دوستی ها – دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

جدیدترین جملات قصار و اس ام اس های فلسفی و زیبا 21 آبان 1393

زیباترین جملات قصار و اس ام اس فلسفی و قصار

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده,  جملات قصار و اس ام اس های آموزنده

جایى که بودن و نبودنت هیچ فرقى ندارد
نبودنت را انتخاب کن
اینگونه، به بودنت احترام گذاشته اى…
(هاروکى موراکامى)

جملات قصار و اس ام اس های آموزنده جملات قصار و اس ام اس های آموزنده جملات قصار و اس ام اس های آموزنده جملات قصار و اس ام اس های آموزنده

تا که بودیم نبودیم کسی، کشت ما را غم بی همنفسی
تا که رفتیم همه یار شدند، خفته ایم و همه بیدار شدند
قدر آئینه بدانیم چو هست، نه در آن وقت که افتاد و شکست
در حیرتم از مرام این مردم پست، این طایفه ی زنده کش مرده پرست
تا هست به ذلت بکشندش به جفا، تا رفت به عزت ببرندش سر دست
آه میترسم شبی رسوا شوم، بدتر از رسواییم تنها شوم
آه از آن تیر و از آن روی و کمند، پیش رویم خنده پشتم پوزخند

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

برای شاد بودن، به بدنی سالم و حافظه ای ضعیف نیاز داریم…

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

توی زندگی به هیچ چیز زیاد اعتماد نکن
حتی سایه ات
که جاهای تاریک تنهات میذاره…

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

“آنکس که در مدرسه ای را باز می کند، درِ زندانی را می بندد.”
(ویکتور هوگو)

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

از زحمت کشان، خارپشتان را دوست دارم
از پستانداران، خفاشان را
از خزندگان، ماران را دوست دارم
از گزندگان، آدمیان را…

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

اگر رویاهات رو نسازی، یه نفر استخدامت می‌کنه تا رویاهای اونو بسازی…

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

کودکی که از تاریکی می‌ترسد را می‌توان بخشید.
تراژدی زندگی زمانیست که مردی از روشنایی بترسد…

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

هر لحظه را چنان با شکوه زندگی کن که گویی واپسین لحظه زندگیت است
و کسی چه میداند؟! شاید که واپسین لحظه باشد….!
(اوشو)

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

وقت سحر است خیز ای مایۀ ناز
نرمک نرمک باده خور و چنگ نواز
کانها که بجایند نپایند بسی
وآنها که شدند کس نمی آید باز
(خیام)

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

اگر در دل کسى جایى ندارى، فرش زیر پایش هم نباش…

اغلب مردم به قصد فهمیدن گوش نمی دهند
آنها به قصد پاسخ دادن گوش می دهند…
(استفان کوی)

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

بی صبری، شخص را از هیچ رنجی نمی رهاند
بلکه درد جدیدی را برای از پا در آوردن او به وجود می آورد…
(افلاطون)

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

به ندرت اشخاصی را پیدا می کنید که در سال، بیش از دو یا سه بار فکر کنند.
من خودم با هفته ای یکبار یا دو بار فکر کردن به شهرت جهانی رسیده ام…
(جرج برنارد شاو)

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

اشخاصی که هرگز وقت ندارند آنهایی هستند که کمتر کار می کنند…

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

بچه های فقیر فقط در زنگ انشا، تعطیلات را به کنار دریا می روند…

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

انسان ها
به نسـبت هر ظرفیتی که برای کسب تجربه دارند عاقلند
نه به نسبت تجاربی که اندوخته اند…

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

بزرگان، تنها از آنرو بزرگ جلوه می کنند
که ما زانو زده ایم
پس بگذارید برخیزیم
(کارل مارکس)

اس ام اس فلسفی، جملات قصار، پیامک های آموزنده

و کدامین ثروت است که نگاه دارید تا ابد؟
آنچه امروز از آنِ شما است، یک روز به دیگری سپرده میشود.
پس امروز به دست خویش بخشش کنید
باشد که شهد گوارای سخاوت نصیب شما گردد، نه مرده ریگی وارثانتان…
(جبران خلیل جبران)

دانلود منیجر چیتا (تبلیغ)

۱۳ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. غزال :
    12 نوامبر 14

    همیشه سکوت نشانه تایید حرف طرف مقابل نیست،
    گاهی نشانه قطع امید ،از سطح شعور اوست!
    *******************
    گاهی وقتا به یه چیزایی
    که آرزوشو داری میرسی
    بعد تازه میفهمی که چقدر آرزوش
    از داشتنش قشنگتر بوده…
    کلا بعضی چیزا و بعضی آدما
    فقط از دور قشنگن….!

    • غزال :
      12 نوامبر 14

      مراقب افکارت یاش که گفتارت می شود
      مراقب گفتارت باش که رفتارت می شود
      مراقب رفتارت باش که عادت می شود
      مرتقب عادتت باش که شخصیتت می شود
      مراقب شخصیتت باش که سرنوشت می شود.
      امام علی (ع)

  2. MOSLEM :
    12 نوامبر 14

    پسر 8 ساله ی من دونده ی خوبی بود و در اکثر مسابقات مدال می آورد. روزی برای دیدن مسابقه ی او رفتم.در مسابقه ی اول مدال طلا را کسب کرد.

    مسابقه ی دوم آغاز شد.

    او شروع خوبی داشت اما در پایان مسابقه حرکت خود را کند کرد و نفر چهارم شد.برای دلداری به سراغ او رفتم تا نکند به خاطر اول نشدن ناراحت باشد.
    پسرم خنده ی معصومانه ای کرد و گفت:
    مامان یه رازی بهت میگم ولی پیش خودمون بمونه.
    کنجکاو شدم. پسرم ادامه داد:
    من یک مدال بردم اما دوستم نیکولاس هیچ مدالی نبرده بود و خیلی دوست داشت یک مدال برای مادر پیرش ببرد.برای همین گذاشتم او اول بشود.
    پرسیدم:پس چرا چهارم شدی؟
    خندید و جواب داد:

    آخه نیکولاس میدونه من دونده ی خوبی هستم.اگر دوم می شدم همه چیز را میفهمید.حالا میتوانم بگم پایم پیچ خورد و عقب افتادم.
    ——————————————————————————————-
    خدا چراغی به او داد،

    روز قسمت بود.خدا هستی را قسمت میکرد.خدا گفت: چیزی از من بخواهید هر چه باشد.شما را خواهم داد .سهمتان را از هستی طلب کنید زیرا خدا بخشنده است. و هر که آمد چیزی خواست.یکی بالی برای پریدن و دیگری پایی برای دویدن.یکی جثه ای بزرگ خواست و آن یکی چشمانی تیز.یکی دریا را انتخاب کرد و یکی آسمان را. در این میان کرمی کوچک جلو آمد وبه خدا گفت:خدایا من چیز زیادی از این هستی نمی خواهم.نه چشمانی تیز ونه جثه ای بزرگ نه بال و نه پایی ونه آسمان ونه دریا …..تنها کمی از خودت.تنها کمی از خودت به من بده و خدا کمی نور به او داد. نام او کرم شب تاب شد.خدا گفت: آن که نوری با خود دارد بزرگ است.حتی اگر به قدر ذره ای باشد.تو حالا همان خورشیدی که گاهی زیر برگ کوچکی پنهان می شوی و رو به دیگران گفت: کاش می دانستید که این کرم کوچک بهترین را خواست.زیرا که از خدا جز خدا نباید خواست.
    ——————————————————————————————–
    تصمیم مهم

    در یکی از روستاهای ایتالیا، پسر بچه شروری بود که دیگران را با سخنان زشتش خیلی ناراحت می کرد.
    روزی پدرش جعبه ای پر از میخ به پسر داد و به او گفت: هربار که کسی را با حرفهایت ناراحت کردی، یکی از این میخ ها را به دیوار طویله بکوب.
    روز اول، پسرک بیست میخ به دیوار کوبید. پدر از او خواست تا سعی کند تعداد دفعاتی را که دیگران را می آزارد، کم کند. پسرک تلاشش را کرد و تعداد میخهای کوبیده شده به دیوار کمتر و کمتر شد.
    یک روز پدرش به او پیشنهاد کرد تا هربار که توانست از کسی بابت حرفهایش معذرت خواهی کند، یکی از میخ ها را از دیوار بیرون بیاورد.
    روزها گذشت تا اینکه یک روز پسرک پیش پدرش آمد و با شادی گفت: بابا، امروز تمام میخها را از دیوار بیرون آوردم!
    پدر دست پسرش را گرفت و با هم به طویله رفتند، پدر نگاهی به دیوار انداخت و گفت: آفرین پسرم! کار خوبی انجام دادی. اما به سوراخهای دیوار نگاه کن. دیوار دیگر مثل گذشته صاف و تمیز نیست. وقتی تو عصبانی می شوی و با حرفهایت دیگران را می رنجانی، آن حرفها هم چنین آثاری بر انسانها می گذارد. تو می توانی چاقویی در دل انسانی فرو کنی و آن را بیرون بیاوری، اما هزاران بار عذرخواهی هم نمی تواند زخم ایجاد شده را خوب کند.

    با تشکر از ادمین محترم بخاطره پستشون 🙂

  3. میقات :
    12 نوامبر 14

    نه مرگ آنقدر ترسناک است و نه زندگی آنقدر شیرین که آدمی پای برشرافت خود گذارد.

    حضرت امام علی (ع)

    ————————————————————————————–

    اگر خوشبختی را برای یک ساعت می خواهید، چرت بزنید.

    اگر خوشبختی را برای یک روز می خواهید، به پیک نیک بروید.

    اگر خوشبختی را برای یک هفته می خواهید، به تعطیلات بروید.

    اگر خوشبختی را برای یک ماه می خواهید، ازدواج کنید.

    اگر خوشبختی را برای یک سال می خواهید، ثروت به ارث ببرید.

    اگر خوشبختی را برای یک عمر می خواهید، یاد بگیرید کاری را که انجام می دهید دوست داشته باشید

    استیو جابز

    ———————————————————————-

    سکه ها همیشه سر و صدا می کنند ، اما پول های کاغذی همواره ساکت اند. پس وقتی ارزش شما زیاد می شود، ساکت و فروتن باقی بمانید.

  4. آرامش :
    12 نوامبر 14

    کار آسان و کوچک و مفید ،بعد از ملاحظه واجبات و محرمات ،صلوات فرستادن است .صلوات محبت آور است و انسان را بالا می کشد .(آیت الله بهجت )

    **********

    جاد های زندگی را خدا هموار میکند …
    کار ما فقط برداشتن سنگ ریزه هاست ..

    **********

    چه دوستم داشته باشی و چه ازم متنفر باشی ..
    در هر صورت بهم لطف میکنی .
    چون اگر دوستم داشته باشی تو قلبت هستم ..
    و اگر ازم متنفر باشی در ذهنتم .
    ( شکسپیر )

  5. سمانه :
    12 نوامبر 14

    یکی از بهترین هدایایی که میتوانید به کسی بدهید این است که بخاطر اینکه بخشی از زندگی شماست از او تشکر کنید.

  6. فرزاد :
    12 نوامبر 14

    برای خیانت هزار راه هست، ولی هیچ کدوم به اندازه تظاهر به دوست داشتن کثیف نیست !!

    • نرگس :
      12 نوامبر 14

      این حرفتون رو باید با طلا نوشت. بعضی لیاقت دوست داشتن رو ندارن. برای اینکه عزیز باشن تظاهر به دوست داشتن بقیه میکنن که کارشون راه بیفته

    • همراز :
      12 نوامبر 14

      این جمله رو باید با طلا نوشت

    • فرزاد :
      13 نوامبر 14

      اغلب فکر میکنیم اینکه به یاد کسی هستیم
      منتی است بر گردن آن شخص!
      غافل از اینکه اگر به یاد کسی هستیم
      این هنر اوست نه ما

      “به یاد ماندنی بودن”
      بسیار مهمتر از به یاد بودن است…

      اندوه زیبا
      بهومیل هرابال

  7. عبدالله :
    12 نوامبر 14

    عَنْ أَبِی جَعْفَرٍ علیه السلام قَالَ مَا مِنْ إِنْسَانٍ یَطْعُنُ فِی عَیْنِ مُؤْمِنٍ إِلَّا مَاتَ بِشَرِّ مِیتَهٍ وَ کَانَ قَمِناً أَنْ لَا یَرْجِعَ إِلَى خَیْر
    نقل شده از امام باقر علیه السلام:هیچ انسانى نیست که پیش روى مؤمنى (از او بد گوید و )طعنه زند، مگر این که به بدترین شکل بمیرد و سزاوار است که روى خیر و سعادت را نبیند.

  8. sat :
    14 نوامبر 14

    روزی زنی پیش گلف بازی که قهرمان جهان شده بود رفت وبه او گفت :من فرزند مریضی در خانه دارم که رو به مرگ است و دیگر امیدی به زنده بودنش نیست ، ازتو خواهش میکنم تمام جایزه نقدی پانصد هزار دلاری ات را به من ببخشی تا این چند روز باقی مانده عمر اورا خوشحال کنم .
    گلف باز به شدت متاثر شد و تمام پانصد هزار دلار را به او ببخشید .
    چند روز بعد یکی از دوستان گلف باز به نزد او آمد و و گفت : تو اشتباه بزرگی انجام دادی ،آن زن یک شیاد بود ، امروز اورا دیدم که با پولهای تو سوار یک ماشین گران قیمت شده و در گران ترین هتل شهر مشغول خوشگذرانی بود .
    گلف باز جواب داد : این بهترین خبری بود که امروز شنیدم ،یعنی دیگه یه بچه مریض نیست و از اون هم بهتر یه بچه تا چند روز دیگه نمیمیره .

  9. sat :
    14 نوامبر 14

    روزی کشیشی مشغول آماده کردن متن سخنرانی روز یکشنبه اش بود ، بچه سه ساله اش کنارش نشسته بود و یکریز غر میزد که حوصله ام سررفته و تو باید بامن بازی کنی .
    کشیش که دیگر اعصابش خرد شده بود از لابلای روزنامه هایی که کنارش پخش و پلا بود یک صفحه را پیدا کرد که روی آن عکس نقشه جهان بود ، آنرا به چند قسمت تقسیم کرد و به بچه اش داد و گفت :
    اگر این نقشه را مانند اولش درست کنی با تو بازی خواهم کرد . کشیش مطمئن بود که چند ساعتی ازدست غر زدن های بچه راحت شده ولی پس از چند دقیقه بچه گفت : پدردرستش کردم ، کشیش با نگاهی متعجب به نقشه نگاه کرد و دید نقشه کاملا” دقیق و بدون نقص درست شده پس از بچه پرسید : عزیزم چطوری به این سرعت تونستی این کار سخت رو انجام بدی؟
    بچه جواب داد : پدر پشت این نقشه عکس یه آدم بود ( وقتی من آدم رو درست کردم ، دنیا خودش خود به خود درست شد ) کشیش حالا مطمئن بود که باید متن سخنرانی یکشنبه اش را تغییر دهد .