دوستی ها – دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

  • Admin
  • 01 آبان 93
  • 24779 بازدید
  • ۱۷ نظر

مجموعه اس ام اس و پیامک های پیشواز ماه محرم الحرام 1 آبان 1393

جملات زیبا ویژه عرض تسلیت ماه غم و اندوه محرم 1435 هجری

اس ام اس ماه محرم، پیامک ماه محرم، جملات زیبای محرم

 صدای دسته ی زنجیرزن، غمی در من
و شعله می کشد اکنون جهنمی در من
شب است و از همه سو خیمه می زند اندوه
که تا بنا شود از نو محرّمی در من

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

شب اشک و شب آه و شب غم
شب دلواپسی و حزن و ماتم
میان سینه قلبم بی قرار است
محرم آمده ای دل محرم

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

زنده ماندم شب غمت آمد
ماه شب های ماتمت آمد
ساعت کار گریه کردن شد
فصل باران نم نمت آمد

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

راه را باز نمایید … محرم آمد
دم بگیرید که هنگامه ی ماتم آمد
دست بر سینه نهاده … همه تعظیم کنید
مادری دست به پهلو، کمری خم آمد

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

قدم ز روی ادب زن حریم ماتم را
کن احترام و نگه دار حرمت غم را
به اذن حضرت زهرا بیا و مُحرم شو
بپوش جامه ی احرام حج ماتم را

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

از آسمان منادی ماتم رسیده است
فبک علی الحسین… محرّم رسیده است
از آسمان ببار که دل‌ها گرفته است
خون گریه کن که قافله ی غم رسیده است

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

پهن شد سفره دل، بوی خدا آمده است
به تن شاه و گدا رخت عزا آمده است

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

بزرگ هیئتیان را صدا کنید از نو
بساط سینه زنی دست و پا کنید از نو
ز بقچه های قدیمیِ خانه، مادرها
لباس مشکی ما را جدا کنید از نو

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

خیمه، عَلم، کتیبه و پرچم بیاورید
شیون کنید شور محرم بیاورید
مِشکی کنید قامت رعنای کوچه را
پیراهن عزای مرا هم بیاورید

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

عاشقان کم کم به شور و التهاب افتاده اند
بهر احیای محرم در شتاب افتاده اند
مجمر و اسپند و بیرق را فراهم کرده اند
فکر چای روضه و قند و گلاب افتاده اند

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

مـردم بسـاط گـریـه و مـاتـم بیـاوریـد
وقتش شده که بیرق و پرچم بیاورید
مــردم کتـیبه هـای حـسـینیـّه نـزد کیـسـت؟
«باز این چه شورش است که…عالم» بیاورید

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

بر مشامم می رسد بوی محرم ای خدا
ترسم از این است محرم را نبینم ای خدا
شکر نعمت نعمت ام افزون کند حالا بگو
من چگونه شکر این غم را نمایم ای خدا

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

ارباب صدای قدمت می آید
هنگامه اوج ماتمت می آید
ما در تب داغ و غم تو می سوزیم
چند روز دگر محرمت می آید

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

بر گوش جانم میرسد آوای زنگ قافله
این قافله تا کربلا دیگر ندارد فاصله

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

دیباچه ی عشق و عاشقی باز شود
دلها همه آماده ی پرواز شود
با بوی محرم الحرام تو حسین
ایام عزا و غصه آغاز شود

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

صدها نفر از رقص جنون جا مانده
سالار درین قافله تنها مانده
دلها شده پر درد مگر علت چیست؟
یک هفته دگر تا به محرم مانده

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

جان مولانا و سعدی و لسان الغیب ها
جان عطار و نظامی، شاعران خاک ما
باد قربان آن شاعر که از جانش سرود:
‘بر مشامم می رسد هر لحظه بوی کربلا!’
 

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

محرم آمد و این دل هنوز محرم نیست

هنوز قلب من آماده ى محرم نیست

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

درعرش مجلس غم أرباب عالم است

مشکى بپوش اى دل شیدا محرم است

غش کرد فاطمه به خدا محتشم بس است

باز این چه نوحه و چه عزا و چه ماتم است

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

سلام من به محرم که برتر از رمضان است

همه شبش، شب قدر و فضیلتش به از آن است

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

نوکری نـنگ است اما گاه دارد افتخار

هر که نوکر بر حسین گردید آقایی کند

اس ام اس محرم، پیامک ماه محرم الحرام

نام زینب در شئون زندگی گل میکند

در دل عشاق ایجاد تحول میکند

مهدی زهرا که خود رمز توسل با خداست

در مقام ذکر با زینب توسل میکند …

ADs
در حال بارگزاری ...

۱۷ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. مهدی 01 :
    01 آبان 93

    بر مشامم می رسد بوی محرم ای خدا
    ترسم از این است محرم را نبینم ای خدا
    شکر نعمت نعمت ام افزون کند حالا بگو
    من چگونه شکر این غم را نمایم ای خدا
    ……………
    پیشاپیش ایام محرمو به ادمین عزیز و کاربرای محترم تسلیت میگم.

  2. آرامش :
    01 آبان 93

    خیمه ماه محرم زده شد بر دل ما …
    باز نام تو شده زینت هر محفل ما …
    جز غم عشق تو ما را نبود سودایی…
    عشق سوزان تو آغشته به آب و گل ما ….
    السلام علیک یا ابا عبدالله
    ایام سوگواری سیدالشهدا (ع)بر همگان تسلیت باد

    • مهدی 01 :
      01 آبان 93

      السـلام علیــک یـــا ابـــا عبــدالله
      شعر زیبایی بود،ممنون ارامش خانوم،ان شاءالله خودش دستمونو بگیره…

    • آرامش :
      01 آبان 93

      آقا مهدی 01
      ممنون ازشما …ان شا الله زیارت آقا روزی همه ی ما بشه ….

    • الهه :
      04 آبان 93

      زیبا بود

  3. غزال :
    01 آبان 93

    السَّلامُ عَلَیْکَ یااَباعَبْدِاللَّهِ وَعَلَى الاَْرْواحِ الَّتى حَلَّتْ بِفِناَّئِکَ عَلَیْکَ مِنّى سَلامُ اللَّهِ [اَبَداً] ما بَقیتُ وَبَقِىَ اللَّیْلُ وَالنَّهارُ وَلاجَعَلَهُ اللَّهُ آخِرَ الْعَهْدِ مِنّى لِزِیارَتِکُمْ اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ
    ………………… .. . .
    شهادت سالار شهیدان ، امام حسین (ع ) رو بر همه عزیزان تسلیت عرض مى کنم.

  4. عبدالله :
    01 آبان 93

    ضمن تسلیت رحلت آیت الله مهدوی رحمه الله تعالی توجه شما رو به خواندن داستانی که در پایین می آورم ان شاءالله جلب می کنم .این داستان واقعی است وحدودا سه سال پیش رخ داده. کسی که آن را نقل می کند ظاهرا شیخ مهدی طائب است.داستان عجیب ونشان دهنده ی لطف سید شهیدان علیه السلام است.

    • فاطمه یاس :
      01 آبان 93

      من هم رحلت این عالم و سیاستمدار بزرگ رو تسلیت میگم.
      ان شا الله روحشون قرین شادی باشه.

  5. عبدالله :
    01 آبان 93

    نقل شده از شیخ مهدی طائب ایده الله:در شیراز با شیخی به نام آقای جنتی دوست هستم که در حوزه علمیه شیراز هم کفایه تدریس می‌کنند. ایشان این مسئله زنده بودن شهدا را با روایت یک ماجرا مورد تأکید خود قرار داد. او گفت: من در کنار این کارها مشاور امور خانواده در بنیاد شهید شهرستان هم هستم. روزی در اتاق کارم نشسته بودم که خانمی به من تلفن زد و گفت چرا به من رسیدگی نمی‌کنید. این ماجرا در سال 90 اتفاق افتاد. در پاسخ به این خانم گفتم من مسئول این کار نیستم ولی حتماً به مسئول این کار می‌گویم پیام شما را. آدرس را گرفتم و موضوع را به مسئول مربوطه گفتم. او به من گفت امکان ندارد اگر چنین چیزی باشد استعفا می دهم.
    پس از بررسی موضوع به بنده گفت حق با توست سراغ او نرفتیم اما طبق قانون نرفتیم. فرزند او بهایی و سرباز بوده است که کشته می‌شود. و بنیاد شهید سراغ آنان نمی‌رود ولی طبق همان قانون دستگاه مربوطه‌ای که این فرد عضو آن ارگان بوده به سراغش می‌روند. به او گفتم طبق قانون نمی‌شود بنیاد شهید برود و دستگاه مربوطه باید برود ولی بیا خودمان برویم. قبول کرد و به درب منزل آنان رفیتم. خانم‌هایی بی‌حجاب دم در خانه آمدند و گفتیم که می‌خواهیم بیاییم مادر شما را ببنیم و اگر امکان دارد حجابی بر سر کنید تا خدمت برسیم. رفتند و حجابکی دست و پا کردند و پس از عبور از کنار آن‌ها به سراغ مادرشان رفتیم. دیدیم در بستر خوابیده است و عجیب این بود که حجاب داشت. گفتیم که علتش چیست که چرا به او سر نزدیم. گفت: بله درست می‌گویید اما من بهایی نیستم. هم من و هم بچه‌ام که شهید شده مسلمانیم.
    زن گفت: پسر من البته بعد از شهادتش مسلمان شده است و من هم به واسطه او مسلمان شدم. بعد از شهادت پسرم شوهرم را از دست دادم. یک روز که در این اتاق دراز کشیده بودم که بخوابم. چراغ‌ها را خاموش کردم اما دیدم در باز شد و هنوز سرم روی بالش بود که دیدم همه جا روشن است اما اولش متوجه روشنی اتاق نبودم. دیدم پسرم آمده. آمد نزدیک شد و سرم را روی زانویش گذاشت. به من گفت: مادر مسلمان شو. شیعه شو و بر حسین‌بن علی(علیهما السلام) گریه کن. گفتم چرا؟ گفت: مادر وقتی کشته شدیم من را همراه گروهی از بچه هایی که همراه من شهید شده بودند در یک صف قرار داده بودند و از مسیری باید عبور می‌کردیم. به یک دو راهی رسیدیم خطاب به من گفتند این باید از آن طرف برود. خواستم از آن طرفی که گفتند بروم که یک آقایی که آنجا ایستاده بود، گفت: نه او هم از همان طرف برود. گفتند که او …. گفت :بله بهایی بوده ولی برای من همراه این بچه ها و در جلسات آن ها حضور داشته و گریه کرده.
    پسرم به من گفت مادر مسلمان شو. شیعه شو و بر حسین بن علی(علیهما السلام) گریه کن. بلند شد پیشانی مرا بوسید و رفت. تار فت جیغ کشیدم. دخترانم دویدند داخل و پرسیدند که چه شده. ماجرا را برای آن‌ها تعریف کردم. به من پرخاش کردند و شروع کردند به فحاشی به من که خواب دیدی و این‌ها همه باطل است و خزعبلات. من به تردید افتادم. آن‌ها در را بستند و رفتند که دوباره پسرم آمد و گفت: مادر بیداری. خواب نبودی . آمدم بگویم. مسلمان شو. شیعه شو و برای حسین بن علی(علیهما السلام) گریه کن. دوباره که رفت من ترسیدم و فریاد زدم. این بار نزدیک بود مرا کتک بزنند. و من هم ترسیدم و تصمیم گرفتم که بخوابم. اما همین که رفتند دوباره پسرم آمد و گفت: مادر این برای بار آخر است که اجازه دادند بیایم. مادر چیزی که می‌گویم را جدی بگیر و به آن عمل کن و فریاد هم نزن. مادر مسلمان شو. شیعه شو و بر حسین بن علی(علیهما السلام) گریه کن. از آن زمان به بعد مسلمان شدم. شیعه شدم و برای حسین بن علی(علیهماالسلام) گریه می‌کنم.
    زن می‌گفت: این ‌ها در این خانه با من فرق دارند. من را از این‌جا نجات دهید. زن را با خود بردیم و در جایی پناه دادیم دو ماه بعد از دنیا رفت.

    • MOSLEM :
      02 آبان 93

      داش عبدالله سلام ……..داداش واقعا دستت درد نکنه …خیلی عجیب بود ….. و خیلی برای من جوون واقعا با ارزش بود این جریان….. قربون آقا برم ….. بخاطره همینه که پیرو جون همه عاشقشن ….. بازم میگم دستت درد نکنه خیلی خیلی دستت درد نکنه داداشی انشالله از این داستان ها زیاد بذار من که می خوانم ….. انشالله که امضا و مهر آقا رو گرفته باشی و بگیری .

    • عبدالله :
      02 آبان 93

      سلام مسلم ان شاءالله سلامت باشی در دین ودنیا. دعاکن توفیق داشته باشیم.

  6. عبدالله :
    01 آبان 93

    نقل شده از شیخ علی بهجت (فرزند آیت الله بهجت قدس سره):پدرم می‌گفت: خیال می‌کنم گریه بر سیدالشهدا (علیه السلام) از افضل مستحبات باشد. گریه بر سیدالشهدا (علیه السلام) از همه مستحبات بالاتر است حتی از نماز شب!

  7. فاطمه یاس :
    01 آبان 93

    ☑ بوی محرم آید…☑

    کاش سهراب اینگونه میگفت:
    آب را گل نکنید . . .
    شاید از دور علمدار حسین (ع)
    مشک طفلان بر دوش،
    زخم و خون بر اندام،
    می رسد تا که از این آب روان،
    پر کند مشک تهی، ببرد جرعه آبی برساند به حرم،
    تا علی اصغر (ع) بی شیر رباب (س)
    نفسش تازه شود و بخوابد آرام . . .

    آب را گل نکنید .تاکه شرمنده نگردد عباس .تاکه پژمرده نگردد گل یاس

  8. علیرضا :
    02 آبان 93

    از آسمان منادی ماتم رسیده است
    فبک علی الحسین… محرّم رسیده است
    از آسمان ببار که دل‌ها گرفته است
    خون گریه کن که قافله ی غم رسیده است

  9. MOSLEM :
    02 آبان 93

    منم به نوبه ی خودم ماه آقا ابا عبدالله الحسین رو به همه تسلیت عرض میکنم ….انشالله که همه عاشق های آقا زیر نامشون امضای خود آقا باشه (انشالله)

  10. حسن :
    02 آبان 93

    حسین جان
    به گمانم که دگر پیر غلامی رویاست
    عهدبستم که محرم زغمت جان بدهم….

  11. میقات :
    02 آبان 93

    عشق معناست ولی عشق تو پر معنا تر

    شور غوغاست ولی شور غمت غوغا تر

    چشم با اشک به دامان محبّت زیباست

    اشک زیباست ولی در حرمت زیبا تر

    ای که جامت ز سَرِ میل به لیلی بشکست

    نیست از لیلی من هیچ کسی لیلا تر

    کعبه مشتاق طواف است به شش گوشه تو

    کعبه بالاست و شش گوشهء تو بالا تر

    عرش یک گوشهء بین الحرمین است لذا

    عرش اعلی است و بین الحرمین اعلی تر

    در کنار تو برای دل حُر هم جا هست

    به علی (ع) نیست ، به حق از تو کسی آقا تر

    جان از آن تازه جوانی که ز خونش بنوشت :

    مرگ در کام من از شهد عسل احلی تر

    رفت در حسرت خاک قدمش چشم رکاب

    آمد از سرو اذان گوی حرم رعنا تر

    به خداوند که هیهات ، نخواهد آمد

    علمی از علم ساقی تو بالا تر

    و بعید است ببیند به خودش چشم فرات

    از هلال کمر تو کمری را تا تر

    آب شرمندهء لب های علی اصغر و تو …

    تو و یک تیر سه پر ، با سه سر – از هم وا تر

    دست تقدیر تو را غربت بی همتا کرد

    و نشد ظهر دهم از تو کسی تنها تر

    ای مسلمان شده ات راهب نصرانی ها

    ای مسیح سرت از روح خدا عیسی تر

    روی نی جلوه کنان قرص مه تابانت

    روی نی شمس تو از شمس جهان پیدا تر

    قاری خون به لب واقعهء کهف و رقیم

    صوت قرآن تو از هر چه عرب شیوا تر

    آتش سینهء سوزان کسی نیست هنوز

    از شرار نفس زینب تو کبری تر

    خواهرت گفت : که در بین همه بعد از من

    نیست از دختر تو هیچ کسی زهرا تر.

بستن تبلیغات
الفبای سفر