دوستی ها – دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

تبلیغات
موزیک پلیر قدرتمند وادیو
موزیک پلیر قدرتمند وادیو
  • Admin
  • 01 دی 93
  • 26951 بازدید
  • ۳۳ نظر

پیامک و اس ام اس تسلیت به مناسبت فرا رسیدن شهادت امام رضا (ع)

با نام رضا به سینه ها گل بزنید / با اشک به بارگاه او پل بزنید

فرمود که هر زمان گرفتار شدید / بر دامن ما دست توسل بزنید

پیامک تسلیت و اس ام اس شهادت امام رضا (ع)

تو بـر زخـم دلـم باریده اى باران رحمت را

تو را مـن مـیشناسم، مـنبع پاک کـرامت را

از آن روزى کـه حلقه بر ضریحت بست دستانم

دلم شـیدا شد و دادم زکـف دامـان طاقت را . . .

شهادت امام رضا (ع) تسلیت

:

دلم برای تو پر می کشد امام غریب
غمت ز سینه شرر می کشد امام غریب
زیارت تو که فوق همه زیارت هاست
دل مرا به سفر می کشد امام غریب

:

عاقبت از زهر مأمون، پاره شد قلب رضا
در میان حجرۀ در بسته می‌زد دست و پا
گه جوادش را، گهی معصومه را می‌زد صدا
داغ او تا صبح محشر بر دل سوزان ماست
شهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد

:

سفره 2 ماه عزا بسته میشه امشب خدا
اما بازه تا قیامت سفره های گریه ما
خدانگهدار سیاهیای ماه ماتم
خدانگهدار ماه صفر ماه محرم
لا یوم کیومک الحسین

:

بیا از مدینه ای نور چشمان ترم
بین که از زهر جفا پاره شد این جگرم
چشم من مانده به در کجایی ای جواد من
ای عزیز دل من بیا برس به داد من
شهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد

:

تمام زهر کین در من اثر کرد / هلالی چهره ی قرص قمر کرد
و دشمن با همین زهر ستمگر / تو گویی خنجری در این جگر کرد . . .

:

شب شهادت مولای مهرپرور ماست
کسی که سایه لطفش پناهِ کشور ماست
شب شهادت هشتم امام معصوم است
که آستانه او قبله گاه باور ماست
شهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد

:

امروز که سر بر حرمت می آیم / انگار تمام عشق کامل شده است
ای ضامن آهو! به غریبی سوگند / دل کندن ازاین ضریح مشکل شده است . . .
یا ضامن آهو

:

امام رضا (ع):
کسی که مصائب ما را به یاد آورد، پس بگرید و بگریاند،
در روزی که چشم ها گریانند (روز حساب)، گریان نخواهد شد.
امشب اشکت جاری شد، ما رو هم دعا کن.

:

امروز، عمارت بلند آوازه توس، غربت است و بر بالاى این بناى شهیر
کبوترى نیست که نالان نباشد. بر بالاى این بناى غریب
آسمان نیز به اشک ریزى ابرها تن داده است.

:

بیا از مدینه ای نور چشمان ترم
بین که از زهر جفا پاره شد این جگرم
چشم من مانده به در کجایی ای جواد من
ای عزیز دل من بیا برس به داد من
شهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد

:

کوثر اشک من از ساغر و پیمانه توست
دل آتش‌زده‌ام شمع عزاخانه تـوست
جگر سوخته خاکستر پروانه تـوست
شعله‌های دلم از آه غریبـانه تـوست
شهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد

:

ای غریب خراسان سیدی یا رضا جان
داغ تو بر دل ما چشم ما بر تو گریان
سینه‌ات پر شراره دیده‌ات پر ستاره
هم غمت بی‌شماره هم جگر پاره پاره
شهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد

:

شب شهادت مولای مهرپرور ماست
کسی که سایه لطفش پناهِ کشور ماست
شب شهادت هشتم امام معصوم است
که آستانه او قبله گاه باور ماست
شهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد

:

ای آنکه تو در غربت سر به گریبان داری
در خلوت خود شبها شام غریبان داری
از تربت تو عیسی، اکسیر شفا دارد
موسای کلیم اینجا، دستی به دعا دارد
شهادت امام رضا (علیه السلام) تسلیت باد

:

هر چند حال و روز زمین و زمان بد است
یک تکه از بهشت در آغوش مشهد است
حتی اگر به آخر خط هم رسیده ای
آنجا برای عشق شروعی مجدد است

:

امروز که سر بر حرمت می آیم
انگار تمام عشق کامل شده است
ای ضامن آهو ! به غریبی سوگند
دل کندن از این ضریح مشکل شده است

:

امام رضا (ع):
هر کس در مجلسی نشیند که امر ما در آن زنده می شود،

در روزی که قلب ها می میرند، قلبش نخواهد مرد.

مجلس عزای آقا امام رضا رفتی ما رو هم از دعای خیر بی نصیب نگذار . . .

:

می دید شرر ریخته در هستی انگور / هم سفره ی میزبان شده پستی انگور
نوشید از آن خوشه ی سم بار که امروز / ما را نفریبند به سر مستی انگور
شهادت امام رضا (ع) تسلیت

:

بر در دوست به امید پناه آمده‎ایم
همره خیل غم و حسرت و آه آمده‎ایم
چون ندیدیم پناهى به همه مُلک جهان
لاجرم سوى رضا بهر پناه آمده ‎ایم

:

من کیستم گدای تو یا ثامن الحجج
شرمنده عطای تو یا ثامن الحجج
بالله نمی روم بر بیگانگان به عجز
تا هستم آشنای تو یا ثامن الحجج

زندگی، همسر، نحوه شهادت ثامن الائمه

ADs
در حال بارگزاری ...

۳۳ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. غزال :
    01 دی 93

    السلام علیک یا ضامن آهو
    مشخصات امام رضا ع :
    نام : علی
    لقب : رضا، صابر، زکی، ولی، فاضل، وفی، صدیق، رضی، سراج الله، نورالهدی، قره عین المؤمنین، مکیده الملحدین، کفوالملک، کافی الخلق، رب السریر، و رئاب التدبیر
    کنیه : ابوالحسن
    نام پدر : موسی
    نام مادر : نجمه تکتم
    تاریخ ولادت : 11 ذی القعده سال 148 هجری
    محل ولادت : مدینه منوره
    مدت امامت : 20 سال
    مدت عمر : 55 سال
    تاریخ شهادت : آخر ماه صفر سال 203 هجری
    علت شهادت : انگور زهر آلود
    نام قاتل : مأمون ملعون
    محل دفن : خراسان-مشهد

  2. غزال :
    01 دی 93

    یــــا عَــلی اِبــن مــُوســـی الــرِضـــا

    در غروب نگاه محزونت

    آرزویی به جز شهادت نیست

    چه غریبانه اشک می ریزی

    و به بالین تو جوادت نیست

    خوب شد که ندید فرزندت

    بین آن کوچه دست بر پهلو

    روضه خوان شد نگاه خونبارت

    سر سپردی به خاک دلتنگى
    .
    شهادت امام رضا (ع) رو به همه شما عزیزان تسلیت عرض مى کنم .

  3. عبدالله :
    01 دی 93

    نقل شده ازآقای جاودان ایده الله :این اواخردر یک سفر(آیت الله حق شناس )فرمودند: به محضر حضرت(حضرت رضا علیه السلام) عرض کردم: من چه جور خدمت شما برسم با عمامه یا کلاه؟ فرمودند: هر جور راحت تر هستید! ایشان در آن سفر با عبا وشبکلاهی که علماء زیر عمامه بسر می گذارند، و بدون قبا به محضر مشرف می شدند. البته دیگر برروی پا نمی توانستند ؛ بنابرین ویلچیر سوار می شدند، و دوستان همراه ایشان بودند.
    این فیلم هم حدود 58 ثانیه است ودر آن آیت الله حق شناس قدس سره برای آیت الله سیبویه رحمه الله خاطره ای را از مکالمه ی خود با حضرت رضا علیه السلام و جواب حضرت تعریف می کنند. آیت الله سیبویه هم که در این فیلم هستند نقل شده که در عرفات حضرت ولی عصر علیه السلام رادیده اند . ایشان ظاهرا چهل سال امام جماعت حرم قمر بنی هاشم حضرت عباس صلوات الله علیه بوده اند. رحمت خدا بر روح هردو بزرگوار.
    http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=7df08bce086f9fa67afe31adf5e8341d

    • عبدالله :
      01 دی 93

      نقل شده از آیت الله بهجت قدس سره:در همین حرم حضرت رضا علیه‌السلام چه کراماتی مشاهده شده است! کسی در رؤیا دید که به حرم حضرت رضا علیه‌السلام مشرف شده و متوجه شد که گنبد حرم شکافته شد و حضرت عیسی و حضرت مریم علیهما‌السلام از آنجا وارد حرم شدند. تختی گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند.
      روز بعد، آن کس در بیداری به حرم مشرف گردید. ناگهان متوجه شد حرم کاملاً خلوت می‌باشد! حضرت عیسی و حضرت مریم علیهماالسلام از گنبد وارد حرم شدند و بر تختی نشستند و حضرت رضا علیه‌السلام را زیارت کردند. زیارتنامه می‌خواندند. همین زیارتنامه معمولی را می‌خواندند. پس از خواندن زیارتنامه از همان بالای گنبد برگشتند. دوباره وضع عادی شد و قیل و قال شروع گردید. حال، آیا حضرت رضا علیه‌السلام وفات کرده است؟!

    • عبدالله :
      01 دی 93

      ظاهرا نقل شده از فرزند شیخ حسنعلی نخودکی قدس سره:سالها پیش پدرم فرموده بودند:
      « وقتی مصمم شدم که به نجف اشرف رحل اقامت افکنم، لیکن در آن هنگام که در یکی از اطاقهای صحن عتیق رضوی در مشهد، به ریاضتی سرگرم بودم، در حال ذکر و مراقبه، دیدم که درهای صحن مطهر عتیق بسته شد و ندا بر آمد که حضرت رضا سلام الله علیه اراده فرموده اند که از زوار خویش سان ببینند.
      پس از آن، در محلی جنب ایوان عباسی، در همین نقطه که اکنون مدفن پدرم می باشد، کرسی نهادند و حضرت بر آن استقرار یافتند و به فرمان آن حضرت درب شرقی و غربی صحن عتیق گشوده شد، تا زوّار از در شرقی وارد و از در غربی خارج گردند. در آن زمان دیدم که پهنه صحن مالا مال از گروهی شد که برخی به صورت حیوانات مختلف بودند و از پیشاپیش حضرتش می گذشتند و امام علیه السلام دست ولایت و نوازش بر سر همه آن زوار حتی آنها که به صور غیر انسانی بودند، می کشیدند و اظهار مرحمت می فرمودند.
      پس از آن سیر و شهود معنوی و مشاهده آن رأفت عام از امام علیه السلام، بر آن شدم که در مشهد سکونت گزینم و چشم امید به الطاف و عنایات آن حضرت بدوزم. »
      پدرم، پس از ذکر این واقعه، محل استقرار کرسی امام علیه السلام را برای مدفن خود، پیش بینی و وصیت فرمودند و بالاخره به خواست خدا، قبل از اذان صبح دوشنبه، در همان نقطه مبارک مدفون شدند.

    • عبدالله :
      01 دی 93

      نقل شده:شیخ بهایی قدس سره پس از طراحی حرم، در هنگام ساخت آن، خود بر کلیه امور نظارت داشته‌اند و تمام مراحل ساخت حرم نیز تحت نظارت و کنترل ایشان انجام می‌شده است. قبل از آنکه ساخت حرم به اتمام برسد، برای جناب شیخ، سفر مهمی پیش می‌آید.شیخ سفارش‌های لازم را به معماران و مسؤلان ساخت حرم کرده، بسیار سفارش می‌‌کنند که کار را متوقف نکنند و ساخت حرم را پیش برده به اتمام برسانند؛ به جز سر در دروازه اصلی حرم (دروازه ورودی به حرم و ضریح مقدس، نه دروازه صحن). چرا که شیخ در نظر داشته روی آن کتیبه‌ای را که از اشعار خودش بوده نصب نماید.سفر شیخ به درازا می‌کشد و بیش از زمان پیش بینی شده در سفر می‌ماند. هنگامی که از سفر باز می‌گردد و جهت سرکشی کارهای ساخت و ساز به حرم مطهر می‌رسد، با تعجب بسیار می‌بیند که ساخت حرم به پایان رسیده، سر در اصلی تمام شده و مردم در حال رفت و آمد به حرم مقدس هستند. شیخ با دیدن این صحنه، بسیار ناراحت می‌شود و به معماران اعتراض می‌کند که «چرا منتظر آمدن من نماندید؟ چرا صبر نکردید؟»مسؤل ساخت عرض می‌کند: «ما می‌خواستیم صبر کنیم تا شما بیایید، اما تولیت حرم نزد ما آمدند و بسیار تأکید کردند که باید ساخت حرم هر چه سریع‌تر به پایان برسد. هرچه به او گفتیم که باید شیخ بیاید و خود بر ساخت سر در دروازه نظارت مستقیم داشته باشد، قبول نکردند. وقتی زیاد اصرار کردیم، گفتند: کسی دستور اتمام کار را داده که از شیخ خیلی بالا‌تر و بزرگ‌تر است. ما باز هم اصرار کردیم و خواستیم صبر کرده، منتظر شما بمانیم.در این زمان تولیت حرم گفتند: خود آقا علی بن موسی الرضا (علیه السلام) دستور اتمام کار را داده‌اند. شیخ بهایی قدس سره هم‌راه مسؤل ساخت و معماران نزد تولیت حرم می‌روند و از تولیت در این مورد توضیح می‌خواهند.تولیت حرم نقل می‌کند: چند شب پی در پی آقا امام رضا (علیه السلام) به خواب من آمده و فرمودند: «کتیبه شیخ بهایی، به در خانه ما زده نشود، خانه ما هیچ‌گاه به روی کسی بسته نمی‌شود و هر کس بخواهد می‌تواند بیاید».شیخ با شنیدن این حرف، اشک از چشمانش جاری می‌شود و به سمت ضریح می‌رود و ذکر «یا ستار العیوب» بر لبانش جاری می‌شود. سپس در کنار ضریح آن قدر گریه می‌کند تا از هوش می‌رود. پس از به هوش آمدن خود چنین تعریف می‌کند: من می‌خواستم یکی از طلسم‌ها را به صورت کتیبه‌ای بر سر در ورودی حرم بزنم، با این اثر که افرادی که آمادگی لازم را ندارند، نمی‌توانند وارد حرم مطهر و حریم مقدس حضرت علی بن موسی الرضا (علیه السلام) شوند، اما خود آقا نپذیرفتند و در خواب به تولیت آستان از این اقدام ابراز نارضایتی فرمودند.

    • عبدالله :
      01 دی 93

      نقل شده:حجت الاسلام معزّی نقل می‎کند که یک بار در ایام طلبگی به مشهد رفته بودم و در صحن‎های حرم رضوی علیه السلام قدم می‎زدم و به بارگاه امام می‎نگریستم اما داخل رواق‎ها و روضه نمی‎رفتم. ناگهان دست مهربانی بر روی شانه‎هایم قرار گرفت و با لحنی آرام فرمود:«حاج شیخ حسن! چرا وارد نمی‎شوی؟! » نگاه کردم و دیدم علامه طباطبائی است. عرض کردم: خجالت می‎کشم با این آشفتگی روحی بر امام رضا علیه السلام وارد شوم. من آلوده کجا و حرم پاک ایشان کجا! آنگاه مرحوم علامه فرمود:«طبیب برای چه مطب باز می‎کند؟ برای این که بیماران به وی مراجعه کنند و با نسخه او تندرستی خود را بیابند. این جا هم دارالشفای آل محمد ـ علیهم السلام ـ است. داخل شو که امام رضا علیه السلام طبیب الأطباء است.»

    • عبدالله :
      01 دی 93

      نقل شده:سلیمان جعفری حکایت می‎کند که در خدمت آقا علی بن موسی رضا علیه السلام در باغی نشسته بودیم ،که ناگهان گنجشکی آمد مقابل آن حضرت و روی زمین نشست و شروع کرد به صیحه زدن و ناله نمودن و اضطراب نشان دادن .
      حضرت به من فرمودند : می‎دانی که این گنجشک چه می‎گوید ؟ گفتم ؛ نه ، حضرت فرمودند : می‎گوید ماری می‎خواهد جوجه‎های مرا بخورد ، این عصا را بردار و داخل خانه شو و مار را بکُش ، سلیمان می‎گوید ؛ عصا را بدست گرفتم و داخل خانه شدم ، دیدم که ماری در حال حرکت کردن به سمت لانه گنجشک است ، پس او را کُشتم.

  4. عبدالله :
    01 دی 93

    نقل شده ظاهرا از داستان های شگفت شهید دستغیب قدس سره:مرحوم حاج شیخ محمد جواد بید آبادی نقل کرد که وقتی آن بزرگوار به قصد زیارت حضرت رضا علیه‌السلام و توقف چهل روز در مشهد مقدس به اتفاق خواهرش از اصفهان حرکت نموده و به مشهد مشرف شدند.
    چون هجده روز از مدت توقف، در آن مکان شریف گذشت، شب، آن حضرت در عالم واقعه به ایشان امر فرمودند که فردا باید به اصفهان برگردی؛ عرض می‌کند:
    مولای من! قصد توقف چهل روزه در جوار حضرت علیه‌السلام کرده‌ام و هنوز هجده روز بیشتر نگذشته است.
    امام علیه‌السلام فرمود:
    چون خواهرت از دوری مادرش دلتنگ است و از ما مراجعتش را به اصفهان خواسته برای خاطر او باید برگردی. آیا نمی‌دانی که من زوارم را دوست می‌دارم؟
    چون مرحوم حاجی بیدار می‌شود، از خواهرش می‌پرسد که از حضرت رضا علیه‌السلام روز گذشته چه خواستی؟ گفت:
    چون از مفارقت مادرم سخت ناراحت بودم، به آن حضرت شکایت کرده، درخواست مراجعت نمودم.
    گفت:
    خواهرم! غمگین مباش؛ حضرت رضا علیه‌السلام به من دستور دادند که فردا به اصفهان برگردیم. ناراحت نباش.

  5. عبدالله :
    01 دی 93

    نقل شده از آیـت‌الله سیدشـهاب‌الـدین مـرعشی نجـفی قدس سره:شـب اول قبـر آیـت‌‌الله شیـخ مرتـضی حائری قدس سرّه، برایش نماز لیـله‌ الدّفن خواندم، همان نمازی که در بین مردم به نماز وحشت معــروف است. بـعدش هم یک سوره یاسین قرائت کردم و ثوابش را به روح آن عالم هــدیه کردم،. چند شـب بعد او را در عالم خواب دیدم. حواسم بود که از دنیا رفته است. کنجکاو شدم که بدانم در آن طرف مرز زندگی دنیایی چه خبر است؟!
    پرسیـدم : آقای حائری، اوضاع‌تان چطور است؟ آقای حائری که راضی و خوشحال به نظر می‌آمد، رفت توی فکر و پس از چند لحظه، انگار که از گذشته‌ای دور صحبت کند شروع کرد به تعریف کردن… وقتی از خیلی مراحل گذشتیم، همین که بدن مرا در درون قبر گذاشتند، روحم به آهستگی و سبکی از بدنم خارج شد و از آن فاصله گرفت. درست مثل اینکه لباسی را از تنت درآوری. کم کم دیگر بدن خودم را از بیرون و به طور کامل می‌دیدم. خودم هم مات و مبهوت شده بودم، این بود که رفتم و یک گوشه‌ای نشستم و زانوی غم و تنهایی در بغل گرفتم.
    ناگهـان متوجه شدم که از پایین پاهایم، صداهایی می‌آید. صداهایی رعب‌آور و وحشت‌افزا! صداهایی نامأنوس که موهایم را بر بدنم راست می‌کرد. به زیر پاهایم نگاهی انداختم. از مردمی که مرا تشیع و تدفین کرده بودند خبری نبود. بیابانی بود برهوت با افقی بی‌انتها و فضایی سرد و سنگین و دو نفر داشتند از دور دست به من نزدیک می‌شدند. تمام وجودشان از آتش بود. آتشی که زبانه می‌کشید و مانع از آن می‌شد که بتوانم چشمانشان را تشخیص دهم. انگار داشتند با هم حرف می‌زدند و مرا به یکدیگر نشان می‌دادند. ترس تمام وجودم را فرا گرفت و بدنم شروع کرد به لرزیدن. خواستم جیغ بزنم ولی صدایم در نمی‌آمد. تنها دهانم باز و بسته می‌شد و داشت نفسم بند می‌آمد. بدجوری احساس بی‌کسی غربت کردم: – خدایا به فریادم برس! خدایا نجاتم بده، در اینجا جز تو کسی را ندارم….
    همین که این افکار را از ذهنم گذرانیدم متوجه صدایی از پشت سرم شدم. صدایی دلنواز، آرامش ‌بخش و روح افزا و زیباتر از هر موسیقی دلنشین! سرم را که بالا کردم و به پشت سرم نگریستم، نوری را دیدم که از آن بالا بالاهای دور دست به سوی من می‌آمد. هر چقدر آن نور به من نزدیکتر می‌شد آن دو نفر آتشین عقب‌تر و عقب‌تر می‌رفتند تا اینکه بالاخره ناپدید گشتند. نفس راحتی کشیدم و نگاه دیگری به بالای سرم انداختم. آقایی را دیدم از جنس نور. نوری چشم نواز آرامش بخش. ابهت و عظمت آقا مرا گرفته بود و نمی‌توانستم حرفی بزنم و تشکری کنم، اما خود آقا که گل لبخند بر لبان زیبایش شکوفا بود سر حرف را باز کرد و پرسید: آقای حائری! ترسیدی؟
    من هم به حرف آمدم کـه : بله آقا ترسیدم، آن هم چه ترسی! هرگز در تمام عمرم تا به این حد نترسیده بودم. اگر یک لحظه دیرتر تشریف آورده بودید حتماً زهره ‌ترک می‌شدم و خدا می‌داند چه بلایی بر سر من می‌آوردند.
    بعد به خودم جرأت بیشتر دادم و پرسیدم: راستی، نفرمودید که شما چه کسی هستید.
    و آقا که لبخند بر لب داشت و با نگاهی سرشار از عطوفت، مهربانی و قدرشناسی به من می‌نگریستند فرمودند: – من علی بن موسی الرّضا(ع) هستم. آقای حائری! شما ۳۸ مرتبه به زیارت من آمدید من هم ۳۸ مرتبه به بازدیدت خواهم آمد، این اولین مرتبه‌اش بود ۳۷ بار دیگر هم خواهم آمد.

    • MOSLEM :
      01 دی 93

      داداش عبدالله خیلی خیلی ممنون ….واقعا فیض بردیم از این روایات….. و شهادت این امام بزرگوار رو خدمتتون تسلیت عرض میکنم…..

    • عبدالله :
      01 دی 93

      ان شاءالله همیشه مسلم باشی ، مسلم.

  6. بنیامین :
    01 دی 93

    من هم شهادت امام رضا (ع) رو تسلیت میگم
    مشهد اینروزها حال و هوایی بارانی و پرمعنا داره

  7. حمید خان :
    01 دی 93

    خراسان میدهد بوی مدینه
    خراسان کوه غم دارد به سینه
    خراسان را سراسر غم گرفته
    در و دیوار آن ماتم گرفته
    خراسان! کو امام مهربانت؟
    چه کردی با گرامی میهمانت؟
    خراسان راز دلها با رضا داشت
    چه شبهایی که ذکر یا رضا داشت
    خراسان کربلای دیگر ماست
    مزار زاده ی پیغمبر ماست
    خراسان! می دهد خاکت گواهی
    ز مظلومی، شهیدی، بی گناهی
    به دل داغ امامت را نهادند
    امامت را به غربت زهر دادند
    دریغا! میهمان در خانه کشتند
    چه تنها و چه مظلومانه کشتند
    امامِ اِنس و جان را زهر دادند
    به تهدید و به ظلم و قهر دادند
    ز نار زهر دشمن نور می سوخت
    سراپا همچو نخل طور می سوخت
    ز جا برخاست با رنگ پریده
    غریبانه، عبا بر سر کشیده
    گهی بی تاب و گه در تاب می شد
    همه چون شمع روشن آب می شد
    میان حجره ی در بسته می سوخت
    نمی زد دم ولی پیوسته می سوخت
    ز هفده خواهر والا تبارش
    دریغا کس نبودی در کنارش
    به خود پیچید و تنها دست و پا زد
    جوادش را، جوادش را صدا زد
    دلش دریای خون، چشمش به در بود
    امیدش دیدن روی پسر بود
    پدر می گشت قلبش پاره پاره
    پسر می کرد بر حالش نظاره
    پدر چون شمع سوزان آب می شد
    پسر هم مثل او بی‎تاب می شد
    پدر آهسته چشم خویش می بست
    پسر می دید و جان می داد از دست
    پسر از پرده دل ناله سر داد
    پدر هم جان در آغوش پسر داد

  8. حمید خان :
    01 دی 93

    من ندیدم که کریمی به کرم فکر کند
    به چه مقدار به زائر بدهم فکر کند

    از شما خواستن عشق است ضرر خواهد کرد
    هرکه دروقت گدایی به رقم فکر کند

    بهتر این است که زائر اگر آمد به حرم
    دوقدم عشق بورزد سه قدم فکر کند

    به کف صحن به گنبد به غم گوهرشاد
    زیر این قبه به هستی به عدم فکر کند

    به دو گلدسته دو تا ساق به دوش گنبد
    به رواقی که شده پیش تو خم فکر کند

    به چرا سال گذشته دو سه بار و امسال-
    فقط این بار…به این قسمت کم فکر کند

    به خودش…نه به کسانی که به یادش آمد
    چون که در آینه کاری حرم فکر کند

    موقع دست به سینه شدن و عرض سلام
    کربلایی شده هرکس به علم فکر کند

    چون که از باب جواد تو کسی داخل شد
    خنده داراست که دیگر به قسم فکر کند

    دیر وقتی ست که تا درحرمت دم بدهد
    جای دم حضرت عیسی به دو دم فکر کند

    بهترین نوع زیارت شده اینکه امشب-
    هم کسی گریه کند پبش تو هم فکر کند
    سروده مهدی رحیمی

  9. میقات :
    01 دی 93

    سلام به همه دوستان
    ایام شهادت امام رضا (ع) را خدمت همه شیعیان جهان تسلیت میگویم.
    جاتون خالی همینطوری یهویی و یک شبه چندروزی مهمان آقا امام رضا(ع) بودم ؛ خیلی باصفا بود ، ان شاءالله هرکس دوست داره ، هرچه زودتر طلبیده بشه .
    اگر ائمه دست ما رو نگیرن ، خدا میدونه ما از کجا سر در میاریم؛ انشاءالله که مثل همیشه دستمون رو بگیرن.
    به رسم ادب چند حدیث از امام رضا (ع) خدمت دوستان عرض میکنم.

    ———————————-

    لا یَکُونُ الْمُؤْمِنُ مُؤْمِنًا حَتّى تَکُونَ فیهِ ثَلاثُ خِصال:1ـ سُنَّهٌ مِنْ رَبِّهِ. 2ـ وَ سُنَّهٌ مِنْ نَبِیِّهِ. 3ـ وَ سُنَّهٌ مِنْ وَلِیِّهِ. فَأَمَّا السُّنَّهُ مِنْ رَبِّهِ فَکِتْمانُ سِرِّهِ. وَ أَمَّا السُّنَّهُ مِنْ نَبِیِّهِ فَمُداراهُ النّاسِ. وَ أَمَّا السُّنَّهُ مِنْ وَلِیِّهِ فَالصَّبْرُ فِى الْبَأْساءِ وَ الضَّرّاءِ.
    مؤمن، مؤمن واقعى نیست، مگر آن که سه خصلت در او باشد:
    سنّتى از پروردگارش و سنّتى از پیامبرش و سنّتى از امامش.
    امّا سنّت پروردگارش، پوشاندن راز خود است،
    امّا سنّت پیغمبرش، مدارا و نرم رفتارى با مردم است،
    امّا سنّت امامش، صبر کردن در زمان تنگدستى و پریشان حالى است.

    ——————————–

    « لا یَتِمُّ عَقْلُ امْرِء مُسْلِم حَتّى تَکُونَ فیهِ عَشْرُ خِصال: أَلْخَیْرُ مِنْهُ مَأمُولٌ. وَ الشَّرُّ مِنْهُ مَأْمُونٌ. یَسْتَکْثِرُ قَلیلَ الْخَیْرِ مِنْ غَیْرِهِ، وَ یَسْتَقِلُّ کَثیرَ الْخَیْرِ مِنْ نَفْسِهِ. لا یَسْأَمُ مِنْ طَلَبِ الْحَوائِجِ إِلَیْهِ، وَ لا یَمَلُّ مِنْ طَلَبِ الْعِلْمِ طُولَ دَهْرِهِ. أَلْفَقْرُ فِى اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْغِنى. وَ الذُّلُّ فىِ اللّهِ أَحَبُّ إِلَیْهِ مِنَ الْعِزِّ فى عَدُوِّهِ. وَ الْخُمُولُ أَشْهى إِلَیْهِ مِنَ الشُّهْرَهِ. ثُمَّ قالَ(علیه السلام): أَلْعاشِرَهُ وَ مَا الْعاشِرَهُ؟ قیلَ لَهُ: ما هِىَ؟ قالَ(علیه السلام): لا یَرى أَحَدًا إِلاّ قالَ: هُوَ خَیْرٌ مِنّى وَ أَتْقى ».
    عقل شخص مسلمان تمام نیست، مگر این که ده خصلت را دارا باشد:
    1ـ از او امید خیر باشد.
    2ـ از بدى او در امان باشند.
    3ـ خیر اندک دیگرى را بسیار شمارد.
    4ـ خیر بسیار خود را اندک شمارد.
    5ـ هر چه حاجت از او خواهند دلتنگ نشود.
    6ـ در عمر خود از دانش طلبى خسته نشود.
    7ـ فقر در راه خدایش از توانگرى محبوبتر باشد.
    8ـ خوارى در راه خدایش از عزّت با دشمنش محبوبتر باشد.
    9ـ گمنامى را از پرنامى خواهانتر باشد.
    10ـ سپس فرمود: دهمى چیست و چیست دهمى؟ به او گفته شد: چیست؟ فرمود: احدى را ننگرد جز این که بگوید او از من بهتر و پرهیزکارتر است.

    ——————————–

    « صِلْ رَحِمَکَ وَ لَوْ بِشَرْبَه مِنْ ماء، وَ أَفْضَلُ ما تُوصَلُ بِهِ الرَّحِمُ کَفُّ الأَذى عَنْه ».
    پیوند خویشاوندى را برقرار کنید گرچه با جرعه آبى باشد، و بهترین پیوند خویشاوندى، خوددارى از آزار خویشاوندان است.

    ——————————-

    « أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ، فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ کانَ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَنْ رَضِىَ بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْیَسیرُ مِنَ الْعَمَلِ. وَ مَنْ رَضِىَ بِالْیَسیرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللّهُ دارَ الدُّنْیا وَ دَواءَها وَ أَخْرَجَهُ مِنْها سالِمًا إِلى دارِالسَّلامِ ».
    به خداوند خوش بین باش، زیرا هر که به خدا خوش بین باشد، خدا با گمانِ خوشِ او همراه است، و هر که به رزق و روزى اندک خشنودباشد، خداوند به کردار اندک او خشنود باشد، و هر که به اندک از روزى حلال خشنود باشد، بارش سبک و خانواده اش در نعمت باشد و خداوند او را به درد دنیا و دوایش بینا سازد و او را از دنیا به سلامت به دارالسّلامِ بهشت رساند.

    ———————————-

    « أَلاْیمانُ أَرْبَعَهُ أَرْکان: أَلتَّوَکُّلُ عَلَى اللّهِ، وَ الرِّضا بِقَضاءِ اللّهِ وَ التَّسْلیمُ لاَِمْرِاللّهِ، وَ التَّفْویضُ إِلَى اللّهِ ».
    ایمان چهار رکن دارد:
    1ـ توکّل بر خدا
    2ـ رضا به قضاى خدا
    3ـ تسلیم به امر خدا
    4ـ واگذاشتن کار به خدا.

    ———————————-

    « سُئِلَ عَلَیْهِ السَّلامُ عَنْ خِیارِ الْعبادِ؟ فَقالَ(علیه السلام):أَلَّذینَ إِذا أَحْسَنُوا إِسْتَبْشَرُوا، وَ إِذا أَساؤُوا إِسْتَغْفَرُوا وَ إِذا أُعْطُوا شَکَرُوا، وَ إِذا أُبْتِلُوا صَبَرُوا، وَ إِذا غَضِبُوا عَفَوْ ».
    از امام رضا(علیه السلام) درباره بهترین بندگان سؤال شد.
    فرمود: آنان که هر گاه نیکى کنند خوشحال شوند، و هرگاه بدى کنند آمرزش خواهند، و هر گاه عطا شوند شکر گزارند و هر گاه بلا بینند صبر کنند، و هر گاه خشم کنند درگذرند.

    ———————————

    « مَنْ فَرَّجَ عَنْ مُؤْمِن فَرَّجَ اللّهُ عَنْ قَلْبِهِ یَوْمَ القِیمَهِ ».
    هر کس اندوه و مشکلى را از مؤمنى برطرف نماید، خداوند در روز قیامت اندوه را از قلبش برطرف سازد.

    ————————————

    « لَیْسَ شَىْءٌ مِنَ الاَْعْمالِ عِنْدَ اللّهِ عَزَّوَجَلَّ بَعْدَ الْفَرائِضِ أَفْضَلَ مِنْ إِدْخالِ السُّرُورِ عَلَى الْمُؤْمِنِ ».
    بعد از انجام واجبات، کارى بهتر از ایجاد خوشحالى براى مؤمن، نزد خداوند بزرگ نیست.

    ————————————

    « عَلَیْکُمْ بِالْقَصْدِ فِى الْغِنى وَ الْفَقْرِ، وَ الْبِرِّ مِنَ الْقَلیلِ وَ الْکَثیرِ فَإِنَّ اللّهَ تَبارَکَ وَ تَعالى یَعْظُمُ شِقَّهَ الـتَّمْرَهِ حَتّى یَأْتِىَ یَوْمَ الْقِیمَهِ کَجَبَلِ أُحُد ».
    بر شما باد به میانهروى در فقر و ثروت، و نیکى کردن چه کم و چه زیاد، زیرا خداوند متعال در روز قیامت یک نصفه خرما را چنان بزرگ نماید که مانند کوه اُحد باشد.

    ———————————–

    « لا تَدْعُوا الْعَمَلَ الصّالِحَ وَ الاِْجْتِهادَ فِى الْعِبادَهِ إِتِّکالاً عَلى حُبِّ آلِ مُحَمَّد(علیهم السلام) وَ لا تَدْعُوا حُبَّ آلِ مُحَمَّد(علیهم السلام)لاَِمْرِهِمْ إِتِّکالاً عَلَى الْعِبادَهِ فَإِنَّهُ لا یُقْبَلُ أَحَدُهُما دُونَ الاْخَرِ ».
    مبادا اعمال نیک را به اتّکاى دوستى آل محمّد(علیهم السلام) رها کنید، و مبادا دوستى آل محمّد(علیهم السلام) را به اتّکاى اعمال صالح از دست بدهید، زیرا هیچ کدام از این دو، به تنهایى پذیرفته نمیشود.

    ————————————–

    با خواندن این حدیث من کمترین رو هم دعا کنید:

    « عَنِ الرِّضا(علیه السلام) أَنَّهُ کانَ یَقُولُ لاَِصْحابِهِ: عَلَیْکُمْ بِسِلاحِ الاَْنْبِیاءِ، فَقیلَ: وَ ما سِلاحُ الاَْنْبِیاءِ؟ قالَ: أَلدُّعاءُ ».
    حضرت رضا(علیه السلام) همیشه به اصحاب خود می فرمود: بر شما باد به اسلحه پیامبران، گفته شد: اسلحه پیامبران چیست؟ فرمود: دعا.

    ————————————-

    ببخشید اگر زیاد شد.
    التماس دعا…

    • عبدالله :
      01 دی 93

      سلام اگه منبع رو هم می نوشتید بهتر بود.(حالا خودم بعضی مواقع منبع نمی نویسم اما قبل نوشتن یا خودم از روی منبع معتنی به می نویسم یا منبعو پی گیری میکنم ظاهرا)
      در ثانی “بصره الله دارالدنیا” که شما نوشتی ظاهرا درستش “بصره الله داء الدنیا” است. (ظاهرا چهارمین حدیث از بالا)
      وفقنا الله وایاکم

    • میقات :
      01 دی 93

      سلام آقا عبدالله
      اول از همه از لطف و حسن نظرتون تشکر میکنم و ممنونم.
      من این حدیث ها رو کپی میکنم البته حتما میخونم و تمام سعیم میکنم که ایرادی نداشته باشن و معمولا منابعشون هم اگه ذکر شده باشه حتما کپی میکنم ، این حدیث ها رو نمیدونم چرا منبعشون ذکر نشده بود ، تو چندتا سایت دیگه هم گشتم اما اونجاها هم منبع ذکر نشده بود یا حداقل من پیدا نکردم البته موردی قابل پیگیری هستن، اما حق با شماست و از این به بعد حدیث بدون منبع نمیذارم.
      درمورد “بصره الله…” هم دوباره تو چند سایت دیدم که همان “دارالدنیا” بود و بدون منبع!! عذرخواهی میکنم از شما و همه ؛ چون در ترجمه “درد” هست احتمالا همان “داء” به معنی “درد” درسته نه “دار” که معنی “خانه” دارد.
      باز هم ممنون از تذکرتون.

    • میقات :
      01 دی 93

      أَحْسِنِ الظَّنَّ بِاللّهِ، فَإِنَّ مَنْ حَسُنَ ظَنُّهُ بِاللّهِ کانَ عِنْدَ ظَنِّهِ وَ مَنْ رَضِی بِالْقَلیلِ مِنَ الرِّزْقِ قُبِلَ مِنْهُ الْیَسیرُ مِنَ الْعَمَلِ. وَ مَنْ رَضِی بِالْیَسیرِ مِنَ الْحَلالِ خَفَّتْ مَؤُونَتُهُ وَ نُعِّمَ أَهْلُهُ وَ بَصَّرَهُ اللّهُ دارَ الدُّنْیا وَ دَواءَها وَ أَخْرَجَهُ مِنْها سالِمًا إِلی دارِالسَّلامِ.

      «تحف‌العقول،صفحه 499»

    • عبدالله :
      02 دی 93

      کتاب تحف رو دیدم. عبارت همان بود که عرض کردم :”بصره الله داءالدنیا”

    • میقات :
      02 دی 93

      ممنون از لطفتون آقا عبدالله

  10. آرامش :
    01 دی 93

    السلام ای حضرت سلطان عشق
    یا علی موسی الرضا ، ای جان عشق
    السلام ای بهر عاشق سرنوشت
    السلام ای تربتت باغ بهشت
    شهادت شمس الشموس ، خسرو اقلیم طوس ،شاه انیس النفوس ، هشتمین خورشید سرمد امام رضا ( ع) بر همگان تسلیت باد .

    • آرامش :
      01 دی 93

      به‌ خداوند خوشبین‌ باش‌ ، زیرا هرکه‌ به‌ خدا خوشبین‌ باشد ، خدا با گمان‌خوش‌ او همراه‌ است‌ ، و هرکه‌ به‌ رزق‌ و روزى‌ اندک‌ خشنود باشد ، خداوند به‌ کردار اندک‌ او خشنود باشد ، و هرکه‌ به‌ اندک‌ از روزى‌ حلال‌ خشنود باشد ، بارش‌ سبک‌ و خانواده‌اش‌ در نعمت‌ باشد و خداوند او را به‌ درد دنیا و دوایش‌ بینا سازد و او را از دنیا به‌ سلامت‌ به‌ دار السلام‌ بهشت‌ رساند
      (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 472)

    • آرامش :
      01 دی 93

      از امام‌ رضا درباره‌ بهترین‌ بندگان‌ سؤال‌ شد . فرمود : آنان‌ هرگاه‌ نیکى‌کنند خوشحال‌ شوند ، و هرگاه‌ بدى‌ کنند آمرزش‌ خواهند ، و هرگاه‌ عطا شوند شکر گزارند ، و هرگاه‌ بلا بینند صبر کنند ، و هرگاه‌ خشم‌ کنند . درگذرند
      (تحف‌ العقول‌ ، ص‌ 469)

  11. علیرضا :
    01 دی 93

    امام رضا (ع):
    کسی که مصائب ما را به یاد آورد، پس بگرید و بگریاند،
    در روزی که چشم ها گریانند (روز حساب)، گریان نخواهد شد.

  12. MOSLEM :
    01 دی 93

    منم شهادت این امام مهربان رو خدمت تمامی دوستانم تسلیت عرض میکنم ….. انشالله که همتون سال بعد در حرمش باشید ….. یا غریب الغربا

  13. محمد :
    01 دی 93

    سلام شهادت مظلومانه امام رضا را به تمام عاشقان آنحضرت تسلیت عرض میکنم میخاستم بگم خوش به حالتون به زیارت امام رضا می روید منم حاجتی داشتم خیلی دلم میخاست پابوس امام رضا بیام ولی نمیشه چون هم دانشجوام و پولشو ندارم هم اینکه سنی هستم اگه بیام دوستام یه جوی پشت سرم درست میکنند فقط میخاستم بگم کسایی که میرن نایب الزیاره ما هم باشن وسلام منو به آقا امام رضا برسونند

    • آرامش :
      01 دی 93

      سلام دوست گرامی
      بشما هم تسلیت میگم .
      ان شاالله بفضل خدا درستان با موفقیت تمام میشه و ایام سختی هم به پایان میرسه ،پولدار هم میشید ان شالله ،این شماره شما را به حرم وصل می کنه و شما می توانید از طریق تلفن به امام رضا سلام بدهید

      ۰۵۱-32003334

      التماس دعا

  14. عباس :
    01 دی 93

    سلام میخام یه داستان واقعی در مورد امام رضا تعریف کنم که خودمم توش بودم :
    بهمن سال 92 بود من یه دوست صمیمی و با خدا به اسم محمد دارم من کلا برادر خاهر ندارم. این آقا محمد رو از برادر تنی هم بیشتر دوست دارم حاضرم جونمم براش بدم داستان از اینجا شروع میشه که یه روز خبر دادن که آقا محمد از طرف پایگاه میخاد بر حرم امام رضا(ع)منم تا این خبر رو شنیدم ریختم بهم گفتم یعنی تا یه هفته نمی تونم ببینمش یعنی من با اون چه فرقی داشتم که امام رضا منو نطلبید من که همیشه امام رضا رو دوست داشتم به امام رضا گفتم اگه منو نطلبی شکایتت رو پیش خدا میکنم هر روز هم که به روز رفتن نزدیک میشد من سر خورده تر میشدم و هروز گریه میکردم که امام رضا منم بطلب تا این که روز رفتن فرا رسید خونه کلی با خودم تمرین کرده بودم که وقتی دارم خداحافظی میکنم گریم نگیره ولی موقه خدا حافظی چنان گریم گرفت که دیگه این رفیقم دل نمیکند خلاصه به زور خدا حافظی کردیم من رفتم خونه تلویزیون رو روشن کردم دیدم دار پنجره فولادو نشون میده وایسادم گره آقا شام رو هنوز نخورده بودیم گه یدفه تلفن زنگ زد گفتن یه نفر نمیاد تو بیا جاش تا یک هفته بعد از مشهد هم تو شوک بودم الآنم اومدم بگم امام رضا غلط کردم!!

  15. حسن :
    01 دی 93

    گــنبــــدت ضرب المـــثل های مرا تغـــییر داد
    هرکه بامش بیش، برفش نه، کـبوتر بیشتر…

    • حسن :
      01 دی 93

      هر دلی آمد کنار تو از اینجا برنگشت

      گرچه مجنون بود… اما سوی لیلا برنگشت

      یک نفر میخواست با گنبد نظر بازی کند

      جلد شد… دیوانه شد… دیوانه اما برنگشت

      زائری که هیچ همراهی به جز اشکش نداشت

      بعد از اینکه اشک ها را ریخت تنها برنگشت

      در کنارت مثل یک ماهی درون آب بود

      بی تو بودن را نفهمید آخرش، تا برنگشت

      صبح، بیماری دخیل پنجره فولاد شد..

      تو شفا دادی… ولی آخر سروپا برنگشت

      دوستم را اولین باری که آوردم حرم
      تا دم ِ برگشت با ما بود… با ما برنگشت

      راستی آقا همان آهو که ضامن بوده ایش
      آخرش برگشت پیش مادرش یا برنگشت؟!

      راستی آقا همان آهو که ضامن بوده ایش
      آخرش برگشت پیش مادرش یا برنگشت؟

    • حسن :
      01 دی 93

      دیدی چطور کرده مرا در به در،حرم
      فکر و خیال من شده از آن سفر،حرم
      یادش بخیر بست طبرسی شب ورود
      راننده با اشاره …بیا.. یک نفر
      ..حرم…
      یاامام رضا (ع)

  16. حسن :
    01 دی 93

    مـن نـدیـدم کـه کـریـمـی بـه کـرم فـکــر کـنـد
    یا به چـه مـقـدار بـه زائـر بـدهـم فـکــر کـنـد

    از شما خواستن عشق است، ضرر خواهد کرد
    هـر کـه در وقـت گـدایـی به رقـم فـکـر کـنـد
     
    بـهـتـر ایـن اسـت کـه زائـر اگــر آمـد بـه حـرم
    دو قـدم عـشـق بـورزد سـه قـدم فـکـر کـنـد
     
    به کـف صحـن، بـه گـنـبـد، بـه غـم گـوهـرشـاد
    زیر این قـبـه به هـسـتـی به عـدم فـکـر کـنـد
     
    بـه چـرا سـال گـذشـتـه دو سـه بـار و امـسـال
    فـقـط این بار… به این قـسـمـت کـم فـکـر کـنـد
     
    مـوقع دسـت بـه سـیـنـه شـدن و عـرض سـلام
    کـربلایی شـده هــر کـس بـه عـلـم فـکـر کـنـد
     
    چـون کـه از باب جـواد تـو کـسـی داخل شـد
    خـنـده دار اسـت که دیگـر به قـسـم فـکـر کـنـد

    السلام علیک یا علی بن موسی الرضا ع
    ………………

بستن تبلیغات
الفبای سفر