- Admin
- ۱۲ مرداد ۱۳۹۳
- عاشقانه و زیبا
- 93886 بازدید
- ۹۸ نظر
جدیدترین اس ام اس و پیامک های عاشقانه و عارفانه و آموزنده 12 مرداد 1393
زیباترین جملات رمانتیک و احساسی و SMS عارفانه و آموزنده
سلامتی رفیقی که وقتی بهش میگی دلم گرفته بیا بریم بیرون
فقط یک کلمه میگه “ساعت چند”؟
عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده
گذشتم، گذشتی!
من از یک دنیا برای تو و تو از من برای …
لبخند زدی بهار با آن آمد
یک باغ پر از نرگس و ریحان آمد
ای دست بلند آسمان در دستت
من نام تو را خواندم و باران آمد
عاشقانه" width="150" height="14" />
پروانه پشت پیله اش، حس کرد راهی هست و رفت!
شاید به راه بسته هم، باید امیدی بست و رفت!
عاشقانه" width="150" height="14" />
تا می خواهم از تو دل بکنم، صبر می آید
چقدر دوست دارم این عطسه های زمستانی را
عاشقانه" width="150" height="14" />
گیتار زندگی همیشه شاد نمینوازد
اما دوستش بدار چون غمش هم خاطره میسازد
عاشقانه" width="150" height="14" />
چه سخت بر من گذشت …
آن لحظه ای که برایم آرزوی خوشبختی کردی . . .
عاشقانه" width="150" height="14" />
چرا کرم ترک دل نداریم؟
یعنی پاشنه ی پا از دلمون مهمتره!
دلم داره میترکه
عاشقانه" width="150" height="14" />
سعی کن عاشق کسی بشی که اگه سرتو رو شونه هاش گذاشتیو خوابت برد
سرتو رو زمین نزاره!
عاشقانه" width="150" height="14" />
کرم دندان هایم را خورد …
از بس در قاب زندگی گفتم: سیب!
عاشقانه" width="150" height="14" />
سال ها دویده ام …
با قلبی معلق و پایی در هوا
دیگر طاقت رویاهایم تمام شده است
دلم رسیدن میخواهد!
عاشقانه" width="150" height="14" />
هی رفیق!
بدون چتر کنارم قدم نزن، خیس دلتنگی هایم میشوی
دنیای من ابری تر از آن است که فکرش را میکنی
عاشقانه" width="150" height="14" />
مریضم . . .
چشمهایم درد می کند . . .
تب دارم . . .
این همه صغری کبری چیدن نمیخواهد
تو نیستی دارم می میرم!
عاشقانه" width="150" height="14" />
تو از یک راه رفته ای اما دل من …
هزار راه می رود برایت
عاشقانه" width="150" height="14" />
سرگیجه بهانه بود
میخواستم با تمام وجودم احساس کنم تکیه گاهمی!
عاشقانه" width="150" height="14" />
خیلی دلتنگتم، اما …
نمیدانم “خیلی” را چگونه بنویسم که “خیلی” دیده شود
عاشقانه" width="150" height="14" />
مرا در آغوشت بفشار
بگذار دل ضعفه بگیرم
از این همه عاشقانه های محکم ِ تو . . .
عاشقانه" width="150" height="14" />
به سلامتی اونی که وقتی میدونه رو چیزی حساسی یا از کاری بدت میاد
حواسش هست که ناراحتت نکنه!
عاشقانه" width="150" height="14" />
دلم از درد دنیا تنگ تنگ است
چرا درها به رویم سنگ سنگ است
در این دنیا ندیدم روز خوبی
چقدر رفتن از این دنیا قشنگ است

کاش میدانستم چطور به صبح برسانم
تمام شب هایی را که با رفتنت یلدا شدند
عاشقانه" width="150" height="14" />
نه کسی منتظر است …
نه کسی چشم به راه …
نه خیال گذر از کوچه ی ما دارد ماه
وقتی از عشق نصیبی نبری غیر از آه
عاشقانه" width="150" height="14" />
قسمت نشد دستشو بگیرم
اما اون روزای آخر خوب مچشو گرفتم!
عاشقانه" width="150" height="14" />
کاش باورت نشود
چقدر دوستت دارم
تا تمام عمر آن را به تو ثابت کنم…!
عاشقانه" width="150" height="14" />
زن نیستم اگر زنانه پای عشقم نایستم
از قبیله زلیخا آمده ام
آنقدر عشقت را جار می زنم تا خدا برایم کف بزند
مردانه دوستم داری؟
عاشقانه" width="150" height="14" />
هر دو خالی بودند
سر من از عقل که تو را دوست داشت!
قلب تو از عشق که مرا دوست نداشت!
عاشقانه" width="150" height="14" />
من، مسئله ای ساده هستم، حل می شوم …
روزی در آغوشت!
عاشقانه" width="150" height="14" />
وقتی میدونم این نجوآهای عاشقانه ت بوسه های پرحرارتت ازسر عشق نیست
و جزر و زمره های زندگیته تمامش به کامم تلخ میشه
عاشقانه" width="150" height="14" />
اگر تقدیر بین من و او جدایی است
اگر قرار نیست در کنار هم باشیم
به خواست تو باشد
نه به خیانت من
نه به خیانت او
من از درد خیانت کشیدن میترسم
از زخم خیانت زدن می ترسم
عاشقانه" width="150" height="14" />
آن روز ها هیچ چیزمان به هم نمیخورد
اما الان حسابی حالم از تو به هم می خورد
عاشقانه" width="150" height="14" />
20 میدهم شاید هم 21
خیانت را در لباس عشق بازی کردن هنر میخواهد
که تو باهنری
عاشقانه" width="150" height="14" />
آنقدر مهربان بود برای اینکه مردم در زمستان سرما نخورند
سرشان کلاه میگذاشت و در فصول دیگر کلاهشان را بر میداشت
عاشقانه" width="150" height="14" />
دل بیچاره ی من
طفلک خوش است به رویای کسی که دلیل زنده بودنش نفس دیگریست
عاشقانه" width="150" height="14" />
روی این جمله قسم میخورم وقتی طرفت سرد شده از جای دیگه گرم میشه
عاشقانه" width="150" height="14" />
بی وفا باشی شکایت می کنند
با وفا باشی خیانت می کنند
مهربانی گرچه آیین خوشی ست
مهربان باشی رهایت می کنند
عاشقانه" width="150" height="14" />
بارون که هیچ
زیر فشار مستقیم شیلنگ آتش نشانی هم یادت نمیفتم
عاشقانه" width="150" height="14" />
یادته گفتم با تو خوشبخت ترین آدم روی زمینم
ولی خودمو فراموش کردم وقتی فهمیدم تو بی من خوشبخت تری
عاشقانه" width="150" height="14" />
پرنده ای مال من نیست قفس هم برایش بسازم باز هم میرود
عاشقانه" width="150" height="14" />
به نامردمان مهر کردم بسی
نچیدم گل مردمی از کسی
بسا کس که از پا در افتاده بود
سراسر توان را زکف داده بود
به حیلت گری خنجر از پشت زد
بخونم ز نامردی انگشت زد
عاشقانه" width="150" height="14" />
پیش از این مردم دنیا دلشان درد نداشت
هیچ کس غصه ی این که چه می کرد نداشت
عاشقانه" width="150" height="14" />
گمان کردم که با من همدل و همراه و همدردی
به مردی با تو پیوستم ندانستم که نامردی
عاشقانه" width="150" height="14" />
مرا هرگز نباشد بیمی از مشت
برادر جان مرا نامردمی کشت
فتوت پیشه خندد روی در روی
زند نامرد ناکـــس خنجر از پشت
عاشقانه" width="150" height="14" />
محبت به نامرد کردم بسی
محبت نشاید به هر نا کسی
تهی دستی و بی کسی درد نیست
که دردی چو دیدار نامرد نیست
عاشقانه" width="150" height="14" />
خنجری از پشت در قلبم فرو رفت
پشت سرم را نگاه کردم کسی جز تو نبود
عاشقانه" width="150" height="14" />
به نامردی نامردان قسم جانا که نامردی
که نامردان خجل گشتند از بس که تو نامردی
عاشقانه" width="150" height="14" />
یک تلنگر هم کافی بود برای اینکه بشکنم
به هر حال ممنون از مشتت
عاشقانه" width="150" height="14" />
ای نا رفیق
به کدامین گناه ناکرده
تازیانه می زنی بر اعتمادم
زیر پایم را زود خالی کردی
سلام پر مهرت را باور کنم
یا پاشیدن زهر نا مردیت را
عاشقانه" width="150" height="14" />
خداوندا
تو میدانی که من دلواپس فردای خود هستم
مبادا گم کنم راه قشنگ آرزوها را
مبادا گم کنم اهداف زیبا را
مبادا جا بمانم از قصار موهبت هایت
خداوندا مرا مگذار تنها لحظه ای حتی . . .
عاشقانه" width="150" height="14" />
خدایا هر روز کمی اندوه برام بفرست
زیرا در اندوه است که تو یاد میشوی و در خوشی از یاد میروی . . .
عاشقانه" width="150" height="14" />
مرامت عشق، لبخندت صمیمی / قدم هایت “صراط المستقیمی”
بگویم “یا علی” آغـاز هر کار / که “بسم الله رحمن الرحیمی”
عاشقانه" width="150" height="14" />
به خدا تا اندازه ی امیدوار باش که جرات گناه کردن پیدا نکنی
و از اون تا اندازه ی بترس که از رحمت اون ناامید نشوی . . .
عاشقانه" width="150" height="14" />
الهی!
ما نمی دانیم که به خودمان چقدر خسارت زده ایم!
پس تو به جهل ما رحم کن .تو به فقر ما رحم کن .
ما حتی نمی دانیم که جز تو کسی نداریم….
عاشقانه" width="150" height="14" />
خدایا من اگر بد کنم تو را بنده های خوب فراوان است …
اما اگر تو مدارا نکنی مرا خدای دیگر کجاست
عاشقانه" width="150" height="14" />
خداوندا! نان از تو می خوریم و فرمان از شیطان می بریم.
ما را ببخش . . .
عاشقانه" width="150" height="14" />
الهی
در جلال، رحمانی، در کمال، سبحانی
نه محتاج زمانی و نه آرزومند مکانی
نه کَس به تو ماند و نه به کَس مانی
پیداست که در میان جانی، بلکه زنده به چیزی است که تو آنی
عاشقانه" width="150" height="14" />
من نیز چو خورشید دلم زنده به عشق است
راه دل خود را نتوانم که نپویم
هر صبح در آیینه جادویی خورشید
چون می نگرم او همه من، من همه اویم
عاشقانه" width="150" height="14" />
خدایا تو خود میدانی انسان بودن و ماندن در این دنیا چه دشوار است
چه زجر میکشد آن کس که انسان است و از احساس سرشار است.
عاشقانه" width="150" height="14" />
مسئله این نیست که خدا را می بینیم یا نمی بینیم،
مسئله اینست که با خداست که می بینیم . . .
عاشقانه" width="150" height="14" />
خطا از من است، می دانم.
از من که سالهاست گفته ام “ایاک نعبد”
اما به دیگران هم دلسپرده ام
از من که سالهاست گفته ام ” ایاک نستعین”
اما به دیگران هم تکیه کرده ام
اما رهایم نکن
بیش از همیشه دلتنگم
به اندازه ی تمام روزهای نبودنم
عاشقانه" width="150" height="14" />
پروردگارا
یاری ام ده، تا بدون اینکه از ایمان افراد بپرسم
و بدون اینکه بدردم بخورند، همدل و همدردشان باشم.
زیرا در سودای هر انسانی ”روح تو” خانه گزیده . .
عاشقانه" width="150" height="14" />
الهی
در شگفتم از آنکه کوه را می شکافد تا به معدن جواهر دست یابد
ولی خویش را نمیکاود تا به مخزن حقائق برسد . . .
عاشقانه" width="150" height="14" />
الهی بین ما و گناه
سیم خاردار بکش و
این فاصله را
مین گذاری کن!
عاشقانه" width="150" height="14" />
ادعای عشق به خدا، از کسی که سجاده دلتنگ حضور اوست، پذیرفتنی نیست
نماز نجوای عاشقانه با محبوب است . . .
عاشقانه" width="150" height="14" />
من از خدا خواستم تا روحم را رشد دهد
خدا گفت: نه تو خودت باید رشد کنی ولی من تو را می پیرایم تا میوه دهی . . .
عاشقانه" width="150" height="14" />
هرگز فراموش نکن که هر چه رخ دهد همواره در آغوش خدا هستی . . .
عاشقانه" width="150" height="14" />
ترجیح می دهم حقیقتی مرا آزار دهد، تا اینکه دروغی آرامم کند.
عاشقانه" width="150" height="14" />
تنها دو روز در سال هست که نمیتونی هیچ کاری بکنی!
یکی دیروز و یکی فردا.
عاشقانه" width="150" height="14" />
خوبی بادبادک اینه که
میدونه زندگیش فقط به یک نخ نازک بنده
ولی بازم تو آسمون میرقصه و میخنده.
عاشقانه" width="150" height="14" />
با کسی زندگی کن که مجبور نباشی
یه عمر برای راضی نگه داشتنش فیلم بازی کنی.
عاشقانه" width="150" height="14" />
انسان مجموعه ای از آنچه که دارد نیست؛
بلکه انسان مجموعه ای است از آنچه که هنوز ندارد، اما می تواند داشته باشد.
عاشقانه" width="150" height="14" />
مردمی که گل ها را دوست میدارند خود از آن گل ها دوست داشتنی ترند.
عاشقانه" width="150" height="14" />
تهمت مثل زغال است اگر نسوزاند سیاه می کند.
عاشقانه" width="150" height="14" />
چقدر سخت است همرنگ جماعت شدن وقتی جماعت خودش هزار رنگ است.
عاشقانه" width="150" height="14" />
اگر گیاهان صدایی نداشته باشند
به معنای آن نیست که دردی ندارند.
عاشقانه" width="150" height="14" />
اگرمیخواهی محال ترین اتفاق زندگیت رخ بدهد
باور محال بودنش را عوض کن.
عاشقانه" width="150" height="14" />
آن اندازه که ما خود را فریب می دهیم و گمراه می کنیم، هیچ دشمنی نمی تواند.
عاشقانه" width="150" height="14" />
حتی اگر بهترین فرد روی کره زمین هستید به خودتون مغرور نشوید
چون هیچ کس از شخصی که ادعا می کند خوشش نمی آید.
عاشقانه" width="150" height="14" />
من در رقابت با هیچکس جز خودم نمیباشم
هدف من مغلوب نمودن آخرین کاری است که انجام داده ام.
«بیل گیتس»
عاشقانه" width="150" height="14" />
تنها راه کشف ممکن ها، رفتن به ورای غیر ممکن ها است.
«آرتور کلارک »
عاشقانه" width="150" height="14" />
برای یاد گرفتن آنچه می خواستم بدانم احتیاج به پیری داشتم
اکنون برای خوب به پا کردن آنچه که می دانم، احتیاج به جوانی دارم.
«ژوبرت»
عاشقانه" width="150" height="14" />
دوست تو کسی است که هرگاه کلمه «حق» از تو شنید، خشمناک نشود.
عاشقانه" width="150" height="14" />
معبودا!
به بزرگی آنچه داده ای آگاهم کن تا کوچکی آنچه ندارم نا آرامم نکند.
عاشقانه" width="150" height="14" />
بسان رود که در نشیب دره سر به سنگ می کوبد رونده باش
امید هیچ معجزی ز مرده نیست، زنده باش.
عاشقانه" width="150" height="14" />
یادها فراموش نخواهند شد، حتی به اجبار
و دوستی ها ماندنی هستند، حتی با سکوت.
عاشقانه" width="150" height="14" />
مترسک عروسک زشتیست که از مزرعه مراقبت میکند
و آدمی مترسک زیباییست که جهان را می ترساند.
عاشقانه" width="150" height="14" />
دوستی کلام زیباییست که هرکس درکش کرد، ترکش نکرد.
عاشقانه" width="150" height="14" />
زندگی قانون باور ها و لیاقتهاست، همیشه باور داشته باش
لایق بهترین هایی.
عاشقانه" width="150" height="14" />
اگر مایلید پیام عشق را بشنویم، بایستی خود نیز این پیام را ارسال کنیم.
عاشقانه" width="150" height="14" />
در زمین عشقی نیست که زمینت نزند، آسمان را دریاب.
عاشقانه" width="150" height="14" />
زندگی یعنی:
ناخواسته به دنیا آمدن
مخفیانه گریستن
دیوانه وار عشق ورزیدن
و عاقبت در حسرت آنچه دل میخواهد و منطق نمیپذیرد، مردن.
عاشقانه" width="150" height="14" />
زن مانند شیشه ی ظریف و شکستنی است
هرگز توانایی مقاومت او را نیازمایید، زیرا ممکن است شیشه ناگهان بشکند.
عاشقانه" width="150" height="14" />
آموختهام که هیچگاه نجابت و تواضع دیگران را به حساب حماقتشان نگذارم.
عاشقانه" width="150" height="14" />
پیروزی یعنی:
توانایی رفتن از یک شکست، به شکستی دیگر
بدون از دست دادن اشتیاق.
عاشقانه" width="150" height="14" />
مردم هرگز خوشبختی خود را نمیشناسند
اما خوشبختی دیگران همیشه در جلو دیدگان آنهاست
عاشقانه" width="150" height="14" />
کسی باش که عمری با تو بودن، یک لحظه، و لحظه ای بی تو بودن، یک عمر باشد.
عاشقانه" width="150" height="14" />
به انتظار فصل تو تمام فصل ها گذشت
نه به انتظار کسی… نه از کسی انتظاری
عاشقانه" width="150" height="14" />
سالها در انتظار یاری نشسته بودم که منزلش در قلبم بود….
تا کی انتظار……….؟
یا صاحب الزمان
عاشقانه" width="150" height="14" />
نمیدانم تعبیر نگاهت خداحافظیست یا انتظار؟!
انتظار یعنی مرگ تدریجی
عاشقانه" width="150" height="14" />
آیا می دانید عذاب آورترین انتظار کدومه؟
انتظار یار؟
انتظار اتوبوس؟
انتظار مرگ؟
عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده عارفانه و آموزنده

ممنون قشنگ بودن 🙂
اینم یه گیتار کوتاه و قشنگ برای تمامی دوستان
http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=199dba7f3877fd077465aaf5567616a4
ب درد عاشقا میخوره 😀
با تشکر از مدیر عزیز …دستتون درد نکنه زیبا بودن.
————————————————————-
پس از 11 سال زوجی صاحب فرزند پسری شدند. آن دو عاشق هم بودند و پسرشان را بسیار دوست داشتند. فرزندشان حدوداً دو ساله بود که روزی مرد بطری باز یک دارو را در وسط آشپزخانه مشاهده کرد و چون برای رسیدن به محل کار دیرش شده بود به همسرش گفت که درب بطری را ببندد و آنرا در قفسه قرار دهد. مادر پر مشغله موضوع را به کل فراموش کرد.
پسر بچه کوچک بطری را دید و رنگ آن توجهش را جلب کرد به سمتش رفت و همه آنرا خورد. او دچار مسمومیت شدید شد و به زمین افتاد. مادرش سریع او را به بیمارستان رساند ولی شدت مسمومیت به حدی بود که آن کودک جان سپرد. مادر بهت زده شد و بسیار از اینکه با شوهرش مواجه شود وحشت داشت.
وقتی شوهر پریشان حال به بیمارستان آمد و دید که فرزندش از دنیا رفته رو به همسرش کرد و فقط سه کلمه بزبان آورد.
فکر میکنید آن سه کلمه چه بودند؟
شوهر فقط گفت: “عزیزم دوستت دارم!”
عکس العمل کاملاً غیر منتظره شوهر یک رفتار فراکُنشی بود. کودک مرده بود و برگشتنش به زندگی محال. هیچ نکته ای برای خطا کار دانستن مادر وجود نداشت. بعلاوه اگر او وقت میگذاشت و خودش بطری را سرجایش قرار می داد، آن اتفاق نمی افتاد. هیچ دلیلی برای مقصر دانستن وجود ندارد. مادر نیز تنها فرزندش را از دست داده و تنها چیزی که در آن لحظه نیاز داشت دلداری و همدردی از طرف شوهرش بود. آن همان چیزی بود که شوهرش به وی داد.
گاهی اوقات ما وقتمان را برای یافتن مقصر و مسئول یک روخداد صرف می کنیم، چه در روابط، چه محل کار یا افرادی که می شناسیم و فراموش می کنیم کمی ملایمت و تعادل برای حمایت از روابط انسانی باید داشته باشیم. در نهایت، آیا نباید بخشیدن کسی که دوستش داریم آسان ترین کار ممکن در دنیا باشد؟ داشته هایتان را گرامی بدارید. غم ها، دردها و رنجهایتان را با نبخشیدن دوچندان نکنید.
اگر هرکسی می توانست با این نوع طرز فکر به زندگی بنگرد، مشکلات بسیار کمتری در دنیا وجود می داشت.
حسادت ها، رشک ها و بی میلی ها برای بخشیدن دیگران، و همچنین خودخواهی و ترس را از خود دور کنید و خواهید دید که مشکلات آنچنان هم که شما می پندارید حاد نیستند.
داستان جالب و آموزنده ای بود ، اگه همه گذشت رو یاد بگیرن خیلی از مشکلات حل میشه اما متاسفانه ما نه تنها بخشیدن رو یاد نگرفتیم بلکه همیشه دنبال توجیه اشتباهات خودمون و پیدا کردن مقصر هستیم.
قابلی نداشت سحر خانوم.بله متاسفانه همینطوری که شما میگید ولی آدم هایی پیدا میشه که گذشت هم بکنند .توی این داستان علاوه بر این موضوع عشق هم جایگاه بسزایی داره و امیدوارم و آرزو میکنم برای شما صبر و شکیبایی عظیم و صدالبته عشقی پاک …
با تشکر از شما سرکار الیه
ممنون مسلم جان خیلی قشنگ بود.
من خودم از آدمایی بودم که هر مشکلی پیش میومد دنبال مقصرش بودم به جای حل مشکل.ولی یه روز متوجه شدم اگه خودم یا اطرافیانمو مقصر بدونم،مشکلاتم حل نمیشه و زمان به عقب برنمیگرده.سعی کردم اصلاحش کنم و راهی بهتر برای دلجویی و بخشیدن پیدا کنم.و خیلی خوشحالم رفتارمو تغییر دادم.هرچند هرازگاهی میاد سراغم ولی زود پشیمون میشم.
واقعا ” گذشت و بخشش” بهترین خصوصیت رفتاریست، کاش در خودمون تقویتش کنیم.
بله افراد با گذشت هم هستند اما متاسفانه تو اقلیتن. ممنون از آرزوی خوبتون آقا مسلم، منم امیدوارم همیشه بهترین ها رو داشته باشید.
ممنون مهیا جان… همه ی ما خصوصیاتی داریم که اگه تقویتشون کنیم بهشون باور داشته باشیم و بفهمیم که میتونیم و میتونیم که اونهارو بیشتر بارور کنیم …دیگه جای شاید بشه گفت هیچ ناراحتی نباشه…و با تمرین و مرارت میتونیم
به راه درست هدایتشون کنیم.درسته کنترولش سخته ولی شدنیه…نمیتونیم مثل یک شمع بسوزیم و هی کوچیک بشیم
ولی حداقل اگه مثل همون شمع ذره ذره آب بشیم و کوچیکتر بشیم در قبلش نور بدیم ـ امید بدیم ـ حس خوب بدیم و مهمتر از همه اعتمادی که ما نسبت به شمع در تاریکی رو داریم رو به اطرافیانمون بقبولونیم.
انشالله که با تمرین و تلاش همه ی ما به جایگاه ذاتی اصلی خودمون برسیم انشالله.
با تشکر 🙂
پیرمرد لاغر و رنجور با دسته گلی بر زانو روی صندلی اتوبوس نشسته بود. دختری جوان ،رو به روی او ، چشم از گلها بر نمیداشت. وقتی به ایستگاه رسیدند ، پیرمرد بلند شد و دسته گل را به دختر داد و گفت: ((میدانم از این گلها خوشت آمده ، به زنم میگویم ، دادمشان به تو . گمانم او هم خوشحال میشود.))
دختر جوان دسته گل را گرفت و پیرمرد را نگاه کرد که از پله های اتوبوس پائین می رفت و
وارد قبرستان کوچک شهر میشد .
———————————————————–
مادری که دنیا هیچوقت اورا فراموش نمیکند
مادری که دنیا هیچوقت اورا فراموش نمیکند :
وقتي گروه نجات زن جوان را زير اوار پيدا کرد , او مرده بود اما کمک رسانان زير نور چراغ قوه چيز عجيبي ديدند.زن با حالتي عجيب به زمين افتاده , زانو زده و حالت بدنش زير فشار اوار کاملا تعقيير يافته بود . ناجيان تلاش مي کردند جنازه را بيرون بياورند که گرماي موجودي ظريف را احساس کردند . چند ثانيه بعد سرپرست گروه ديوانه وار فرياد زد :بياييد , زود بياييد ! يک بچه اينجاست . . بچه زنده است .
وقتي اوار از روي جنازه مادر کنار رفت دختر سه_چهار ماهه اي از زير ان بيرون کشيده شد . . نوزاد کاملا سالم و در خواب عميق بود . مردم وقتي بچه را بغل کردند , يک تلفن همراه از لباسش به زمين افتاد که روي صفحه شکسته ان اين پيام ديده ميشد : عزيزم , اگر زنده ماندي , هيچ وقت فراموش نکن که مادر با تمامي وجودش دوستت داشت . . .
داستان آخر شباهتی دارد با داستان هایی که ما امروزه از غزه بی گناه شاهد آن هستمو هیچ کاری از دستمون بر نمیاد.فقط تو این داستان بلای طبیعی بود…ولی اونجا بلا های انسانی که شرم دارم اسم انسان گذاشتن بر روی این آدمیان که به بچه شش هفت ماهه رحم نمی کنند .
با تشکر از مدیر عزیزو ببخشید که تیکه تیکه ارسال کردم.
زمستان نیست
دلتنگی توست که می لرزاند چهارستون دلم را….
احتیاجی به تسبیح نیست
دستانت را که به من بدهی با انگشتانت ذکر “دوست داشتن” می دهم..
دلم “آرامش” وارونه میخواهد :
“ش م ا ر ا ” . . .
واقعا قشنگ بودن مخصوصا اولی 🙁
چقدر این روزا دلم تنگ میزنه 🙁
بی حوصلگی یعنی…
دوتاهدفون.قفل رویه موزیک
تنهایی یعنی..
روزهای روتین.غرق دردنیای مجازی
بغض یعنی..یکی بپرسه
دردت چیه؟
توهم بگی نمیدونم
دقیقا!………خوشم اومد 🙂
خیلی قشنگ بود…
ممنون…
خوشحالم خوشت اومد عزیز.
بدبختی اونجاست که دردتو بدونی ولی نتونی بگی 🙁
بیتا جان دقیقا همینطوره که شما میگی، خیلی سخته.
مرسی جالب بود ادمین جان
مهرداد جون کجایی که جات اینجا خیلی خالیه
اون مردایی که با یه نه گفتنشون میفهمی که دیگه نباید اصرار کنی‼
اونی که قبل از مهمونی باید لباستو بهش نشون بدی تا تأییــدش کنه‼
اونی که وقتی بهت اخم میکنه باید شالتو بکشی جلو‼
اونی که وقتی میخوای از پیشش بری میگه کمرنگ کن اون روژتو‼
اونی که وقتی توی یه جمعید از بغلت تکون نمیخوره‼
تونی که اگه یبار یادت بره حلقتو بندازی از چشاش خون میچکه‼
اونی وقتی قهری انقدر نازتو میکشه تا بخندی‼
اونی که اگه اشتباهی بکنی پیش خودت بگی اگه بفهمه میکشتم‼
اونی که خنده و شیطونیاش فقط و فقط مال خودته و اخمش مال بقیه‼
به این میگن مــــــــــــــــــــــــــرررررد‼‼
به سلامتی مـــــــــــــــردها …‼
هرچند تعدادشون خیلی کم شده ولی به سلامتی همون تعداد کم….!!!!
قشنگ بود غزال
مهیا جون
منم می گفتم مرد واقعی بین پسرای الان به خاطره ها پیوسته..ولی فاطمه یاس بهم قول داده که الانم حتما هست….منم به اعتبار حرف ایشون میگم که هست ;(
به هرحال باتجربه ترن 🙂
حضرت ادم وقتی داشت از بهشت بیرون میرفت:
خدا گفت:نازنینم آدم ، با تو رازی دارم…
اندکی پیشتر آی….
آدم آرامو نجیب آمد پیش…!!!
زیر چشمی به خدا مینگریست…
محو لبخند غم آلود خدا ، دل انگار گریست…!!
گفت: نازنینم آدم ،
قطره ای اشک زچشمان خداوند چکید…
یادمن باش که بس تنهایم…
بغض آدم ترکید… گونه هایش لرزید…
به خدا گفت: من به اندازه ی گل های بهشت… من به اندازه ی عرش… نه… نه… به اندازه ی تنهاییت ای هستی من دوستت دارم….!!!
آدم کوله اش را برداشت….
خسته و سخت قدم برمیداشت… راهی ظلمت پرشور زمین….
زیر لبهای خدا باز شنید… نازنینم آدم….
نه به اندازه ی تنهایی من…. نه به اندازه ی گلهای بهشت ….که به اندازه یک دانه ی گندم…. تو فقط یادم باش
..
مرسی، خیلی قشنگ بود
تو به اندازه تنهایی من زیبایی
من به اندازه زیبایی تو تنهایم
🙁
واقعا زیبا و تکان دهنده بود
ممنون از داستان زیباتون
به کسی اعتماد کن که بتواند سه چیز را در تو تشخیص دهد :
1.اندوه پنهان شده در لبخندت را
2.عشق پنهان شده در عصبانیتت را
و 3.معنای حقیقی سکوتت را
کاش من دیگری بودم..
مینشستم روبروی خودم..
سرتاپا گوش میشدم..
تا ببینم حرف حسابم چیست..
————
گاهی روحم دلش میخواهد پشتش را کند به دنیا..
برود یک گوشه بنشیند..زانوهایش را در بغل بگیرد و بگوید :
من دیگر بازی نمیکنم..
عالی بودند
تقدیم به ادمین و تمام کاربرای سایت دوستی ها ..
آسمان را بنگر؛
که هنوز،
بعد صدها شب و روز،
مثل آن روز نخست؛
گرم و آبی و پر از مهر به ما می خندد،
یا زمینی را که دلش از سردی شبهای خزان،
نه شکست و نه گرفت!
بلکه از عاطفه لبریز شد و
نفسی از سر امید کشید،
و در آغاز بهار؛
دشتی از یاس سپید،
زیر پاهامان ریخت!
تا بگوید که هنوز؛
پر امنیت احساس خداست!
ماه من غصه چرا؟؟
تو خدا داری و او هر شب و روز،
آرزویش همه آرامش توست!
دل به غم دادن و از یاس سخنها گفتن،
کار آنهایی نیست
که خدا را دارند!
غم و اندوه اگر هم روزی،
مثل باران بارید،
یا دل شیشه ای ات،
از لب پنجره عشق زمین خورد و شکست،
با نگاهت به خدا،
چتر شادی وا کن،
و بگو با دل خود؛
که خدا هست و خدا هست هنوز!
او همانیست که در تارترین لحظه شب؛
راه نورانی امید نشانم می داد،
او همانیست که هر لحظه دلش میخواهد،
همه زندگی ام
غرق شادی باشد!
غصه اگر هست بگو تا باشد،
معنی خوشبختی،
بودن اندوه است!
اینهمه غصه و غم
اینهمه شادی و شور
چه بخواهی و چه نه
میوه یک باغند
همه را با هم و با عشق بچین،
ولی از یاد مبر
“پشت هر کوه بلند
سبزه زاری است پر از یاد خدا
و در آن باز کسی می خواند
که خدا هست
خدا هست
خدا هست هنوز”.. 🙂
خیلی ممون
منم ممنونم آرامش جان
خیلی زیبا بود، ممنون.
آرامش جان زیبا و دلنشین بود… ممنون
متن قشنگی بود عزیزم مرسی از حسن انتخابت بانوی آرامش 🙂
ممنون، حالم خیلی گرفته بود، این خیلی آرومم کرد! :
پروانه پشت پیله اش، حس کرد راهی هست و رفت!
شاید به راه بسته هم، باید امیدی بست و رفت!
♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥♥
آهای سرنوشت! اسکار حق توست! سالهاست که مرا فیلم کرده ای!
******************************
تو دارو خونه بودم یه آقایی اومد گفت: کرم ضدسیمان دارین؟ فروشنده با تمسخر گفت: آره داریم ایرانی میخوای یا خارجی؟ مرد گفت: از وقتی کارگر ساختمون شدم دستام زبر شده نمیتونم صورت همسر و دخترم رو ناز کنم!! خارجی بدین!
سلامتی بابا ها
*******************************
مردی وارد مطب روانشناس شد و از سختیها و دردها و مشکلاتش گفت، از ناراحتی ها و غصه هاش گفت، از درون ناآرام و زندگی سخت و فلاکت بارش گفت و در آخر گفت سالهاست که از ته دل نخندیدم!!
روانشناس گفت: به سیرک شهر برو، آنجا دلقکی هست که حسابی تو را میخنداند!
مرد لبخند تلخی زد و گفت: من همان دلقکم!
********************************
گاهی حرفم را برای نان ریزه های حیاطمان میزنم…
شاید،
گنجشکان بتوانند هضمشان کنند!
*********************************
خدایا: یه خواهش ازت دارم…
مارو با کسایی که “دوسشون” داریم امتحان نکن!
*********************************
بعضیا یه نفرن اما وقتی نیستن همه تنهان…
*************************
قاصدک
هان! چه خبر آوردی
از کجا وز که خبر آوردی
خوش خبر باشی اما .. اما
گرد بام و در من بی ثمر می گردی
انتظار خبری نیست مرا…
*******************************
یاد یکی از متنایی که fatemeh* جان گذاشته بود افتادم 🙂 🙂 🙂
میدونم سوالم از الی بی ربط بود ادمین.
شرمنده…نمیدونستم کجا بپرسم!!! فضولم یعنی؟ 😐
دشمنت شرمنده. حق با شماست باید جایی تعبیه کنم برای بحث و گفتگو. آماده شده و به زودی بهتون معرفی میکنم.
فاطمه یاس خانم سوالتون چی بود؟ کنجکاو شدم بدونم!
البته اینم شد کامنت بی ربط، بازم مثل همیشه معذرت!
خیلی ها از نتیجه کنکورت پرسیدند اما چون من اعصاب نداشتم پاک کردم.
دوستان خواهشاً در حد امکان مراعات موبایل داران رو بکنید و صفحات رو طولانی نکنید.
ادمین جان چرا یه انجمن راه نمیندازی؟
الان خیلی از سایتا انجمن دارن
سایتایی که اینقدر هم پایه ثابت ندارن
شما که ماشالله خوب دور و برتن بچه ها
انجمن نیاز به یک مدیر مدبر، حرفه ای، با ایمان و اکثراً آنلاین داره.
کدوم متن الی جان؟؟؟ 😀
متن هایی که گذاشتی قشنگ بودن ممنون 🙂
عسلاى گرامى؟؟؟.پس با ما نبودين!!”
آخ جون… پس ما ميتونيم نظرات بى ربط بفرستيم و الکى صفحه رو طولانى کنيم و ادمين رو عصبانى کنيم و…..
ههههههه:D
ممنون ادمين از اين اختيارى که به ما دادين 😐 😀
کامنت شعری که الی فرستاد نامناسب تشخص داده شده و نظرات ایشون از این به بعد مورد بررسی قرار میگیره.
فکر نمیکردم که…
وای بروبچ دمتدن گرم خوب راه افتادینا …مچ ادمینو میگیریدو ….. 😀
اورین اورین
رو سفیدم کردید 😀
چی شده که دوباره به دوران بی اعصابی برگشتید جناب ادمین؟؟
به نظرم متن دیگه نفرستن بچه ها تا صفحه طولانی نشه.خود ادمین میذاره کافیه دیگه!! 😐
به جاش ما کامنت بی ربط میدیم،عسلای گرامی هم تابلو رو میگیرن!! 😀
حالا ببینا یعنی انقدر من تشکر نکردم یه بار ممنون شدم تابلورو دادن دستم! 😀
خخخخخخ…چه پيشنهاد جالبى!!!!
ولى خب الان به قول شما جناب ادمين بى اعصابه!!! بايد بعد از هر کامنت بى ربط ى دور کمربند بخوريم 😐 چيزى ازمون نمى مونه که اونوقت 😐 😀
سلام به همگی
الی زود بگو ببینیم گند زدی کنکورو یا نه؟ 😀
ادمین به نظرم مدیر این انجمن رو آرامش انتخاب کنید … ماشالله به آنلاین گفته زکی 😀 … آرامش سنجد صدات کنم؟ 😀
فاطمه یاس کدوم تابلو منظورته؟؟
گفتم یوقت تابلو ی من نباشه؟ من تابلومو به کسی نمیدما … دسته خودم باید باشه
غزال
ادمین دیگه دست بزن نداره!!نترس!!! 😐 😀 😉
آخه اگه هرکس بخواد این همه کامنت پیامک بذاره خب خیلی میشه…رو پیشنهادم فکر کنید!!! 😀
مهسا
به دلیل حضور کمرنگت،گاها یه تابلوی دیگه شبیه مال تو افتاده دست بعضی دوستان!! 😀 😉
آقا ادمین
من و غزال و آرامش هیچ وقت تابلو نداشتیم 😐 دیگه نگیدااا
تابلوی من تکه … حتی شبیه شم پیدا نمیشه… اونیکه افتاده دست این بچه مچه ها ازین تابلو اسباب بازیاست
چی کنیم دیگه ، مشکلات زندگی باعث کمرنگ شدن حضورم شده 🙁
همه به نوبه ی خودشون یه دوره ی تابلو گری گذروندن تو این سایت …. من شاهدم
فاطمه ياس جون جدى ميگى؟؟آخه ادمينه و کتکاش…ى نفر از من ادرسشونو خواست بياد پيششون دوره ببينه. 😉 حيف شد !!ولى بهتر به نفع ما 🙂
مهسا.. سلاااااام.. 🙂
شاهد تابلويى؟؟؟ .کى؟؟منو بگو ؟؟شايد يکى ديگه بوده داشته بااسمم سواستفاده مى کرده با من اشتباه گرفتيش!!!
عاقا تابلو چیه؟!
اون دست مهساست ..چون منم قاطی عسلا ترفیع پیداکردم گرامی هم شدم خواستم جبران کنم!هرچند به بامفهوم شدن نمیرسه..به بانوهم همینطور!
مهسا جان
ممنون خانم …آنلاین تر از منم هستن اینجا …نه از سنجد خوشم نمیاد ..همین آرامش خوبه ….من همین کاربر ساده باشم از سرم زیاده .. 😐 بنظرم فاطمه یاس برای مدیریت شایسته تر هست …این نظر منه .. 🙂
در ضمن این چیزا بمن نمی چسبه ..تابلو ..گذروندن ?? عمرناش ..تابلو بودن برازنده شماست …بقول عزیزی ..ولا غیر ..گر چه جدیدا تعداد تابلو ها زیاد شده در غیابتون .. نیستی دیگه … 😀
راجبه کنکور هیچ حرفی نمیزنم چون خیلی بی ربطه
آقای ادمین اون شعر مشکل داشت خودم میدونم واسه همینم اولش خودم گفتم حتما بخونید بعد اگه صلاح دیدید تایید کنید، فکر نمیکردید که چی؟… اگه از نظر اخلاقی میگید باید بگم حتی در فیلم های تلویزیونی هم اون موضوع نشون داده شده ولی اگه منظورتون بی ربط بودنشه باشه قبول دارم اشتباه کردم، گاهی یه جوری با آدم حرف میزنید که … (مهم نیست ادامه نمیدم) ولی لطفا اینجوری با یه کامنت راجبه آدما قضاوت نکنید.
من دیگه کامنتی نمیفرستم که نیاز به بررسی داشته باشه مگر گاهی تشکر.
ایول چخبره اینجا دخترا باز که شروع کردین؟؟؟؟
الی جون اتفاقا از دیروز تو فکرت بودم بدون نتیجه کنکور چی شد،ولی وخ نکردم بیام سایت سر بزنم.امروز اومدم بپرسم، کامنتای ادمین خوندم،ترسیدم ازش.
باز شاکی شده از دست هممون….
جناب ادمین شما به بزرگی خودتون ببخشیدشون که عصبانی تون کردن.
منم با نظر فاطمه یاس موافقم،دوستان کامنتای طولانی نزارن فکر کنم صفحات طولانی نمیشه،البته لطفا.
آرامش
من شایسته م؟!! 😐
ویژگی هایی که ادمین گفتو خوندی؟؟
مدیر مدبرم من؟! 😐
حرفه ای ی ی ی ؟؟!! 😀
با ایمان ؟ 🙂
اکثرا آنلاین؟! 😐
نه جانم.شخص مورد نظر بین ما نیست،آخرم خود ادمین میشه! 😉
مهیا
هروقت خسته شدی،تابلو رو بده بغلی!!
😀
عزیز ما که ایشونو عصبانی نکردیم!!عه… 😐
مهیا جون؟؟؟ما چیکار کردیم اونوخ که ایشون عصبانی شدن؟؟؟عجیبه ها؟؟؟
تازه مامان بزرگ گلم جدیدا خیلی دور و بر تابلویییا!!! مهسا کم بود از دستش حرص بخوریم شما هم؟؟؟ 😀 ای بابا
فاطمه یاس عزیز
من بدون توجه به شرایط ادمین گفتم ..گر چه شما هم تدبیر دارید هم با ایمان هستید،و هم مدیریت خوبی دارید ..خانم همه چی تموم هستید و عزیز ما .. 🙂
اگر رای هم بگیریم شما در صدر قرار دارید …الان درگیر اون حرفه ای شدم …. 🙂
شکسته نفسی نفرمایید … باز هر طور که صلاح میدونید..
آرامش چه خوب میشناسی منو هاااا!!! 😀 ;).. اینا که ویژگی هایخودت بود خاااانووم. 🙂
من که صلاح نمیدونم آرامش جان اما آخه مهم صلاحدید من نیست! 😐
ادمین از بین دوستانش قطعا تا آخر هفته یکی رو پیدا میکنه. 🙂
Admin: (مرداد 13م, 1393)
انجمن نیاز به یک مدیر مدبر، حرفه ای، با ایمان و اکثراً آنلاین داره.
————
به نظر من کار یک نفر نیست همه بچه ها باید سعی کنن توی کامنت هاشون رعایت همه چیز رو بکنن
و این که فاطمه یاس آرامش غزال مهسا از بکس فعال دوستی ها هستن و ثابت شده هستن و کسی نیست که نشناسدشون
ادمین جان تو پیج رو راه بنداز بچه ها خودشون حواسشون به همه چی هست.
میتونی چهارتاشونو مدیر کنی در غیاب یکیشون اون یکی هست نظارت می کنه دیگه
————–
دوستانت نظرتون چیه؟
نه، کار به این سادگی ها نیست. چیزایی که من میدونم رو شما نمیدونی.
بیتا خانم
ممنون از لطفتون ..ولی من بقیه دوستانی رو که نام بردید قابلتر و بهتر میدونم ..من همون کاربر ساده ام ..
گر چه حرف آخر رو ادمین زد …ایشون بهتر میدونن ..باز ممنون از شما … همه ی بچه ها و دوستان خوبند .. همینطور شما … 🙂
دوستان به نظرم دیگه این بحث انجمن رو تموم کنیم چون ما چندین بار درخواست کردیم و ادمین هم جواب دادن دیگه.. 🙂
Admin: (مرداد 13م, 1393)
نه، کار به این سادگی ها نیست. چیزایی که من میدونم رو شما نمیدونی.
—————–
بابا ادمین
بابا همه چی بدون
بابا استاد
ما خاک پاتیم سالار
هی بی سواتی مارو تو سرمون نکوب بابا ما زمین خوردتیم 😉
دوستان من همینجا ورود نیروی نفوذی دیگری رو با تابلوی خیلی تابلو اعلام میکنم..بابا مهسا اینا دیگه اسباب بازی نیستا! بیا ببین چه کار میکنن.. 😀
آرامش 😀
ادمین کلا چشم دیدن منو نداره حالا بیاد مدیرمم بکنه؟ 😀
من خودم تو لیست سیاهشم از اونا که از ده تا کامنتم یکیشو تایید میکنه 😀
سهیل ببین آرامشم منو تأیید کرد بیا منو مدیر کن خیرشو ببینی 😀
الان ندارم ولی وضعم خوب شد از خجالتت در میام 😀
آفرین پسر خوب ایشالله شب عروسیت جبران می کنم 😀
ندا 😀
اینا که دست منه تابلو نیست عزیزم، هندوانه است از نوع جنوبیش… شیرین رسیده میخوای به توام بدم یا همین ادمین بخوره کافیه؟ 😀
بابا بعد 3 ماه اومدیم تابلو ندید دستمون همه میدونن من تنها کسی بودم که غزال افتخار داد گرزشو بده دستم هنوزم عکسشو دارم 😀
آن کبوتر که لب بام شما پر زد و رفت
دل من بود که آمد به شما سر زد و رفت
*********************************
بي تو، مهتابشبي، باز از آن كوچه گذشتم،
همه تن چشم شدم، خيره به دنبال تو گشتم،
شوق ديدار تو لبريز شد از جام وجودم،
شدم آن عاشق ديوانه كه بودم.
در نهانخانة جانم، گل ياد تو، درخشيد
باغ صد خاطره خنديد،
عطر صد خاطره پيچيد:
يادم آم كه شبي باهم از آن كوچه گذشتيم
پر گشوديم و در آن خلوت دلخواسته گشتيم
ساعتي بر لب آن جوي نشستيم.
تو، همه راز جهان ريخته در چشم سياهت.
من همه، محو تماشاي نگاهت.
آسمان صاف و شب آرام
بخت خندان و زمان رام
خوشة ماه فروريخته در آب
شاخهها دست برآورده به مهتاب
شب و صحرا و گل و سنگ
همه دل داده به آواز شباهنگ
يادم آيد، تو به من گفتي:
– ” از اين عشق حذر كن!
لحظهاي چند بر اين آب نظر كن،
آب، آيينة عشق گذران است،
تو كه امروز نگاهت به نگاهي نگران است،
باش فردا، كه دلت با دگران است!
تا فراموش كني، چندي از اين شهر سفر كن!
با تو گفتم:” حذر از عشق!؟ – ندانم
سفر از پيش تو؟ هرگز نتوانم،
نتوانم!
روز اول، كه دل من به تمناي تو پر زد،
چون كبوتر، لب بام تو نشستم
تو به من سنگ زدي، من نه رميدم، نه گسستم …“
باز گفتم كه : ” تو صيادي و من آهوي دشتم
تا به دام تو درافتم همه جا گشتم و گشتم
حذر از عشق ندانم، نتوانم! “
اشكي از شاخه فرو ريخت
مرغ شب، نالة تلخي زد و بگريخت …
اشك در چشم تو لرزيد،
ماه بر عشق تو خنديد!
يادم آيد كه : دگر از تو جوابي نشنيدم
پاي در دامن اندوه كشيدم.
نگسستم، نرميدم.
رفت در ظلمت غم، آن شب و شبهاي دگر هم،
نه گرفتي دگر از عاشق آزرده خبر هم،
نه كني ديگر از آن كوچه گذر هم …
بي تو، اما، به چه حالي من از آن كوچه گذشتم
********و اما پاسخ همامیرافشار به این شعر********
بی تو طوفان زده دشت جنونم
صید افتاده بخونم
تو چسان می گذری غافل از اندوه درونم ؟
بی من از کوچه گذر کردی و رفتی
بی من از شهر سفر کردی و رفتی
قطره ای اشک درخشید به چشمان سیاهم،
تا خم کوچه بدنبال تو لغزید نگاهم،
تو ندیدی!
نگهت هیچ نیفتاد براهی که گذشتی .
چون در خانه ببستم ،
دگر از پای نشستم ،
گوئیا زلزله آمد ،
گوئیا خانه فرو ریخت سر من
بی تو من در همه شهر غریبم
بی تو کس نشنود از این دل بشکسته صدائی
برنخیزد دگر از مرغک پر بسته نوائی
تو همه بود و نبودی ، تو همه شعر و سرودی
چه گریزی ز بر من ؟
که ز کویت نگریزم
گر بمیرم ز غم دل ،
به تو هرگز نستیزم
من و یک لحظه جدائی ؟
نتوانم ، نتوانم
بی تو من زنده نمانم …..
این شعر رو خییییییلی دوست دارم، خیلی قشنگه، ممنون 🙂
شعر فریدون مشیری رو میگم (بی تو مهتاب شبی…)
در راه رسیدن به تو گیرم که بمیرم*
اصلا به تو افتاد مسیرم که بمیرم*
یا چشم بپوش از من و از خویش برانم*
یا تنگ در آغوش بگیرم که بمیرم*
خاموش مکن آتش افروخته ام را*
بگذار بمیرم که بمیرم که بمیرم*
____
امشب قرصهایم آلزایمر گرفته اند ، یادشان رفته که خواب آورند نه یادآور
____
چرا دیوونگی نسبت به حساب نمیاد؟
مثلا بگن تو چه نسبتی باهاش داری؟منم بگم دیوونشم…
____
گناه شکستن روزه های امسال هم
پای تو…این رمضان
هر روز “غم تو را” خوردم
____
جزئیات چشمهایت
کلیات زندگی من است . . . !
سفر به خیر
_((به کجا چنین شتابان؟))
گون از نسیم پرسید
_((دل من گرفته ز این جا،
هوس سفر نداری
زغبار این بیابان؟))
_((همه آرزویم،اما
چه کنم که بسته پایم…))
_((به کجا چنین شتابان؟))
_((به هر آن کجا که باشد،به جز این سرا،سرایم))
_((سفرت به خیر اما تو و دوستی،خدا را
چو از این کویروحشت به سلامتی گذشتی،
به شکوفه ها،به باران،
برسان سلام ما را)).
دکتر محمد رضا شفیعی کدکنی
حتما بخونید، خیلی قشنگه♥
شبی از پشت یک تنهایی نمناک و بارانی
تو را با لهجه ی گلهای نیلوفر صدا کردم
تمام شب برای باطراوت ماندن باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم
پس از یک جستجوی نقره ای در کوچه های آبی احساس
تو را از بین گلهایی که در تنهائیم روییدند با حسرت جدا کردم
و تو در پاسخ آبی ترین موج تمنای دلم گفتی:
“دلم حیران و سر گردان چشمانیست رویایی
و من تنها برای دیدن زیبایی آن چشمها تو را در دشتی از تنهایی و حسرت رها کردم”
این بود آخرین حرفت و رفتی…!
و من بعد از عبور تلخ و غمگینت
چشمهایم را به روی اشکی از جنس غروب ساکت و نارنجی خورشید وا کردم
نمیدانم چرا رفتی…؟
نمیدانم چرا…؟
شاید خطا کردم و تو بی آنکه فکر غربت چشمان من باشی
نمیدانم کجا… تا کی… برای چه…؟
ولی رفتی و بعد از رفتنت باران چه معصومانه میبارید
و بعد از رفتنت یک قلب رویایی ترک برداشت
و بعد از رفتنت رسم نوازش در غمی خاکستری گم شد
و گنجشکی که هرروز از کنار پنجره بامهربانی دانه برمیداشت
تمام بالهایش غرق در اندوه غربت شد
و بعد از رفتنت آسمان چشمهایم خیس باران بود
و بعد از رفتنت انگار کسی حس کرد
من بی تو تمام هستی ام از دست خواهد رفت
کسی حس کرد من بی تو هزاران بار در لحظه خواهم مرد
و بعد از رفتنت دریاچه بغضی کرد
کسی فهمید تو نام مرا از یاد خواهی برد
و من با آنکه میدانم تو هرگز نام مرا با عبور خود نخواهی برد
هنوز آشفته ی چشمان زیبای تو ام، برگرد…
برگرد و ببین که سرنوشت انتظار من چه خواهد شد
و بعد از این همه طوفان و وهم و پرسش و تردید
کسی از پشت قاب پنجره آرام و زیبا گفت:
“تو هم در پاسخ این بی وفایی ها بگو که در راه عشق و انتخاب آن خطا کردم”
و من در حالتی مابین اشک و حسرت و تردید
کنار انتظاری که بدون پاسخ و سرد است
در امواج پاییزی ترین ویرانی یک دل
میان غصه ای از جنس بغض کوچک یک ابر
نمیدانم چرا…!
شاید به رسم و عادت پروانگی مان،
باز برای شادی و خوشبختی باغ قشنگ آرزوهایت دعا کردم…
(ببخشی خیییییییییلی طولانی شد)
خیلی زیبا بود
دقایقی تو زندگی هست که دلت برای کسی اونقدر تنگ میشه که میخوای اونو از تو رویات بیرون بکشی و تو دنیای واقعی بغلش کنی.. 🙂
****
یه وقتایی آدم از روی دوست داشتن از یکی فاصله میگیره و یه وقتایی از ترس وابستگی…
فراموش کردنت کار سختی نیست
کافیست دراز بکشم ،چشم هایم را ببندم و برای همیشه بمیرم…. 🙁
دختر ۵ سالهای از برادرش پرسید :معنی عشق چیست ؟؟
برادرش جواب داد :
عشق یعنی تو هر روز شكلات من را ، از كوله پشتی مدرسهام بر
میداری ،
و من هر روز بازهم شكلاتم را همانجا میگذارم…
.
سلامتی همه داداشای گل از جمله داداش عزیز خودم که امروز تولدشه، قربونش برم که الانم یادش نیست! ❀♥❀
*************************
فقط یک لحظه چشمانت را ببند و تصور کن مادری…
حال تصور کن کودکت را جلوی چشمانت تیر باران کردند…
نه… باز هم نمیتوانی درک کنی مادران فلسطینی چه میکشند…
سلامتی همه ی مادرای گل❀
***************************
زن ایرانی که باشی میفهمی که زن با تمام زیبایی اش آرایشش فقط برای مرد خودش هست نه ولگرد های خیابان…فرقی ندارد قرن یک باشد یا 21
سلامتی همه زن های “ایرانی”
*****************************
یک جمله زیبا از طرف خدا :
قبل از خواب دیگران را ببخشید و من قبل از اینکه بیدار شوید ، شما را بخشیده ام
***********************
کودکی هفت ساله مادرش را به بیمارستان برد. دکتر گفت:مادرت میمیرد؛ بچه گفت: کی؟ دکترگفت: پاییز، بچه گفت: پاییز کی هست؟ دکترگفت: وقتی که برگها میریزند، بچه اومد خونه و نخ و سوزن برداشت و رفت تا تمام برگهای شهر را به درختان بدوزد…
آااااه خدا 🙁
***************************
کــــاااااااااااااااااااش میـــشد
بعـــــضی روزهــا رو
دوباره تجربه کـــرد …
******************************
“دختران حسنه اند و پسران نعمت, حسنه پاداش دارد و نعمت مورد بازخواست قرار می گیرد”
این سخن زیبا را پیامبر(ص) به کسانی که دختر دار می شدند می فرمودند
***********************
به سلامتی پدری که “نمی توانم” را در چشمانش زیاد دیدیم،
ولی از زبانش هرگز نشنیدیم…♥
*****************************
شخصی گفت: الله اکبر
و باز گفت: لا اله الا الله محمد رسول الله
و باز گفت: سبحان الله و بحمده سبحان الله العظیم
و بعد گفت: لا إِلهَ إِلاَّ أَنْتَ سُبْحانَکَ إِنِّي کُنْتُ مِنَ الظَّالِمينَ.
شخص 70 هزار نیکی را بدست آورد
.
.
.
و این شخص خود شما هستید. مبارکت باشد
***************************************
هميشه در سختيها به خودم ميگفتم: “اين نيز بگذرد…”
هنوز هم ميگويم.اما حال ميدانم آنچه ميگذرد “عمر” من است نه سختيها…!
*************************
به شدت نیاز دارم یکی پایین زندگیم بنویسه
.
.
.
.
.
چند سال بعد…!
********************
حشمت فردوس یه حرف قشنگی زده:
پیش خدا هم که هستی وقتی مادرت زنگ میزنه جوابشو بده چون مادره، خدا هم ناراحت نمیشه.
*********************************
خدایـــــــــــــا …! اگه یه روز فراموش کردم خدای ِ بزرگـــــــــــــی دارم … تو فرامـــــــــــــوش نکن که بنده کوچیکـــــــــــــی داری … با نوازشی و یا شاید تلنگری آرام وجودت را ، همراهیت را ، مهربانی و بزرگی ات را برایم یاداوری کن…..
الی جون آخریش از همه قشنگ تر بود.
خدایا هیچ وقت تنهایم نگذار…
وقتی یک مکعب مغناطیسی را در بین انبوهی از براده های
آهن قرار دهید تصویر زیر ایجاد خواهد شد !
http://media3.afsaran.ir/siECOjoZ_480.jpg
سبحان الله…!
عکس رو دیدم
شبیه به تواف کعبه است
حالا یه چیز جالب بهت بگم.
دست راستتو بگیر روبروی آینه و با دقت نگاه کن.
حتما این تصویر رو می بینی.
http://upload7.ir/imgs/2014-08/65931553165936284774.jpg
مادرها شبیه نخ تسبیح میمانند ،
به نسبت دانه ها کمتر خودنمایی میکنند
اما اگر نباشند هیچ دانه ای کنار دیگری نمیماند !
خدایا نخ هیچ تسبیحی پاره نشود …
************************************
هــر قلـبی “دردی” دارد …
فقــط نحوه ی ابراز آن متــفاوت است!
برخــی آن را در چشــمانــشان پنــ ـهــان می كنند و
برخــی در لبــخنـدشان…
*************************
چه حرفها که درونم نگفته میماند
خوش به حال شماها که شاعری بلدید!
*********************************
سعدی به روزگاران مهری نشسته بر دل
بیرون نمی توان کرد إلّا به روزگاران
“سعدی”
گفتی: «به روزگاران مهری نشسته…» گفتم:
بیرون نمی توان کرد «حتّی» به روزگاران
“محمدرضا شفیعی کدکنی”
****************************************
انگشتانم که لای ورق های دیوان حافظ می رود …
دست دلم میلرزد
اما به خواجه میسپارم تا امید را از دلم نگیرد
دلم میخواهد همیشه بگوید :
یوسف گمگشته باز آید به کنعان
غم مخور …!
حافظ قشنگ دروغ میگه 🙂
مرسی الی جان خیلی قشنگ نوشتی
ﻋﺸق واقعی!!
ﺯﻥ ﻭﺷﻮﻫﺮﯼ ﺑﻪ ﺑﺎﻍ ﻭﺣﺶ ﺭﻓﺘﻨﺪ، ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻧﺮﯼﺭﺍﻣﺸﺎﻫﺪﻩﮐﺮﺩﻧﺪﮐﻪﺑﺎ ﺟﻔﺘﺶ ﻋﺸﻘﺒﺎﺯﯼ ﻣﯽ ﮐﺮﺩ.
ﺯﻥ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﭼﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪﻭﻋﺎﺷﻘﺎﻧﻪ ﺍﻱ!
ﺳﭙﺲ ﺑﻪ ﻗﻔﺲ ﺷﯿﺮﻫﺎ ﺭﻓﺘﻨﺪ ﺷﯿﺮ ﻧﺮ ﺭﺍ ﺩﯾﺪﻧﺪﮐﻪ ﺁﺭﺍﻡ ﻭﺑﺎﻓﺎﺻﻠﻪ ﺍﻧﺪﮎ ﺍﺯ ﺟﻔﺘﺶ ﻧﺸﺴﺘﻪ ﺑﻮﺩ.
ﺯﻥ ﺑﻪ ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﭼﻪ ﺭﺍﺑﻄﻪ ﺩﻭﺳﺘﺎﻧﻪ ﯼﺍﻧﺪﻭﻫﺒﺎﺭﯼﺍﺳﺖ!
ﺷﻮﻫﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﺍﯾﻦ ﺑﻄﺮﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﺟﻔﺖ ﺷﯿﺮ ﻧﺮ ﺑﯿﻨﺪﺍﺯ ﻭ ﺑﺒﯿﻦ ﺷﯿﺮ ﻧﺮ ﭼﻪ ﻋﮑﺲ ﺍﻟﻌﻤﻠﯽ ﻧﺸﺎﻥ ﻣﯽ
ﺩﻫﺪ.
ﻭﻗﺘﯽﮐﻪﺯﻥ ﺷﯿﺸﻪ ﺭﺍ ﺑﻪ ﻃﺮﻑ ﺷﯿﺮ ﻣﺎﺩﻩ ﺍﻧﺪﺍﺧﺖ، ﺷﯿﺮﻧﺮ ﻓﻮﺭﯼﺑﻠﻨﺪ ﺷﺪ ﻭ ﺑﺨﺎﻃﺮ ﺩﻓﺎﻉ ﺍﺯ ﺟﻔﺘﺶ ﺑﺎ ﺳﺮ ﻭ ﺻﺪﺍﯼ
ﺯﯾﺎﺩ ﺧﻮﺩ ﺭﺍﺳﭙﺮ ﺍﻭ ﮐﺮﺩ ﺍﻣﺎ ﻫﻨﮕﺎﻣﯽ ﮐﻪ ﺷﯿﺸﻪ ﺍﯼ ﺭﺍ ﺑﻪ ﺳﻤﺖ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻣﺎﺩﻩﺍﻧﺪﺍﺧﺖ،ﻣﯿﻤﻮﻥ ﻧﺮ ﺍﺯ ﺟﻔﺘﺶ ﻓﺎﺻﻠﻪ ﮔﺮﻓﺖ ﻭ ﺑﻪ ﮐﻨﺎﺭﯼﺩﻭﯾﺪ ﺗﺎ
ﺷﯿﺸﻪ ﺑﻪ ﺍﻭ ﻧﺨﻮﺭﺩ!!
ﺷﻮﻫﺮ ﺑﻪ ﻫﻤﺴﺮﺵ ﮔﻔﺖ : ﻋﺰﯾﺰﻡ ﻧﺒﺎﯾﺪ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ ﻭ ﻇﺎﻫﺮﯼ ﻣﺮﺩﻡ ﺗﻮ ﺭﺍ ﺑﻔﺮﯾﺒﺪ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻫﺴﺘﻨﺪ ﮐﻪ ﺑﺎ ﺍﺣﺴﺎﺳﺎﺕ ﺩﺭﻭﻏﯿﻦ
ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎﺭﺍﻣﯽ ﻓﺮﯾﺒﻨﺪ.
ﻧﺒﺎﯾﺪ ﻓﺮﯾﺐ ﻇﺎﻫﺮﻧﻤﺎﯾﯽ ﺁﻧﺎﻥ ﺭﺍ ﺧﻮﺭﺩ ﺑﺮﺧﯽ ﺍﻧﺴﺎﻧﻬﺎ ﻫﻢ ﺍﺯ ﺑﺎﻃﻦ ﻭ ﻋﻤﻖ ﻭﺟﻮﺩﺷﺎﻥ ﺍﻓﺮﺍﺩ ﺭﺍ ﺩﻭﺳﺖ ﺩﺍﺭﻧﺪ .
ﭼﻪ ﺑﺴﺎ ﻫﻨﺮﻇﺎﻫﺮ ﺳﺎﺯﯼ ﺭﺍ ﻧﺪﺍﺭﻧﺪ.
ﺍﻣﺎ ﻣﯿﻤﻮﻥ ﺻﻔﺘﺎﻥ ﺩﺭ ﺍﯾﻦ ﺩﻭﺭ ﻭ ﺯﻣﺎﻧﻪ ﭼﻪ ﺯﯾﺎﺩﻧﺪ ﻭﺷﯿﺮﺻﻔﺘﺎﻥ ﭼﻪ ﺍﻧﺪﮎ….
فاطمه یاس
زیبا بود ..و براستی شیر صفتان چه اندک هستن ….
چقد خوبه که آدمارو از رو ظاهرشون قضاوت نکنیم… و یاد بگیریم باطنی هم وجود داره.
ممنون فاطمه یاس
بسیار زیبا و قابل تأمل مثل همیشه
و البته تاسف بار
متاسفانه توی جامعه ی امروز ما خیلی زیاد شده
هر کسی سعی می کنه چیزی رو نشون بده که مورد پسند طرف مقابله نه خود واقعیش رو
متاسفانه تضاد و تظاهر توی جامعه ی ما خیلی زیاد شده و ما هنوز یاد نگرفتیم که ظاهر قضیه با باتنش 360 درجه فرق داره.
بعضیا هم هستن..
سیگار میکشن بوی شیر دهنشونو از بین ببرند!
بعضیا هم انواع و اقسام برگهای درختان رو توی مسیر خونه میخورن تا بوی سیگار رو ببرن
سلامتی خودم ..
که همه رو خندوندم ..واسه همه سنگ صبور بودم..
نگران همه شدم..به همه اهمیت دادم…
ولی هیچ کس نفهمید تو دلم چی میگذره.. 🙁
خیلی ممنون جناب ادمین خیلی خیلی خیلی … قشنگ بودن…
بفهم لعنتی
یکبار هم بفهم!……این اسمش قلب است
همان که در دستت بازیش میدهی
عروسکت رامیگویم
اسمش قلب است…میتپيدقبل ازتو!!
رنگ داشت،امید داشت.
توسردش کردی….سنگش کردی….تنگش کردی
دیگر نفس ندارم..!پس بده…من قلبم رامیخواهم
**************************************
خدایا!من به هرتحقیری که شدم باصدای بلند خندیدم.
نامم راگذاشتندباجنبه!!
بی آنکه بدانند،خندیدم تا صدای شکستن قلبم رانشنوند…!
ادمین این پیج خیلی دیگه طولانی شد
یه پیج دیگه باز کن
ترجیحا جک باشه 😀
ممنون :p
یکمی طولانیه ولی ارزش خوندنو داره. تازه رسیده دستم گفتم واسه شما هم بنویسمش امیدوارم خوشتون بیاد 🙂
————————————————————————–
چه خوب که زمین گرد است
می روی
آنقدر می روی که باز
آن سوی زمین
می رسی به من
«عباس معروفی»
.
زمین گرد است
تا رفتن از پیش تو
آمدن به سمت تو باشد
«علیرضا روشن»
.
اگر زمین گرد نبود
به رفتن
ادامه می دادم
«محمود درویش»
.
زمین نباید گرد باشد
وگرنه
تو از راهی که رفته ای
باید به من می رسیدی
«آنژیلا عطایی پیرکوه»
.
زمین
آنقدرها هم که فکر می کردم
گرد نبود
از روزی که رفته ای تا الان
باید حداقل دو بار از اینجا رد شده باشی
«میلاد تهرانی»
.
تو نیامدی
پس زمین گرد نیست
گالیله
دروغ می گفت
«سهیل ملکی»
.
سعی کن با همه چیز کنار بیایی
فرار نکن
زمین به شکل احمقانه ای گرد است
«رسول یونان»
.
چه فرقی می کند زمین
گرد باشد یا مسطح
وقتی
تو هیچ کجای آن نیستی
«رضا کاظمی»
قشنگ بودن بیتا خانوم مخصوصا اولیش .ممنون
لبخند زدی بهار با آن آمد
یک باغ پر از نرگس و ریحان آمد
ای دست بلند آسمان در دستت
من نام تو را خواندم و باران آمد