ادمین بزرگوار! اگر شما و سایر دوستان بامرام اجازه میدن از کارهای خودم پُست بذارم، بفرمائید؟! (یا فقط بهره مند از بیانات و مطالب دوستان باشم!؟)
امر، امر شما و دوستانه و مانی دیگه قرار نیست یاغی باشه!!!
پسره نوشته :
چه مسخره است !
سوال امتحانی که می گویید: جای خالی را با گزینه ی مناسب پر کنید… !
من اگه می تونستم جای خالی “تو” را پر می کردم ..
.
.
.
رفیقش زیرش کامنت گذاشته: گند زدی تو امتحانت گردن بقیه ننداز 😀 😐
دختری از مردی پرسید :
چرا تا مرز دیوانگی عاشق کسی میشوم
در حالی که میدانم در نهایت به اون نمیرسم ؟
مرد جواب داد :
به من بگو چرا زندگی میکنیم
در حالی که میدانیم در آخر می میریم !؟
هیچی دیگه
دختره هم زد تو دهنش
گفت سوال منو با سوال جواب نده ! 😐
کاریکلماتور حاصل پیوند «کاریکاتور» و «کلمه» است و در حقیقت کاریکاتوری است که با کلمه بیان شده است. قالب آن نثر است و نوعی بازی زبانی دارد تا بتواند گفتنی ها را دیدنی (تصویری) کند و معمولاً بار طنز دارد.
مهمترین ویژگی های کاریکلماتور، ایهام (چند معنایی)، ایجاز (کوتاهی)، تضاد، تخیل، غافلگیری و طنز می باشد.
کاریکلماتور از چند معنایی واژه ها سود می برد. مبتکر این صنعت ادبی، زنده یاد استاد “پرویز شاپور” بودند که اولین بار در سال ۱۳۴۷ در مجله ی خوشه به سردبیری احمد شاملو، آثارش را به چاپ رساند.
کاریکلماتور دارای دو ویژگی کوتاهی و وارونه دیدن است و در آن از صنایعی ادبی که بیشتر ساخت معنایی دارند استفاده می شود.
کاریکلماتور یعنی کاری کنیم که کلمات به تور بیفتند! (ناصر فیض)
کاریکلماتورهای محمدحسن صادقی (قسمت دوم)
* برای اینکه راهم پایـدار بماند، تا پای دار می روم!
* آدم بیخود، نمی تواند خودی نشان بدهد!
* با اخلاق سگی، نمی توان گربه نگه داشت!
* برنامه های تلویزیونی، به نصب نیـاز ندارند!
* تـاکـتیک ساعـت، تـیک تـاک است!
* پنچری، پول آدم را به باد می دهد!
* پسر لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟ گفت: از پدرم! (گلستان پسر سعدی)
نقیضه، شعری است که به تقلید از شعر دیگری با همان وزن و ردیف و قافیه گفته شده و مبتنی بر طنز (یا گاهی هزل) است! خودمانیاش میشود اینکه اثر دوّمی، با شعر اصلی حسابی شوخی دارد!
مثال: شعر اصلی:
تو برای وصل کردن آمدی یا برای فصل کردن آمدی؟! (مولوی)
نقیضه اش:
تو برای درک مطلب آمدی یا برای کسب مدرک آمدی؟؟؟ (اساتید دانشگاه)
نکته: معمولاً شهر اصلی، شعر معروف و شناخته شده ای است و آن را نمی آورند!
کاریکلماتورهای محمدحسن صادقی (قسمت سوم)
* برای دل بـسـتن، دلـبـنـد لازم است!
* اجناس چینی، بدجنس اند!
* آیه ی یأس را با صوت می خوانم!
* آپارتمانها هم، اختلاف طبقاتی دارند!
* آلودگی هوا، عینک دودی را تحریم می کند!
* بار کـج به کـوچه ی عـلی چـپ می رود!
* افسوس بر گذشته و ترس از آینده، حال همه را می گیرد!
* جوجه تیغی، تا دندان مسلح است!
* چشمانت، نمایشگاه دائمی اند!
* حرفی برای گفتن نداشتن، خیلی حرف دارد!
نقیضه های محمدحسن صادقی (قسمت دوم)
بی تو مهناز، شبی با سر کوچه نشستم
توی وایبر می لولولیدم، آیفونو شیشم تو دستم …
***
چنان فینگیلیش تایپ کردم بسی
به کلی فراموش شد، فارسی!
***
میازار موری که دان شش است
که دانه کشی گونه ای ورزش است!
***
مزن بر سر بنده با دسته بیل
بگیر این کلنگو، دیگه بسته بیل!
***
توانا بود هر که نادان بود
که دانا کنون تحت درمان بود!
منکه هیچ جذابیت و زیبایی در این نقیضه ها نمیبینم .
بنظرم خیلی هم بی مزه و زشتن ،که چی اشعار شاعران معروف و زیبایی ایرانی رو به این شکل در بیاریم ،بنظرم بهتره ایشون هنر و خلاقیتشون رو در جایی دیگه ای بروز بدهند .
از اظهار نظر صریح سرکار خانم و وقتی که گذاشتین، بی نهایت سپاسگذارم!
نقیضه سازی، یک آفرینش ادبی با قدمت صدساله ست و بیشتر شعرا و اساتید معاصر، اون رو تأیید نموده اند و البته قرار هم نیست به استواری و انسجام شعر اصلی باشه، بلکه قراره ساده و عامه پسند و اتفاقاً در تقابل با اثر اصلی باشه!
اما چون احترام بسیار زیادی برای شما قائلم، امر ملوکانه سرکار رو اطاعت می کنم و نقیضه ی دیگه ای ارائه نمیدم. باز هم ممنون از لطف سرکار!
این حق مسلم هر مخاطب است که:
آنچه نمی خواهد، نبیند
و آنچه نمی بینید، نخواهد!
بنده ی حقیر کمترین تمام نظرات دوستان و گاهأ دشمنانم را تمام و کمال میخوانم و نظرات شما هم ازین قاعده مستثنی نیستند ،پس منتی نیست بر شما ،که من کار همیشگی ام را انجام داده ام .اما بعد …بنده میدانم که نقیضه در ادبیات فارسی دارای چه جایگاهی است ،میدانم که جواب شکنده و مخالف به شعر یا نثر کسی دیگر دادن است ، و جدی نیست در حوزه ی هزل و هجا و طنز قرار میگیرد و یا بشکلی دیگر شوخی مباح است .بنده فقط نظر خودم را گفتم و برای شما ممانعت ایجاد نکرده و دستور یا خواهشی از شما برای دادن اینگونه نظرات نداشته ام .شما کماکان در انتخاب و نوشتن نظراتتان راحت باشید .
سایه عالی مستدام .
اینجا در “دوستی ها”، “دشمنی” جایی نداره و زحمات و تلاشهای سرکار خانم در ارائه ی مطالب محبت آمیز و دوستانه از همگان بیشتر بوده و مطالعه و سیطره شما بر ادبیات رو بنده در همین دوستی ها، بارها تصدیق نموده ام.
به نظر من، استفاده از ترکیب “بنده ی حقیر کمترین” شما در نظر آخر، نهایت خاکساری، فروتنی و بلند همتی شما رو می رسونه و بودن در سایه و رکاب چنین بانوی فرزانه و متواضعی، مایه ی مباحات و افتخاره.
تقدیم به تمام دوستی ها:
ما گدایان خیل سلطانیم
شهربند هوای جانانیم
بنده را نام خویشتن نبود
هر چه ما را لقب دهند، آنیم
گر برانند و گر ببخشایند
ره به جای دگر نمیدانیم
چون دلارام میزند شمشیر
سر ببازیم و رخ نگردانیم
دیگران در هوای صحبت یار
زر فشانند و ما سر افشانیم
مر خداوند عقل و دانش را
عیب ما گو مکن که نادانیم
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشاکنان بُستانیم
هر چه گفتیم جز حکایت دوست
در همه عمر از آن پشیمانیم
سعدیا بی وجود صحبت یار
همه عالم به هیچ نستانیم
ترک جان عزیز بتوان گفت
ترک یار عزیز نتوانیم
جناب روشن دل
من بیچاره نیستم و فکر نکنم برای کپی یک جوک بیچاره بشم محض اطلاعتون 😐
جوکی که من تعریف کنم شخصیتش پسرس …،نه چیز دیگه قربان 😐
تا اونجایی که بنده میدونم فارسی ارزونتره …مال ما اینطوریه ،مشکلیه ؟؟؟
اینا جوک هست و عمومأ من کپی میکنم و اصلأ دلیلی برای توهین و بی ادبی نمی بینم .
شما میخواین بمن ناسزا بگید تا دلتون خنک بشه حرف دیگه ای هست ،الان دلتون خنک شد ؟؟؟
خدا رو شکر .
پرچمتون وقتی بالا میره که با دخترا کری بخونید وکم نیارید جناب .
آقا علیرضا 008
اختیار دارید ،ایشون مثل اینکه دل پری از من داشتند و ظاهرأ خوشحال شدند ،خدا رو شکر .
بزرگتر !!! 😐
شایعه ای بیش نبوده کوچکتر نباشم بزرگتر نیستم 😐
آرامش
با توجه به شناختی که این مدت از آقای روشن دل پیدا کردم فک نمیکنم همچین قصدی داشتن!شاید سو تفاهم شده و خواستن مزاح کنن 🙂
ولی اگه دعوا شد منم هستما 😀
یه سوت بزنی خودمو رسوندم 😉
غزال
من مثل شما فکر نمیکنم ،گر چه مهم هم نیست .بالاخره از بچه های دوستی ها هستند دیگه و یکی ازون هزاران که میخوان سر بتنم نباشه .ایشون شاد باشند اشکال نداره ،حالا ما فرض میکنم مزاح بوده .
دعوا نمیشه …تبادل نظره .
سوت بلد نیستم من 😐
ولی حتمأ یجوری صدات میکنم تو دسترس باشی هاااا 🙂
آرامش
اولا که همه شمارو دوست دارن… 🙂 چون مثل خودم دوست داشتنی هستی 😀 (شوخی کردم الب 😐 )
دوما منم سوت بلد نیستم..ولی به نظرم از این سوتا که ناظما دارن بگیریم 😀
سوما من همیشه در دسترسم ..خیالت راحت 🙂
جدی دهه هشتادی هستید !!؟؟
اگر متولد سال 80 هم باشید الان 13 سالتون باید باشه 😐
که خیلیم خوبه ،چندتا بهترین دوستانم هم اینجا کمی از من کوچکترندولی نه اینقد 😐
چیزشون نیست خیالتون راحت 😐
با سلام و تشکر از مدیریت، تمام دوستان، که با اجازه ی مدیر، نظراتشون جالبتره نسبت به خود پست و آقا مانی عزیز که علاوه بر جالب بودن مطالبشون، ازشون اطلاعاتی کسب میکنیم…
تقدیم به:
آقایان “مجتبی علیزاده” و “علی خان” ، سرکار خانم “فاطمه یاس” و تمام دوستان دوستی ها که نسبت به این بنده ی کمترین، همواره بیشترین لطف رو داشته اند:
من خاک کف پای و در کوی همانم
کو خاک کف پای و در کوی تو باشد
در پاسخ “آرامش”:
این نوشته از وبلاگ خانمی به نام مژگان برداشته شده، به نظرم خیلی جالبه از یک خانم ایرانی!
یک وقتهایی فکر میکنم مرد بودن چقدر میتواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمیگوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند.
هیچ انجمنی با پسوند «… مردان» خاص نمیشود.
مردها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلندگو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان میگویند.
در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند.وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول میشوند.
حتی همان مردهایی که دوستمان داشتند ولی رفتند…
یکی از همین مردهای همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند.
مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل…
همه از مردها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی… و خدا نکند یکی از اینها نباشند…
ما هم برای خودمان خوشیم!
مثلا از مردی که صبح تا شب دارد برای درآمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو میزند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون میزند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد.
توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند،خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه ما را با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند،و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع، قربان صدقه مان بروند،و هیچ زن زیباتری را اصلأ نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!
مردها دنیای غمگین صبورانه ای دارند.
بیایید قبول کنیم. مردها صبرشان از ما بیشتر است. وقتهایی که داد میزنند وقتهایی هم که توی خیابان دست به یقه میشوند، وقتهایی که چکشان پاس نمیشود، وقتهایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند،
وقتهایی که عرق کرده اند، وقتهایی که کفششان کثیف است. تمام این وقتها خسته اند و کمی غمگین.
و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را هم، دوست دارند.
دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد،
نکند من را برای شبهایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟
در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی…
مردها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی…
درست بر عکس دنیای ما.
بیایید بس کنیم.
بیایید میکرفون ها و تابلوهای اعتراضیمان را کنار بگذاریم.
من فکر میکنم مردها، واقعأ مردها،
آنقدرها که داریم نشان میدهیم، بد نیستند.
مردها احتمالأ دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین.
کمی آرامش در ازای همه فشارها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند.
کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم…
بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.
میم مثل مرد …
منم قبول دارم!
سلامتی همه مردای با معرفت…
من اصلا قصد توهین به مردان کشورم را نداشته و ندارم ،اینجا پست طنزه و مطلب من هم فقط طنز بود نه بقول شما تابلو های اعترض !!! جنجال نکنید ،فقط مزاح بود نه بیشتر .
.
.
٭٭★٭٭★٭٭★
درست است که زن و مرد در کنار یکدیگر به آرامش می رسند و به سکون می رسند اما کفه سنگین ترازو در ایجاد این آرامش به طرف جنس زن است. اوست که به عالم جاودانه و روحانیت نزدیک تر است. مرد بیشتر در وسط غوغای عالم گرفتار است اما در کنار زن، طعم این امنیت و آرامش را می چشد. مرد باید نگاهش به زن درست باشد و قدر این نعمت شگفت انگیز را که در کنارش آرمیده است بداند و او را تجلی رحمت پروردگار ببیند، زن نیز همچنین؛ چه تعبیر زیبایی در قرآن آمده است. “هُنَّ لِباسٌ لَکُم و انتُم لِباسٌ لَهُنّ”، زن و مرد در لباس شخصیت و عشق و حمایت یکدیگر را می پوشانند چنان که گویی یکی بدون دیگری عریان و بی حفاظ است. در این آیه زیبا از کلمه “لَکُم” برای مردان و “لَهُنّ” برای زنان استفاده شده است و به این معنی است که زن و مرد علیه یکدیگر نیستند بلکه در یک جهت و به سود دیگری می باشند. مرد باید بکوشد خود را برای همسر خرج کند و زن نیز همچنین؛ برای او، به نفع او و بخاطر او.
استاد الهی قمشه ای
.
.
٭٭★★٭٭★★
گفت من را کز مقام زن بگو
از تمامی وجود من بگو
گفتمش این بس که نام تو زن است
باغ فردوس زیر پاهایت کم است
عشق عالم در تمام جان توست
مهر گردون در دل دستان توست
این تویی کز عشق لبریزست دلت
روشن از مهرست چراغ منزلت
عشق آن گلچهره شاداب توست
عشق آن احساس پاک و ناب توست
آخر احساس توست مادر شدن
از برای عشق خاکستر شدن
تب شدن بیدار ماندن تا سحر
آخر سختی کشیدن از برای یک ثمر
عمر سوزاندن بدون چشمداشت
حق مادر را چه کس خواهد گذاشت
گر که مرد رکن و اساس محفل است
پشت هر مرد موفق یک زن است
گر نبودی جنس مرد کامل نبود
این جهان و زندگی کامل نبود
از برای توست این گلهای باغ
دوریت صد درد ارد با فراغ
در کنار تو دل من عاشق است
در دل دریای تو چون قایق است
ختم مطلب که اگر جنست نبود
گوهری اندر دل خلقت نبود .
.
.
«بسلامتی تمام زنان و مردان عزیز کشورم ایران اسلامی »
ادمین بزرگوار! اگر شما و سایر دوستان بامرام اجازه میدن از کارهای خودم پُست بذارم، بفرمائید؟! (یا فقط بهره مند از بیانات و مطالب دوستان باشم!؟)
امر، امر شما و دوستانه و مانی دیگه قرار نیست یاغی باشه!!!
بذار آقا مانی 🙂
فقط طولانی نشه هااااا ! 🙂
به نظر من البته 😐
امروز نمیدونم جوابِ کدوم کار نیکمو گرفتم!
.
.
.
.
.
.
رفتم نیم کیلو انار خریدم؛توش یه دونه گوجه بود ^_^
دوران نامزدی (برای دخترا) چه زمانی است؟
.
.
.
.
زمانی ک هیچ کس مخارجتو ب عهده نمیگیره ولی سر اینکه اختیارت با کیه دعواست 😐
پسره نوشته :
چه مسخره است !
سوال امتحانی که می گویید: جای خالی را با گزینه ی مناسب پر کنید… !
من اگه می تونستم جای خالی “تو” را پر می کردم ..
.
.
.
رفیقش زیرش کامنت گذاشته: گند زدی تو امتحانت گردن بقیه ننداز 😀 😐
ینی عین حقیقته 😐 توصیف مرد:
(رو اعصاب)در هنگام خرید
(باعث استرس)وقت حاضر شدن خانم براى مهمانى
(خودخواه)موقع تماشاى تلویزیون
(کمیاب)در زمان دلتنگى
(مهربان ودوستداشتنى)در خواب
(مظلوم)وقتى پول ندارد
(خوش زبان و بامزه ) براى دیگران
(پر رو و عصبانى)وقتى خطا کرده
(دست ودلبازوکاری ))برای مامانش
(روشن فکر )برای خواهرانش
(زیادی )درمسافرت
(دست وپاگیر)درمجالس
(طلبکار)درهمه مواقع
(مزاحم)موقع مهمانی دراشپزخانه
(خنگ)دربیاداوری مناسبتها
(بیش فعال)درمهمانیهای خانوادگی اش
اگر موردى جا مانده شما اضافه کنید … 😀
از کپک ، پنی سیلین ساختن ،ولی تو آخرش به هیچ دردی نخوردی 😐
از سر کوفت های مامانم به من 😐
دختری از مردی پرسید :
چرا تا مرز دیوانگی عاشق کسی میشوم
در حالی که میدانم در نهایت به اون نمیرسم ؟
مرد جواب داد :
به من بگو چرا زندگی میکنیم
در حالی که میدانیم در آخر می میریم !؟
هیچی دیگه
دختره هم زد تو دهنش
گفت سوال منو با سوال جواب نده ! 😐
دیگه سکوت
نه علامت رضاست
نه جواب ابلهان!
علامت بی حوصلگی آقا!!! 😐
میگم ی وقت زشت نباشه
.
.
.
.
.
.
.
همه دلشون گرفته و من عین خیالم نیست و دارم کیف میکنم ازینکه تنهام؟؟؟؟؟؟؟
آرامش خانوم این موارد رو برعکس هم همیشه استفاده کرد 😐
کاریکلماتور حاصل پیوند «کاریکاتور» و «کلمه» است و در حقیقت کاریکاتوری است که با کلمه بیان شده است. قالب آن نثر است و نوعی بازی زبانی دارد تا بتواند گفتنی ها را دیدنی (تصویری) کند و معمولاً بار طنز دارد.
مهمترین ویژگی های کاریکلماتور، ایهام (چند معنایی)، ایجاز (کوتاهی)، تضاد، تخیل، غافلگیری و طنز می باشد.
کاریکلماتور از چند معنایی واژه ها سود می برد. مبتکر این صنعت ادبی، زنده یاد استاد “پرویز شاپور” بودند که اولین بار در سال ۱۳۴۷ در مجله ی خوشه به سردبیری احمد شاملو، آثارش را به چاپ رساند.
کاریکلماتور دارای دو ویژگی کوتاهی و وارونه دیدن است و در آن از صنایعی ادبی که بیشتر ساخت معنایی دارند استفاده می شود.
کاریکلماتور یعنی کاری کنیم که کلمات به تور بیفتند! (ناصر فیض)
کاریکلماتورهای محمدحسن صادقی (قسمت دوم)
* برای اینکه راهم پایـدار بماند، تا پای دار می روم!
* آدم بیخود، نمی تواند خودی نشان بدهد!
* با اخلاق سگی، نمی توان گربه نگه داشت!
* برنامه های تلویزیونی، به نصب نیـاز ندارند!
* تـاکـتیک ساعـت، تـیک تـاک است!
* پنچری، پول آدم را به باد می دهد!
* پسر لقمان را گفتند: ادب از که آموختی؟ گفت: از پدرم! (گلستان پسر سعدی)
نقیضه، شعری است که به تقلید از شعر دیگری با همان وزن و ردیف و قافیه گفته شده و مبتنی بر طنز (یا گاهی هزل) است! خودمانیاش میشود اینکه اثر دوّمی، با شعر اصلی حسابی شوخی دارد!
مثال: شعر اصلی:
تو برای وصل کردن آمدی یا برای فصل کردن آمدی؟! (مولوی)
نقیضه اش:
تو برای درک مطلب آمدی یا برای کسب مدرک آمدی؟؟؟ (اساتید دانشگاه)
نکته: معمولاً شهر اصلی، شعر معروف و شناخته شده ای است و آن را نمی آورند!
نقیضه های محمدحسن صادقی (قسمت اول)
* تو کز دانش آموحتن در غمی
برو نهضت بی سوادان همی!
* راهیست راه عشق که هیچش کناره نیست
گاهی هزار سکّه بخواهند چاره چیست؟!
* بودیم و کسی پاس نمی داد بشوتیم
شاید چو بشوتیم بدانند که بودیم؟!
ممنون دوست عزیز
سایر دوستان رو نمیدونم ولی من از همین دو پستی که ارسال کردید دوتا مطلب که نمیدونستم رو یاد گرفتم
خیلی زیاد لطف کردید
سپاسگذارم! ممنون از اینکه وقت گذاشتین و خوندین!
من فقط دارم به شما و سایر دوستان درس پس میدم!
دستت درد نکنه
خیلی خوب بود
کاریکلماتورهای محمدحسن صادقی (قسمت سوم)
* برای دل بـسـتن، دلـبـنـد لازم است!
* اجناس چینی، بدجنس اند!
* آیه ی یأس را با صوت می خوانم!
* آپارتمانها هم، اختلاف طبقاتی دارند!
* آلودگی هوا، عینک دودی را تحریم می کند!
* بار کـج به کـوچه ی عـلی چـپ می رود!
* افسوس بر گذشته و ترس از آینده، حال همه را می گیرد!
* جوجه تیغی، تا دندان مسلح است!
* چشمانت، نمایشگاه دائمی اند!
* حرفی برای گفتن نداشتن، خیلی حرف دارد!
نقیضه های محمدحسن صادقی (قسمت دوم)
بی تو مهناز، شبی با سر کوچه نشستم
توی وایبر می لولولیدم، آیفونو شیشم تو دستم …
***
چنان فینگیلیش تایپ کردم بسی
به کلی فراموش شد، فارسی!
***
میازار موری که دان شش است
که دانه کشی گونه ای ورزش است!
***
مزن بر سر بنده با دسته بیل
بگیر این کلنگو، دیگه بسته بیل!
***
توانا بود هر که نادان بود
که دانا کنون تحت درمان بود!
منکه هیچ جذابیت و زیبایی در این نقیضه ها نمیبینم .
بنظرم خیلی هم بی مزه و زشتن ،که چی اشعار شاعران معروف و زیبایی ایرانی رو به این شکل در بیاریم ،بنظرم بهتره ایشون هنر و خلاقیتشون رو در جایی دیگه ای بروز بدهند .
از اظهار نظر صریح سرکار خانم و وقتی که گذاشتین، بی نهایت سپاسگذارم!
نقیضه سازی، یک آفرینش ادبی با قدمت صدساله ست و بیشتر شعرا و اساتید معاصر، اون رو تأیید نموده اند و البته قرار هم نیست به استواری و انسجام شعر اصلی باشه، بلکه قراره ساده و عامه پسند و اتفاقاً در تقابل با اثر اصلی باشه!
اما چون احترام بسیار زیادی برای شما قائلم، امر ملوکانه سرکار رو اطاعت می کنم و نقیضه ی دیگه ای ارائه نمیدم. باز هم ممنون از لطف سرکار!
این حق مسلم هر مخاطب است که:
آنچه نمی خواهد، نبیند
و آنچه نمی بینید، نخواهد!
بنده ی حقیر کمترین تمام نظرات دوستان و گاهأ دشمنانم را تمام و کمال میخوانم و نظرات شما هم ازین قاعده مستثنی نیستند ،پس منتی نیست بر شما ،که من کار همیشگی ام را انجام داده ام .اما بعد …بنده میدانم که نقیضه در ادبیات فارسی دارای چه جایگاهی است ،میدانم که جواب شکنده و مخالف به شعر یا نثر کسی دیگر دادن است ، و جدی نیست در حوزه ی هزل و هجا و طنز قرار میگیرد و یا بشکلی دیگر شوخی مباح است .بنده فقط نظر خودم را گفتم و برای شما ممانعت ایجاد نکرده و دستور یا خواهشی از شما برای دادن اینگونه نظرات نداشته ام .شما کماکان در انتخاب و نوشتن نظراتتان راحت باشید .
سایه عالی مستدام .
اینجا در “دوستی ها”، “دشمنی” جایی نداره و زحمات و تلاشهای سرکار خانم در ارائه ی مطالب محبت آمیز و دوستانه از همگان بیشتر بوده و مطالعه و سیطره شما بر ادبیات رو بنده در همین دوستی ها، بارها تصدیق نموده ام.
به نظر من، استفاده از ترکیب “بنده ی حقیر کمترین” شما در نظر آخر، نهایت خاکساری، فروتنی و بلند همتی شما رو می رسونه و بودن در سایه و رکاب چنین بانوی فرزانه و متواضعی، مایه ی مباحات و افتخاره.
تقدیم به تمام دوستی ها:
ما گدایان خیل سلطانیم
شهربند هوای جانانیم
بنده را نام خویشتن نبود
هر چه ما را لقب دهند، آنیم
گر برانند و گر ببخشایند
ره به جای دگر نمیدانیم
چون دلارام میزند شمشیر
سر ببازیم و رخ نگردانیم
دیگران در هوای صحبت یار
زر فشانند و ما سر افشانیم
مر خداوند عقل و دانش را
عیب ما گو مکن که نادانیم
تنگ چشمان نظر به میوه کنند
ما تماشاکنان بُستانیم
هر چه گفتیم جز حکایت دوست
در همه عمر از آن پشیمانیم
سعدیا بی وجود صحبت یار
همه عالم به هیچ نستانیم
ترک جان عزیز بتوان گفت
ترک یار عزیز نتوانیم
آخر همه چیز خوبه؛ اگه دیدی خوب نشد، بدون آخرش نشده! (چارلی چاپلین)
وقتی یکی پشت سرت حرف میزنه ،دوحالت بیشتر نداره
یا میخواد جات باشه نمیتونه
یا میخواد بات باشه نمیتونه
موﺭﺩ ﺩﺍﺷﺘﻴﻢ پسره ﺗﻮ ﻓﻴﺲ ﺑﻮﻙ ﺍﺳﺘﺎﺗﻮﺱ ﻓﺎﺭﺳﻲ ﻣﻴﺬﺍﺷﺖ ﻓﻜﺮ ﻣﻴﻜﺮﺩ
ﺍﺭﺯﻭﻥ ﺗﺮ ﻣﻴﻮﻓﺘﻪ پسرس دیگر 😀
پسره امده بانک
متصدی بانک یه بسته 5000تومنی بهش داده میگه بشمار ببین درسته
شمرده میگه 2تومن کمه
😐
آرامش خانم سلام
لازم به ذکره شخصیت جوک رو عوض کردی فدای سرت
ولی انگلیسی ارزونتره نه فارسی
بیچاره جوک بلد نیستی بگی
حالا پرچم پسرا بالا
مدیر بابت مطالب زیبا ممنون
جناب روشن دل
من بیچاره نیستم و فکر نکنم برای کپی یک جوک بیچاره بشم محض اطلاعتون 😐
جوکی که من تعریف کنم شخصیتش پسرس …،نه چیز دیگه قربان 😐
تا اونجایی که بنده میدونم فارسی ارزونتره …مال ما اینطوریه ،مشکلیه ؟؟؟
اینا جوک هست و عمومأ من کپی میکنم و اصلأ دلیلی برای توهین و بی ادبی نمی بینم .
شما میخواین بمن ناسزا بگید تا دلتون خنک بشه حرف دیگه ای هست ،الان دلتون خنک شد ؟؟؟
خدا رو شکر .
پرچمتون وقتی بالا میره که با دخترا کری بخونید وکم نیارید جناب .
آرامش خانوم من از طرف جامعه پسران خوب از شما درخواست میکنم ببخشیدش 😐
بخشش از بزرگان هست 😐
آخه شنیدم دهه پنجاهی هستین 😐 😐
آقا علیرضا 008
اختیار دارید ،ایشون مثل اینکه دل پری از من داشتند و ظاهرأ خوشحال شدند ،خدا رو شکر .
بزرگتر !!! 😐
شایعه ای بیش نبوده کوچکتر نباشم بزرگتر نیستم 😐
* حرفهایی که پشت سرت می زنند، به همان جا تعلق دارد، یعنی به پشت سرت!
* وقتی دیگران پشت سرت حرف می زنند، یعنی دو قدم از تو عقب ترند!
آرامش خانوم یعنی شماهم مثل من دهه هشتادی هستین 😐 😐 😐
آرامش جون کمک خواستی بگو! 😉
دوستم تنها نیستا 😐
ضمنا اس ام اس فارسی ارزونتره.فقط تعداد کلماتش کمتره. 😐
فاطمه یاس عزیزم
ممنون ، با دلگرمی بودنتون ،دل منم قرصه ،دوستانند دیگر و همیشه لطفشون شامل حالم میشه. چشم کمک خواستم حتمأ میگم 🙂
آقا علیرضا
یکم از شما بزرگتر … 😐
شما ودهه هشتادی !!! 😐
آرامش
با توجه به شناختی که این مدت از آقای روشن دل پیدا کردم فک نمیکنم همچین قصدی داشتن!شاید سو تفاهم شده و خواستن مزاح کنن 🙂
ولی اگه دعوا شد منم هستما 😀
یه سوت بزنی خودمو رسوندم 😉
غزال
من مثل شما فکر نمیکنم ،گر چه مهم هم نیست .بالاخره از بچه های دوستی ها هستند دیگه و یکی ازون هزاران که میخوان سر بتنم نباشه .ایشون شاد باشند اشکال نداره ،حالا ما فرض میکنم مزاح بوده .
دعوا نمیشه …تبادل نظره .
سوت بلد نیستم من 😐
ولی حتمأ یجوری صدات میکنم تو دسترس باشی هاااا 🙂
آرامش
اولا که همه شمارو دوست دارن… 🙂 چون مثل خودم دوست داشتنی هستی 😀 (شوخی کردم الب 😐 )
دوما منم سوت بلد نیستم..ولی به نظرم از این سوتا که ناظما دارن بگیریم 😀
سوما من همیشه در دسترسم ..خیالت راحت 🙂
غزال بانو
در دوست داشتنی بودن شما که شکی نیست …بجون بابک ( جای حمید خان خالی ) 🙂
سوتم باهات موافقم.
خیالم راحت شد ،ممنون دوستم 🙂
بعله مگه دهه هشتادیا چشونه!!! 😐
جدی دهه هشتادی هستید !!؟؟
اگر متولد سال 80 هم باشید الان 13 سالتون باید باشه 😐
که خیلیم خوبه ،چندتا بهترین دوستانم هم اینجا کمی از من کوچکترندولی نه اینقد 😐
چیزشون نیست خیالتون راحت 😐
با سلام و تشکر از مدیریت، تمام دوستان، که با اجازه ی مدیر، نظراتشون جالبتره نسبت به خود پست و آقا مانی عزیز که علاوه بر جالب بودن مطالبشون، ازشون اطلاعاتی کسب میکنیم…
تقدیم به:
آقایان “مجتبی علیزاده” و “علی خان” ، سرکار خانم “فاطمه یاس” و تمام دوستان دوستی ها که نسبت به این بنده ی کمترین، همواره بیشترین لطف رو داشته اند:
من خاک کف پای و در کوی همانم
کو خاک کف پای و در کوی تو باشد
مانی جون دستت درد نکنه .عالی بود
در پاسخ “آرامش”:
این نوشته از وبلاگ خانمی به نام مژگان برداشته شده، به نظرم خیلی جالبه از یک خانم ایرانی!
یک وقتهایی فکر میکنم مرد بودن چقدر میتواند غمگین باشد. هیچ کس از دنیای مردانه نمیگوید. هیچ کس از حقوق مردان دفاع نمیکند.
هیچ انجمنی با پسوند «… مردان» خاص نمیشود.
مردها نمادی مثل رنگ صورتی ندارند. این روزها همه یک بلندگو دست گرفته اند و از حقوق و دردها و دنیای زنان میگویند.
در حالی که حق و درد و دنیای هر زنی یکی از همین مردها است. یکی از همین مردهایی که دوستمان دارند.وقتی میخواهند حرف خاصی بزنند هول میشوند.
حتی همان مردهایی که دوستمان داشتند ولی رفتند…
یکی از همین مردهای همیشه خسته. از همین هایی که از 18 سالگی دویدن را شروع میکنند. و مدام باید عقب باشند.
مدام باید حرص رسیدن به چیزی را بخورند. سربازی، کار، در آمد، تحصیل…
همه از مردها همه توقعی دارند. باید تحصیل کرده باشند. پولدار، خوشتیپ، قد بلند، خوش اخلاق، قوی… و خدا نکند یکی از اینها نباشند…
ما هم برای خودمان خوشیم!
مثلا از مردی که صبح تا شب دارد برای درآمد بیشتر برای فراهم کردن یک زندگی خوب برای ما که عشقشان باشیم به قولی سگ دو میزند، توقع داریم که شبش بیاید زیر پنجره مان ویالون بزند و از مردی که زیر پنجره مان ویالون میزند توقع داریم که عضو ارشد هیات مدیره ی شرکت واردات رادیاتور باشد.
توقع داریم همزمان دوستمان داشته باشند، زندگی مان را تامین کنند، صبور باشند و دلداریمان بدهند،خوب کار کنند و همیشه بوی خوب بدهند و زود به زود سلمانی بروند و غذاهای بد مزه ما را با اشتیاق بخورند و با ما مهمانی هایی که دوست داریم بیایند و هر کسی را که ما دوست داریم دوست داشته باشند،و دوست های دوران مجردیشان را فراموش کنند و نان استاپ توی جمع، قربان صدقه مان بروند،و هیچ زن زیباتری را اصلأ نبینند و حتی یک نخ هم سیگار نکشند!
مردها دنیای غمگین صبورانه ای دارند.
بیایید قبول کنیم. مردها صبرشان از ما بیشتر است. وقتهایی که داد میزنند وقتهایی هم که توی خیابان دست به یقه میشوند، وقتهایی که چکشان پاس نمیشود، وقتهایی که جواب اس ام اس شب به خیر را نمیدهند،
وقتهایی که عرق کرده اند، وقتهایی که کفششان کثیف است. تمام این وقتها خسته اند و کمی غمگین.
و ما موجودات کوچک شگفت انگیز غرغروی بی طاقت را هم، دوست دارند.
دوستمان دارند و ما همیشه فکر میکنیم که نکند من را برای خودم نمیخواهد برای زیبایی ام میخواهد،
نکند من را برای شبهایش میخواهد؟ نکند من را برای چال روی لپم میخواهد؟
در حالی که دوستمان دارند؛ ساده و منطقی…
مردها همه دنیایشان همین طوری است. ساده و منطقی…
درست بر عکس دنیای ما.
بیایید بس کنیم.
بیایید میکرفون ها و تابلوهای اعتراضیمان را کنار بگذاریم.
من فکر میکنم مردها، واقعأ مردها،
آنقدرها که داریم نشان میدهیم، بد نیستند.
مردها احتمالأ دلشان زنی میخواهد که کنارش آرامش داشته باشند. فقط همین.
کمی آرامش در ازای همه فشارها و استرس هایی که برای خوشبخت کردن ما تحمل میکنند.
کمی آرامش در ازای قصر رویایی که ما طلب میکنیم…
بر خلاف زندگی پر دغدغه ای که دارند، تعریف مردها از خوشبختی خیلی ساده است.
میم مثل مرد …
منم قبول دارم!
سلامتی همه مردای با معرفت…
نشرکنید تا همه بخوانند…
بخدا مردا هم دل دارند…..
تقدیم به تمام آقایون
من اصلا قصد توهین به مردان کشورم را نداشته و ندارم ،اینجا پست طنزه و مطلب من هم فقط طنز بود نه بقول شما تابلو های اعترض !!! جنجال نکنید ،فقط مزاح بود نه بیشتر .
.
.
٭٭★٭٭★٭٭★
درست است که زن و مرد در کنار یکدیگر به آرامش می رسند و به سکون می رسند اما کفه سنگین ترازو در ایجاد این آرامش به طرف جنس زن است. اوست که به عالم جاودانه و روحانیت نزدیک تر است. مرد بیشتر در وسط غوغای عالم گرفتار است اما در کنار زن، طعم این امنیت و آرامش را می چشد. مرد باید نگاهش به زن درست باشد و قدر این نعمت شگفت انگیز را که در کنارش آرمیده است بداند و او را تجلی رحمت پروردگار ببیند، زن نیز همچنین؛ چه تعبیر زیبایی در قرآن آمده است. “هُنَّ لِباسٌ لَکُم و انتُم لِباسٌ لَهُنّ”، زن و مرد در لباس شخصیت و عشق و حمایت یکدیگر را می پوشانند چنان که گویی یکی بدون دیگری عریان و بی حفاظ است. در این آیه زیبا از کلمه “لَکُم” برای مردان و “لَهُنّ” برای زنان استفاده شده است و به این معنی است که زن و مرد علیه یکدیگر نیستند بلکه در یک جهت و به سود دیگری می باشند. مرد باید بکوشد خود را برای همسر خرج کند و زن نیز همچنین؛ برای او، به نفع او و بخاطر او.
استاد الهی قمشه ای
.
.
٭٭★★٭٭★★
گفت من را کز مقام زن بگو
از تمامی وجود من بگو
گفتمش این بس که نام تو زن است
باغ فردوس زیر پاهایت کم است
عشق عالم در تمام جان توست
مهر گردون در دل دستان توست
این تویی کز عشق لبریزست دلت
روشن از مهرست چراغ منزلت
عشق آن گلچهره شاداب توست
عشق آن احساس پاک و ناب توست
آخر احساس توست مادر شدن
از برای عشق خاکستر شدن
تب شدن بیدار ماندن تا سحر
آخر سختی کشیدن از برای یک ثمر
عمر سوزاندن بدون چشمداشت
حق مادر را چه کس خواهد گذاشت
گر که مرد رکن و اساس محفل است
پشت هر مرد موفق یک زن است
گر نبودی جنس مرد کامل نبود
این جهان و زندگی کامل نبود
از برای توست این گلهای باغ
دوریت صد درد ارد با فراغ
در کنار تو دل من عاشق است
در دل دریای تو چون قایق است
ختم مطلب که اگر جنست نبود
گوهری اندر دل خلقت نبود .
.
.
«بسلامتی تمام زنان و مردان عزیز کشورم ایران اسلامی »
عالی بود ارامش جان
خواهش .
ممنونم . 🙂
باید که شیو ه ی سخنم را عوض کنم
شد، شد، اگر نشد، دهنم را عوض کنم
گاهی برای خواندن یک شعر لازم است
روزی سه بار انجمنم را عوض کنم
از هر سه انجمن که در آن شعر خوانده ام
آنگه مسیر آمدنم را عوض کنم
در راه اگر به خانه ی یک دوست سر زدم
این بار، شکل در زدنم را عوض کنم
وقتی چمن رسیده به اینجای شعر من
وقت است قیچی چمنم را عوض کنم
پیراهنی به غیر غزل نیست در برم
گفتی که جامه ی کهنم را عوض کنم
دستی به جام باده و دستی به زلف یار
پس من چگونه پیرهنم را عوض کنم؟!
شعرم اگر به ذوق تو باید عوض شود
باید تمام آنچه منم را عوض کنم
دیگر زمانه شاهد ابیات زیر نیست
روزی که شیوه ی سخنم را عوض کنم
مرگا به من! که با پر طاووس عالمی
یک موی گربه ی وطنم را عوض کنم!
وقتی چراغ مه شکنم را شکسته اند
باید چراغ مه شکنم را عوض کنم
عمری به راه نوبت ماشین نشسته ام
امروز می روم لگنم را عوض کنم
تا شاید اتفاق نیفتد از این به بعد
روزی هزار بار فنم را عوض کنم
با من برادران زنم خوب نیستند
باید برادران زنم را عوض کنم!
دارد قطار عمر کجا می برد مرا؟
یارب! عنایتی! ترنم را عوض کنم
ور نه ز هول مرگ زمانی هزار بار
مجبور می شوم کفنم را عوض کنم
(ناصر فیض)
توضیح: شعر بالا، نقیضه ای بر این شعر آقای “علی داوودی” است:
هر شب میان مقبره ها راه می روم
شاید هوای زیستنم را عوض کنم …