- Admin
- ۲۵ آذر ۱۳۹۴
- جملات خنده دار
- 284876 بازدید
- ۶۴ نظر
جوک جدید پیامک طنز و لطیفه های باحال
1. یه معلمی یک گدایی رو با دخترش دید که گدایی میکردن. دختره بسیار زیبا بود. معلم رفت به پدرش گفت که من میخوام با دخترت ازدواج کنم پدرش گفت یه شرط داره و اون اینه که سه روز با ما گدایی کنی که در آینده به دختر من نگی گدا بودی باهات ازدواج کردم. معلم اولش مردد بود بعد قبول کرد تا دو روز گدایی رو انجام داد و بعد نشت گریه کرد. پدر دختره گفت همش یه روز دیگه داری و دیگه تموم میشه. معلم گفت من واسه گدا بودنم گریه نمیکنم واسه سالهای عمرم که در آموزش و پرورش هدر رفت گریه میکنم اینجا درآمدش بیشتره 😀 ?