دوستی ها

اس ام اس های فلسفی و پیامک تیکه دار و با مفهوم دی ماه 1393

مجموعه جملات سنگین و پیامک تیکه دار و SMS های با معنی

اس ام اس فلسفی و پیامک تیکه دار

کسی که فکر نمیکند به ندرت دم فرو میبندد
«نیوتن»

پیامک تیکه دار پیامک تیکه دار پیامک تیکه دار پیامک تیکه دار پیامک تیکه دار پیامک تیکه دار پیامک تیکه دار پیامک تیکه دار پیامک تیکه دار پیامک تیکه دار پیامک تیکه دار

:

بعضی اشخاص چنان به خود مغرورند که اگر عاشق بشوند
به خود بیشتر عشق می ورزند تا به معشوق

:

در زندگی اختیار بادها دست ما نیست
ولی اختیار بادبانها دست ماست

:

می دانی چرا دوستت داشتم؟؟
چون در ان زمان مترسکی بیش نبودم که به دوستی با کلاغ هم رضایت داشت

:

برآنچه گذشت وآنچه شکست حسرت نخور،
زندگی اگر زیبا بود باگریه شروع نمیشد!

:

امید یعنی آرزو کنیم چیزی اتفاق بیفتد
ایمان یعنی یقین داریم چیزی اتفاق خواهد افتاد
شجاعت یعنی اینکه باعث شویم چیزی اتفاق بیفتد . .

:

کسی را دوست بذارید که قلبتان میخواهد نه چشمتان
نگران حرف دیگران نباشید
این عشق شماست، نه آنها . .

:

قـدر لحـظـه ها را بـدان
زمـانی می رسد که تـو دیگـر قادر نیستی بگـویـی
جبــران می کـنم . .

:

رابطه ها در دو حالت قشنگ میشن:
اول: پیدا کردن شباهت ها
دوم: احترام گذاشتن به تفاوت ها

:

به بعضی رابطه‌ها باید زمان داد
ادامه بعضی رابطه‌ها را نباید امان داد . . .

:

روزی کسی را پیدا خواهید کرد که گذشته شما
برایش اهمیت نداشته باشد
چون میخواهد آینده شما باشد . . .

:

بی صبری، شخص را از هیچ رنجی نمی رهاند،
بلکه درد جدیدی را برای از پا در آوردن او به وجود می آورد.
(افلاطون)

:

تنها کسی که با من درست رفتار می‌کند خیاطم است
که هر بار که مرا می‌بیند، اندازه‌های جدیدم را می‌گیرد
بقیه به همان اندازه قبلی چسبیده‌اند و توقع دارند من خودم را با آنها جور کنم
(جورج برنارد شاو)

:

اگر میخواهی خوشبخت باشی برای خوشبختی دیگران بکوش،
زیرا آن شادی ای که ما به دیگران می دهیم به دل ما برمیگردد.
(بتهوون)

:

اگر شما یک سیب داشته باشید و من هم یک سیب
و سیب ها را با هم عوض کنیم، همچنان هر دویمان یک سیب داریم.
اما اگر شما یک ایده داشته باشید
و من هم یک ایده و اگر ایده هایمان را عوض کنیم،
آنگاه هر کدام از ما دو ایده دارد.
(جورج برنارد شاو)

:

دوام ازدواج… یک قسمت آن از روی محبت است
و نُه قسمتش از روی چشم پوشی از خطاست.
(ضرب المثل اسکاتلندی)

:

آموخته ام که… تنها کسی که مرا در زندگی شاد می کند
کسی است که به من می گوید تو مرا شاد کردی.
(چارلی چاپلین)

:

همیشه دود سیگار به سمتی میره که نمی خوای، دقیقا مثه مسیر زندگی ما…

:

سرخ میشوی وقتی می شنوی دوستت دارم
زرد میشوم وقتی می شنوم دوستش داری….
چهارشنبه سوری راه انداخته ایم
سرخی تو از من زردی من از تو!
همیشه من می سوزم….و همیشه تو می پری….
(حسین پناهی)

:

انســـــــــانهاى بــــــزرگ ،دو دل دارنــــــــد
دلـــــى که درد مى کشـــــــــــد و پنهـــــــــــــــان است
و دلـــــــــــــــى که میخندد و آشکـــــــــــــــار است.

:

هدف به زندگی روشنای می بخشد و انگیزه ساز میشود.

:

درد من مرگ مردمی است
که گدایی را قناعت
بی عرضگی را صبر
و با تبسمی بر لب
این حماقت ها را حکمت خدا مینامند!!
گاندی

:

آهنگ تند زندگی برای رقصیدن است نه دویدن

:

امروز را دریاب و به فردا هر چه کمتر توانی، تکیه کن..

:

هرگز هنگام عصبانیت تصمیم نگیر،
و هیچگاه هنگام خوشحالی به کسی قولی نده…!

:

به بودن ها دیر عادت کن و به نبودن ها زود….!

آدم ها، نبودن را بهتر بلدند

:

راز خوشبختی ما در این است که بدانیم دیگران دلیل خوشبختی ماهستند

:

استعدادهایتان را برای بهترین تواناییتان استفاده کنید.
استعدادی که بیهوده تلف شده باشد ارزشی ندارد،
در عوض استعدادی که استفاده شده باشد پاداشهای غیر منتظره بهمراه دارد.

:

استعداد، مهارتها، دانش و زمانتان را با دیگران به اشتراک بگذارید.
هر چیزی را که در دیگران سرمایه گذاری میکنید بارها به خودتان باز میگردد.

:

تنها چیزی که توی فهمیدن، فهمیدم، نفهمیدن واقعیت ها بود!!

:

همین که فهمید غـــــــــــم دارم آتش گرفت . . .
به خودت نگیر رفیق!!!
سیـــــــــــــ ــگارم را گفتم
:
هر جا که می بینم نوشته است:
“خواستن توانستن است”، آتش می گیرم!
یعنی او نخواست که نشد؟!
:
دلم میخواهد ویرگول باشم تا وقتی به من میرسی، مکث کنی!
:
حرارت لازم نیست، گاهی از سردی نگاهت میتوان آتش گرفت
:
چه رسم جالبی است!!!
محبتت را میگذارند پای احتیاجت …
صداقتت را میگذارند پای سادگیت …
سکوتت را میگذارند پای نفهمیت …
نگرانیت را میگذارند پای تنهاییت …
و وفاداریت را پای بی کسیت …
و آنقدر تکرار میکنند که خودت باورت میشود که تنهایی و بیکس و محتاج!!!
:
آدمها آنقدر زود عوض می شوند …
آنقدر زود که تو فرصت نمی کنی به ساعتت نگاهی بیندازی
و ببینی چند دقیقه بین دوستی ها تا دشمنی ها فاصله افتاده است …
:
زیاد خوب نباش …
زیاد دم دست هم نباش …
زیاد که خوب باشی دل آدم ها را می زنی …
آدم ها این روزها عجیب به خوبی، به شیرینی، آلرژی پیدا کرده اند …
زیاد که باشی، زیادی می شوی …
:
دوست داشتن کسی که شما رو دوست نداره
مثل بغل کردن کاکتوس می مونه …
هرچی محکم تر بغل کنی بیشتر آسیب میبینی …
:
بنـــد دلـــم را
به بند کفـــش هایت گـــره زده بودم
که هر جـــا رفتـی دلــم را با خود ببری
غــــافل از اینکه تو پـــا برهنـــه می روی
و بی خبــــر…
:
می دانی..؟
آدم های ِ ساده..
ساده هم عاشق می شوند..
ساده صبوری می کنند..
ساده عشق می وَرزَند..
ساده می مانند..
اما سَخت دِل می کنند..
آن وقت که دل ِ می کنند..
جان می دَهند..
سخت میشکنند..
سخت فراموش میکنند..
آدم های ِ ساده…..
:
عمریست نشسته ام پای لرز خربزه هایی که

هیچوقت یادم نمی آید کی خوردمشان…
:
در فنجان خالی میشوم شبیه عابران خسته
مرا قورت میدهی و من راه قلبت را پیش میگیرم
در قهوه ای که به رگهایت جاری است!
:
وقتی از درد به خود می پیچیدم
همسایه ها گفتند: چقدر قشنگ قر می دهی…
و سالهاست من هنــــــــوز
رقاص پردرد خیابانهایم…
:
گاهی وسط یک فکر
گاهی وسط یک خیابان
سردت می کنند
داغت می کنند
رگ خوابت را بلدند
زمینت می زنند…
:
حکایت ما آدم ها …
حکایت کفشاییه که …
اگه جفت نباشند …
هر کدومشون …
هر چقدر شیک باشند …
هر چقدر هم نو باشند
تا همیشه …
لنگه به لنگه اند …
کاش …
خدا وقتی آدم ها رو می آفرید …
جفت هر کس رو باهاش می آفرید …
تا این همه آدمای لنگه به لنگه زیر این سقف ها …
به اجبار، خودشون رو جفت نشون نمی دادند…
:
بگذآر سکوت قانون زندگی مَن بآشد…
وَقتی وآژِه هآ دَرد رآ نِمی فَهمند….
:
سکوتـــــــــــــ … و دیگر هیچ نمی گویم …!
که این بزرگترین اعتراض دل من است به تو …
سکوت را دوستـــــــــ دارم
به خاطر ابهت بی پایانشـــــــ …..

۵۵ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. دنیا :
    ۱۷ دی ۱۳۹۳

    حرف هایی هست برای نگفتن؛ و ارزش عمیق هرکسی به اندازه ی حرفهایی است که برای نگفتن دارد

    • دنیا :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      نیکی هنری نیست به امید تلافی

      احسان به کسی کن که بکار تو نیاید . . .

    • دنیا :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      هرکس، آنچه را که دلش خواست بگوید

      آنچه را که دلش نمی خواهد می شنود . . .

    • دنیا :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      بگذار روزگار هرچقدر میخواهد پیله کند

      چه باک، وقتی یقین داریم که پروانه میشویم . .

  2. مهدی 01 :
    ۱۷ دی ۱۳۹۳

    http://doostiha.net/images/ugptd9kdj43kfpxmta9g.jpg

    • میقات :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      http://www.uplooder.net/img/image/31/48b31b13931f2f2fc186a1d665dbe324/omid.jpg

  3. دنیا :
    ۱۷ دی ۱۳۹۳

    شکست یا پیروزی مهم نیست

    مهم خود انسان است که بعد از انجام کار دلش راضی باشد . . .

    • دنیا :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      به انجام کارهای نیک ادامه دهید

      حتی اگر دیگران آنها را به نام خویش ادعا کنند

      کارهای شما پیشکشی ست به خدا

      و هیچ کس نمی تواند ” خدا ” را فریب دهد . . .

    • دنیا :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      رشته ی محبت را باید به ضریح دلی بست

      که خیال کوچ کردن نداشته باشد . . .

    • دنیا :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      قله ای که یکبار فتح شود ، تفریحگاه عمومی خواهد شد

      مواظب قله ات باش . . .

  4. دنیا :
    ۱۷ دی ۱۳۹۳

    اگر کسی خوبی های تورا فراموش کند ، تو خوب بودن را فراموش نکن . . .

  5. حامد خسروی :
    ۱۷ دی ۱۳۹۳

    خیلی زیبا بود … دمت گرم.

  6. یک ایرانی :
    ۱۷ دی ۱۳۹۳

    دوستی ها تکه…
    عالی بود…

  7. فاطمه یاس :
    ۱۷ دی ۱۳۹۳

    بعضی وقت ها به جای جر و بحث کردن، فقط به طرف نگاه میکنم و تعجب میکنم که این حجم وسیع بی عقلی و نفهمی،چطور توی کله ای به این کوچکی جا شده؟؟!!!
    “آل پاچینو”
    (لایک اولو خودم میزنم 😐 )

    • مهران :
      ۱۹ دی ۱۳۹۳

      اینو باید به بعضیا گفت واقعا

  8. غزال :
    ۱۷ دی ۱۳۹۳

    شایسته تامل هست
    بودن کشتی درآب خطرناک نیست..
    اما بودن آب درکشتی خطر داره..!

    بودن مومن دردنیا خطرناک نیست..
    اما بودن دنیا درقلب مومن خطرداره. !

    • غزال :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      بر روی زمین به تکبر راه مرو که نمیتوانی زمین را بشکافی و هرگز قامتت به بلندای کوه ها نمیرسد ….

      سوره اسرا آیه 37

  9. غزال :
    ۱۷ دی ۱۳۹۳

    از دیگران شکایت نمی کنم بلکه خودم را تغییر میدهم،
    چرا که کفش پوشیدن راحتتر از فرش کردن دنیاست.
    ( کوروش کبیر)

    • غزال :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      نگران فــردایت نباش!
      ما اولیــن بار است که بنــدگی میکنیم
      ولی او قــرن هاست که خــدایی میکند…

    • MOSLEM :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      آبجی غزال خیلی خیلی جمله ی قابل ستایشی گذاشتید….. بعضی از جمله هارو جدا از این که عمل باید کرد باید اونهارو پرستید …تشکر 🙂

    • غزال :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      خواهش مى کنم آقا مسلم
      بله درست مى فرمایید همینطوره..

  10. اعظم :
    ۱۷ دی ۱۳۹۳

    ممنون سهیل خان عالی بود …
    مثل همیشه قرص و محکم

    • Admin :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      به به ازین ورا 😐 راه گم کردین 😐

    • اعظم :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      کم لطفی و بی سعادتیمو به بزرگی خودت ببخش

  11. آرامش :
    ۱۷ دی ۱۳۹۳

    عنه صلى الله علیه و آله :
    إذا أحَبَّ اللّه ُ عَبدا مِن اُمَّتِی قَذَفَ فی قُلوبِ أصفِیائهِ وأرواحِ ملائکَتِهِ وسُکّانِ عَرشِهِ مَحَبَّتَهُ لِیُحِبُّوهُ ، فذلکَ المُحَبُّ حقّا .
    بحار الأنوار: 70/24/23.
    پیامبر خدا صلى الله علیه و آله :
    هرگاه خداوند بنده اى از امّت مرا دوست بدارد ، محبّت او را در دلهاى برگزیدگان خود و جانهاى فرشتگان و ساکنان عرش خود بیفکند تا او را دوست بدارند . این است محبوب حقیقى .

    • آرامش :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      دریا برای مرغابی تفریحی بیش نیست، اما برای ماهی زندگیست…
      برای کسی که دوستت دارد “زندگی” باش نه “تفریح”

      شاید همه آنچه در زندگی می خواهم را نداشته باشم اما آنقدر مورد لطف خدا هستم که همه آنچه نیاز دارم فراهم است. به همین خاطر شکرگزارم

      وقتی دعا میکنی، دعای تو از این جهان خارج میشود و به جایی میرود که هیچ زمانی نیست.
      دعایت به قبل از پیدایش عالم میرود.
      دعایت به آنجا که دارند تقدیرت را مینویسند میرود.
      و تقدیر نویس مهربان عالم تقدیرت را با توجه به دعایت مینویسد.

      دکترالهی قمشه ای

    • آرامش :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      خدا، چیست؟کیست؟کجاست؟
      خدا در دستیست که به یاری میگیری، درقلبیست که شاد میکنی، درلبخندیست که به لب مینشانی، خدا درعطر خوش نانیست که به دیگری میدهی، درجشن و سروریست که برای دیگران بپا میکنی، آنجاست که عهدمیبندی و عمل میکنی، خدا؛ درتو،باتو، و برای توست…

      سهراب سپهری.

    • آرامش :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      وقتی کلامی را جاری کردی ارتعاشی می سازی
      و ارتعاش تو موجی می سازد در دل مخاطب !
      گاهی این موج می تواند…
      … کسی را به زیر برد
      و … گاه به اوج!
      …اولین کسی که به همراه این موج به بالا یا به پایین میرود خود تو هستی !
      مگذار موج کلامت تو را به نزول سوق دهد …
      اگر نمی دانی نگو !
      اگر می دانی به بهترین شیوه بگو!
      ..باید همواره زیبا ترین هایت را بر زبان آوری !
      حتی به هنگامه ی خشم !
      آنچه را که کلام تو جاری میسازد ..
      همه ی آنچیزی است که تو در آن لحظه هستی!
      بگذار تا فقط خوبیهایت جاری شود …
      از انعکاس تیرگیها بر آینه ی دل مخاطبت واهمه داشته باش ..
      .چرا که این تیرگیها گسترش می یابد..
      !پس تو به نوبه ی خودت مگذار که جهان تیره و تار شود..

      !همیشه زیباترینهایت را جاری کن
      جهنم مکانی جغرافیایی در جایی نیست بلکه حالتی از روح ناراضی است..
      رضایت درون یعنی بهشت.
      “آرامش”هنر نپرداختن به مسائلی است که حل کردنش سهم خداست ..

    • MOSLEM :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      آبجی آرامش ممنون واقعا زیبا بودن ….بازم ممنون 🙂

  12. MOSLEM :
    ۱۷ دی ۱۳۹۳

    با تشکر از ادمین و دوستان خوبم …..اوقاتتان نیک 🙂
    ———————-
    تو شهر بازی یهو یه دختر کوچولو خوشگل اومد گفت : آقا…آقا..تو رو خدا یه لواشک ازم بخر!!

    نگاش کردم …چشماشو دوس داشتم…دوباره گفت آقا…اگه ۴ تا بخری تخفیف هم بهت میدم…

    بهش گفتم اسمت چیه…؟ فاطمه…بخر دیگه…! کلاس چندمی فاطمه…؟ میرم چهارم…اگه نمی خری برم.. می خرم ازت صبر کن دوستامم بیان همشو ازت میخریم مامان و بابات کجان فاطمه؟؟ بابام مرده…مامانمم مریضه…من و داداشم لواشک می فروشیم دوستام همه رسیدند همه ازش لواشک خریدند خیلی خوشحال شده بود…می خندید…از یه طرف دلم سوخت که ما کجاییم و این کجا…از یه طرف هم خوشحال بودم که امشب با دوستام تونستیم دلشو شاد کنیم

    فاطمه میذاری ازت یه عکس بگیرم؟ باشه فقط ۳ تا باشه اگه ۵۰۰ تومن بدی مقنعمو هم بر میدارم ! فاطمههههههههههههههههه…دیگه این حرف و نزن! خیلی ناراحت شدم ازت سریع کوله پشتیشو برداشت و رفت…وقتی داشت می رفت.نگاش می کردم …نه به الانش…نه به ظاهرش …به آینده ایی که در انتظار این دختره نگاه میکردم…و ما باید فقط نگاه کنیم..فقط نگاه…فقط نگاه…
    ————————————————————
    اینم عکیست برای کسانی که پنجه در پنجه ی روزگار شده اند و تسلیم این تاریکی نمی شوند و همواره در پی نوراند…. و بدانید به نور هم خواهند رسید…

    http://www.uplooder.net/img/image/15/7b53ce695c0c66dbaf4d2afd520d513d/1.jpg
    ———————————————
    http://www.uplooder.net/img/image/49/99f432fa5b4a8d85b3926b314b2bc4cd/2.jpg

    برای هر چیزی که داریم …خواهش میکنم شکر خدا کنید.. ممنون 🙂

    • آرامش :
      ۱۷ دی ۱۳۹۳

      سلام آقا MOSLEM
      ممنون از مطالب خوب شما .گر چه کم پیدا هستید ولی ما بیادتون هستیم . 🙂
      میدونم لایک برا همین تعارفها هست ..ولی نظر من برابر چند تا لایکه . … 😀 😐
      اعتماد بسقفم ….دارم . 🙂

  13. تارا :
    ۱۷ دی ۱۳۹۳

    برگ در انتهای زوال می افتد… و میوه در اوج کمال… بنگر که چگونه می افتی؟ چون برگی زرد…یا سیبی سرخ؟! . . .شگفت است که همیشه (سلام) آغاز دیدار است ولی در نماز پایان…شاید بدان معناست که پایان نماز آغاز دیدار است… . . . کسی که چرایی برای زندگی کردن داشته باشد،با هر چگونه ای خواهد ساخت!!! . . . تصمیم بگیریم استاد تغییر باشیم نه قربانی تقدیر.در بازی زندگی اگر عوض نشویم،تعویض خواهیم شد.

  14. zahra :
    ۱۷ دی ۱۳۹۳

    سلام خیلی قشنک بود عاااللیییی

  15. هستی :
    ۱۸ دی ۱۳۹۳

    شــَب هـــا, دَردهــا بــزرگترن. . .انگـــاری تنــهایی آدمــو مـی فــهمــن. . .

    نــآمَــردهــا تـو یـه کــوچـه یِ خــلوتِ زنــدگــی گــیرت میــارن و تــا مـی خـوری مـی زنــَنـِت !

    • هستی :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      هــی مـیـ ـروی. . .
      هـــی میــ ـایــی. . .
      چـه بـــرو بیــایـی را انـداختــی در خـیــ ـالـم

    • هستی :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      تنها بازمانده یک کشتی شکسته توسط جریان آب به یک جزیره دورافتاده برده شد، با بیقراری به درگاه خداوند دعا می‌کرد تا او را نجات بخشد، ساعتها به اقیانوس چشم می‌دوخت، تا شاید نشانی از کمک بیابد اما هیچ چیز به چشم نمی‌آمد.

      سرآخر ناامید شد و تصمیم گرفت که کلبه ای کوچک خارج از کلک بسازد تا از خود و وسایل اندکش را بهتر محافظت نماید، روزی پس از آنکه از جستجوی غذا بازگشت، خانه کوچکش را در آتش یافت، دود به آسمان رفته بود،اندوهگین فریاد زد: «خدایا چگونه توانستی با من چنین کنی؟»

      صبح روز بعد او با صدای یک کشتی که به جزیره نزدیک می‌شد از خواب برخاست، آن می‌آمد تا او را نجات دهد.

      مرد از نجات دهندگانش پرسید: «چطور متوجه شدید که من اینجا هستم؟»

      آنها در جواب گفتند: «ما علامت دودی را که فرستادی، دیدیم!»

  16. هستی :
    ۱۸ دی ۱۳۹۳

    برای تمام چیزهای منفی که ما بخود می‌گوییم، خداوند پاسخ مثبتی دارد،

    تو گفتی «آن غیر ممکن است»، خداوند پاسخ داد «همه چیز ممکن است»،

    تو گفتی «هیچ کس واقعاً مرا دوست ندارد»، خداوند پاسخ داد «من تو را دوست دارم»،

    تو گفتی «من بسیار خسته هستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو آرامش خواهم داد»،

    تو گفتی «من توان ادامه دادن ندارم»،خداوند پاسخ داد «رحمت من کافی است»،

    تو گفتی «من نمی‌توان مشکلات را حل کنم»، خداوند پاسخ داد «من گامهای تو را هدایت خواهم کرد»،

    تو گفتی «من نمی‌توانم آن را انجام دهم»، خداوند پاسخ داد «تو هر کاری را با من می‌توانی به انجام برسانی»،

    تو گفتی «آن ارزشش را ندارد»، خداوند پاسخ داد «آن ارزش پیدا خواهد کرد»،

    تو گفتی «من نمی‌توانم خود را ببخشم»، خداوند پاسخ داد «من تو را ‌بخشیده ام»،

    تو گفتی «من می‌ترسم»، خداوند پاسخ داد «من روحی ترسو به تو نداده ام»،

    تو گفتی «من همیشه نگران و ناامیدم»، خداوند پاسخ داد «تمام نگرانی هایت را به دوش من بگذار»،

    تو گفتی «من به اندازه کافی ایمان ندارم»، خداوند پاسخ داد «من به همه به یک اندازه ایمان داده ام»،

    تو گفتی «من به اندازه کافی باهوش نیستم»، خداوند پاسخ داد «من به تو عقل داده ام»،

    تو گفتی «من احساس تنهایی می‌کنم»، خداوند پاسخ داد «من هرگز تو را ترک نخواهم کرد»،

  17. masoomeh :
    ۱۸ دی ۱۳۹۳

    سلام.ممنون ادمین عالی بود….

    **********

    توهدفی ، من دنبال توام
    تو معبودی ، من عبد توام
    توعشقی ، من عاشق توام
    تو نوری ، من شب پره توام
    تو بال باش ، من پرنده ام
    تو ارباب باش ، من برده ام
    تو همراه باش ، من رونده ام
    تو ناز باشی ، من نیازم
    تو آوازباشی ، من یه سازم
    خدایا فقط باش ، که بی تومی بازم . . .

    • masoomeh :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      به نسیمی همه راه به هم می ریزد

      کی دل سنگ تو را آه به هم می ریزد

      سنگ در برکه می اندازم و می پندارم

      با همین سنگ زدن ، ماه به هم می ریزد

      عشق بر شانه هم چیدن چندین سنگ است

      گاه می ماند و ناگاه به هم می ریزد

      انچه را عقل به یک عمر به دست آورده است

      دل به یک لحظه کوتاه به هم می ریزد
      آه یک روز همین آه تو را می گیرد
      گاه یک کوه به یک کاه به هم می ریزد

    • masoomeh :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      خدا مرحم تمام دردهاست
      هرچه عمق خراشهای وجودت بیشتر باشد
      خدا برای پر کردن آن بیشتر در وجودت جای میگیرد . . .

    • masoomeh :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      ﭼﻪ ﺯﻳﺒﺎ ﺧﺎﻟﻘﻲ ﺩاﺭﻡ
      ﭼﻪ ﺑﺨﺸﻨﺪﻩ ﺧﺪاﻱ ﻋﺎﺷﻘﻲ ﺩاﺭﻡ
      ﻛﻪ ﻣﻴﺨﻮاﻧﺪ ﻣﺮا ، ﺑﺎ ﺁﻧﻜﻪ ﻣﻴﺪاﻧﺪ ﮔﻨﻪ ﻛﺎﺭﻡ . .

    • masoomeh :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      دلت که گرفت، دیگر منتِ زمین را نکش

      راهِ آسمان باز است ، پر بکش . . .

    • masoomeh :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      یه دقیقه سکوت کنید!

      چند دقیقه سکوت کنید!

      روزی کشاورزی متوجّه شد ساعتش را در انبار علوفه گم کرده است. ساعتی معمولی امّا با خاطره ای از گذشته و ارزشی عاطفی بود. بعد از آن که در میان علوفه بسیار جستجو کرد و آن را نیافت از گروهی کودکان که در بیرون انبار مشغول بازی بودند مدد خواست و وعده داد که هر کسی آن را پیدا کند جایزه ای دریافت نماید. کودکان به محض این که موضوع جایزه مطرح شد به درون انبار هجوم آوردند و تمامی کپّه های علف و یونجه را گشتند امّا باز هم ساعت پیدا نشد. کودکان از انبار بیرون رفتند و درست موقعی که کشاورز از ادامۀ جستجو نومید شده بود، پسرکی نزد او آمد و از وی خواست به او فرصتی دیگر بدهد. کشاورز نگاهی به او انداخت و با خود اندیشید، چرا که نه؟ به هر حال، کودکی صادق به نظر میرسد. پس کشاورز کودک را به تنهایی به درون انبار فرستاد. بعد از اندکی کودک در حالی که ساعت را در دست داشت از انبار علوفه بیرون آمد. کشاورز از طرفی شادمان شد و از طرف دیگر متحیّر گشت که چگونه کامیابی از آنِ این کودک شد. پس پرسید، چطور موفّق شدی در حالی که بقیه کودکان ناکام ماندند؟ پسرک پاسخ داد، من کار زیادی نکردم؛ روی زمین نشستم و در سکوت کامل گوش دادم تا صدای تیک تاک ساعت را شنیدم و در همان جهت حرکت کردم و آن را یافتم.

    • masoomeh :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      آدم ها می آیند

      و این آمدن باید رخ بدهد

      تا تو بدانی

      آمدن را همه بلدند

      این ماندن است که هنر میخواهد . . .

    • masoomeh :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      گاهــی اوقــات تنهــا دلیلــم واســه زندگــی میشــه ” مـــادرم ”

      خــدایــا ! هیچوقــت ایــن دلیــل رو ازم نگیــر

    • masoomeh :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      زنده بودن حرکتی است افقی
      از گهواره تا گور …
      اما زندگی کردن حرکتی است عمودی
      از فرش تا عرش …
      زندگی یک تداوم بی نهایت اکنون هاست
      ماموریت ما در زندگی
      ” بی مشکل زیستن ” نیست

      بلکه

      “با انگیزه زیستن” است ♥

    • masoomeh :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      در روزگاری که “دروغ” یـک “واقـعـیت عمــ ــ ــ ــ ـومـی” است . . .

      به زبان آوردن “حقیقت” یک “اقدام انقلابی” محسوب می شود !

    • masoomeh :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      در روزگاری که خنده ی مردم از زمین خوردن توست ،

      برخیز تا بگریند

    • masoomeh :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      رنج نباید تو را غمگین کند،
      این همان جایی است که اغلب مردم اشتباه میکنند…
      رنج قرار است تو را هوشیار تر کند ، چون انسانها زمانی هوشیارتر میشوند که زخمی شوند،
      رنج نباید بیچارگی را بیشتر کند.
      رنجت را تنها تحمل نکن،
      رنجت را درک کن،
      این فرصتی است براى بیداری، وقتی آگاه شوی بیچارگی ات تمام میشود…
      اگر که به جاى محبتی که به کسی کردید از أو بی مهری دیده اید،
      مأیوس نشوید،
      چون برگشت آن محبت را از شخص دیگری،
      در زمان دیگری،
      در رابطه با موضوع دیگری’
      خواهید گرفت.

      شک نکنید!

      این قانون کائنات است….

    • masoomeh :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      وقتی زن میگوید : دلم برایت تنگ شده ، یعنی دوستت دارد . . .

      جمله ”دلم برات تنگ شده ” برای زن عمیق تر از تمام اقیانوس ها ست .

      فهمیدن زن سخت نیست ، فقط باید صدای ضربان قلبش را شنید . . .

      که عاشقانه می تپد ، نه بی دلیل . . .

    • masoomeh :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      نانوایی شلوغ بود و چوپان،مدام این‌پا و آن‌پا می‌کرد،

      نانوا به او گفت:چرا اینقدر نگرانی؟

      گفت:گوسفندانم را رها کرده‌ام و آمده‌ام نان بخرم،می‌ترسم گرگ‌ها شکمشان را پاره کنند!

      نانوا گفت:چرا گوسفندانت را به خدا نسپرده‌ای

      ؟گفت:سپرده‌ام،اما او خدای ” گرگها ” هم هست

    • masoomeh :
      ۱۸ دی ۱۳۹۳

      در هوایی نامعلوم،
      دنج می شود احساسم!
      … شروع می شوی، از کتابی ناخوانده،
      با سر فصلی تازه!!
      می‌خوانمت، هزار بار!!

      و دوره میکنم تو را…
      که تو را می برد میان من
      در روزنه هیاهو قرار می‌گردم تو را… بی قرار
      نام تو ، نام کتابم می شود
      کتابی به نام تو…

  18. masoomeh :
    ۱۹ دی ۱۳۹۳

    خدایا ……

    دستم را بگیر ……..

    و مرا ببر به “دوردست ” هایی که ……

    در “دسترس ” هیچ ” دستی ” نباشم …….

    • masoomeh :
      ۱۹ دی ۱۳۹۳

      میان این همه همهمه درگیر بهانه های کوچکی شدم که مرا از تو که زیباترین بهانه ای دور کرد .
      میخواهم نزدیکت شوم اجازه هست ؟
      میدانم ساحتت سپیدتر از یاس و مریم است اما میخواهم بیایم دلم بی تاب نوازش دستهای مهربانت شده .
      چه آغوشی داری ای خدا …
      انگار هیچ چیزی بیرون از این آغوش وجود ندارد و می دانم که تو هم مثل من دلتنگی ….
      معبودم ! بندگی کردن را در آغوشت به من بیاموز …
      من از آن دست بنده هایی هستم که وقتی مهربانی کنی باهوش تر میشود
      اما اگر غضب کنی میترسم دست و پایم را گم میکنم بیشتر اشتباه میکنم …..
      بگذار در آغوش مهربانی هایت بندگی کنم ..

    • masoomeh :
      ۱۹ دی ۱۳۹۳

      خدایا
      در دستان من فقط یک دست جا میشود
      تو دستم را بگیر
      تا نه به گناه دست بزنم
      نه غریبه دستم را بگیرد