دوستی ها – دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

اس ام اس و پیامک های احساسی ویژه روزهای بارونی 18 آبان 1393

جملات عشقولانه و SMS های رمانتیک مخصوص روزهای بارونی

اس ام اس احساسی و پیامک های بارونی

شیشه پنجره را باران شست از دل من اما،
چه کسی نقش تو را خواهد شست؟

بارونی بارونی بارونی بارونی بارونی بارونی  بارونی بارونی بارونی 

گاه می اندیشم
چندان هم مهم نیست اگر هیچ از دنیا نداشته باشم
همین مرا بس که کوچه ای باشد و باران
و خدایی که زلال تر از باران است . . .

♥.♥.♥.♥.♥

باز باران، بی طراوت، کو ترانه!؟
سوگواریست، رنگ غصه، خیسی غم
می خورد بر بام خانه، طعم ماتم
یاد می آرم که غصه، قصه را می کرد کابوس
بوسه می زد بر دو چشمم گریه با لبهای خیسش . . .

♥.♥.♥.♥.♥

چشمهای من از دوریت کنون مثل آسمان بارانیست
ابرها میبارند و آرام میشوند، اما چشمهایم می بارند و بیقرار تر میشوند
کاش تا ابرها آرام نشده اند، بیایی . . .

♥.♥.♥.♥.♥

باز باران آمد
از هوا یا ز دو چشم خیسم؟
نیک بنگر!
چه تفاوت دارد . . .

♥.♥.♥.♥.♥

خدا ابر رو به گریه میاره تا گلها بخندن
پس هر وقت بارون آمد یادت نره بخندی . . .

♥.♥.♥.♥.♥

علم ثابت کرده که شکر در آب حل میشه
پس هیچ وقت زیر بارون نرو، چون شیرین ترین دوستم را از دست می دم!

♥.♥.♥.♥.♥

باران که می بارد تو در راهی از دشت شب تا باغ ِ بیداری
از عطر عشق و آشتی لبریز با ابر و آب و آسمان جاری
تا عطرِ آهنگ تو می رقصد، تا شعر باران تو می گیرد . . .

♥.♥.♥.♥.♥

باران هم روی ستمگر می بارد و هم ستمدیده
ولی بیشتر روی ستمدیده می بارد، زیرا ستمگر چتر ستمدیده را ربوده است . . .

♥.♥.♥.♥.♥

همواره تنهاییم، در جمع یاران هم
در یک کویر خشک، در زیر باران هم . . .

♥.♥.♥.♥.♥

باران رحمت خدا همیشه می بارد
تقصیر ماست که کاسه هایمان را بر عکس گرفته ایم . . .

♥.♥.♥.♥.♥

قطره بارون ممکنه کوچک دیده بشه، اما یک گل تشنه، همیشه منتظر باریدنشه
یک اس ام اس ممکنه ساده برسه، اما قلب فرستندش خیلی به یادته . . .

♥.♥.♥.♥.♥

صدای باران زیباترین ترانه خداست که طنینش زندگی را برای ما تکرار می کند
نکند فقط به گل آلودگی کفشهایمان بیندیشیم . . .

♥.♥.♥.♥.♥

چه سنگین گذشت عصر بارانی ام
گویی نوازش نمی کرد، باران صورتم را
گریه ام، فریادم، تنها سکوتی بود
تا حرفهایم
در بستری از بغض بخوابند . . .

♥.♥.♥.♥.♥

بارون که میبارد باز با ترانه یا باز بی ترانه
من عاشق تر گریه میکنم و رو به آسمان فریاد میزنم
دوستت دارم

♥.♥.♥.♥.♥

زمانی شعر می گفتم برای غربت باران
ولی حالا خودم تنهاترم
تنهاتر از باران . . .

♥.♥.♥.♥.♥

وقتی دلم برات تنگ می شه، میرم پشت ابرها زار زار گریه می کنم
پس یادت باشه هر وقت بارون میاد دل من برات تنگ شده . . .

♥.♥.♥.♥.♥

باران از راه رسید، عشق را دوباره در مزرعه ی خالی تنم پروراند
زندگی را در آسمان آبی چشمم حس کرد، ناگهان پایییز عشقم از راه رسید
آری رفت ولی هنوز قلبم برای اوست . . .

♥.♥.♥.♥.♥

روزای بارونی قطره های بارون رو بشمار
اگه بند اومد روی رفاقت من حساب کن، نه کم میاد و نه بند میاد . . .

♥.♥.♥.♥.♥

مرا چه باک ز باران
که گیسوان تو چتری گشوده اند
مرا چه باک ز مرگ
که بوسه های تو پیغام های قیامند
بدرودهای تو
تکرارهای سلامند . . .

♥.♥.♥.♥.♥

تو مثل لحظه ای هستی که باران تازه می گیرد
و من مرغی که از عشقت فقط بی تاب و حیرانم
تو می ایی و من گل می دهم در سایه چشمت
و بعد از تو منم با غصه های قلب سوزانم

♥.♥.♥.♥.♥

بارون و دوست دارم هنوز / چون تو رو یادم میاره
حس می کنم پیشه منی / وقتی که بارون می باره . . .

♥.♥.♥.♥.♥

بارون بهونه است، اسمون نمی تونه اشکاشو نگه داره . . .

♥.♥.♥.♥.♥

باران در گلوی من، ابر ِ کوچکی ست
میشود مرا بغل کنی؟ قول میدهم گریه کم کند . . .

♥.♥.♥.♥.♥

نیمکت چوبی کهنه نم گرفته زیر بارون،

زیر سقف بی قرار شاخه های بید مجنون

ابر بی طاقت پاییز مثل من چه بی ستارست،

مثل من شکسته از این نامه های پاره پارست . .

♥.♥.♥.♥.♥

یادگاری واسه بارون، آرزوهایی که خاک شد
وقتی رفتی زیبا، انگار روح از تنم جدا شد . . .

♥.♥.♥.♥.♥

توی زندگیت بارون نباش که فکر کنند با منت خودتو به شیشه میکوبی
ابر باش که منتظرت باشند که بباری . . .

♥.♥.♥.♥.♥

وقتی ناله های خرد شدنت، زیر پای بارون، نوای دل انگیزی شد
چه فرقی می کند برگ سبز کدام درختی . . .

♥.♥.♥.♥.♥

با رفیقت مثل چتر رفتار نکن
که هر وقت بارون بند اومد، فراموشش کنی . . .

♥.♥.♥.♥.♥

زیر سایبون چشمات تو شبستون نگاهت،

یه جایی گوشه اشکات مچ عشقتو میگیرم

بین پاییز و زمستون انتظار و نم بارون، میون نامهربونی تا بخوای برات میمیرم . . .

♥.♥.♥.♥.♥

میدونی چرا بارون از پشت شیشه قشنگ تره،

چون بدون اینکه خیس بشی احساسش میکنی

مثل دیدن گریه کسی که خیلی دوستش داری . . .

♥.♥.♥.♥.♥

شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای با طراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ایی در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی که در تنهاییم رویید با حسرت جدا کردم . . .

دانلود منیجر چیتا (تبلیغ)

۲۹ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. الهه :
    09 نوامبر 14

    زیر باران ، خواستنت را بارها آزموده ام…اما…
    شاید مشکل ، همین جاست…
    آزمودن یعنی تردید..یعنی شاید بشود…شاید درست باشد این رسم..
    ..
    باید زیر باران، چترم را به خیال تو یک گوشه رها کنم..
    ..
    یعنی دعایم مستجاب می شود و تو می آیی و چترم را بر می داری و روی سرت می گیری و….همین قدر هم بس است…با یقین من..
    ….

    • الهه :
      09 نوامبر 14

      میگن هر وقت خوابت نمی بره ، یکی داره بهت فکر می کنه…
      .
      .
      .
      خواهشا بذار بخوابم، فردا کلی کار دارم… 😀
      همین جوری نشستم ، هی کامنت میذارم واسه سایت. ..هی کامنت میذارم…
      آخه امشب بارون میاد ؟؟ 😀
      بذار بخوابم ، فردا بهم فکر کن که وسط کار خوابم نبره 😀 😀 😀 😀

    • مهدی 01 :
      09 نوامبر 14

      اشکم ولی به پای عزیزان چکیده ام / خارم ولی به سایه ی گل آرامیده ام / با یاد رنگ و بوی تو ای نوبهار عشق / همچون بنفشه سر بر گریبان کشیده ام .

  2. آرامش :
    09 نوامبر 14

    بارون و دوست دارم هنوز … چون تو رو یادم میاره. حس می کنم پیشه منی … وقتی که بارون می باره.
    .
    .
    .
    .
    چتری برایم بگیر
    حتی خیالی…
    خیس دلتنگی ات شده ام …..

    • Admin :
      09 نوامبر 14

      لس آنجلسی بودا 😀

    • آرامش :
      09 نوامبر 14

      ای وای
      راست میگید ؟؟؟ 😐
      صداش و در نیارید لطفا 😀
      جمع خودیه …لا مشکل .. ؛)

    • فرزاد :
      09 نوامبر 14

      مهم ترانه سراست که یغما گلروییه

    • محمدجواد :
      09 نوامبر 14

      سلام من که چیزی ندیدم

    • آرامش :
      09 نوامبر 14

      همون یغما گلرویی بگه اون فردم بخونه .. بهم میان ،،، 😐
      خدارو شکر ندیدنش اعلام شد .. 🙂

    • آرامش :
      09 نوامبر 14

      یادم رفت …
      علیک سلام .. 😀

    • میقات :
      09 نوامبر 14

      کاش بارانی ببارد قلبها را تر کند

      بگذرد از هفت بند ما صدا را تر کند

      قطره قطره رقص گیرد روی چتر لحظه ها

      رشته رشته مویرگهای هوا را تر کند

      بشکند در هم طلسم کهنه ی این باغ را

      شاخه های خشک بی بار دعا را تر کند

      مثل طوفان بزرگ نوح در صبحی شگفت

      سرزمین سینه ها تا نا کجا را تر کند

      چترها تان را ببندید ای به ساحل مانده ها

      شاید این باران که می بارد شما را تر کند….

    • غزال :
      09 نوامبر 14

      بارونو دوس دارم هنوز… بدون چتر و سرپناه… وقتی که حرفای دلم… جا میگیرن تو یه نگاه….

    • مهدی 01 :
      09 نوامبر 14

      تقدیر من این است که با درد بسازم / از این دل نامرد دلی مرد بسازم / انگار قرار است که من داغ دلم را / با گریه ی چشمان خودم سرد بسازم .

  3. masoud :
    09 نوامبر 14

    جالب بودن مرسی 🙂

  4. میقات :
    09 نوامبر 14

    دیشب باران قرار با پنجره داشت

    دیشب باران قرار با پنجره داشت

    روبوسی آبدار با پنجره داشت

    یکریز به گوش پنجره پچ پچ کرد

    چک چک، چک چک…

    چکار با پنجره داشت؟!

    • مهدی 01 :
      09 نوامبر 14

      زندگی تکرار فرداهای ماست / میرسد روزی که فردا نیستیم / آنچه میماند فقط نقش نکوست / نقش ها می ماند و ما نیستیم .

    • آرامش :
      10 نوامبر 14

      دعای باران چرا ؟؟!!
      دعای عشق بخوان !
      این روزها دلها تشنه ترند تا زمین ….
      خدایا کمی عشق ببار …..

  5. MOSLEM :
    09 نوامبر 14

    دختر، از دوستت دارم گفتنهای هر شب پسره خسته شده بود …

    یک شب وقتی اس ام اس آمد بدون آن که آنرا بازکند موبایل را گذاشت زیر بالشش و خوابید !

    صبح مادرِ پسره به دختره زنگ زد گفت : پــــســــــرم مـــــــــرده …

    دختره شوکه شد و چشم پر از اشک بلافاصله سراغ اس ام اس شب گذشته رفت …

    پـــســــــره نــوشــتـــه بـــــــود:

    تصادف کردم با مشکل خودم را رساندم دم درخانه تان لطفا بیاپائین میخوام برای آخرین بار ببینمت …

    « خـــــیــــلـــــی خــــیـــــلــــــــی دوســــتـــتـــــدارم »

    • مهدی 01 :
      09 نوامبر 14

      اگر هرگز نمیخوابد دو چشم سرخ و نمناکم / اگر در فکر چشمانت شکسته قلب غمناکم / ولی یادم نخواهد رفت هرگز که یاد تو هنوز اینجاست / میان سایه روشن ها ، دل شیدای من تنهاست / نباید زود میرفتی و از دل کوچ میکردی / افقها منتظر ماندند ازین ره تا تو برگردی .

    • MOSLEM :
      10 نوامبر 14

      قربان آن دوستی که در فضای مجازی در بزرگ قلبشو بروم باز کرده و من حقیرو در خونه بزرگش راه داده …امیدوارم که مهمان خوبی برای قلبت باشم دوستم آقا مهدی01

    • مهدی 01 :
      10 نوامبر 14

      مسلم جان این حرفارو نزن…خیلی خوشحالم از اینکه سایه ی دوسته خوبی مثله شما بالای سر منه… 🙂

  6. بارون :
    09 نوامبر 14

    باران که بند آید تازه خاطره ها شروع می کنند به چکه کردن …

  7. غزال :
    09 نوامبر 14

    عشق مانند بـــــاران است …
    آنگاه که نیست همه آرزویش را دارند و وقتی هم که میاید همه میگریزند …
    ***********************
    نیا باران. . . زمین جای قشنگی نیست ، من از اهل زمینم خوب می دانم که گل در عقد زنبور است ، ولی سودای بلبل دارد و پروانه را هم دوست می دارد !
    ***********************
    باز هم دلتنگت شده ام…
    باران که بارید….تمام زحمتاتم براى فراموش کردن تو شسته شد….بازم هم خیسم از دلتنگیت……….

    • مهدی 01 :
      09 نوامبر 14

      یک غنچه بدون شاخه خواهد پژمرد / یک شاخه بدون غنچه هم خواهد مرد / سوگند به عشق ، باغبان برگردان / بی غنچه دلم تاب نخواهد آورد .

    • آرامش :
      10 نوامبر 14

      اندکی عاشقانه تر زیر این باران بمان

      ابر را بوسیده ام تا بوسه بارانت کند…

  8. MOSLEM :
    09 نوامبر 14

    خلیج
    قاصدک خسته بود اما باید ادامه میداد.باید با باد همراه می شد و می رفت آخه از طرف هزاران ایرانی حامل پیام عشق و تعلق بود. راه درازی رو طی کرده بود و خبرهای زیادی رو رسونده بود اما این یکی فرق داشت خودشم نمی دونست چه فرقی!باید حرکت می کرد.باد و صدا کرد شب شده بود و آسمون پر از ستاره بود. ستارهء دنباله دار با اقتدار تمام توی آسمون جلوه گری می کرد انگار می خواست به قاصدک بگه تو گم شدی ولی من هیچوقت گم نمیشم!قاصدک تو دلش گفت :من که گم نشدم .یه چیزی تو وجودش شعله می کشید .براش جالب بود که این همه آدم هر کدوم از یه جای دنیا ,همه عاشق یه چیز بودن و همه از اون خواسته بودن پیام عاشقی اونها رو به اون برسونه.مگه اون کی بود؟اصلا چی بود که همه عاشقش بودن؟کنجکاو بود هر چه زودتر برسه.حرکتش و تند کرد .تا طلوع خورشید باید به مقصد می رسید.
    هوا دیگه کم کم داشت روشن می شد.قاصدک یه بوی خاصی رو حس می کرد .بوی دریا .زیاد بهش توجه نکرد چون باید زودتر به مقصد میرسید.حدسش درست بود چون چند تا مرغ دریایی رو دید که دارن به طرفش میان.فکر کرد شاید اونها کسی رو که من می خوام بشناسن.سلام من دنبال کسی به اسم خلیج فارس می گردم!شما می دونین کجا می تونم پیداش کنم؟من از راه دوری اومدم اگه می تونین به من کمک کنین لطفا.
    همهءمرغها با هم زدن زیر خنده!!آقای خلیج فارس!!!!اونها همینطور می خندیدند.قاصدک فکر کرد:من چه حرف خنده داری زدم؟چرا بهم می خندن؟یکی از مرغها متوجهء بهت زدگی قاصدک شد.گفت:خلیج فارس رو 100 متر جلوتر پیدا میکنی ولی اون آدم نیست یه خلیجه.
    قاصدک بهت زده ایستاد.یه خلیج؟؟این همه راه اومدم که به یه خلیج پیغام برسونم؟؟به آرومی حرکت کرد خسته بود.بوی دریا شدید تر شده بود چشمهاش و بست و به حرکت ادامه داد.صدای موجها رو می شنید.حتما به مقصد رسیده بود.آروم چشمهاش و باز کرد.وای خدایا چی می دید!چقدر زیبا و پر عظمت بود و چقدر آبی.صدای برخورد موجها به ساحل مثل یه موسیقی دل انگیز گوشهاش رو نوازش می داد.حالا دلیل این همه عشق و تعلق رو می فهمید.به سمت خلیج حرکت کرد روی آب یه قایق ماهیگیریه کوچک شناور بود و ماهیگیر پیریه ترانهءمحلی رو زمزمه می کرد.قاصدک پرسید:اینجا کجاست؟ ماهیگیر جواب داد :اینجا بهشت ایران زمینه,محل درآمد هزاران انسانه.اینجا خلیج شگفتیهاست اینجا خلیج فارس.
    درست حدس زده بود .به مقصد رسیده بود.به سطح آب نگاه کرد انگار چیزی از درون خلیج اون و صدا می کرد.قاصدک بی اختیار به سمت آب جذب می شد.بله حالا موقع تحویل پیام بود.عشق تک تک اون آدمها رو تو بند بند وجودش حس می کرد.روی آب نشست.خودش رو به موجها سپرد وغرق شد.حالا یه احساس خوب داشت.احساس رضایت ابدی.

  9. مهدی 01 :
    09 نوامبر 14

    از ادمین و تمامی دوستان ممنون بابت متن های قشنگشون…

    • آرامش :
      10 نوامبر 14

      می توان در قاب خیس پنجره چک چک آاواز باران را شنید
      می توان دلتنگی یک ابر را
      در بلور قطره بر شیشه دید
      می توان لبریز شد از قطره ها
      مهربان و بی ریا و ساده بود
      می توان با واژهای ساده تر
      مثل ابری شعر باران را سرود
      می توان در زیر باران گام زد
      لحظه های تازه ای آغاز کرد
      پاک شد در چشمه های آسمان
      زیر باران تا خدا پرواز کرد .

  10. MOSLEM :
    10 نوامبر 14

    دوتا از آبجی هام کمی بحثشون شده …امیدوارم دوستی بیشون رخنه کنه ….و دوست های قلبی بشن واسه همدیگه..
    ……………….
    دوستم ….میدانم در فکرمی …. میدانم دلت برای همه چیزمان تنگ شده ……. من هم همینطور…….
    کاش برای آخرین بار هم که شده شعر دوستی رو در کنار همه بخونیم ……
    دوست من …دوستت دارم …