دوستی ها – دانلود رایگان فیلم، سریال، موزیک و انیمیشن

  • Admin
  • ۲۶ مهر ۹۴
  • 18171 بازدید
  • ۷ نظر

دانلود آهنگ جدید و بسیار زیبای علی رضاوند به نام تبریز در مه

ترانه سرا و آهنگساز: علی رضاوند / تنظیم کننده: سجاد جولایی

دانلود آهنگ جدید علی رضاوند به نام تبریز در مه

دانلود موزیک با لینک مستقیم و کیفیت اورجینال در ادامه ی مطلب …

دانلود آهنگ تیتراژ سریال تبریز در مه با صدای علی رضاوند

Download Download

حجم: 11.1 مگابایت

کیفیت: 320

Download Ahange Jadid

Ali Rezavand – Tabriz Dar Meh

متن ترانه ی تبریز در مه با صدای علی رضاوند:
با خاطراتت زنده می مانم، مسافری هرگز نمی مانی
صدا بکن اسم مرا امشب، هم لحن قطره های بارانی
صدا بکن اسم مرا بازم، صدای تو خاطره خواهد ماند
بعد از تو هر شعری که می گویم، این خانه و این تخت خواهد خواند
دستم اگر رو می شد این بازی، دیگر برایت سرد تر می شد
با این سکوت و اشک پنهانی، این مرد عاشق مرد تر می شد
مسافرم تبریز در مه بود، تصویر رفتنت پریشان شد
سزای این دل لاجرم مرگ است، حتی اگر یک دم پشیمان شد
ایمان به فصل سرد آوردم، پاییز فصل دل بریدن شد
بعد از تو خاطرات شیرینت، تنهایی تو عاشق من شد
می ترسم از اینکه در این تردید، قبل از سفر خواهش کنم برگرد
می ترسم از لجبازی محضت، می ترسم از تکرار یک سر درد
هر قرص خوابی بی اثر می شد، وقتی که تو غریبگی کردی
می ترسم از تکرار دل کندن، اما اگر دوباره برگردی
دنیای من  تغییر خواهد کرد، رویای من تعبیر خواهد شد
این عشق از سهند تبریزت، تا آسمان تکثیر خواهد شد
اما اگر امروز برگردی، قید سفر را زدی و ماندی
این شعر دلتنگ و پر از غم را، با لحن بارانی خود خواندی
دنیای من لبخند خواهد زد، بی وحی هم معجزه خواهی کرد
می ترسم از شیطان عاشق که، خدای من خواهش کنم برگرد
رقیب من تنها درونت بود، لجبازی و غرور بیش از حد
مقاومت کردی ولی بازم، تقدیر را قلبت  رقم می زد
پرنده ی مهاجری اما، به خانه ات هم باز خواهی گشت
تقویم هر هفته ی دلتنگی، رد می شود از هفت شب از هشت
هر لحظه چندین ماه دلتنگی، هر ثانیه چندین صده مردم
با تو پر از امید فرداها، بی تو ولی بی وقفه ابزردم
از هیچ بودن سخت ترسیدم، اما تو از من هیچ می سازی
دلکندم از دنیای آدم ها، از من چه بردی و چه می بازی
هر چیز جز چیزی که می خواهم، بی ارزش و بی ارزش و پوچ است
ارزش خانه را نمی داند، پرنده ای که در تب کوچ است
دلتنگ خواهی شد ولی دیگر، خانه ی قلبم سخت ویران است
چتری نمی خواهد غرور من، هر شب به شب ساکن باران است
از تو چه برده ام چه می بازم، این عشق چیزی جز نبودن نیست
برگشته ای هزار و یک دفعه، هر بودنی اما که بودن نیست
این خواستن علاج دردم نیست، می خواستی اما نمی دانی
هر لحظه که چترت به یادت ماند، خیسم شدی دشمن بارانی
برگشتی اما فکر او بودی، عاشق شدن کاری نمی خواهد
تلاش کرده ای ولی یک بار، یاری شو که یاری نمی خواهد
بهای عشقت یک تبسم بود، عاشق شدن می دانم آسان است
یک بار هم بدون چترت باش، کوتاه بیا نوبت باران است
یک واژه تکراریه برگرد، یک جمله تکراریه برگرد
یک سال چندین سال تنهایی، برگرد یعنی درد یعنی مرد
مفهوم این واژه عوض می شد، اگر کمی هم حال من بودی
یک عمر  دنبال تو می گشتم، یک شب تو هم دنبال من بودی
کوتاه بیا قصد سفر داری، کجا این دنیا مث اینجاست
دریا ندیدی در خودت بنگر، چشمان تو دریاتر از دریاست
من در درونت غرق خواهم شد، مقیم این خانه ی کوچک شو
جز خنده های ناب و جذابت، چیزی نمی خواهم ولی از تو
این شعر هم سکوت در بر داشت، فریاد من یک اسم کم دارد
حتی اگر امیدواری داشت، یک آسمان این شعر غم دارد
از انعکاس غم در آیینه، می ترسم از تکرار این دوری
اجبار یک غریضه ی وحشی، می ترسم از رابطه سوری
تقلید بی تقدیر بی تقصیر، تقصیر این تقدیر مبهم بود
هرچند انتظار تو سخت است، اما گمانم عشق من کم بود
تمدید شد تردید پر تشدید، تصویری از تزویر بی تدبیر
آخر از انزوا به در آمد، این شاعر خسته ولیکن دیر
تبریز در تب سوخت اما من، یخ بسته ام در این خیابان ها
حتی مرا آرامشم ترساند، می ترسم از شروع طوفان ها
دروغ را حفطم ولی این بار، دروغ را از سفره ات بر دار
شاید مرا باور کنی روزی، که رفته ام برای تو بر دار
پشت تو ماندم چون نمی دانی، آرامشت تمام دنیا بود
بازی نکردم تا بفهمی که، دنیا اگر بد بود زیبا بود
سکوت می کنم ولی این بار، فقط به عشق عاشقی برگرد
لعنت به عادت های امروزی، که عشق را محکوم بازی کرد
اگر کمی بازی بلد بودی، اینقدر دلواپس نمی ماندم
شاید اگر بازی بلد بودم، پای تو و بی کس نمی ماندم
کنار او اما چه تنهایی، می ترسم از پاییز تنهایی
می ترسم از جنون تن هایی، یادم برد هر لحظه اینجایی
این جامعه بازیگرش مرد است، زن ها ولی بازیچه ای زیبا
دروغ روشن فکری امروز، با همه باشی با خودت تنها
خوش حال بودن معنیش این نیست، خوش حال یعنی وقت تنهایی
اگر دلت راضی شد از دستت، هرجا که باشی فکر دریایی
خوش حال یعنی رو به آیینه، رنگ خودت باشد به تصویرت
خوش حال یعنی دل شکستن را، بشکنی از جادوی تقدیرت
اگر چه هر کس عاشقی فهمید، مرتد شد از این جامعه از خود
ای کاش این شب صبح در بر داشت، ای کاش این دنیا عوض می شد
اما اگر روزی دلت لرزید، بازی عوض شد و ورق برگشت
حال و هوای شهر پاییزی، تبریز در خون و عرق برگشت
روزی که بانوی جهان بودی، نه یک عروسکی که بازی خواست
نه مثل اعدامی که قبل از مرگ، یک جرعه آب از دست قاضی خواست
من هم همان علی دیروزم، شاعر دیوانه ی پاییزی
من هم همان عاشق دیروزم، تو هم همان زیبای تبریزی
من عشق را عمیق می خواهم، تعهدی مثل سهندت سخت
عاشق شدن یعنی که خندیدن، خندین اما با خیالی تخت
تبریز هم در مه نخواهد ماند، فردای من با تو چراغان است
صدا بکن اسم مرا امشب، صدای تو هم لحن باران است
لبخند هایت چال لپ هایت، چشمان قهوه ای تبریزی
دنیا کنارت مهربان می شد، زیباترین لحظه ی پاییزی
این مهر هم غمگین نخواهد شد، پاییز دیگری که در راه است
لبخند های تو به من فهماند، فاصله ها عمرش چه کوتاه است
شیرین ترین لحظه ی پاییزی، چله نشین داستانت من
پاییز قبل از تو پریشان بود، با تو ولی یعنی که برگشتن
برگرد برگردان که برگردد، این ترس از تبریز مه آلود
اگر در این ثانیه ها مردم، این آخرین شعرم برایت بود

در حال بارگزاری ...

۷ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. reza :
    ۰۲ آبان ۹۴

    لطفا عکس اورجینال این ترک رو هم بزارید من عاشق این عکسم واقعا عالی کار شده هم ترک هم عکسش هم صداش هم متنش دریک کلام عالی

    • Admin :
      ۰۲ آبان ۹۴

      عکس اورجینال تو خود آهنگ هست میتونید ازش استخراج کنید.

  2. reza :
    ۰۴ آبان ۹۴

    مشکل همینجاس که بلد نیستم اگر امکانش باشه زحمتشو بکشین.ممنون ادمین

    • Admin :
      ۰۴ آبان ۹۴

      ایمیل بفرستید تا ضمیمه کنم.

  3. reza :
    ۰۵ آبان ۹۴

    خیلی ممنون از لطفتونفقط در صورت امکان سایز اورجینال و بزرگ باشه

  4. reza :
    ۰۶ آبان ۹۴

    نفرستادید مثل اینکه ادمین جان

    • Admin :
      ۰۶ آبان ۹۴

      عرض شد ایمیل بفرستید نه ایمیلتون رو بدید!

بستن تبلیغات
الفبای سفر