- Admin
- ۱۴ تیر ۱۳۹۴
- تسلیت
- 37822 بازدید
- ۵ نظر
اس ام اس و پیامک های ضربت خوردن حضرت علی (ع) 19 رمضان 1394
جملات زیبا و متون تسلیت ویژه ایام شهادت امام علی (ع) 14 تیر 1394
دانی زچه رو دیده ما میگرید
در ماتم شاه اولیا می گرید
تنها ز غمش اهل زمین گریان نیست
عیسی به فلک از این عزا میگرید
با تسلیت ایام شهادت مولای متقیان
در مناجات شبانه شبهای قدر را التماس دعا دارم
![]()
دیگر برایم دلخوشی معنا ندارد
وقتی تو را بابای من دنیا ندارد
رفتی یتیم بی قرار شهر کوفه
حس کرد تازه طفلکی بابا ندارد
![]()
بر روح تمام شیعیان تیغ زدند
بر مردترین مرد جهان تیغ زدند
خورشیدبه سینه، ماه برسر می زد
انگاربه فرق آسمان تیغ زدند.
سالروز ضربت خوردن امام علی (ع) تسلیت باد
![]()
زهر روی تیغ بی تابی می کند و خون برای محراب
از قبله می آیی و به سوی قبله می روی
پس از تو در زمین، این یتیم دردآلود
حکایتِ بی کسی است یا علی!
![]()
در برج ولا مهر جهان تاب علیست
در شهر علوم نبوی، باب علیست
از اول خلقت بشر تا امروز
مظلوم ترین شهید محراب علیست . . .
التماس دعا
![]()
دیشب فلک دیدی چه خاکی بر سرم کرد
یک بار دیگر رخت ماتم در برم کرد
دیشب که اشهد گفتنت ذکر لبت بود
امن یجیب ورد لبان زینبت بود
![]()
به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را
به خدا علی نبیند به نماز جز خدا را
به نماز آخرینش چه گذشت من ندانم
که ندای دعوت آمد شه ملک لافتی را
همه اهل بیت عصمت زسرا برون دویدند
ابتا و واعلیا بنمود پر فضا را . . .
![]()
ناله کن اى دل به عزاى على / گریه کن اى دیده براى على
کعبه ز کف داده چو مولود خویش / گشته سیه پوش عزاى على
ماه دگر در دل شب نشنود / صوت مناجات و دعاى على
واى امیر دو سرا کشته شد / خانه غم گشته،سراى على
شهادت مولای مظلوم عدالت، تسلیت و تعزیت
![]()
وقت پرواز آسمان شده بود
گوئیا آخر جهان شده بود
کعبه می رفت در دل محراب
لحظه ی گریه ی اذان شده بود
![]()
محراب کوفه امشب در موج خون نشسته
یا عرش کبریا را سقف و ستون شکسته
سجاده گشته رنگین از خون سرور دین
یا خاتم النبیین، یا خاتم النبیین
از تیغ کینه امشب فرقی دو نیم گردید
رفت آن یتیم پرور، عالم یتیم گردید
با عرض تسلیت و التماس دعا
برای صیقل روح و روان ها / به دل دریائی ازایمان نشانیم
برای اولین مظلوم عالم / بسی خون دل ازچشمان چکانیم
هزاران لعنت و نفرین بسیار / به قاتل های مولا مان رسانیم . . .
![]()
علی امـــــشب چه خوش با ما مدارا می کنی
شد شب قـدر و تو خود دردم مداوا می کنی
درکـنار ذکـر حـقّ و جـــوشن و احیای شب
با نــماز آخرت دل را مــصـفا مـی کـنی
![]()
امشب، شب ناله در فراق پدری مهربان است
که غیر از چاه و نخل و ماه، کسی گریهاش را ندیده بود
پدری دلسوز که با آه همه کودکان یتیم شریک بود
و غصههای همه را بر جان خود هموار میکرد
ولی کسی از غربت او و دردهای دلش
با خاری در چشم و استخوانی در گلو، خبر نداشت . . .
شب های قدر, نوزدهم رمضان, اس ام اس مذهبی ویژه

آئینه ای و سهم دلت آه می شود
وقتی که هم نوای غمت چاه می شود
غرق عزای فاطمه هستی هنوز که
اینقدر ناله های تو جانکاه می شود
در چشمهات طاقت ماندن نمانده است
شب رفتنی شده ست و سحرگاه می شود
خون سرت دهد به زمین باز آبرو
وقت ظهور سرّ فدیناه می شود
تو می روی و دست یتیمان تو چه زود
از آستان لطف تو کوتاه می شود
امروز اگر که فرق شما را شکسته اند
در کربلا چه با سر آن ماه می شود
در ازدحام نیزه و شمشیرها سرش
آمادهی سلوک الی الله می شود
از اشک خیز علقمه تا شامِ هلهله
با بی کسی قافله همراه می شود
« ایام شهادت حضرت علی (ع) تسلیت باد »
امشب این دل یاد مولا می کند / لیله القـدر است و احیا می کند
بشنو ای گـوش دلها بی صدا / نغمه ی فـزت و رب الکعبه را . .
باز امشب عشق تنها می شود / زخم سهم فرق مولا می شود
آفتاب عشق گلگون می شود / سینه ی سجاده پرخون می شود
پشت نخل آرزو خم می شود / داغ حسرت سهم آدم می شود
جاده می ماند غریب و بی سوار / ذوالفقار عدل می گیرد غبار
ضربت خوردن امیر المؤمنین آقا امام علی (ع) تسلیت
دردی تمام بال و پرم را گرفته است
آهم فضای هر سحرم را گرفته است
عزمم به رفتن است و دلم تنگ فاطمه
گر چه کلونِ در کمرم را گرفته است
دنیا به کام من به خدا مثل زهر بود
از آن زمان که همسفرم را گرفته است
از آن زمان که پهلوی او تیر می کشید
دردی تمامی جگرم را گرفته است
از من گرفت فاطمه را دشمنم، از او
در بین کوچه ها پسرم را گرفته است
تیغی که وقت سجده سرم را شکاف داد
از من توان مختصرم را گرفته است
دیگر صدای شکستن شنیده شد
مسجد عزای پشت درم را گرفته است
دور از نگاه دختر من بال جبرئیل
زخم عمیق فرق سرم را گرفته است
ای سجود باشکوه و ای نماز بینظیر
ای رکوع سربلند و ای قیام سر به زیر
در هجوم بغضها ای صبور استوار
در میان تیرها ای شکستناپذیر
شرع را تو رهنما عقل را تو رهگشا
عشق را تو سر پناه مرگ را تو دستگیر
فرش آستانهات بوریایی از کرم
تخت پادشاهیات دستبافی از حصیر
کاش قدر سال بود آن شب سیاه و تلخ
آسمان تو غافلی زان طلوع ناگزیر
بعد از او نه من نه عشق از تو خواهم ای فلک
یا ببندیام به سنگ یا بدوزیام به تیر
دست بیوضو مزن بر ستیغ آفتاب
آی تیغ بیحیا شرم کن وضو بگیر
لَختی ای پدر درنگ پشت در نشستهاند
رشتههای سرد اشک، کاسههای گرم شیر