فیلم و سریال‌های شریان زارع

سریال گل سنگ قسمت ۱۰

خلاصه داستان: در حالی که ایرج همچنان در کماست، پروانه به دنبال راهی برای افشای تقصیر پرهام نزد عمو و عمه‌اش می‌گردد؛ اما درست در همین زمان، مهناز دستبند به دست، توسط پلیس به بیمارستان آورده می‌شود...

سریال گل سنگ قسمت ۹

خلاصه داستان: همه به پرهام شک دارند حتی پروانه هم می‌خواهد بداند آیا برادرش باعث تصادف پدرش بوده یا نه؛ اما در این بین مهناز در دفاع از پرهام برمی‌خیزد ولی به شیوه خودش...

سریال گل سنگ قسمت ۸

خلاصه داستان: ایرج به واسطه خواستگاری عیسوی از پروانه، موفق می‌شود از زندان مرخصی بگیرد اما پرهام پس از باخبر شدن از این ماجرا، به‌جای حضور در مراسم خواستگاری، تصمیم دیگری می‌گیرد...

سریال گل سنگ قسمت ۷

خلاصه داستان: پروانه، عیسوی را شاهد می‌گیرد تا حقانیت خود را در ارتباط نداشتن با فرامرز، نزد مهناز و پرهام ثابت کند. عیسوی اما فرصت را برای ابراز علاقه‌اش به پروانه از دست نمی‌دهد؛ آن هم در حالی که تمام حواس پروانه متوجه تصمیم به قصاصی است که مهناز و پرهام در سر دارند...

سریال گل سنگ قسمت ۶

خلاصه داستان: فرامرز وقتی می‌بیند بین پرهام و پروانه درباره حکم قصاص پدرشان اختلاف افتاده، فرصت را برای کامل کردن انتقامش از ایرج مناسب می‌بیند...

سریال گل سنگ قسمت ۵

خلاصه داستان: فرامرز وقتی می‌بیند بین پرهام و پروانه درباره حکم قصاص پدرشان اختلاف افتاده، فرصت را برای کامل کردن انتقامش از ایرج مناسب می‌بیند...

سریال گل سنگ قسمت ۴

خلاصه داستان: ایرج بعد از درگیری با محبوبه، خودش را به پلیس معرفی می‌کند. برای او حکم قانون هیچ اهمیتی ندارد؛ ایرج تنها می‌خواهد بفهمد آیا محبوبه به او خیانت کرده است یا نه...

سریال گل سنگ قسمت ۳

خلاصه داستان: ایرج مستاصل، دست به دامان مهناز و پروانه می‌شود تا شاید محبوبه را از جدایی منصرف کند. غافل از فرامرزی که با اطلاع از ماجرا، فرصت را برای انتقام غنیمت می‌شمارد...

سریال گل سنگ قسمت ۲

خلاصه داستان: حرف‌های همسایه‌ها دربارهٔ فریبا و تصویر کاغذ دیواری گل سرخ، محبوبه را نسبت به شوهرش ایرج مشکوک می‌کند. پیگیری این شک، محبوبه را در مسیر باورنکردنی قرار می‌دهد...

سریال گل سنگ قسمت ۱

خلاصه داستان: مشاور املاکی به نام عیسوی، خانه‌ای را به خانواده فدایی نشان می‌دهد. ایرج با خریدن آن خانه موافق نیست، محبوبه اما برای جور شدن پول خرید خانه، ایرج را مجبور می‌کند که حلقه‌های ازدواجشان را هم بفروشند. غافل از اینکه در آن خانه، رازی در انتظارش است...