- Admin
- ۰۷ اردیبهشت ۱۳۹۲
- خنده دار
- 26396 بازدید
- ۱ نظر
جدیدترین لطیفه ها و پیامک های خنده دار اردیبهشت 1392
خواندنی ترین لطیفه ها و پیامک های خنده دار
آینده شغلی هر معدل در ایران چیست؟
معدل بالای 19 = استاد – دکتر
معدل بین 19-17 = معلم
معدل بین17-14 = کارمند
معدل بین 14-12 = مدیر عامل
مردود = میلیاردر!
*
*
خواندنی ترین لطیفه ها و پیامک های خنده دار
بقیه اس ام اس ها در ادامه
…
تو بیمارستان نشسته بودیم، یه پسر بچه اومد کنارم گفت:
آقا شما میدونید چجوری گوش رو شستشو میدند؟
گفتم: عمو جان کاری نداره که… گوشتو میبرند، بعد یک ساعت میزارنش تو وایتکس…
بعدش با نخ و سوزن دوباره میدوزندش 😐
همین که بغض کرد و اشک تو چشاش حدقه زد و آماده ی گریه کردن شد…
سریع خودم رو از صحنه ی جنایت دور کردم که خدایی نکرده پدر بچه سر نرسه 😐
حالا نه اینکه فکر کنید روانی ام… نــه!!
من فقط مریضم 😐 بخاطر همین رفته بودم بیمارستان 😐
*
*
*
یکی از تفریحام اینه که وقتی دارم با ماشین رد میشم
برا تمام ملت بوق میزنم ودست تکون می دم.
طرف یک ساعت میره توفکر که این کی بود!؟
*
*
*
امان از دسته این مانکنای جلویه مغازه ها
امروز دماغ یکیشون و گرفتم بهم گفت مرض داری؟ نگو صاحب مغازه بود!!
*
*
*
اعتراف میکنم
کوچیک که بودم صابون که میفتاد کف حموم
با شامپو میشستمش! =)) کوفت 😐 نخند =))
*
*
*
یکی از دوستام ناراحته که بازیای موبایل رو مفتی از سایت ها دانلود میکنه!
میگه شاید صاحبش راضی نباشه….
خیلی که احساس ملائکه بودن بهش دست داد گفتم
آفیس 2013 سیصد دلاره اول هزینه اونو لطف کنید!…
از اون موقع به بعد دیگه ناراحت نیست خخخخخخخخ!!!!
*
*
*
زشته بخدا… از سوسک میترسی؟؟؟
آخه شما تو شکم سوسک جا میشی؟
نه جامیشی؟؟؟
نه خب بگو میخام بدونم
*
*
*
دوستم پریده تو استخر داد میزنه میگه شنا کنم ؟
میگم دِ نـَـه دِ بزار اهنگ تایتانیک بزارم اروم غرق شو…
*
*
*
یه روز مامانم خونه نبود بابام غذا درست کرد. ماشاالله همه غذا رو سوزوند.
اومدیم با مرام بازی دراریم تا آخر غذا رو خوردم.
وقتی غذا تموم شد بابام برگشته میگه تموم شد؟
میگم اره، مگه مشکلیه؟
میگه دِ نـَـه دِ خاک بر سر از قحطی برگشته الحق که آشغال خوری بچه
*
*
*
چند وقت پیش خونه داییم اینا بودیم.
این دایی ما تا تونست از پسرش که همسن منه تعریف کرد
پسره هم که انگار تیتاپ بهش داده بودن کیف میکرد و نگاه معنی دار واسه من پرتاب میکرد.
منم واسه اینکه بابام شروع کنه ازمن تعریف کنه،
یه سیب پوست کندم گفتم بابا جون بفرما
یهو جلوی همه گفت من خودم دست دارم بلدم سیب پوست بکنم هیچی دیگه..
الان 4 ماهه دارم دنبال پدر مادر واقعیم میگردم
*
*
*
عروس خانوم برای بار سوم عرض میکنم آیا وکیلم؟؟
“رویای شبانه ی همه ی دخترا”
*
*
*
از صبح که بلند شدم هنوز از تعجب دهنم بسته نشده
من برای اولین بار دارم میبینم بابام داره با مامانم حرف میزنه و مامانم داره گوش میکنه
*
*
*
پلیس از برخی هموطنان خواهش کرد که از تعریف کردن مشکلات و گرانی،
جلوی دوربین های کنترل سرعت در بزرگراهها جدا خودداری کنند!!!
*
*
*
بچه خواهرم 5 سالشه داشت برنامه کودک میدید کانال رو عوض کردم،
برگشته بم میگه: آخه قیافه هم نداری چیزی بت بگم 😐

دمت جیز خیلی باحال بود مرسی