- Admin
- ۱۴ آبان ۱۳۹۹
- دانلود فیلم ایرانی
- 86278 بازدید
- ۶ نظر
دانلود فیلم سینمایی بی حسی موضعی با کیفیت عالی 1080p Full HD
فیلم ایرانی بی حسی موضعی به کارگردانی حسین مهکام
کارگردان: حسین مهکام | ژانر: اجتماعی، خانوادگی | سال تولید: 1397 | تاریخ انتشار: 1399
مدت زمان: 75 دقیقه | نوع: سینمایی | مخاطب: خانواده | کیفیت: بلوری BluRay
فرمت: MP4 | حجم: متفاوت با هر کیفیت | تهیه کننده: حبیب رضایی
خلاصه داستان:
قصه فیلم بی حسی موضعی درباره چند شخصیت است که در خلال فیلم هر کدام به نوعی دچار بی حسی میشوند. جلال، دانشجوی انصرافی رشته فلسفه، متوجه می شود خواهرش که به اختلال روانی دو قطبی مبتلاست، با مردی ثروتمند به نام شاهرخ ازدواج کرده که به شرط بندی بازی فوتبال اعتیاد دارد. جلال با عصبانیت از خانه بیرون می زند تا به خانه دوستش بهمن که یک آهنگ ساز زیرزمینی است، برود. در مسیر جلال با یک راننده تاکسی به نام ناصر آشنا می شود و این دو شب عجیبی را در کنار هم سپری می کنند…
بازیگران:
حبیب رضایی، باران کوثری، پارسا پیروزفر، حسن معجونی، سهیل مستجابیان و…
…
[دانلود نسخه 1080p BluRay با حجم 2.8 گیگابایت – 8.000 تومان]
[دانلود نسخه 1080p HQ با حجم 1.8 گیگابایت – 7.000 تومان]
[دانلود نسخه 1080p با حجم 984 مگابایت – 6.500 تومان]
[دانلود نسخه 720p با حجم518 مگابایت – 6.200 تومان]
[دانلود نسخه 480p با حجم 318 مگابایت – 6.000 تومان]
درباره فیلم:
فیلم سینمایی بی حسی موضعی (Bi Hessi Moze’ee 1397) یک فیلم درام و اجتماعی محصول ایران به کارگردانی حسین مهکام و تهیه کنندگی حبیب رضایی است که در سال 1397 ساخته شد. موسقی متن این فیلم توسط آریا عظیمی نژاد که از داوران مسابقه عصر جدید است، ساخته شده. این نخستین تجربه تهیهکنندگی حبیب رضایی پس از سالها حضور در سینما است. همچنین محمد صادق رنجکشان به عنوان سرمایه گذار و مجری طرح در این پروژه سینمایی حضور دارد. این فیلم مهر ۱۳۹۹ به صورت آنلاین اکران شد و حالا پس از گذشت یک ماه وارد شبکه نمایش خانگی شده است.


فیلم تعریفی نداشت . فقط به خاطر حسن معجونی دیدمش. خیلی خوبه این بشر????
قبل از : زن بگه میرم رفته
🎬بی حسی موضعی# ۱۳۹۹
زن بخواهد (بتواند) برود می رود و دیگر کاری نمی توان کرد #۱۴۰۰
بعد از :
مصاحبه های دست پیش گرفتن برای پس نیفتادن آتی#۱۴۰۳ #امید به زندگی
فیلم بدی نبود. بیشتر به سبک فیلم اسب حیوان نجیبی است ساخته شده.بازی حبیب رضایی و حسن معجونی خوب بود.
جالبه! الان دیدمش و کل زمان لذت بخش دیدنش، که در استاندارد سینمای ویرانه ی امروزمون! دوست نداشتم زود تموم بشه (از نیمه که گذشت، هر پنج دقیقه یکبار، یه انگشتی می زدم به صفحه ی گوشی، ببینم چقدر مونده! ناراحت می شدم که می دیدم داره می رسه به آخرش!) البته اون “جالبه!” رو برای این گفتم، که بنده ی حقیر هم! در تمام مدت تماشای فیلم، داشتم فکر می کردم به اون احساس سرخوشی دلپذیر و تحریک کننده ی پریودهای تکراری تماشای همیشگی اون سه گانه ی عبدالرضا کاهانی، دقیقاً و بخصوص “اسب حیوانی ست نجیب!”، که باعث می شه هربار پیش خودم، ده تا اتود ذهنی بزنم، واسه ی فیلمنامه ای، توی یه فضای مشابه، با همون بازیگرا، حتی دقیقاً به علاوه ی حسن معجونی! (و البته توی ذهنیت من، پگاه آهنگرانی هم کنارشون یه کاراکتر داره برای خودش، توی اون اتودا!)، و البته یه تم جز و بلوز؛ توی بک گرند صوتیش (هرچند این فضای صوتی هم نشسته بود روی این کار!)، با یه پرداخت فرمی، توی حال و هوای کافه ی شبانه ی ادوارد هاپر (یه جور نوآر رنگی) و…! که گویا حسین جان مهکام و گرامی حبیب رضایی، کاری که ما فقط حرفشو می زدیم و هرگز عملی نکردیم رو، واقعاً انجامش دادن! دمشون گرم…
چند روز پیش، برای اینکه از حال و هوای افسرده ی این روزای استیصال خارج بشم، یاد “مهمان مامان” مهرجویی و اون اکران دلنشینش توی جشنواره ی سال نمایشش، توی سینما فلسطین، که صندلی مو (با شرمندگی بسیار از روی ماه همه ی عزیزان!)، دادم به مسعود فراستی و خودم ایستادم کنار صندلی جواد طوسی و فیلمو تماشا کردیم و اونقدر به همه مون چسبید و خوش گذشت اون اکران دلپذیر، که آخرش همه با هم؛ پنج دقیقه دست میزدیم! و بازم دلمون خنک نشد! بخاطر همین خیلی هامون همدیگه رو بغل و روبوسی کردیم! (با حفظ شئونات اسلامی البته!) و این یه عکس العمل ناخودآگاه جمعی بود، به دیدن فیلمی دلنشین و سرخوش، به عنوان آخرین اثر قابل دفاع و هنوز ارزشمند کارگردان گاو و هامون و سارا…
خواستم تکرار کنم اون خاطره ی شیرین رو برای خودم و نشستم و دوباره دیدمش و دوباره لذت ها بردم و بازم همه چی عالی بود! که یه دفعه به کلّه م زد! که برم اون چندتا فیلم آخر اون مرحوم رو هم ببینم، که اونقدر دوستان منتقد، پنبه شون رو زده بودن در زمان اکران، که جرأت رفتن به سینما و تماشاشون رو پیدا نکردم! و چه تصمیم حاصل جبر شریفی بود، اون نرفتن و ندیدن! پیش خودم گفتم که: خوب حتماً دوستانی که اون زمان دیدن اون چندتا فیلمو و نقد منفی سفت و سخت نوشتن براشون، در استاندارد مهرجویی و نسبت به کارنامه ی کارگردان نقد کرده و بد گفته بودن ازشون! و اگه امروز و نسبت به این شرایط داغون سینمامون، همون دوستان، قصد داشته باشن که همون فیلما رو، فارغ از بحث اینکه چه کسی کارگردانی شون کرده نقد کنن، مطمئناً نظراتشون اگرنه بسیار مثبت تر، که اقلاً چندین برابر معتدل تر خواهد بود!
اول “اشباح” رو دیدم (اقتباس نمایشنامه ی شاهکار تنسی ویلیامز، که اتفاقاً حسن معجونی هم توش بازی می کرد و چه بازی ای-چه بازی هایی!- البته!؟!) و حالم بد شد! اونقدر بد، که شروع کردم به نوشتن و یه دفعه دیدم که تنها به عنوان مقدمه ش، بیش از سی صفحه کاغذ سفید گرامی، بی جهت و به لاطائلات سیاه شده!
بدتر از همه! نمی دونم چی شد، که تصمیم گرفتم، یکی دیگه از کارای آخرش رو هم تماشا کنم و بعد اون مطلب کذایی رو کامل کنم! و رفتم سراغ “چه خوبه که برگشتی!” و چه بد شد!!! غلط کردم! باور کن اونقدر سرخورده شدم، که نوشتن دنباله ای برای کامل کردن اون مطلب رو، کلاً و مطلقاً بیخیال شدم…
ولی… ولی! خداوندگار عالم جزای شایسته دهاد؛ گرامیان حسین مهکام و حبیب رضایی رو، که خوب مسکّنی ساخته ن برای این درد! دیدن این فیلم، امشب، در این حال و هوای همه جوره خرابم، که “…دیگر شراب هم، جز تا کنار بستر خوابم نمی برد!”، شفای عاجل بود بر درد بی دوای من…
سپاسگزار و ثناگوی عزیز طبیبانم🙏🙏🙏
ارزش دیدن نداره.واقعا افتضاح
کاش دلیلش رو هم می گفتی اقلاً…!