- نویسنده
- ۰۸ آبان ۱۴۰۵
- یل
- 49409 بازدید
- هیچ نظر
دانلود قانونی قسمت چهارم 4 سریال یل با کیفیت عالی Yal TV Series Episode 04
سریال یل قسمت چهارم به کارگردانی جمشید محمودی با کیفیت BluRay
کارگردان: جمشید محمودی | ژانر: اجتماعی، درام، خانوادگی و تاریخی | سال انتشار: 1405
تعداد قسمت ها: 24 (3 فصل) | زمان این قسمت: 52 دقیقه | کیفیت: بلوری
ویژه نمایش خانگی | محصول ایران | تهیه کننده: نوید محمودی
خلاصه داستان:
در دل دهه پنجاه، سایه شوم یک قاتل زنجیرهای بر سر روستایی دورافتاده میافتد و قتل وحشتناک دختران جوان، سکوت این جغرافیای بسته را میشکند. با ورود کارآگاهی غریبه به این هزارتوی مرگ، پرده از رازهای تاریک اهالی برداشته میشود و تقابلی نفسگیر میان جنون، سوءظن و انتقام برای کشف حقیقت آغاز میگردد.
بازیگران:
نوید محمدزاده، میلاد کی مرام، بابک حمیدیان، پردیس احمدیه، ندا جبرائیلی، مهبد جهان نوش، حسین یاری، محتبی پیرزاده، محسن قصابیان، رویا جاویدنیا، سهیلا رضوی، علی اوسیوند، مهدی نصرتی، پیمان مقدمی، پولاد مختاری، میثم مجاوری، سینا قاسمی، محمد اشکان فر، مرتیضی خانجانی، حسین ثمری، فائزه یوسقی، هادی الیاسی، مرجان قمری، محمد عاقبتی، آرشیدا درستکار و تصنیف حسنی
[دانلود قانونی سریال یل قسمت چهارم]
امروز ظهر از دوستی ها
دربار سریال:
سریال ایرانی «یل» به کارگردانی جمشید محمودی و تهیهکنندگی نوید محمودی، جدیدترین اثر برادران محمودی در شبکه نمایش خانگی است که پس از موفقیت خیرهکننده و جریانساز «پوست شیر»، با بار سنگینی از انتظارات مخاطبان و منتقدان روبهرو شده است. با پخش سه قسمت ابتدایی، اکنون میتوانیم تصویر روشنتری از جهانبینی، فرم روایت، نقاط قوت و البته لغزشهای احتمالی این درام اجتماعی و پرالتهاب ترسیم کنیم. برادران محمودی در طول کارنامه سینمایی و سریالی خود (از «چند متر مکعب عشق» و «شکستن همزمان دو استخوان» تا «پوست شیر») ثابت کردهاند که نبض طبقه کارگر، جنوب شهر، مناسبات سنتی، مفهوم «غیرت» و «پهلوانی» و تلاقی سنت با واقعیت بیرحم امروز را بهخوبی میشناسند. واژه «یل» در ادبیات و فرهنگ عامه به معنای پهلوان، قهرمان و تکیهگاه است؛ اما جمشید محمودی در سه قسمت اول نشان میدهد که در دنیای امروز، «یل بودن» بیش از آنکه یک مدال افتخار باشد، باری سنگین و گاه تراژیک بر دوش انسانهایی است که میان وفاداری، فقر، جاهطلبی و جبر محیطی گیر افتادهاند.
سریال از همان سکانسهای ابتدایی قسمت اول، مخاطب را به دل کوچه پسکوچههای سرد، باشگاهها، محیطهای کارگری و خانههایی میبرد که دیوارهایشان بوی رطوبت و تاریخِ زیسته میدهند. طراحی صحنه و لباس کاملاً در خدمت باورپذیری این زیستبوم است و از تصنعِ رایج در بسیاری از سریالهای نمایش خانگی فاصله میگیرد. بزرگترین رقیب «یل»، اثر قبلی خودِ برادران محمودی است. اگر «پوست شیر» با یک شوک جنایی و ملتهب از همان قسمت اول گلوی مخاطب را میفشرد، «یل» در سه قسمت نخست، ضرباهنگ متمرکزتری بر شخصیتپردازی و کاشتِ دراماتیک دارد. این تصمیم اگرچه نشاندهنده پختگی فیلمنامهنویس برای ساختن پایههای یک درام بلندمدت است، اما برای مخاطبی که منتظر یک انفجار فوری در پایان هر اپیزود است، گاه کند به نظر میرسد. سه قسمت آغازین سریال در حکم فصلِ معرفی عمل میکنند؛ جایی که قطبهای اصلی داستان، انگیزهها، کینههای قدیمی و پیوندهای عاطفی شکل میگیرند. قسمت اول (معرفی قلمرو و زخمها): تمرکز بر معرفی قهرمان محوری و اطرافیانش است. دوربین با حوصله، مناسبات قدرت و رفاقت را ترسیم میکند و گره اولیه را نه با هیاهو، بلکه با ایجاد یک حس تعلیقِ زیرپوستی میافکند. قسمت دوم (گسترش شبکه شخصیتها): با ورود پررنگتر کاراکترهای فرعی و باز شدن لایههای گذشته، مشخص میشود که هیچکس در این قصه کاملاً سفید یا سیاه نیست. تضاد منافع میان رفقای قدیمی و فشارهای خانوادگی، موتور محرک درام را گرم میکند. قسمت سوم (نقطه عطف نخست): در اپیزود سوم، درام از حالت معرفی خارج شده و شخصیت اصلی را در برابر یک انتخاب اخلاقی و حیثیتی دشوار قرار میدهد؛ جایی که معنای واقعی «یل» به چالش کشیده میشود.
نقطه ضعف فیلمنامه در این سه قسمت تعدد شخصیتهاست. فهرست بلندبالایی از کاراکترها در همین سه قسمت وارد داستان میشوند و فیلمنامه گاهی برای دادنِ سهم مساوی به همه آنها، از خط اصلی روایت فاصله میگیرد. برخی دیالوگها نیز بیش از حد شعارگونه و مستقیم میشوند؛ گویی نویسنده اصرار دارد فلسفه پهلوانی و معرفت را به جای تصویر، در دهان شخصیتها بگذارد. بازگشت محمدزاده به جهان رئالیستی و طبقه فرودست (که بهترین بازیهای عمرش را در آن ارائه داده است) اتفاقی مبارک برای سریال است. او در «یل» از آن برونریزیهای عصبیِ کلیشهای فاصله گرفته و خشم، استیصال و غرورِ لهشده را در نگاه، مکثها و زبان بدنِ کنترلشدهاش به نمایش میگذارد. میلاد کیمرام با فیزیک و میمیک خاص خود، وجهی سرکش و غیرقابلپیشبینی به داستان بخشیده و در مقابل، بابک حمیدیان مثل همیشه با بازیِ جزئینگر و صدای خشدار و نافذش، وزن دراماتیک سکانسهای مشترک را دوچندان کرده است. حضور حسین یاری با آن کاریزمای آرام و باوقار، یادآور حضور تاثیرگذار بزرگان در آثار محمودیهاست. مجتبی پیرزاده نیز که پس از «پوست شیر» به یکی از بازیگران محبوب این تیم تبدیل شده، بار دیگر نقشی خاکستری و ملموس را با ظرافت ایفا میکند. در میان بازیگران زن، ندا جبرائیلی با نگاههای نافذ و بازیِ درونیاش، عمق عاطفی بالایی به سکانسهای خانگی بخشیده و پردیس احمدیه نیز تلاش میکند از قالب نقشهای دخترانه پیشین خود فراتر برود.
حضور بازیگرانی چون محسن قصابیان، علی اوسیوند، سهیلا رضوی، رویا جاویدنیا، مهدی نصرتی، پیمان مقدمی، پولاد مختاری، محمد اشکانفر، مهبد جهاننوش و سایر اعضای این تیم پرتعداد باعث شده حتی کوتاهترین سکانسهای فرعی نیز از نظر کیفیت بازیگری لنگ نزنند. جمشید محمودی در مقام کارگردان، به دوربینِ روی دستِ کنترلشده و کلوزآپهای (نمای نزدیک) پرمعنا علاقه ویژهای دارد. در سه قسمت اول، دوربین به چهره بازیگران نزدیک میشود تا عرق، اضطراب و تردید آنها را ثبت کند. نورپردازیهای کممایه (Low-key) و استفاده از طیف رنگهای سرد و خاکی، حس خفقان و بنبست را بهخوبی به مخاطب منتقل میکند. موسیقی متن نیز همگام با امضای همیشگی آثار برادران محمودی، نقشی فراتر از همراهی با تصویر دارد و بار ملودراماتیک اثر را تقویت میکند؛ هرچند در برخی سکانسهای قسمت دوم و سوم، استفاده از موسیقی برای گرفتن احساسات از مخاطب کمی پررنگتر از حد نیاز است. باید دید در قسمت چهارم چه ماجراهایی رخ خواهد داد.

هیچ دیدگاه ارسال شده است
نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها