خلاصه داستان: خنجری به عمارت برگشته و بعد از قبول کردن درخواست ازدواجش از طرف خانم طالبی، در تدارک مراسم عروسی است. خاله خاور هم به همراه دخترهایش فعلا قصد رفتن از خانه خانم طالبی را ندارند و با همه دردسرهایشان ماندگار شدند. البته همیشه همهچیز خوب پیش نمیرود!
خلاصه داستان: ناراحتیهای بیمورد خنجری تا جایی زیاد میشود که او قصد ترک خانه خانم طالبی را دارد. از طرفی با پخش شدن فیلم زهره در فضای مجازی، او با لباس زنانه این طرف و آن طرف میرود، البته خانوادهاش هم به لطف یزید همچنان در خانه خانم طالبی مستقر هستند...
خلاصه داستان: عشق یزید به فتانه علنی شده و هم خانواده زهره و خاندانش خانه خانم طالبی ماندگار شدند، هم خنجری دست از سر یزید برداشته! از طرفی ظفر به دلیل رفتارهای خنجری توانسته به خانم طالبی نزدیک شود...
خلاصه داستان: خانم طالبی که به خاطر گروه خون بمبئی کارهای خنجری را تحمل میکند، مجبور به زندگی با خاندان زهره شده است! خنجری هم که میبیند جایگاهش ضعیف شده، با کمک ظفرعلی میخواهد خودش را پیش خانم طالبی عزیز کند. از طرفی به نظر میرسد یزید از بودن ویلوچیها و شلوغکاریهای آنها در عمارت چندان هم ناراحت نیست...
خلاصه داستان: در قسمت دهم سریال کمدی سالهای دور از خانه، دربهدری ویلوچیها ادامه دارد تا خنجری فرشته نجات آنها شود! یزید هم برگشته و خانم طالبی دغدغه لیموزین داغون شده و عقاب گمشدهاش را دارد. در این بین ظفرعلی با حضور فعالش در خانه خانم طالبی، به نظر میرسد نمیتواند از امکانات آنجا دل بکند!
خلاصه داستان: در قسمت نهم، درگیریهای بعد از عروسی فرنگیس و آقا محمود تا جایی ادامه پیدا کرده که خاله خاور با حضور اهالی ویلوچ مجبور به اسبابکشی میشود! ظفرعلی هم بدتر از خنجری در خانه خانم طالبی لنگر انداخته! البته همچنان خبری از عقاب یزید نیست....
خلاصه داستان: خانم فرنگیس فردوسیپور، فرزند عادل فردوسیپور! آیا وکیلم که... به نظر میرسد مشکلات حل شده و قرار است عروسی فرنگیس و آقا محمود ادامه پیدا کند، اما همیشه دردسرهای جدیدی در راهند! خنجری هم که ماشین یزید را برداشته، باید نگران خانم طالبی باشد که ناگهان سر و کلهاش پیدا میشود!
خلاصه داستان: خانم فرنگیس فردوسیپور، فرزند عادل فردوسیپور! آیا وکیلم که... به نظر میرسد مشکلات حل شده و قرار است عروسی فرنگیس و آقا محمود ادامه پیدا کند، اما همیشه دردسرهای جدیدی در راهند! خنجری هم که ماشین یزید را برداشته، باید نگران خانم طالبی باشد که ناگهان سر و کلهاش پیدا میشود!
خلاصه داستان: بالاخره مراسم عروسی محمود و فرنگیس برگزار میشود. مراسمی که اصلا بدون دردسر نیست مخصوصا وقتی خواننده مجلس، «دیجی ظفرعلی» باشد که خودش یک مشکل است، پسرخاله خنجری بودنش صد مشکل! با این وضعیت، آیا عروسی ختم به خیر میشود؟!
خلاصه داستان: علیرغم تلاش بسیار خنجری و زهره، خانم طالبی بالاخره به امضای قرارداد با یزید نزدیک میشود اما خنجری که عاشق خانم طالبی شده، دست بردار نیست!
خلاصه داستان: خنجری که بد موقع از خانم طالبی خواستگاری کرده بود، گرفتار بازداشتگاه میشود و یکبار دیگر، دوستان کارتنخوابش را ملاقات میکند؛ ملاقاتی که اتفاقات زیادی را به دنبال دارد!