دوستی ها – دانلود فیلم و سریال، موزیک، انیمیشن، بازی

جدیدترین گل واژه های تصویری و عکس نوشته های سنگین و کنایه آمیز

مجموعه جملات الهام بخش فلسفی، با مفهوم و کنایه آمیز

 گل واژه های تصویری و عکس نوشته های آموزنده, جملات کنایه آمیز

جهت مشاهده جملات الهام بخش برای زندگی به ادامه مطلب مراجعه نمائید…

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

گل واژه های آموزنده، عکس نوشته های زیبا، جملات الهام بخش برای زندگی

تبلیغات

۳۰ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. حیدر علی خان :
    13 دی 93

    از بین کسانیکه برای خواندن دعای باران به بالای کوه میروند ، تنها آنهایی ایمان دارند که همراه خود چتر میبرند

    • الهه :
      13 دی 93

      مرحبا

    • عباس :
      14 دی 93

      آفرین ولی بعضی هام هستن که انقدر تشنه باران هستند که چتر نمی برند تا خیس شوند!!!!!!

  2. مصطفی :
    13 دی 93

    ممنون ادمین
    یه پیشنهاد اگه میشه این عکسا رو تویه فایل فشرده برای دانلود بزارید

  3. masoomeh :
    13 دی 93

    سلام ادمین. 🙂

    خیلی عالـــــــــــــــــــــــی بود.ممنون 🙂

    **************

    توکل بر خدایت کن،
    کفایت میکند حتما

    اگر خالص شوی با او،
    صدایت میکند حتما

    اگر بیهوده رنجیدی،
    از این دنیای بی رحمی

    به درگاهش قناعت کن،
    عنایت میکند حتما

    دلت درمانده میمیرد،
    اگر غافل شوی از او

    به هر وقتی صدایش کن،
    حمایت میکند حتما

    خطا گر میروی گاهی،
    به خلوت توبه کن با او

    گناهت ساده میبخشد،
    رهایت میکند حتما

    به لطفش شک نکن گاهی،
    اگر دنیا حقیرت کرد

    تو رسم بندگی آموز،
    حمایت میکند حتما

    اگر غمگین اگر شادی،
    خدایی را پرستش کن

    که هر دم بهترینها را،
    عطایت میکند حتما

    ******************

    امروز هرچقدر بخندی و هرچقدر عاشق باشی از محبت دنیا کم نمیشه
    پس بخند و عاشق باش

    امروز هرچقدر دلها را شاد کنی کسی به تو خورده نمیگیرد
    پس شادی بخش باش

    امروز هرچقدر نفس بکشی جهان با مشکل کمبود اکسیژن رو به رو نمی شه
    پس از اعماق وجودت نفس بکش

    امروز هرچقدر آرزو کنی چشمه آرزوهات خشک نمی شه
    پس آرزو کن

    امروز هرچقدر خدا را صدا کنی خدا خسته نمی شه
    پس صدایش کن

    او منتظر توست
    او منتظر آرزوهایت
    خنده هایت
    گریه هایت
    ستاره شمردن هایت و عاشق بودن هایت است

    امروزت را دریاب
    امروز جاودانه است
    و
    امروز زیباترین روز دنیاست!
    چون امروز روزی است که آینده ات را آنطور خواهی ساخت که تا امروز فقط تصورش میکردی…

    آری، زندگی را آنگونه که دوست داری تصور کن تا آنگونه شود

    **************

    در تاریکی می نشینم. و چه دشوار است که تشخیص دهم کدام بدتر است: تاریکی درون و یا تاریکی برون؟

    ****************
    بـر چادر مشکی ات ، نستعلیق می نویسم عشق را …
    وقتی که
    این اِحرام سیاه را می پوشی و حج شکوهمند حیــــــا را به جا می آوری ،
    آنگـــاه
    طواف می کنند تو را صفوف فرشته هــــا
    و متبرک می کنند بال هایشان را
    به تـــار و پــود حریــم آسمانی ات
    تـــو ! گمنــام ترین حاجیـــه ی امروز زمـــان هستی بانـــو

    **************
    خداوندا!
    اراده ام را به زمان کودکی بازگردان
    همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم..

    **************

    بعضی ﺍشک ها ﻫﺴﺘﻨﺪ
    بی ﺩﻟﯿﻞ، بی ﺑﻬﺎﻧﻪ، یک ﺩﻓﻌﻪای، ﻧﺼﻒ ﺷﺒﯽ، ﻋﺠﯿﺐ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ می ﮐﻨﻨﺪ…
    ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ‌ﺑﻬﺎﻧﻪ، ﺳﻨﺪﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍﺳﺖ 🙂

    **************

    فقیری سه عدد پرتقال خرید
    اولی رو پوست کند خراب بود
    دومی رو پوست کند اونم خراب بود
    بلند شد لامپ رو خاموش کرد و سومی رو خورد.

    گاهی وقتا باید خودمون را به ندیدن و نفهمیدن بزنیم تا بتونیم زندگى کنیم..

    **************

    اگر نمیتوانی شاه راه باشی ، کوره راه باش

    اگر نمیتوانی خورشید باشی ، ستاره باش

    با بردن و باختن اندازه ات نمی گیرند

    هر آنچه که هستی ، بهترینش باش

    ***************

    • Admin :
      13 دی 93

      سلام علیک. ممنون

  4. masoomeh :
    13 دی 93

    ارزش هر انسان ؛

    نـه به جنس ..
    نـه به قـــَــد ..

    بلکه به اندازه ی همـت و مهربانی ِ اوست

    **************

    کاش زندگی از آخر به اول بود…

    پیر بدنیا می آمدیم…

    آنگاه در رخداد یک عشق جوان میشدیم…

    سپس کودکی معصوم می شدیم ودر،

    نیمه شبی با نوازش های مادر آرام میمردیم…

    *************

    جواب سلام را با علیک بده ،
    جواب کینه را با گذشت،
    جواب بی مهری را با محبت،
    جواب ترس را با جرأت،
    جواب دروغ را با راستی،
    جواب دشمنی را با دوستی،
    جواب زشتی را به زیبایی،
    جواب توهم را به روشنی،
    جواب خشم را به صبوری،
    جواب سرد را به گرمی،
    جواب نامردی را با مردانگی،
    جواب همدلی را با رازداری،
    جواب پشتکار را با تشویق،
    جواب اعتماد را بی ریا،
    جواب بی تفاوت را با التفات،
    جواب یکرنگی را با اطمینان،
    جواب مسئولیت را با وجدان،
    جواب حسادت را با اغماض،
    جواب خواهش را بی غرور،
    جواب دورنگی را با خلوص،
    جواب بی ادب را با سکوت،
    جواب نگاه مهربان را با لبخند،
    جواب لبخند را با خنده،
    جواب دلمرده را با امید،
    جواب منتظر را با نوید،
    جواب گناه را با بخشش،
    و جواب عشق چیست جز عشق؟
    هیچ وقت هیچ چیز و هیچ کس را بی جواب نگذار

    ***********

    زندگی بوم سفید یست…

    من و تو نقاش‌های این صفحه‌ایم

    ٬ زندگی را می‌توان زیبا نگاشت…

    زندگی را می‌توان رنگی کشید…

    اندکی رنگ محبت٬ بیشتر رنگ عشق٬

    سایه روشن‌هایی هم رنگ صفا

    *************

    من اناری را،میکنم دانه

    و به دل می گویم

    خوب بود این مردم،دانه های دلشان پیدا بود

    سهراب سپهری

    *****************

  5. masoomeh :
    13 دی 93

    دختر کوچولو به مهمان گفت :
    ” میخوای عروسکامو بیارم ببینی ؟! ”
    مهمان با مهربانی جواب داد:
    بله … حتما ….

    دخترک دوید و همه ی عروسک ها را آورد ….

    بعضی از اونا واقعا با نمک بودن …
    ولی در بین اونا یک عروسک خیلی قشنگ دیگه هم بود

    مهمان از دخترک پرسید:
    کدومشونو بیشتر از همه دوست داری … ؟!
    و پیش خودش فکر کرد حتما اونی که از همه قشنگ تره …!!!!

    اما خیلی تعجب کرد
    وقتی دید دخترک به عروسک تکه پاره ای ک یک دست هم نداشت اشاره کرد و گفت :

    ” اینو ”

    مهمان با کنجکاوی پرسید:
    اینکه زیاد خوشکل نیست ؟!!

    دخترک جواب داد:

    ” آخه اگه منم دوستش نداشته باشم دیگه هیشکی نیست که باهاش بازی کنه ….

    اونوقت دلش می شکنه

    **************
    خداوندا!
    اراده ام را به زمان کودکی بازگردان
    همان زمان که برای یکبار ایستادن هزار بار می افتادم اما نا امید نمی شدم..

    **************

    بعضی ﺍشک ها ﻫﺴﺘﻨﺪ
    بی ﺩﻟﯿﻞ، بی ﺑﻬﺎﻧﻪ، یک ﺩﻓﻌﻪای، ﻧﺼﻒ ﺷﺒﯽ، ﻋﺠﯿﺐ ﺁﺩﻡ ﺭﺍ ﺁﺭﺍﻡ می ﮐﻨﻨﺪ…
    ﻣﯽ ﮔﻮﯾﻨﺪ ﺍﯾﻦ ﺍﺷﮏ ﻫﺎﯼ ﺑﯽ‌ﺑﻬﺎﻧﻪ، ﺳﻨﺪﺷﺎﻥ ﺑﻪ ﻧﺎﻡ ﺧﺪﺍﺳﺖ 🙂

    *************

    هر لحظه خدا را شکر …

    از شخصی پرسیدند روزگارت چگونه است؟

    اندوهگین نگاهی کرد و پاسخ داد : چه بگویم امروز از زور گرسنگی

    مجبور شدم کوزه سفالی که یادگار سیصد ساله ی اجدادم بود بفروشم و نانی تهیه کنم

    حکیمی زمزمه کرد: خدا روزی ات را سیصد سال پیش کنار گذاشته و اینگونه ناسپاسی

    **************

    بانـــــــــــــو !

    ..
    پریشان استـــــــ گیسویتـــــــ ولی…

    ..

    ولی پریشان تر از گیسوی تو ،

    ..

    پسـری است که میخواهد نگاهــش را نگه دارد…

    ..

    مگذار دلــش را پریشانی گیسوانتــــــ بلــــرزانـد …

    ..

    ..
    شایــد دل او دار و نـدار بانـــوی دیگریستــــــــ ….

    ..
    «حواست باشد

    ..
    فقـط به

    ..
    بعد ها و دل خودتــــــــ

    ***************

    نگو دوستت دارم
    انسان
    این واژه را می شنود
    واژه
    از پوستش رد می شود
    با نگاهی پایین می رود
    اسب های قلبش
    شیهه می کشند
    تندتر می دوند
    بر سینه اش
    محکم تر
    سم می کوبند
    نگو دوستت دارم
    انسان باور می کند
    افسارِ اسب وحشی را
    به دستت می دهد
    به تو تکیه می کند
    در آغوشت اشک می ریزد
    یال هایش را می دهد تو شانه کنی
    انسان باور می کند
    و عشق
    دردناک ترین اعتقاد است

    *************

    28جمله زیباازمرحوم دکترحسابی

    چهار اصل پیشرفت: مردانگی، عدالت، شرم و عشق است.

    زندگی، یعنی پژوهش، و فهمیدن چیزی جدید.

    عشق، به وجود آورنده اعمال زیباست.

    کار کنیم، زحمت بکشیم، از سرمایه چیزی کم نداریم.

    احساس اجبار به فداکاری، لازمه زندگیست.

    انجام وظیفه، لازمه جهش بسوی پیشرفت است.

    تقلید از غرب، خطری است جدی، که چشمه های نبوغ را، خشک می کند.

    یک عمل درست، بهتر است از هزار نصیحت.

    بزرگترین خوشحالی من در زندگی : هوش و استعداد جوانان ایرانی است.

    راه پیشرفت، ارزش نهادن به علم و تحقیق، احترام به معلمین، اساتید، دانش آموزان و دانشجویـان است.

    سادگی و عشق از عوامل پیشرفت است، که در قلب ما ایرانیان است.

    هرچه انسان ،وجود ارزشمندتری داشته باشد به همان اندازه مودب و فروتن است.

    فعال باشیم، ولی ملایم، عادل باشیم، ولی با گذشت.

    جهان سوم جایی است که هر کس بخواهد مملکتش را آباد کند،خانه اش خراب می شود و هر کس بخواهد خانه اش را آباد کند باید در ویرانی مملکتش بکوشد.

    هنر، با احساسات آدمی بازی می کند.

    عشق زندگی را به شیوش می آورد.

    هنر، چاشنی زندگیست.

    ایران، جزیره هوش و ذکاوت است.

    شخصیت یک ملت را، ادبای آن ملت می سازند

    طنز در مملکت ما، یک مقاومت ملی است، و همیشه حافظ ایران بوده است.

    موسیقی خوب ایرانی، یک طرز تفکر است. یک فلسفه است، و بیان یک آرزوست.

    داشتن هدف، و رفتن به دنبالش، خوب است ولی عاشق هدف بودن و گرفتار شدن چیز دیگری است

    با بچه ها، با اطمینان رفتار کنید تا قابل اطمینان بار بیایند، و قابل اطمینان شوند.

    دولت، وظیفه دارد، خوشحال کنندگان مردم را، تشویق کند.

    باید جوانان، حفظ سازمان را، آموزش داد.

    سازماندهی، لازمه و خواسته الگوی پیشرفت است.

    حفظ سنن اعتقادی، ملی و نبوغ نژادی، واجب است.

    نظامی که، دارای سازمان باشد، چارچوبی استوار دارد.

    ***************

    • MOSLEM :
      13 دی 93

      سلام آبجی معصومهخیلی زیبا بودن ممنون ……من تمامی متناتنو خوندم خیلی زیبان مخصوصا شعر خدا …… زیبا و آرام .
      با آرزوی قلبی پر از حس….. و امیدوارم خداوند همیشه شمارو موفق کنه…….. وقتتان نیک بانو 🙂

    • amir :
      13 دی 93

      سلام به همه
      هم از ادمین گرامی و هم از دوستان بابت مطالب زیباشون تشکر میکنم

    • masoomeh :
      14 دی 93

      سلام داداش مسلم 🙂

      ممنون شما لطف دارید به بنده 🙂

      قابل شما و دوستای گُلم رو نداشت 🙂

      ممنونم از دعای خیرتون 🙂 🙂 🙂

      إن شاء الله سلامت باشید و خوشبخت 🙂

      • Admin :
        14 دی 93

        معصومه کوچولو! دکه لایک رو گذاشتم تا تشکر و ممنون و اینا کمتر شه عسل.

  6. هادی :
    13 دی 93

    سلام
    خیلی ممنون
    عااااااااااااااااالی بودند

  7. غزال :
    13 دی 93

    هرگز، منتظر
    ” فردای خیالی”
    نباش!
    سهمت را از
    ” شادی زندگی”،
    همین امروز بگیر
    حتی اگر کوهی از درد داشته باشی!!!
    فراموش نکن
    “مقصد”،
    همیشه جایی در
    “انتهای مسیر” نیست!
    “مقصد”
    لذت بردن از ،
    قدمهاییست،
    که برمی داریم!

  8. غزال :
    13 دی 93

    فرشتگان از خداوند پرسیدند: خدایا تو که بشر را آنقدر دوست دارے چرا غم را آفریدے ؟
    خداوند فرمود : غم را به خاطر خودم آفریدم !
    چون این مخلوق من تا غمگین نباشد به یاد خالقش نمے افتد !!

  9. تارا :
    13 دی 93

    داستان قضاوت: روزی مردی داخل چاله ای افتاد و بسیار دردش گرفت… یک روحانی او را دید و گفت:حتمن گناهی انجام داده ای! یک دانشمند:عمق چاله و رطوبت خاک آن را اندازه گرفت! یک روزنامه نگار:در مورد دردهایش با او مصاحبه کرد! یک یوگیست به او گفت:این چاله و همچنین دردت فقط در ذهن تو هستند در واقعیت وجود ندارند! یک پزشک:برای او دو قرص آسپرین پایین انداخت! یک پرستار:کنار چاله ایستاد و با او گریه کرد! یک روانشناس:او را تحریک کرد تا دلایلی را که پدر و مادرش او را آماده ی افتادن به داخل چاه کرده بودند پیدا کند! یک تقویت کننده ی فکر:او را نصیحت کرد که خواستن توانستن است! یک فرد خوشبین به او گفت:ممکن بود یکی از پاهاتو بشکنی! سپس فرد بی سوادی گذشت و دست او را گرفت و او را از چاله بیرون آورد…! (به جای قضاوت و سرزنش کردن کسی که مشکلی برایش پیش آمده به او کمک کنیم.)

    • تارا :
      13 دی 93

      از شیخ بهایی پرسیدند:خیلی سخت می گذرد،چه باید کرد؟ شیخ گفت:خودت که می گویی سخت می گذرد،سخت که نمی ماند.پس خدا را شکر که می گذرد و نمی ماند…

    • تارا :
      13 دی 93

      در میان هر سیب،دانه ها محدود است… در دل هر دانه،سیب ها نا محدود… چیستانی است عجیب دانه باشیم نه سیب!!!

  10. محسن :
    13 دی 93

    عشق اول…
    کاش اون جمله ها همش اشتباه بود.

  11. میلاد061 :
    13 دی 93

    سلام اقا ادمین خسته نباشی. واقعا عالی بودن.
    مرسی.

  12. MOSLEM :
    13 دی 93

    با سلام بچه های عزیز انشالله که خوب باشید ممنون از ادمین محترم بابت این جملات والا و ارزشمند …. تشکر 🙂

    من یه داستانی رو از خواهرم شنیدم که اونم معلمشون بهشون گفته بود انشالله که من کلامی پس و پیش و یا نقطه ای اضافی به این متن وارد نکنم ولی خلاصه وار به شما هدیه خواهم کرد…
    ————————————————————-
    در سرزمینی پرندگان زیادی زندگی میکردن و به هر حال در این سرزمین هر قبیله ای باید یک کدخدا یا رئیس بالای سرشان باشد برای هدایت بهتر دیگران …خب در بقیه قبیله ها هم همینطور بود ….روزی کدخدا های قبیله ها و بقیه قبیله ها که منظور از (پرندگان) باشن رو در یک محل آوردند و گفتن که برای اتحاد بیشتر باید یک رئیس باشد ……همه تصمیم گرفتن که به دیدن سیمرغ در قله ی دماوند بروند و اورا رئیس همه ی قبایل کنند ولی راه را بلد نبودند و به همین خاطر فقط یک پرنده ای بود که آن مسیر را رفته بود و آن هم هدهد بود و هدهد را هم با خود بردند…….هدهد در ابتدا با همه شرط کردو گفت که راه دراز است و سخت آنهایی که نمی توانند بیایند نیاییند مشکلی ندارد……ولی خلاصه همه گفتن بله و ما می آییم ووو ….خلاصه در راه خسته شدن ِسرما زده شدن وووو خلاصه که هی کم شدن و هی کم شدن تا به دماوند رسیدن …وقتی وارد دماوند شدند هر چه گشتند که سیمرغ را پیدا کنند ولی دیدن سیمرغ نیست ……………. « در حالی که از آن همه پرنده فقط 30 پرنده زنده بودن …..در این حال هدهد گفت :سیمرغی در کار نیست سیمرغ خود شما هستید که همه ی سختی هارو تحمل کرده اید و ایمان خودرا بارور کردید و قوی وقوی تر ادامه دادید …..شما سیمرغید….. در هر حالی که باشید بچه ها ایمانتونو از دست ندید به هیچ وجه »
    —————————————————————-
    دختر کوچکی هر روز پیاده به مدرسه می‌رفت و بر می‌گشت.

    با اینکه آن روز صبح هوا زیاد خوب نبود و آسمان نیز ابری بود، دختر بچه طبق معمولِ همیشه، پیاده بسوی مدرسه راه
    افتاد.

    بعد از ظهر که شد، ‌هوا رو به وخامت گذاشت و طوفان و رعد و برق شدیدی درگرفت.

    مادر کودک که نگران شده بود مبادا دخترش در راه بازگشت از طوفان بترسد یا اینکه رعد و برق بلایی بر سر او بیاورد،
    تصمیم گرفت که با اتومبیل بدنبال دخترش برود. با شنیدن صدای رعد و دیدن برقی که آسمان را مانند خنجری درید، با
    عجله سوار ماشینش شده و به طرف مدرسه دخترش حرکت کرد.

    اواسط راه، ناگهان چشمش به دخترش افتاد که مثل همیشه پیاده به طرف منزل در حرکت بود، ولی با هر برقی که در
    آسمان زده میشد، او می‌ایستاد، به آسمان نگاه می‌کرد و لبخند می زد و این کار با هر دفعه رعد و برق تکرار می‌شد.

    زمانیکه مادر اتومبیل خود را به کنار دخترک رساند، شیشه پنجره را پایین کشید و از او پرسید: چکار می‌کنی؟ چرا
    همینطور بین راه می ایستی؟

    دخترک پاسخ داد: من سعی می‌کنم صورتم قشنگ بنظر بیاید، چون خداوند دارد مرتب از من عکس می‌گیرد!

    باشد که خداوند همواره حامی شما بوده و هنگام رویارویی با طوفان‌های زندگی کنارتان باشد. در طوفانها لبخند را
    فراموش نکنید!
    ————————————————————————————-
    http://www.uplooder.net/img/image/62/7bf9242eacf57498ee0204473500af31/112.jpg

  13. آرش :
    13 دی 93

    مهم این نیست که یک چیز را بدانید ،بلکه مهم این است که به آن باور داشته باشید …

  14. حسین :
    13 دی 93

    داستان “مسافرکش”

    مسافرکش بدون مسافر داشته می رفته، کنار خیابون یه مسافر مرد با قیافه ی مذهبی می بینه کنار می زنه سوارش می کنه. مسافر روی صندلی جلو می نشینه. یه دقیقه بعد مسافر از راننده تاکسی می پرسه: آقا منو می شناسی؟ راننده می گه: نه…
    راننده واسه یه مسافر خانم که دست تکون می داده نگه می داره و خانمه عقب می نشینه. مسافر مرد دوباره از راننده می پرسه: منو می شناسی؟ راننده می گه: نه. شما؟ مسافر مرد می گه: من عزرائیلم. راننده می گه: برو بابا! اُسکول گیر آوردی؟ یهو خانمه از عقب به راننده می گه : ببخشید آقا شما دارین با کی حرف می زنین؟ راننده تا اینو می شنوه ترمز می زنه و از ترس فرار می کنه…
    بعد زنه و مرده با هم ماشین رو می دزدند!

  15. حسین :
    13 دی 93

    .پیرمرد و دخترش

    دهقان پیر، با ناله می‌گفت: ارباب! آخر درد من یکی دو تا نیست

    با وجود این همه بدبختی، نمی‌دانم دیگر خدا چرا با من لج کرده

    و چشم تنها دخترم را«چپ» آفریده است؟! دخترم همه چیز را دو تا می‌بیند.

    ارباب پرخاش کرد و گفت: بدبخت! چهل سال است نان مرا زهر مار می‌کنی!

    مگر کور هستی، نمی‌بینی که چشم دختر من هم «چپ» است؟!

    دهقان گفت: چرا ارباب می‌بینم … اما … چیزی که هست،

    دختر شما همه‌ی این خوشبختی‌ها را «دوتا» می‌بیند

    … ولی دختر من، این همه بدبختی را … !

  16. حسین :
    13 دی 93

    اشتباه موردی

    کارمندی به دفتر رئیس خود می‌رود و می‌گوید: «معنی این چیست؟ شما 200 دلار کمتر از چیزی که توافق کرده بودیم به من پرداخت کردید.»

    رئیس پاسخ می دهد: «خودم می دانم. اما ماه گذشته که 200 دلار بیشتر به تو پرداخت کردم هیچ شکایتی نکردی. »

    کارمند با حاضر جوابی پاسخ می دهد: «درسته، من معمولا از اشتباه های موردی می گذرم اما وقتی تکرار می شود وظیفه خود می دانم به شما گزارش کنم.»

  17. حسین :
    13 دی 93

    ساعت ۳ شب بود که صدای تلفن پسری را از خواب بیدار کرد. پشت خط مادرش بود. پسر با عصبانیت گفت: چرا این وقت شب مرا از خواب بیدار کردی؟مادر گفت: ۲۵ سال قبل در همین موقع شب تو مرا از خواب بیدار کردی؟ فقط خواستم بگویم تولدت مبارک. پسر از اینکه دل مادرش را شکسته بود تا صبح خوابش نبرد..صبح سراغ مادرش رفت. وقتی داخل خانه شد مادرش را پشت میز تلفن با شمع نیمه سوخته یافت ولی مادر دیگر در این دنیا نبود..

  18. حسین :
    13 دی 93

    مردی مقابل گلفروشی ایستاده بود و می‌خواست دسته گلی برای مادرش که در شهر دیگری بود سفارش دهد تا برایش پست شود.
    وقتی از گل فروشی خارج شد، دختری را دید که روی جدول خیابان نشسته بود و هق هق گریه می‌کرد. مرد نزدیک دختر رفت و از او پرسید: «دختر خوب، چرا گریه می کنی؟»
    دختر در حالی که گریه می کرد گفت: «می‌خواستم برای مادرم یک شاخه گل رز بخرم ولی فقط ۷۵ سنت دارم در حالی که گل رز ۲ دلار می شود.» مرد لبخندی زد و گفت: با من بیا من برای تو یک شاخه رز قشنگ می خرم.

    وقتی از گلفروشی خارج شدند مرد به دختر گفت: مادرت کجاست؟ می خواهی تو را برسانم؟
    دختر دست مرد را گرفت و گفت: «آنجا» و به قبرستان آن طرف خیابان اشاره کرد.
    مرد او را به قبرستان برد و دختر روی یک قبر تازه نشست و گل را آنجا گذاشت.
    مرد دلش گرفت.. طاقت نیاورد، به گل فروشی برگشت، دسته گل را گرفت و ۲۰۰ مایل رانندگی کرد تا خودش دسته گل را به مادرش بدهد!

  19. sat :
    14 دی 93

    درود به همه
    راستش من هر وقت اینجا نظر گذاشتم ، بعدش منجر شد به بحث . واسه همین ترجیح میدم فقط نظرات دوستان رو بخونم ، اما الان فکر کردم که این جمله ها و داستان ها همه خوب و قشنگن اما توی دنیای این روزای هر کدوم از ما ها چقدر میتونن جامه عمل بپوشند ؟ یا توی زندگی همین حالای خود من چقدر تاثیر دارند؟
    بقیه رو نمی دونم ولی تو دنیای این روزای من این شعر بیشتر مصداق داره
    فردا کنار جاده ای از تشنگی مرد
    امیدها را اژدهای خستگی خورد
    ابری که کنج آسمان وهم رویید
    روی کویر واقعیت دید و پژمرد

  20. آرامش :
    20 دی 93

    ﻣﺮﺩﯼ ﺧﺪﻣﺖ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﻮﻣﻨﯿﻦ ﺣﻀﺮﺕ ﻋﻠﯽ(ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ) ﺭﺳﯿﺪ ﻭ ﻋﺮﺽ ﮐﺮﺩ:
    ﺍﺯ ﻫﻔﺘﺼﺪ ﻓﺮﺳﺨﯽ ﺁﻣﺪﻩ ﺍﻡ ﺗﺎ ﺍﺯ ﻫﻔﺖ ﻣﻄﻠﺐ ﺑﭙﺮﺳﻢ…
    ١) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺳﺖ؟
    ٢) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﻭﺳﯿﻊ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؟
    ٣) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﯾﺘﯿﻢ ﺿﻌﯿﻒ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؟
    ۴) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺁﺗﺶ(ﺟﻬﻨﻢ) ﮔﺮﻣﺘﺮ ﺍﺳﺖ؟
    ۵) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺯﻣﻬﺮﯾﺮ ﺧﻨﮏ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؟
    ۶) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎ ﻏﻨﯽ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؟
    ٧) ﭼﻪ ﭼﯿﺰﯼ ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ؟
    ﺣﻀﺮﺕ ﺍﻣﯿﺮﺍﻟﻤﻮﻣﻨﯿﻦ(ﻋﻠﯿﻪ ﺍﻟﺴﻼ‌ﻡ) ﻓﺮﻣﻮﺩﻧﺪ: “ﺗﻬﻤﺖ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﺑﯽ ﮔﻨﺎﻩ” ﺍﺯ ﺁﺳﻤﺎﻥ ﺑﺰﺭﮔﺘﺮ ﺍﺳﺖ،
    “ﺣﻖ” ﺍﺯ ﺯﻣﯿﻦ ﻭﺳﯿﻊ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ، “ﺣﺮﻑ ﺳﺨﻦ ﭼﯿﻨﺎﻥ ﻧﺰﺩ ﻗﺪﺭﺗﻤﻨﺪﺍﻥ” ﺍﺯ ﯾﺘﯿﻢ ﺿﻌﯿﻒ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ، “ﺣﺮﺹ ﻭ ﻭﻟﻊ” ﺍﺯ ﺁﺗﺶ ﮔﺮﻣﺘﺮ ﺍﺳﺖ، “ﺍﺣﺘﯿﺎﺝ ﻭ ﻧﯿﺎﺯ ﺗﻮ ﺑﻪ ﺑﺨﯿﻞ” ﺍﺯ ﺯﻣﻬﺮﯾﺮ ﺧﻨﮏ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ، “درون ﻗﺎﻧﻊ ﻭ ﺭﺍﺿﯽ” ﺍﺯ ﺩﺭﯾﺎ ﻏﻨﯽ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ
    و ” ﻗﻠﺐ ﮐﺎﻓﺮ” ﺍﺯ ﺳﻨﮓ ﻫﻢ ﺳﺨﺖ ﺗﺮ ﺍﺳﺖ.
    مستدرک ﺳﻔﯿﻨﻪ، ﺝ ۴، ص ۴۴١

    • آرامش :
      20 دی 93

      زمانبندی خدا بی نظیر است نه هیچگاه دیر نه هیچگاه زود………

      کمی بردباری می طلبد و ایمان بسیار اما ارزش انتظار را دارد….!!!!!

بستن تبلیغات
تعاونی لوسترسازان