- نویسنده
- ۲۳ مهر ۱۴۰۵
- دانلود فیلم ایرانی
- 70747 بازدید
- ۱ نظر
دانلود فیلم سینمایی آدم فروش با کیفیت عالی 1080p Full HD BluRay
فیلم ایرانی آدمفروش محصول ۱۴۰۲ به کارگردانی محمود کلاری
نام کارگردان: محمود کلاری | ژانر: درام، اجتماعی، تاریخی | تاریخ تولید: سال 1402
مدت زمان: 101 دقیقه | نوع فیلم: سینمایی | کیفیت: بلوری BluRay
فرمت: MP4 | محصول کشور ایران | تهیهکننده: علی اوجی
خلاصه داستان:
داستان پسری هفت ساله به نام عطا است که او را نزد رمالی میبرند تا دزد طلاهای عمهاش را پیدا کند، اما او برای رهایی از این موقعیت، ناخواسته دروغی میگوید که سرنوشت تلخی برای تمام خانواده رقم میزند…
بازیگران:
علی شادمان، مهران مدیری، فریبا نادری، نسیم ادبی، پژمان بازغی، صابر ابر، سمیرا حسن پور، رویا جاویدنیا، رایان سرلک، رونیکا بهرام زاده و…
[دانلود قانونی فیلم سینمایی آدم فروش]
درباره فیلم:
فیلمی که با کارگردانی محمود کلاری، تهیهکنندگی علی اوجی و این فهرست دقیق از بازیگران ساخته شده، در واقع «تابستان همان سال» (محصول ۱۴۰۲) نام دارد؛ هرچند عجیب نیست اگر آن را با عنوان «آدمفروش» به یاد آورده باشید، چرا که تمام پیرنگ و گره اصلی داستان دقیقاً حول محور «آدمفروشی ناخواسته»، تهمت و لو دادن یک بیگناه زیر فشار روانی بزرگترها میچرخد. این اثر که بازگشت محمود کلاری، فیلمبردار اسطورهای سینمای ایران، به صندلی کارگردانی پس از بیش از دو دهه است، بیش از آنکه یک درام پرکشش داستانی باشد، یک آلبوم عکس چشمنواز و نوستالژیک از تهران قدیم است که فرم بصری درخشانش، ضعفهای فیلمنامه کمجانش را پنهان میکند. هسته مرکزی داستان پتانسیل بالایی برای تبدیل شدن به یک درام روانشناختی و اخلاقی عمیق دارد: در تهران دهه ۴۰، طلاهای عمه خانواده گم میشود و بزرگترهای خرافاتی تصمیم میگیرند «عطا» (پسر ۷ ساله خانواده) را به دلیل نابالغ بودن و اصطلاحاً «پاک بودن چشم و دل»، نزد یک آینهبین ببرند تا چهره دزد را در آینه ببیند. عطا در آینه هیچکس را نمیبیند، اما زیر فشار روانی، ترس و تلقین رمال، به دروغ نام یکی از نزدیکان را به زبان میآورد؛ دروغی که مثل یک گلوله برف، زندگی یک خانواده را به بهمنی از بیاعتمادی و فروپاشی میکشاند. فیلم به شکلی استعاری نشان میدهد که چگونه جهل جمعی، خرافات و فشار صاحبان قدرت (بزرگترها) میتواند معصومیت یک کودک را مسخ کند و از او یک «آدمفروش» بسازد.
داستان فیلم در اصل کشش یک فیلم کوتاه ۳۰ دقیقهای یا یک داستان کوتاه ادبی را دارد. کلاری برای رساندن آن به زمان استاندارد یک فیلم سینمایی، به تکرار موقعیتها و خردهپیرنگهای کمرمق پناه برده است. پس از سکانس کلیدی آینهبینی، فیلم از نفس میافتد و در نیمه دوم، به جای تعمیق بحران اخلاقی، درگیر رفتوآمدهای تکراری و دیالوگهای کشدار میشود. وقتی محمود کلاری پشت دوربین (با فیلمبرداری پسرش، کوهیار کلاری) قرار میگیرد، تردیدی نیست که با قابهایی مواجه میشویم که از نظر نورپردازی، کمپوزیسیون و رنگآمیزی در بالاترین سطح استاندارد سینمای ایران قرار دارند. بازسازی تهران قدیم، خانههای حیاطدار، دالانها، حجرهها و اشیای نوستالژیک به قدری دقیق و ملموس است که بیدلیل سیمرغ بلورین بهترین طراحی صحنه و لباس را در جشنواره فجر به دست نیاورد. مشکل از جایی شروع میشود که زیباییشناسی بصری از داستان جلو میزند. در بسیاری از دقایق، حس میکنید کلاری آنقدر شیفته نورهای مورب، غبار معلق در هوا و بافت دیوارهای کاهگلی شده که ریتم دراماتیک فیلم را فراموش کرده است؛ نتیجهاش تصاویری است که به تنهایی شاهکارند، اما در کنار هم حوصله مخاطب عام را سر میبرند. حضور علی اوجی در مقام تهیهکننده باعث شده فهرستی بلندبالا از چهرههای شناختهشده در فیلم جمع شوند، اما فیلمنامه به بسیاری از آنها تنها در حد یک «حضور افتخاری» یا «تیپ» میدان داده است. بدون شک برنده اصلی فیلم در بخش بازیگری علی شادمان است. او در نقش جوان حیلهگر و آینهبین، با لحن، زبان بدن و انرژی کنترلشدهاش، شخصیتی خلق کرده که هم کاریزماتیک است و هم ترسناک. سکانس رویارویی او با کودک و نحوه تلقین دروغ، بهترین بخش کل فیلم است و نامزدی سیمرغ بلورین حق مسلم او بود.
مهران مدیری برخلاف انتظار مخاطبان از کمدیهایش، اینجا نقشی کاملاً جدی، سنگین و رازآلود دارد. او با طمانینه و صدای گرمش به فیلم وقار میدهد، اما فیلمنامه شخصیتی برایش ننوشته که فراتر از یک حضور نمادین و کوتاه برود و بیشتر کارکردی ویترینی برای جذب مخاطب دارد. رایان سرلک که با نقش کمدی و شیرین «کاوه» در سریال زیرخاکی شناخته میشد، اینجا بار اصلی یک نقش تلخ و پرتنش را به دوش میکشد. او بهت و عذاب وجدان کودکانه را خوب منتقل میکند، هرچند در برخی سکانسها کارگردان از او بازی اغراقآمیزتری نسبت به سنش گرفته است. رونیکا بهرامزاده نیز در کنار او، به خوبی فضای معصومانه و کنجکاو دنیای کودکی را تکمیل میکند. فریبا نادری، سمیرا حسنپور، نسیم ادبی و رویا جاویدنیا این چهار بازیگر توانمند، بدنه زنانه خانواده سنتی را شکل میدهند. سمیرا حسنپور با بازی حسی و مادرانهاش یکی از گرمترین نقاط فیلم است؛ فریبا نادری و نسیم ادبی فضای پرالتهاب، قضاوتگر و خرافاتی خانه را به خوبی به تصویر میکشند و رویا جاویدنیا مثل همیشه حضوری موقر و دقیق دارد. با این حال، به دلیل شلوغی بیش از حد شخصیتها، هیچکدام فرصت نمیکنند لایههای پنهان کاراکتر خود را کامل باز کنند. صابر ابر و پژمان بازغی هر دو بازیگر در نقشهای مکمل و نسبتاً کوتاه ظاهر شدهاند. صابر ابر با همان ظرافت و شکنندگی خاص خود به نقشش جان میدهد و پژمان بازغی به خوبی در اتمسفر تاریخ مصرفدار دهه ۴۰ جا میافتد، اما حضور هر دو به قدری محدود است که حذف یا کاهش نقششان لطمه بزرگی به خط اصلی داستان نمیزد. این اثر فیلمی است که چشم را نوازش میدهد اما ذهن را تا پایان درگیر نگه نمیدارد. اگر دلتان برای قابهای شاعرانه، حالوهوای تهران قدیم (در امتداد آثاری مثل مهمان مامان یا طوقی) و تماشای درخشش علی شادمان در نقشی متفاوت تنگ شده است، تماشای آن تجربهای دلپذیر خواهد بود؛ اما اگر به دنبال یک درام روانشناختی پرکشش با ریتم تند و شخصیتپردازیهای عمیق برای تمام ستارههای روی پوستر هستید، ریتم کند و فیلمنامه تخت آن احتمالاً شما را خسته خواهد کرد.
در حال بارگذاری پخش کننده...



سلام فیلم جالبی بود از آقای کلاری که استاد تصویربرداری هستند.