دوستی ها – دانلود فیلم، سریال و انیمیشن

  • Admin
  • 22 مهر 1394
  • 22217 بازدید
  • ۱۹ نظر

اس ام اس و پیامک های تسلیت به مناسبت فرا رسیدن ماه محرم 1394

مجموعه جملات زیبا و اشعار دلنشین ویژه ماه محرم الحرام 1436

اس ام اس تسلیت ماه محرم,اشعار ویژه ماه محرم 94,جملات زیبا مخصوص ماه محرم,پیامک های ماه محرم 1436

از غم بی کسی ات حوصله سر می آید
دست و پا میزنی و خون به جگر می آید
در قدوم تو سر انداختن و جان دادن
به خدا از من عاشق شده بر می آید

Doostiha

طفلی اگر بزرگ شود با کریم ها
یک روز میشود خودش از کریم ها
عبدلله حسین شدم از قدیم ها
دل میدهند دست عمو ها یتیم ها

Doostiha

شیعیان دیگر هوای کربلا دارد حسین
روی دل با کاروان کربلا دارد حسین
از حریم کعبه جدش به اشکی شست چشم
مروه پشت سر نهاد٬ اما صفا دارد حسین

Doostiha

چیست این ناله؟ عزا، بهرِ که؟ از آنِ حسین
جان و دل چون شود این ماه؟ به قربانِ حسین

Doostiha

سینه ام سوخت، دلم غم آمد
دیده ام اشک ز ماتم آمد
سببِ خون دلم پرسیدم
مادرم گفت محرم آمد

Doostiha

دل دمادم نینوایی می شود
بار دیگر کربلایی می شود
موسم ماه محرم می رسد
دل به یکباره هوایی می شود

Doostiha

از اوّل زندگی ام اسمت و فریاد می زنم
وقتی محرم می رسه گریه کنان داد می زنم
از اوّل زندگی ام عشق تو حاصلم شده
روضه ی دشت کربلا بدجوری قاتلم شده

Doostiha

ای هلال خون دوباره سر زدی
ای محرم بار دیگر آمدی
زخم دل با دیدنت کاری شده
خون به دامان افق جاری شده

Doostiha

خبر آمد ز مهی بوی خدا می آید
ماه داغ دل ما غرق نوا می آید
دل ببازید عزیزان که زمان الم است
ماه اشک و الم و کرب و بلا می آید

Doostiha

بین اشک این چشمای من
ببین بغض این شبهای من
پشیمونم که گفتم  آقا
بیا کوفه ای مولای من
ذکر وداع من امشب میا حسین

Doostiha

صدای دسته ی زنجیرزن، غمی در من
و شعله می کشد اکنون جهنمی در من
شب است و از همه سو خیمه می زند اندوه
که تا بنا شود از نو محرّمی در من

Doostiha

دل من گرفته باز محرمه محرمه
فصل گریه ها و فصل ماتمه محرمه
خیمه ی عزا رو توی دلها بر پا بکنیم
معجر سوخته ی عمه پرچمه محرمه

Doostiha

دلی که سینه زن هر شب محرم شد
صدای هر تپشش ذکر یا حسینَم شد
به یاد غربت یک لحظه تو این گونه
بساط گریه هر روز من فرا هم شد

Doostiha

ماه عشق و عاشقی آمد ز راه
صاحب دلهای پر غم، ماه من
در تمام سال، از داغ حسین
روی چشمت هست  شبنم، ماه من

Doostiha

اگر چه مثل محّرم نمی شوم هرگز
جدا ز روضه و ماتم نمی شوم هرگز
مرا ببخش مرا چون که خوب می دانم
که توبه کردم و آدم نمی شوم هرگز

Doostiha

ماه خون، ماه اشک، ماه ماتم شد / بر دل فاطمه، داغ عالم شد
محرم آمد و ماه عزا شد / زمین کربلا ماتم سرا شد
فرا رسیدن ایام عزای حسینی تسلیت باد…

Doostiha

ای تـیر، خـطا کـن! هـدفــت قــلب ربـاب اسـت
یـا حـنـجره سـوخـتـه تـشنـه آب ؟
کـوتـاه بـیا تـیر سـه شـعـبه، کـمی آرام . .
ای قـوم ظـالم حـداقـل کـم کـنـید هـلـهـله هـا را. .
کـشـتن شـش مـاهـه کـه هـوار نـدارد

Doostiha

مدتی هست که زخم دل من خورده نمک
از کس و ناکس و بیگانه شنیدم متلک
رَحمهُ الّٰله عَلَی الحُبَّ حُسینِ بنِ عَلی
سر ارباب سلامت،حرف مردم به درک
باز هم چشم به راهم که مُحرّم برسد..
بوی اسپند عزایش به مشامم برسد…
کاش امسال، مُحرّم به دعای زهرا (س)
خبرآمدن منجی عالم برسد…
اللهم عجل لولیک الفرج

Doostiha

سلام ما به محرم، به غصه و غم مهدی
به چشم کاسه خون و به شال ماتم مهدی
سلام ما به محرم، به شور و حال و عیانش
سلام ما به حسین و به اشک سینه زنانش…
عرض تسلیت و التماس دعا

Doostiha

مامور قبض روح خدا، دور ما نگرد / ما کربلا ندیده به تو جان نمی دهیم

Doostiha

مادَرِ آب کجایی پسرت آب نَخورد
پِدَرِ خاک کجایی پسرت خاک نشد…
السّلامُ عَلَیکَ یا أباعَبدِال‍ّلهِ الحُسَین

Doostiha

در خــیمه صدای آب آب افتاد
در سینه زینـب اضطراب افتاد
یک دســت میان راه آب افتاد
یک دسـت به عشـــق آفتاب افتاد
یــا بــاب الحوائـــج…

Doostiha

دست من و تو نیست اگر نوکرش شدیم
خیلی حسین زحمت ما را کشیده است
التماس دعا

Doostiha

آبرویم را بگیر و آب رویم را نگیر
گریه ام وقتی نمیگیرد خجالت میکشم…
روسیاهم یا سیدالشهدا

Doostiha

شده ماه محرم سرت سلامت فاطمه (س)،
مه اشک است و ماتم سرت سلامت فاطمه (س)؛
خون روان از دوعین است، مه قتل حسین (ع) است.

Doostiha

شده عالم سیه پوش از داغ هفتاد و دو تن،
میشود خاک صحرا بر یوسف زهرا کفن؛
رسد از باغ جنت با چشم گریان فاطمه (س)،
گهی آید درگودال گاهى کنار علقمه.

Doostiha

قلبها برای آرامش دستها برای حک کردن عشق بر روی سینه
عقل در انتظار جنون نفس ها به شماره افتاده
آری “محرم” آمده…

Doostiha

آنان که به گوش دل شنیدند تو را
رفتند و به پای دل رسیدند تو را
آن کوردلان که بر دلت تیر زدند
دیدند تو را، ولی ندیدند تو را
ایام سوگواری حسینی تسلیت باد

Doostiha

چـه خـستـگی ای بـهتر از خـستـگیه بـعد از داربـست و سیـاهی زدن؟
چـه دردی بـهتر از درد سر شونـه هــا بــعد از زنــجـیر زدن؟
نــوکـری شغل شریـفیست، گـر تـو اربـاب بـاشی …

Doostiha

صد بار خوانده ای و دوباره بخوان، کم است
دنیا اگر تمام شود روضه خوان، کم است
دیدار ما قیامتیان، هیئتِ بهشت
اینجا برای سینه زدن، جایمان کم است…
التماس دعا

دانلود مداحی,کارت پستال,شهادت امام حسین (ع),تاسوعا,عاشورای حسینی

۱۹ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. حسین :
    14 اکتبر 15

    بهشت صرفا زیر پای مادران نیست !

    می تواند زیر پای پدران هم باشد
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    آدرس:

    کربلا
    ۶گوشه
    پائین پای ابا عبدالله(ع)

    • حسین :
      14 اکتبر 15

      کسی که امام زمان خودش را نشناسد در زمان جاهلیت مرده است
      یا مهدی(ع)حسین را کسانی کشتند که امام زمان خود را نشناختند
      یا مهدی
      یامهدی
      یا مهدی
      کمک کن محرم نزدیکه وقتی برای امام حسین گریه میکنم
      تورا بشناسم وفقط ظهورتورا بخواهم

    • حسین :
      14 اکتبر 15

      مـی دونـین مـعـجـزه آقـام حـسـیـن چـیـه ؟ ایـنه کـه 1400 سـال بـعـد شـهـادتـش،تـو خـطـرنـاک تـریـن کـشـور دنـیـا کـه یکی ازخـطـرنـاک تـرین گـروه تـروریـستـی(داعـش) تـوش فـعـالـه بـیـش از 20 مـیـلیـون آدم مـیـرن زیـارتـش اونـم پـای پـیـاده بـی هـیـچ تـرس و واهـمـه ای و بـا عشق حسین(ع) . . .

  2. آرامش :
    14 اکتبر 15

    یااباعبدالله ….

    من زخودهیچ ندارم که به ان فخرکنم

    هرچه دارم همه ازنوکری خانه توست

    جزدرخانه توهیچ کجاخیری نیست

    هرچه خیراست حسین جان به
    درخانه در توست…

    • آرامش :
      14 اکتبر 15

      روی دستش “پسرش” رفت ولی “قولش نه”
      نیزه ها تا “جگرش” رفت ولی “قولش نه”

      این چه خورشید غریبی است که با حال نزار
      پای “نعش قمرش” رفت ولی “قولش نه”

      شیر مردی که در آن واقعه “هفتاد و دو” بار
      دست غم بر “کمرش” رفت ولی “قولش نه”

      هر کجا می نگری “نام حسین است و حسین”
      ای دمش گرم “سرش” رفت ولی “قولش نه”

  3. آرامش :
    14 اکتبر 15

    ﺑﻨﻮﯾﺴﯿﺪ ﻣﺮﺍ مستِ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ
    ﮔﺮﯾﻪ ﮐﻦ؛عاشقِ دربستِ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍلله
    ﻣﻦ ﮐﻪ ﺍﺯ ﻣﺎﺩرِ ﺧﻮﺩ ﺗﺎ ﺑﻪ ﺍﺑﺪ ﻣﻤﻨﻮﻧﻢ
    ﮐﻪ ﺳﭙﺮﺩﻩ ﺳﺖ ﻣﺮﺍ دستِ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ
    ﭘﺪﺭﻡ ﯾﺎﺩ ﺑﻪ ﻣﻦ ﺩﺍﺩ ﺣﺴﯿﻨﯽ ﺑﺎﺷﻢ
    ﻧﻮﮐﺮﺵ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﭘﺎبستِ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ
    ﺑﻪ یلِ ﺍﻡ ﺑﻨﯿﻦ،ﺣﻀﺮﺕ ﻋﺒﺎﺱ ﻗﺴﻢ
    ﻫﺴﺖ،هستیِ ﻣﻦ ﺍﺯ هستِ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ
    ﻫﺮ ﮐﺠﺎ ﺣﻮﺭ ﻭ ﻣﻠﮏ ﺑﻮﺩ ﮐﻪ ﺟﻨﺖ نبُوَد
    ﺟﻨﺖ ﺁﻧﺠﺎﺳﺖ ﮐﻪ ﺑﻨﺸﺴﺘﻪ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ
    ﺑﺎﺭﻫﺎ ﮔﻔﺘﻪ ﺍﻡ ﻭ ﺑﺎﺭ ﺩﮔﺮ ﻣﯿﮕﻮﯾﻢ
    نوکرم،نوکرِ دربستِ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ

    بأبی أنت واُمی و نفسی یا اباعبدالله….
    یاابوالفضل العباس(ع)

    • آرامش :
      14 اکتبر 15

      خیمه ماه محرم زده شد بر دل ما …
      باز نام تو شده زینت هر محفل ما …
      جز غم عشق تو ما را نبود سودایی…
      عشق سوزان تو آغشته به آب و گل ما ….
      السلام علیک یا ابا عبدالله
      ایام سوگواری سیدالشهدا (ع)بر همگان تسلیت باد

  4. ملکان :
    14 اکتبر 15

    فرا رسیدن ماه محرم الحرام و ایام سوگواری سید و سالار شهیدان را به همه شیعیان جهان تسلیت می گویم

  5. ميقات :
    15 اکتبر 15

    “حسین جان ”

    دوباره مثل همیشه خجالتم دادی…
    برای عرض ارادت لیاقتم دادی…

    تعجبم توکجا این حقیرساده کجا…
    همیشه گفته ام آقا تو عزتم دادی…

    همین که خط نکشیدی به نام من ممنون…
    چه شدکه این همه شوق ارادتم دادی …

    وفا ندیده ای ازمن قبول اما …
    خودت به رحمت شاهانه عادتم دادی…

    السلام علیک یا اباعبدالله الحسین علیه السلام

    • ميقات :
      15 اکتبر 15

      ببخشید یکم طولانیه اما زیباست:

      خواب بودم، خواب دیدم مرده ام/
      بی نهایت خسته و افسرده ام/
      تا میان گور رفتم دل گرفت/
      قبر کن سنگ لحد را گل گرفت/
      روی من خروارها از خاک بود/
      وای، قبر من چه وحشتناک بود!
      بالش زیر سرم از سنگ بود/
      غرق ظلمت، سوت و کور تنگ بود/
      هر که آمد پیش، حرفی راند و رفت/
      سوره ی حمدی برایم خواند و رفت/
      خسته بودم هیچ کس یارم نشد/
      زان میان یک تن خریدارم نشد/
      نه رفیقی، نه شفیقی، نه کسی/
      ترس بود و وحشت و دلواپسی/
      ناله می کردم ولیکن بی جواب/
      تشنه بودم، در پی یک جرعه آب/
      آمدند از راه نزدم دو ملک/
      تیره شد در پیش چشمانم فلک/
      یک ملک گفتا: بگو دین تو چیست؟
      دیگری فریاد زد: رب تو کیست؟
      گر چه پرسش ها به ظاهر ساده بود/
      لرزه بر اندام من افتاده بود/
      هر چه کردم سعی تا گویم جواب/
      سدّ نطقم شد هراس و اضطراب/
      از سکوتم آن دو گشته خشمگین/
      رفت بالا گرزهای آتشین/
      قبر من پر گشته بود از نار و دود/
      بار دیگر با غضب پرسش نمود:
      ای گنه کار سیه دل، بسته پر/
      نام اربابان خود یک یک ببر/
      گوئیا لب ها به هم چسبیده بود/
      گوش گویا نامشان نشنیده بود/
      نامهای خوبشان از یاد رفت/
      وای، سعی و زحمتم بر باد رفت/
      چهره ام از شرم میشد سرخ و زرد/
      بار دیگر بر سرم فریاد کرد:
      در میان عمر خود کن جستجو/
      کارهای نیک و زشتت را بگو/
      هر چه می کردم به اعمالم نگاه/
      کوله بارم بود مملو از گناه/
      کارهای زشت من بسیار بود/
      بر زبان آوردنش دشوار بود/
      چاره ای جز لب فرو بستن نبود/
      گرز آتش بر سرم آمد فرود/
      عمق جانم از حرارت آب شد/
      روحم از فرط الم بی تاب شد/
      چون ملائک نا امید از من شدند/
      حرف آخر را چنین با من زدند:
      عمر خود را ای جوان کردی تباه/
      نامه اعمال تو باشد سیاه/
      ما که ماموران حق داوریم/
      پس تو را سوی جهنم می بریم/
      دیگر آنجا عذر خواهی دیر بود/
      دست و پایم بسته در زنجیر بود/
      نا امید از هرکجا و دل فکار/
      می کشیدندم به خِفّت سوی نار/
      ناگهان الطاف حق آغاز شد/
      از جنان درهای رحمت باز شد/
      مردی آمد از تبار آسمان/
      دیگران چون نجم و او چون کهکشان/
      صورتش خورشید بود و غرق نور/
      جام چشمانش پر از خمر طهور/
      چشمهایش زندگانی می سرود/
      درد را از قلب انسان می زدود/
      بر سر خود شال سبزی بسته بود/
      بر دلم مهرش عجب بنشسته بود/
      کِی به زیبائی او گل می رسید/
      پیش او یوسف خجالت می کشید/
      دو ملک سر را به زیر انداختند/
      بال خود را فرش راهش ساختند/
      غرق حیرت داشتند این زمزمه/
      آمده اینجا حسین فاطمه؟!
      صاحب روز قیامت آمده/
      گوئیا بهر شفاعت آمده/
      سوی من آمد مرا شرمنده کرد/
      مهربانانه به رویم خنده کرد/
      گشتم از خود بی خود از بوی حسین (ع)/
      من کجا و دیدن روی حسین (ع)/
      گفت: آزادش کنید این بنده را/
      خانه آبادش کنید این بنده را/
      اینکه این جا این چنین تنها شده/
      کام او با تربت من وا شده/
      مادرش او را به عشقم زاده است/
      گریه کرده بعد شیرش داده است/
      خویش را در سوز عشقم آب کرد/
      عکس من را بر دل خود قاب کرد/
      بارها بر من محبت کرده است/
      سینه اش را وقف هیئت کرده است/
      سینه چاک آل زهرا بوده است/
      چای ریز مجلس ما بوده است/
      اسم من راز و نیازش بوده است/
      تربتم مهر نمازش بوده است/
      پرچم من را به دوشش می کشید/
      پا برهنه در عزایم می دوید/
      بهر عباسم به تن کرده کفن/
      روز تاسوعا شده سقای من/
      اقتدا بر خواهرم زینب نمود/
      گاه میشد صورتش بهرم کبود/
      تا به دنیا بود از من دم زده/
      او غذای روضه ام را هم زده/
      قلب او از حب ما لبریز بود/
      پیش چشمش غیر ما ناچیز بود/
      با ادب در مجلس ما می نشست/
      قلب او با روضه ی من می شکست/
      حرمت ما را به دنیا پاس داشت/
      ارتباطی تنگ با عباس داشت/
      اشک او با نام من می شد روان/
      گریه در روضه نمی دادش امان/
      بارها لعن امیه کرده است/
      خویش را نذر رقیه کرده است/
      گریه کرده چون برای اکبرم/
      با خود او را نزد زهرا (س) می برم/
      هرچه باشد او برایم بنده است/
      او بسوزد، صاحبش شرمنده است/
      در مرامم نیست او تنها شود/
      باعث خوشحالی اعدا شود/
      گرچه در ظاهر گنه کار است و بد/
      قلب او بوی محبت میدهد/
      سختی جان کندن و هول جواب/
      بس بود بهرش به عنوان عقاب/
      در قیامت عطر و بویش می دهم/
      پیش مردم آبرویش می دهم/
      آری آری، هرکه پا بست من است/
      نامه ی اعمال او دست من است/
      ناگهان بیدار گردیدم زخواب/
      از خجالت گشته بودم خیس آب/
      دارم اربابی به این خوبی ولی/
      می کنم در طاعت او تنبلی؟
      من که قلبم جایگاه عشق اوست/
      پس چرا با معصیت گردیده دوست؟
      من که گِریَم بهر او شام و پگاه/
      پس به نامحرم چرا کردم نگاه

  6. Admin :
    15 اکتبر 15

    حـس مـیـکنی؟
    داره بــوی دلـهره مـیاد، آره تـپشهای دل زیـنـبه،
    هـر قـدم بـه کـربلا نـزدیـک مـیشن دلـشورش بـیـشتـر مـیـشه.
    نمـیدونم از داداشش پـرسیده کـه چـی قـراره سـرمـون بـیـاد یـا نـه؟
    شاید یـه چـیزائی مـتـوجه شـده ،خـدایا چـرا ضـربان قـلبـم تـند تـند مـیزنـه؟ خدا کـجا داریـم مـیریم؟
    چرا مـناجـاتـای حـسین لـحنـش فـرق کـرده؟ چـرا عـباس اینقدر دور بـچه هـا مـیگرده؟
    گـریـه هـای شیـرخـواره هـم کـم شـده..
    هیچکس نمیفهمه زینب چی کـشیده و چه جـور دلـشوره ای داشتـه …
    السلام علیک یا زینب کبری (س)

    • حسن :
      15 اکتبر 15

      سلام خدمت شما
      قبول باشه عزاداریاتون
      محرم الحرام 1437 صحیح می باشد.
      التماس دعا…

  7. فاطمه یاس :
    15 اکتبر 15

    ?ﺍﺳﺘﺎﺩ ﺭﺣﯿﻢ ﭘﻮﺭ ﺍﺯﻏﺪﯼ?
    ﻗﻼﺩﻩ ﻣﻴﺒﻨﺪﻧﺪ ﺑﻪ ﮔﺮﺩﻧﺸﺎﻥ ﻭ ﺻﺪﺍﻯ ﺳﮓ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻭﺭﻧﺪ
    ﻭ ﺩﺭ ﻛﻨﺎﺭ ﺍﺳﻢ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﻟﻠﻪ ، ﭘﺎﺭﺱ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ. ﻫﻤﻴﻦ
    ﺍﻣﺴﺎﻝ ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ، ﺩﺭ ﻣﺸﻬﺪ ﻣﺎ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭ ﺷﺪ . ﻗﻼﺩﻩ
    ﺑﺴﺘﻨﺪ ﻭ ﺁﻥ ﻣﺪﺍﺣﻰ ﻛﻪ ﺑﺎﻻ ﺍﻳﺴﺘﺎﺩﻩ ﺑﻮﺩ ﮔﻔﺖ، ”
    ﻛﻨﻢ ﻋﻮ ﻋﻮ ، ﺩﻫﻢ ﺩﺳﺖ ﻭﻻﻳﺖ “، … ﺟﻤﻌﻴﺖ
    ﻳﻜﻤﺮﺗﺒﻪ ﻫﻤﻪ ﺑﺎ ﻫﻢ ﺻﺪﺍﻯ ﺳﮓ! ﺑﻪ ﻣﺪﺕ ﺩﻭ
    ﺩﻗﻴﻘﻪ ….ﺑﻌﺪ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ، ” ﻳﻚ ﺗﻜﻪ ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﺍﻣﺸﺐ
    ﺑﺲ ﺍﺳﺖ ﻣﺎ ﺭﺍ ﺁﻗﺎ “! ، ﺫﻛﺮ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﻗﺎﻃﻰ ﻋﻮﻋﻮ
    ﺳﮓ !؟
    ﻣﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﺍﺯ ﺳﺎﺣﺖ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﻟﻠﻪ ﺩﻓﺎﻉ ﻛﻨﻴﻢ ، ﻣﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﻳﻚ
    ﻋﺎﺷﻮﺭﺍﻯ ﻓﺮﻫﻨﮕﻰ ﺩﺭﺳﺖ ﻛﻨﻴﻢ ﻭ ﺍﺯ ﻓﺮﻫﻨﮓ
    ﻋﺎﺷﻮﺭﺍ ﺩﻓﺎﻉ ﻛﻨﻴﻢ .
    ﻫﻴﺌﺖ ﺭﺍﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺘﻪ ﺍﻧﺪ، ﻫﻤﻪ ﻟﺨﺖ ، ﺑﻌﺪ ﺷﺮﻭﻉ
    ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﺍﺩﺍﻯ ﻣﺴﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻭﺭﻧﺪ ﻭ ﺗﻠﻮ ﺗﻠﻮ
    ﻣﻴﺨﻮﺭﻧﺪ، ﻓﻴﻠﻢ ﺍﺵ ﻫﺴﺖ، ﺑﺮﻭﻳﺪ ﺑﺒﻴﻨﻴﺪ، ﻃﻔﻠﻚ ﺑﭽﻪ
    ﻫﺎﻯ ﻧﺎﺁﮔﺎﻩ ﺷﻴﻌﻪ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ ﺧﻴﺎﻝ ﻣﻴﻜﻨﻨﺪ ﺍﻳﻦ ﻛﺎﺭﻫﺎ
    ﺑﺎﻋﺚ ﺗﻘﺮﺏ ﺑﻪ ﺍﺑﺎﻋﺒﺪﺍﻟﻠﻪ ﺍﺳﺖ. ﺗﻠﻮ ﺗﻠﻮ ﻣﻴﺨﻮﺭﻧﺪ ﻭ
    ﺍﺩﺍﻯ ﻣﺴﺖ ﻫﺎ ﺭﺍ ﺩﺭ ﻣﻴﺎﻭﺭﻧﺪ، ﺑﻌﺪ ﻣﺪﺍﺣﺸﺎﻥ ﺩﺍﺩ
    ﻣﻴﺰﻧﺪ ﻛﻪ ” ﻣﺎ ﮔﺮ ﺯﺳﺮ ﺑﺮﻳﺪﻩ ﻣﻴﺘﺮﺳﻴﺪﻳﻢ، ﺩﺭ
    ﻣﺤﻔﻞ ﻋﺸﺎﻕ ﻧﻤﻴﺮﻗﺼﻴﺪﻳﻢ ” ، ﻧﺎﻣﺮﺩ! ﻣﺤﻔﻞ ﻋﺸﺎﻕ
    ﺍﻳﻨﺠﺎ ﻧﻴﺴﺖ، ﻣﺤﻔﻞ ﻋﺸﺎﻕ ﺯﻳﺮ ﺑﻤﺒﺎﺭﺍﻥ ﺷﻴﻤﻴﺎﻳﻰ ﺩﺭ
    ﺷﺮﻕ ﺩﺟﻠﻪ ﺑﻮﺩ، ﺁﻧﺠﺎ ﺑﺎﻳﺪ ﻣﻴﺎﻣﺪﻯ ﺣﺴﻴﻦ ﺣﺴﻴﻦ
    ﻣﻴﮕﻔﺘﻰ ﻭ ﻣﻴﺮﻗﺼﻴﺪﻯ ، ﻣﺎ ﺁﻧﺠﺎ ﺭﻗﺺ ﺑﭽﻪ ﻫﺎ ﺭﺍ
    ﺯﻳﺮ ﺑﺎﺭﺍﻥ ﺁﺗﺶ ﻭ ﺧﻮﻥ ﺩﻳﺪﻳﻢ ، ﺗﻮ
    ﺭﻗﺎﺻﻰ! ؟ ،ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ” ﺭﻗﺎﺻﻢ ﻭ ﺭﻗﺎﺻﻢ ، ﺭﻗﺎﺻﻪ
    ﻋﺒﺎﺳﻢ ” ، ﻋﺒﺎﺳﻰ ﻛﻪ ﺩﺳﺘﺶ ﻗﻄﻊ ﻣﻴﺸﻮﺩ، ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ
    ” ﻭﺍﻟﻠﻪ ﺍﻥ ﻗﻄﻌﺘﻤﻮﺍ ﻳﻤﻴﻨﻰ ، ﺍﻧﻰ ﺍﺣﺎﻣﻰ ﺍﺑﺪﺍً ﻋﻦ
    ﺩﻳﻨﻰ” ، ﺷﻤﺎ ﭘﻴﺮﻭ ﻣﻜﺘﺐ ﺍﻳﻦ ﻋﺒﺎﺱ ﻫﺴﺘﻴﺪ؟ ﺷﻤﺎﻫﺎ
    ﺍﺻﻼً ﺑﻪ ﻣﻜﺘﺐ ﻛﺎﺭﻯ ﻧﺪﺍﺭﻳﺪ .
    ﺑﻌﺪ ﻫﻢ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﺑﮕﺬﺍﺭ ﻣﺴﺨﺮﻩ ﻣﺎﻥ ﻛﻨﻨﺪ، ﻣﺎ ﺳﮓ
    ﺧﺎﻧﮕﻰ ﺷﺎﻫﻴﻢ، ﺑﻌﺪ ﺩﺍﺩ ﻣﻴﺰﻧﺪ، ” ﺧﺮﺍﺑﻢ ﻭ ﻣﺴﺘﻢ ،
    ﻣﺴﺖ ﻭ ﺧﺮﺍﺑﻢ، ﻣﻦ ﺳﮓ ﺧﺎﻧﮕﻰ ﺑﻰ ﺑﻰ ﺭﺑﺎﺑﻢ” ،
    ﺑﻌﺪ ﺩﻭﺑﺎﺭﻩ ﺻﺪﺍﻯ ﺳﮓ ….، ﺑﻌﺪ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ” ﻭﺍﻟﻠﻪ
    ﺻﺪ ﻗﺪﺡ ﺑﺸﻜﺴﺖ ، ﺣﻀﺮﺕ ﺷﺮﺍﺏ،ﺣﺴﻴﻦ “!!! ، ﺑﻪ
    ﺳﻴﺪﺍﻟﺸﻬﺪﺍﺀ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ ﺣﻀﺮﺕ ﺷﺮﺍﺏ!!! ﺍﻳﻦ ﻣﺤﺒﺖ ﻭ
    ﻋﺰﺍﻯ ﺍﻫﻞ ﺑﻴﺖ ﺍﺳﺖ؟ ! ﺍﻟﺒﺘﻪ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﻛﻤﺘﺮ ﺍﺯ ﺩﻩ ﺩﺭﺻﺪ
    ﻫﻴﺌﺖ ﻫﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﺍﻣﺎ ﻓﻴﻠﻢ ﺍﻳﻨﻬﺎ ﺭﺍ ﻭﻫﺎﺑﻰ ﻫﺎ
    ﺑﺮﺩﺍﺷﺘﻪ ﺍﻧﺪ ﻭ ﺩﺭ ﺷﺒﻜﻪ ﻫﺎﻳﺸﺎﻥ ﭘﺨﺶ ﻛﺮﺩﻩ ﺍﻧﺪ ﻛﻪ
    ﺳﻰ ﺩﻯ ﺍﺵ ﺭﺍ ﺑﺮﺍﻯ ﻣﻦ ﺁﻭﺭﺩﻩ ﺑﻮﺩﻧﺪ. ﻣﺮﺗﻴﻜﻪ
    ﻭﻫﺎﺑﻰ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﭘﺨﺶ ﻓﻴﻠﻢ ﻣﻴﮕﻮﻳﺪ، ﺧﺐ ! ﺷﻤﺎ
    ﺑﻴﻨﻨﺪﮔﺎﻥ ﺑﮕﻮﻳﻴﺪ ﻛﻪ ﺁﻳﺎ ﺣﺴﻴﻦ ﻋﺎﻗﻞ ﺗﺮ ﺑﻮﺩ ، ﻳﺎ
    ﻳﺰﻳﺪ؟!!!
    ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻯ ﺁﺵ ﻭﻫﺎﺑﻰ ﻫﺎ ﺭﺍ ﻫﻢ ﻣﻴﺰﻧﻰ، ﺗﻮ ﺩﺍﺭﻯ
    ﻫﻴﺰﻡ ﻣﻴﮕﺬﺍﺭﻯ ﺯﻳﺮ ﺩﻳﮓ ﺁﻧﻬﺎ …
    “ﺗﺸﻴﻊ ﺍﻧﮕﻠﻴﺴﻰ، ﺍﺳﻼﻡ ﺁﻣﺮﻳﻜﺎﻳﻰ ” ﺷﺒﻜﻪ ﻳﻚ، ٢۴
    ﺁﺑﺎﻥ٩٣

  8. فاطمه یاس :
    15 اکتبر 15

    چای روضه صحبتش از چای معمولی جداست

    اهل چایی نیستم، این نیتش صرفا شفاست

    ما نمک پرورده این خاندان هستیم و بس

    هرکسی سائل شود اینجا یقینا پادشاست

    السلام علیک یا ابا عبداللّه…

  9. حسن :
    15 اکتبر 15

    بسم رب الروضه ها
    عالم به ماتم تو حسینیۀ غم است
    یعنی که فصل سوک و عزا، فصل ماتم است
    از عرش تابه فرش تمام فرشتگان
    فریاد می زنند که #ماه_محرم است
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    شصت شب از صبح تا شب نوکری در روضه ها
    طعنه خوردن،سوختن پای شما را خواستم
    گرچه ناقابلتر از این حرف ها هستم ولی
    یک #زیارت_اربعین پایین پا را خواستم
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    #دود_اسفند_محرم، شال مشکی، پیرهن
    خوب شد آورده ام یک سال دیگر هم دوام
    نوحه و شورو دو دم دارند بر سر می زنند
    واجب عینی است حالا گریه کردن بر کدام؟
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    عالم محرم است #سلام_علی_الحسین
    این ذکر عالم است سلامُ علی الحسین
    این جمله واجب است بگوییم و بشنویم
    هرجا که پرچم است سلامُ علی الحسین
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    آنقدر با لباس عزا #سینه_میزنیم
    تا تار و پود پارچه را نخ نما کنیم
    زیبا ترین وضوی محرم که گریه است
    باید که اشک را به نظر کیمیا کنیم
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    چشمی که از برای تو گریان نمی شود
    باید حـواله داد به دست جـهنمش
    جانم فدای ِ #محتشم و خانواده ات
    با این چه نوحه و چه عزا و چه ماتمش
    ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
    #بوی_محرمش همه جارا گرفته است
    وقتش رسیده تا دو سه ماهی صفا کنیم
    .
    .
    .
    .
    قال معصوم:
    وقتی محرم فرا میرسید پدرم خندان دیده نمیشد
    رعایت کنیم
    برا ما هم دعا کنید…

  10. غزال :
    15 اکتبر 15

    کـربـلا خـود را مــهــیا کــن کـه مـی آیـد حـسـیـن
    از جـفــا خــود را مـبرا کـن کـه مــی آیـد حـسـیـن
    ذره ذره خــاک خــود را شـسـتشو کـن در فــــرات
    چـون حرم آغـوش خـود واکن که می آید حـسـیـن
    هــمـره او هــســت زیــنـب بـــا زنـــان و کـودکــان
    خیـمـه ای ازعـشـق بـرپـاکن که می آید حـسـیـن
    او زمـکـه تـــا بــه ایــنـجا طــی مـنـزل کـرده است
    بـــا قــدوم او مـــدارا کـن کـه مـی آیــد حــسـیـن
    مـــن گــمانـم در ســفـر از تــشنــگی آزرده اسـت
    جــامی از آب گــوارا کـن کــه مـی آیـــد حــسـین

    • غزال :
      15 اکتبر 15

      در خــیمه صدای آب آب افتاد
      در سینه زینـب اضطراب افتاد
      یک دســت میان راه آب افتاد
      یک دسـت به عشـــق آفتاب افتاد

  11. بارون :
    15 اکتبر 15

    هرگز گره ام از علمت وا شدنی نیست
    غیر از تو کسی در دل من جا شدنی نیست

    هر جا که حسین است همان جاست بهشتم
    پس هیچ کجا غیر تو زیبا شدنی نیست

    مجنونم و از عمر خودم درک نمودم
    یک لحظه بدون غم لیلا شدنی نیست

    • بارون :
      15 اکتبر 15

      کاش سهراب اینگونه میگفت:
      آب را گل نکنید
      شاید از دور علمدار حسین (ع)
      مشک طفلان بر دوش،
      زخم و خون بر اندام،
      میرسد تا که از این آب روان،
      پر کند مشک تهی،
      ببرد جرعه آبی برساند به حرم،
      تا علی اصغر (ع) بی شیر رباب (س)
      نفسش تازه شود و بخوابد آرام…
      آب را گل نکنید
      تا که شرمنده نگردد عباس (ع)
      تا که پژمرده نگردد گل یاس
      التماس دعا