دوستی ها – دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

  • Admin
  • 13 اردیبهشت 94
  • 16610 بازدید
  • ۳۷ نظر

اس ام اس تسلیت به مناسبت وفات حضرت زینب (س) 14 اردیبهشت 1394

پیامک های جدید و اشعار زیبا ویژه وفات زینب کبری (س) 15 ماه رجب 1436

اس ام اس تسلیت و پیامک های زیبا ویژه وفات حضرت زینب (س) 14 اردیبهشت 94

سرشارترین شعر خدایی، زینب
اسطوره ی طاقت و حیایی، زینب
تو زینت نقطه های بسم الله و
تفسیر فصیح کربلایی، زینب
سر قافله شام بلایی زینب
تو شیر زن کرب و بلایی زینب
وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

Doostiha-IR

زینب که نماینده بود زهرا را
بگرفته بدست رشته ی دلها را
از صبر خدائی است که با آن همه غم
شیرازه کند کتاب عاشورا را
وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

Doostiha-IR

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود
شیعه می پژمرد اگر زینب نبود
وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

Doostiha-IR

به سمت خلق نرو جلوه ی تو ربانیست..
نصیب قلب تو از زندگی پریشانیست..
سکوت گرچه نشان است بر نجابت زن
صدای خسته ی تو حجت مسلمانیست..

Doostiha-IR

زینبم نائبه الزهرایم
مادرم گفته که بی همتایم
بشنوید ارض و سما! آوایم
این حسینی که بُوَد، آقایم …
وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

Doostiha-IR

دلش دریای صدها کهکشان صبر
غمش طوفان صدها آسمان ابر
دو چشم از گریه همچون ابر خسته
ز دست صبر ِزینب، صبر خسته
وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

Doostiha-IR

زینب که بود عالم غم را خدای صبر
در غربت دیار ستم آشنای صبر
معنا گرفت ماتم عظمی چو جاگرفت
بر شانه‌های زینب کبری همای صبر

Doostiha-IR

زینبم یار آشنای توام
جای مانده ز کربلای توام
شعله سر می کشد ز ناله ی من
من عزادار نینوای توام

Doostiha-IR

زلف عفاف، رشته دامان زینب است
آیات صبر، پایه ی ایمان زینب است
ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار
این چار، درسِ طفلِ دبستان زینب است
وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

Doostiha-IR

صبر را معنا و مفهومی به نام زینب است
احترام عشق هم از احترام زینب است
داوری بنگر که در بیدادگاه شهر شام
با حسین همدست گشتن اتهام زینب است
مشت را کرده گره با هیبت و احساس گفت
این حسین فرمانده عالم، امام زینب است
گرچه بین بانوان زهرا مقام اول است
بعد زهرا رتبه ی برتر مقام زینب است

Doostiha-IR

در جهان مهر حقیقت زینب (س) است
مشعل صبح هدایت زینب (س) است
وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

Doostiha-IR

از کربلا تا شام غم احرام بسته
در حج خونینش سر از محمل شکسته
در سینه زینب که مجنون حسین است
دل نیست قلبش مشتی از خون حسین است
وفات حضرت زینب تسلیت باد

Doostiha-IR

صحن ِ چشمام پر از بارونه بارون
حال ِ زارم بازم محزونه محزون
پای صبرت دلم حیرونه حیرون
شیر زن کرببلا، مدد یازینب

Doostiha-IR

چشمه فریاد مظلومیت لب تشنگان
در کویر تفته جامی ماند، اگر زینب نبود
زخمه زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت
از طراز نغمه وا می ماند، اگر زینب نبود

Doostiha-IR

آنکه بر اهل جهان موی به مو کرد اعلان
اصل منظور شه کرب و بلا زینب بود
آنکه در حال اسیریش به نهضت پرداخت
شت خاتون ظفر با اسرا زینب بود

Doostiha-IR

گشت قربانی کعبه به منای شهدا
هستی اش را به خدا می کند اهدا زینب
در اسارت سخن از غیرت و آزادی
گفت اه و زاری نکند در بر اعدا زینب

ADs
در حال بارگزاری ...

۳۷ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. بارون :
    13 اردیبهشت 94

    نه تنها زینب از دین یاوری کرد
    به همت کاروان را رهبری کرد
    به دوران اسارت با یتیمان
    نوازشها به مهر مادری کرد

    وفات حضرت زینب(س) تسلیت باد

    *******

    زن مگو مرد آفرین روزگار
    زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
    زن مگو عرش خدا را قائمه
    یک محمد یک علی یک فاطمه

    وفات جانسوز عقیله بنی هاشم و عالم بدون معلم، حضرت زینب کبری تسلیت باد . . .

    • آرامش :
      13 اردیبهشت 94

      روایتى مشهور به «فاطمیات‏» در باب دوست داشتن آل محمد که بااین اسناد نقل شده است: «… عن فاطمه بنت السجاد على بن الحسین زین العابدین علیه‌السلام عن‏فاطمه بنت ابى عبد الله الحسین علیه‌السلام عن زینب بنت امیر المؤمنین علیه‌السلام عن فاطمه بنت رسول الله صلی‌الله‌علیه‌و‌آله قالت:
      الا من مات على حب آل محمد مات شهیدا» «آگاه باشید هر کسى که ‏بر دوستى آل محمد بمیرد، شهید است.»
      http://old.ido.ir/myhtml/article/1387/m04/13870428011.jpg

  2. آرامش :
    13 اردیبهشت 94

    بر آل عبا تو نور عینی زینب

    تو پشت و پناه عالمینی زینب

    در فضل و شرافتت همین بس باشد

    اینکه تو شریکه الحسینی زینب

    *

    خورشید نجابت و ادب یا زینب

    با فضل و وقار، منتجب یا زینب

    در اوج شکوه مثل کوهی بانو

    هستی تو عقیله العرب! یا زینب

    *

    ای آینه عصمت زهرا! زینب

    در صبر و وفا بدون همتا! زینب

    تو محرم رازهای مولا بودی

    چون فاطمه ای ام ابیها! زینب

    *

    تو مهر قبول کربلایی زینب

    زهرای بتول کربلایی زینب

    ای وارث نهضت حسین بن علی!

    در شام، رسول کربلایی زینب
    « وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد »

  3. حسین :
    13 اردیبهشت 94

    زینب آخر این شبِ تاریک را سر می‌کند
    یاد از یاس و شقایق، یا صنوبر می‌کند
    این وداعِ آخر و جان دادنِ بانوی عشق
    عاقبت وصل حسینش را میّسر می‌کند
    وفات بزرگ بانوی کربلا، حضرت زینب کبری سلام الله علیها را تسلیت عرض میکنیم.

    ۲. ای زینب(س)
    تو کوه صبر باشی و من نگاهم به بی صبرانی باشد که ادعای اسوه بودن دارند ؟!
    تو فرمانبردار امام خویش باشی و من غافل از امام حاضر و حیّ خود باشم ؟
    یاری ام کن!
    کمکم کن تا تو را الگوی زیستنم بدارم و بدانم
    یاری ام کن تا چنان باشم که با امام خویش بودی…

  4. حسن :
    13 اردیبهشت 94

    مگر میشود بی تو هم زندگی کرد؟
    وَ محض رضای خدا بندگی کرد
    فقیر دوعالم شده آنکسی که
    بدون غمت حس دارندگی کرد

    عجب آه سردی،عجب روزگاری
    مگر میشود ابر باشی نباری
    من وآه و غربت،من و دور بون
    و این کهنه پیراهن یادگاری

    گلستان بجز تو خلیلی ندارد
    و این زنده ماندن دلیلی ندارد
    دلم قتلگاهی به عمق وجود است
    اگرچه دگر اسمعیلی ندارد

    اگر صحنه ی قتل را دیده باشی
    وَ روی تنی ردپا دیده باشی
    تجسم بکن حال من را بدانی
    که یک نیزه را در دوجا دیده باشی
    .
    .
    .
    .
    شهادت علیا مخدره حضرت زینب سلام الله علیها تسلیت باد…

  5. حسن :
    13 اردیبهشت 94

    شیعه دارد آبرو زیرا دلش بازینب است
    آبرو دار حقیقی در دو دنیا زینب است
    راه ما راه حسین ومقصد ما کربلاست
    افتخار و اعتبار مکتب ما زینب است

    با وقار و با صلابت -کن صدایت را بلند
    چون که رمز اقتدارما دم یازینب است

    چشم او غیر”حسین ابن علی”چیزی ندید
    روشنی “ما رأیت الا جمیلا” زینب است

    هاله ای ازنور دورش را همیشه میگرفت
    آری آن مستوره ی دور از تماشا زینب است

    آنکه ازحجب وحیا و پاکی وشرم وعفاف
    چشم همسایه ندیده سایه اش رازینب است

    خم به ابرویش نیامد بین طوفان بلا
    آنکه صبراز دست او افتاد از پازینب است

    آنکه باآن خطبه ی غرای خود یکباره کرد
    مردمان کوفه راگریان و رسوازینب است

    حجت خلق خدا را باوجودش حفظ کرد
    آنکه بااحیاگری اش کرد غوغا زینب است

    آنکه عصر واقعه با آن همه داغ عزیز
    دشمنان رابرد از رو ماند برجا زینب است

    • حسن :
      13 اردیبهشت 94

      تصاویر زیبا از حرم خانم جان حضرت زینب (س)
      .
      .
      .
      http://alkafeel.net/photos/largeImage/208282-z.jpg
      http://alkafeel.net/photos/largeImage/573695-IMG_9665.jpg
      http://alkafeel.net/photos/largeImage/196331-10.jpg
      http://alkafeel.net/photos/largeImage/642170-IMG_5957.jpg
      http://alkafeel.net/photos/largeImage/378008-IMG_9720.jpg

  6. حسن :
    13 اردیبهشت 94

    دوست داشتم ، قلمم قدرت بیان قَدرت را داشت تا بنویسم از امیر ِ قافله‌ی عصر روز دهم !

    نماز شب ِ نشسته ات برای شفاعت عالم بس است ، نیست ؟

    بازی روزگار ست که مارا هم مرد صدا می زنند… یا نه!

    خانمی ِ شماست که مارا هم مرد صدا می زنند خانم…

    و زن اگر که توئی ما کداممان مردیم ؟

    از کوچکی مثل من ، نوشته ای بر نمی آید برای توصیف شما ،

    نه متن نوشتنم خوب است که خط به خط از بزرگوارتیان بنویسم نه آن قدر بلدم که مینیمالش کنم و کوتاه بگویم از عظمت شما !

    فقط خواستم فردایی پس فردایی ، شلوغ که شد ، بین آن شلوغی و همهمه ، دست خالی نباشم ، به اندازه ی همین چند خط

    از من هم قبول کن خانم ، کم است و نا چیز ، مثل خودم ، کم و ناچیز ، منت بگذار و این را قبول کن…

    عوض ِ پسرانتان که نبوده اند برایتان عزاداری کنند ، از ماهم قبول دختر عـلـــی ، بنت الحیدر ، زینب بنت الحیدر…

    • حسن :
      13 اردیبهشت 94

      خدا به هیبت یک زن فرود می آید

      و نسل سینه زنان به وجود می آید

      و زن اگر که توئی ما کداممان مردیم ؟!!!

      اگر تو روح زنی زن پرست میگردیم

      دوباره طرح تو در ذهن من مجسم شد

      برایم آیهء توحیدی ات مسلم شد

      در آسمان عدم دو سه قطره از اشکت

      به خاک پست نبودن چکید و آدم شد

      شب تولد تو گریه بر حسینم چیست؟!

      گمان کنم که از امشب ، شب محرم شد

      تو ظهر فاجعه یک لحظه چشم خود بستی

      زمین برای اهالی چونان جهنم شد

      غروب کرب و بلا عشق شد پراکنده

      و بعد با زدن نبض تو منظم شد

      تو گریه دار ترین شعر شاعران غمی

      تو عمق آخر دریای بی کران غمی

      تو هر چقدر غمی باز شکل لبخندی

      و با شکوه تر از قله دماوندی

      تو از غزل بوجود آمدی ترانه شدی

      تو اوج مرثیه بودی و جاودانه شدی

      تو فاطمه، تو علی، تو پیمبری بانو

      تو مجتبی، تو حسینی تو محشری بانو

      تو انتشار شمیم نجیب شب بوها

      سحر که شد تو اذان معطری بانو

      برای اهل صفا آن دو رکعت جسمی

      که از هزار رکعت با صفا تری بانو

      بیا و آخر این شعر را خودت بنویس

      برای اینکه خودت حرف آخری بانو

      شعر از هادی جانفدا

  7. سید :
    13 اردیبهشت 94

    سلام فونت شعر زیر عکس چیه؟

  8. حسن :
    13 اردیبهشت 94

    یاد و خاطره شهدای مدافع حرم هم گرامی باد…
    .
    .
    .
    ما سینه زنان، در غم دیدار دمشقیم

    شوریده بازار علمدار دمشقیم

    با خون جگر در وسط سینه نوشتیم

    تا کرببلا هست، گرفتار دمشقیم

    هم شیعه طوفان زده فاطمه هستیم

    هم شیعه گریان و عزادار دمشقیم

    ما را بنویسید مسلمان اباالفضل

    ما را بپذیرید، که تبدار دمشقیم

    تا زینبیه فاصله داریم اگر چه

    همسایه دیوار به دیوار دمشقیم

    آب و گل ما را ز همین خاک سرشتند

    پس تا اَبدُالدَّهر، بدهکار دمشقیم

    شمشیر دفاع از حرم، این اشک روان است

    از روز ازل چشم گوهربار دمشقیم

    هر جا که حرم هست، یقیناً خبری هست

    تا کرببلا هست، مرا چشم تری هست

    • حسن :
      13 اردیبهشت 94

      یک بار دگر حرم حرم خواهد شد

      مانند قدیم محترم خواهد شد

      تا صحن تو گر پای جسارت برسد

      با تیغ یدالله قلم خواهد شد

      ****

      از حنجره ی خسته ی تو می ترسند

      از دست به غل بسته ی تو می ترسند

      هر ترکش خمپاره به گوشم می گفت

      از سایه ی گلدسته ی تو می ترسند

      ****

      سرباز بصیر مکتب الاحرارم

      در فتنه ی آخر الزمان بیدارم

      جان بر کف زینبیه ام میگویم

      از توله سگان سلفی بیزارم

      ****

      کم مانده که احساس حقارت بکند

      دیگر چه رسد فکر شرارت بکند

      باید ز روی جنازه مان رد بشود

      خواهد به حریم تو جسارت بکند

    • حسن :
      13 اردیبهشت 94

      تشییع شهید مدافع حرم محسن کمال دهقان

      http://hw5.asset.aparat.com/aparat-video/20f5a66c4056184a37916ba7713418fa2364354-240p__56384.mp4

  9. حسن :
    13 اردیبهشت 94

    پهن کن بستر مرا امروز

    گوشه ای از حیاط بی زحمت

    تا بتابد کمی به من خورشید

    مثل آن روز پر غم و محنت

    بهتر از هرکسی تو میدانی

    غصه ام بهر چیست، عبدالله

    همسر خوب من حلالم کن

    زینبت رفتنیست، عبدالله..

    آب دیدم، دوباره آب شدم

    گرچه بگذشته آب از سر من

    تا نمردم ز خجلت اصغر

    ببر این آب را تو از بر من

    کاملا واضح است اینکه دگر

    بیش از این زنده من نمی مانم

    وقت رفتن رسیده عبدالله

    ساعت آخر است میدانم

    میروم لیکن از محالات است

    جلوه ی ذات من افول کند

    بچه هامان شدند نذر حسین

    از من و تو خدا قبول کند

    اشک ماتم نریز همسر من

    دست از این اشک و زاریت بردار

    بیقراری مکن سلامت را

    برسانم به جعفر طیار؟

    میروم تا به حشر عزادار

    غربت شاه بی سرم باشم

    میروم جمعه ها به کرب و بلا

    من کمک حال مادرم باشم

    یک بیابان که بود کرب و بلا

    کربلا نه بگو پریشانی

    دور تا دورمان پر از دشمن

    هشت روزی شدیم زندانی

    از صدای مهیب هلهله ها

    نگرانی ما عیان گردید

    بدن کودکان ما از ترس

    داخل خیمه گاه می لرزید

    بخدا بعد کربلا من به

    غم آن تشنه لب اسیر شدم

    لطف کردی تحملم کردی

    چند ماهی که پیرِ پیر شدم

    غصه ی شام و کوفه پیرم کرد

    یک جهان ظلم و جور و نامردی

    در مدینه میان آن خیمه

    از چه من را به جا نیاوردی؟

    تو که مجروح جنگی عبدالله

    قاسم و عون و جعفری هم نیست

    هر دو فرزند ما شهید شدند

    و ابالفضل و اکبری هم نیست

    زیر تابوت را که میگیرد؟؟

    همه که رفته اند تنهایی

    تو که هستی ولی خودت بند

    کفنم را ببند، تنهایی!

    من فقط فکر آن زمانم که

    وقت دفنم چه چاره ای داری

    محرمی نیست تا کمک بدهد

    تن من را به خاک بسپاری

    راستی گفته ام که عاشورا

    تا به گودال خون دویدم من؟

    پس یقینا حسین می آید

    موقع احتضار و جان دادن

    همه ی دلخوشی من این است

    که رخش را دوباره می بینم

    چه رخی؟ وای خانه ی خولی!

    سوختم پا به پای یاسینم

    جامه ی غرق خون شاهم را

    با خودم میبرم،خداحافظ

    دست حق یارو یاورت باشد

    با وفا همسرم،خداحافظ…

  10. حسن :
    13 اردیبهشت 94

    کنج حیاط خانه ی خود،بین بسترش

    بانو رسیده بود به ساعات آخرش

    خیره به گوشه ای شده بود و یکی یکی

    رد می شدند خاطره ها از برابرش

    خورشیدوار … در تب گرمای شهر شام

    می سوخت آسمان ز نفسهای آخرش

    همراه هر نفس زدنش، آه می کشید

    آن کهنه یادگاری خونین دلبرش

    هر روز ؛روضه داشت حسینیه ی دلش

    این مدّتی که بود بدون برادرش

    یک سال و نیم میل تبسّم نکرده بود

    از خنده رو گرفت ، لب روضه پرورَش

    یک سال و نیم با عطش آن کویر سُرخ

    دریای اشک بود دو تا دیده ی ترش

    یک سال و نیم بود که خونابه می چکید

    گاه از کنار روسری اش ؛ گاه از پرش

    یک سال و نیم بود که او آب رفته بود

    یعنی که بیشتر شده بود عین مادرش

    یک سال و نیم غیر کبودی و زخم و درد

    چیزی دگر نبود در اعضای پیکرش

    وقت سفر چقدر غریبانه پر کشید

    مثل حسین سرور و سالار بی سرش

  11. Naapelon :
    14 اردیبهشت 94

    زینب زینب زینب
    کنر حیا زینب
    کان وفا زینب
    زینب زینب زینب
    درد آشینا زینب
    غرق بلا زینب
    غم قهرمانی
    زهرا نشانی
    ای روح با ایمان
    جانیم سنه قوربان
    زینب زینب زینب
    سرگشته ی دوران
    آواره ی طوفان
    زینب زینب زینب
    حفظ عهد و پیمان
    شیر شه مردان
    ینب زینب زینب
    محبوبه ی جانان
    قرآنینه قوربان
    زینب زینب زینب
    شمشیر دو پهلو دان
    برنده بیان زینب
    زینب زینب زینب
    قارداش باشونین قانی
    زولفینده آراران زینب
    زینب زینب زینب
    صحرای مصیبت ده
    غمنن قوجالان زینب
    زینب زینب زینب
    قارداش باشونین قانی
    زولفینده حنا زینب
    زینب زینب زینب پ
    یمان حق مظهر
    قرآنه او لان یاور
    زینب زینب زینب
    حجب و ادبه مظهر
    شأن و شرف منبر
    زینب زینب زینب
    دائم گوزی قان یاشلی
    باشینده قارا معجر
    زینب زینب زینب
    زهراسی اولن گوندن
    آماج بلا زینب
    زینب زینب زینب
    تعبیر رسا زینب
    تسبیح خدا زینب
    زینب زینب زینب
    محراب عبادت ده
    تفسیر دعا زینب
    زینب زینب زینب
    پرونده ی خونین
    شاه شهدا زینب
    زینب زینب زینب
    محکم سوزی اوستونده
    مردانه دوران زینب
    زینب زینب زینب
    کاخ ستم و ظلمی
    قل باغلی یخان زینب
    زینب زینب زینب
    چوخ قمچی دگن باشی
    محمل ده یاران زینب
    زینب زینب زینب
    یولاردا پرستاری
    حب الاسرا زینب
    زینب زینب زینب
    سر قافله نهضت
    اوز نهضتنه قیمت
    زینب زینب زینب
    اول ده گورن عزت
    اخر دا چکن ذلت
    زینب زینب زینب
    جان سینه ده سوینردی
    وای بختی قرا زینب
    زینب زینب زینب
    هم نایب زهرایه
    هم دینی ن پیرایه
    زینب زینب زینب
    اغزندا شیرین سوزلر
    غمنن دولانان باید
    زینب زینب زینب
    ایستکلی رقیینن
    قلبی اولا همسایه
    زینب زینب زینب
    جانیدا دینین اوسته
    ارزانی ورن زینب
    زینب زینب زینب
    غوربت اولن یالقوز
    محتاج کفن زینب

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      عشق با زینب (س) تبانی کرده است
      رنگ گل را ارغوانی کرده است
      هست عشق دلبریت ، عشق او
      صبر زانو می زند در پیش او

  12. Naapelon :
    14 اردیبهشت 94

    زینب کبری (س) به دنیا آمده بود تا صبر و شکیبایی را از حضور خویش شرمسار کند.

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      زن مگو مرد آفرین روزگار
      زن مگو بنت الجلال اخت الوقار
      زن مگو عرش خدا را قائمه
      یک محمد یک علی یک فاطمه

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      زلف عفاف، رشته دامان زینب است
      آیات صبر، پایه ی ایمان زینب است
      ایثار و پـاکدامنی و عزم و اقتدار
      این چار، درسِ طفلِ دبستان زینب است

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      از کربلا تا شام غم احرام بسته
      در حج خونینش سر از محمل شکسته
      در سینه زینب که مجنون حسین است
      دل نیست قلبش مشتی از خون حسین است

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      دارد از روز ازل دیده بینا زینب
      عشق را کرده به نه کنگره معنا زینب
      اولین صابره ارض و سما باشدو بس
      علم پیغمبری آموخت ز طاها زینب

  13. Naapelon :
    14 اردیبهشت 94

    یا زینب که میگم تو دلم میشه طوفان
    یا زینب یعنی یک ختم قرآن
    یا زینب از ته بگو جان
    یا زینب یا زینب
    یا زینب شور و ظغیان دریاست
    یا زینب که میگم وارث بی بی زهراست
    یا زینب یا زینب
    حق منصب همیشه مقرب
    دلم شده هر شب هوایی زینب
    حق دارم بگم نوکر یارم
    فقط شده کارم گدایی زینب
    بی بی مه بی بی مه
    شده ام در لوای زینب بیمه

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      مکتب صبر را در این عالم
      غیر تو نیست مقتدا زینب
      ز آنکه آموختی هزاران درس
      در بر دخت مصطفی، زینب

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      نه تنها زینب از دین یاوری کرد
      به همت کاروان را رهبری کرد
      به دوران اسارت با یتیمان
      نوازشها به مهر مادری کرد . . .

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      کربلا دارالنعیم زینب است
      کعبه خود تحت حریم زینب است
      عمر زینب فخر مولا بود و بس
      او به زهرا المثنی بود و بس

  14. Naapelon :
    14 اردیبهشت 94

    زینبم نائبه الزهرایم
    مادرم گفته که بی همتایم
    بشنوید ارض و سما! آوایم
    این حسینی که بُود، آقایم

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      در عصر به خون نشسته ی عاشورا
      سرچشمه اى از صبر خدایى زینب
      ای کاش فراغتی فراهم می شد
      از وسعت دردهای تو کم می شد
      این بار مصیبتی که بر شانه توست
      ایوب اگر داشت قدش خم می شد

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      تمام زمین وزمان بر کربلا می‌گریند و تمام کربلا بر زینب(س)

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      سینه عریان حسین بی کفن
      رخ کبودان عزای زینبیم
      آخر مجلس به وقت شور عشق
      سوی مقتل در قفای زینبیم

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      گل زینب ای وفالی
      خواهر گدیر حسینین
      یاتدی علم داغلدی
      لشکر گدیر حسینین
      سن سن باجی شریک
      غم کربلا چلونده
      ادمیم اولونجه دوشمز
      بیلم قالار دیل اوسته
      گاهی الین باشیندا
      گه الرین بلنده
      ایلر منی مکدر
      غم لر گدیر حسینیم

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      زینب آخر این شبِ تاریک را سر می‌کند
      یاد از یاس و شقایق، یا صنوبر می‌کند
      این وداعِ آخر و جان دادنِ بانوی عشق
      عاقبت وصل حسینش را میّسر می‌کند

  15. Naapelon :
    14 اردیبهشت 94

    حق اخت الحسین بودن را
    خوب آورده ای به جا زینب
    نهضتی کز حسین شد آغاز
    تو رساندی به انتها زینب

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      ما گرفتار بلای زینبیم
      ما حسینی از عطای زینبیم
      تا خدا بر ما عنایت می کند
      ماگدای هر گدای زینبیم

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      حسینم واحسین گفت و شنودم
      زیارت نامه ام جسم کبودم
      چه در زندان، چه در ویرانه شام
      دعا می خواندم و یاد تو بودم

    • Naapelon :
      14 اردیبهشت 94

      برای هر بلا آماده بودم
      چو کوهی روی پا استاده بودم
      اگر قرآن نمی خواندی برایم
      کنار نیزه ات جان داده بودم

  16. علیرضا :
    15 اردیبهشت 94

    دلش دریای صدها کهکشان صبر
    غمش طوفان صدها آسمان ابر
    دو چشم از گریه همچون ابر خسته
    ز دست صبر ِزینب، صبر خسته
    وفات حضرت زینب (س) تسلیت باد

بستن تبلیغات
الفبای سفر