- Admin
- ۰۲ مهر ۱۳۹۴
- جملات خنده دار
- 97172 بازدید
- ۴۲ نظر
اس ام اس طنز جوک جدید جملات خنده دار
1. بچه های فامیل دور ننه بزرگم جمع شده بودن، ننه داشت از قدیما میگفت!
که یه دفعه زل زد تو چشم یکی از نوه هاش و پرسید: عزیزم مگه عقد کردی؟
با تعجب جواب داد نه! ننه روشو برگردوند و زیر لب گفت:
یاد اون زمون بخیر تا کسی خونه شوهر نمی رفت نه ابروهاشو برمیداشت نه سرخاب سفیدآب میکرد…
بغل دستیش در گوشش گفت تا ننه نفهمیده پسری پاشو برو گمشو بیرون!
جوک های سرکاری و استاتوس طنز و لطیفه باحال
1- ساعت سه نصف شب اومدم در یخچالو باز کردم دنبال چیزی می گشتم؛ بابام سرشو از زیر پتو در آورد گفت یه لیوان شیر هم بخور. من که به کل تعجب کرده بودم که چطوره که به فکر منه پرسیدم چرا؟ گفت تاریخش تا امشبه.