد آغاز-
    پیش روی لشکردشمن سپاه دوست؛
    دشت نه ،دریایی از سرباز…
    آسمان الماس اخترها ی خود را داده بود از دست
    بی نفس می شد سیاهی در دهان صبح؛
    باد پر می ریخت روی دشت باز دامن البرز.

    لشکر ایرانیان در اضطرابی سخت درد آور،
    دودوو سه سه به پچ پچ گرد یکدیگر؛
    کودکان بر بام،
    دختران بنشسته برروزن،
    مادران غمگین کناردر.

    کم کمک در اوج آمدپچ پچ خفته.
    خلق، چون بحری برآشفته،
    به جوش آمد ،
    خروشان شد،
    به موج افتاد،
    برش بگرفت و مردی چون صدف
    از سینه بیرون داد.

    منم آرش
    – چنین آغاز کرد آن مرد با دشمن-
    منم آرش سپاهی مردی آزاده،
    به تنها تیر ترکش آزمون تلختان را
    اینک آماده.

    مجوییدم نسب
    فرزند رنج وکار
    گریزان چون شهاب ازشب،
    چو صبح آماده ی دیدار
    .

    دلم را در میان دست می گیرم
    و می افشارمش در چنگ،
    دل، ااین جام پر ازکین پر از خون را؛
    دل این بی تاب خشم آهنگ…

    در این پیکار ،
    در این کار،
    دل خلقی است در مشتم،
    امید مردمی خاموش هم پشتم .

    کمان کهکشان در دست
    ،
    کمان داری کمان کیرم.
    شهاب تیز رو تیرم؛
    ستیغ سر بلند کوه مأ وایم؛
    به چشم آفتاب تازه رس جایم.
    مرا تیر است آتش پر؛
    مرا باد است فرمانبر.

    ولیکن چاره را امروز زورو پهلوانی نیست.
    رهایی با تن پولادونیروی جوانی نیستد.
    در این میدان ،
    بر این پیکان هستی سوز سامان ساز،
    پری از جان ببایدتا فرو ننشیند از پرواز.

    پس آنگه سر به سوی آسمان بر کرد،
    به آهنگی دگر گفتاردیگر کرد:

    درود ،ای واپسین صبح، ای سحر بدرود!
    که با آرش تو را این آخرین دیدار خواهد بود.
    به صبح راستین سوگند!
    به پنهان آفتاب مهربارپاک بین سوگند !
    که آرش جان خود درتیر خواهد کرد،
    پس آنگه بی درنگی خواهدش افکند…

    درنگ آوردو یک دم شد به لب خاموش.
    نفس در سینه ها بی تاب می زد جوش.

    …دلم از مرگ بیزاست؛
    که مرگ اهرمن خو آدمی خوار است.
    ولی ،آن دم که ز اندوهان روان زندگی تار است؛
    ولی آن دم که نیکی و بدی را گاه پیکار است؛
    فرو رفتن به کام مرگ شیرین است.
    همان بایسته ی آزادگی این است.

    نیایش را ،دو زانو بر زمین بنهاد.
    به سوی قله ها دستان ز هم بگشاد:

    بر آ، ای آفتاب ،ای توشه ی امید!
    بر آ،ای خوشه ی خورشید!
    تو جوشان چشمه ای،من تشنه ای بی تاب!
    بر آ، سر ریز کن،تاجان شود سیراب.
    چو پا در کام مرگ تند خو دارم،
    چو در دل جنگ با اهریمنی پرخاشجو دارم،
    به موج روشنایی شست وشو خواهم؛
    ز گلبرگ تو، ای زرینه گل ، من رنگ وبو خواهم.

    شما ،ای قله های سرکش خاموش،
    که پیشانی به تندرهای سهم انگیز می سایید ،
    امیدم را بر افرازیید،
    چو پرچمها که از بادسحر گاهان به سر دارید .
    غرورم را نگه دارید
    به سان آن ژلنگانی که در کوه و کمر دارید.

    زمین خاموش بود وآسمان خاموش.
    تو گویی این جهان را بود با گفتار آرش گوش .
    به یال کوهها لغزیدکم کم پنجه ی خورشید.
    هزاران نیزه ی زرین به چشم آسمان پاشید.

    نظر افکند آرش سوی شهر آرام.
    کودکان بر بام ؛
    دختران بنشسته برروزن؛
    مادران غمگین کناردر؛
    مردها در راه.
    سرود بی کلامی ،باغمی جانکاه،
    ز چشمان بر همی شدبا نسیم صبحدم همراه.
    دشمنان،در سکوتی ریشخندآمیز ،
    راه وا کردند.
    کودکان از بامها اورا صدا کردند.
    مادران او را دعاکردند.
    پیرمردان چشم گرداندند.
    دختران ، بفشرده گردنبندهادر مشت،
    همره او قدرت عشق و وفا کردند.

    آرش اما همچنان خاموش،
    از شکاف دامن البرزبالا رفت.
    وز پی او،
    پرده های اشک پی درپی فرود آمد.

    شامگاهان ،
    راه جویانی که می جستندآرش را به روی قله ها ،پی گیر،
    باز گردیدند،
    بی نشان از پیکر آرش،
    با کمان و ترکشی بی تیر.
    آری ،آری ،جان خوددرتیر کرد آرش .
    کار صدها صد هزاران تیغه یشمشیر کرد آرش.
    تیر آرش را سوارانی که می راندند بر جیحون،
    به دیگر نیمروزی ازپی آن روز،
    نشسته بر تناور ساق گردویی فرو دیدند .
    وآنجا را ،از آن پس،
    مرز ایران شهر و توران باز نامیدند.

    برف می بارد به روی خارو خاراسنگ
    کوهها خاموش،
    دره ها دلتنگ .
    راهها چشم انتظار
    کاروانی با صدای زنگ…

    کودکان دیری است درخوابند ،
    در خواب است عمو نوروز.
    می گذارم کنده ای هیزم در آتش دان .
    شعله بالا می رودپر سوز…
    __________________________________

    در آن نفس که بمیرم در آرزوی تو باشم
    بدان امید دهم جان که خاک کوی تو باشم
    به وقت صبح قیامت که سر ز خاک برآرم
    به گفت و گوی تو خیزم به جست و جوی تو باشم
    به مجمعی که درآیند شاهدان دو عالم
    نظر به سوی تو دارم غلام روی تو باشم
    به خوابگاه عدم گر هزار سال بخسبم
    ز خواب عاقبت آگه به بوی موی تو باشم
    حدیث روضه نگویم گل بهشت نبویم
    جمال حور نجویم دوان به سوی تو باشم
    می بهشت ننوشم ز دست ساقی رضوان
    مرا به باده چه حاجت که مست روی تو باشم
    هزار بادیه سهلست با وجود تو رفتن
    و گر خلاف کنم سعدیا به سوی تو باشم

    ممنون از صبری که به خرج دادین و خوندین ولی ضرر نکردین

  3. MOSLEM :
    14 مرداد 93

    گاهی دست ” خـــودم ” را می گیرم،می برم هوا خوری

    ” یــاد ” تو هم که همه جا با من است

    ” تنــهایــی ” هم که پا به پایم میدود…

    میبینی؟

    وقتی که نیستی هم جمعمان جمع است
    ————————————–
    مصرعی از قلب من

    با مصرعی از قلب تو

    شاه بیتی می شود در دفتر و دیوان عشق
    —————————————
    هــرگــاه صـدای جـدیـدیــ سـلام مـی کنـد

    تپــش قــلب مــی گیــرمـ!

    مــن دیگــر کشـش خــدا حــافظــی نــدارمـ

    مـــرا ببخـش

    کــه جــوابــ ســلامــتــ را نــمی دهـــمـ!!…
    ————————————-
    http://www.uplooder.net/img/image/88/6592211681f2486e973e3c16eff968a8/m13pfrj0tig5pwt2ddmc.jpg

    با تشکر از ادمین محترم خیلی پیامکاشون قشنگ بودن مخصوصا آخری . ممنون

  4. الی :
    14 مرداد 93

    سر خوش آن لحظه که از دوست سلامی برسد
    بی خبر باشی و از دوست پیامی برسد
    .ممنون.

  5. میقات :
    14 مرداد 93

    سلام
    ممنون خیلی خوب بود.
    آقاسهیل خبری شده عاشقانه ها زیاد شده؟

  6. غزال :
    14 مرداد 93

    “فکر تو” که باشد!
    خیابان به کنار! اتاق هم قدم
    زدن دارد…

    ﻣﯽ ﺗﺮﺳـﻢ ﺁﻧﻘﺪﺭ ﺩﻭﺳﺘــﺖ ﺑﺪﺍﺭﻡ
    ﮐﻪ ﺧــﺪﺍ ﻫﻢ ﺷـﮏ ﮐﻨﺪ
    ﮐﻪ ﺁﻏـﺎﺯِ ﻋﺸــﻖ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣــﻮﺍ ﺑﻮﺩﻩ
    ﯾﺎ ﺍﺯ ﻣـﺎ ….

    حسادت یا خساست؟

    اسمش را هرچه میخواهی بگذار،
    من میخواهم تو فقط مال من باشی…
    ***♥♡♥♡♥♡♥♡♥***
    ♥معناى عشق ♥
    اسم کسى است که در اوج خستگى از
    به ياد آوريش
    لبخند بزنى………….

    • آرامش :
      14 مرداد 93

      حســــــــــودم…

      حتـــــــی …

      ❤آرزویِ داشتـنــــت را هم …❤

      بــــه کســــی نمی دهـــــــــم….❤❤

  7. غزال :
    14 مرداد 93

    دخترک رو به پسر کرد و گفت: واقعا آقا؟؟!!
    پسر: ببخشید چی واقعا؟؟
    دختر: واقعا شما بچه بسیجی ها از دخترای چادر به سر بیشتر از ما خوشتون میاد؟؟
    پسر: بله!
    دختر: اگه آره پس چرا پسرایی که از ما خوششون میاد از کنار ما که رد میگذرند محو ما می شن، ولی همین خود تو و امثال تو از چند متری یه دختر چادری که رد میشید سر پایین می اندازید و رد می شید؟؟
    پسر: آره راست میگی، سر پایین انداختن کمه!
    دختر: کمه؟ ببخشید متوجه نمی شم..؟
    پسر: برای تعظیم مقابل حجاب حضرت زهرا (ع) باید زانو زد حقا که سر پایین انداختن کمه…!

    • فاطمه یاس :
      14 مرداد 93

      ♥ لایک غزال ♥

    • Neda :
      14 مرداد 93

      بچه بسیجی ها؟؟؟
      ………………؟غزال؟
      با لپ کلام موافقم اما با بقیش نه..
      بچه بسیجی ها؟؟؟
      خدای من…!

    • غزال :
      14 مرداد 93

      ندا
      اولا که لپ کلام مهمه…اونو بايد بگيرى.
      دوما با کجاش مخالفى عزيزم؟؟؟؟
      از بچه بسيجى ها خوشت نمياد ؟؟ 😉

    • Maryam.n :
      14 مرداد 93

      خیلی قشنگ بود…تشکر

    • غزال :
      14 مرداد 93

      ببين ندا جان گفته پسر بسيجى به دليل اينکه خيلى از پسراى معمولى از دختراى چادرى خوششون نمياد..وگرنه هيچ دليل ديگه اى نداشته..
      اين مطلب خواسته قداست و ارزش چادر و حجاب حضرت زهرا رو به نمايش بذاره که شما بايد اين مطلب رو بگيرى.. 🙂 🙂
      به بقيه چيزام توجه نکن موش موشى 😉
      مريم خانوم خواهش مى کنم 🙂

    • Neda :
      15 مرداد 93

      غزال جونم کل حرفمو تو همون کامنت اول گفتم..
      ترجیح میدم بحث نکنم در موردش .. 🙂

    • فاطمه یاس :
      16 مرداد 93

      ندا بحث نمیکنم تما همه بسیجی ها مثه هم نیستن.اینجور قضاوت خیلی بده.قرار نیست اگه دوتا بچه هذب اللهی خشک مذهب و…دیدیم کل بسیج رو زیر سوال ببریم!!

    • فاطمه یاس :
      16 مرداد 93

      میدونم هذب غلطه،حذب درسته.
      ببخشید اشتباه نوشتم. 🙂

    • غزال :
      16 مرداد 93

      ندا 😐 😐 😐
      خوب منظورتو متوجه نشدم…!!!!
      ولى هرجور راحتى…. 🙂 🙂

    • آرامش :
      16 مرداد 93

      فاطمه یاس جونم
      حزب درسته ..شرمندها 😀

    • فاطمه یاس :
      16 مرداد 93

      آرامش جونم؟ 😐 نخند!! -|
      😀

    • Neda :
      16 مرداد 93

      فاطمه یاس خانم 😐
      پس شماهم قضاوت نکنید!

    • فاطمه یاس :
      16 مرداد 93

      چی رو قضاوت نکنم؟؟!!! 😐
      عزیزم،ندا جان من میگم همه جا بد هست،خوبم هست.شما بداشو دیدی حتما.
      چیزایی از بسیج میدونم که دوست ندارم با این حرفا بدجلوه داده بشه.همین. 🙂

    • Neda :
      17 مرداد 93

      فکر منو بدون اینکه بدونید قضاوت نکنید..
      من قضاوت نکردم که شما فرمودین : اینجور قضاوت خیلی بده!
      اینجا جای بحث و توضیح نیست..مهم اصل مطلب بود که درش بحثی نیست ..بقیش هم *اینجا* جای بحث نداره .. 😐
      یه صحبتی بود دیگه تموم شد ادامش ندیم لطفا!
      موفق باشید 🙂

      • Admin :
        17 مرداد 93

        آخ جون دعوای کلیپس ها 😀

    • Neda :
      17 مرداد 93

      اوووف ! ادمین جو میدینا !
      دعوا کجا بود فقط چون حوصله ی بحث ندارم خواستم محترمانه تمومش کنیم واگرنه فاطمه یاس خانم عزیزن… بعله..اینجوریاست!

    • فاطمه یاس :
      18 مرداد 93

      ندا؟! 😐
      خب یک کلمه بگومنظورت اون برداشت من نبود!! 😐
      همش تو کامنتات معما طرح کردی خب!! 😐
      ببخشید اگه متوجه منظورت نشدم 🙂 😐
      ادمین؟؟!! 😐

  8. فاطمه یاس :
    14 مرداد 93

    سیب سرخی بوده ام خواهان فراوان داشتم / مانده ام حالا فقط با جای دندان هایشان!
    انگار این جمله رو خیلی دوست دارید ادمین!! 🙂

    • بیتا :
      16 مرداد 93

      سیب بودم
      افتادهاز دستت
      گاز خورده
      (نازنین میرزایی)

  9. MOSLEM :
    14 مرداد 93

    شب سردی بود ….

    پیرزن بیرون میوه فروشی زل زده بود به مردمی که میوه میخریدن …

    شاگرد میوه فروش تند تند پاکت های میوه رو توی ماشین مشتری ها میذاشت

    و انعام میگرفت …

    پیرزن باخودش فکر میکرد چی میشد اونم میتونست میوه بخره ببره خونه …

    رفت نزدیک تر … چشمش افتاد به جعبه چوبی بیرون مغازه که میوه های خراب و گندیده

    داخلش بود … با خودش گفت چه خوبه سالم ترهاشو ببره خونه …

    میتونست قسمت های خراب میوه ها رو جدا کنه وبقیه رو بده به بچه هاش …

    هم اسراف نمیشد هم ….

    بچه هاش شاد میشدن …

    برق خوشحالی توی چشماش دوید ..

    دیگه سردش نبود !پیرزن رفت جلو نشست پای جعبه میوه ….

    تا دستش رو برد داخل جعبه شاگرد میوه فروش گفت :

    دست نزن نِنه ! وَخه برو دُنبال کارت ! پیرزن زود بلند شد …

    خجالت کشید ! چند تا از مشتریها نگاهش کردند ! صورتش رو قرص گرفت …

    دوباره سردش شد ! راهش رو کشید رفت …

    چند قدم دور شده بود که یه خانمی صداش زد : مادر جان …

    مادر جان ! پیرزن ایستاد …

    برگشت و به زن نگاه کرد ! زن مانتویی لبخندی زد و بهش گفت اینارو برای شما گرفتم !

    سه تا پلاستیک دستش بود پر از میوه … موز و پرتغال و انار ….

    پیرزن گفت : دستِت دَرد نِکُنه نِنه….. مُو مُستَحق نیستُم !

    زن گفت : اما من مستحقم مادر من …

    مستحق داشتن شعور انسان بودن و به هم نوع توجه کردن …اگه اینارو نگیری دلمو

    شکستی ! جون بچه هات بگیر !

    زن منتظر جواب پیرزن نموند … میوه هارو داد دست پیرزن و سریع دور شد …

    پیرزن هنوز ایستاده بود و رفتن زن رو نگاه میکرد …

    قطره اشکی که تو چشمش جمع شده بود غلتید روی صورتش …

    دوباره گرمش شده بود … با صدای لرزانی گفت :

    پیر شی ننه …. پیر شی ! خیر بیبینی مادر!

    تقدیم به بچه های خوب و علل خصوص فاطمه یاس خانوم که مادر هم هستند.

    • فاطمه یاس :
      14 مرداد 93

      مرسی آقا مسلم 🙂
      واقعا زیبا و البته ناراحت کننده بود.

    • MOSLEM :
      14 مرداد 93

      قابلی نداشت آجی … شما هم مثل آبجی نداشته ما هستی .اینم تقدیم کردم به شما و باغستان خوشبوی مادران ایرانی …انشالله که هرکجا که باشند در سلامت کامل به سر ببرند.

    • میقات :
      15 مرداد 93

      ای کاش این نوع فرهنگ در جامعه مد میشد…
      ಠ_ಠ

  10. Sheyda :
    14 مرداد 93

    تو بازی زندگی وقت یارکشی چه خوبه که باورمون این باشه :
    من و خدا
    ،
    همه آدمها.

    ❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤❤

    آبگیر باشی یا دریا فرقی ندارد
    زلال که باشی آسمان از آن توست . . .

  11. غزال :
    14 مرداد 93

    ﻧﺎﻣﻪ ﺍﯼ ﺍﺯ ﯾﮏ ﭘﺪﺭ ﺣﺘﻤﺎ ﺑﺨﻮﺍﻧﯿﺪ
    ﺩﺧﺘﺮﮐﻢ ﺑﺮﺍﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﯾﺖ ﻧﻤﯿﺠﻨﮕﺪ ﻧﺠﻨﮓ …. ﭼﺮﺍ ﺍﺷﮑﻬﺎﯾﺖ ﺭﺍ
    ﻫﺮ ﺭﻭﺯ ﭘﺎﮎ ﮐﻨﯽ ….ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﻋﺚ ﮔﺮﯾﻪ ﺍﺕ ﻣﯿﺸﻮﺩ ﭘﺎﮎ
    ﮐﻦ … ﺩﺧﺘﺮﮐﻢ ﺑﻪ ﺳﻮﯼ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﻧﺎﺯ ﻣﯿﮑﻨﺪﺩﺳﺖ ﻧﯿﺎﺯ ﺩﺭﺍﺯ
    ﻧﮑﻦ … ﺑﯿﺎﻣﻮﺯ ﺍﯾﻦ ﺗﻮ ﻫﺴﺘﯽ ﮐﻪ ﺑﺎﯾﺪ ﻧﺎﺯ ﮐﻨﯽ ….ﺩﺧﺘﺮﮐﻢ ﺗﻮ
    ﺯﯾﺒﺎﺗﺮﯾﻨﯽ … . ﻫﻤﯿﺸﻪ ﺑﺎ ﺍﯾﻦ ﺑﺎﻭﺭ ﺯﻧﺪﮔﯽ ﮐﻦ …ﺧﻮﺩﺕ ﺭﺍ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ
    ﻧﮑﻦ … . ﺷﺎﯾﺪ ﮔﺮﯾﻪ ﯾﺎ ﺧﻨﺪﻩ ﺍﺕ ﺑﺮﺍﯼ ﺑﻌﻀﯽ ﻫﺎ ﺑﯽ ﺍﺭﺯﺵ
    ﺑﺎﺷﺪ …. ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﯾﺎﺩ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺵ ….ﮐﺴﺎﻧﯽ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﻣﯿﺨﻨﺪﯼ
    ﺟﺎﻥ ﺗﺎﺯﻩ ﻣﯿﮕﯿﺮﻧﺪ …. ﺩﺧﺘﺮﮎ ﻣﻦ ﻫﯿﭽﮕﺎﻩ ﺑﺮﺍﯼ ﺷﺮﻭﻉ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺩﯾﺮ
    ﻧﯿﺴﺖ …. ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﻪ ﮐﺮﺩﯼ ﺑﺮﺧﯿﺰ ….ﺍﺷﮑﺎﻟﯽ ﻧﺪﺍﺭﺩ …. ﺑﮕﺬﺍﺭ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ
    ﻫﺮ ﭼﻪ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ ﺑﮕﻮﯾﻨﺪ ….. ﺧﻮﺏ ﺑﺎﺵ ﻭﻟﯽ ﺳﻌﯽ ﻧﮑﻦ ﺍﯾﻦ ﺭﺍ
    ﺑﻪ ﺩﯾﮕﺮﺍﻥ ﺑﻔﻬﻤﺎﻧﯽ ﮐﺴﯽ ﮐﻪ ﺫﺭﻩ ﺍﯼ ﺷﻌﻮﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ ﺑﺎﺷﺪ ﺧﺎﺹ
    ﺑﻮﺩﻧﺖ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﯽ ﯾﺎﺑﺪ ….عزيز بابا …. ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯿﺸﻨﻮﯼ ﻫﻮﺍ ﺩﻭ
    ﻧﻔﺮﻩ ﺍﺳﺖ !!!! ﺑﻪ ﺩﺭﮎ ﮐﻪ ﺩﻭ ﻧﻔﺮﻩ ﺍﺳﺖ ﺗﻨﻬﺎ ﻗﺪﻡ ﺯﺩﻧﺪﻧﯿﺎﯼ ﺩﯾﮕﺮﯼ
    ﺩﺍﺭﺩ .. ﺩﺧﺘﺮﮐﻢ ﺷﺎﯾﺪ ﺷﺎﻫﺰﺍﺩﻩ ﺭﺍ ﻫﻤﻪ ﺑﺸﻨﺎﺳﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﺑﺎﻭﺭ ﺩﺍﺷﺘﻪ
    ﺑﺎﺵ ….ﺑﺮﺍﯼ ﭘﺪﺭﺕ ﺗﻮ ﻣﻠﮑﻪ ﻫﺴﺘﯽ …. ﮔﺮﯾﻪ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﯼ؟؟؟؟ ﺭﻧﺞ
    ﮐﺸﯿﺪﻩ ﺍﯼ؟؟؟؟ ﺳﺮﺕ ﮐﻼﻩ ﺭﻓﺖ؟؟؟ﺍﺫﯾﺘﺖ ﮐﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ؟؟؟ ﻋﯿﺒﯽ
    ﻧﺪﺍﺭﺩ …. ﻧﮕﺬﺍﺭ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﺷﻮﺩ ….ﮔﺎﻫﯽ ﺗﮑﺮﺍﺭ ﯾﮏ ﺩﺭﺩ ﺩﺭﺩﻧﺎﮎ ﺗﺮست

    • MOSLEM :
      14 مرداد 93

      ممنون غزال خانوم …خیلی زیبا بود .همیشه پدران و مادران ما راه رسیدن به گلهای بهشتو بهمون نشون میدن .انشالله که به گل های بهشت برسید .

    • غزال :
      16 مرداد 93

      خواهش 🙂

  12. غزال :
    14 مرداد 93

    اگه یه نــــفر ازتــــــ پرســــید چــقد دوستــمـ دارے؟
    بــگو اندازه اے که هستــــے ….
    اگه پرســـــید تا کــــے دوستــمـ دارے؟
    بـــــگو تا وقتــــے هستــــے ….
    اگه پرســـید چقـــد بهمـ اطمینان دارے؟
    بگو همــــــون قد که خودتــــ بهـــمـ اطمینان مـــــــــیدے ….
    تا بدونه تا زمانــــے با ارزشه که به ارزشهاتـــــ احـــــــترام میـــــذاره ….
    والــــــــسلام…

    • بیتا :
      16 مرداد 93

      یه روز یه دوستی بهم گفت:
      اگه خواستی بفهمی یکی عاشقته
      وایسا تو چشماش نگاه کن و سه تا بخوابون زیر گوشش
      اگه ازت پرسید چرا یا دستتو گرفت بدون عشقش دروغه
      عاشق واقعی اونه که انقدر بهت ایمان داشته باشه که نپرسه چرا
      بجاش صورتشو برگردونه و بگه یکی دیگه هم اینور بزن.
      اونروز حرفش واسم مسخره بود ولی امروز بهش رسیدم. راست می گفت باید تو گوشش میزدم.
      شاید من ندونم چرا زدم ولی اون حتما میدونه چرا خورده.

    • MOSLEM :
      16 مرداد 93

      بیتا خانوم سلام آجی ….. شما که الحمدلله کسیو که نزدی ؟ البته ببخشید که میپرسم .چون یکم متنتون یه جوری بود اگه من اشتباه باز برداشت کردم خودت ببخش

  13. محمد :
    14 مرداد 93

    سلام. خیییییییییلی خوبید. میشه برای هر جمله یه عکس هم بذارید. این طوری بهتر میشه حس و درک کرد.

  14. یاسان :
    14 مرداد 93

    آقا سهیل دم دستت اس ام اس تیکه دار و خیانتی نداری؟
    اونا بیشتر بدرد من میخورن
    با تشکر

    • ss :
      15 مرداد 93

      جای قول و قرارهایمان امن است

      زیر پاهای تو
      ____
      برای خیانت هزار راه هست

      اما هیچ کدام به اندازه تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست
      ____
      ترکت می کنم تا هر سه راحت شویم

      من ، تو و رقیبم

      من از قید تو ، او از قید من و تو از قید خیانت

    • بیتا :
      16 مرداد 93

      چیزی که به دردت می خوره غرورته
      رفت که رفت
      به درک که رفت
      بزار بره با دادن این پیاما فقط خودتو تحقیر می کنی
      گاهی وقتا بهترین کار اینه که فقط سکوت کنی.
      سهیل یه بار که متن قشنگ گذاشته بود
      نوشته بود درداتو به کسی نگو تو فراموش می کنی ولی اونا فراموش نمیکنن
      بزار تو دلت بمونه به روش نیار هیچی بهش نگو این سخت ترین جوابیه که می تونی بهش بدی.

    • بیتا :
      16 مرداد 93

      گاهی مسیر جاده به بن بست می رود
      گاهی تمام حادثه از دست می رود

      گاهی همان کسی که دم از عقل می زند
      در راه هوشیاری خود مست می رود

      گاهی غریبه ای که به سختی به دل نشست
      وقتی که قلب خون شده بشکست می رود

      اول اگر چه با سخن از عشق آمده
      آخر خلاف آنچه که گفته است می رود

      وای از غرور تازه به دوران رسیده ای
      وقتی میان طایفه ای پست می رود

      هر چند مضحک است و پر از خنده های تلخ
      بر ما هر آنچه لایقمان هست می رود

      گاهی کسی نشسته که غوغا به پا کند
      وقتی غبار معرکه بنشست می رود

      اینجا یکی برای خودش حکم می دهد
      آن دیگری همیشه به پیوست می رود

      این لحظه ها که قیمت قد کمان ماست
      تیریست بی نشانه که از شصت می رود

      بیراهه ها به مقصد خود ساده می رسند
      اما مسیر جاده به بن بست می رود

  15. از یاد رفته :
    15 مرداد 93

    شهاب حسینی تو فیلم محیا یه حرف قشنگی زد که هر وقت یادش میفتم دلم میترکه:

    چقدر سخته دوستش داشته باشی نتونی بگی.

    این جملات لااقل یکم آدم رو آروم میکنن.

  16. سکوت ( بدون پاسخ ) :
    15 مرداد 93

    بچه که بودم یکی از تفریحاتم بازی کردن با فرفره بود ، بعضی از این فرفره ها پلاستیکی بود ، بعضیاشم شیشه ای که داخلش چراغ داشت
    من یه پلاستیکیشو داشتم ، هر شب خواب فرفره های رنگی رو میدیدم ، یه روز که غرق بازی باهاش بودم ، مادرم اومد بالا سرم ، فرفرمو از دستم گرفتو گفت : اینو بده به من میخوام برم عوضش کنم و یه دونه بهترشو بگیرم ،منم انقدر خوشحال شدم که دو دستی فرفرمو تقدیم مادرم کردم . بعد از اون مادرم هر روز سر منو گرم میکرد تا قضیه رو فراموش کنم ، بعد از چند روز فرفرمو دست دختر همسایه دیدم ، رفتم حلو که با قلدری ازش پس بگیرم … همونجور که داشت باهاش روی اسفالت کوچه بازی میکرد دستمو انداختمو برش داشتم ، رومو برگردوندم و با ارامش به سمت درب خونمون راه افتادم ، اما گوشم اماده شنیدن صدای یه جیغ بود … برگشتم دیدم دخترهمسایمون داره لنگ لنگان به سمتم میاد، با دستاش بهم اشاره کرد که فرفره مال منه…دیدم نمیتونه صحبت کنه ، من که خشکم زده بود بی اختیار دستمو دراز کردم سمتشو فرفرمو دادم بهش… اون روز یه حس عجیبی داشتم …وقتی تو اتاق تنها میشدم سعی میکردم مثل اون راه برم ، مثل اون صحبت کنم…
    الان که با بیمار و بیماریها سرو کار دارم این حس هر از چند گاهی برام تداعی میشه…
    بچه ها قدر سلامتیمونو بدونیم و از این بابت خدارو شاکر باشیم
    بدرود

    • میقات :
      15 مرداد 93

      نمیدانم چرا اکثر ما آدمها تا زمانی که جیزی را داریم قدرش را نمی دانیم اما به محض از دست دادن یا نداشتنش تازه میفهمیم که چقدر باارزش بوده!
      چرا آخه!
      )’:

    • Mahy :
      16 مرداد 93

      آره میقات جان.ما همه ی آدما اینجوریم.نگو اکثر آدما.
      هر کدوممون چیزی رو که خدا ازمون میگیره،میگیم کاش بازم باشه پیشمون…. ولی زمانی که هست،هیچ ارزشی واسمون نداره…
      چرا واقعا؟؟؟؟؟؟؟!!!!!

  17. مهرداد :
    15 مرداد 93

    تو این دنیا،تو این عالم،میون این همه آدم،ببین من دل به کی دادم،به اون کس که نمی خوادم،دلم شیشه،دلش سنگه،واسه سنگه دلم تنگه

    • آرامش :
      16 مرداد 93

      دل تنگم یرنگه ..دلت بامن هزار رنگه …همش در حال جنگه ….
      (تو تاکسی گوش دادما ..شعر قشنگیه ..با اینکه قدیمیه . 😀 )

      • Admin :
        16 مرداد 93

        تکرار نشه 😐

    • مهرداد :
      16 مرداد 93

      بله آرامش خانم شعر هم شعرای قدیمی،شاعرای جدید که معلوم نیست چی میگن

  18. بیتا :
    16 مرداد 93

    آواز عاشقانه ما در گلو شکست
    حق با سکوت بود، صدا در گلو شکست
    ديگر دلم هواي سرودن نمي کند
    تنها بهانه دل ما در گلو شکست
    سربسته ماند بغض گره خورده در دلم
    آن گريه هاي عقده گشا در گلو شکست
    اي داد، کس به داغ دل باغ دل نداد
    اي واي، هاي هاي عزا در گلو شکست
    آن روزهاي خوب که ديديم، خواب بود
    خوابم پريد و خاطره ها در گلو شکست
    “بادا” مباد گشت و “مبادا” به باد رفت
    “آيا” ز ياد رفت و “چرا” در گلو شکست
    فرصت گذشت و حرف دلم ناتمام ماند
    نفرين و آفرين و دعا در گلو شکست
    تا آمدم که با تو خداحافظي کنم
    بغضم امان نداد و خدا….در گلو شکست
    (قیصر امین پور)

  19. سودا :
    16 مرداد 93

    روزگاری ست با خود می گویم :
    “هرکس یادم نکرد ،یادش نکنم”
    اما با تو چه کنم… 🙁 😐 🙁

بستن تبلیغات
الفبای سفر