دانلود قسمت دهم سریال دفتر یادداشت NoteBook Episode 10 TV Series
سریال دفتر یادداشت قسمت ۱۰ محصول ۱۴۰۲ با بالاترین کیفیت BluRay

کارگردان: کیارش اسدیزاده | ژانر: کمدی، جنایی، درام، خانوادگی | سال انتشار: 1402
تعداد قسمت: … اپیزود | مدت زمان این قسمت: 43 دقیقه | کیفیت: بلوری
محصول ایران | ویژه نمایش خانگی | تهیهکننده: حسین اکبری
خلاصه داستان:
در سریال دفتر یادداشت، ایرج و حمید، رفقای قدیمی از دوران کودکی سرشان برای پیگیری پروندههای جنایی درد میکند، پای آنها ناخواسته به پرونده قتلهای زنجیرهای باز میشود… پروندهای که با ورود آنها آبستن حوادث خطرناکتری میشود، اما ماجرا پیچیدهتر از این حرفهاست، در این بین ایرج به دلیل مشکل مغزی منحصر به فردش مرتبا همهچیز و همهکس را از خاطر میبرد…
بازیگران:
رضا عطاران، حسن معجونی، بیژن بنفشه خواه، نعیمه نظامدوست، حسین سلیمانی، ریما رامینفر، سیامک انصاری، مینا ساداتی، سوگل خلیق، کاظم سیاحی و…
(دانلود قانونی با مصرف اینترنت نیم بها)
[کیفیت 1080p BluRay با حجم 2.1 گیگابایت – 20.000 تومان]
[کیفیت 1080p HQ با حجم 1.0 گیگابایت – 18.000 تومان]
[کیفیت 1080p با حجم 645 مگابایت – 15.000 تومان]
[کیفیت 720p با حجم 277 مگابایت – 13.000 تومان]
[کیفیت 480p با حجم 170 مگابایت – 12.000 تومان]
[دانلود قسمت یازدهم سریال دفتر یادداشت]

درباره سریال:
سریال دفتر یادداشت (NoteBook) سریالی کمدی، جنایی، خانوادگی، درام و اجتماعی به کارگردانی کیارش اسدیزاده و تهیهکنندگی حسین اکبری در شبکه نمایش خانگی محصول سال 1402 است؛ فیلمنامه مجموعه دفتر یادداشت را نیز مسعود خاکباز به نگارش درآورده است؛ قسمت نهم از سریال دفتر یادداشت جمعه 29 دیماه 1402 در شبکه نمایش خانگی منتشر شد؛ دفتر یادداشت از چند ماه قبل و با تبلیغهای کنجکاوی برانگیزش در فضای مجازی، اشتیاق زیادی در میان مخاطبان برای تماشای آن به وجود آورد؛ این مجموعه در همان قسمت اول نشان داد که این انتظار بی راه نبوده و سازندگان اثر با بروز خلاقیت و چاشنی جسارت، تلاش کردهاند در مسیر ساخت فضایی متفاوت و کمتر تجربهشده گام بردارند؛ ویژگیهای ممتاز این سریال و به کارگیری جزئیات فراوان در سیر روایت و پرداخت شخصیتها نشان میدهد این مجموعه میتواند یکی از موفقترین آثار شبکه نمایش خانگی باشد؛ علاوه بر این، استفاده از چهره محبوب و موفقی چون رضا عطاران از برگهای برنده دفتر یادداشت است؛ در این سالها عمده آثار کمدی، بیش از آنکه در پی ریزی منطق روایی متکی بر اعمال شخصیت و کنش و واکنش او در قبال رویدادها باشند، با بهره گیری از الگوهای امتحان پس داده و قصههای کهنه و قابل پیشبینی نوشته و کارگردانی شدهاند؛ تازهترین اثر کیارش اسدیزاده اما، راهی بسیار متفاوت را طی کرده است؛ هسته مرکزی قصه دفتر یادداشت پیرامون شخصیت اصلی آن، ایرج (با بازی رضا عطاران) و موقعیت ویژه او شکل گرفته است؛ مسعود خاکباز، نویسنده این اثر کوشیده با ظرافتی مثال زدنی و به گونهای منسجم، موقعیت محوری داستان و پرسوناژهای اصلی را در همان اپیزود اول به مخاطب معرفی کند و علاوه بر این، اشتیاق لازم برای تماشای ادامه این مجموعه را نیز در تماشاگر به وجود آورد؛ فیلمنامهنویس با هوشمندی، نقطه شروع این سریال را در زمان گذشته قرار داده است تا از این طریق و بدون متوسل شدن به اضافه گویی و یا طراحی سکانسهای متعدد و بی ارتباط با پلات اصلی، اطلاعات مهمی درباره پیشینه دو شخصیت اصلی مطرح میکند؛ بر خلاف بسیاری از آثار که در بهره گیری از بازیگرانی چون رضا عطاران مرعوب توانمندی آنها در ارائه نقشهای تیپیکال میشوند، شخصیت ایرج در این مجموعه به صورتی خلق شده که در اجرا وابسته به بازیگر به خصوصی نیست و در این شرایط عطاران توانسته با حضور در این سریال، شمایل متفاوتی از خود را ارائه کرده و بُعد تازه از توانمندیهایش را عرضه کند؛ کیارش اسدی زاده در این سریال راوی داستان و روابط میان پرسوناژهایی است که با وجود بهره بردن از بنیانهای رئالیستی، با آشنایی زدایی از آنها و در موقعیتی کم نظیر، این دو المان مهم از شکل و ساختاری فانتزی نیز برخوردار هستند که تنها رسیدن به همین موضوع، دستاوردی ویژه به حساب میآید؛ او برای ایجاد این پیوند و خلق توامان فضایی پر بسامد میان دو رویکرد رئال و فانتزی، شیوه کارگردانی مناسبی را اتخاذ کرده است؛ نوع میزانسنها و شیوه دکوپاژ دفتر یادداشت، در بسیاری از پلانها آگاهانه از نماهای متداول و آشنا برای مخاطب فاصله گرفته است، در حالی که سازنده فراموش نمیکند که این مجموعه باید قابلیت جذب مخاطب انبوه را داشته باشد؛ بنابراین در شکل و صورت کارگردانی، به خودنمایی دچار نشده و در به کارگیری تکنیکهای خلاقانه حد تعادل را نگه داشته و زیادهروی نمیکند؛ رویکردهای طراحی صحنه و فیلمبرداری و همچنین انتخاب توناژ رنگی غالب نیز براساس همان اصلی که به آن اشاره شد صورت گرفته است و به این ترتیب، مشخص است که برای چینش عناصر بصری این سریال، زمان و انرژی بسیاری صرف شده است؛ دفتر یادداشت کمدی مدرنی است که میتواند ذائقه مخاطب را تغییر داده و آن را بهبود ببخشد؛ سریال دفتر یادداشت از 26 آبان هر جمعه در شبکه نمایش خانگی پخش میشود؛ شما میتوانید نسخه قانونی قسمت 10 سریال دفتر یادداشت را با لینک قانونی نیم بها از رسانه دوستی ها دانلود و تماشا کنید.
در حال بارگذاری پخش کننده...
همون چیزی که از اول گفتم
تمام افرادی که اطراف کاراکتر اصلی هستن همه چیز رو می دونن به جز کاراکتر اصلی
حالا مخاطب خودش رو جای چه شخصیتی می ذاره معمولا؟ خوب معلومه کاراکتر اصلی
و این واسه من یکی که اصلا جالب نیست
البته که می دونم بالاخره هر رسانه ای هدف های خودش رو داره و نباید زیادی وارد موضوعات پیچیده و خاص بشیم واسه نقد و بررسی ولی خداوکیلی بالاخره قتل های دهه هفتاد چه ربطی داره به یه قاتل که تقریبا به دلیل مسائل شخصی قتل هایی رو انجام می ده (که معلوم هم نیست اصلا اون این کارهارو کرده باشه تا اینجایی که تو سریال دیدیم)
می دونین چرا همیشه این سوال قتل های دهه هفتاد رو می پرسم : چون همه می دونیم که پرداختن به یه همچین موضوعی خیلی پیچیده و عجیب و خاص و غیر قابل پخش هست تقریبا و کاملا انتظار داشتن حداقل یه لپی از اون موضوع کشیده بشه یا یه اشاره ای بشه وقتی تو خلاصه داستان اومده ولی هیچ به هیچ و همون حدسی که می زدم و امکان نداره حداقل تا نیم قرن دیگه به این موضوع کسی بپردازه
دادش بزار راحتت کنم به قتل های دهه هفتاد ربطی نداره دیگه دنبال نکن سریالو لطفا
با هم بررسی میکنیم.
خوب ما درباره شعله چی میدونیم؟
میدونیم احتمالا در بچگی همراه با خواهرش انگشتش را از دست داده و انگیزه میگیره که بعداً بره دنبال فردی که باعث افتادن کمد یا خیانت پدرش بهشون(احتمالا) یا شخص دومی که زیر کمد افتاد بشه
بعد میدونیم که دست به قتل های مختلفی زده و به اتفاق با پدر ایرج و پدر غراب رابطه داشته ،حالا یه نکته ،تو اون رستوران گفت ببینیم امشب کی تو قلابمون میافته.یعنی تصادفی پدر ایرج را انتخاب کرده و ایرج کاملا تصادفی وارد این بازی شده ،پس ربطی به قضیه کمد و انگشت بریده نداره،حالا اینکه چرا عاشق پدر غراب بوده و چرا بعداً میکشتش را نمیدونیم ،فقط میدونیم ۳۰ سال بعد قضیه پدر ایرج احتمالا پدر غراب یا همون خواننده هه به قتل میرسه ،حالا این سوال را از خودمون میپرسیم،آیا ما با یه فرد روانی طرفیم که هر کی را که از راه میرسه به علت زخمی که در کودکی خورده میکشه ؟!انگیزش چیه؟ و دقیقا چه زخمی خورده ؟دیگه میدونیم احتمالا ایرج مثل قضیه ناصر و امیر ،باعث یک حادثه در زندگی شعله میشه ،حالا اصلا معلوم نیست چی بوده وفقط در این حد که شعله فرصت های زیادی برای کشتن ایرج داشته و این کار را نکرده،فقط با از دست رفتن حادثه ایرج یجورایی خودش را از سرش باز کرده تا دیگه دنبالش نباشه ،سیمین و غراب دنبال شعله آمدن و شعله ام مرگش را جعل میکنه تا به بازی ادامه بده؟حالا دو حالت داریم یا شعله هنوز زندست و یا اینکه مرده و خواهرش (همونی که ازش کوچکتر بود به راهش ادامه میده)
حالا یه نکته دیگه ام بگم سبک آهنگی که خواننده هه میخواند تو سریال (همون پدر غراب ) با سبک آهنگی که زنه سیا هپوش میشنوه یکیه ،این یک نشونه میتونه باشه ،یا کاملا سلیقه کارگردان که بعید میدونم.
حالا میریم سراغ قضیه مادر نازنین
نازنین میگه ما یه چیزی را شروع کردیم ،قبل از همه یه چیز بگم که اصلا فکر نکنید نازنین و مادرش ممکنه در قتل ها دست داشتن باشند،چرا چون ما اینجا غراب را داریم که احتمالا دلباخته نازنین هست ؟ و قبلاً با نازنین بوده ،پس منطقی نیست بگیم نازنین با کارگاه ارشد قتل ها قبلا با هم بودن ،نکته بعدی در مورد مادر نازنینه،یه نکته بگم که ما فهمیدیم پدر ایرج احتمالا از افراد اهل دله که زود عاشق میشه ،ممکنه که در بچگی مادر مادر نازنین یجورایی با پدر ایرج در رابطه بوده باشند و ایرج و مادر نازنین از همون بچگی عاشق و دلباخته هم باشند که متاسفانه به فرجام نمیرسه ،حالا چرا اینو میگم،چون اگر دقت کرده باشین خود حمید که از بچگی رفیق ایرج بود ،موقع که ایرج تو قسمت قبل مادر نازنین را دید خیلی سعی کرد جداشون کنه،پس یه چیزی قبلا بوده از همون بچگی بوده
حالا میریم سراغ تیام ،تیام ،میدونیم تیام هم در پرورشگاه بوده، و احتمالا بعداً یکی به سرپرستی میگیرتش ،آیا امکان داره این فردی که تیام را به سرپرستی میگیره با توجه با رابطه ای که تیام با قاتل داشت، خود شعله باشه؟ نه چون اگه داشت حمید میدونست ،حالا امکان داره کسی که تیام را به سرپرستی گرفته خواهر شعله باشه؟ ممکنه و این با فرضیه جور در میاد ،اگه در نظر بگیریم زنه سیاه پوش مادر تیام باشه ،اون احساس محبتی که تیام بهش داشت منطقی در میاد. نکته بعدی.اینه که اون زنه که اومد گفت تیام مجلس شما را میخواد.بعد تیام میگه نه من امروز نمیتونم،این یعنی تیام قبلاً بار ها و بار ها و احتمالا هر شب اونجا میرفته،و احتمال اینکه افراد دیگه ای از ساختمان تو اونجا باشن و قضیه و نقشه قتل ها را با انگیزه مشترک با هم اجرا کنند زیاده.
حالا سوالات
این شراره واقعا کجا قضیه هست و چرا کشته شد؟و چرا آنقدر دیر کشتنش اگه قاتل ازش کینه داشته ؟ نکته بعدی اینکه چه طوری قاتل هم شراره را کشته و هم بدون دیده شدن خودش را به خونه ایرج رسونده؟
و نکته بعدی اینکه قاتل چرا عکس ها را سوزند وقتی میدونست که ایرج دوباره یادش میاد،ممکنه فقط میخواسته مدارک را نابود کنه و بعد ایرج ناخواسته به خونش اومده ،بعد مجبور شده بیهوشش کنه ،یا مثلا فکر میکرده،تمام مدارک همین ها هستن و غراب ازشون کپی نداره ،حالا اصلا چرا بعد اینهمه مدت یاد مدارک کرده؟
چرا فکر میکنم قاتل میخواد با ایرج بازی کنه؟
چرا نشونه ای که قاتل سر هر صحنه میزاشت با نشونه اول دفترچه ایرج یکیه ؟
و چرا من حس میکنم ایرج دقیقا لحظه ای که شعله را پیدا میکنه ،شعله بهش حمله ور میشه و باعث از دست رفتن حافظش میشه.
و هزار تا چرا دیگه
درود به نویسنده پر توان سریال که آنقدر برای مخاطبان ارزش قائله.
این سریال رو ساختن تا فقط عقده پخش اهنگهای امریکایی شون رو فروکش کنن و را برا هم فحش بدن به همدیگر
اینا را خوب میبینی، فیلمنامه قوی ،فیلم برداری و کادر بندی بجا، روند مناسب اتفاقات را نمیبینی؟!بقیه سریال ها را هم همینجوری قضاوت میکنی؟!یا فقط ایرانیا را…
بله همه را میبینم و چون خیلی میبینم میتونم نظر بدم فیلمهای پرنو هم خیلی خیلی خوب فیلمبرداری میشوند و کادر بندی بینظیر دارند و روند فوق العاده ایا میتوان گفت خوب هستند؟ از اینکه یک فیلم و سریال چه چیز را اموزش میدهد و انرا وارد جامعه میکند پی به کیفیت یک فیلم میبرند وگرنه نو درصد فیلمهای هالیوددی سوپر فیلمبرداری و تکنیک هستند. و جالب دنباله رو این فیلمهای مزخرف مثل همیشه زیاد هست
درود بر وجدانتان ،بنده کاملا با شما موافقم ،ترویج فرهنگ غلط متاسفانه همه جا پر شده.یعنی واقعا هیچ اثری را نمیتونی در حال حاضر پیدا کنی که چیز غلطی را ترویج نکنه.و متاسفانه واقعا نمیدونم از این کارها چه سودی میبرند.این کار تو سریال های نمایش خانگی هم به تازگی مد شده.ولی خوب چه میشه کرد؟اگر راهکاری دارید بگید ما هم انجام بدیم.این روند توقف ناپذیره.علت گله بنده به شما هم به خاطر این بود که سریال را یک طرفه قضاوت کردید،در کنار نقاط ضعف نقاط قوتم باید همیشه گفت .
تحلیل قسمت ۱۰ دفتر یادداشت/notebook📒:
عجب قسمتی بود از اون پر معما ها بود.
خب معلوم شد شعله از کجا خیانت های عاطفی رو میفهمیده، توی کافه کار میکرده و هرکی که گول میخورده و بهش دلمیباخته رو میکشته.اون پدر ایرجو دید به خاطر خیانتی که به زنش یا همون مادره سیمین و ایرج کرد بعد از اینکه باهاش تو رابطه رفت به قتل رسوندش سیمین که اینو فهمیده بود سعی در اثبات این موضوع بود ولی ایرج قبول نمیکرد.خواننده کافه پدره غراب بوده که منطقیه چون از زنش یک بچه به نام غراب داشته با این حال با شعله هم تو رابطه میره و شعله هم باز بوی خیانت میاد و اونو هم میکشه.تیام کیه؟شریک جرمه قاتل،نفوذی توی ساختمون.و حالا فکر کنم با عقل جور در بیاد که اگر تیام شراره رو بکشه و قاتل شنل پوش منتطر خروج ایرج از خونه اش بشه و بعد خارج شدنش و رفتن ایرج به خونه شراره شنل پوشه قاتل بره تو خونه ایرج و شروع به نابودی کُمُد سیمین میکنه تا ایرج برگرده خونه بعدش ایرجو خفت میکنه و الی آخر.
چیزی که برام جالبه این که معیار قاتل تغییر کرده در قتل های گذشته ش هدف ها مرد بودن اما حالا شراره و سیمین رو بین مقتول ها داریم که باعث میشه شک داشته باشم این همون قاتل گذشته س اگر فقط صرفا برای اطلاعات سیمین بود غراب و ایرج و حمید هم اطلاعات و مدارکی در دست داشتن اما کاری با اون ها نداشت