دوستی ها – دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

جدیدترین پیامک های غمگین و احساسی با موضوع تنهایی 20 آذر 1393

گلچین پیامک های غمگین و جملات رمانتیک، عاشقانه و غمگین

اس ام اس تنهایی و پیامک های غمگین

 کـاش به خودمان قــول بدهیــم
وقتی عاشق شویــم که ” آماده ایم “
نــه وقتی کــه ” تنهــائیـم

پیامک های غمگین پیامک های غمگینپیامک های غمگین پیامک های غمگین پیامک های غمگین پیامک های غمگین پیامک های غمگین
.
.
.
تنهایى راه رفتن سخت نیست …!
ولى وقتى ما این همه راهو با هم رفتیم،
تنهایى برگشتن خیلى سخته …
.
.
.

از تنهایی بمیـــر!
ولــی
زاپاس عشق کسی نشــو . . .
.
.
.
از زیـر سنـگ هم کـه شده پـیدایم کـُن
مـدت هاست که تـنهـایی هـای مـرا
دست هـای جـستجوگـری لـمس نکـرده انـد
.
.
.
حوالیِ خاکستری رویاهایم نخواب؛
رنگ می گیرد تنهایی ات!
.
.
.
خسته از تمام جهان
به خـــــــانه برمی گردی
در را که باز می کنی
چراغ را که خودت روشن می کنی
یعنی تـنـهــــــــــایی…
.
.
.
ایـــــنـجــا،
همــه تــــــنهـان!
امّـــا خــــیـلــیـا هــــنـوز گــَـرمـَن!
مـــتـوجـّـه نــــشـدن!
.
.
.
تــــنهـایـــی ام،
فــــقـط ادّعــــا دارد!
بــا ایــنهـمه بـــزرگـی اش ..
جــــای ِ خــــالــی ات را ..
پُـــــر نــــمی کـــــــنــــد!
.
.
.
دکتر پای نسخه ام بنویس “ممنوع ملاقات”
بگذار تنهاییم دلیل پزشکی داشته باشد . . .
.
.
.
تنهایی آدم ها به عمق دریاست
ولی پر کردنش با یک لیوان محبت کافیه . . .
.
.
.
ایستـاده ..
و ..
لبخــــند زنـــان!
پـایـش را ..
رویِ گلـویـــم فـشار میـدهـد ..
تنــــهـایـی!
.
.
.
وقتی که تنهام، بالاتر و بهتر میتونم پرواز کنم
چون نه نگران جا موندنم و نه نگران جا گذاشتن …
.
.
.
تنهایی فقط تنبیهی است برای روزهای دوست داشتن او!
.
.
.
همه برگ‌هایِ تقویم را
به دنبالِ تو شمرده‌ام
برگ‌هایِ سیب
برگ‌هایِ انگور
پاییز اما
فصلِ خرمالوست
فصلِ گسِ تنهایی
.
.
.
تنهایی
ترانه ای ست
که گنجشگها می خوانند
جیک جیک جیک
و کلاغها می خوانند
قار قار قار
آدمها را نمی دانم …
.
.
.
فلسفه ی تنهایی را هرچقدر هم خوب ببافند،
بی قواره بر تن آدم زار می زند …
.
.
.
دلم یک دنیا تنهایی میخواهد
با یه عالمه تو
و تمام گوشه کنارهای آغوشت…!
.
.
.
” تنها ” که باشی؛
نه دلت دستمالی میشود
و نه خیالت انحصاری . . .
.
.
.
تنهایی یعنی من یه موبایل دارم که صدای زنگش یادم نمیاد …
.
.
.
میخواهم همه بدانند این آدم ها که به خیال خود با من اند
خود مفهوم تنهایی من هستند!
.
.
.
اگر هر لحظه ﺻﺪﺍﯼ ﻣﻮﺳﯿﻘﯽ ﺭو ﮐﻢ ﻣﯽ ﮐﻨﯽ
ﮐﻪ ﻣﻄﻤﺌﻦ بشی برات ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ اوﻣﺪﻩ ﯾﺎ ﻧﻪ
ﺑﻪ ﮔﻮﺷﺖ ﺷﮏ ﻧﮑﻦ
ﺑﻪ ﺩﻟﺖ ﺷﮏ ﮐﻦ
ﺩﻟـــﺖ ﺗﻨﻬـــــﺎﺳﺖ
.
.
.
گاهی آدمهای تنها خیلی خوش شانس هستند
چون کسی رو ندارن که از دست بدن!
.
.
.
دلم
بایگانی رؤیاهای شکسته ای ست
که در حسرتت خاک می خورند
چه اشتباه مهیبی!
آنجا که سرنوشت
عشق را به دلم پیوست کرد
و مرا
در پوشۀ تنهائی گذاشت!
.
.
.
خــواب هـایِ تـو
هـر شـب
از سـرِ کـابـوسِ تـنــهـایـی
مـیـپـرنـد
مـیـنـشـیـنـند
رویِ پـلـکــــ هـایـم
تـعـبیـر مـیشـونـد …!
.
.
.
درست مثل یک جزیره
از همه طرف به تنهایی محدودم
و چشم به راه یک کاشف!
.
.
.
اونکه میخواست منو بفهمه نتونست!
اونکه میتونست بفهمه نخواست!
این شد که “تنهایی” تمام قد منو بلعید!
.
.
.
بگذار مرز تنهایی را رد کنم …
ببین؛ گذرنامه ام فقط مهر لبهایت را کم دارد …
.
.
.
ای تنهاترین تنهای شبهای تنهایی من،
تو تنها کسی بودی که تنهایی هایم را تنها به تو گفتم!
آه ای خدای من چه شبها که تن ها،
تنها آرامیدند و در تنهایی فریاد دوستت دارم سر دادند …
.
.
.
وقتی عاشقانه هایت بوی رفتن می داد
این روزهای تنهایی دور از انتظار نبود
.
.
.
می دانی
که من
جز با تو
با هر کس که باشم
باز تنهایم…؟
.
.
.
او رفت و من در حسرت نگاهی پر راز ماندم ماندم تا بیاید و پاسخ دهد چرا؟
چرا تنهایم گذاشت و در حسرت پرسیدن این سوال هم ماندم!
.
.
.
تنهایی که طولانی میشه معیار دوست داشتن آدمها هم عوض میشه؛
یهو میبینی اون آدم،
گلدون شمعدونی گوشه اتاقشو با کل دنیا هم عوض نمی کنه …
.
.
.
همیشـــه نمـــے شود خود را زد به بـــے خیـــالـــے و گفــــت:
تنهــــا آمده ام؛ تنهـــا مـــیروم …
یڪــ وقـــت هــایـــے!
شایـــد حتـــــے براے ساعتـــے یا دقیــقه اے؛
ڪــم مــی آورے …
دل وامانـــده ات یــڪــ نفـــر را مـــــے خواهــد!
ڪـــــﮧ تـــا بینهـــــ ـایـــتـــ
عاشقانهـ دوستـــَش دارے …!!
.
.
.
میخواهم برایتان تنهایی را معنی کنم!
در ساحل کنار دریا ایستاده ای،
هوای سرد،
صدای موج
انتظار انتظار انتظار
… … به خودت می آیی،
یادت می آید دیگر نه کسی است که از پشت بغلش کنی،
نه شانه هایی که با دستانت آن را بگیری،
نه صدای که قشنگ تر از صدای دریا باشد
اسم این تنهایی است
.
.
.
درد تنهایی کشیدن
مثلِ کشیدنِ خطهایِ رنگی‌ روی کاغذِ سفید
شاهکاری میسازد به نامِ دیوانگی…!
و من این شاهکارِ را به قیمتِ همهٔ فصلهایِ قشنگِ زندگیم خریده ام…
تو هر چه میخواهی‌ مرا بخوان
دیوانه
خود خواه
بی‌ احساس
نمیــــــــفروشــــــــــم​..!
.
.
.
به سراغ من اگر می آیی، تند و آهسته چه فرقی دارد؟
“تو” به هر جور دلت خواست بیا!
مثل سهراب دگر جنس تنهایی من چینی نیست که ترک بردارد؛
مثل آهن شده در تنهایی، چینی نازک تنهایی من …

ADs
در حال بارگزاری ...

۲۹ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. نوین :
    20 آذر 93

    خیلی خوب بود

    ممنون

  2. فرزاد :
    20 آذر 93

    گاهی باید به دور خودیک دیوار تنهایی کشید
    نه برای اینکه دیگران را از خودت دور کنی
    بلکه ببینی چه کسی برای دیدنت
    دیــوار را خراب می کند…

    • MOSLEM :
      20 آذر 93

      زیبا بود داش فرزاد ممنون 🙂

    • مهران :
      20 آذر 93

      قشنگ بود.

  3. آرامش :
    20 آذر 93

    دنیـــــا ، تنهایی های زیادی داره ؛
    اما ،
    تنهاییِ مَــن دنیایی داره…
    .
    ★★★★★★

    تنهایی را دوست دارم …
    بی دعوت می آید …،،
    بی منت می ماند ….
    بی خبر نمی رود .

    ★*★★٭★★

    این روزها ….برای تنها شدن
    کافیست
    فقط ص__ادق باشی.

    • MOSLEM :
      20 آذر 93

      از شما هم ممنون آبجی آرامش واقعا تنهایی یه چیز دیگس ..بازم ممنون 🙂

    • آرامش :
      20 آذر 93

      خواهش میکنم .
      متنهای شما هم زیباست ،ممنون از شما .

    • محمد خسته :
      22 آذر 93

      دوست داشتن را باید گفت؛ بیشتر دوست نداشتن ها نتیجۀ نگفتن دوست داشتن هاست. (ویکتو هوگو)

    • محمد خسته :
      22 آذر 93

      دل نوشته هائی از زنده یاد حسین پناهی (قسمت اول):
      تازه می فهمم بازی های کودکی حکمت داشت؛ زووووو … تمرین روزهای نفس گیر زندگی بود !
      بعضی ها خیلی فقیرند؛ تنها دارائیشان پول است !
      جالب است، ثبت احوال همه چیز را در شناسنامه ام نوشته است به جز احوالم را!

  4. MOSLEM :
    20 آذر 93

    اینو تقدیم میکنم به بچه های گل سایت و به آنهایی که قلبشان در گرو مهرورزی و عطوفت به هم نوع خود میتپد و همواره در یاد کسانی میروند که زیبایی واقعی باطن را به همه نشان میدهند …انشالله روزی رسد که همه در همین راه باشیم و سد های محکم انسانیت و کمک به مستضعف رو در تمامی سرزمین آدمیان ( که زمین باشد) برقرار کنیم و برای همیشه برقرار باقی بماند …
    ——————————————————
    وقتی که نوجوان بودم، یک شب با پدرم در صف خرید بلیط سیرک ایستاده بودیم. جلوی ما یک خانواده پرجمعیت ایستاده بودند. به نظر می رسید وضع مالی خوبی نداشته باشند. شش بچه مودب که همگی زیر دوازده سال داشتند ولباس هایی کهنه در عین حال تمیـز پوشیده بودنـد. دوتا دوتا پشت پدر و مادرشان، دست همدیگر را گرفته بودند و با هیجان زیادی در مورد برنامه ها و شعبده بازی هایی که قرار بود ببینند، صحبت می کردند…

    وقتی به باجه بلیط فروشی رسیدند، متصدی باجه از پدر خانواده پرسید: چند عدد بلیط می خواهید؟پدر خانواده جواب داد: لطفاً شش بلیط برای بچه ها و دو بلیط برای بزرگسالان. متصدی باجه، قیمت بلیط ها را اعلام کرد .

    پدر به باجه نزدیکتر شد و به آرامی از فروشنده بلیط پرسید: ببخشید، گفتید چه قدر؟!متصدی باجه دوباره قیمت بلیط ها را تکرار کرد. ناگهان رنگ صورت مرد تغییر کرد و نگاهی به همسرش انداخت . بچه ها هنوز متوجه موضوع نشده بودند و همچنان سرگرم صحبت در باره برنامه های سیرک بودند.

    معلوم بود که مرد پول کافی نداشت. و نمیدانست چه بکند و به بچه هایی که با آن علاقه پشت او ایستاده بودند چه بگوید . ناگهان پدرم دست در جیبش برد و یک اسکناس بیست دلاری بیرون آورد و روی زمین انداخت. سپس خم شد و پول را از زمین برداشت، به شانه مرد زد و گفت: ببخشید آقا، این پول از جیب شما افتاد! مرد که متوجه موضوع شده بود، همان طور که اشک از چشمانش سرازیر می شد، گفت: متشکرم آقا.

    مرد شریفی بود ولی درآن لحظه برای اینکه پیش بچه ها شرمنده نشود، کمک پدرم را قبول کرد…

    بعد از این که بچه ها به همراه پدر و مادشان داخل سیرک شدند، من و پدرم آهسته از صف خارج شدیم و به طرف خانه برگشتیم و من در دلم به داشتن چنین پدری افتخار کردم و آن زیباترین سیرکی بود که به عمرم نرفته بودم .

    ثروتمند زندگی کنیم به جای آنکه ثروتمند بمیریم…
    ———————————————————————————–
    بعضی ها در این مملکت میلیون را نمیشناسند از بس میلیاردی اند و شب ها در خانه ی خود سر بربالین گرم خود میگذارند ولی ای کاش یه نگاه به کوچه یا خیابانشان کنند ….. واقعیت ها را می بینند ……و بعضی ها هم ……
    —————————————-
    http://www.uplooder.net/img/image/49/f98d1dab355ca64354153abfb05c533a/06618996656244663853.jpg

  5. غزال :
    20 آذر 93

    تــنـــهـــایـــــی …
    هـــزار بــار بــهــتــر اســت
    از بــودن بـــا کــســی کــــه
    بــودنــــش دروغ مـــحـــض اســــت
    دلــــش کـــه هـــیـــچ
    حـــواســش هــــــــم بـــــــا تــــــونــیــــســت
    و فــقـــط زمـــانـــــی بـــــا تــــوســــت کــــه کـــســـی را نـــدارد!

    • محمد خسته :
      22 آذر 93

      خوشبختی، داشتن کسی است که بیشتر از خودش تو را بخواهد و بیشتر از تو هیچ نخواهد!

  6. هستی :
    20 آذر 93

    تنهایی با ت شروع می شود …
    اما با هیچ چیز تمام نمی شود !

    • محمد خسته :
      22 آذر 93

      داشتن خدا، جبران تمام نداشته هاست!

  7. هستی :
    20 آذر 93

    به یاد تنهایی ام افتادم که هیچکس سکوتش را نشکست “جز خیال تو”
    .
    .
    گاهی آنقدر تنها می شوم که خدا هم به تقدیر می گوید :
    کمی مهربانتر باش !
    .
    .
    تو نمیدانی که تمام لحظات بی تو را با تو گذراندم به تنهایی …
    .
    .
    تنهایی یعنی یک نفر خیلی کم است !

    • محمد خسته :
      22 آذر 93

      باد با چراغ خاموش کاری ندارد؛ اگر در سختی هستی، بدان روشنی ! (کورش کبیر)

  8. بارون :
    20 آذر 93

    دلم کـــــــــــمی خدا میخواهد…
    کمی سکـــــــــــوت­…
    کمی دل بریدن میخواهد…
    کمی اشک…
    کمی بهت…
    کمی آغوش آسمانی…
    کمی دور شدن از این آدمها…
    کمی رسیدن به خدا…

    • محمد خسته :
      22 آذر 93

      آنکه باورت دارد، یک قدم جلوتر از کسی است که دوستت دارد. (گوته)

  9. sat :
    20 آذر 93

    میگویی باران را دوست داری اما موقع باران زیر چتر میروی
    میگویی باد را دوست داری اما موقع باد پنجره را میبندی
    میگویی  آفتاب را دوست داری اما موقع آفتاب پرده را میکشی
    و……
    ایکاش که هیچ وقت به من نگویی دوستت دارم

  10. مهشاد :
    20 آذر 93

    در تنهایی هایت مراقب آدم هایی که نزدیکت میشوند باش…گاهی دورتر از این حرفهایند…

    • مانی :
      24 آذر 93

      گاهی؟!
      برای من که همیشه دورتر بوده اند!

      • Admin :
        24 آذر 93

        دوست عزیز، اینجا همه چیز تحت کنترل هست. با تغییر نام نمیشه هویت رو تغییر بدی جناب خسته.
        لطفا با یک اسم کامنت بذار و انقدر هم کامنت الکی نذار.
        ممنون

  11. هستی :
    20 آذر 93

    تکان می دهد خانه را سالی که می آید …
    سرگرمیِ خوبی ست :
    تو عکسِ قابت را و من قاب عکست را عوض می کنم و آغاز می شود سال تنهایی !

    • محمد خسته :
      22 آذر 93

      بهترین روزها را برای کسی بساز که بدترین روزها در کنارت بوده!

  12. محمد خسته :
    21 آذر 93

    یادمان باشد:
    * وقتی به اعتقاد کسی اعتمادی نیست، به اعتمادش هم اعتقادی نیست!
    * برای کشتی بی حرکت، موج ها تصمیم می گیرند!
    * ناخدائی که نمی داند مقصدش کجاست، هر بادی برایش مخالف است!
    * اولین قدم مثبتی که می توان برداشت، منفی نبودن است!
    * تنها دو روز از سال نمی توان هیچ کاری کرد : دیروز و فردا!
    * تنها راهی که به شسکت می انجامد، تلاش نکردن است!
    * تنها مانع در زندگی، اعتقاد به وجود مانع است!

  13. محمد خسته :
    21 آذر 93

    “نامه ای به تنهایی”
    سلام!
    حال همه ما خوب است!
    ملالی نیست جز گم شدن گاه به گاه خیالی دور،
    که مردم به آن شادمانی بی سبب می گویند.
    با این همه، عمری اگر باقی بود،
    طوری از کنار زندگی می گذرم،
    که نه زانوی آهوی بی جفت بلرزد و
    نه این دل ناماندگار بی درمان.
    تا یادم نرفته است، بگویم:
    حوالی خواب های ما، سال پر بارانی بود!
    می دانم همیشه حیاط آنجا، پر از هوای تازه ی باز نیامدن است؛
    اما تو لاأقل، حتی هر وهله، گاهی، هر از گاهی
    ببین انعکاس تبسم رویا،
    شبیه شمایل شقایق نیست؟!
    راستی خبرت بدهم:
    خواب دیده ام خانه ای خریده ام؛
    بی پرده، بی پنجره، بی در، بی دیوار …
    هی بخند!

    بی حرفی از ابهام و آینه،
    از نو برایت می نویسم:
    حال همه ی ما خوب است
    اما …
    تو باور مکن!
    (سیدعلی صالحی)

    • آرامش :
      22 آذر 93

      ممنون ….شعر زیبایی بود که بسیار هم خوانده ام و این روزها عجیب ،عجین شده با من …
      حال من خوب است …
      اما تو ….
      باور نکن .

    • محمد خسته :
      22 آذر 93

      تردیدی نداشتم که صاحب این کامنت های زیبا (آرامش خانم)، اهل شعر و ادبیات هستن! باید این نوید رو بهتون بدم که این بنده ی حقیر، اگه عمری باقی بود و توفیق داشتم، برای حق شناسی از اساتید صاحب سخن و مشاهیر ادبیات، مطالبی از این دست بیشتر ارائه خواهم داد!
      همواره از عنایت و بذل توجه سرکار عالی به کامنت ها و مطالب، بی نهایت سپاسگذارم!

    • محمد خسته :
      22 آذر 93

      وفا نکردی و کردم، خطا ندیدی و دیدم
      شکستی و نشکستم، بُریدی و نبُریدم
      اگر ز خلق ملامت، و گر ز کرده ندامت
      کشیدم از تو کشیدم، شنیدم از تو شنیدم
      کی ام؟ شکوفه اشکی، که در هوای تو هر شب
      ز چشم ناله شکفتم، به روی شکوه دویدم
      مرا نصیب غم آمد، زِ شادی ِهمه عالم
      چرا که از همه عالم، محبت تو گزیدم
      چو شمع خنده نکردی، مگر به روز سیاهم
      چو بخت جلوه نکردی، مگر ز موی سپیدم
      به جز وفا و عنایت، نماند در همه عالم
      ندامتی که نبردم، ملامتی که ندیدم
      نبود از تو گریزی، چنین که بار غم دل
      ز دست شکوه گرفتم، به دوش ِناله کشیدم
      جوانی ام به سمند ِ ، شتاب میشد و از پی
      چو گَرد در قدم او، دویدم و نرسیدم
      وفا نکردی و کردم، به سر نبُردی و بُردم
      ثُبات عهد مرا، دیدی ای فروغ امیدم؟
      ((مهرداد اوستا))

بستن تبلیغات
الفبای سفر