- Admin
- ۲۳ اردیبهشت ۱۳۹۴
- تسلیت
- 31136 بازدید
- ۸ نظر
اس ام اس و پیامک های شهادت امام موسی کاظم (ع) 24 اردیبهشت 1394
فرا رسیدن سالروز شهادت امام هفتم شیعیان موسی بن جعفر (ع) تسلیت باد
کن روان اشک غم ای شیعه به دامان امروز
تسلیت ده به شهنشاه خراسان امروز
کشته شد موسی بن جعفر ز جفای هارون
زیر زنجیر بلا، گوشه ی زندان امروز
![]()
ای بنای حرم عدل و امان را بانی
وی ز رخسار تو آفاقْ همه نورانی
که گمان داشت که با آن همه تشریف و جلال
یوسف فاطمه یک عمر شود زندانی؟
شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت باد
![]()
امام کاظم (ع):
هر که خشم خود را از مردم باز دارد،
خداوند عذاب روز قیامت را از او باز می دارد.
![]()
سخنی گهربار از هفتمین امام همام و نهمین معصوم مظلوم:
کم گویى، حکمت بزرگى است، بر شما باد به خموشى
که شیوه اى نیکو و سبک بار و سبب تخفیف گناه است.
شهادتش تسلیت و تعزیت
![]()
امشب شب عزای امام عالمین است
دل را هوای قبر غریب کاظمین است
باب الحوائج امشب حاجت روا گردیده
مهدی به یاد جدش، صاحب عزا گردیده
آجرک الله یا بقیه الله
![]()
از جهان رفته با قلب خسته / نزد زهرای پهلو شکسته
راحت از جور و زنجیر کین شد / خاک غم بر سر مسلمین شد
چهار چوب نگاهت به چهار دیواری / اگر چه روز نداری، همیشه بیداری
مکیده است توان تو را لب زنجیر / برای دادن جان، جان من توان داری؟
شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت باد
![]()
امام کاظم (ع):
بدانید که بهاى تن شما مردم، جز بهشت نیست، آن را جز بدان مفروشید.
شهادت مظلومانه ی هفتمین مولای غریب شیعیان تسلیت باد.
![]()
اس ام اس شهادت امام موسی کاظم (ع)
کی میام به کاظمین / تا کنم شیون و شین
بعد از اون یه سر برم / سر تربت حسین
![]()
آن زمانی که دل مهیا شد
دفتر غم مقابلم وا شد
تا کِه آنرا ورق زدم دیـدم
نهمین صفحه نام موسی شد…
حضرت کاظِم “از عنایت خویش”
نظری کرد و سیـنه غوغا شد
ترسی از فقر ندارند گدایان کریم
دست خالی نروند از در احسان کریم
حاجت خواسته را چنـد برابر داده است،
طیب الله بِه این لطف دو چندان کریم
کاظِمینی” نشدیم و دلمان هم پر بود”
بار بستیم به سوی شاه خراسان کریم
![]()
موسی شدی کِه معجزه ای دست وپا کنی
راهی برای رد شدن قوم، وا کنی
زنجیر های زیر گلویـت مزاحم اند
فرصت نمی دهند خودت را دعا کنی …
![]()
آه هر چند غل جامعه بر پیکر داشت
بَر تنش باغ گل لاله و نیلوفر داشت
مثل گودال دچار کمی جا شده بود
فرقش این بود فقط سایه ی بالا سر داشت
![]()
دستی رسید بال و پرم را کشید و رفت
از بالِ من شکسته ترین آفرید و رفت
خون گلوی زیر فشارم که تازه بود
با یک اشاره روی لباسم چکـید و رفت
![]()
ای شام تیره با مه انور چه می کنی؟
با اختران منظره گستر چه می کنی؟
گستَرده ای تو پرده ای از ابر بر زمین
با آفتاب صبح منور، چه مـی کنی؟…
شهادت امام موسی کاظم (ع) را به شما تسلیت عرض میکنیم
![]()
مثل یک تکه عبا روی زمین است تنش
آن قدر حال ندارد که نیفتد بدنش
جا به جا گَر نشود سلسه بد می چسبد
آن چنانی که مـحال است دگر وا شدنش
شهادت جانسوز امام موسی کاظم (ع) تسلیت
![]()
این مرد الهی مگر اولاد ندارد
بردند چرا مثل غریبان بدنش را
این مرد نگهبانِ که حیا هیچ ندارد،
بد نیست بگـیرد جلوی آن دهنش را
شهادت غریبانه “امام موسی کاظم (ع)” تسلیت باد
![]()
فرمانروای عالمین موسی بن جعفر
خورشید شهر کاظین موسی بن جعفر
به درد غـریبی تو هستی معالج
نوای دل من یا باب الحوائج
یا باب الحَوائج یا موسی بن جعفر
![]()
تقاص بگیر اَز دشمن ظالم تقاصم
خدا از دست هارون کن خلاصم
آزار مرغِ قفسـی راحتیاش بیشتر از من
چون کس دگر آزار نمیداد تنش را،
شهادت امام موسی کاظم (ع)
![]()
ای حجت داور موسی بن جعفر آه موسی بن جعفر
گل یاس پرپر موسی بن جعفر آه موسی بن جعفر
اَشکـم گره خورد با سوز و آهت،
زندان بغداد شد قتلگاهت
باب الحوائج “موسی بن جعفر”
![]()
آهستهِ گـذارید روی تخته تنش را
تا میخ اذّیّت نکند پیرهنش را
اصلاً بگذارید رویِ خاک بماند
زشت است بیارند غلامان بدنش را
![]()
می خواستند داغ تو را شعله ور کنند
وقتی که سوختی همه را با خبر کنند
می خواستند دفـن شوی زیر خاکها
تا زنده زنده اَز سر خاکت گذر کنند
می خواستند شام غریبان بپا کنند
![]()
با دیده گریان و با قلب مضطر / ناله دارم در غـم موسی بن جعفر،
با غل و زنجیر از زندان بَغداد / “یوسف فاطمه (س)” گردیده آزاد…
اشعار و متون تسلیت 25 رجب شهادت موسی بن جعفر تسلیت باد

امام کاظم (ع)
بهترین عبادت بعد از شناخت خداوند، انتظار فرج است
برای تعجیل در فرجش و عمل به این حدیث نورانی دعای فرج را فراموش نکنیم
یا حضرت معصومه، ای یادگار زهرا
بزم عزا به پا کن امشب برای بابا
ای شیعیان بیارید عطر و گلاب و قرآن
موسی بن جعفر آزاد، گردد ز کنج زندان
شهادت غریبانه ی امام کاظم-ع تسلیت باد
******
در دل تاریک زندان زیر ضرب تازیانه
بود خالی جای فرزندت رضا موسی ابن جعفر
کس نبود از دختران تو به بالای سر تو
تا بگرید بر تو و گیرد عزا موسی ابن جعفر
شهادت مظلومانه ی هفتمین مولای غریب شیعیان تسلیت باد.
*****
امام موسی کاظم فرمودند:
سه چیز تباهى مىآورد: پیمان شکنى، رها کردن سنّت و جدا شدن از جماعت.
آقا بیا که روضه ی موسی بن جعفر است
چشمانمان ز داغ مصیباتشان تر است
جامه سیاه بر تن و بر جان شرار آه
دلها به یاد غصه او پر ز آذر است
افتاده است بی کس و تنها ، غریب وار
مردی که با تمامی خلقت برابر است
مرثیه خوان حضرت کاظم ، خود خداست
بانی روضه ،حضرت زهرای اطهر است
زندان نگو ، که گرم مناجات با خداست
غار حرای حضرت موسی بن جعفر است
مرغی که در قفس ، نفسش تنگ آمده
از وی به جای مانده فقط یک بغل پر است
از تازیانه خوردن حضرت نگو دگر
ارثیه ای رسیده به ایشان ز مادر است
باشد همیشه ورد زبانم به هر نفس
لعنت به آن یهودی بی دین که کافر است
ای من فدای شال عزای شما شوم
آقا بیا که روضه موسی بن جعفر است
« شهادت امام موسی کاظم (ع) تسلیت باد»
وَاللّهِ ما اُعطِىَ مُومِنُ قَطَّ خَیرَ الدُّنیا وَالآخِرَهِ، اِلاّ بِحُسنِ ظَنِّهِ بِاللّهِ عَزَّوَجَلَّ وَ رَجائِهِ لَهُ وَ حُسنِ خُلقِهِ وَالکفِّ عَنِ اغتیاب المُؤمِنینَ
به خدا قسم خیر دنیا و آخرت را به مؤمنى ندهند مگر به سبب حسن ظن و امیدوارى او به خدا و خوش اخلاقى اش و خوددارى از غیبت مؤمنان.
امام موسی کاظم (ع)
بحارالأنوار، ج 6، ص 28، ح29
امروز تقویمها در سکوت خود فقدان تو را به سوگ نشستهاند.
معصومه علیهاالسلام در پایان انتظار خود، اشک بر گونهها دوانیده است.
کبوتران حرم دخترت، شور و شوق پرواز را از دست دادهاند و ماتم آن گنبد طلایی، آسمان را سیاه میکند.
معصومه جان! تسلیت!
امام کاظم (ع):
هر که خشم خود را از مردم باز دارد،
خداوند عذاب روز قیامت را از او باز می دارد.
مردی که نام دیگر او «آفتاب» است
بین غل و زنجیر هم عالی جناب است
حبل المتین ماست یک تار عبایش
این مرد از نسل شریف بوتراب است
هنگام طی الارض و معراجش یقیناً …
… روح الامین در محضرش پا در رکاب است
پیداست از باب الحوائج بودن او
هر کس از او چیزی بخواهد مستجاب است
با یک سؤالش بشر حافی زیر و رو شد
هر کس به پای او بیفتد کامیاب است
بدکاره ای را زود سجّاده نشین کرد
اعجاز او بالاتر از حدّ نصاب است
چیز کمی که نیست … آقا چارده سال
زیر شکنجه ، کنج زندان در عذاب است
نامرد ، زندان بان ، یهودی زاده ی شوم
دست و سر و پاهای آقا را چرا بست ؟!
با ناسزا باب زدن را باز کرده
این بد دهان بی حیا ذاتش خراب است
از حیدر و زهرای اطهر کینه دارد
هر صبح و شب دنبال تسویه حساب است
از بس که گلبرگ تن آقا خمیده
زندان تاریکش پر از عطر گلاب است
زخمی که در زیر گلوی او شکفته
یادآور زخم و غم طفل رباب است
با این غل و زنجیر و لب های ترک دار
تنها به یاد زینب و بزم شراب است
چوب یزید و گریه ی اطفال ای وای
حرف کنیزی و زبانم لال ای وای
من هم خدمت مدیر محترم سایت و کاربران محترم عرض تسلیت دارم