تو به من خندیدی
ونمیدانستی
من با چه دلهره
سیب را از باغچه همسایه دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز، سالهاست
که در گوش من آرم آرام
خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیــب نـداشـت.
حمیدمصدق
بیقرار باش برای شادی ساختن در زندگی انسان ها…. .
دست های خدا باش برای برآوردن رویای انسان دیگری ….
خنثی نباش !
بی تفاوت نباش !
اگر دیدی کسی گره ای دارد وتو راهش را می دانی سکوت نکن !
اگر دستت به جایی می رسید دریغ نکن ….
معجزه زندگی دیگران باش !
این قانون کائنات است !!!
معجزه زندگی دیگران که باشی
بی شک کسی معجزه زندگی تو خواهد بود…..
گاهی همه زندگی ات
در یــــــک
“تـــــــو”
خلاصه می شود…
“تـــــــو” در خلـــوتــم قدم می زنی و صدای پای “تــــــــو”
می شود ملـــــودی آرام ذهــــن من…
هر ردی که از مــــــن بگیری به “تـــــو” می رسد…
“تـــــو” می شوی دنـــــیای من…
“تــــو” می شوی نـــــیاز من…
“تـــــو” می شوی همـــــه ی من…
عاشق شوید…
به خاطر تمرکز ذهن روی یک نفر عاشق شوید…
وفاداری لذت دارد…
همانقدر که زن را باید فهمید …
مرد را هم باید درک کرد …
همانقدر که زن “بودن” میخواهد …
مرد هم “اطمینان” میخواهد …
همانقدر که باید قربان صدقه ی روی بی آرایش زن رفت …
باید فدای خستگی های مرد هم شد …
همانقدر که باید بی حوصلگی های زن را طاقت آورد …
کلافگی های مرد را هم باید فهمید …
خلاصه “مرد” و “زن” ندارد …
به نقطه ی “مــا” شدن که رسیدی …
بهترین باش برایش …
بگذار حس کند هیچکس به اندازه تو درکش نمیکند
کاش میشد هیچکس تنها نبود
کاش میشد دیدنت رویا نبود
گفته بودی باتو میمانم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود
من دعا کردم برای بازگشت
دستهای تو ولی بالا نبود
باز هم گفتی که فردا میرسی
کاش روز دیدنت فردا نبود …
“دوست”که باشی
فرقی نمیکند منطقه زندگی من کجاست و تو کجایی…!
سطح تحصیلات من چقدره و تو چه مدرکی داری…!
دور باشی یا نزدیک…
رفاقت فاصله ها را پرمیکند…
گاهی با حرف گاهی باسکوت…
دوست که باشی
فرقی نمیکند…
ازکدام فصلیم یا کدام نسل…
رفیق بودنمان به تمامی نداشته هایمان می ارزد..!!
دلم یک زمستان سخت میخواهد،
یک برف،
یک کولاک،
به وسعت تاریخ،
که ببارد…
که ببارد…
که ببارد…
و تمام راهها بسته شوند،
وتوچاره ای،
جز ماندن نداشته باشی
وبمانی….
تو به من خندیدی
ونمیدانستی
من با چه دلهره
سیب را از باغچه همسایه دزدیدم
باغبان از پی من تند دوید
سیب را دست تو دید
غضب آلود به من کرد نگاه
سیب دندان زده از دست تو افتاد به خاک
و تو رفتی و هنوز، سالهاست
که در گوش من آرم آرام
خش خش گام تو تکرار کنان میدهد آزارم
و من اندیشه کنان غرق این پندارم
که چرا باغچه کوچک ما سیــب نـداشـت.
حمیدمصدق
بیقرار باش برای شادی ساختن در زندگی انسان ها…. .
دست های خدا باش برای برآوردن رویای انسان دیگری ….
خنثی نباش !
بی تفاوت نباش !
اگر دیدی کسی گره ای دارد وتو راهش را می دانی سکوت نکن !
اگر دستت به جایی می رسید دریغ نکن ….
معجزه زندگی دیگران باش !
این قانون کائنات است !!!
معجزه زندگی دیگران که باشی
بی شک کسی معجزه زندگی تو خواهد بود…..
[دلنوشته یک مررد!]
.
دل من , عکسِ همه، بسته به گیسوی تو نیست
در تب و تاب به آن چرخش ابروی تو نیست
همه در فکر شکار لب و چشم و نظرند
نظر من به دو چشمان چو آهوی تو نیست
دل من بند همین چادر مشکین شد و بس
سِرّ من خال لب و عشوه هندوی تو نیست
عسلم حجب و حیایت به جهان می ارزد
دلبری که فقط آرایش این روی تو نیست
روی گردان که شوی باز بگویم احسنت
روی تو این طرف و آن ور و این سو ی تو نیست
کاش میشد هیچکس تنها نبود
کاش میشد دیدنت رویا نبود
گفته بودی باتو میمانم ولی
رفتی و گفتی که اینجا جا نبود
سالیان سال تنها مانده ام
شاید این رفتن سزای من نبود
من دعا کردم برای بازگشت
دستهای تو ولی بالا نبود
باز هم گفتی که فردا میرسی
کاش روز دیدنت فردا نبود …
“دوست”که باشی
فرقی نمیکند منطقه زندگی من کجاست و تو کجایی…!
سطح تحصیلات من چقدره و تو چه مدرکی داری…!
دور باشی یا نزدیک…
رفاقت فاصله ها را پرمیکند…
گاهی با حرف گاهی باسکوت…
دوست که باشی
فرقی نمیکند…
ازکدام فصلیم یا کدام نسل…
رفیق بودنمان به تمامی نداشته هایمان می ارزد..!!
دلم یک زمستان سخت میخواهد،
یک برف،
یک کولاک،
به وسعت تاریخ،
که ببارد…
که ببارد…
که ببارد…
و تمام راهها بسته شوند،
وتوچاره ای،
جز ماندن نداشته باشی
وبمانی….
بابک برزویه
بسیار زیبا هستن !!!
ممنون