سری چهل و هفتم عکس نوشته های جالب، رمانتیک، عشقولانه و فانتزی
گلچین دل نوشته تصویری عاشقانه، جملات آموزنده و الهام بخش

مشاهده سایر تصاویر نوستالژیک از ترانه ها، نقل قول ها و اشعار دلنشین در ادامه …
Romance SMS, Love Texts, اس ام اس خلاقانه, شعر و متون عشقولانه





























زندگی را به فصول سال تشبیه می کنم.
هیچ فصلی همیشگی نیست.
در زندگی نیز روزهایی برای کاشت، داشت، استراحت و تجدید حیات وجود دارد.
زمستان تا ابد طول نمی کشد.
اگر امروز مشکلاتی دارید بدانید که بهار هم در پیش است…!
سردرگمی میان باید و نبایدها و این خیال که مختاری اما دست و پا بسته
جدال همیشگی کسی ست که مدتهاست فهمیده خستگی را با کدام الفبا معنا می کنند اما هنوز تن
به این جدال نابرابر نداده است.
نمی دانم شاید هم باید خسته شد
گوشه ایی دمی آسود
و
به جاده پر و پیچ و خم نامعلوم فقط نگریست…
هرگــــز
به کسی که برای
احساس تو
ارزش قائل نیست
دل نبند
به خودت بیاموز هرکسی
ارزش ماندن در قلب تو را ندارد
اسکارلت:
من هیچ وقت در زندگی
آدمی نبـودم که
قطعات شکسته ی ظرفی را
با حوصله ی زیاد جمع کنم
و به هم بچسبانم
و بعد خودم را فریب بدم که
این ظرفِ شکسته
همان است که اول داشته ام
آنچه که شکست،
شکسته و من ترجیح میدهم
که در خاطر خود همیشه آن را
به همان صورتی که روز اول بود
حفظ کنم ،تا اینکه آن تکه ها را
به هم بچسبانم و تا وقتی
زنده ام آن ظرف شکسته را
مقابل چشمم ببینم…!
مارگارت میچل
برباد رفته
از آدمها نپرسید “چرا”ناراحتن…..!
برای اشکها و بغضهایشان…”دلیل”نخواهید..!
بغض های ناخواسته…..
گریه های بی اراده…
دلیل نمیخواهد…!!!
بهانه نمیشناسد…!
یک دل” پر “میخواهد…
و یک” حس” عجیب”…
که نه “او”میتواند توضیح دهد..
و نه “تو”میتوانی درک کنی..
پس “بدون”سوال کنارش باش…!!!
“همین”!!
زمان چیز عجیبیست….
می دود……
جلو می رود……
و دوست داشتنی ترین آدم های زندگیت را یا کهنه می کند یا عوض!!
بعضی ها یا تغییر می کنند یا حقیقت درونشان مشخص می شود !!
زمان دیر یا زود به تو ثابت خواهد کرد که کدامشان ماندنی اند و کدامشان رفتنی!!
من دعا می کنم،زمان بگذرد و دنیا پر شود از آدم های واقعی…
آدم هایی که نه زمان آنها را عوض کند نه زمین…
گاهی متفاوت باش
بخشش را از خورشید بیاموز
که ترازویی ندارد،
سبک و سنگین نمی کند،
جدا نمی سازد
و فرقی نمیگذارد…
به همه از دم روشنایی می بخشد
محبت را بی محاسبه پخش کن،
دروازه های قلبت را به روی همه بگشا
و باور داشته باش خدایی که در این نزدیکیست،
بهترینها را برایت رقم زده است
«وابستگی» یعنی میخواهمت؛ چون مفیدی
«دلبستگی» یعنی میخواهمت؛ حتی اگر مفید نباشی.
من به خودکار گرانقیمت روی میزم برای جلسات مهم وابستهام، اما به جعبه آبرنگ بیخاصیتی که یادگار دوران کودکیام است دلبسته.
وابستگیها را جامعه و فرهنگ و والدین میآموزند و پرورش میدهند، اما دلبستگیها انعکاس «خود واقعی من» هستند. به کسی که دوستش داری «دلبسته» باش نه وابسته!
?همه مردم آموزگاران شما هستند:
آدمهای خشمگین
به شما آرامش می آموزند؛
آدمهای ریاکار
به شما یکرنگی می آموزند؛
آدمهای سرسخت
به شما نرمش می آموزند؛
آدمها ی وحشت زده
به شما شهامت می آموزند؛
همیشه در رابطه با آدمهایی که وارد زندگیتان میشونداز خود بپرسید:
این شخص برای آموزش چه چیزی به من فرستاده شده؟؟!
زندگی ست دیگر…
همیشه که همه رنگهایش جور نیست ،
همه سازهایش کوک نیست ،
باید یاد گرفت با هر سازش رقصید ،
حتی با ناکوک ترین ناکوکش،
اصلا رنگ و رقص و ساز و کوکش را فراموش کن،
حواست باشد به این روزهایی که دیگر برنمی گردد،
به فرصت هایی که مثل باد می آیند و می روند و همیشگی نیستند ،
به این سالها که به سرعت برق گذشتند،
به جوانی که رفت،
میانسالی که می رود،
حواست باشد به کوتاهی زندگی،
به پاییزی که رفت ،
زمستانی که دارد تمام می شود کم کم،
ریز ریز،
آرام آرام،
نم نمک…
زندگی به همین آسانی می گذرد.
ابرهای آسمان زندگی گاهی می بارد گاهی هم صاف است،
بدون ابر بدون بارندگی.
هر جور که باشی می گذرد،
روزها را دریاب…
مراقضـــــــاوت نکـــن رفــــیـــق!
ایــنجا
تــــو فقــط نوشته هایم رامے بینے
ومے خــوانـــے
نه سرگذشتم را✘✘
گاهی باید مسیرمان را کج کنیم
تا زندگی کسی نابود نشود..
گاهی باید کج رفت تا معرفتت را نشان بدهی…
ﯾﻪ ﺟﺎﻫﺎﯾﯽ ﺑﺎﯾﺪ ﺍﺯ ﺗﻨﻬﺎﯾﯿﺖ ﻟﺬﺕ ﺑﺒﺮﯼ
ﺗﺎ ﺑﻘﯿﻪ ﺍﺯ ﺑﺎﺯﯼ ﺩﺍﺩﻧﺖ ﻟﺬﺕ ﻧﺒﺮﻥ !……..
راه که میرومــــــــــــ…
مدام بر میگردمـــــــــــــــ…
پشت سرم را نگاه میکنمـــــــــــــــ…
دیوانه نیستمــــــــــــــ…
خنجر از پشت خورده امــــــــــــــــــ…
پیکری پیرم که در هر دورهای جان داشتم
معبدی متروکهام، ادیان، فراوان داشتم
عشقهایی دیدهام مرموز و گوناگون و ژرف
روزهایی ملتهب، شبهای نالان داشتم
رود اگر میبینیام آرامشم هموار نیست
دشت میداند که چندین بار طغیان داشتم
هر کسی اندازهی اندیشهاش عاشق شده
فرق من این بود اگر با هر چه حیوان داشتم
من کشاورزی اگر بودم تمام سالها
از خدا در ذهن خود تصویر باران داشتم
قریهای کوچک اگر بودم نمیگفتم که؛ کاش –
کوچههایم تنگ هستند و خیابان داشتم
خوب میدانم اگر پایم نلغزید از مسیر
در تمام طول راهم یک نگهبان داشتم
خوب میدانم جهان شعر من بی شور عشق
خالی از مردمترین بود و بیابان داشتم
باز هم ای جان ناقابل فدای عشق شو
از همان اول به تقدیم تو ایمان داشتم
با من از برگشتن ناممکنت حرفی نزن
من خدایی خستهام مثل تو انسان داشتم
روح من جریان نامیرایی از تنهایی است
کاش من هم مثل تو یک روز پایان داشتم
دنیا هم که مال تو باشد،
تا زمانی که درون قلب یک زن جایی نداشته باشی،
تا درون آوازهای عاشقانه زنی زندگی نکنی،
و سهمی از دلشوره ی زنی نداشته باشی،
فقیرترین مرد دنیایی…
در هزار شبانه روز
هزار آینه در نگاهمان شکست .
هزار خاطره
در هزارتوی دلمان رویید .
بر لب هزار پنجره
هزار شمعدانی سبز و آبی شکفت .
.
.
.
در هر هزار مرتبه ای که دوستت دارم ،
تو …
قصه ی هزار و یکمین شبم باش .