- Admin
- ۲۱ شهریور ۱۳۹۲
- مطالب جالب
- 38750 بازدید
- ۷ نظر
داستان کوتاه، جالب و تاثیر گذار با عنوان مشکل دیگران!
مشکل تو به ما مربوط نیست…
موشی در خانه ی مزرعه دار تله ی موش دید!
به مرغ و گوسفند و گاو خبر داد.
آنها گفتند:
مشکل تو به ما ربطی ندارد!
ماری در تله افتاد و زن مزرعه دار را گزیذ…
از مرغ برایش سوپ درست کردند!
گوسفند را برای عیادت کنندگان سر بریدند!
نهایتا زن تلف شد.
گاو را برای مراسم ترحیم کشتند ودر این مدت…
موش از سوراخ دیوار نگاه می کرد و به مشکلی که به دیگران ربطی نداشت فکر می کرد…

نامردیه که 😐
دمت گرم ادمین عزیز.عجب چیزی بود.حال کردم
مرسی جالب بود
واقعییته
راستی اینم لینک جهانی سایت دوستی ها
http://www.alexa.com/siteinfo/doostiha.ir
واقعیته…
دنیای خرابیه
یکی دیگه هم هست که مفهوم خلاف اینو داره:::
روزی گاو یک فرد بیمار شد…
گاو زنده بود ولی توانایی بلند شدن از جایش را نداشت
دامپزشک را آوردند
دامپزشک چند دارو داد و به صاحب گاو گفت اینهارا به گاو بده
اگر روز سوم گاو از جایش بلند نشد مطمئن باش او روز بعد خواهد مرد پس باید اورا ذبح کنی
روز اول گذشت و گاو از جایش بلند نشد…
روز دوم هم گذشت و گاو از جایش بلند نشد…
اواسط روز سوم گوسفند که جملات دامپزشک را شنیده بود به گاو گفت بلند شو وگرنه تورا ذبح خواهند کرد…
گاو به سختی خودرا از جایش بلند کرد
وقتی صاحب گاو دید که گاو از جایش بلند شده فریاد زد::
گاو از جایش بلند شد…جشن میگیریم…گوسفند را قربانی کنید…
نتیجه ی اخلاقی :
نه مثل گوسفند قصه ای که سهیل نوشته به دیگران بی تفاوت باشین…نه مثل گوسفند قصه ای که من نوشتم مشکل دیگران رو جدی بگیرید
اگر این کارهارو انجام بدین خودتونو مثل این دوقصه از بین خواهید برد…
به اینا میگن:افراط و تفریط