دانلود قسمت هفتم 7 سریال نیم رخ Nim Rokh Episode 07 1080p BluRay
دانلود قانونی سریال ایرانی نیم رخ قسمت هفتم به کارگردانی رضا شریفی

کارگردان: رضا شریفی | ژانر: اجتماعی، درام، خانوادگی | تاریخ انتشار: از شهریور 1405
تعداد قسمت ها: … | مدت زمان این قسمت: 62 دقیقه | کیفیت: بلوری
محصول ایران | ویژه نمایش خانگی | تهیهکننده: علی طلوعی
خلاصه داستان:
پلیس پس از کشف جسد دختری جوان در جست و جو برای یافتن علت مرگ او، پی به شباهت این واقعه با یک پرونده خودکشی که به تازگی روی داده است میبرد…
بازیگران:
مهدی سلطانی، حامد کمیلی، بهاره کیانافشار، سیاوش خیرابی، شهروز دلافکار، شیدا یوسفی، مهرداد نیکنام، مهدی رکنی، مهرنوش مسعودیان و پونه عاشورپور
(دانلود قانونی قسمت هفتم سریال نیم رخ)
[دانلود کیفیت 1080p BluRay با حجم 1.64 گیگابایت]
[دانلود کیفیت 1080p HQ با حجم 825 مگابایت]
[دانلود کیفیت 1080p با حجم 375 مگابایت]
[دانلود کیفیت 720p با حجم 216 مگابایت]
[دانلود کیفیت 480p با حجم 127 مگابایت]

درباره سریال:
سریال «نیمرخ» (Silhouette) به کارگردانی رضا شریفی و تهیهکنندگی علی طلوعی، از جدیدترین آثار درام، معمایی و جنایی در شبکه نمایش خانگی است. در روزگاری که شبکه نمایش خانگی ایران تا گردن در کلیشههای تکراری «مافیای کتوشلوارپوش» یا «ملودرامهای اشکدرآور مثلثهای عشقی» فرو رفته، ساختن یک تریلر جنایی معمایی که بخواهد همزمان هم معما طرح کند و هم کالبدشکافی روانشناختی انجام دهد، قمار بزرگی است. سریال «نیمرخ» (Silhouette) به کارگردانی رضا شریفی، تهیهکنندگی علی طلوعی و نویسندگی مهرداد نیکنام، دقیقاً با همین جاهطلبی پا به میدان گذاشته است. حالا که ۶ قسمت از این سریال منتشر شده و ورقهای اصلی قصه کمکم رو شدهاند، بهترین زمان است که بدون تعارف و با ذرهبینِ نقد، ببینیم «نیمرخ» کجای کار ایستاده است؛ سریالی که مثل نامش، نیمی از صورت خود را در نورِ استعارههای جذاب نگه داشته و نیم دیگرش گاه در سایه ضعفهای فیلمنامهای گم میشود.
عنوان «نیمرخ» صرفاً یک نام شاعرانه برای تیتراژ نیست، بلکه مانیفستِ فرمی سریال است: شما هیچوقت تمامِ چهره آدمها را نمیبینید. داستان با یک قلاب کلاسیک در ژانر جنایی آغاز میشود؛ کشف جسد دختری جوان که در نگاه اول بیارتباط با سایر پروندهها به نظر میرسد، اما خیلی زود مشخص میشود با پرونده یک «خودکشی» مشکوک دیگر شباهتهای هولناکی دارد. مسئولیت باز کردن این کلاف سردرگم بر عهده دو کارآگاه است؛ فریبرز همایون (مهرداد نیکنام) و ستاره شمس (بهاره کیانافشار). اما برگ برنده پیرنگ زمانی رو میشود که پرونده جنایی از خیابان و اتاق بازجویی، به اتاق خواب و سفره شام خودِ کارآگاه سرایت میکند. به مرور درمییابیم که ردپای قربانیها و از جمله پرونده پیچیده شیوا نامی (شیدا یوسفی) و راز جعبه او، به دنیای دکتر کاوه جاوید (حامد کمیلی) گره میخورد؛ مردی خوشنام، موجه و سخنران همایشها که اتفاقاً همسرِ کارآگاه ستاره شمس است!
از سوی دیگر، سایه سنگین پدرِ ستاره یعنی اردشیر شمس (مهدی سلطانی) از قسمت پنجم و ششم، با افشای نقش او در گذشته کاوه و اعترافات تکاندهنده پدرِ بهرام (شهروز دلافکار) پیش از چوبه دار، معما را از یک جنایت فردی به یک تاریخچه خانوادگیِ مسموم پیوند میزند. اگر دو قسمت اول را صرفاً چیدن مهرهها بدانیم، از قسمت سوم (جایی که فریبرز همایون مستقیماً سراغ کاوه جاوید میرود و همزمان رابطه پنهانی کاوه با مائده و بارداری او، آرامش ظاهری زندگیاش را متلاشی میکند) موتور درام روشن میشود. قسمتهای پنجم و ششم، بهویژه با کشیدن پای اردشیر شمس به وسط معرکه، ریتم اثر را از یکنواختی نجات میدهند. شریفی در قاببندیها و نورپردازی، آگاهانه از رنگهای اشباعشده و پرنور پرهیز کرده است. استفاده مداوم از سایهروشنها، نماهای نیمرخ در گفتگوهای دو نفره و ایجاد حس خفگی در فضاهای بسته، با جهانِ پر از دروغ و پنهانکاری شخصیتها همخوانی دقیقی دارد. اینکه مهرداد نیکنام علاوه بر نگارش فیلمنامه، خودش ردای کارآگاه فریبرز همایون را به تن کرده، باعث شده نگاهِ کارآگاهی سریال سرد، محاسبهگر و به دور از اغراقهای رایج پلیسی در سریالهای ایرانی باشد. سریال در دو قسمت ابتدایی آنقدر اصرار دارد با موسیقی، نگاههای معنیدار و سکوتهای طولانی به مخاطب بگوید «اینجا هیچکس آنطور که به نظر میرسد نیست»، که یادش میرود. باید دلیلی به ما بدهد تا اصلاً سرنوشت این آدمها برایمان مهم شود! تعلیق واقعی از «ندانستنِ صرف» به وجود نمیآید، بلکه از «اهمیت دادن به آدمهایی که در خطرند» شکل میگیرد. این سردیِ ابتدایی باعث شد برخی مخاطبان کمحوصله، در همان دو قسمت اول با سریال ارتباط عاطفی نگیرند. فیلمنامه گاهی بین «حفظ راز» و «کش دادن سکانس» مرز را گم میکند. برخی گرههای فرعی مانند دستگیری برادر شیوا به جرم مواد مخدر در قسمت دوم یا سرنخهای پراکنده پلیس در قسمت چهارم، میتوانستند بسیار چابکتر و کوبندهتر روایت شوند تا ضرباهنگ کار در نیمه ابتدایی افت نکند.
وقتی فیلمنامه بیش از حد روی حرکت شطرنجوارِ پیرنگ تمرکز میکند، کاراکترهای مکمل به جای اینکه «انسانهایی با جهان درونی مستقل» باشند، به «ابزارهایی برای رساندن یک سرنخ» تقلیل پیدا میکنند. «نیمرخ» سریالی نیست که در ۱۰ دقیقه اول با یک اکشن پرسرعت یقهتان را بگیرد؛ اثری است با سوختِ کندسوز که صبر مخاطب را در دو قسمت اول میآزماید، از قسمت سوم قلابش را در ذهن فرو میکند و در پایان قسمت ششم، شما را وسط یک میدان مین از بیاعتمادی رها میسازد. اگر به دنبال یک معمای جنایی روانشناختی هستید که به جای تیراندازیهای خیابانی، روی تاریکیهای پنهان در کمدِ خانوادههای محترم تمرکز دارد، بازیِ شطرنج اردشیر شمس و کاوه جاوید در ادامه فصل، تماشاییترین دوئلی است که نباید از دست بدهید.
در حال بارگذاری پخش کننده...
هیچ دیدگاه ارسال شده است
نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها