دوستی ها

  • Admin
  • ۲۵ خرداد ۱۳۹۲
  • 33531 بازدید
  • ۷ نظر

مجموعه پیامک های جدید و خنده دار و اس اس های سرکاری 25 خرداد 1392

پیامک های جدید و خنده دار و لطیفه های باحال

پیامک های جدید و خنده دار و لطیفه های باحال, جدیدترین جوکهای خنده دار 25 خرداد

کودک درونم هفته ی دیگه نامزدیشه!!

اون موقع من یه نیمه گمشده هم ندارم
.
.
.
فقط یه ایرانی میتونه حین رد شدن از خط عابر پیاده احساس با فرهنگی کنه.


.
.
.
رفتم خونه میبنیم لپ تاپم وسطه، میگم کی اینو آورده بیرون؟

بابام میگه : شلوغش نکن، بچه ی همسایه اومده بود داشت تلویزیونو

خراب میکرد، اینو دادم بهش راحت باشه.
.
.
پیامک های جدید و خنده دار و لطیفه های باحال
کی میگه ما مرد ها احساس نداریم؟؟؟

شاید باورتون نشه ولی من بارها و بارها احساس تشنگی کردم!

و شاید بازم باورتون نشه ولی احساس گشنگی هم میکنم!
.
.
.
ما از اونایى هستیم که دعاهامون میخوره به پنجره بعد کمونه میکنه

میخوره به سقف، سقف خراب میشه رو سر خودمون
.
.
پیامک های جدید و خنده دار و لطیفه های باحال
بزرگترین نعمت اینه که اگه کسی پشت سرت حرف زد …

رفیقات با پشت دست بزنن تو دهنش صدا گاااااااو بده

البته ما که از این رفیقا نداریم صرفا جهت حسرت گفتیم
.
.
.
یه بار نشد من موقع امتحانا به غلط کردن نیفتم
.
.
.
اینایی که میگن با پوست خود مهربان باشید

اینا لذت ترکوندن جوش رو نچشیدن!!!
.
.
.
لازم است گاهی تلفن را برداری، شماره کسی را که مدتها باش قهر بودی را بگیری،

گوشی را که برداشت، فحش بدهی،

مبادا یادش رفته باشه که هنوز قهرید …! :دی
.
.
.
یه مدل بیشعور داریم که وقتى بعد دو ساعت حرفت تموم میشه میگه

ببخشید حواسم نبود اگه میشه دوباره بگو …

اینارو باید به چهار قسمت تقریبا نامساوی تیکه کرد و توی چهار گوشه شهر آویزون کرد!!!
.
.
.
تو بازار بودیم دیگه مخواستم بیام خونه به یه تاکسی گفتم آقا جانبازان میری؟
گفت نه مسافر هم نداشت
بعد از چند لحظه دوباره گفتم آقا جانبازان میری؟
گفت نه همچنان مسافر نبود
دو سه دقیقه بعد گفتم آقا جانبازان میری؟
گفت بیا بشیبن تا بریم
گفتم من فرهنگیان میرم 🙂
از ماشین اومد پایین تقریبا یک کیلومتر دنبالم کرد 🙂

.

.

.

یه سوتی دادم پدیده 🙂
ﺩﺧﺘﺮ فامیلمون ﺭﻭ ﺑﻌﺪ ﺍﺯ ﻣﺪﺕ ﻫﺎ ﺩﯾﺪﻩ ﺑﻮﺩﻡ ﻭ ﻫﻔﺖ ﻣﺎﻫﻪ ﺑﺎﺭﺩﺍﺭ ﺑﻮﺩ.
ﺧﯿﺮ ﺳﺮﻡ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺟﻨﺴﯿﺖ ﺑﭽﻪ ﺭﻭ ﺑﭙﺮﺳﻢ ﮔﻔﺘﻢ ﺧﺐ ﺣﺎﻻ ﻗﺮﺍﺭﻩ ﻣﺎﻣﺎﻥ ﺑﺸﯽ ﯾﺎ ﺑﺎﺑﺎ؟
ﺁﺑﺮﻭﻡ ﺭﻓﺖ ﺩﯾﮕﻪ ﺭﻭﻡ ﻧﻤﯿﺸﻪ ﺍﺯ ﺧﻮﻧﻪ ﺑﺮﻡ ﺑﯿﺮﻭﻥ!!

.

.

.

بچه که بودم میرفتم اسفناج میخوردم حس میکردم زورم زیاد شده،
بدش میرفتم تو کوچه دعوا،
مثِ چی کتک میخوردم،
برمیگشتم،
تو روحت ملوان زبل 😐

.

.

.

پشه ی بی شعور
حداقل می خوای نیش بزنی یه جایی رو نیش بزن که ما بتونیم بخارونیم!
آخه بین دو تا انگشت کوچیکای پا جای نیش زدنه؟
.

.

.

به مامانم میگم: مامان جورابای من رو تختم بود چکارشون کردی؟؟
میگه: چه بدونم حتما گذاشتی تو فیسبوکت 😐

.

.

پیامک های جدید و خنده دار و لطیفه های باحال

به یکی همینطوری اسمس دادم: “ببخشید میتونم شمارتونو داشته باشم؟ ”
جواب داد:
“نه خیر ”
اصن اشک شوق تو چشام حلقه زد…
وقتی فهمیدم از من خنگ تر هم هست!

.

.

.

اﺯ ﺍﺑﻮ ﻋﻠﯽ ﺳﯿﻨﺎ ﭘﺮﺳﯿﺪﻧﺪ:
ﯾﺎ ﺷﯿﺦ
ﺯﻧﺪﮔﯽﺧﻮﺩ ﺑﺮﭼﻪ ﺑﻨﺎﺑﻨﻤﻮﺩﯼ؟
ﺷﯿﺦ ﺳﻨﮕﯽ ﺑﺮﺩﺍﺷﺖ
ﻭ ﻓﺮﻣﻮﺩ:
ﮔﻤﺸﯿﻦ ﻋﻮﺿﯿﺎ! (:
ﭘﺪﺭ ﺩﮐﺘﺮ ﺷﺮﯾﻌﺘﯽ ﺭﻭ ﺩﺭﺍﻭﺭﺩﯾﻦ ﺣﺎﻻﻧﻮﺑﺖ ﻣﻨﻪ؟

.

.

.

اگه بهشت زیر پای مادران است؛

عرضم به خدمتتون که امروز گوشیم دوبار رفت بهشت!

.

.

.

دیشب زدم یه پشه رو نفله کردم از بس خون من تو رگاش بود..

حسی که بهم دست داد به رستم موقع کشتن سهراب دست نداد.

.

.

.

ﻳﻪ ﻣﺴﻴﺞ ﺗﺒﻠﻴﻐﺎتی ﺍﻭﻣده
“ﺧﺮﻳﺪ ﻭ ﻓﺮﻭﺵ ﻫﻮﺍﭘﻴﻤﺎ ”
عاﺧﻪ ﻋﺰﻳﺰ ﻣﻦ، ﺑﺮﺍﺩﺭ ﻣﻦ ﺑﺮﻭ ﺑﻪ ﺧﻂ 09121 ﺍین ﻣﺴﻴﺠﻮ ﺑﺪﻩ ﻧﻪ ﺑﻪ ﺧﻂ 5 ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻨﻴﻪ ﻣﻦ
ﻣﻦ ﻫﺮ ﺷﺐ ﺗﻮ ﺭﻭﻳﺎﻫﺎﻡ ﺩﺍﺭﻡ ﺧﻮﺍﺏ ﭘﺮﺍﻳﺪ ﻣﻴﺒﻴﻨﻢ!!
ﺍﺯ ﺧﺪﺍ بترس

.

.

.

سوار ﺗﺎﮐﺴﯽ ﺷﺪﻡ … ﮔﻔتم: ﺁﺧﺮﯾﻦ ﻣﺴﯿﺮﺗﻮﻥ ﮐﺠﺎﺳﺖ؟

ﺭﺍﻧﻨﺪﻩ ﮔﻔﺖ: ﺧﻮﻧﻤـــﻮﻥ! ﻣﯿخاﯼ بیای؟

.

.

پیامک های جدید و خنده دار و لطیفه های باحال

بدترین چیز توی عالم نه عطسه زدن وقت آمپوله
نه یاد دادن پارک دوبل به خانوما
بدترین چیز عالم اینه که خواب باشی و از شدت دستشویی از خواب بیدار بشی
10 دقیقه از این شونه به این شونه میشی تا درد روی کلیه هات تقسیم بشه

.

.

.

ﺑﺮﺍﻡ ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺍﻭﻣﺪ

سریع ﺍﺯ ﺍﺗﺎﻕ ﺩﻭﯾﺪﻡ ﺳﻤﺖ ﮔﻮﺷﯿﻢ
ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺗﺎ ﻣﻨﻮ ﺩﯾﺪﻩ ﻣﯿﮕﻪ:
ﺍﺱ ﺍﻡ ﺍﺱ ﺍﻭﻣﺪﻩ ﭘﺴﺮﻡ ﺍﺳﺘﺨﻮﻭﻥ ﮐﻪ ﻧﯿﺴﺖ! |:
ﺍﺻﻦ ﯾﻪ ﻭﺿﯽ

.

.

.

معاون آموزش متوسطه آموزش و پرورش از حذف نام‌های انگلیسی از کتاب‌های درسی

آموزش زبان انگلیسی در مدارس ایران خبر داد و گفت:

«چرا در متون انگلیسی که به دانش‌ آموزان ایرانی درس داده می‌شود

باید اسامی خارجی هم چون مری و جک باشد؟»

به طور حتم با اسامی حسن، حسین، نقی و تقی هم می‌شود دو نفر انگلیسی با هم مکالمه کنند

های تقی ها آر یو مش غلامحسین… اصغر کام آن

بعد از تجهیز مدارس به سیستم گرمایشی ایمن این تنها مشکل باقی مونده بود

.

.

.

خواهرم میخواست به بچه اش آب پرتقال بده اونم نمیخورد

منم گفتم اشکال نداره بده من بهش میدم

بردمش تو اتاق هرکاری کردم نخورد
منم از رو لجم تمام آب پرتقال رو خوردم بعد هم به خواهرم گفتم که همش رو خورد.

خواهرم گفت دستت درد نکنه تمام داروهاش رو ریخته بودم تو اون آب پرتقال!! ​

.

.

پیامک های جدید و خنده دار و لطیفه های باحال

یکی از فانتزی های شب امتحانم اینکه استاد درسهای سه واحدی با

یه بشکن ظاهر شه سوالات و جوابها رو بگه و با یه بشکن غیب بشه بعد قبول بشم

۷ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. اعظم :
    ۲۵ خرداد ۱۳۹۲

    مرسی خوب بود

  2. jAvAd :
    ۲۵ خرداد ۱۳۹۲

    ممنون عالی بود مثل همیشه

  3. سمانه :
    ۲۵ خرداد ۱۳۹۲

    دست گلت درد نکنه.خیلی جالب بود. فقط تکراری هم داشت توشون.!

  4. فاطمه :
    ۲۶ خرداد ۱۳۹۲

    ممنونم…….خیلی خوب بود

  5. حسین :
    ۲۶ خرداد ۱۳۹۲

    مرسی از طنز های قشنگتون

  6. مهرانا :
    ۶ تیر ۱۳۹۳

    خیلی توپ بود کلی حال کردم.مرسی

  7. محمد حسین :
    ۲۱ آبان ۱۳۹۳

    خیلی باحالید