- Admin
- ۰۶ دی ۱۳۹۳
- فلسفی و آموزنده
- 74397 بازدید
- ۶۶ نظر
جدیدترین جملات الهام بخش و عکس نوشته های آموزنده برای زندگی
گلچین تصاویر خواندنی و بسیار زیبا و با مفهوم برای زندگی
جهت مشاهده سایر عکس ها به ادامه مطلب مراجعه فرمائید …
…
گلچین تصاویر خواندنی و بسیار زیبا و با مفهوم برای زندگی
جهت مشاهده سایر عکس ها به ادامه مطلب مراجعه فرمائید …
…
نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها
ادمین جان ضمن عرض خسته نباشی به شما و انشالله که سلامت و عاشق باشید… ممنون بابت همه چیز 🙂
——————————————————
پسرک با وجودی که فقیر بود اما از راه دست فروشی امرار معاش میکرد تا بتواند برای تحصیلات خود پول جمع کند.
آخر شب فرا رسیده بود و او هیچ چیزی نفروخته بود.به شدت گرسنه بود و نمی دانست با اندک پولی که در اختیار دارد چگونه خود را سیر کند.اما فشار گرسنگی او را بی طاقت کرده بود.به همین خاطر زنگ مغازه ای را زد و منتظر ماند تا صاحب مغازه در را باز کند و در ازای پول کمی که دارد اندکی نان به او بدهد اما تا صاحب مغازه در را باز کرد پسرک دستپاچه شد و از مغازه دار که زن جوانی بود تقاضای یک لیوان آب کرد.مغازه دار که فهمیده بود پسرک گرسنه است یک لیوان شیر برای او آورد.پسرک شیر را تا ته سر کشید و با احتیاط از زن پرسید که قیمت آن چقدر است؟مغازه دار پاسخ داد:”خداوند به ما دستور داده که هرگز برای محبتی که میکنیم پول درخواست نکنیم”
پسرک تشکر کرد و با چشمانی قدر شناس واشکبار رفت.
سالها بعد آن پسر جوان ادامه تحصیل داد و به پایتخت رفت و یکی از بهترین فوق تخصصی های قلب شد.
سال ها بعد آن مغازه دار دچار بیماری قلبی شد و چون پزشکان شهرش از درمان او عاجز شدند راهی پایتخت شد و به دلیل وخامت بیماری پزشک بیمارستان از پروفسور” هوارد کلی” درخواست کمک کرد.پرفسور به محض روبرو شدن با زن و مطالعه پرونده اش او را شناخت.
با هزینه خود او را بستری نمود و شخصا چندین عمل جراحی گران قیمت بر روی قلب او انجام داد سر انجام معالجات موثر واقع شد و بعد از چندین ماه زن از مرگ حتمی نجات یافت.
روزی که زمان ترک بیمارستان رسید پاکت صورتحساب را مقابل مغازه دار گذاشتند او بی اختیار به گریه افتاد چرا که می دانست باید تا آخر عمر هزینه این بیمارستان و پزشک معالجش را پرداخت کند.اما وقتی پاکت را باز کرد با کمال حیرت متوجه کاغذ کوچکی شد که در ان نوشته بود:”کل هزینه عمل جراحی مساوی یک لیوان شیر سالها قبل است.”
—————————————————————
http://www.uplooder.net/img/image/55/0aabcd62fa798a9d3de04af9705901bb/fields_14.jpg
خیلی ممنون از زحماتت و لطفی که به من و سایت داری. اولین لایک رو من زدم 😉
سومین لایکم من زدم.
ممنون از هر دو عزیز… 🙂
ممنون از شما ادمین جان راستی ببخشید میخواستم یه عذر خواهی هم بکنم بابت این که مطلب بلند میزارم از این به بعد انشالله سعی خودمو میکنم که کمتر کنم و بیشتر اون لیک هارو بزنم چهارمیش هم من زدم یا حق 🙂
———————
و تشکر از داش مهدی ..یا حق 🙂
آقا “MOSLEM” عزیز! شما همواره در ارائه مطالب ارزشی و اخلاقی پیش رو و طلایه دار بودین و طبع والا و درک بالای شما در انتخاب مضامین انسانی بی نظیره!
من خودم بارها از این مطالب شما، متنبه و بهره مند شده ام و درود و سپاس فراوان می فرستم به شما دوست فرهیخته! خسته نباشید!
واقعا حرفای درستی بودن
امیدوارم همگی استفاده کنیم و راحت زندگی کنیم
آنگاه که غرور کسی را له میکنی؛
آنگاه که کاخ آرزوهای کسی را ویران میکنی؛
آنگاه که شمع امید کسی را خاموش میکنی؛
آنگه که بنده ای را نادیده میگیری؛
آنگاه که گوشت را میبندی تا صدای غرور خرد شده دیگران را نشنوی؛
میخواهم بدانم دستانت را به سوی کدام آسمان دراز میکنی؛
تا برای خوشبختی خودت دعا کنی؟؟
گاهی با تمام وجود
در میابم که
هرکس حتی اگر بهترین کس باشد،
اگر در زمانی که باید باشد ،نباشد…
همان بهتر که نباشد..!!
“لوئیس بونوئل”
ممنون که گفتید ..همیشه نام صاحب اثر رو میذارم مگه اینکه فراموش کنم.. ولى اینجا چون بین ایشون(لوئیس بونوئل)و شخص دیگرى (گاندى فکر مى کنم ) شک داشتم نامشون رو نذاشتم…
کامنت قبلیم هم از سهراب سپهرى هستش..اونم شک داشتم ولى رفتم دیدم از سهراب بود
ویلیام شکسپیر گفت :
من همیشه خوشحالم، می دانید چرا؟
برای اینکه از هیچکس برای چیزی انتظاری ندارم
انتظارات همیشه صدمه زننده هستند …
زندگی کوتاه است …
پس به زندگی ات عشق بورز …
خوشحال باش
و لبخند بزن
فقط برای خودت زندگی کن و …
قبل از اینکه صحبت کنی ؛ گوش کن
قبل از اینکه بنویسی ؛ فکر کن
قبل از اینکه خرج کنی ؛ درآمد داشته باش
قبل از اینکه دعا کنی ؛ ببخش
قبل از اینکه صدمه بزنی ؛ احساس کن
قبل از تنفر ؛ عشق بور
زندگی این است …
احساسش کن، زندگی کن و لذت ببر.
ماندن
به پایِ کسی کـه دوستَش داری
قَشنگترین،
اسارت زندگی است…!
.
.
.
.وقتی دو قلب برای یکدیگر بتپد
هیچ فاصله ای دور نیست
هیچ زمانی زیاد نیست
و هیچ عشق دیگری نمی تواند آن دو را از هم دور کند
محکم ترین برهان عشق ، اعتماد است !!
نگذارید گوشهایتان گواه چیزی باشد که چشمهایتان ندیده، نگذارید زبانتان چیزی را بگوید که قلبتان باور نکرده..
“صادقانه زندگی کنید”
ما موجودات خاکی نیستیم که به بهشت میرویم.ما موجودات بهشتی هستیم که از خاک سر برآورده ایم…
“استادالهی قمشه ای”
ﻣﻨﺎﺟﺎﺕ ﺯﯾﺒﺎﯾﯽ از ﺩﮐﺘﺮ ﭼﻤﺮﺍﻥ:
ﺧﺪﺍﯾﺎ …
ﺍﺯ ﺑﺪ ﮐﺮﺩﻥ ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﺖ ﺷﮑﺎﯾﺖ ﺩﺍﺷﺘﻢ ﺑﻪ ﺩﺭﮔﺎﻫﺖ …
ﺍﻣﺎ ﺷﮑﺎﯾﺘﻢ ﺭﺍ ﭘﺲ ﻣﯿﮕﯿﺮﻡ …
ﻣﻦ ﻧﻔﻬﻤﯿﺪﻡ …
ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﮐﺮﺩﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﮐﻪ ﺑﺪﯼ ﺭﺍ ﺧﻠﻖ ﮐﺮﺩﯼ ﺗﺎ ﻫﺮ ﺯﻣﺎﻥ ﮐﻪ ﺩﻟﻢ ﮔﺮﻓﺖ ﺍﺯ
ﺁﺩﻣﻬﺎﯾﺖ …
ﻧﮕﺎﻫﻢ ﺑﻪ ﺗﻮ ﺑﺎﺷﺪ …
ﮔﺎﻫﯽ ﻓﺮﺍﻣﻮﺵ ﻣﯿﮑﻨﻢ ﮐﻪ ﻭﻗﺘﯽ ﮐﺴﯽ ﮐﻨﺎﺭﻣﻦ ﻧﯿﺴﺖ …
ﻣﻌﻨﺎﯾﺶ ﺍﯾﻦ ﻧﯿﺴﺖ ﮐﻪ ﺗﻨﻬﺎﯾﻢ …
ﻣﻌﻨﺎﯾﺶ ﺍﯾﻨﺴﺖ ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﺭﺍ ﮐﻨﺎﺭ ﺯﺩﯼ ﺗﺎ ﺧﻮﺩﻡ ﺑﺎﺷﻢ ﻭ ﺧﻮﺩﺕ …
ﺑﺎ ﺗﻮ ﺗﻨﻬﺎﯾﯽ ﻣﻌﻨﺎ ﻧﺪﺍﺭﺩ …
ﻣﺎﻧﺪﻩ ﺍﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺷﺘﻢ ﭼﻪ ﻣﯿﮑﺮﺩﻡ …
ﺩﻭﺳﺘﺖ ﺩﺍﺭﻡ؛ﺧﺪﺍﯼ ﺧﻮﺏ ﻣﻦ.
آدمیزاد فقط با آب و نان و هوا نیست که زنده است. این را دانستم و می دانم که آدم به آدم است که زنده است؛ آدم به عشق آدم زنده است!
“محمود دولت آبادی”
دنیا بدن ها را فرسوده ، آرزوها را تازه ، مرگ را نزدیک و خواسته ها را دور و دراز می کند ، کسی که به آن دست یافت خسته می شود و آنکه به دنیا نرسید رنج می برد.
امام علی (ع)
در فتنه ها ، مانند شتر دو ساله باش ، نه پشتی دارد که سواری دهد و نه پستانی تا او را بدوشند.
امام علی (ع)
چی فرموده مولا! به خدا همین یه جمله بسه برا کل زندگیمون.
امام سجاد علیه السلام فرمودند :
پدرم روز شهادتش – روز عاشورا – در حالی که خون از تمامی بدنش در فوران بود مرا به سینهاش فشرد و گفت: پسر عزیزم! این دعا را حفظ کن که همانا مادرم فاطمه به من آموخت. و مادرم از رسول خدا – صلی الله علیه وآله – آموخت و جبرئیل امین نیز به رسول خدا آموخت که در هنگام هر حاجت و نیازمندی و بر امر بزرگ و بر هنگام هر اندوه و بلایی که فرو میآید اینگونه بخوان:
«بحقِ یس و القرآن الکریم و بحقِ طه و القرآنِ العظیم یا مَن یَقدرُ علی حَوائج السائلین، یا مَن یَعلم ما فی الضّمیر یا منفّساً عَنِ المَکروبین، یا مُفَرجاً عَنِ المَغُمومین، یا راحِمَ الشّیخ الکبیر، یا رازقَ الطِفلَ الصّغیر، یا من لایحتاج الی التّفسیر صلّی علی محمّد و آل محمّد و افعل بی کذا و کذا »
ترجمه :
« به حق “یس ” و قرآن کریم ، و به حق ” طه ” و قرآن با عظمت ، ای کسی که در برآوردن حاجت حاجتمندان توانایی ، ای کسی که از درون افراد خبر داری ، ای بر طرف کننده ی گرفتاری ها ، ای شادی بخش کسانی که غمزده اند ، ای کسی که به افراد پیر ترحم می کنی ،ای کسی که روزی طفل کوچک را میدهی ، ای کسی که به تفسیر احتیاج نداری ، بر محمد و آلش درود فرست و آنچنان کن که … »
به جای کذا و کذا در عبارت دعا باید حاجت خود را بیان کرد .
صدا زد ای خدای جهانیان . . .
جواب شنبد:بله
صدازد ای خدای نیکوکاران . . .
جواب شنید:بله
صدازد ای خدای اطاعت کنندگان . . .
جواب شنید:بله
این بار صدازد ای خدای گنهکاران . . .
جواب شنید:بله بله بله
با تعجب گفت:خدایا تورا خدای جهانیان
خدای نیکوکاران
وخدای اطاعت کنندگان خواندم
یکبار فرمودی بله
ولی تورا خدای گنهکاران خواندم
سه بار گفتی بله
حکمتش چیست؟
جواب آمد:
مطیعان به اطاعت خود،نیکوکاران به نیکوکاری خود و عارفان به معرفت خود اعتماد دارند
گنهکاران که جز به فضل من پناهی ندارند
اگر از درگاه من نا امید گردند
به درگاه چه کسی پناهنده شوند.
دیگه اونجا نرفتم گفتم همینجا ادامه بدیم
مرسی جناب ادمین … خوب معرفی کردین 😀
قربونتون برم
واقعا ته معرفتید
نمیدونستم یادتون بمونه تولدمو
خیلی خوشحال شدم
فاطمه یاس عزیزم این چند وقت خیلی سرم شلوغ بود … اصلا به کارای عادی زندگیمم نمیرسیدم … ازین به بعد زود زود میام
آره میدونم بی معرفتم … ولی خدایی همیشه یادتون بودم … اینقد دلم براتون تنگ شده بود که نگو
مزدوج چی بابا دلتون خوشه 😀
اتفاقا همین اومدم اول دنبال تابلوم گشتم بعد دنبال پست های نرم افزار، پیداش نکردم … کجا گذاشتینش تابلومو؟
غزال جونم خیلی ممنونم ازین همه محبت … شما که عسلی بودی چی شد؟ از جایگاهت تنزل کردی؟ 😀 روووم رو درست کردن اما نمیذارن استفاده کنید؟ یعنی چی؟
حتما به صلاحتونه وگرنه آقا سهیل گل تر از این حرفان ( اینم یه چشمه از تابلوم ، پیداش کردم 😀 )
الهه جون مرسی عزیزم … بچه ها به من لطف دارن … منم از آشناییت خوشحالم دوست جدیدم
آرامش جونم مرسی عزیزم … آخ که چقد دلم برات تنگ شده بود … خدا شاهده تو دانشگاه هم از شما تعریف میکردم …. فک میکردن دوستای هم کلاسیم هستین تو شهر خودمون 😀
سعی میکنم دیگه بیام… متحولم کردین
مهسا جون…تابلوی عزیز 😉
الان مثلا متحول شدی که بعد چند روز جوابمونو دادی؟!! 😐
عزیزم تو همونی بودی که همیشه انلاین بود…همیشه دنبال سوژه جدید واسه بحث بود…همونی که با پرحرفی البته به کمک ما 😀 ادمینو حرص میداد…همونی که وقتی ادمین در سایت رومون بست،کم نیاورد اینقد در زد که در باز شد !!! 😀
یادت اومد کی بودی ؟؟!! 😐
پس منتظرتیماااا 🙂 😉
رومم بخاطر عدم وجود مدیر مناسب،افتتاح نشده. 😐
مهسا جون
خوبى؟؟اینجورى به یاد مایى؟من عسلى بودم؟ 😐
من کمربند خور بودم 😐
اون الى بود 😐
الان قشنگ نگاه کن منو..شناختى ؟؟باریک خانوم دکتر 🙂
راستى دوستان جدید که مهسارو نمیشناسید خانوم دکتره هاااا 😉 چه باکلاس 😀
دندوناتون مشکلى داره بهش بگید 😐 😀
مهسا خانوم بهونه نیار 😐 از فاطمه یاس که سرت شلوغ تر نیس.. هم مامانه ،هم درس مى خونه ،هم رمان مینویسه… ولى همیشه میاد. اگر هم شده کم میاد ولى میاد..
ممنون از لطفى که به ما دارى دوستم 🙂 باور کن که من و آرامش و فاطمه یاس هم هرچن وقت یبار یادت مى کردیم 🙂
ضمنا..تابلوت بزرگتر شده هاااا…از درب سایت نمیاد تو دیگه.. 😐 😀
گم نشده ایناهاش..این مدت افتاده بود اینجا هى دوستان میومدن مى گرفتن دستشون ،ماهم هى مى گفتیم دست نزنید واسه مهساس..یبارم که بزن بزن شد..خخخخخخ 😀
تازه آرامشم یوقتاى میگیره دستش, یه دورى باهاش مى زنه, ولى من یواشکى زود ازش مى گیرم که وابسته اش نشه.. 😀 🙂
مهسا 🙂
خدا رحم کرد دلتنگ میشدی وگرنه معلوم نبود کی برمیگشتی 😐
عه ..دانشجو هم هستی که 😀
فکر کردی تابلو جان در نبودنت آلزایمر گرفتیم ،نخیر دکی جون همه ی تابلو بازیات رو یادمونه که به گوشه ایش فاطمه یاس اشاره کرد.خدایی ،خدایی دلم برای تابلو بازیات یه ذره شده گرچه نیومده تابلو ت رو به سر در سایت کوبیدی . 😐
متحول جان ،تابلوی عزیزم بیا منتظرتیم ….. 🙂 😀
غزال مرسی که درک میکنی اینقد منو و میدونی که سرم شلوغه. 😀
یاد گرفتاریام انداختیما! 😐
آرامش تابلو رو میگیره یه دوری میزنه خیلی جالب بود. 😀
اما منتظر آرامش باش که الان میاد … 😀
آرامش من نخندیدماااا 😐 😉
مهسا
اصلا به این حرفهای غزال دل نده ،داستان میسازه واسه خودش ..،. 😀
غزاااااال
بزن بزن ؟؟!!! 😐 اون گفتگوی مصالحت آمیز بود 😀 بیخودی جو نده .. تابلوی 2 😀
منو وابستگی !! اینجا پست طنزه هعی جوک میگی ،حالا خوبه منو و فاطمه یاس هعی تابلو از دستت میگرفتیمااا 😐
دیگه بسه ،صاحبش اومد تابلوش رو پس بده آباریکلا بانو جان 🙂 😀
راستی مهساااااا ..غزال یادش رفت بگه اون آقا تنهاهه بود،یادته که اونم به غزال گفته بهت سلام برسونه حالش خوبه فقط از ترس غزال کم پیداس 😀
فاطمه یاس
شما هم آره…. 😐
شما چرا خانم ؟؟ مثل اینکه این غزال براشما هم تابلو ساخته هاااااا 😐
گر چه …شما چش مایی و هر چی بگید اشکال نداره 🙂
نخندید که …مطمئن باشم دیگه 😐 🙂
فاطمه یاس جون ..خواهش بابت درک کردن ..رئیسو باید درک کرد 😀
.
نه نه نه مهسا… باور نکن حرفاى آرامشو
حرفاى من کاملا عین واقعیت بود..
نبودى ببین اون دفعه چجورى پا مى کوبید زمین مى گفت تابلورو نمیدم.. هى من و فاطمه یاس مى گفتیم آرامش تابلو رو بده مال مهساس با وسایل خودت بازى کن دختر جان.. گوش نمیداد که.. آخر وقتى خواب بود یواشکى از دستش کشیدیم.. بدو بیا بگیر تا دوباره برش نداشته.. 😀
راستى آرامش گفتى به مهسا جناب دایى چقد تحویلت میگیره..بگو دیگه..بگو بذار مهسا هم در جریان باشه.. 😀 😉
آرامش ، آخه با مزه گفت. 😀
اما من اصلااااا نخندیدم 😐 خیالت راحت! 🙂
بعدشم خانوم اختیاردارید شما تاج سرید. 🙂
اما اگه بخاطر اون سه چهار سالی که ازت بزرگترم همش ملاحظه میکنی،مدیونیااا! 😐 😀
راحت باش. 😀
جالب اینجاست که من تو کل کل هردوتون دارم با کمک یکیتون تابلو رو از دست اون یکی میگیرم!! 😐 😀
اصن بابا تابلو بودن که بد نیس ببینید مهسا چقدتابلوشو دوس داره.به هیچ کدومتونم نمیده! 😉
……..
دوستان اون دیس لایک کامنت مهسا کار منه!! 😐
دستم اشتباهی خورد 😐
فاطمه یاس
خیالم راحت شد 🙂
غزال است دیگر چکنیم ،منم خراب رفیق 😀
شما همیشه بمن لطف دارید ،
ممنونم 🙂
اما غزال بانو
منو این شایعات !! این داستانها !!!!!!قویأ تکذیب میکنم ،خوبه مهسا منو میشناسه وگرنه گول حرفاتو میخورد.
فعلا در جریان نیست تازه رسیده بعدأ کم کم مطلع میشن ایشون هم از اوشون و اینای شما 😀
خدا رو شکر فعلا دمپایی و ترکه ای ،کمر بندی نیومده امنه …الحمدالله 🙂
ارامش ، اره امنه انگار!
ادمین زودتر دعوا!! کن بریم بخوابیم! 😐
فاطمه یاس
درگیر صداقتت شدم.. 😀
منم یکى دوبار اشتباهى دیس لایک کردم , بعد هر دفعه یادم میره راه برگشتى وجود نداره 😀 دوباره لایک مى کنم 😐
آرامش
تو تکذیب کن.. کیه که باور کنه ؟ 😀 یه عالمه شاهد داریم..
اوشونو ایناى خودتو تعریف کن.. ما که نداریم 😐
آره ادمین… یه چى پرت کن ,یا یکیو دعوا کن که دیگه بریم وگرنه مى دونى که ما با اقتدار مى مونیم صحبت مى کنیم دور همى 😀 🙂
اره غزال منم هر چی سعی کردم دیدم راه برگشتی نیس…گفتم بگم بعدا عذاب وجدان نگیرم!! 😀
ادمین ماخودمون داریم میریم دیگه زحمت نکش! 😀
خانما میرین یا با کپسول آتش نشانی بیام سراغتون؟
ای بابا ادمین،راضی به زحمت نبودیم! 😐
کپسولو بذاریدسرجاش خطرناکه! 😀
ما منطقی هستیم.خودمون رفع رحمت میکنیم! 🙂
شب عالی بخیر
دیروز تو قطار بودم فاطمه یاس جون واسه این نتونستم بیام سایت
بله یادم اومد کی بود ….اینقد حرف زدیم ادمین با دمپایی و کمربند افتاده بودن دنبالمون 😀
اون صفحه سفیده که در سایت بسته شد …
غزال جونم رمبوی عزیزم مرسی از تابلوم محافظت میکردی خانمی … دیدمش معلوم بود ازش استفاده کردن … دسته ش یکم ساییده شده بود … اما اشکال نداره آرامش و من نداریم که … اتفاقا همش نگران بودم من نیستم کی از جناب ادمن حمایت کنم اما خیالم راحت شد شماها بودید
( جناب ادمین شوخی بنده رو به دل نگیریدا )
آرامش جان درس پس میدیم در مقابل شما خانم …
راستی اون آقا تنهاعه چی شد؟ هنوزم تنهاست؟ غزاااااال 😀
فاطمه یاس خانم فدا سرت دیسلایکت عزیزم …. هرچه از دوست رسد خوش است
غزال آقای علی دایی تحویلش میگیره؟ 😀 😀 😀
کپسول آتش نشانی هم به ابزار های ادمین اضافه کردید؟ اینقد شلوغ کردید ادمین با کپسول میان دنبالتون ؟؟؟؟؟ 😀 😀 😀
فاطمه یاس مگه قرار نشد مدیر روم شما بشی؟
آرامش تشکر از مهشاد رو میخواستم تو پاسخ این کامنت بذارم اشتباهی رفت یه کامن دیگه
منظورم از شما هم همتون بودید …
ممنون جناب ادمین که تایید کردید کامنتمو … منت گذاشتید … مرسی
حالا کی گفته میخوام تائید کنم دست آدمو میذاری تو پوست گردو 😐 😀
بچه ها قطار سوار شده 🙁 😀
مهسا این دفعه دیر جواب بدی …..دیس لایکت میکنیم 😀
“ممنون جناب ادمین که تایید کردید کامنتمو … منت گذاشتید … مرسی” 😐
ایشششششش….این دیگه چی بود ؟؟تابلو خانوم 😀
ما روزی ده تا کامنت میذاریم باید واس همش این جوری تشکر کنیم 😐
متحول شو…هیچوقت دیر نیست 😐 😀
هعی مهسا …تموم شد دوران رمبویی من 😐 اون واسه زمان جوونیم بود 😀
آرامشم تحویل که میگیرن هیچی…یه چیزی هم اونور تر 😀
آره دیگه خلاصه تابلوت دس به دس می چرخید هی….. 😀
قطار چیه ؟؟؟شوما که باید طیاره سفر کنی خانوم 😀
مهسا…ادامه صحبت ها در روزها و پست های آتی! 😐 😉
این دفعه دیر کنی عمدا دیس لایک میشی. گفته باشم 😀
فعلا رفته هو هو چی چی 😀
مرسی مهشاد عزیزم … هیچکس هم جای شما رو پیش من نمیتونه بگیره
خدا شانس بده 😐
بعضیها ( اشاره ی نا محسوس به مهسا ) به بعضی های دیگه ( اشاره نامحسوس تر به مهشاد ) در کامنت جداگانه جواب میدن ،هعی روزگار .. حالا بقیش هیچکس و جا و نمیتونه و اینا بماند ….اصلنم حسود نیستم . 😀 😐
آرامش به منم این شیوه اشاره نامحسوسو یادمیدی؟! 😀
خیلی درگیرش شدم. 😉 😀
فاطمه یاس عزیز
خیلی سادست ،همون داخل پرانتز گذاشتن بطور خیلی نامحسوس میشه . 🙂 😀
قربانت مهسا… 🙂
آرامش
حسودی نکن.. 😉
میخواسته اون بالا بنویسه افتاده این وسط مسطا (اصلنم یادش نرفته بوده 😀 )
این پست خیلی عالی بود.. ممنون
خبرنگاری از آیت الله جنتی پرسید:”شما پیر شده اید، اما هنوز در دایره مدیران مانده اید!”
ایشان فرمودند:”این سوال را یک بار تاریخ از عمار یاسر که نود و دو سال داشت پرسید.”
عمار پاسخ داد:در کنار پیامبر بودن،هنر نیست.در کنار علی ماندن هنر است.
میخواهم بگویم علی همان پیامبر است.
جنتی ادامه داد:آقای خبرنگار،به گمانم جوابت را گرفتی.
و این را هم بدان ،عمار در ین نود و دو سالگی به صفین برای جنگ نیامد.میخواست بگوید علی حق است و معاویه باطل.
پاسخ من به سوال شما همین است.
“من باید تا آخرین نفس کنار “علی” باشم و بگویم “خامنه ای” همان خمینی ست….
و علت دشمنی کفار با عمار و من همین است.”
….و آنگاه با لبخندی عصا زنان رفت….
این متن از نهج البلاغه رو خیلی دوست دارم و قبولش دارم.بخونید ضرر نمیکنید. 🙂
……
ای مالک !
بدان مردم اغلب بی انصاف و بی منطق و خود محورند،آنان را ببخش!
اگر مهربان باشی،تورا به داشتن انگیزه های پنهان متهم میکنند…ولی “مهربان” باش!
اگر شریف و درستکار باشی، فریبت میدهند…ولی “شریف و درستکار” باش!
نیکی های امروزت را فراموش میکنند…ولی “نیکوکار” باش!
بهترین های خودت را به دیگران ببخش ، حتی اکر اندک باشد!
در انتها خواهی دید،آنچه می ماند،میان تو و خدای توست…نه میان تو و مردم…!
خداوند میفرماید من شش چیز را در شش جا قرار دادم، ولی مردم آن را در شش جای دیگر طلب می کنند وهرگز به آن نمی رسند:
Ì من علم را در گرسنگی قرار دادم ، ولی مردم آن را در سیری دنبال می کنند.
Ì من عزت را در شب زنده داری قرار دادم ، ولی مردم آن را در دستگاه حاکمان می جویند.
Ì من ثروت را درقناعت قرار دادم ، ولی مردم آن را در کثرت مال طلب می کنند.
Ì من استجابت دعا را درلقمه حلال قرار دادم ، ولی مردم آن را در قیل وقال دنبال می کنند.
Ì من بلند مرتبگی را درفروتنی قرار دادم ، ولی مردم آن را درتکبر می طلبند.
Ì من راحتی را در بهشت قرار دادم ، ولی مردم آن را دردنیا طلب می کنند.
. چقدر خنده داره که…
صد هزار تومان کمک در راه خدا مبلغ بسیار هنگفتیه اما وقتی با همون پول میریم خرید، مبلغ ناچیزیه
چقدر خنده داره که…
یک ساعت عبادت در مسجد طولانی به نظر میاد اما یکساعت فیلم دیدن به سرعت میگذره
چقدر خنده داره که…
وقتی می خوایم عبادت و دعا کنیم، چیزی یادمون نمی آد که بگیم ، اما وقتی می خوایم با دوستمون حرف بزنیم کلی مشکل داریم.
چقدر خنده داره که …
خوندن یک صفحه و یا بخشی از قرآن سخته، اما خوندن صد سطر از پرفروش ترین کتاب رمان دنیا آسونه.
چقدر خنده داره که…
برای عبادت و کارهای مذهبی وقت کافی در برنامه روزمره پیدا نمی کنیم اما بقیه برنامه ها رو سعی می کنیم تا آخرین لحظه هم که شده انجام دهیم.
چقدر خنده داره که …
شایعات روزنامه ها رو به راحتی باور می کنیم ، اما سخنان قرآن رو به سختی باور می کنیم.
چقدر خنده داره که…
همه مردم می خوان بدون اینکه به چیزی اعتقاد داشته باشند و یا کاری در راه خدا انجام بدند به بهشت بروند.
چقدر خنده داره …….اینطور نیست ؟
دارید می خندید ؟………تفکر کنید….
همیشه سرم بالاست،
چون بالای سرم خداست!
برای زیستن دو قلب لازم است:
قلبی که دوست بدارد، قلبی که دوستش بدارند.
قلبی که هدیه کند، قلبی که بپذیرد.
قلبی که بپرسد، قلبی که جواب بگوید.
قلبی برای من، قلبی برای آنکه من میخواهم.
تا حضوری را در کنار خود حس کنم …
(احمد شاملو)
ساده است نوازش سگی ولگرد
شاهد آن بودن که چگونه زیر غلتکی می رود
و گفتن که:
سگ من نبود!
ساده است ستایش گلی
چیدنش و از یاد بردن که:
گلدان را آب باید داد!
ساده است بهره جویی از انسانی
دوست داشتن، بی احساس عشقی
او را به خود وا نهادن و گفتن که:
دیگر نمی شناسمش!
ساده است لغزشهای خود را شناختن
با دیگران زیستن به حساب ایشان
و گفتن که:
من این چنینم
ساده است
که چگونه می زیم!
باری زیستن
سخت ساده است
و پیچیده نیز هم …
(مارگوت بیگل – ترجمه: احمد شاملو)
زندگی به من آموخت که:
” هــیچ چــیز از هیـچکـس بعــید نیـست! ”
(ویلیام فاکنر)
گاهـــی نمیشــه دســت از دوست داشتن یکــی برداشــت،
حـــتی وقتــــی ازش متنفــــری!
“پائولو کوئیلو”
برای عاشق شدن نباید یک شخصیت متفاوت را دوست داشت؛
برای عاشق شدن باید یک شخصیت عادی را متفاوت دوست داشت!
“میلان کوندرا”
حرفهایی هست برای گفتن که اگر گوشی نبود، نمی گوییم.
و حرفهایی هست برای نگفتن،
حرفهایی که هرگز سر به ابتذال گفتن فرود نمیآورند.
و سرمایه ی هرکسی به اندازه حرفهایی است که برای نگفتن دارد.
حرفهای بیقرار و طاقت فرسا
که همچون زبانههای بیتاب آتشند.
کلماتش هر یک انفجاری را در دل به بند کشیده اند.
اینان در جستوجوی مخاطب خویشند.
اگر یافتند آرام میگیرند
و اگر نیافتند، روح را از درون به آتش می کشند!
(دکتر علی شریعتی)
قشنگ ……مفید… و واقعی بودن …..اگر توجه کنید دوربر مون کم نیست می بینید
گاهی اوقات باید دیونه بازی دربیاریم،
فقط واسه اینکه حال واقعیت رو بگیریم!
بزرگترین اشتباهی
که میتوانیم انجام دهیم این است
به آدمها طولانی تر از آنچه که لیاقتش را دارند
اجازه دهیم در زندگیمان بمانند…
به مناسبت 9 دی:(نزدیک 2 مگابایت حجم عکسه )
http://www.uplooder.net/img/image/85/7aee19a506dccd468662a9018face17a/13931006_0228509.jpg
ممنون از یادآورى تون
متاسفانه همچنان شاهد ضررهایى که اون مسئله به مردم وارد کرد هستیم..
بعضیاش هیچوقت جبران نشد..!!
حضور عظیم و خروشان مردمى در 9 دى 88، تجلّى بارزى از هویت و ماهیت انقلاب، یعنى روح دیانت حاکم بر دلهاى مردم بود. « مقام معظم رهبری »
.
ما را نبی قبیله سلمان خطاب کرد؛ روی غرور و غیرت ما هم حساب کرد؛ از ما بترس طایفه ای پر اراده ایم؛ ما مثل کوه پشت علی ایستاده ایم؛ از ما بترس شیعه سر سخت حیدریم؛ جان برکفان جبهه “فتوا”ی رهبریم.
۹ دی روز بصیرت گرامی باد .
ﺧﺴﺮﻭ ﺷﮑﯿﺒﺎﯾﯽ ﭼﻪ ﺯﯾﺒﺎ ﮔﻔﺖ:
کاش میشد…
آدمی، گاهی…
فقط گاهی!!!
به اندازه نیاز بمیرد…
بعد بلند شود…
آهسته آهسته…
خاک هایش را بتکاند…!
اگر …
دلش خواست!!
برگردد به
زندگی…
دلش نخواست
بخوابد تا ابد…
نادر ابراهیمی در کتاب “یک عاشقانه آرام” میگوید:
“قلب”مهمانخانه نیست که آدمها بیایند،دو سه ساعت یا دو سه روز در آن بماند و بعد بروند،
“قلب” لانه گنجشک نیست که در بهار ساخته شود و در پاییز باد آن را با خودش ببرد،
“قلب” راستش نمیدانم چیست اما این را میدانم که فقط جای آدمهای خیلی خوب است،
“قلب”چاه دلخوری نیست که به وقت بدخلقی،سنگریزه ای بیندازی تا صدای افتادنش را بشنوی!
“قلب”آیینه ای است که با هر شکستن،چندتکه میشود و یکپارچگی اش از هم میپاشد…
“قلب”قاصدکی ست که اگر پرهایش را بچینی،دیگه به آسمان اوج نمیگیرد،
“قلب”برکه ای ست که آرامشش به یک نگاه بهم میخورد،
“قلب”اگر بتواند کسی را دوست بدارد،خوبی ها و حتی زخم زبانهایش را نقش دیوارش میکند،حال،اینکه قلب چیست بماند!
فقط این را میدانم:
“قلب”وسعتی دارد به اندازه حضور خدا…
من حرمی مقدس تر از قلب سراغ ندارم…
مثل گنجشک کوچکی هستم
خسته از حوضهای نقاشی؛
میشود آسمان من باشی؟
نیلوفر جهانگیر
**********
مهم نیست چه وقت به دنیا اومدی … مهم اینه که چه زمانی رو به زندگی کردن اختصاص میدی
مهم نیست منزلت چقد بزرگه … مهم اینه که توی دلت چند نفر رو جا دادی
مهم نیست چقدر ثروتمندی … مهم اینه که چقدر پر باری
مهم نیست چقدر احساس داری … مهم اینه که چقدر با وجدانی
مهم نیست کسی صداتو نشنیده … مهم اینه که تو چی گفتی
مهم نیست دلت رو شکسته باشن … مهم اینه که تو با شکسته های قلبت چی ساختی
مهم نیست کوله بارت توی سفر خالیه …مهم اینه که مقصدت مکان ارزشمندی باشه
مهم نیست هیکلت ناقص باشه … مهم اینه که شعورت کامل باشه
مهم نیست شعرات به دست باد سپرده میشن … مهم اینه که موقع سرودنشون غم هاتو باد با خودش برده
مهم نیست چقدر زیر بارون موندی … مهم اینه که وقتی چتر بالا سرت بوده حال زیر بارون مونده هارو درک کنی
عزیزی میگفت: مهم نیست آهنگساز باشی … مهم اینه که همه با آهنگت هماهنگ باشن
مهم نیست تو هفت آسمون یه ستاره نداشته باشی … مهم اینه که در زندگیت ستاره باشی