- Admin
- ۱۰ دی ۱۳۹۱
- مطالب جالب
- 68976 بازدید
- هیچ نظر
گپی با بهادر “میلیاردر” از تقلید صدا تا بازیگری
سامان گوران با بازی در مجموعه طنز «خنده بازار» با تیپسازی از افرادی همچون مهران مدیری، علی دایی، رضا صادقی و فردوسیپور و… معروف شد. استعداد در تقلید صدای افراد مختلف، او را در زمره یكی از بهترین تیپسازان قرار داده است. سامان در حال حاضر در سریال «میلیاردر» ساخته علیرضا امینی بازی میكند.
سامان گوران دانش آموخته رشته تئاتر است و در نقش بهادر پسر نابغهای كه پایش به یك شركت خانوادگی باز شده توانسته بازی خوبی از خود در سریال میلیارد به جا بگذارد. با او درباره این نقش به گفتوگو نشستیم…
گفتگو در ادامه…
سریال «میلیاردر» اولین حضور جدی شما در زمینه آثار نمایشی است؟
البته این سریال اولین حضور جدی من در یك سریال داستانی است، اما پیشترها كار تئاتر انجام میدادم. مثلا در نمایشهایی همچون «بوی انار میدهد» سیدجواد هاشمی و «یرما» به كارگردانی رضا گوران بازی داشتم، البته تاكنون پیشنهادهای زیادی برای بازی در فیلمهای سینمایی یا حتی سریالها داشتهام، اما همیشه سعی میكنم نقشهایی را بپذیرم كه بهتر و جذابتر از كارهای قبلیام باشد و بتوانم در آنها بهتر ظاهر شوم.
به همین سبب در پذیرفتن نقشها عجله ندارم. زیرا بازیگری كه ابتدای كار است، نباید از ابتدا با نقشهای ضعیف در ذهن مردم جا بیفتد. البته چند وقت پیش قرار بود در فیلم «نارنجیپوش» داریوش مهرجویی در نقش مكمل حامد بهداد بازی كنم، اما به لطف برخی از دوستان این نقش از دستم رفت و كل شخصیت از متن حذف شد. حتی یادم میآید بهداد برای آرام كردن من میگفت تنها رنگ سینمای ایران نارنجی نیست.
===
چه شد كه به میلیاردر دعوت شدید؟
پیشنهاد سپردن این نقش به من توسط محمدرضا شریفینیا صورت گرفت. خود او هم نقش را برای من توضیح داد. به من گفت قرار است در نقش یك جوان نابغه اما بسیار ساده و مهربان بازی كنم. راسش را بخواهید همان ابتدا متوجه شدم بهادر شباهت زیادی به من دارد. او خیلی ساده و صمیمی است. در مقابل بدیها سكوت میكند و تنها پاسخ او به طرف مقابلش این است كه با لبخند به آنها بفهماند كارشان اشتباه است. گاهی دلم برای او میسوزد. هنوز امیدوار است بتواند جلوی كارهای بد اطرافیانش را بگیرد.
===
یعنی میخواهید بگویید بهادر شباهت زیادی به سامان گوران دارد؟
تا حدی بله. من از خیلیها ضربهخوردهام و از سادگیام سوءاستفاده شد. حتی برای پذیرفتن همین نقش هم مورد هجوم این نارفاقتیها قرار گرفتم. بسیاری از همكاران قبلیام با درستكردن پاپوش برای من میخواستند این قرارداد با من بسته نشود.
آنها تلاش زیادی برای ایجاد ذهنیت نادرست درباره من در ذهن كارگردان كردند، اما از آنجا كه دوز و كلك هیچگاه به نتیجه نمیرسد، در هدفشان موفق نشدند و من توانستم نقش بهادر را از آن خودم كنم.
===
شما در تقلید صدای افراد شناختهشدهای همچون فردوسیپور یا علی دایی نیز موفق هستید. این استعداد ذاتی است یا آموزش خاصی هم دیدید؟
من از رضا شفیعیجم كمك زیادی میگرفتم. به نظرم او یكی از با استعدادترین تیپسازان كشور است. وی كمك زیادی در این زمینه به من كرد. البته خود من هم تلاش زیادی در این زمینه كردم. مثلا با این كه استقلالی هستم، اما برای ایجاد تیپ علی دایی شش ماه مداوم بر سر تمرین آنها حاضر شدم و به خاطر دوستان زیادی كه داشتم از نزدیك با دایی در ارتباط بودم و او را به دقت زیر نظر میگرفتم. تا بتوانم بخوبی تیپ او را بازآفرینی كنم. در ضمن باید بگویم كه تقلید صدا عبارت درستی برای بیان این هنر نیست.
===
چرا؟
چون ما تقلید صدا انجام نمیدهیم ما تیپسازی میكنیم. تیپسازی یعنی این كه بیایی تیپ یك شخصیت را با رعایت امانت در بیاوری. تقلید صدا یعنی درآوردن صدایی شبیه به فلان شخصیت. در صورتی كه من توانستم هم در رفتار هم در اخلاق و هم در حركات دست و صورت یك تیپ را خلق كنم. ضمن این كه كار بسیار حساسی است و چون مردم با این افراد در ارتباطند، كمی تخطی ممكن است مورد اعتراض قرار بگیرد.
===
مثل همان اعتراضی كه دایی كرد؟
پیشنهاد سپردن این نقش به من توسط محمدرضا شریفینیا صورت گرفت. خود او هم نقش را برای من توضیح داد. به من گفت قرار است در نقش یك جوان نابغه اما بسیار ساده و مهربان بازی كنم
اتفاقا بعد از آن موضوع نهتنها من، بلكه بیشتر كسانی كه باعث حضور من بر سر تمرین تیم پرسپولیس شده بودند نیز توبیخ شدند و از فهرست این تیم خط خوردند. میدانید اطلاعات غلطی به دایی داده بودند و ماجرا را به او بد منتقل كرده بودند. او هم تحت تاثیر قرار گرفته بود و دفعتی عمل كرده بود. ما نمیخواستیم ادای كسی را دربیاوریم یا او را تحقیر كنیم.
به ایشان بیاحترامی هم نكردیم. همیشه در همه جای دنیا شخصیتهای محبوب و مشهور مورد توجه قرار میگیرند و از آنجا كه بینندگان با آنها در ارتباط هستند و آنها را میشناسند، با این افراد شوخی میكنند. البته شوخی باید سالم باشد و در قاعده، كه به نظرم كار من این ویژگی را داشت.
===
فكر میكنید بهادر هم یك تیپ است؟
بله. به نظر من تیپ است. شاید یك چنین آدمی ما به ازای واقعی هم داشته باشد. ما خیلی چیزها به او افزودیم تا تیپ مخصوص به خود را پیدا كند. باور نمیكنید من حتی خندههایش را دوست دارم.
یك اتفاق مثبت دیگری كه افتاد این بود كه علیرضا امینی، كارگردان سریال نیز دست بچهها را باز میگذاشت. ایدههای خوبی هم به بچهها میداد. مثلا خود من بداههپردازی زیادی دارم. چیزهای زیادی به نقش اضافه كردهام و از تیپهایی كه قبلا ساخته بودم نیز بهره بردهام.
اما به نظر من میلیاردر داستان خاصی ندارد. جوری كه بیننده بخواهد پیگیر آن شود.
اصولا بسیاری از سریالهای ما آغاز خوبی ندارند. مردم نمیتوانند بسرعت با سریال ارتباط برقرار كنند، اما میلیاردر از همان اول تكلیفش با بیننده مشخص بود. ما حتی در آنونسهای پیش از شروع سریال هم به بیننده نشان دادیم قرار است مخاطب چه سریالی با چه داستان و شخصیتهایی باشد.
مهم این است كه یك سریال بتواند با بازیها و داستانهایی كه به وجود میآورد با مخاطب ارتباط لازم را برقرار كند. جذابیت میلیاردر هم به این است كه در عین اینكه تكلیفش با مخاطب مشخص است و بیننده میداند قرار است چه اتفاقی بیفتد، اما بازیهای جذاب و روان او را پای سریال نگه میدارد.
===
شما در سری اول و دوم خنده بازار حضور داشتید و خیلی هم خوب درخشیدید. چه شد از این مجموعه جدا شدید و جایتان را به شخص دیگری دادید؟
با آن گروه به مشكل برخوردم. من حتی فرصت نكردم كت و شلوار قهوهایام را كه اتفاقا خیلی دوستش داشتم، از استودیوی خنده بازار پس بگیرم.
اما در مصاحبههایی كه با برخی از افراد گروه خنده بازار شده بود، آنها ادعا كرده بودند شما منظم نبودید و سر وقت حاضر نمیشدید و همین دلیل ترك شما بود.
در یك حجم كاری روزانه ، یكی دو بار دیر آمدن موضوعی نیست كه بتوان آن را به عنوان یك ایراد تلقی كرد. فقط بهانه بود.
===
به نظر من در یكی از بهترین تیپسازیهایی كه انجام دادهاید نقش عادل فردوسیپور بود كه اتفاقا تیپ سختی هم دارد. خودتان چطور فكر میكنید؟
من نمیتوانم به این پرسش پاسخ دهم، اما بیشتر هنرمندانی كه من را میدیدند، میگفتند این تیپ را خوب ساختهام. اگر خنده بازار، خنده بازار شد به دلیل سوژههایی بود كه در «90 درصد» به كار میبردیم.
ما در آن زمان تنها تیپسازی نمیكردیم بلكه حتی داستانهایی واقعی از برخی جنجالها در فوتبال هم در برنامه بازسازی میكردیم. مثلا ماجرای دعوای دایی و كاشانی كه سه روز بعد از این ماجرا آن را سوژه 90 درصد قرار دادیم. این كه خیلی به روز اتفاقات را منعكس میكردیم.
===
آیا سامان گوران را از این به بعد در نقشهای جدی هم میبینیم؟
علاقه شخصی خودم این است كه در نقشهای جدی ظاهر شوم و بتوانم از پس اجرای آنها بربیایم.


هیچ دیدگاه ارسال شده است
نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها