سریال «استخوانسوز» یک دراماجتماعی، خانوادگی و حقوقی در شبکه نمایش خانگی است که پخش هفتگی آن از دوشنبه ۴ آبان ۱۴۰۵ آغاز شد. این مجموعه به تهیهکنندگی صادق شمسایی ساخته شده و بر خلاف بسیاری از آثار پرزرقوبرق سالهای اخیر، به جای تکیه بر فضای اشرافی یا معماهای جنایی کلیشهای، به سراغ یکی از ملتهبترین دوراهیهای اخلاقی و انسانی رفته است: جایی که مجری قانون و عدالت، خود اسیر کینه و زخمی کهنه از متهم یا زندانی است. هسته مرکزی داستان با یک جمله کلیدی و تکاندهنده معرفی میشود: «وای به حالِ زندانی که زندانبانش ازش کینه داره…». فیلمنامه «استخوانسوز» بر پایه ساختار روایتهای متقاطع (Multi-strand Narrative) بنا شده است. در لایه زیرین قصه، زندگی و سرنوشت شخصیتهای مختلف در پی وقوع یک حادثه (انفجار) و پیامدهای حقوقی و خانوادگی آن به یکدیگر گره میخورد. قهرمان محوری داستان در موقعیتی قرار میگیرد که قدرت قانونی و نظارتی بر فردی دارد که مسبب رنج و کینهای عمیق در زندگی اوست. سریال این پرسش اخلاقی را مطرح میکند که آیا انسانی که خود زخمخورده است، در لحظه دستیابی به قدرت میتواند عدالت را بدون دخالت دادن خشم و انتقام اجرا کند؟
در این اثر، خانواده صرفاً دکور یا پسزمینه ماجرا نیست؛ بلکه کانونی است که تصمیمهای اخلاقی شخصیتها از آن تغذیه میشود و تبعات هر لغزش یا انتقامجویی مستقیماً به درون آن بازمیگردد. یکی از اهداف محتوایی سریال، ارتقای آگاهیهای حقوقی جامعه، ترویج فرهنگ قانونمداری و نمایش وضعیت زندانیان نیازمند و جرائم غیرعمد و تلاش برای بازگشت آنها به آغوش خانواده است. شروع بیمقدمه و پرهیز از هیجانات کاذب: برخلاف بسیاری از سریالهای نمایش خانگی که قسمت اول را صرف معرفیهای کشدار و بیرمق میکنند، «استخوانسوز» خیلی سریع و سرراست به هسته مرکزی بحران نفوذ میکند و شخصیتهایش را از همان ابتدا در برابر چالشهای واقعی قرار میدهد. کشش داستان ناشی از «انتخابهای دشوار اخلاقی» است. قرار گرفتن مسئولیت اجتماعی در برابر وجدان فردی، همذاتپنداری مخاطب را برمیانگیزد؛ زیرا بیننده مدام از خود میپرسد اگر جای شخصیت اصلی بود، کدام مسیر را انتخاب میکرد. طراحی صحنه، لباس و فیلمبرداری هاشم مرادی در خدمت ایجاد فضایی ملموس از طبقات متوسط و فرودست شهری، محیطهای قضایی و فضای زندان است و از زرقوبرقهای غیرواقعی پرهیز شده است. کنار هم قرار گرفتن پیشکسوتان باسابقهای چون محمود پاکنیت و فرهاد قائمیان با بازیگران توانمند تئاتر و سینمای اجتماعی مانند مهدی زمینپرداز، شهروز دلافکار و معصومه رحمانی، وزن اجرای اثر را بالا برده است. حضور این دو بازیگر باسابقه، ستون فقرات سنتی و مقتدر سریال را شکل میدهد. فرهاد قائمیان که پیشتر نیز در نقشهای پلیسی، قضایی و بازجو خوش درخشیده، در این اثر نیز با تکیه بر طمانینه و صلابت صدای خود، تجسمی از قانون و اقتدار است
محمود پاکنیت نیز وزنه عاطفی و اخلاقی خانواده را نمایندگی میکند. او در نقش زنی درگیر با بحرانهای عاطفی و خانوادگی، بار بخش مهمی از ملودرام اثر را به دوش میکشد و تلاش کرده تصویری باورپذیر از استیصال و مقاومت را به نمایش بگذارد. مهدی زمینپرداز که مخاطبان او را با بازیهای بسیار طبیعی و زیرپوستی در آثار رئالیستی میشناسند، در اینجا نیز برگ برنده سریال در باورپذیر کردن موقعیتهای پرتنش است. سیاوش چراغیپور نیز با فیزیک و لحن خاص خود، به خوبی در نقش شخصیتهای خاکستری و گرفتار در تنگناهای اجتماعی جا میافتد. هر دو از چهرههای برجسته با پیشینه قوی تئاتری هستند که حضورشان در سکانسهای پرفشار، تنش دراماتیک سریال را دوچندان کرده است. اگر به درامهای اجتماعی پرکشش که به جای معماهای پلیسی غلوآمیز، روی روانشناسی کینه، بخشش و مرز باریک میان عدالت و انتقام دست میگذارند علاقه دارید، «استخوانسوز» یکی از آثار قابلتأمل و متفاوت این فصل از شبکه نمایش خانگی محسوب میشود
۰ دیدگاه ثبت شده است
مشاهده و ارسال دیدگاه