دوستی ها

  • Admin
  • ۲۰ آذر ۱۳۹۳
  • 85561 بازدید
  • ۲۱۲ نظر

شوخی های خنده دار و بامزه شبکه های اجتماعی 21 آذر 1393

شوخی های خنده دار و لطیفه های سرکاری

جدیدترین جوک ها، پیامک های خنده دار، شوخی های خنده دار و لطیفه های سرکاری

1- حیف شد دیگه پولمون نمیرسه نون بخریم از این به بعد تو آبگوشت باید ساقه طلایی تریت کنیم.

Doostiha.IR

2- یه مرحله ای هم ورای روشنفکری هست اونم اینه که کتاب نخری که کمتر درختا قطع شن. ما الان تو او مرحله ایم.
Doostiha.IR
3- چند روز پیش عروسی داییم بود.
بعد دایی بزرگم سه میلیون، 1000 تومنی تقلبی گرفته بود که بپاچه سر دوماد پرچم خانواده رو ببره بالا که بگه مثلا ما مایه داریم.
خلاصه داییم همینجور پول می پاچید رو سر ما.
ما که می دونستیم تقلبیه اصن توجه نمی کردیم همه کفشون بریده بود.
یهو وسط مهمونی داییم داد زد یه بسته هزاری واقعی اشتباه پاچیدم.
همه ما عین یه گله گرگ که می زنه به گوسفندا پریدیم رو مهمونا پولا رو جمع کردیم.
چهار، پنج نفر دستو پاشون شکست.
بابابزرگم دماغش داغون شد.
پرچم خانواده رفت زیر زمین.
ولی خوشبختانه کل 100 تومن رو جمع کردیم!
شوخی های خنده دار و لطیفه های سرکاری شوخی های خنده دار و لطیفه های سرکاری شوخی های خنده دار و لطیفه های سرکاری
4- دقت کردین اون پنبه آغشته به الکل سرد که قبل آمپول به نقطه مورد نظر میمالن دردش و استرسش از خود آمپول بیشتره؟
Doostiha.IR
5- یه چیزی از فریزر درآوردم که یخش آب بشه. تا این لحظه مشخص نیست دقیقا چیه ایشالا که خیره. شاید نیمه گمشدم باشه توکل به خدا.
Doostiha.IR
6- دختر خالم شش سالشه. یه کیلو تخمه گذاشته جلوش داره می خوره. نشستم پیشش گفتم با هم بخوریم؟ یه دونه تخمه گذاشت تو دهنم گفت اینو بخور بقیه هم همین مزه رو می ده.
Doostiha.IR
7- اگه زنت زیادی می پرسه چنتا دوسم داری؟
بگو اندازه یک کیلو خاک شیر
اینا بیکارن میرن می شمرن
تا چند ساعت آرامش داری
Doostiha.IR
8- اگه بچه ها لیوان بشکنن: ای دست و پا چلفتی…
اگه مامانه بشکنتش: قضا بلا بود
اگه باباهه بشکنتش: این لیوان اینجا چی کار میکنه
Doostiha.IR
9- تلویزیون روش نمی شه بگه نون رو گرون کردیم، می گه قیمت نان اصلاح شد.
Doostiha.IR
10- یکی، دو روزه مامانم رفته مسافرت
امروز هوس خوراکی کردم هر جا رو گشتم هیچی پیدا نکردم
فقط توی کابینتا یه سری قوطی بود که با ماژیک روش نوشته بود:
نخورید؛ مایع ظرفشویی
نخورید؛ سمِ گلدون
نخورید؛ جرمگیر توالت
زنگ زدم به مامانم گفتم دایی و زن دایی اومدن چیکار کنم؟
گفت در کابینتو باز کن اونی که علامت مرگ داره توش آجیله
اونی که نوشته مرگ موش، توش گزه
اونی که نوشته صابون، توش شکلات!
بعد می گن رفیق بی کلک مادر
Doostiha.IR
11- دقت کردین
ثابت کردن اینکه یه نفر تو خواب خر و پف می کنه از اثبات قتل سخت تره.
Doostiha.IR
12- ما را از تمدید مذاکرات می ترسونید؟
ما هفته ها منتظر می موندیم ببینیم توپ سوباسا گل میشه یا نه.
Doostiha.IR
13- افسردگی بیماری نیست، یه جور شیوه زندگیه.
Doostiha.IR
14- رفیقم معلم شده تو کلاسش یه شاگرد درس نخون داره. یه بار ازش پرسیده تو واسه چی میای مدرسه؟ بچه جواب داده منم همینو از بابام پرسیدم. بابام گفت بالاخره او معلم بدبختت باید پول دربیاره یا نه؟
Doostiha.IR
15- بعضی آدما مثل شبکه دو اند، هیچ جوره نمی تونن خودشون رو تو دلت جا کنن.
Doostiha.IR
16- درسته سن و سالمون بالا رفته ولی هنوز پایه کلاه قرمزی ایم. همه قسمت هاشم دیدیم. حالا مد شه یه پست هایی از زبون اینا می ذارن که خودشون روحشونم خبر نداره.
Doostiha.IR
17- غمگینم… مثل زنی که داره به عکس من نگاه می کنه و اشک می ریزه و می گه: کاشکی تو عروس من بودی.
Doostiha.IR
18- طرف زنگ زده می گه شما؟ گفتم ببخشید اشتباه برداشتم. ملت تحت فشارن!
Doostiha.IR
19- حالا می خوای چه غلطی بکنی؟ اوج همفکری دوتا پسر در شرایط بحرانی.
Doostiha.IR
20- می دونین اگه به عباس قادری مجوز کنسرت بدن مشکل چیه؟ مشکل جا پارکه. چون همه با تریلی 18 چرخ و اتوبوس میان.
Doostiha.IR
21- یه بنده خدایی فوت می کنه، زنش می ره سر قبرش می گه کجاااااایی آقا، پسرت کفش نداره، دخترت مانتو نداره، پسر کوچیکت شلوار نداره… شب مرده میاد تو خواب زنش می گه خانم من مُردم! نرفتم دوبی جنس بیارم که.

22- از کسی که عرضه نداره اخمتو باز کنه توقع نداشته باش بخت تو باز کنه.
Doostiha.IR
23- امکان نداره پیش مامانت یه آهنگ رو از حفظ بخونی بعد برنگرده بگه کاتش درستو هم اینجوری می خوندی.
Doostiha.IR
24- والا فقط اسمش زنگ تفریح بود. م که همه ش داشتیم مشق های زنگ بعد رو توش می نوشتیم
Doostiha.IR
25- بالاترین لذت دنیا اون دو سه ورق کالباسیه که تو راه بین مغازه تا خونه می چپونی تو دهنت. بقیه مسائل فقط ادای لذت رو در میاره!
Doostiha.IR
26- حس خوبیه وقتی از یکی می پرسی خوبی؟ می گه نه. این یعنی روت حساب کرده
Doostiha.IR
27- دیروز فتم عکاسیف دختره اومد گفت: آقا عکس یهویی هم می ندازین؟
Doostiha.IR
28- کهنه فروش تو کوچمون داد می زد: چراغ کهنه می خرم، کمد شکسته می خرم… رفتم دم پنجره گفتم: کهنه فروش دل شکسته می خری؟ با یه لبخند تلخی گفت: زر نزن بابا.

۲۱۲ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. reza :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    حدود یک چهارمش تکراری بود. ولی بازم ممنون

    • مانی :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      19- حالا می خوای چه غلطی بکنی …؟
      قشنگ بود!
      داداشم همیشه به من همینو میگه!

  2. محمد مهدی :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    25 و 28 عالیییی بودن
    ایول!!!!

  3. ونوس :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    50 تومن گذاشتم ته کمد لباسام که بعد ببینمو روحم شاد شه.الان 6 ماه گذشته ساعتی نیست که بهش فکر نکرده باشم…..!!!

    • محمد خسته :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      شما که 50 تومنو گذاشتی اینقدر نگرانی، ببین اونکه که 50 تومنو برداشته چقدر نگرانه؟؟؟!!!
      (حتی فکرشم نکن … به جان اف کندی، من برنداشتم، بیا بگرد!!!)

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      بهتره دیگه بهش فکر نکنی!
      50 تومن، هوتوتو … !
      غم آخرتون باشه!!!
      (خدا رو شکر، فقط خسارت مالی بوده!)

  4. ونوس :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    من حدود یک ماهی میشه به سایتتون سرمیزنم سایت خوبی دارید.البته با بودن آرامش و غزال و میقات و فاطمه یاس قشنگترش کرده. ممنون از سایت خوبتون

    • غزال :
      ۲۰ آذر ۱۳۹۳

      شما لطف داری دوست عزیز 🙂
      موفق باشید.

    • آرامش :
      ۲۰ آذر ۱۳۹۳

      ممنونم از شما .
      قشنگی از خودتونه … 😀

    • علیرضا008 :
      ۲۰ آذر ۱۳۹۳

      الان شما در پوست خودتون نمیگنجید میدونم 😐

    • میقات :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      خوبی که از ادمینه 😀
      شما لطف دارید….

    • میقات :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      آقا علیرضا
      چون ایشون لطف کردن و اسم آوردن مجبور به پاسخیم 😀
      البته منم از ادمین تشکر میکنم با این سایت خوبشون 😀

    • فاطمه یاس :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      ونوس جان با حضور شما زیباترم میشه. 🙂
      فقط نمیدونم ادمین کی میخواد از ماتشکر کنه!! 😀
      ببین چه سایتتو قشنگ کردیم.همه میگن! 😀

    • فاطمه یاس :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      راستی آقا علیرضا008
      گفتن نداره ولی ما دیگه عادت کردیم به لطف دوستان!! 😀

    • غزال :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      فاطمه یاس جون
      سخنان شما رو باید با طلا نوشت زد سر در سایت 😀 🙂
      من نمى دونم پس کى قراره به پاس زحمات بى دریغمون از ما قدردانى شه 😀 😐
      آخه ما خسته نمیشیم انقدر خوبیم ؟؟؟
      خخخخخخ

    • ناخدا :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      سهیل چقدر خاطر خواه پیدا کردی دی:

      • Admin :
        ۲۱ آذر ۱۳۹۳

        بکتاش دو روز رفتی نیرو دریایی جو ناخداگری گرفتتا!
        جملات روی دیسک ها رو حال کردی؟ 😀

    • آرامش :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      جناب ناخدا
      سلام ،بعد این همه وقت برام جالب بود که هنوز شکلک ها رو نمیتونید بگذارید ..درست مثل قدیما …. 😐
      بچه ها اگر بخواین در یک دوره ی فشرده آموزش میدن …. 🙂

    • مهدی 01 :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      ادمین خان نمیخوای طی یه مراسمی چیزی از کاربرات تشکر کنی؟؟!!!
      چت روم که نمیزنی(ولی خداییش حالش به اینه که تو پستها کامنت بزاری ادمینم هی بگه سوق نده)…تشکر که نمیکنی…شیرینی که نمیدی 😀 حداقل یه گلی چیزی هدیه بده کاربرات روحیه بگیرن. 😀 😐
      در ضمن دوستان شکلکای جدید رسید 😀
      (بینشون فاصله میزارم ولی شما برای این که کار کنه فاصله نندازین)
      : ! : = ❗
      : o = 😮
      : o o p s : = 😳
      : i d e a : = 💡

    • حیدر علی خان :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      موافقم ، قشنگی نظر به اینه که ببینی کی تایید میشه
      چت روم که همه جا هست،کامنت خیلی بهتره

    • حیدر علی خان :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      سلام ناخدا ، قبلا سعادت هم صحبتیتونو نداشتم ، احتمالا این پیغام رو هم نبینید ، به هر حال من سلام عرض میکنم 😀
      ادمین شاید درجه ها تغییر کرده ، به مهناوی ها میگن ناخدا 😀

    • غزال :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      من مخالفم.. 🙂
      اتفاقا روم افتتاح بشه خیلى خوب میشه..

      مطمئنا ما انقدر بى معرفت نیستیم که روم باز بشه دیگه اینجا نیایم..
      چت روم همه جا هس ولى بچه هاى دوستى ها که همه جا نیستن 🙂

    • مهدی 01 :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      ولی تو بعضی صحبت ها مخصوصا اگه کسی با کسی اختلاف نظر داشته باشه خیلی به درد میخوره یه حرفاییو تو پست ها نه میشه زد نه جای مناسبی واسه این کاره…کلا بودنش لازمه.

    • ونوس :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      خانم هافاطمه یاس وآرامش و غزال و آقا میقات خیییلی ممنون دوستای خوبم همگی موفق باشید:)

    • محمد خسته :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      منم لطف دارم دوست عزیز!
      اما نمی دونم شامل حال کی بشه؟؟؟
      فعلاً فرم درخواست لطف رو پر کنید!

    • محمد خسته :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      یه جوری میگین: “قشنگی از خودتونه!” آدم شک می کنه نکنه قشنگیش از خودش نباشه!؟
      آقا قشنگی من از کیه؟؟؟
      من تحملشو دارم … بگین!
      (مشنگیم که از خودمه!!!)

    • محمد خسته :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      حانمهایی که اینقدر واسه هم نوشابه باز می کنید! واللاه به خدا این نوشابه ها سمّه!!! لاأقل دلستر لایت باز کنید! واسه کلیه و معده هم خوبه!!! واسه آقایون هم یادتون نره … (واسه من مشکی باشه لطفاً!!!)

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      حانمهای محترم سایت!
      این اسم قشنگا: “ونوس، “غزال”، “آرامش” و … واقعاً اسم شناسنامه ای خودتونه یا فوتوشاپه؟! خوش به حالتون!!!(فوتوشاپ من اسممو درست نمی کنه، فقط عکسمو خراب می کنه!!!)

    • فاطمه یاس :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      میبینی غزال؟اصلا رسیدگی نمیشه! 😀
      آقا جواد؟؟؟؟
      آقا j@v@d ؟؟؟؟؟؟
      کجایید؟؟یه لحظه بیاین . 😐
      شما که میگفتین 25 ساعتا انلاینین؟؟ 😐
      ببینین روم بخاطر نبود یکی مثه شما اشکیل نشدااااا.
      نیاین باز به ادمین بگین چرا روم نیست و از این حرفاهااااا . 😐

    • ونوس :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      آقامحمد چون شما دیراومدی اسمت توی لیستم نرفت.اما ازالان به بعد لطفت شامل حال ما میشه.نه اسما اصل اصله خخخخخخخخخ .بعدشم اگه ما دخترا هوای همو نداشته باشیم کی داشته باشه؟؟اصلا بیشتر همین خانمای گل سایت به اینجا صفا دادن :))

  5. غزال :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    یارو سر قبر باباش خرما گذاشت و رفت بعد نیم ساعت اومد دید بشقاب خالیه !!

    رو قبر پدرش میزنه میگه بابا ؟؟

    اگه گشنه ای برات فلافل بگیرم !؟!؟ 😀 😐

    • غزال :
      ۲۰ آذر ۱۳۹۳

      دیروز داشتم مجله میخوندم،توش از مضرات اینترنت گفته بود..اینکه چطور آدم رو از کار و زندگی میندازه 😐
      واقعا متحول شدم ..
      .
      .
      .
      بیاید دیگه مجله نخونیم 😐 😀

    • آرامش :
      ۲۰ آذر ۱۳۹۳

      بهترین لذتی که تو دنیاست ،
      اینکه بدونی یه نفر خیلی دوست داره……
      البته …منو که کسی دوست نداره ،در حد تئوری عرض کردم 😐

    • آرامش :
      ۲۰ آذر ۱۳۹۳

      ساقه طلایی یه جوریه ،انگار 50% از یزید تشکیل شده ..لامصب با هر چی میخوری باز تشنه ات میشه 😐

    • سکوت ( بدون پاسخ ) :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      یزید؟!!!
      D:
      قشنگ بود

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      غرال خانم گرامی! طلاهاتونو بیارید …
      ادمین خان عزیز موافقت فرمودند سخنان “فاطمه یاس جون” رو با طلا “تایپ” کنیم، بزنیم سر ته سایت!!! (ببخشید! سر در سایت)
      خانم خانما!!! ادمین خان اگه طلا داشت که وجود ما آقایون سایت رو طلا می گرفت!!!
      تازه ما به آب طلا هم راضی ایم! (از بس که قانعیم!!!)

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      غزال خانم! دیروز که مجله می خوندی، از مضرات من، ببخشید … مازراتی من چیزی ننوشته بود؟؟؟
      آخه تو مجله آگهی گذاشتم واسه فروشش، گفتم شاید تو این شماره چاپ شده باشه!؟

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      اختیار دارید آرامش خانم!!!
      مطمئن باشید همه ی خانمهای سایت، شما رو در حد تئوری دوست دارن!
      شما فقط واسه خانمها امتحان عملی بذار!!!

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      چه اشکالی داره؟؟؟ یعنی مُرده حق نداره خُرمای خودشم بخوره؟؟؟ بابا یه کم به مُرده ها احترام بذارین! ناسلامتی مُردنا!؟
      پس چی شد ای فلافل ما ؟؟؟

    • مانی :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      بی زحمت واسه منم بگیرین، خیلییییییی گشنمه!

  6. مهدی 01 :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    طرح آمارگیری خانوار

    شما چند تا بچه دارین؟
    بابام : یکی
    ولی توشناسنامه که نوشته دو تا
    اونو میگی؟ دکور خونست 😐
    فقط وقتهایی که اینترنت قطع میشه میاد بیرون یه دوری میزنه 😀

    • مهدی 01 :
      ۲۰ آذر ۱۳۹۳

      وقتی می خوای خانمی رو از کاری منع کنی 😐 بهش بگو : « برای پوستت خوب نیست »
      در ۹۹٫۷۳ درصد موارد جواب می ده ! 😀

    • مهدی 01 :
      ۲۰ آذر ۱۳۹۳

      8 نوع داداش دخترا…
      داداش شماره یک: بچه پولدار
      ماشین داره، رستوران خوب میرن باهم! اینترنت 24 ساعته مجانی هم بعنوان اشانتیون بهشون میده. 😐 😀

      داداش شماره دو: یه پسر رومانتیک
      خوراک درددل بشینن نصفه شبها با هم درد دل کنن و گریه کنن با هم. 😳

      داداش شماره سه: بچه خلاف و شر چت روم
      هر پسری بخواهد تو اینترنت اذیتشون کنه، خان داداش جون حالشو میگیره. 😐

      دادش شماره چهار: از نوع هنری
      خوراک رفتن باهم به سینما، تئاتر و موزه و محافل نقد فیلم. بلیط جشنواره فجرشون تضمینیه. موهای این مدل داداش ترجیحا بلنده. به اضافه ریشهایی مدلدار! 😐

      داداش شماره پنج: خوش تیپ
      خوراک اینه که ببره با خودش به دوستاش پز بده بگه: نگاه کنین، چه داداش جیگری دارم! داداش من خیلی خوش تیپه! 😐 😀

      داداش شماره شش: بچه معروف
      خوراکه لباس خریدنن تخفیف در حد لالیگا 😐

      داداش شماره هفت: متخصص کامپیوتر
      هر وقت کامپیوترت خراب شد و گند زدی به سر تا پای سخت افزار و نرم افزار و هرچی افزار داداش جونت میاد برات درست میکنه! 😐

      داداش شماره هشت: بچه مثبت
      بچه مودبیه، وقتی میری باهاش بیرون لپهاش سرخ میشه.مامانت عاشق این جور پسراست! 😐 😀

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      مهدی 01 خان!
      اینقدر به این خانوما گیر نده!!! شرش دامن همه مونو می گیره ها !!!
      بفرما! نگفتم؟! ول کن خانم دامنمو … چشم!!! آشغالارم می برم، ظرفارم می شورم، اصلاً بچه رم سر پا می گیرم؛ دیگه؟؟؟
      آقای مهدی 01! مگه دستم بهت نرسه!؟ تازه داشتیم واسه خودمون وب گردی می کردیما، نذاشتی!
      خانم…! آشغالا همیناست؟ (آره! جون بکن دیگه!!!)
      خوش به حال مجردا !

    • محمد خسته :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      چه اشکالی داره آدم دکوری باشه؟؟؟
      من خودمم دکوری ام؛ هر وقت مهمون داریم، هیشکی جلوی من میوه نمیذاره!!!

  7. میلاد :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    بعضی ها اینقدر دوست داشتنی هستن که فقط باید نگاهشون کرد
    .
    .
    .
    .
    حالا نمیخواد اینقدر به من نگاه کنی خجالت میکشم خووووووووووووو

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      خجالت بکش!!!

  8. میلاد :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    حیف نون سوار مینى بوس میشه و سلام میکنه، هیچکس جواب سلامشو نمیده.!!

    عصبانى میشه میگه: یه مشت خر و گاو نشستن توی مینى بوس.!!!

    راننده یکدفعه میزنه رو ترمز طوریکه همه مسافرا میفتن رو هم.!!میاد و یقه حیف نون رو میگیره و میگه: بگو ببینم کى خره؟ کى گاوه؟؟؟؟

    حیف نون میگه: والله ایطور که تو زدى

    سر ترمز معلوم نیست دیگه ؛ همه قاطى شدن!!!!

    • محمد خسته :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      من یکی که دیگه سوار مینی بوس نمیشم!!!
      واللاه … با این ترمزاشون!!!

  9. میلاد :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    سال 86 دانشگاه آزاد مشهد سرکلاس فارسی عمومی مختلط نشسته بودیم که : استاد حرف از بهشت جهنم زد ، رو کرد به پسرا گفت بچه های من عمل الصالحات از خودتون انجام بدید که رفتین اون دنیا حوری و پری گیرتون بیاد که گل از گل پسر ها شکافت تو همین حین یکی از دختر ها گفت استاد اگه ما دختر ها بریم بهشت چی گیرمون میاد ، استاد با خنده ملیحی رو به دختره کرد و با انگشت اشارش پسر ها رو نشون داد و گفت اینا این نرخر ها ،
    هیچی دیگه بمونه که استاد از فرط خنده خودش و پسر ها دیگه نتونست درس بده و کلاس رو تعطیل کرد

    • محمد :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      استاده هم بی سواد بوده:
      دخترا اون دنیا غِلمان (پسران شدیدا زیبا) گیرشون میاد.

    • محمد خسته :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      “پسران شدیداً زیبا”؟؟؟
      همه ی پسرا، شدیداً زیبا هستن!
      آقا من نخوام اون دنیا “غِلمان” باشم، کیو باید ببینم؟؟؟
      واللاه … با این حوریاشون!!!

  10. میلاد :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    ﺑﺮﻧﺞ ﻫﻨﺪﻱ ﺭﺍ ﺑﺎ ﻗﺎﺷﻖ فرانسوی،درلباس ترکیه ای
    ﻭ ﺭﻓﺘﺎﺭﻱ انگلیسی به همراه نوشابه اسراییلی و گوشت برزیلی و دسر آمریکایی
    ﺯﻳﺮ ﭼﺎﺩﺭ ﺳﻴﺎﻩ ژاپنی و با مقررات ﻋﺮﺑﻲ
    ﺑﺮ ﺳﻔﺮﻩ ﭼﻴﻨﻲ ﻣﻲ ﺧﻮﺭﻡ
    ﻭ ﺑﻪ آریایی بودنم افتخار میکنم!

    • محمد :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      کاش کسی که از این جملات نسبتا روشنفکرانه میگه خودشم پایبند باشه.

    • میلاد :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      من نه آدم روشنفکریم نه پایبند این چیزا
      صرفا این جملات تلنگری هست برای دوستانی که قابلیت اصلاح شدن رو دارن.

      وگرنه دنیاس باید به سازش برقصی .

      انقدر زنگی رو سخت نگیر 😀

    • محمد خسته :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      منم به آریایی بودن میلاد افتخار می کنم!!!
      منتها من رژیم دارم، برنج نمی خورم؛ لباسام محلیه، رفتارم ترکیه، دوغ آبعلی می خورم و گیاهخوارم، دسرم فقط سالاد شیرازی؛
      آیا من روشنفکرم؟؟؟
      پایبندم؟؟؟
      تلنگر پذیرم؟؟؟
      قابلیت اصلاح شدن دارم؟؟؟
      به ساز دنیا برقصم؟؟؟ زندگی رو سخت بگیرم؟؟؟
      من همینم، اگه زشتم اگه خوشگل
      من همینم، اگه آسون اگه مشکل
      من همینم، اگه خاموش اگه روشن
      من همینم، اگه خارم اگه گلشن
      کسی نیست، شب رو با من سر بکنه
      کسی نیست، بغضمو باور بکنه

  11. میلاد :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    سربازی مشغول خدمت بود . . .

    هر کاغذی را که میدید برمیداشت و میخواند و میگفت: این نیست!
    سرانجام مسؤلان نظامی او را به تیمارستان بردند و یک تیم پزشکی تشخیص داد باید معاف شود.
    سرباز وقتی کاغذ معافیت را دید، خندید و گفت :
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    همین بود!!

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      عالی بود!!!
      سلامتی همه ی سربازا …
      نوش!!!

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      من اینجا باید یه اعترافی بکنم:
      “اون سربازه که میلاد گفته معاف شد، من بودم!
      اما کاغذی که باهاش معاف شدم، واسه میلاد بوده!”
      (میلاد جون! رفیق خودمی!!!)

  12. میلاد :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    چند روزه بدجور سرما خوردم
    دیشب مامانم میگه پسرم فردا نرو سر کار، عزیزم استراحت کن!
    منم نرفتم.
    هیچی دیگه از صب ساعت ۶ دارم کابینتا رو دستمال میکشم
    بعدش باید دیوارای آشپزخونه رو تمیز کنم
    الانم داره فرشای پذیرائی رو جمع میکنه که بشورم

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      هنوزم دیر نشده! پاشو برو سر کار!!!
      و الا تا شب از سختی کار زیاد مُردی؛ از ما گفتن بود.

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      با این فرش شستنت!!!؟؟؟
      تو اداره هم همین جوری کار می کنی؟؟؟
      کاش کار کردنت هم مثل کامنت گذاشتنت بود!!!

  13. میلاد :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    مادری ک میگی خواستگار دخترم باید پولدار باشه، مهندس باشه، دکتر باشه و …
    ی دقه بیا اینجا کارت دارم
    .
    .
    .
    .
    تا حالا ب قیافه دخترت نیگا کردی ؟!؟؟؟!

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      مگه قیافه ی دخترش چه جوریه؟؟؟
      در هر صورت من داوطبم برم خواستگاری … قیافه که مهم نیست! مهم ثروت پدر زن آدمه!
      ببخشید! گفتید پدر عروس خانم مدیرعامل کدوم شرکتن؟؟؟

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      میلاد جون! من رفتم خواستگاری ِدختر اون مادره، اما درو باز نکردن!!!
      شما شاهد باش، فردا دخترا کامنت نذارن: “مُردیم از بی شوهری”؟!
      من ِمثل ِدسته ی گل ِبا مدرک پنجم ابتدائی ِبیکار 45 ساله رو رد کردن!!! ملت عجب پُر اِفاده شدن!!!
      (کیس دیگه ای سراغ نداری؟؟؟)

  14. میلاد :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    یارو میره مغازه میگه تخم مرغ غاز دارید؟
    فروشنده میگه نه زهر مار اسب داریم :)))

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      دومی رو من خوردم، خوشمزه ست! مزه ی “زهر مار فیل” میده!

  15. میلاد :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    ملت یه جوری واسه امتحانا دارن درس میخونن که انگار نه انگار عاقبت هممون خاکه …

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      ز گهواره تا گور … حسش نبود!

  16. میلاد :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    بـــــه بعضـــیا بــایـــد گفــتــ :

    ســرتو بــگیر بــالـا…خــجــالـت نــکش…!
    .
    .
    “لـــاشـــی”ّبــودن کــه مُــــده …:|

    • فاطمه یاس :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      الان اینا جکن؟!
      به نظرتون این کلمات یکم زشت نیستن؟؟

    • محمد خسته :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      استعمال ضد اخلاقیات، اکیداً ممنوع!!!
      الفاظ رکیک و زننده، جایی در دوستی ها ندارند!!!
      (جناب ادمین خان! استدعا دارم جنابعالی هم گوشزد بفرمائید!)

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      فاطمه یاس خانم محترم!
      من، شخصاً بابت اون یک فقره کامنت غیر اخلاقی آقا میلاد معذرت می خوام!
      اما آقا میلاد عزیزمون، مطالب زیبا و شیرین دیگه ای هم گذاشتن که شایان تشکر و قدردانیه؛ ولی قول میدم دیگه هیچ مطلب منافی عفت و مبادی آداب و اخلاقی گذاشته نشود!!!
      ممنون که اینقدر مقید و اخلاق مدار هستید!

    • میلاد :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      نه جک نیس واقعیته

      این کلمه رکیکی نیست وگرنه ادمین محترم تایید نمیکردن من از شما معذرت میخوام.

      اینم دیدم با فضای جامعه هم خوانی داره برای همین پستش کردم.

      کار ما شاد کردن دل شماست. 😀

  17. میلاد :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    یکی از افتخارات من تو زندگی اینه که انقدر کارم درسته که
    هیچوقت search history اینترنتمو پاک نمیکنم
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    از گزینه ی private browsing استفاده میکنم که
    از همون اول اصلا save نشه ^_^

    • محمد خسته :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      میلاد جون!
      می دونم یکی دیگه از افتخاراتت تو زندگی، آشنایی با منه، اما خاکی بودنت اجازه نداده تا حالا بگی، اما بگو! حرف دلتو بزن! و الا بغض میشه ها!
      از ما گفتن بود!!!

  18. میلاد :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    داییم از بس که به این سبدکالا پیام داده امروز براش جواب اومده:

    .

    هموطن گرامی پدرمون رو درآوردی!

    به شما سبد کالا تعلق نگرفته ؛ خدا شاهده اگه یکبار دیگه به5000499 پیامک بزنی. یارانه 45500 تومانی شماهم قطع خواهدشد!! 😐

    • محمد خسته :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      کاش دائی منم اینقدر پیگیر بود! پسر دائیم بیست ساله داره بهش میگه: بابا! من زن می خوام! اونوقت دائیم فقط میگه: اول باید خودم برم تحقیق خانواده ی دختره، بعد …

  19. بارون :
    ۲۰ آذر ۱۳۹۳

    ریا نباشه ولی خداوند وقتی زن رو آفرید
    .
    .
    .
    .
    .
    .
    شیطان گفت: خب اینو از اول نشون می دادی مث بچه آدم سجده می کردم 😀

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      البته شیطون باید هم به استاد خودش سجده کنه!!!
      شما خانما شیطونم درس میدین!!!

    • میلاد :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      خدا زن رو برای کمک به شیطان در راه گمراه کردن مردها آفرید 😀
      قبول ندارین؟

    • ونوس :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      نه قبول نداریم !!!!خدا زن رو آفرید تاراه راست رو به مردا نشون بدن بلکه دست ازسرشیطون بردارن !! اما دریغ از بعضی ها.البته دورازجون اقایون این وبلاگ

    • حیدر علی خان :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      فکر کنم سایت هستش ها
      البته مهم منظور بود که منتقل شد

    • محمد خسته :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      بارون خانوم! مچتو گرفتم، بدجوریم گرفتم:
      “شیطان گفت: خب اینو از اول نشون می دادی، مثل بچه ی آدم سجده می کردم”؟؟؟
      مگه شیطون بچه ی آدم رو دیده بود؟؟؟ اصلاً مگه اون موقع آدم و حوّا بچه داشتن؟؟؟
      اینجانب (محمد خسته) بعد از شیطون به فریب کاری باران ایمان آوردم و همینجا بهش سجده می کنم!!!

    • محمد خسته :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      و اما ونوس عزیز!
      “خدا زن رو آفرید تا راه راست رو به مردا نشون بدن، بلکه دست از سر شیطون بردارن”؟؟؟؟؟
      خانوم خانوما! زنا اگه راه راستو بلد بودن که اونجوری رانندگی نمی کردن!!!
      واللاه … با این پارک دوبلاشون!!!

  20. محمد خسته :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    کاریکلماتورهای تنوری (از خودم):
    از ترس آمپول بیهوشی، از هوش رفتم!
    با سرنوشت خودم بازی کردم، برنده شدم!
    مدرک عنکبوت، تارشناسی ارشده!
    کفشدوزک یه عمر برای هزارپا، پاپوش دوخت!
    هدیه‏ ی زنبور ملکه به زوجهای جوان: یک ماه عسل رایگان!
    خورشید که چترش را باز کرد، باران بند آمد!
    اسپانسر مرگ، عزرائیله!

    • محمدباقر :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      سلام
      مدرک عنکبوت قشنگ بود

    • فاطمه یاس :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      زیبا بود.موفق باشید 🙂
      ممنون

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      قشنگی از خودتونه محمدباقر خان!!!
      ممنون که هم خوندین و هم نظر دادین!

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      سرکار خانم فاطمه یاس گرامی!
      از وقت پر ارزشی که گذاشتین و نظر مطبوعی که دادین، بی نهایت سپاسگذارم! امیدوارم با کامنتهای بهتر، جبران کنم!

    • محمد خسته :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      آقا شما مدرک عنکبوت رو کجا دیدی که میگی “مدرک عنکبوت قشنگ بود”؟؟؟
      مگر اینکه شما هم توی “دانشگاه نساجی شیراز” درس خونده باشین؟؟!!

    • مانی :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      خورشید که چترش را باز کرد، باران بند آمد!
      خیلی طنز شاعرانه و رومانتیکی داره! (خدا وکیلی از خودتونه؟؟؟) جالب بود!

  21. هستی :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    چراغ چت یکی از دوستام همیشه روشنه
    فک کنم پشت سیستم مرده!

    • هستی :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      واقع گراترین آدمی دیدم اون آقایی بود که امروز توی ایستگاه کلاه گیسش رو برداشت، سرشو با لذت خاروند بعدم گذاشت سر جاش!

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      از اون آقائه واقع گرا تر، خانمی بود که از در مترو تو نمیومد (رد نمیشد)، کلیپسشو باز کرد و خیلی راحت اومد داخل و گرفت نشست!!!
      البته خانوما، همه واقع گرا هستن؛ منتها بعضیاشون واقع گراتر ترن!!!
      نخ سوزاً خانوم های دوستی ها که اصلاً خود واقعیتن با کیفیت فول اچ دی 1080P

  22. نیما :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    مورد داشتیم یارو آشغال میره تو چشش ساعت9میشینه جلوی در

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      بهش بگو امروز ماشین آشغالی نمیاد! بره خونه، هوا سرده، مریض میشه خُب!!!
      در ضمن، مأمورای شهرداری دیگه جلوی در خونه نمیان، باید بره کنار سطلای مکانیزه وایسه!!!

  23. نیما :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    مورد داشتیم یک نفر گربه شو میزاره توگونی میبره بیابون ولش میکنه! عصر زنش زنگ میزنه میگه: گربه برگشته! شوهرش میگه: بپرس از کجا اومده من گمشدم

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      مطمئنی گربه رو بُرده بوده؟؟؟ من سه تا روایت مختلف دیگه شنیدم:
      1) خانومی، شوهرشو بُرده بیابون ول کرده، گرگا بخورنش!
      2) آقائی، همسرشو بُرده بیابون ول کرده، گرگا بخورنش!
      2)گربه ای، آقا و خانوم خونه رو بُرده بیابون ول کرده، گرگا بخورنشون!

  24. HAMED :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    تو کافی شاپ با مخاطب خاصم نشته بودم کافه گلاسه میخوردم که خواهرم اومد در گوشم گفت هرچی پول داری بده وگرنه به بابا میگیم منم از ترس بهش دادم مخاطب خاصم که تنها گذاشت هیچ الان دارم زمینارو طی میکشم 🙁

    • HAMED :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      سه نوع فروشنده وقتی یه وسیله بدون قیمت میبینن چیکار میکنن؟
      اولی بعد از یه قیمت الکی پروندن میگه وای نکنه ارزون فروخته باشم!!
      دومی با حدس یه قیمتی میگه بعد میگه وای نکنه گرون داده باشم؟!
      و سومی با خیال راحت یه قمیت دلخواه با یه برچسب روی جای خالی قیمت میذاره 😀

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      و امّا ادامه ی داستان کافی شاپ:
      پسر این چه وضع کار کردنه؟! این سرامیکا باید برق بزنه؛ بجنب! هنوز هیچکاری نکردی، روی میزا مونده، ظرفارم که هنوز نشستی؟! … جون بکن دیگه! فردا کلی مشتری داریم، کلی کار مونده …!
      وقتی داشتی با مخاطب خاصّت کافه گلاسه می خوردی، باید فکر این مصیبت رو می کردی!!!
      تو که نظافت بلد نیستی، خیلی شکر می خوری که … پاشو برو بیرون!!!
      پاشو !!!
      (کلید اسرار: قسمت صدم – این قسمت: مخاطب خاص)

  25. ونوس :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    سیب تا حالا 3تا کار مهم کرده!!
    اول حوا رو گول زد،
    بعد نیوتن رو از خواب بیدار کرد،
    و در آخر نظر آقای استیو جابز – رئیس کمپانیAppLe – رو به خودش جلب کرد

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      پس تنباکوی دو سیب چی؟؟؟
      ونوس خانم! لطفاً بزرگترین افتخار سیب رو تحریف نفرمائید!
      اصل داستان:
      روزی “شاه عباس صفوی” زیر درختی خوابیده بود، ناگهان دو سیب روی سرش افتاد، بسیار تعجب کرد، چون زیر درخت گلابی خوابیده بود و … اینگونه بود که “تنباکوی دو سیب” اختراع شد!

  26. ونوس :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    ﻣﻦ ﺑﭽﻪ ﮐﻪ ﺑﻮﺩﻡ ﺗﻤﺎﻡ ﺍﻋﻀﺎﯼ ﻓﺎﻣﯿﻞ می گفتن: ﺗﻮ ﺑﻪ ﻣﺎ رفته ای!

    ﺍﻣﺎ ﺍﻻﻥ ﮐﻪ ﺑﺰﺭﮒ ﺷﺪه اﻡ، هیچ کدوم ﻣﺴﺌﻮﻟﯿﺖ ﺣﺮﻓﯽ رو ﮐﻪ ﺯﺩﻥ ﺑﻪ ﻋﻬﺪﻩ نمی گیرﻥ!

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      مگه الآن چه جوری هستی؟!
      اعتماد به نفست کجا رفته؟؟؟ “ونوس” الهه ی زیبائیه! گذر زمان چیزی رو عوض نمی کنه!!!

    • ونوس :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      حتما همین طوره! نخواستم ک ریا بشه…ای بابا…:)

  27. ونوس :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    دختر ۱۲ساله اومده پست گذاشته از درد تنهایی بمیر اما زاپاس عشق کسی نشو

    خب سوالی که پیش میاد اینه که عروسک این بچه رو کی ورداشته ؟

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      من برداشتم!!! اول بگو ایفون 6 منو پس بده تا عروسکشو بدم!!!

  28. ونوس :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    تو پاساژ ها
    بعضی شوهر ها دست خانومشونو میگیرن …
    چون اگه دستشو رها کنن میرن خرید میکنن.
    رمانتیک به نظر میرسه ولی در حقیقت اقتصادیه!!
    خانم ها خیلی دوست داشتنی هستن..بعله

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      البته منظور “ونوس” اینه که خانمها دست شوهراشونو می گیرن تا شوهرای مثل دست گلشون رو، خانمهای مجرد پاساژ بُر نزنن (ندزدن)!!!
      اونم تو این بی شوهری!!!

    • ونوس :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      نخیییر شوهرهیچم کم نیست .این دسته گلایی ک راحت برزده میشن به درد هیچ دختری نمیخورن…….

    • میلاد :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      امروز تو خیابون یه دسته دختر ( با حجاب ) 😀 دیدم ……
      الان به حجب و حیاشون اعتقاد پیدا کردم 😉 😀
      داشتن سر یه بنده خدایی دعوا میکردن (مدیونی اگه فکر کنی سر من بوده ها)
      حالا نمیدونم قصدشون چی بود یکی هم نبود دستمو بگیره یه موقع بُر نزنن منو 😀
      دیدم کسی نیست دستمو بگیره خودم دست به دست خودم دادم و رفتم.
      الان من بدرد میخورم آیا؟

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      آقا انصافاً بگین خوب بُر بزنن! ما رو یه بار بد بُر زدن، 4 تا سرباز افتادیم یه جا، هیچی دیگه … باختیم!

  29. فرزاد :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    ﺯﻧﺪﮔﯽ ﻧﺎﻣﻪ ﺗﻤﺎﻡ ﺁﺩﻣﺎﯼ ﻣﻌﺮﻭﻑ ﺩﺭ ﺍﯾﺮﺍﻥ :
    .
    .
    .
    ﺍﻭ ﺩﺭ ﺧﺎﻧﻮﺍﺩﻩ ﺍﯼ ﻣﺬﻫﺒﯽ ﭼﺸﻢ ﺑﻪ ﺟﻬﺎﻥ ﮔﺸﻮﺩ:)

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      خُب زندگینامه ی منو بخون!
      “تو یه خانواده ی مطرحی به دنیا اومدم … ”
      تعجب کردی، هان؟؟؟فامیلی مون “مطرحی” بود، اما هیچوقت مطرح نشدیم (البته تا امروز؛ چون دیگه مطرح شدیم!)

    • هستی :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      یه چیز یادتون رفت!
      همشون هم فوتبالشون رو از زمین خاکی شروع کردن 😀

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      آقا فرزاد؟
      آقا فرزاد؟؟
      آقا فرزاد؟؟؟
      آقا فرزاد چی شد؟؟؟؟ زندگینامه ی منو خوندی؟
      خب اگه نمی خوای بخونی، بده یکی دیگه بخونه!!!
      اصلاً بدم خودم بخونم، چون خیلی وقته یادم رفته کجا به دنیا اومدم …

    • محمد خسته :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      من یکی که فوتبال رو از زمین بسکتبال شروع کردم!!!

  30. محمد خسته :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    مثل اینکه “اهالی دوستیها” با کاریکلماتور حال نمی کنن!
    بسیار خب! ممنون از وقتی که نذاشتین!
    من برم یه گوشه ای گم و گور بشم تا جمع شما تنگ نشه!
    ای کاش منم هم سن و سال شما بودم … جوون و سرخوش!
    دم همه تون گرم! دوستیهاتونو عشقه!

    • میقات :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      آقا محمد
      چیز جالبی بود ممنون
      خدا نکنه اتفاقی براتون بیفته این چه حرفیه آخه برادر من؟؟! ❗
      اگه دوست داشتی و موندی حتما متوجه خواهی شد که کامنتی که گذاشته میشه ؛ دلیلی نداره که حتما پاسخی به اون داده بشه ، البته لطف بعضی دوستانه که به بعضی کامنتا پاسخ میدن.
      کامنت شما هم من خوندم و هم همه بازدید کننده ها میخونن و مثل خیلی کامنتای جالب دیگه ممکنه بدون پاسخ از اون رد بشن که زیادم عجیب نیست.
      شما هم خودتو ناراحت نکن و به دل نگیر و اگه دوست داشتی پیش ما بمون ؛ حتما همه خوشحال میشیم 🙂

    • مهدی 01 :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      اقا مخمد این چ حرفیه…
      اهالی دوستیها (البته به قول خودتون) همین افراد با شخصیتو خوبی مثله شما تشکیل میده…شماام خوب شرکت کن تو بحث ها…باعث افتخارمونه یه دوسته خوبه دیگه به داشته هامون اضافه شه. 😉

    • حیدر علی خان :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      اتفاقا خیلی قشنگ بودن و اگه کار خودتونه که دیگه مرحبا، من خودم خیلی تو این قسمت تبحر ندارم وگرنه برا خالی نبودن عریضه یه چی میگفتم.
      خسته نباشی آقا محمد

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      حیدر علی خان؟؟؟
      همون حیدر علی خان که شونه به شونه ی میرزا کوچک خان جنگلی، جنگید و مثل اسطوره ها با خون جوشان و مقدس ایرانیش به خاک پاک وطنش افتاد و به آغوش شهادت غلطید؟؟؟
      باورم نمیشه!!!
      زنده باد حیدر علی خان!!!
      زنده باد میرزا کوچک خان!!!
      زنده باد نهضت جنگل!!!
      یه دست و هورا !!! هوراااااااااااااااااااااااا
      بریم یه برنامه ببینیم …
      یه برنامه ببینیم …

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      آقا مهدی 01!
      بعید می دونم بتونم باعث افتخارتون بشم؛ اما اگه همینجوری پیش برم، احتمالاً باعث انفجارتون بشم!!!
      شاید هم انتحارتون!
      یا شاید هم استتارتون!
      از این که بدون شناخت عمیق و علمی، منو “با شخصیت” قلمداد کردین، ممنونم!!!

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      میقات خان عزیز!
      دست بوس و قدردان شما برادر عزیز هستم که توی این شهر غریب (نیویورک رو میگم)، منو تنها نذاشتین و … به من حقیر لطف و عنایت داشتین. امیدوارم خدا توفیق خدمتگذاری بده، جبران کنم!!!
      فدای شما و دوستی ها!!!

    • مهدی 01 :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      اقا محمد
      لطفا یکم مراعات کن!!!
      امیدوارم منظورمو درک کنی.

    • میقات :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      آقا مهدی باهات موافقم.

    • حیدر علی خان :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      نه من ایشون رو نمیشناختم
      این اسم رو هم چون به اسم اصلیم شباهت داشت و خوشم اومد انتخاب کردم

    • محمد خسته :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      آقا مهدی و آقا میقات! چشم! لطفاً ببخشید!
      اینجا تو غربت، آدم دلش می گیره، تا یه فضای دوستانه ی ایرانی می بینه، زیاده روی می کنه؛ بازم معذرت می خوام که بی ظرفیت بازی درآوردم؛ تکرار نمیشه!!!

    • مهدی 01 :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      چشمت بی بلا…
      واسه خودت گفتم…از اینکه درکه بالایی که داری خوشحالم.

    • مانی :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      آقا این کاریکلماتور چی هست اصلاً؟ تو فیسبوکم اسمشو زیاد شنیدم. همون بازی با کلمات خودمونه؟!

    • ونوس :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      سلام آقا مانی.کاریکلماتور ی جور شوخی با کلماته ک گاهی پرمعناست گاهی ازمشکلات و هنجارها میگه و گاهی هم از جملات ادبی درش استفاده میشه.

      • Admin :
        ۲۴ آذر ۱۳۹۳

        دوست عزیز مانی همون محمد خسته هست نیازی نیست توضیح بدی چون خودش میدونه.

    • فاطمه یاس :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      چه جالب!
      حس کردم این اقا مانی یکم شبیه اقا خسته هستنا! 😐
      عجب!
      ادمین حالا لو نمیدادی! 😐 😉

    • مهدی 01 :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      عجب!!!!
      واقعا واسه ادمای خودشیرین و دورو خیلی متاسفم.خیلی…
      حیف اون احترامی که خرج ایشون کردم.
      اما فدای سره ادمین…این آدما زیادن. ممنون که ایشونو معرفی کردی ادمین خان.

    • ونوس :
      ۲۵ آذر ۱۳۹۳

      دست شما درد نکنه آقای محمد خسته اصلا کارتون درست نبود.واسه بودن توی این جمع نیازی نبود اینکارارو کنید. ادمین خیلی ممنون ک گفتی.

    • ونوس :
      ۲۵ آذر ۱۳۹۳

      نه فاطمه یاس خانم بهتر شد ک معرفیش کردن.وگرنه ایشون میخواستن به سرکار گذاشتن ما ادامه بدن 😐

  31. محمد خسته :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    نوکر همه تونم هستم!!! امیدوارم لایق این همه محبت باشم!
    “بودیم و کسی پاس نمی داد، بشوتیم
    شاید که: چو شوتیم، ندادند بشوتیم!”
    از این به بعد، فقط دوستی ها! (واللاه … با این نوناشون!)

  32. محمد خسته :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    به قول قدیمیا:
    سری که عشق ندارد کدوی بی بار است
    لبی که خنده ندارد شکاف دیوار است!
    با کمال میل و ارادت به همه ی اهالی دوستی ها، می مونم:
    آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
    ما را زمانه چون شکند ساز می شویم!

  33. محمد خسته :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    دیشب که نمی دانستم برای کدامیک از دردهایم گریه کنم، کلی خندیدم! (صادق هدایت)

  34. محمد خسته :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    آیا می دانید؟ (همون دانستنی های خودمون) – قسمت اول:
    * چشم انسان، معادل یک دوربین ۱۳۵ مگاپیکسل است!
    * شن خیس، از شن خشک سبک تر است!
    * آب گرم، سریعتر از آب سرد، یخ می زند!
    * مروارید در سرکه حل می شود!
    * رشد کودکان، در فصل بهار بیشتر است!
    * وقتی خروپف می‌کنید، نمی‌توانید خواب ببینید!
    * جویدن آدامس هنگام خُرد کردن پیاز، مانع از اشک‌ریزی شما می‌شود!

    • ونوس :
      ۲۱ آذر ۱۳۹۳

      سلام آقامحمد این کاریکلماتورهای تنوری جالب بودن من خودم اطلاعات زیادی تواین زمینه نداشتم.واما درمورد آیا میدانید این آخری خیلی مفیده توی بیگاری هایی ک خانواده محترم میکشن از این راهکارمیشه استفاده کرد.ممنون از اطلاعات خوبتون 🙂

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      دست شما درد نکنه ونوس خانم!!!؟؟؟
      حالا دیگه “پیاز خرد کردن” برای تدارک غذا در جهت پیشبرد اهداف متعالی خانواده و اطاعت از اوامر والده ی مکرم (مادر)، شد بیگاری؟؟؟
      پس مبانی تحکیم بنیان خانواده، تعاون، آئین خانه داری و کمک به پدر و مادر و اینا چی میشه!!!
      به نظر بنده، “پیاز خرد کردن” زیر سایه ی پر مهر پدر و مادر افتخاره! شما هم باید به این کارتون افتخار کنید!
      زود باشید افتخار کنید!!!
      افتخار نمی کنید؟؟؟
      شما بازداشتین خانم!!!
      سربازا! بهش دستبند بزنید!!!

  35. محمد خسته :
    ۲۱ آذر ۱۳۹۳

    ضمن تشکر ویژه از آقایان: “میقات”، “مهدی 01” ، “حیدر علی خان” و مدیریت سایت (ادمین خان)؛ بنده همینجا، از همین تریبون، اعلام می کنم که:
    خیلییییییییییی گلید!

    • هستی :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      سلام
      فکر نمیکنید هندونه کمی ارزون شد؟؟؟
      🙂 😉 🙂 😉 🙂 😉

    • ونوس :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      “حانمهایی که اینقدر واسه هم نوشابه باز می کنید! واللاه به خدا این نوشابه ها سمّه!!!” این کامنته خودتونه که واسم گذاشتین پس چطور خودتون میتونید ما نه!!؟؟؟

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      هستی خانم!!!
      هستی هانم؟؟؟
      فکر نکنم؛ چون اگه بودین، متوجه می شدین که اون “خیلی گلید” رو از ته ته دلم، به تمام دوستان دوستی ها گفتم که شامل حال شما هم میشه!!! اما برای اینکه حسن نیتم رو نشون بدم:
      ضمن تشکر ویژه از خانمها: “ونوس”، “غزال″ ، “آرامش”، “فاطمه یاس”، ”هستی” و ..؛ بنده همینجا، از دومین تریبون، اعلام می کنم که:
      خیلییییییییییی ماهید!

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      ونوس خانم!!!
      خدا نکنه شما پلیس بشی!!!؟؟؟
      مگه کامنت، مدرکه که علیه خودم ازش استفاده می کنی؟؟؟
      واللاه ما برای در امان بودن از دست شما خانما همون سم (نوشابه) بخوریم، بهتره!!!
      حالا خوبه کلی از شما تعریف کردیم و گفتیم “ونوس” یعنی الهه ی زیبایی و اینا … !؟
      دست خوش ونوس خانم! این بود جواب اون همه …؟؟؟
      بخند بابا! شوخی کردم!!!
      دم شما گرم که همه ی کامنت ها رو می خونی!!!
      دیگه وفتشه این تبعیض نژادی دختر و پسری مزخرف رو کنار بذاریم و بگیم:
      “همه مون عالیییییییییییی هستیم!”
      بزن لایک قشنگه رو !!!
      دست و هورا !!!
      بریم یه برنامه ببینیم!
      … یه برنامه ببینیم!
      … برنامه ببینیم!
      … نامه ببینیم!
      … ببینیم!

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      در ضمن هستی خانم!
      شب چله (همون یلدای خودمون) نزدیکه! مطمئن باشید اگه هندونه گیرم بیاد، زیر بغل کسی نمیذارم!!! یه راست میذارمش توی گاوصندوق خونه تا اون شب مجبور نشم به قیمت طلا یه دونه هندونه بخرم!!!
      واللاه به خدا… با این هندونه هاشون!!!

    • ونوس :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      پلیس ک نه اما اگه خدابخواد قراره وکیل شم 🙂 از همین الان باید در جواب به شما دوست عزیزازمستندات و ادله ی موجود استفاده شه.دست شما هم بابت تعریفاتون درد نکنه اما طبق اصل بیست قانون اساسی همه درمقابل اجرای قانون برابرند حتی شما دوست عزیز 🙂

    • هستی :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      من که منظوری نداشتم.
      فقط یه سوال پرسیدم 😉 😀

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      هیچی دیگه، کارمون در اومد؛ از این به بعد باید هواسمون به ونوس خانوم، “وکیل پایه یک دادگستری” هم باشه که یه وقت ما رو با استناد به مواد قانونی و غیرقانونی، و صد البته با استفاده از کامنتهای خودمون علیه خودمون، محکوم به مرگ نکنه!؟
      شما فکر می کنین من کتاب قانون رو نخوندم؟! اصل بیست و یک قانون اساسی:
      “مردان در مقابل اجرای قانون، از زنان برابرترند!!!”

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      خانم هستی خانم!!!
      اگه راست میگی که منظوری نداشتی و فقط یه سؤال پرسیدی، آفرین!!!
      اما اگه راست نمیگی و منظوری داشتی و فقط یه سؤال نپرسیدی، نیافرین!!!
      توضیح: نیافرین همان نه آفرین است.
      البته نیافرین در اینجا به معنی حادثه نیافریدن نیز می باشد؛ چون هستی خانوم با هدف ضربه زدن به پیکره ی دوستی آقایان سایت، از هندوانه استفاده ی ابزاری هدفمند توطئه گرایانه ی با رویکرد به رهیافته های فمینیستی داشته!

    • هستی :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      یحالا نمیشه بین آفرین و نیافرین باشم.
      جک ها رو که شما آفریدین! جان نثاری آقایون هم همینطور.
      من فقط یادآوری کردم نزدیک هندونه خریدن و تا ارزون شد بخرین;) 😀

  36. فرزاد :
    ۲۲ آذر ۱۳۹۳

    ﺷﺎﻣﭙﻮ ﺧﺮﯾﺪﻡ پنجاه ﻫﺰﺍﺭ ﺗﻮﻣﻦ
    ﺭﯾﺨﺘﻤﺶ ﺗﻮ ﻇﺮﻑ ﺩﺍﺭﻭﮔﺮ ﺗﺨﻢ ﻣﺮﻏﯽ
    ﮐﻪ ﺑﻘﯿﻪ ﻧﻔﻬﻤﻦ ﺍﺯﺵ ﺍﺳﺘﻔﺎﺩﻩ ﻧﮑﻨﻦ
    ﻓﺮﺩﺍﺵ ﺍﻭﻣﺪﻡ ﺑﺮﻡ ﺣﻤﻮﻡ
    ﺩﯾﺪﻡ ﻇﺮﻓﺶ ﺧﺎﻟﯿﻪ
    ﺩﺍﺩ ﺯﺩﻡ ﮐﯽ ﺍﯾﻨﻮ ﺯﺩﻩ ﺑﻪ ﺳﺮﺵ؟؟؟
    ﺑﺎﺑﺎﻡ ﺍﻭﻣﺪ ﯾﻪ ﺩﻭﻧﻪ ﺯﺩ ﺗﻮ ﺳﺮﻡ
    ﮔﻔﺖ ﺁﺧﻪ ﮔﺪﺍ ﮐﯽ ﺍﯾﻨﻮ ﻣﯿﺰﻧﻪ ﺑﻪ ﺳﺮﺵ؟ ﺑﺎﻫﺎﺵ شورتمو ﺷﺴﺘﻢ

    • محمد خسته :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      آقا فرزاد عزیز!!!
      فکر نمی کنی یه کوچولو خط قرمزو زد کردی؟؟؟
      حالا مثلاً اگه می گفتی “باهاش جورابمو شستم!” توفیری می کرد؟! یادت نره که اینجا سایت دوستی هاست و داخلش یه خانواده زندگی می کنن! کلام ما باید در شأن خودمون و سایتمون باشه! بی تردید شما هم شأنتون خیلی بالاست؛ تقریباً در سطح پرچم سایت!
      استدعا دارم از استعمال این الفاظ چندش آور، در کامنت نویسی و ارائه ی مطالب، جداً خودداری فرمائید!!!

  37. میلاد :
    ۲۲ آذر ۱۳۹۳

    خلاقیت جدید از هم وطنان!!!!!!

    http://xum.ir/images/2014/09/07/SC20140906-222322.png

    • میلاد :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      ادمین از 10 – 15 تا عکس همین یه دونه تایید شد؟
      ::…..::

      • Admin :
        ۲۲ آذر ۱۳۹۳

        به دلیل اینکه وقت بازبینی عکس ها رو ندارم از تائید لینک معذورم.

  38. محمد خسته :
    ۲۲ آذر ۱۳۹۳

    آقا بالأخره این کنسرت جواد یساری کی برگذار میشه؟؟؟
    من یکی همینجا قول میدم با نیسان بیام!!!
    بدجوری عاشقشم؛ اصلاً دیوونه شم!!!
    مردمی ترین و خاکی ترین خواننده ی ایرانه! سال 76 عروسی یکی از اقواممون توی جنوب شهر اومده بود و کلی ترانه ی بامفهوم و خاطره انگیز خوند؛ هرچی اصرار کردیم، پول نگرفت و گفت: “من به عشق مولام علی (ع) و مردم با صفای ایران می خونم!”
    سالار همه ی خواننده های ایران: “جواد یساری”
    خدا رحمت کنه مادرشو!!!

    • هستی :
      ۲۲ آذر ۱۳۹۳

      عجب جواتـــــــیه این جواد یساری!!

    • محمد خسته :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      هستی خانم؟!
      دست شما درد نکنه!!!
      از شما توقع نداشتم یه هنرمند مردمی رو فقط از روی ظاهر و لباس پوشیدنش بسنجی و القاب ناپسند بهش بدی!!!
      می دونم واسه خنده گفتی، اما سوژه های بهتری هم واسه خندوندن هست!!!

  39. مهشاد :
    ۲۳ آذر ۱۳۹۳

    ادمین!
    هستین؟چه خبر بوده اینجا؟
    بچه ها تو همون چترومن که یه یه بار تو صفحم باز شد؟
    جناب خسته رو هم راهنمایی کنید خب برن پیش بچه ها…

    • Admin :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      والا این دوست جدید ما خیلی کامنت میذاره و مراعات وقت و حوصله ما رو نمیکنه.
      اما خب خستس میفهمی؟ خسته.

    • آرامش :
      ۲۳ آذر ۱۳۹۳

      مهشاد 😐
      کدوم چت رومه ؟؟؟
      چشم روشن …به به ..کدوم یباره هه؟؟ 😐
      مهشاااااااد کی رفتی اونجا بدون ما ؟؟ اونوقت کی شما رو برد اونجا ؟؟ 😐
      غزاااااااال نکنه توهم اونجایی 😐
      نکنه برا تو هم یه باره باز شده ؟؟
      فاطمه یاااااس …نگو که شمام اونجا رفتی ؟؟ پ من چی 😐
      منو جا گذاشتین هااااا 😐

      • Admin :
        ۲۳ آذر ۱۳۹۳

        کجا رو میگین؟ کی به کیه؟ کدوم روم؟ چی شده؟

    • مهشاد :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      سلام
      نه دیروز یکی از پستارو باز کردم … چند صفحه تبلیغات و چت روم باز شد والا اسمشم نمیدونم…. امروز دیدم هیچکس نیستو کامنتای این آقای خسته رم ج نمیدین …گفتم شاید خبریه 😉
      اوهوم خستس…
      آرامش… 😉

    • فاطمه یاس :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      نه ارامش .روم؟؟دیگه روم به خاطره ها پیوست! 😐
      ادمین خیلبم خسته نیستشا ایشون. 😐 😀
      من که عقب نشینی کردم!! 😐

    • آرامش :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      مهشاد 🙂
      میدونستم منو جا نمیزارید 😀
      فاطمه یاس
      ما همچنان به اعتراضاتمان ادامه خواهیم داد و شورشی دیگر را راه خواهیم انداخت 😀 ( والا ،کم الکی نیستیم که برا خودمون ) اینقدر میگیم تا ادمین راضی بشه و بقولش عمل کنه .بهله اینجوریاست 😐
      بنظر منم ایشون ماشاالله خیلی پر شور و انرژی هستند و‌خسته سزاوارشون نیست 😐

    • آرامش :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      ببخشید ادمین
      مهشاااااد
      یادم رفت ،علیک سلام 🙂

    • غزال :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      سلام مهشاد ..چه عجب دلمون تنگیده بود برات 🙂
      نه بابا روم خیری نیست.. هعی…دوباره یادمون افتاد …
      آراااااامش 😐
      روم افتتاح بشه تو نیستی؟؟عجبا…از اون حرفا بود 😐
      ولی راس میگی ما باید پا فشاری کنیم بلکه بعضیا توجه کنن.. که نمیکنن 😐
      آقا محمد
      شرمنده ..خودتون صلاح میدونید ولی ادمین شوخی کرداااااا…
      اگر بمونید متوجه فضای دوستانه اینحا میشید 🙂
      ضمنا منم با آرامش موافقم …به نظر منم خیلی با انرژی هستید لقب خسته بهتون نمیاد..موفق باشید 🙂

    • مهشاد :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      غزال
      منم همینطور رمبو جان… 🙂
      آرامش
      چی بگم!خودت میدونستی 😉
      سودا جان
      منم ازین تریبون بالایی بهت سلام میدم .. ممنون که یادم هستی ….(گزماخ 🙂 )واسه یادآوری خاطرات 😉

  40. میلاد :
    ۲۳ آذر ۱۳۹۳

    چرا همه ی این دخترایی که میان لاین و وایبر و. . .

    اسمشون مهسا و عسل و غزل و نیوشا و . . . هست؟

    پس سکینه و خدیجه و صغری کجان؟؟
    من دنباله سکینمم پیداش نکردم
    سکینه هووووی سکنیه

  41. محمد خسته :
    ۲۴ آذر ۱۳۹۳

    حالا که این دوست جدید به درد نخور و یه شاهی شما خیلی کامنت میذاره و مراعات وقت و حوصله Admin و دوستان رو نمی کنه، بهتره مثل بچه ی آدم، بی سر و صدا گورشو گم کنه و بی آبرو ریزی بره! اینجوری واسه خودش بهتره، بیشتر از این خوار و خفیف نمیشه!
    آخرین کامنت من، چیزائیه که از دوستی ها آموختم و به همه ی دوستی ها تقدیم می کنم (حلالم کنید):
    * حقیقتی که آزارت می دهد، به دروغی که آرامت می کند ترجیح بده!
    * نگفته ها را می توان گفت؛ اما گفته ها را نمی توان پس گرفت!
    * نمی توان بازگشت و آغاز خوبی داشت، اما می توان آغاز کرد و پایان خوبی داشت!
    * امواج زندگی را بپذیر، حتی اگر گاهی تو را به قعر دریا ببرند؛ آن ماهی آسوده که بر سطح آب می بینی، مُرده است!
    * دنبال شادی باش، غم خودش پیدا می شود!
    * تاریخ تولد مهم نیست، تاریخ تبلور مهم است!
    * اهل کجا بودن مهم نیست، اهل و به جا بودن مهم است!
    * منطقه ی زندگی مهم نیست، منطق زندگی مهم است!
    * سعی کن خودت باشی، دیگری در جهان زیاد است!
    * هدف جاودانه زیستن نیست، اثری جاودانه بر جای گذاشتن است!
    * در روزگاری که خنده مردم از زمین خوردن توست، برخیز تا بگریند!
    * در بدترین روزها امیدوار باش؛ همیشه زیباترین باران از سیاه ترین ابر می بارد!
    * اگر تمام درهای دنیا به رویت بسته شد، دنبال درها بدو؛ خدای تو و یوسف یکیست!
    * از روزهای تکراری، استفاده ای غیرتکراری بکن؛ شاید هدف از این همه تکرار همین باشد!؟
    * قدرت کلمات را بالا ببر، نه صدایت را؛ باران است که باعث رشد گیاهان می شود، نه رعد و برق!
    * پیمانی که در طوفان با خدا می بندی، در آرامش فراموش نکن!
    * خوشبخت کسی نیست که مشکلی ندارد، بلکه کسی است که با مشکلاتش مشکلی ندارد!
    * تمام تاریکی‌های دنیا، نمی‌توانند بر روشنایی یک شمع فائق بیایند!
    * بزرگی در احترام داشتن نیست، در شایستگی داشتن احترام است! (سقراط)
    * برای مدیرت خویش از مغزت استفاده کن و برای مدیرت دیگران از قلبت! (دالایی لاما)
    * اگر خاموش بنشینی تا دیگران به سخنت آورند، بهتر از آنست که سخن بگویی و خاموشت کنند! (سقراط)
    * پادشاه باش؛ حتی اگر قلمرو ات به اندازه ی عرض شانه هایت باشد! (کورش کبیر)
    * اگر حس روئیدن در تو باشد، حتی در کویر هم رشد خواهی کرد! (دکتر علی شریعتی)
    * ایستادگی کن تا روشن بمانی؛ شمع های افتاده خاموش می شوند! (احمد شاملو)
    * اگر قادر نیستی خود را بالا ببری، همانند سیب باش تا با افتادنت اندیشه ای را بالا ببری! (دکتر علی شریعتی)

    • Admin :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      این روزها زیاد قضاوت میکنند، شما چطور؟!
      من رو اگر میشناختی اینطور قضاوت نمیکردی.
      به هر حال صلاح مملکت خویش خسروان دانند.

    • سودا :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      سلام دوست جدید،آقا محمد
      اولا بابت این جملات زیبا و آموزنده تون بسیار سپاسگذارم 🙂
      دوما
      معلومه تازه با سایتمون آشنا شدین و پست های قبل رو نخوندین و تازه به جمع ما پیوستین(خوش اومدین 🙂 ).اکثر کاربران(مثلا خودم) وقتی با این سایت آشنا میشن یه مدت فقط پست ها و کامنت ها رو میخونن و با دوستان و طرز برخورد مدیر محترممون آشنا میشن و بعد وارد جمع شده و نظرات خودشون رو بیان میکنن.من همه ی کامنت های دوستان عزیز و شما رو خوندم.شما که تازه واردین خواهشا اینقدر زود قضاوت نکنین.ادمین گرامی سرشون شلوغه و همیشه میگن کامنت بی ربط و طولانیم نذارین.اما بعضی وقتا ما رعایت نمیکنیم.خودتونم که میبینید تعداد کاربرای سایت زیاده و بررسی این همه کامنت و تائیدشون زمان بره.اینجا روابط بین دوستان خدا رو شکر بسیییییییییییار گرم و صمیمانه ست و همیشه دوستان با هم شوخی میکنن و همگی میخندیم.بعضی وقتا هم که ما مطالب بی ربط و طولانی می ذاریم کتک هم می خوریم (دمپایی،شلنگ،کمربندو…) و کبود میشیم 😀 اگه باور نمی کنید از آرامش جون،فاطمه یاس جون و غزال جون(مهشادجون و بارون جون و سایر دوستان که اسمشون رو ننوشتم عذرخواهی میکنم) که گل دخترای اکتیو سایت 😉 هستن بپرسید.
      حرفای ادمین رو به دل نگیرید.یه مدت که اینجا باشید عادت میکنید و تازه بعضی وقتا هم باهاشون همکاری میکنید و ضد دخترا…
      مدیریت بسییییییییییییییار عالی آقا سهیل باعث بوجود اومدن این سایت بی نظیر شده و بهشون تبریک میگم.
      به نظر من بهتره شما که مخصوصا در غربت هستین یه مدت اینجا باشین و پستای قبلی رو هم بخونین بعد تصمیم قطعی بگیرین.از حضور شما در بین دیگر دوستان خوشحال میشم 🙂
      راستی آقا سهیل بابت طولانی شدنش عذرمی خوام به بزرگواری خودتون ببخشید متشکرم

      • Admin :
        ۲۴ آذر ۱۳۹۳

        خیلی ممنون که لطف داشتید نسبت به من.

    • فاطمه یاس :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      بعله سودا درست گفت اقا محمد
      یکم پستای قبلیو بخونین دیگه خودتون نحوه بحث و نوع شوخی بچه ها دست تون میاد.
      شروع به هر جمعی اولش یکم سخته…
      ادمینم که کم کم با محسناتشون اشنا میشید!!
      😀 😉
      تازه اینایی که به شما گفتن که چیزی نبود.شوخی بود .
      اینجا مواردی مثل کمربندو دمپایی و جاچسبی داشتیم که به دوستان اصابت کرده.
      البته من مصونیت دارم.اذیتم کنه میرم اقامونو میارم.!! 😀 😐
      …..موفق باشید…..

      • Admin :
        ۲۴ آذر ۱۳۹۳

        پ اونایی که آقا ندارن چیکار کنن؟ 😐
        هی آقاتون رو به رخ دخی مجردا نکش غصه میخورن. مخصوصا آرامش که 24 ساعت شکنجه میشه اما لام تا کام نمیگه 😀

    • فاطمه یاس :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      اونایی که ندارن باید روی دفاع شخصیشون کار کنن !! 😐
      آرامش جان غصه نخور عزیزم.به یکی از اون میلیونها ! 😐 خواستگارت جواب بده تا جلو ادمین مصونیت پیدا کنی!! 😉

    • فاطمه یاس :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      منظورم از این شکل 😐 جلو تعداد خواستگارات این نبود که کمنا…به خاطر کلمه میلیون گذاشتم. 🙂

    • آرامش :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      فاطمه یاس عزیزم
      من غصه نمیخورم 🙂
      عاشقتم بااون میلیونها گفتنات 😀
      شما هر چی بگید چش مایی 🙂
      منظورت رو متوجه شدم ،الان که دارم پله های ترقی رو طی میکشم …عه ببخشید طی میکنم ولی هر وقت تصمیم به ازدواج گرفتم چشم بله رو میگم و مصونیت پیدا میکنم 🙂 ولی خداییش حرصی که ما دخترا به ادمین میدیم مزش یه چیز دیگس 😀

      • Admin :
        ۲۴ آذر ۱۳۹۳

        گفتی حرص یاد یک آهنگ افتادم که میگفت:
        تیریپت منو کشته…..
        اما من تغییرش دادم به:
        کلیپست منو کشته 😀
        هیچ ربطی هم به حرص نداشت و همینطوری آهنگه یهو اومد ذهنم.

    • آرامش :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      جناب ادمین
      شما هم آره 😐
      شما هم ترانه های اون ور آبی !!
      زشته ! عی به … 😀
      تسبیحم کو …. 😀 😐
      گر چه من کلیپسی نیستم ولی خوب تلفات زیاد داره این کلیپسجات هاااا 😀

      • Admin :
        ۲۴ آذر ۱۳۹۳

        دردی که از خوردن کشیده تو صورت حس میشه رو فقط از خانم یاس بپرس.
        این جمله پر از معنی و فلسفه بود که با یک تیر دو نشان زدم 🙂

    • آرامش :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      فاطمه یاااااااااس
      فاطمه یااااااس
      بیااین جمله ی پر از معنی و فلسفه ی جناب ادمین رو ترجمه کن برا ی ما 😐

    • سودا :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      سلام دوستان
      فاطمه یاس خانوم و آرامش جان 😉
      شما از مهی جان،مادربزرگ عزیزمون، خبر ندارین؟؟؟
      خیلی وقته که نیستن.همچنین نداجان…
      حضور غزال خانومم این روزا کمرنگتر شده
      دلم براشون تنگ شده…

    • مهدی 01 :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      اقا محمد…
      ایشالا سوءتفاهمت رفع بشه…چون اینجا اصلا کسی به فکره ناراحت کردنه دوستانش نیست…شماام دیگه بیخیال 😉
      ادمین فس(مخفف فردوسی) شدی جدیدا؟؟؟ 😉 شعرات منو کشته 😀 یه دونه واسه ما پسرا بگو خو…البته بدون تغییر 😐 😀

      • Admin :
        ۲۴ آذر ۱۳۹۳

        اینجا زن و بچه هست نمیشه 😀 😉

    • غزال :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      سلام سودا جون 🙂
      حضور من کمرنگ نشده عزیزم…همیشه هستم…حتی در سخت ترین شرایط هم اومدم 😀
      شاید کم حرف شدم این فکرو میکنید.. 😐 ولی آخه کم حرفم نشدم .. 😀 😐
      من هم دل واست تنگ شده بود و همیشه هم به یاد شما بقیه دوستانی که بودن و الان یا کم میان یا نمیان هستم .. 🙂 😉

    • ونوس :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      نه ادمین ما دخی مجردا غصه نمیخوریم ک! 🙁 ما هم خدامون بزرگه 😀

    • آرامش :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      سودا سلام
      راستش منم خبری ندارم مهیا خانم گاه گداری میان ولی ندا رو خیلی وقته خبری ندارم ،فکر دل ما رو که نمیکنن یه خبری بدن یهویی غیب میشن 😐
      امیدوارم سلامت و شاد باشند ،
      سودا 😐
      غزال و کمرنگی ؟؟!! کم حرفی ؟؟! خدا شانس بده مردم چه ازشون تعریف میکنند 😐
      ( غزال خانوم اصلنم حسودیم نشده هااا 😀 )
      غزال الان من در گیر اون سخت ترین شرایط شما شدم …لب جوق آب نشستن و تخمه خوردن شد بدترین شرایط !!؟؟ 😐
      منم میخوام کم رنگ شم و یا نیام دلتون تنگ بشه برام 😀
      ( البته چون عمرناش بشه منم انجام نمیدم 🙂 )

    • غزال :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      آرامش 😐
      الان حضور کمرنگ تعریفه 😐 نه جان من تو بگو کجاش تعریقه؟؟
      سخترین شرایط منظورم لب جوق نبود 😀
      بعدشم خداییش من حضورم خیلی پررنگه..دوستان مزاح میکنن .. 🙂

    • آرامش :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      غزال
      بلهم که تعریفه 😐
      نه تعریق 😀
      نظر من اینجوریه ،اصلا تعریف ها این مدلی هست ….جدیدأ این شکلی شده حالا تو بو گو نه .. 😐

    • غزال :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      آرامش
      نچ..
      من میگم اینطورى نى..
      تعریفا همون مدلیه که قبلنا بود..عوضم نشده..اصلنم کمرنگى تعریف نیس 😐
      ولى مثلا به یکى بگن بامفهوم ازش تعریف کردن دوست خوبم 😀
      اینجورى دیگه خلاصه 😉
      میگم قضیه میلیون ها و اینا چیه؟؟رو نمى کنى؟؟ 😀 بابا ما خودى هستیم…بوگو 😉

    • سودا :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      آرامش جون،دوست مهربونم
      به یاد شما هم هستم همیشه.البته نه فقط شما بلکه تمامی دوستان اکتیو 🙂
      آرامش خانوم
      شما و فاطمه یاس جون و غزال جون همیشه پایه هستین و اگر یک لحظه نبینمتون حس میکنم کمرنگ شدین و زود دلم براتون تنگ میشه 😉 از خوبی خودتونه دیگه
      مهسا خانومم که دیگه واقعا رفتن….
      امیدوارم مهیاجون و نداجون و مهساجون که کم پیدا شدن همیشه و همه جا موفق و سلامت باشن.همچنین تمامی کاربران عزیز 🙂

    • فاطمه یاس :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      آرامش
      من که تا حالا کشیده نخوردم! نمیدونم ادمین از چی صحبت میکنه! 😀 😐
      فقط میخوام که ادمین یکم بیشتر راجع به اون دو تا نشون توضیح بدن ! 😐
      ادمین توضیح لطفاااا.
      ……………….
      سودا جان منم دلتنگ مهیا و ندا و زهرا و فاطمه و نگار و حتی خود شما و مهشاد هستم.چون کم پیدا هستید. 🙂
      …………………
      اقا محمد خسته؟؟؟؟؟
      واقعا رفتید؟؟؟!! 😐
      چه سرعت عملی !! 😐

    • آرامش :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      سودا خانم
      ممنونم ،شما لطف دارید .واقعأ دل بدل راه داره وقتی بعضی از دوستان کم نظر می دهند ،منم دلتنگ میشم و بفکرشون هستم و در تمام پست هامیگردم دنبالشون .شما هم عزیزید واز دوستان خوبم .سلامت و شاد ی براتون آرزو میکنم . 🙂
      الانم شوخی کردم غزال یه چیز دیگس برا ما …بانو جانن دیگه 🙂
      غزاااال
      بهله من میگم هس بگو‌ خوب 😐
      میگم بانو چطور ؟؟ اینم تعریف زیاد زیاده مگه نه دوست خوبم 😀 میلیونها !!!؟؟؟ مفصله بعدأ سر فرصت تعریف میکنم 😀 آآآآخ …دمپایی ایندفعه خورد تو ملاجم …خوووب هیس شدم 😐

  42. ونوس :
    ۲۴ آذر ۱۳۹۳

    آقا محمد شما چقدر دل نازک و حساسید 🙂 بیخیال ؛)

  43. ونوس :
    ۲۴ آذر ۱۳۹۳

    سلام آرامش جون میشه برای من از اون کلاس فشرده ها بذارید وبگید اون شکلکه ک لباش نمیخنده و فقط نگاه میکنه چطوری گذاشته میشه؟ 🙂 مرسی

    • آرامش :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      سلام خانم 🙂
      البته چرا که نمیشه ،با اجازه دوستان اینم یک فوق برنامه برای شما 🙂
      فقط همین شکلکه ؟؟! باشه .اینطور باید بگذارید
      : + | = 😐
      اول دو نقطه را بگذارید بعد کنارش خط رو قرار بدهید این شکلک میاد 🙂

    • ونوس :
      ۲۴ آذر ۱۳۹۳

      مرسی آرامش جونم 🙂

  44. مانی :
    ۲۴ آذر ۱۳۹۳

    سلام به همه بکس doostiha
    من یه چند وقتی میشه که این قسمت پائین صفحات سایت (نمیدونم بهش پی میگن) رو می خونم و حسابی سرگرم میشم. اما این سری دیگه لیست پیاما خیلی بلند بالا شده و خوشگل یه دو ساعتی وقتمو گرفت تا یه دور خوندمشون.
    “قدرت کلمات را بالا ببر، نه صدایت را؛ باران است که باعث رشد گیاهان می شود، نه رعد و برق!”
    آقا خسته نگفته این جمله از کیه؟؟ چون خیلی مصداق داره!
    کاش استاد ادبیات ما این جمله رو می خوند! چون بیشتر داد میزنه تا درس بده. (شما از این آدما دور و برتون نیست؟)
    ببخشید من از این شکلکای خنده و لایک و … بلد نیستم. فقط میگم:
    مدیریت و بچه های گل سایت doostiha، دست همه تون درد نکنه!

    • غزال :
      ۲۵ آذر ۱۳۹۳

      دوست عزیز
      این کارتون توهین به شعور بقیه اس..
      خیلى زشته..واقعا متاسفم.

  45. مانی :
    ۲۵ آذر ۱۳۹۳

    جناب ادمین خان مقتدر! می دونم که این کامنت رو حذف خواهید کرد، ولی استدعا دارم قبلش لطف بفرمائین و بخونین!؟
    شما که خودتون فرمودین: “این روزها زیاد قضاوت می کنند، شما چطور؟! من رو اگر می شناختی اینطور قضاوت نمی کردی”
    من نام کاربری رو به خاطر این که دوستان “خسته” رو متناسب با روحیات من نمی دونستن، عوض کردم!
    بعدش سعی کردم با اعتماد به اصل راز داری مدیریت در فاش نساختن هویت افراد، شانس خودمو دوباره امتحان کنم و این بار اون شخصیت پس زده شده ی نامقبول قبلی نباشم (و یه کم اون خود “خسته” مو دلداری بدم) .
    من نه تنها یک ساله که بیشتر وقتم رو صرف بازدید و دانلود از سایت شما و ثبت و جمع آوری مطالب اینجا کردم، بلکه اولین سایتی که همیشه به همه معرفی کردم، سایت دوستی ها بوده و این کارو با ایمان قلبی و افتخار انجام دادم و باز هم ادامه میدم و وظیفه ی انسانی خودم می دونم!
    از طرفی چون سابقه ی عضویت در محیطهای مجازی رو نداشتم، به همین خاطر برای شما همون اول پیام شخصی گذاشتم و شماره مو پیوست کردم که به عنوان بزرگتر منو راهنمایی کنید تا به گمراه و ناخلف نشم.
    و در آخر: من این سایت و این بچه را دوست دارم، چه کامنت هام تأیید بشن، چه نشن، حتی اگه تک تک دوستان، لهم کنن، از این دوستی ها دست نمی کشم، چون دیگه اسیر دوستی ها شدم و این اسارتو به جون می خرم.
    شما که هم اهل قلمین و هم مدیرین، حتماً شنیدین که دالایی لاما پی گفته: “برای مدیرت خویش از مغزت استفاده کن و برای مدیرت دیگران از قلبت!”
    برای مدیریت من از قلبتون استفاده کنید!
    به دوستی ها سوگند، “مانی” لیاقت تولدی دوباره را داره!
    مطمئنم باقی دوستان هم، مثل شما هنوز بارقه هایی از امید رو به موندن و شروع دوباره ی من دارن.
    از این که این درد دل گستاخانه رو با نهایت بنده نوازی و بزرگواری خوندین، بی نهایت سپاسگزارم!
    با یه شکلک لبخند، جواز بندگی این “مانی” رو صادر کنین؟؟؟

    • Admin :
      ۲۵ آذر ۱۳۹۳

      از اظهار لطفت به سایت ممنونم اما خب با کسی رودربایستی ندارم.
      اگر به خاطر دوستان اسمت رو عوض کردی چرا خدافظی کردی و چرا از خودت سوال میپرسی و به خودت جواب میدی؟
      من واقعا وقت ندارم جواب این بازی ها رو بدم و بساط سرگرمی شما رو فراهم کنم.
      لطفاً با الفاظ بازی نکنید و مث بقیه رفتار کنید. خودمانی مختصر مفید بدون کلک.
      موفق باشی.

    • ونوس :
      ۲۵ آذر ۱۳۹۳

      اصلا توجیح خوبی واسه اینکاراتون نبود.

    • بارون :
      ۲۵ آذر ۱۳۹۳

      سلام به همه دوستان
      سودا جون ممنون عزیزم
      ممنون از جناب ادمین که لطف کردن و این آقا مانی رو معرفی کردن
      آقای محمد خسته یا آقای مانی یا هر اسم دیگه ای که دارین اینکارتون خیلی زشت بود به قول غزال جون یه جوری توهین به شعور بقیه ست
      واقعا زشته که با یه نام دیگه از خودتون سوال بپرسین و جواب بدین
      اینکاراتون باعث میشه اعتماد به همه تازه واردها کم بشه

    • مانی :
      ۲۵ آذر ۱۳۹۳

      من به خاطر شعور بالای تک تک دوستان دوستی ها، مطالب و پُست های این سایت رو آرشیو کردم و نگهداشتم، چقدر باید پَست و حقیر باشم که بخوام به شعوری که اینهمه خودم ستایشش کردم و ازش لذت بردم، توهین کنم؟؟؟ این نهایت بی شرمیه و اگه من چنینم، مرگا به من!
      “قطره دریاست اگر با دریاست
      ور نه او قطره و دریا دریاست”
      حال اگه دوستان نمی خوان این قطره ی کوچک با دریا باشه … حرفی نیست!
      “آن نخل ناخلف که تبر شد ز ما نبود
      ما را زمانه چون شکند ساز می شویم”
      “اگه برای یه اشتباه هزار تا دلیل بیاری، میشه هزار و یک اشتباه!”
      من اشتباه کردم، از تمام دوستان هم معذرتخواهی رسمی و علنی کردم و این عذرخواهی رو به همه مدیون بودم.
      امّا توجیه یا دلیل آوردن برای اشتباه، این کار من نیست و به نظر من کار انسان عاقل نیست!

    • مانی :
      ۲۵ آذر ۱۳۹۳

      از سایر دوستانی که از زبان و عمل ناپسند من رنجیدن، اعتمادشون نسب به صداقت و معرفت من، از بین رفته و تاحالا از سر بزرگی و عزت نفسشون لب به شکایت و سرزنش این من کمترین نگشودن، صمیمانه خواهش می کنم بدون هرگونه چشم پوشی و گذشت، حرف دلشونو بزنن! چون این حقیه که از اونا به گردن من خاطی و پشیمان هست و این حق الناسه که همه تون می دونید بدون ملامت و سرزنش یا بخشایش و عفو همه ی دوستان دوستی ها، از من ساقط نخواهد شد. من در این سی بهاری که از عمرم گذشته، هرگز خاطر عزیزی رو از خودم نیازرده بودم؛ استدعا دارم با سکوت و بی توجهی، عذاب منو بیشتر نفرمائید!
      به خدا پُست های آخری خانومها “ونوس” و “باران” بار گرانی از دوش من برداشت، برداشتن باقی این بار، استدعای عاجزانه ی چاکر از شماست!
      شاید ایمان شما به من از بین رفته باشه، اما ایمان من به شما و دوستی ها، زوال ناپذیر و ابدیه!

    • فاطمه یاس :
      ۲۶ آذر ۱۳۹۳

      اقا مانی فراموش کنید و سعی کنید مثل بقیه بگید و بخندید(البته در حد وقت و فضای سایت)
      زیاد پیگیر شدن یک بحث خیلی خوشایند نیست.
      اتفاق خاصی نیفتاده و حتما هدف شما هم صمیمی شدن با دوستان بوده که خب….
      موفق باشید دوست گرامی