- Admin
- ۰۹ دی ۱۳۹۳
- تسلیت
- 29091 بازدید
- ۲۳ نظر
اس ام اس و پیامک تسلیت به مناسبت شهادت امام حسن عسکری (ع)
از زهر کینه کشتند امام عسکری را، از نو خزان نمودند، گلزار حیدری را
فرا رسیدن شب شهادت امام حسن عسکری (ع) تسلیت باد
السلام علیک یا ابا الامام المنتظر
هشتم ربیع الاول، شهادت خورشید در بند
امام حسن عسکری (ع) تسلیت باد
![]()
هر کس که رفت دیدن صحن و سرای تو
آتش گرفت سوخت وجودش برای تو
گنبد شکسته بود و ضریحی نمانده بود
افتاده بود پرچم و گلدسته های تو
![]()
شد عزای باب مظلومت بیا یابن الحسن
جان به قربان تو ای صاحب عزا یابن الحسن
عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم
کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن
شهادت امام حسن عسگری (ع) تسلیت
![]()
هشدار که ماتم عظیم است امروز
دلها همه با غصه ندیم است امروز
بر صاحب عصر تسلیت باید داد
کان درّ گرانمایه یتیم است امروز
شهادت امام حسن عسکری(ع) تسلیت باد
![]()
امشب که زمین و آسمان می گرید
از ماتم عسکری جهان می گرید
جا دارد اگر شیعه خون گریه کند
چون مهدی صاحب الزمان می گرید
سالروز پرپر شدن یازدهمین گل بوستان امامت و ولایت، تسلیت باد. . .
![]()
پدری در دم مرگ است و به بالین پسرش
پسری اشک فشان است به حال پدرش
پدری جام شهادت به لبش بوسه زده
پسری سوخته از داغ مصیبت جگرش
السلام علیک یا حسن بن علی ایها العسکری (ع)
![]()
عسکری از دار فانی دیده بسته
گرد ماتم بر رخ مهدی نشسته
گشته سامرا دوباره وادی غم
بر پدر، صاحب زمان بگرفته ماتم
![]()
زهرا زند به سینه، دنبال آن جنازه
بعد از مه صفر شد، داغش دوباره تازه
هشتم ربیع الاول سالروز شهادت پدر امام زمان عجل الله فرجه را
خدمت فرزند غایب از نظرشان تسلیت عرض می نماییم
![]()
داغ امام عسکری دلها شکسته
درماتم بابای خود مهدی نشسته
گرد مصیبت چهره ی عالم گرفته
زهرا ز داغ لاله اش ماتم گرفته
شهادت امام حسن عسگری (ع) تسلیت
![]()
عسگری مسموم شد از زهر بیداد و ستم
کز غمش سوزد دل اهل ولا یا بن الحسن
در عزای عسگری آید زنای اهل دل
صد فغان همراه با شور ونوا یابن الحسن
![]()
مى زند آتش به قلبم سوز داغ عسکرى
گیرد امشب اشک من هر دم سراغ عسکرى
شد به سن کودکى فرزند دلبندش یتیم
گشت دُرّ اشک مهدى چلچراغ عسکرى
![]()
اى آفتاب مهر تو روشنگر وجود
در پیشگاه حکم تو ذرات در سجود
اى میر عسکرى لقب اى فاطمى نسب
آن را که نیست مهر تو از زندگى چه سود
شهادت امام حسن عسگری (ع) تسلیت
![]()
امروز عسکری به جهان دیده بسته است
قلب جهان و قطب زمان دلشکسته است
آن حجت خدای، ز بیداد معتمد
پیوند زندگانی اش از هم گسسته است
شهادت امام حسن عسکری(ع) تسلیت باد
![]()
مهدی ای روشنی دیده کجایی پسرم
ای به دریای الهی تو یگانه گوهرم
تو بیا در برم این لحظه آخر بنشین
تا که از زهر جفا پاره ببینی جگرم
آتش معتمد آنگونه زده شعله به جان
که ز سوز شرر و سوختنش باخبرم
![]()
شهادت یازدهمین امام شیعیان و نشستن گرد یتیمی
بر چهره ی مولایمان صاحب الزمان (ع) تسلیت باد
![]()
تسلیت گویم من از سوز جگر یابن الحسن
بر تو از داغ جگرسوز پدر یابن الحسن
معتصم دادش چه زهری کز اشعارش این چنین
می زند چون مرغ بسمل بال و پر یابن الحسن
![]()
ای یازدهم امام شیعه
ای مفتخر از تو نامِ شیعه
بر سامره و حریمِ پاکت
بر مهدی تو سلامِ شیعه
شهادت امام حسن عسکری (ع) تسلیت باد
![]()
فاطمه امشب به سامرّا عزا برپا کند
دیده را یاد امام عسکری دریا کند
ای خوش آن چشمی که امشب با امام عصر خود
خون دل جاری به رخ در مرگ آن مولا کند
شهادت امام حسن عسکری(ع) تسلیت باد
![]()
شهادت، عشق است. در شهادت امام حسن عسکری (ع)
فرزند غایبش را سر سلامت بگویید
و باران اشکتان را در بیشکیبی انتظار، بهانه سازید.
![]()
مثل اجدات شدی مسموم از زهر جفا
شد عزادار تو زهرا و علی و مصطفی
شهر سر من را در ماتمت شد کربلا
مهدیت پوشیده بر تن جامه ی نیلوفری
شهادت امام عسکری (ع) تسلیت باد

زندان بان هاى امام عسکرى علیه السلام در جواب صالح بن وصیف : ما نَقولُ فی رَجُلٍ یَصومُ نَهارَهُ و یَقُومُ لَیلَهُ کُلَّهُ ، لا یَتَکلَّمُ و لایَتَشاغَلُ بِغَیرِ العِبادَهِ ؛ حدیث
زندان بان هاى امام عسکرى علیه السلام در جواب صالح بن وصیف :چه بگوییم در باره کسى که روزها را روزه مى گیرد و تمام شب را به عبادت به سر مى آورد و جز به عبادت سخنى نمى گوید و به کارى نمى پردازد .
به امید روزی که راه سامرا هم مثل کربلا باز بشه و این سرزمین مقدس که در اصل اسم آن ( سر من رئا یعنی جایی که هر کس آنجا را میبیند لذت می برد) بوده از شر دشمنان دنی محفوظ باشه.
امام حسن عسگری (ع)
کسى که پارسایى خوى او و بخشندگى طبیعت او
و بردبارى خصلت او باشد دوستانش بسیار شوند
شهادت امام حسن عسکری تسلیت
ی اقبال روی دیدگان ای آرمبخش دیدگان از صبر گداخته شد دل در رهت سوسو شد دل باز آیی همی روزی اگر مر مراد دل را بگشایی اگر…
.
بخشی از زندگانی ان حضرت…
امام حسن عسکری (ع ) در سال 232هجری در مدینه چشم به جهان گشود . مادر والا گهرش سوسن یا سلیل زنی لایق و صاحب فضیلت و در پرورش فرزند نهایت مراقبت راداشت ، تا حجت حق را آن چنان که شایسته است پرورش دهد . این زن پرهیزگار در سفری که امام عسکری (ع ) به سامرا کرد همراه امام بود و در سامرا از دنیا رحلت کرد . کنیه آن حضرت ابامحمد بود .
…………………………………….
شهادت امام حسن عسگری،به ادمین عزیز و تمامی دوستان تسلیت میگم.
اى پاره قلب نبى و زاده زهرا
از آتش زهر ستم و کین جگرت سوخت
از داغ جهان سوزِ تو در دشت محبّت
چون لاله سوزان دل مهدى پسرت سوخت
شهادت امام عسکری(ع) بر همگان تسلیت باد
ﯾﺎ ﺍﻣﺎﻡ ﻋﺴکﺮﯼ(ع)
ﺩﺳﺖ ﻭ ﭘﺎ ﻣﯽ ﺯﺩﯼ ﻭ ﺑﻮﺩ ﮐﻨﺎﺭﺕ ﭘﺴﺮﺕ
ﺩﯾﺪ ﺩﺭ ﻏﺮﺑﺖ ﺳﺎﻣﺮﻩ ﭼﻪ ﺁﻣﺪ ﺑﻪ ﺳﺮﺕ
ﺳﺎﻣﺮﺍ ﺷﺪ ﻗﻔﺲ ﺗﻨﮓ ﺗﻮ ﺍﯼ ﻃﺎﺋﺮ ﻗﺪﺱ
ﻭ ﺷﮑﺴﺖ ﺁﻩ ﺩﺭ ﺁﻥ ﻣﻮﺝ ﺑﻼ ﺑﺎﻝ ﻭ ﭘﺮﺕ
ﻋﻤﺮ ﮐﻮﺗﺎﻩ ﺗﻮ ﺩﺭ ﻏﺮﺑﺖ ﻭ ﺗﺒﻌﯿﺪ ﮔﺬﺷﺖ
ﺳﺨﺖ ﺁﻥ ﮔﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﺷﺪ تیره ﺟﻬﺎﻥ ﺩﺭ ﻧﻈﺮﺕ
ﮐﻌﺒﻪ ﺩﺍﺭﺩ به ﺩﻟﺶ ﺣﺴﺮﺕ ﺩﯾﺪﺍﺭ ﺗﻮ ﺭا
ﮐﻪ ﻫﻤﻪ ﻋﻤﺮ ﻧﯿﻔﺘﺎﺩ ﺑﻪ ﮐﻮﯾﺶ ﮔﺬﺭﺕ
ﺍﺯ ﭘﺴﺮ ﺁﺏ ﻃﻠﺐ ﮐﺮﺩﯼ ﻭ ﻧﻮﺷﯿﺪﯼ ﻭ شد
ﻋﻄﺶ ﮐﺮﺑﺒﻼ ﻗﺎﺏ ﺑﻪ ﭼﺸﻤﺎﻥ ﺗﺮت
ﺩﺭ ﺗﺐ ﺯﻫﺮ ﺩﻝ ﺧﺴﺘﻪ ﻭ ﺑﯽ ﺗﺎﺏ ﺗﻮ ﺳﻮﺧﺖ
ﺷﺶ ﺟﻬﺖ ﺷﻌﻠﻪ ﮐﺸﯿﺪ ﺁﺗﺶ ﻏﻢ از ﺟﮕﺮﺕ
ﺭﻓﺘﯽ ﺍﻣﺎ ﺑﻪ ﺧﺪﺍ ﻣﯽ ﺭﺳﺪ ﺁﻥ ﺭﻭﺯﯼ ﮐﻪ
ﺳﺮ ﺯﻧﺪ ﺍﺯ ﺻﺪﻑ ﻏﯿﺒﺖ ﮐﺒﺮﯼ ﮔﻬﺮﺕ
شهادت امام حسن عسگری ( ع) تسلیت باد
الإمام العسکری علیه السلام :
إنَّ مَعرِفَهَ حُقوقِ الإِخوانِ یُحَبِّبُ إلَى الرَّحمنِ ویُعظِمُ الزُّلفى لَدَى المَلِکِ الدَیَّانِ ، وإنَّ تَرکَ قَضائِها یَمقُتُ إلَى الرَّحمنِ ویُصَغِّرُ الرُّتبَه عِندَ الکَریمِ المَنّانِ.
التفسیر المنسوب إلى الإمام العسکریّ علیه السلام : 321 / 164 ، بحار الأنوار : 74 / 23 / 25 .
امام عسکرى علیه السلام :
شناخت حقوق برادران دینى ، انسان را محبوب خداى رحمان مى کند و او را به آن سلطان قهّار ، نزدیک تر مى سازد؛ و به جا نیاوردن آنها ، انسان را در درگاه الهى منفور مى سازد و منزلت او را نزد خداى بزرگوار بخشنده ، پایین مى آورد .
در ساعات پایانی و غروب هشتم ماه ربیع الاول …
نهم ماه ربیع ,اولین روز امامت حضرت صاحب الزمان (عج الله ) ارواح العالمین فداه را به ادمین گرامى و کاربران عزیز سایت دوستى ها تبریک مى گویم.
* بر چهره ى پر زنور مهدى ( عج الله )صلوات *
* برجان و دل صبور مهدى ( عج الله )صلوات *
* تا امر فرج شود مهیا بفرست *
* بهر فرج و ظهور مهدى ( عج الله )صلوات .
«الهم صل علی محمد وآل محمد و عجل فرجهم »
فوج مَلَک دُور و بَرَش دارد نگارم
یک آسمان زیر پرش دارد نگارم
باید تمام عرشیان چاوش بخوانند
تاج ولایت بر سَرَش دارد نگارم
صبرش علی خویش حسن صبرش حسینی
خُلقی چو جدّ اطهرش دارد نگارم
نامی دِگر از حاتمِ طاعی نمانده است
از بس گدا در محضرش دارد نگارم
حتّی منِ پیمان شکن را هم دعا گوست
الحق که ارث از مادرش دارد نگارم
از اولّ غیبت به شیعه بوده معلوم
فکری برای آخرش دارد نگارم
وقتِ فرج شمشیر حیدر را به دستی
قرآن به دستِ دیگرش دارد نگارم
یعنی به سر فکر تقاص خون جدّ و
شش ماههِ طفلِ پرپرش دارد نگارم
کوری چشم دشمنان لطفی مداوم
بر این نظام و رهبرش دارد نگارم
ما در پیِ دیدارِ رویِ یار هستیم
از غَمزه ی چشمان او بیمار هستیم.
نقل شده:امام حسن عسکری صلوات الله علیه را به نحریر سپردند. نحریر تنگ می گرفت بر آن حضرت و اذیت می کرد آن جناب را. زوجه اش به وى گفت: از خدا بترس.تو نمى دانى چه کسى به خانه ات آمده آنگاه مراتب عبادت و پرهیزگارى امام را به شوهرش یادآورى کرد و گفت: من می ترسم بر تو از این رفتار تو با آن حضرت،نحریر به او پاسخ داد: به خدا قسم من او را در برکهالسباع میان شیران و درندگان خواهم افکند. سپس در باره اجراى این تصمیم از اربابان ستمگر خود اجازه گرفت. آنها هم به او اجازه دادند.
نحریر، امام را در برابر شیران انداخت و تردید نداشت که آنها امام را مى درند و مى خورند. پس از مدّتى به همان محل آمدند تا بنگرند که اوضاع چگونه است.
ناگهان امام را دیدند که به نماز ایستاده است ودرندگان دور آن حضرت می باشند. لذا دستور داد او را از آنجا بیرون آوردند.
نقل شده از امام حسن عسکری صلوات الله علیه از امام صادق علیه السلام :”اما هر فقیهى که خویشتندار و نگاهبان دین خود باشد و با هواى نفْسش بستیزد و مطیع فرمان مولایش باشد ، بر عوام است که از او تقلید کنند.”
نقل شده:امام حسن عسکری صلوات الله علیه:”هرکس که انس به خدا گرفت وحشت کند از مردم.”
به حقش که تا حق جمالم نمود دگر هر چه دیدم خیالم نمود
به صدقش چنان سر نهادم قدم که بینم جهان با وجودش عدم
دگر با کسم برنیاید نَفَس که با او نماند دگر جای کس
گر از هستی خود خبر داشتی همه خلق را نیست پنداشتی
تسلیت خدمت حضرت کاشف الاحزان خلیفهالرحمن قطب عالم امکان سیدنا صاحب الزمان عجل الله تعالی فرجه سهل الله مخرجه
سامــره جـــان باشد و تن این جهان / گشته جان این جهـــان آنــــجا نهان
سامـــره فانــوس و من پروانـــه ام / در هوای شمــــــع آن دیــــوانه ام
سامــره گلشـــن بود مــن عندلیب / عندلیبی ســـالها هــــجران نصیب
سامره مصر است و من یعقوب پیر / یوســفم گـم گشتــــه آنجا یا بشیر
از فــراقــش دیـــده مـــن کــور شد / هم بصیرت هــــم بصر بی نور شد
ای فغان کز جور اخوان زمان / یوسفم در چاه کنعان شد نهان
ای دریغا یوسفم در چاه شد / از فراغش ناله ام تا ماه شد
یوسفا جای تو در زندان دریغ / آفتابت از نظر پنهان دریغ
مهدی اندر چاه و از دیدن نهان / می دود دجال در گرد جهان
اینت انصاف و وفا ای روزگار / مهدی اندر چاه ودجال آشکار
ای تو فرزندان آدم را پدر / این یتیمان را بکش دستی به سر
پرشد ازظلم وستم روی زمین / یک نظر بر سوی مظلومان ببین
راه حق بستند بر ما این فِرَق/ راه حق بگشا به ما ای راه حق
ای تو خورشید جهان افروز ما / ای تو روز ما و هم نوروز ما
ای زن و فرزند من قربان تو / دست کوتاه من و دامان تو
من گرفتم دامنت ای ذو الحسب/ هم دخیلت گشتم ای فحل العرب
http://www.uplooder.net/img/image/63/509c1404871959a8f105a2ff374f61bc/sayyed.jpg
11 دی ماه سالگرد شهادت سید مجتبی علمدار بزرگوار رو هم تسلیت میگم.
از همسر این شهید نقل شده:یکی دوبار که درباره شهادت حرف می زد می گفت: من 5 سال الی 5 سال و نیم با شما هستم و بعد می روم. که اتفاقاً همینطور هم شد. دفعه آخری که مریض شده بود، اتفاقاً از دعای توسل برگشته بود. دیدم حال عجیبی دارد. او که هیچوقت شوخی نمی کرد آن شب شنگول بود. تعجب کردم، گفتم: آقا! امشب شنگولی؟! چه خبر است؟ گفت: خودم هم نمی دانم ولی احساس عجیبی دارم. حرفهایی می زد که انگار می دانست می خواهد برود. می گفت: آقا امضاء کرد. آقا امضاء کرد. داریم می رویم. نزدیک صبح، دیدم خیلی تب دارد . می خواستم مرخصی بگیریم که او قبول نکرد. گفت: تو برو، دوستم می آید و مرا به دکتر می برد. به دوستش هم گفته بود: « قبل از اینکه به بیمارستان بروم بگذار بروم حمام. می خواهم غسل شهادت بکنم. آقا آمد و پرونده من را امضاء کرد. گفت: تو باید بیایی. دیگر بس است توی این دنیا ماندن. من دیگر رفتنی هستم. » غسل شهادت را انجام داد و رفت بیمارستان. هم اتاقیهایش درباره نحوه شهادتش می گفتند: لحظه اذان که شد، بعد از یک هفته بیهوشی کامل، بلند شد و همه را نگاه کرد و شهادتین را گفت و گفت: خداحافظ و شهید شد … .
(من اصلا یادم نبود شهادت شهید علمداره خیلی اتفاقی یاد شهید علمدار افتادم خواستم ببینم شهادتش کیه.دیدم 11 دی یعنی همین فردا!!! این اتفاق بعد از نوشتن کامنتای بالا رخ داد. خدا رحمتش کنه آدم عجیبیه)
http://www.uplooder.net/img/image/31/76b66b332e6ac9ae132a452f877d3201/Shahid09.jpg
اینم یه تیکه از مداحی شهید شیمیایی بزرگوار سید مجتبی علمدار رحمه الله تعالی
http://www.uplooder.net/cgi-bin/dl.cgi?key=cde98483a46fbdcd6c65f7e7909295d9
ایشان انگشتری داشتند که خیلی برایش عزیز بود. می گفت این انگشتر را یکی از دوستانش موقع شهادت از دست خود در آورده و دست ایشان کرده و در همان لحظه شهید شده است. ایشان وقتی به آبادان برای مأموریت می رود، این انگشتر را بالای طاقچه حمام جا می گذرد و دربازگشت به ساری یادش می افتد که انگشتر بالای طاقچه حمام جا مانده است. وقتی آمد خیلی ناراحت بود. گفتم: آقا چرا اینقدر دلگیری؟ گفت: وا.. انگشترِ بهترین عزیزم را در آبادان جا گذاشتم، اگر بیفتد و گم شود واقعاً سنگین تمام می شود.گفت: بیا امشب دوتایی زیارت عاشورا و دعای توسل بخوانیم شاید این انگشتر گم نشود یا از آن بالا نیفتد.جالب اینجا بود که ما زیارت عاشورا را خواندیم و راز و نیازکردیم و خوابیدیم. صبح که بلند شدیم دیدیم انگشتر روی مفاتیج الجنان است. اصلاً باورمان نمی شد همان انگشتری که در آبادان توی حمام جا گذاشته بود روی مفاتیج الجنان بالای سرما باشد .
به روایت همسر شهید سید مجتبی علمدار
منبع : شهید نیوز
http://www.asrupload.ir/tasavir/93/07/shahid-alamdar.jpg
http://www.asrupload.ir/tasavir/93/07/shahid-alamdar2.jpg
سالروز شهادت و تولد آقا سید مجتبی هم گرامی باد…
زهر دادند دوباره حسنی دیگر را
به روی خاک کشیدند گلی پرپر را
لحظه آخر عمرش چه قَدَر درد کشید
به لب آورد، مصیبات غم مادر را
سرخ شد صورتش از زهر جفا واویلا
تازه آورد به یادش گل نیلوفر را
آن گلی که به خرابه نفسش بند امد
تا به زانوش نهادند همان بی سر را
لحظه آخر عمرش پسرش آمده است
تا به زانوش بگیرد پدر اطهر را
پسرش جرعه آبی به لبانش داد و
روضه کرببلا خواند، شب آخر را
روضه میخواند از آن شاه که افتاد به خاک
یاد آورد همان خنجر و آن حنجر را
امام حسن عسکری علیه السلام فرمودند:
«لَیْسَتِ الْعِبادَهُ کَثْرَهَ الصِّیامِ وَ الصَّلوهِ وَ إِنَّما الْعِبادَهُ کَثْرَهُ التَّفَکُّرِ فى أَمْرِ اللّهِ.»:
عبادت کردن به زیادى روزه و نماز نیست، بلکه [حقیقتِ] عبادت، زیاد در کار خدا اندیشیدن است.
(تحف العقول، ص۴۴۸)
مى زند آتش به قلبم سوز داغ عسکرى
گیرد امشب اشک من هر دم سراغ عسکرى
شد به سن کودکى فرزند دلبندش یتیم
گشت دُرّ اشک مهدى چلچراغ عسکرى
سلام.
یه تذکر دوستانه
گاهی مشاهده میشود که از لفظ عسگری (باگاف)برای خطاب امام یازدهم استفاده میشود که این کاملا اشتباه میباشد,
زیرا ما در عربی حرف(گاف)نداریم وصحیح آن عسکری(با کاف)میباشد.
در ضمن بهتراست این رابدانیم که وهابیت لفظ اشتباه عسگری(باگاف)را بکارمیبرد زیرا معنی آن میشود بی دانه ومنظور آنها این است که امام حسن عسکری(علیه السلام)هیچ گاه فرزندی نداشتند,
پس بهتر است که در نوشتن اسم امام خیلی خیلی دقت کنیم.
با تشکر از زحمات مدیر سایت
سلام.
اتفاقا من قبل از ارسال این مطلب دیدم چندین سایت معتبر مذهبی هم با گ نوشتند و بعضی دیگر با ک.
اما بارها هر دو رو از هر شخص و سایتی شنیدم.
اما اینکه اسم این نکته رو اگر بخوای تذکر بذاری منم تذکر دوستانه زیاد دارم اما اسمش رو تذکر نمیذارم و نکته میذارم.
مخاطب تذکر من کل مخاطبای سایت بودن
چه اونهایی که عسگری نوشتن , چه اونهایی که عسکری
چون شما قبلا این سایت رو به عنوان مرجع به حقیر معرفی کردین؛ من به این سایت هم سر زدم…
http://www.time.ir/
اگه جایی موردی دیدین خوشحال میشم بهم تذکر بدین.
سایت تبیان هم بارها با گ نوشته بود.
ادمین ، ایشون درست میگن.عسگری با گ تا حالا خیلی باعث سواستفاده دشمنان و زیر سوال بردن وجود امام زمان شده!!!
اصلا عرب ها که “گ” ندارن.
عسکر نام جایی هست که ایشون بودن.
البته همه بی غرض اشتباه مینویسن.
من این مورد رو نمیدونستم و فکر می کردم هر دو تلفظ درسته
ممنون که متذکر شدید دوست عزیز