دوستی ها – دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

  • Admin
  • 09 مهر 93
  • 15588 بازدید
  • ۱۲ نظر

اس ام اس و پیامک های تسلیت شهادت امام محمد باقر (ع) 10 مهر 1393

شهادت شکافنده ی علم نبوی و مظهر حلم علوی
 حضرت باقرالعلوم (ع) تسلیت باد

پیامک های ویژه شهادت امام محمد باقر

پنجمین حجّت و هفتم معصوم
بابى اَنْتَ که گشتى مسموم
اى فداى حق و قربانى دین!
کرده یک عمر نگهبانى دین!
شهادت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد

°.°.°.°.°.°

تنت از درد و الم کاسته شد
تا که دین قامتش آراسته شد
اى ز آغاز طفولیت خویش
بوده در رنج و غم و درد، پریش
شهادت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد

°.°.°.°.°.°

نزد حق یافته فیض دیدار
جسم تو خفته و روحت بیدار
خود تو مظلومى و قبر تو خراب
دیده دهر ازین غصه پر آب
شهادت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد

°.°.°.°.°.°

گریند در عزای تو پیوسته مرد و زن
سوزند از برای تو هر روز خاص و عام
گاهی به دشت کرب و بلا بوده ای اسیر
گاهی به کوفه بر تو شد ظلم، گه به شام
شهادت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد

°.°.°.°.°.°

راحت شدی ز جور و جفای هشام دون
آن دم که گشت عمر تو را از زهر کین تمام
داریم حاجتی که ز لطف و عنایتی
بر قبر بی چراغ تو گئیم یک سلام
شهادت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد

°.°.°.°.°.°

زمین و آسمان ای شیعه در حزن و غم است امشب
همه اوضاع عالم زین مصیبت در هم است امشب
امام پنجمین شد کشته از زهر هشام دون
مدینه غم سرا از این غم و زین ماتم است امشب
التماس دعا

°.°.°.°.°.°

کسی که بود شکافنده‌ی تمام علوم / هزار حیف که از زهر کینه شد مسموم
سر تو باد سلامت یا رسول ‌الله / وصّی پنجم تو کشته شد، ولی مظلوم

°.°.°.°.°.°

امام باقر (ع):
خداوند دنیا را به دوست و دشمن خود می دهد،

اما دینش را فقط به دوست خود می بخشد

شهادت پنجمین گل باغ نبوی، تسلیت و تعزیت . . .

°.°.°.°.°.°

تسلیت صاحب شیعه که غمی دیگر شد / برگ مژگان ملائک ز سرشکش تر شد
بسکه بر ساقه‌ی گل ریخت عدو زهر جفا / پنجمین گل ز گلستان علی پرپر شد . . .

°.°.°.°.°.°

ای باقر علم نبی، فرزند حیدر/ از ما شفاعت کن اماما روز محشر
کی می شود قبر تو را در بربگیرم/ پروانه سان دورت بگردم تا بمیرم
شهادتش تسلیت

°.°.°.°.°.°

امام باقر (ع):
سه چیز پشت انسان را می شکند:
مردی که عمل خویش را زیاد شمارد
گناهانش را فراموش کند
و به رای خویش، خوشنود باشد . . .

°.°.°.°.°.°

شهادت شکافنده ی علم نبوی و مظهر حلم علوی
امام محمد باقر (ع) تسلیت باد . . .

°.°.°.°.°.°

یا باقر از فرط غمت افسرده گشتیم / از غصه جانسوز تو پژمرده گشتیم
هر شیعه در دل حجله داغ تو بسته / سنگینى داغت دل ما را شکسته . . .

°.°.°.°.°.°

علم و کمال و حکمت و توحید جان گرفت / از نطق جان فزای تو یا باقرالعلوم
یک لحظه وا کند گره از کار عالمی / دست گره گشای تو یا باقرالعلوم
دردا که صبح و شام هشام از ره ستم / کوشید بر جفای تو یا باقرالعلوم
دردا که شد نهان به دل خاک در بقیع / روی خدانمای تو یا باقرالعلوم
شهادت مظلومانه اش، تسلیت . . .

°.°.°.°.°.°

امام محمد باقر (ع):
دعای انسان پشت سر برادر دینی اش، نزدیکترین و سریعترین دعا به اجابت است . . .

°.°.°.°.°.°

زهر ستم زد شرر به پیکر اطهرش / تو آگهی ای خدا، چه آمده بر سرش
به گوش اهل ولا می رسد این زمزمه / ز کینه پرپر شده دست گل فاطمه . . .

°.°.°.°.°.°

شهادت غریبانه ی امام مسموم، باقر مظلوم (ع)، بر شما تسلیت باد . . .

ADs
در حال بارگزاری ...

۱۲ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. آرامش :
    09 مهر 93

    اى زمین و آسمان سوگوار غربتت

    آفتاب صبحدم سنگ مزارغربتت

    بر جبین فصل‏ ها هر یک نشان داغ توست

    اى گریبان خزان چاک از بهارغربتت

    شهادت امام محمد باقر (ع) تسلیت باد

  2. غزاال :
    09 مهر 93

    تنها تر ین غر یب دیار مدینه بود،
    او مرد علم و زهد و وقار و سکینه بود..
    صد باب علم از کلماتش گشوده شد،
    در بین عالمان به خدا ،بی قرینه بود .
    …………….

    شهادت امام محمد باقر(ع) رو به همه عزیزان تسلیت میگم.

  3. حمید خان :
    10 مهر 93

    نزاید مادر گیتی ز بهر خدمت مردم به جود و بخشش و لطف و سخای حضرت باقر
    به ذرات جهان یکسر بود او هادی و رهبر که جان عالمی گردد فدای حضرت باقر
    نقل است روزی شخصی در حال اهانت به حضرت باقر بود و به با بی ادبی به ایشان گفت: انت البقر؟ ( نستجیر بالله)
    ایشان با آرامش فرودند: لا انا الباقر. سپس به درد دل های آن شخص گوش داد و مشکل وی را حل نمود و آن شخص بعد از آن از مریدان حضرت شد.
    با آرزوی روزی که بر سر مزار شریف آن حضرت بقعه ای ساخته شود.

  4. حسن :
    10 مهر 93

    امروز وارث داغ های کربلا با تنی مسموم
    از یادآوری خاطرات تلخ کودکی اش رها خواهد شد.
    شهادت امام باقر علیه السلام بر همه ی سربازان ولایت تسلیت باد . . .

  5. عبدالله :
    10 مهر 93

    از آیت الله حق شناس رحمه الله تعالی نقل شده:صدقه دادن در این دهه مثل این است‌که پولی به پیغمبر(صلی الله علیه وآله) بدهی تا برای شما انفاق فرماید. هر عملی در این دهه رشد می‌کند.رسول‌اکرم (صلی الله علیه وآله) فرمودندکه عمل صالح در دهه‌ی اول ذی‌الحجه از سایر ایام محبوب‌تر است. این یک خصوصیتی است که صاحب شرع به ما توصیه کرده است. «من حضرمجلساًمن مجالس العلم فکانما حضر مجالس انبیاء الله و رسله». کسی که در دهه‌ی اول ذی‌حجه در مجلسی‌که «قال‌الصادق‌» و«قال الباقر» (علیهما السلام)گفته می‌شود، شرکت کند؛ مانند این است که در مجلس رسول‌الله (صلی الله علیه وآله) شرکت کرده است.

  6. عبدالله :
    10 مهر 93

    با توجه به کلامی که نقل شد می خواهم قال الباقر علیه السلام نقل کنم ان شاءالله خواننده استفاده کند:آیت الله مجتبی تهرانی رحمه الله تعالی:به امام باقر(علیه السلام) گفته شد چگونه صبح کردید؟ فرمود: صبح کردیم در حالی که غرق در نعمت الهی هستیم و از این طرف هم زیر بار گناهان هستیم. معبودمان ما را با نعمت‏هاى خود به دوستى می‏خواند و ما با معاصى او را به دشمنى می­خوانیم. و ما به او نیازمندیم، و او از ما بى‏ نیاز است.‏…. حضرت در جواب، حال خودشان را نمی­گویند. بلکه می­فرماید: «أَصْبَحْنَا» و نمیفرماید: «اصْبَحْتُ». در واقع حضرت زبان حال آن گوینده و امثال او را بیان کردند. یعنی حال تو و امثال تو این‏گونه است….با اینکه ما همه به خدا محتاجیم. در این هیچ شبهه‏ ای نیست که ما به او احتیاج داریم. مگر ما می­توانیم خودمان را اداره کنیم؟ «وَ هُوَ غَنِیٌّ عَنَّا». امّا او که به ما هیچ احتیاجی ندارد، دنبال این است که محبّت ما را جلب کند. ما که به او احتیاج داریم، دنبال این هستیم که با او دشمنی کنیم. هیچ دیوانه­ ای این کار را می‏کند؟! من به شما احتیاج دارم بدون تو کارم راه نمی­افتد؛ تو هم هیچ احتیاجی به من نداری. تو دنبال این هستی که محبّت من را به خودت جلب کنی، امّا من دنبال این هستم که با تو دشمنی کنم.دقت کنید که چقدر زیبا حضرت این مطلب را به این سائل فهماند! او گفت «شما حالت چطور است؟» اما حضرت جواب داد حال شما این‏طور است. بنابر این، بروید در سبک مواجهه­تان با خدا تجدید نظر کنید.

  7. عبدالله :
    10 مهر 93

    آیت الله شیخ مجتبی تهرانی رحمه الله تعالی: جابر جعفی، از اصحاب امام باقر (علیه السلام) ‌نقل می­کند که آن حضرت فرمود: “اى جابر! چه کسی از خداوند چیزى خواسته و خدا حاجت او را نداده، و یا بر او توکل نموده و خدا او را کفایت نکرده و یا به وى اطمینان کرده و او نجاتش نداده است؟!”
    این تعبیر خیلی عجیبی است؛ شاید به ذهن انسان خطور ­کند که چه بسا ما آن‏قدر از خدا چیزهایی را خواسته ‏ایم که به ما نداده است! جواب: اشکال در من بوده، اشکال از آن طرف نیست. من آن‏طور که باید درخواست کنم، ‌نکرده‏ ام. یعنی ‌اخلاص در دعا نداشته‏ ام. ما یک «اخلاص در عبادت» داریم، ‌یک «اخلاص در دعا» داریم. اینها با هم فرق می­کند. اخلاص در عبادت ‌معنایش این است که من برای رضای خدا آن عمل را انجام دهم و‌ رضای غیر خدا نزد من مطرح نباشد. چرا که اگر بخواهم خشنودی غیر خدا را در نظر بگیرم،‌ ‌این می­شود «ریا» و ‌عبادتم می­شود «باطل». به عنوان نمونه فقط برای رضا و خشنودی خدا این نماز را بخوانم، روزه را بگیرم. اما اخلاص در دعا یعنی آن هنگامی که دارم درخواست می‏کنم، هیچ‏کس جز خدا در ذهن من کارساز نباشد.اگر اخلاص در دعا باشد و انسان از خدا درخواست کند، ‌ردخور ندارد. امام باقر (علیه السلام) بی حساب حرف نمی‏زند! می­فرماید: ای جابر! بیاور ببینم این کیست که از خدا خواست، و خدا به او نداد؟! معلوم می­شود تو هنگام دعا، تنها خدا در ذهنت نبوده است.بیاور ببینم آن کسی را که واقعاً کارش را به خدا واگذار کرده باشد و خدا را در کار خود وکیل کرده باشد، امّا خدا او را کفایت نکرده باشد! توکّل از وکالت است. اگر بگویی من توکّل کردم و نشد، معلوم می‏شود در توکّلت اشکال بوده است. یعنی ‌واقعاً به خدا واگذار نکردی وگرنه او تو را کفایت می‏کرد و به جای تو کار را انجام می­داد.وثوق به خدا، با توکّل و واگذار کردن کار به خدا تفاوت دارد. وثوق به خدا یعنی اعتماد کردن به خدا. آدمی در زندگیش گره­ هایی پیدا می‏شود. اگر یقین دارد که پشتیبانش خدا است و گره ­ها را خدا باز می­کند و او است که حمایتش می­کند، به خدا اعتماد کرده است.حضرت در این فراز می­فرماید: بیاور ببینم آن کسی را که واقعاً اعتماد به خدا کرده باشد و خدا نجاتش نداده باشد! انسان مشکلاتی در زندگی دارد که اگر ‌تمام روی کره زمین را هم به او بدهی، ‌برایش کارساز نیست. هیچ پولی، هیچ ریاستی، ‌هیچ چیزی چاره مشکل او نیست. گاهی این چنین گره ­هایی در زندگی انسان می‏افتد. در اینجا نجات بخشش فقط کیست؟ لا حول ولا قوه الا بالله.

  8. عبدالله :
    10 مهر 93

    عن بعض اصحابنا :ازعمر بن حنظله: به امام باقر(علیه السلام) گفتم: ای مولای من، من گمان می‏کنم نزد تو مقام و منزلتی دارم.امام باقر (علیه السلام) فرمود: آری( همینطور است.)عمر بن ‏حنظله گفت: حال که چنین است، من از تو درخواستی دارم.
    امام فرمود: درخواست تو چیست؟
    عمر گفت: می‏خواهم “اسم اعظم ” را به من بیاموزی.
    امام باقر(علیه السلام) فرمود: آیا طاقت آن را داری؟
    عمر گفت: آری.
    امام (علیه السلام) فرمود: داخل اتاق شو.
    گفت:پس داخل اتاق شد، امام باقر(علیه السلام) دست ‏خود را روی زمین گذاشت، پس اتاق تاریک شد، پس عمر از ترس به لرزه افتاد
    امام باقر(علیه السلام) فرمود: چه می‏گویی؟ آیا به تو بیاموزم؟
    عمر گفت: نه!
    آنگاه امام(علیه السلام) دست‏ خود را از روی زمین بر داشت و فضای اتاق به ‏حالت اول بر گشت.”بحار ج 46ص235
    شیخ عباس قمی:در روایات وارد شده اسم اعظم الهی بر هفتاد و سه حرف است.نزد سلیمان بن داوود(علیهما السلام )یک حرف از آن بود.به حضرت عیسی (علیه السلام) دو حرف از آن عطا شده بودو به سبب آن بود که مرده زنده می کرد و کور مادر زاد و پیس را خوب می کرد.

    • عبدالله :
      10 مهر 93

      شیخ عباس قمی رحمه الله تعالی:”به حضرت سلمان علیه السلام اسم اعظم تعلیم شده بودو آن جناب دارای اسم اعظم بود. ”
      این کامنتو آوردم که بگم وقتی سرزمین ایران گوهر گران بهایی مثل حضرت سلمان علیه السلام را دارد عجیب تر از عجیب این است که کسی با ادعای مسلمانی وقتی بخواهد به ایران افتخار کند اسم این بزرگوار را نیاورد واسم کسانی را بیاورد که معلوم نیست سرشان به تنشان بیارزد.

  9. MOSLEM :
    10 مهر 93

    منم به نوبه خودم تسلیت میگم شهادت این امام بزرگوار رو به همه ی دوستانم

  10. علیرضا :
    10 مهر 93

    شهادت شکافنده ی علم نبوی و مظهر حلم علوی
    امام محمد باقر (ع) تسلیت باد . . .

  11. فاطمه یاس :
    10 مهر 93

    مناﻇﺮﻩ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺑﺎ ﻃﺎﻭﻭﺱ ﯾﻤﺎﻧﯽ:

    ﺭﻭﺯﯼ ﺍﻣﺎﻡ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﺩﺭ ﻣﺴﺠﺪ ﺍﻟﺤﺮﺍﻡ ﺑﺎ ﺍﺻﺤﺎﺑﺶ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻃﺎﻭﻭﺱ ﯾﻤﺎﻧﯽ ﺑﺎ ﻋﺪﻩﺍﯼ ﺍﺯ ﭘﯿﺮﻭﺍﻧﺶ ﺟﻠﻮ ﺁﻣﺪ ﻭ ﺳﻼﻡ ﮐﺮﺩ ﻭ ﮔﻔﺖ: ‏« ﺁﯾﺎ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺍﺟﺎﺯﻩ ﻣﯽﺩﻫﯿﺪ ﺳﺆﺍﻝ ﮐﻨﻢ؟‏»
    ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :‏ ﺑﻠﻪ، ﺑﭙﺮﺱ
    ﻃﺎﻭﻭﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ :‏« ﭼﻪ ﺯﻣﺎﻧﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﯾﮏ ﺳﻮّﻡ
    ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻼﮎ ﺷﺪﻧﺪ؟‏»
    ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :‏« ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﯼ ! ﺑﺎﯾﺪ ﻣﯽﮔﻔﺘﯽ ﯾﮏ ﭼﻬﺎﺭﻡ ﻣﺮﺩﻡ؛ ﻭ ﺁﻥ ﻭﻗﺘﯽ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻗﺎﺑﯿﻞ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﻫﺎﺑﯿﻞ ﺭﺍ ﮐﺸﺖ . ﺩﺭ ﺁﻥ ﺯﻣﺎﻥ ﻣﺮﺩﻡ ﺩﻧﯿﺎ ﻓﻘﻂ ﭼﻬﺎﺭ ﻧﻔﺮ ﺑﻮﺩﻧﺪ : ﺁﺩﻡ ﻭ ﺣﻮﺍ ﻭ ﻫﺎﺑﯿﻞ ﻭ ﻗﺎﺑﯿﻞ ﭘﺲ ﯾﮏﭼﻬﺎﺭﻡ ﺍﻫﻞ ﺩﻧﯿﺎ ﻫﻼﮎ ﺷﺪﻧﺪ .‏»
    ﻃﺎﻭﻭﺱ ﮔﻔﺖ :‏« ﺑﻠﻪ، ﺷﻤﺎ ﺩﺭﺳﺖ ﻓﺮﻣﻮﺩﯾﺪ. ﻣﻦ ﺍﺷﺘﺒﺎﻩ ﮐﺮﺩﻡ. ‏»
    ﺑﻌﺪ ﭘﺮﺳﯿﺪ: ‏« ﮐﺪﺍﻣﯿﮏ ﺍﺯﺁﻥ ﺩﻭ ﺑﺮﺍﺩﺭ، ﭘﺪﺭ
    ﺟﻬﺎﻧﯿﺎﻧﻨﺪ ﮐﻪ ﻓﺮﺯﻧﺪﺍﻧﺸﺎﻥ ﺗﺎ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺯﯾﺎﺩ ﺷﺪﻩ؟‏»
    ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :‏«ﻫﯿﭻﯾﮏ . ﻣﺮﺩﻡ ﺟﻬﺎﻥ ﻧﺴﻞ ﻓﺮﺯﻧﺪ ﺩﯾﮕﺮ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﺩﻡ ﯾﻌﻨﯽ‏« ﺷﯿﺚ ‏» ﻫﺴﺘﻨﺪ .‏»
    ﻃﺎﻭﻭﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ :‏«ﭼﺮﺍ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﺩﻡ، ‏« ﺁﺩﻡ‏» ﻧﺎﻣﯿﺪﻩ ﺷﺪﻩ؟ ‏»
    ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :‏« ﭼﻮﻥ ﮔِﻞ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺍﺯ‏« ﺍﺩﯾﻢ‏» ‏(ﭘﻮﺳﺘﻪﯼ ﺭﻭﯾﯽ ) ﺯﻣﯿﻦ ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪﺍﻧﺪ . ‏»
    ﻃﺎﻭﻭﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ :‏«ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺣﻮّﺍ ،‏«ﺣﻮﺍ‏» ﮔﻔﺘﻪ ﻣﯽﺷﻮﺩ؟ ‏»
    ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :‏« ﭼﻮﻥ ﺣﻮّﺍ ﺍﺯ ﭘﻬﻠﻮﯼ ﻣﻮﺟﻮﺩ ‏«ﺣﯽّ‏» ﺧﻠﻖ ﺷﺪ .‏» ‏( ﯾﻌﻨﯽ ﭘﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻨﮑﻪ ﺣﻀﺮﺕ ﺁﺩﻡ، ﺩﺍﺭﺍﯼ ﺭﻭﺡ ﺷﺪ، ﺍﺯ ﮐﻨﺎﺭ ﮔِﻞ ﺍﻭ ﺣﻮﺍ ﺁﻓﺮﯾﺪﻩ ﺷﺪ .‏»
    ﻃﺎﻭﻭﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ :‏« ﺍﺑﻠﯿﺲ ﺑﻪ ﭼﻪ ﺩﻟﯿﻠﯽ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻡ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﯽ ﺷﻮﺩ؟‏»
    ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :‏« ﺍﺑﻠﯿﺲ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﻧﺎﺍﻣﯿﺪ ﺍﺳﺖ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺷﯿﻄﺎﻥ ﺍﺯ ﺭﺣﻤﺖ ﺧﺪﺍﯼ ﻋﺰّﻭﺟﻞ ﻧﺎ ﺍﻣﯿﺪ ﺷﺪ، ﺍﻭ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻡ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻨﺪ. ‏»
    ﭘﺮﺳﯿﺪ :‏« ﺟﻦ ﺭﺍ ﭼﺮﺍ ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻣﻪ ﻣﯽﺧﻮﺍﻧﻨﺪ؟‏»
    ﻓﺮﻣﻮﺩ: ‏« ﺟﻦ ﯾﻌﻨﯽ ﭘﻨﻬﺎﻥ؛ ﻭ ﭼﻮﻥ ﺟﻦﻫﺎ ﺍﺯ
    ﺩﯾﺪﻩﻫﺎ ﭘﻨﻬﺎﻧﻨﺪ، ﺑﻪ ﺍﯾﻦ ﻧﺎﻡ ﺧﻮﺍﻧﺪﻩ ﻣﯽﺷﻮﻧﺪ.‏»
    ﭘﺮﺳﯿﺪ :‏« ﭼﻪ ﮐﺴﯽ ﺍﻭّﻟﯿﻦ ﺩﺭﻭﻍ ﺭﺍ ﮔﻔﺖ؟‏»
    ﻓﺮﻣﻮﺩ: ‏« ﺍﻭﻟﯿﻦ ﺩﺭﻭﻍ ﺭﺍ ‏« ﺍﺑﻠﯿﺲ‏» ﮔﻔﺖ، ﻭﻗﺘﯽ ﮐﻪ ﮔﻔﺖ: ﻣﻦ ﺑﻬﺘﺮ ﺍﺯ ﺁﺩﻡ ﻫﺴﺘﻢ.
    ‏(ﺳﻮﺭﻩ ﺍﻋﺮﺍﻑ ﺁﯾﻪ 12)
    ﭘﺮﺳﯿﺪ :‏« ﮐﺪﺍﻡ ﮔﺮﻭﻫﻨﺪ ﮐﻪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﺑﻪ ﺣﻖ
    ﺩﺍﺩﻩﺍﻧﺪ، ﻭﻟﯽ ﺩﺭﻭﻏﮕﻮﯾﻨﺪ؟‏»
    ﻓﺮﻣﻮﺩ: ‏« ﻣﻨﺎﻓﻘﯿﻨﯽ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺭﺳﻮﻝ ﺍﻟﻠﻪ ﮔﻔﺘﻨﺪ: ‏« ﻣﺎ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﯽﺩﻫﯿﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍﯾﯽ.‏» ﺳﭙﺲ ﺁﯾﻪ ﻧﺎﺯﻝ ﺷﺪ ﮐﻪ: ﻭﻗﺘﯽ ﻣﻨﺎﻓﻘﯿﻦ ﻣﯽﺁﯾﻨﺪ ﻭ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ ﻣﺎ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﯽﺩﻫﯿﻢ ﮐﻪ ﺗﻮ ﺭﺳﻮﻝ ﺧﺪﺍﯾﯽ … ، ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺷﻬﺎﺩﺕ ﻣﯽﺩﻫﺪ ﮐﻪ ﺁﻧﺎﻥ ﺩﺭﻭﻍ ﻣﯽﮔﻮﯾﻨﺪ .‏» ‏( ﺳﻮﺭﻩ ﻣﻨﺎﻓﻘﻮﻥ، ﺁﯾﻪﯼ 1‏)
    ﻃﺎﻭﻭﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ :‏« ﮐﺪﺍﻡ ﭘﺮﻧﺪﻩ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﻓﻘﻂ ﯾﮏ ﺑﺎﺭ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﮐﺮﺩ؟ ‏»
    ﻓﺮﻣﻮﺩ: ‏« ﺁﻥ ﭘﺮﻧﺪﻩ، ‏«ﮐﻮﻩ ﻃﻮﺭ ‏» ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﺑﺎ ﺑﺎﻝﻫﺎﯾﯽ ﺍﺯ ﺍﻧﻮﺍﻉ ﻋﺬﺍﺏ ﺑﻪ ﭘﺮﻭﺍﺯ ﺩﺭﺁﻭﺭﺩ ﺗﺎ ﺑﻨﯽ ﺍﺳﺮﺍﺋﯿﻞ ، ﺗﻮﺭﺍﺕ ﺭﺍ ﻗﺒﻮﻝ ﮐﻨﻨﺪ؛ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﭼﻨﯿﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ:‏« ﻣﺎ ﮐﻮﻩ ﺭﺍ ﺑﺮ ﺳﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﻣﺎﻧﻨﺪ ﺳﺎﯾﺒﺎﻧﯽ ﺑﻠﻨﺪ ﮐﺮﺩﯾﻢ ﻭ ﺁﻧﻬﺎ ﮔﻤﺎﻥ ﮐﺮﺩﻧﺪ ﮐﻪ ﺭﻭﯼ ﺳﺮ ﺁﻧﻬﺎ ﺧﻮﺍﻫﺪ ﺍﻓﺘﺎﺩ . ‏»
    ( ﺳﻮﺭﻩ ﺍﻋﺮﺍﻑ، ﺁﯾﻪ171‏)
    ﻃﺎﻭﻭﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ :‏« ﻓﺮﺳﺘﺎﺩﻩﯼ ﺧﺪﺍ ﮐﻪ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺟﻦّ ﺍﺳﺖ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺍﻧﺲ ﻭ ﻧﻪ ﺍﺯ ﻣﻼﺋﮑﻪ ﮐﯿﺴﺖ؟‏»
    ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :‏« ﮐﻼﻏﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺁﻥ ﺭﺍ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﻗﺎﺑﯿﻞ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﺪ ﺟﻨﺎﺯﻩﯼ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺭﺍ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﺭ ﺧﺎﮎ ﭘﻨﻬﺎﻥ ﮐﻨﺪ؛ ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﭼﻨﯿﻦ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﺳﺖ :‏« ﭘﺲ ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﮐﻼﻏﯽ ﺭﺍ ﻓﺮﺳﺘﺎﺩ ﺗﺎ ﺯﻣﯿﻦ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺑﺰﻧﺪ ﻭ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺸﺎﻥ ﺩﻫﺪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺵ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺧﺎﮎ ﺑﺴﭙﺎﺭﺩ .‏» ‏( ﺳﻮﺭﻩ ﻣﺎﺋﺪﻩ، ﺁﯾﻪ 31 ‏)
    ﻃﺎﻭﻭﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ :‏« ﻣﻮﺟﻮﺩﯼ ﮐﻪ ﺑﻪ ﻗﻮﻡ ﺧﻮﺩ
    ﻫﺸﺪﺍﺭ ﺩﺍﺩ ﻭﻟﯽ ﻧﻪ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺟﻦ ﺑﻮﺩ، ﻧﻪ ﺍﻧﺴﺎﻥ ﻭ ﻧﻪ ﻣﻼﺋﮑﻪ؟‏»
    ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :‏« ﻣﻮﺭﭼﻪ ﺑﻮﺩ. ﺧﺪﺍﻭﻧﺪ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ
    ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ: ‏« ﺁﻥ ﻣﻮﺭﭼﻪ ﮔﻔﺖ : ﺍﯼ ﻣﻮﺭﭼﮕﺎﻥ، ﺩﺍﺧﻞ ﺧﺎﻧﻪﻫﺎﯼ ﺧﻮﺩ ﺷﻮﯾﺪ ﺗﺎ ﺳﻠﯿﻤﺎﻥ ﻭ ﻟﺸﮑﺮﯾﺎﻧﺶ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻟﮕﺪ ﻧﮑﻨﻨﺪ، ﭼﺮﺍ ﮐﻪ ﺁﻧﻬﺎ ﺷﻤﺎ ﺭﺍ ﻧﻤﯽﺑﯿﻨﻨﺪ .‏»
    ‏( ﺳﻮﺭﻩ ﻧﻤﻞ،ﺁﯾﻪ18‏)
    ﭘﺮﺳﯿﺪ :‏« ﮐﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﻭﻟﯽ ﺍﺯ ﺟﻨﺲ ﺟﻦ ﻭ ﺍﻧﺲ ﻭ ﻣﻠﮏ ﻧﯿﺴﺖ؟‏»
    ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :‏« ﮔﺮﮔﯽ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﺮﺍﺩﺭﺍﻥ ﯾﻮﺳﻒ ﺑﻪ ﺍﻭ ﺩﺭﻭﻍ ﺑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﮔﻔﺘﻨﺪ : ﮔﺮﮒ ﺍﻭ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ .
    ‏( ﺳﻮﺭﻩ ﯾﻮﺳﻒ ﺁﯾﻪ17)
    ﻃﺎﻭﻭﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ :‏« ﺁﻥ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﻤﺶ ﺣﻼﻝ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺯﯾﺎﺩﺵ ﺣﺮﺍﻡ؟ ‏»
    ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :‏« ﺁﺏ ﻧﻬﺮ ﻃﺎﻟﻮﺕ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﭼﻨﯿﻦ ﺁﻣﺪﻩ :‏« ﻃﺎﻟﻮﺕ ﻓﺮﻣﻮﺩ ﻫﺮ ﮐﺲ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﻧﻬﺮ ﺑﯿﺎﺷﺎﻣﺪ ﺍﺯ ﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ. . . ﻣﮕﺮ ﺑﻪ ﺍﻧﺪﺍﺯﻩ ﯾﮏ ﮐﻒ ﺩﺳﺖ.
    (ﺳﻮﺭﻩ ﺑﻘﺮﻩ ﺁﯾﻪ249)
    ﭘﺮﺳﯿﺪ :‏« ﮐﺪﺍﻡ ﻧﻤﺎﺯ ﻭﺍﺟﺐ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻭﺿﻮ ﻧﺪﺍﺭﺩ ﻭ ﮐﺪﺍﻡ ﺭﻭﺯﻩ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﻣﺎﻧﻊ ﺧﻮﺭﺩﻥ ﻭ ﺁﺷﺎﻣﯿﺪﻥ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ؟‏»
    ﺍﻣﺎﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :‏« ﺁﻥ ﻧﻤﺎﺯ ﻫﻤﺎﻥ ﺻﻠﻮﺍﺕ ﺑﺮ ﻣﺤﻤﺪ ﻭ ﺁﻝ ﺍﻭﺳﺖ ‏( ﺻﻠﻮﺓ ﺑﻪ ﻣﻌﻨﺎﯼ ﺩﻋﺎ ﺍﺳﺖ‏) ؛ ﻭ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﻩ ﻫﻤﺎﻥ ﺭﻭﺯﻩ ﺍﺯ ﺳﺨﻦﮔﻔﺘﻦ ﺍﺳﺖ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﻩﯼ ﺣﻀﺮﺕ ﻣﺮﯾﻢ ﺑﻮﺩ ﻭ ﺧﺪﺍ ﺩﺭ ﻗﺮﺁﻥ ﻣﯽﻓﺮﻣﺎﯾﺪ :‏« ﺑﮕﻮ ﻣﻦ ﻧﺬﺭ ﮐﺮﺩﻩﺍﻡ ﺑﺮﺍﯼ ﺧﺪﺍﯼ ﻣﻬﺮﺑﺎﻥ ﮐﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﺑﺎﺷﻢ؛ ﭘﺲ ﺍﻣﺮﻭﺯ ﺑﺎ ﻫﯿﭽﮑﺲ ﺳﺨﻦ ﻧﻤﯽﮔﻮﯾﻢ .‏» ‏
    ( ﺳﻮﺭﻩ ﻣﺮﯾﻢ،ﺁﯾﻪ 26 ‏)
    ﻃﺎﻭﻭﺱ ﭘﺮﺳﯿﺪ :‏« ﺁﻥ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﻢ ﻭ ﺯﯾﺎﺩ
    ﻣﯽﺷﻮﺩ؟ ﻭ ﺁﻥ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﮐﻢ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ؟ ﻭ ﺁﻥ ﭼﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﮐﻢ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ؟‏»
    ﺣﻀﺮﺕ ﺑﺎﻗﺮ ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼﻡ ﻓﺮﻣﻮﺩ :‏« ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻢ ﻭ ﺯﯾﺎﺩ ﻣﯽﺷﻮﺩ، ﻣﺎﻩ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺍﺳﺖ ﻭ ﺁﻧﭽﻪ ﮐﻢ
    ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ ﺩﺭﯾﺎﺳﺖ ﻭ ﺁﻧﮑﻪ ﮐﻢ ﻣﯽﺷﻮﺩ ﻭﻟﯽ ﺯﯾﺎﺩ ﻧﻤﯽﺷﻮﺩ، ﻋﻤﺮ ﺍﺳﺖ .‏»

    ﻣﻨﺎﺑﻊ :
    ﺑﺤﺎﺭﺍﻻﻧﻮﺍﺭ : 46، ﺹ 351 ، ﺡ .5