- Admin
- ۱۱ شهریور ۱۳۹۲
- مطالب جالب
- 31894 بازدید
- ۷ نظر
بعضی سکوت را به رشوه ای کلان می خرند و با سودی سرشار، به اسم حق السکوت، می فروشانند
آدم، بسیاری حرف ها را که می شنود، آرزو می کند کاش بشر گنگ و ساکت بود
سکوت، یعنی گفتن در نگفتن، یعنی مقابله با شهوت رام نشدنی حرف
یعنی تمرین برگشتن به دوران جنینی و شنیدن انحصاری لالائی قلبِ مادر در تنهائی محض
.
سکوت در مکالمه تلفنی، یعنی تردید یا مزاحمت، یا شرم
…
هر سکوتی، سرشار از ناگفته ها نیست، بعضی وقت ها، سرشار از خجالتِ گفته هاست
…
موسیقی، یعنی سکوت بعلاوه سکوت های شکسته شده ی موزون
…
سکوتِ آرام کتابخانه، یعنی رعد و غرش نهفته ی تمامِ حرف های فشرده ی عالم، در پیش از این
…
سکوتِ شاهد، یعنی شهادتِ دروغ، موقع خواب و استراحت و تعطیلی وجدان
…
سکوتِ محکوم بی گناه، یعنی بغض، آه، گریه درون
…
سکوتِ مظلوم، یعنی نفرینی مطلق و ابدی
…
سکوتِ عاشق در جفای معشوق، یعنی پاس حرمتِ عشق
…
سکوت، در خود گریه دارد ولی گریه، با خود سکوتی ندارد
…
بعضی با سکوت آنقدر دشمنند که حتی در خواب هم آنرا با پریشان گوئی می شکنند
…
سکوتِ در بیمارستان، بهترین هدیه ی عیادت کنندگان است
…
ایرانی ها، از قدیم معنی سکوت و سخن بخردانه گفتن را خوب بلدند
اشکال فقط در استفاده گاه و بیگاه از این دو نعمت، به جای هم است
…
آنان که حرمت سکوت را پاس می دارند، بیش از حرّافانِ حرفه ای، به بشر امیدواری می دهند
…
وقتی خدا بخواهد فساد کسی را برملا کند، نعمتِ سکوت را از او سلب می کند
…
سکوتِ قاضی، رعب آورترین سکوتِ زمینی است، وقتی بدانی گناهکاری
…
سکوتِ وداعِ واپسین دیدار دو دلدار، همیشه مرطوب است
…
سکوتِ یک محکوم به مرگ، پر از پشیمانی لزج است
…
خیالتان آسوده، سکوتِ مرگ، سرد و منجمد است، ولی شکستنی نیست
…
زیر زمین خانه های قدیمی تمام مادر بزرگ ها، سرشار از سکوتِ ترشی سیر
انار خشکیده، سرکه ی انگور، عروسک ها و دوچرخه دوران بچگی است
…
سینمای صامت، پر از سکوتی گویا و خنده دار بود.
…
غیرقابل درک ترین سکوت، متعلق به معلم ادبیات پیری است که
شاگرد قدیمش را در حال غلط خواندن گلستان سعدی از تلویزیون می بیند.
…
آزار دهنده ترین سکوت، وقتی است که دروغ می گوئی و مخاطبت در سکوتی سنگین، فقط نگاه می کند
…
در گورستان، فقط در ساعات معینی که ارواح به میهمانی می روند، سکوت برقرار است
…
بعضی، بلدند با تمام وجود مدت ها ساکت باشند، حیف که زبانشان آخر همه را به باد می دهد
…
آدم های ترسو، برای فرار از سکوت، با خود حرف می زنند
…
تابلوهای جهت نما، در خیابان و جاده ها، در سکوتی بی ادعا، عابران را راهنمائی می کنند
…
تمام مردم جهان، با یک زبان واحد سکوت می کنند، ولی به محض باز کردن دهان از هم فاصله می گیرند
…
کرو لال ها، در سکوتِ محض با هم حتی پرچانگی هم می کنند
…
سکوت، خیلی خیلی خوب است، اما نه هر سکوتی
…
بعضی، قادرند تا لحظه مرگ، سکوت کنند، به شرطِ آنکه حق السکوتِ قابلی در قبالش گرفته باشند
…
در آخرت، تو را به خاطر حرفهای نسنجیده، ممکن است مجازات کنند
ولی سکوتِ بی جایت را، هرگز نمی بخشایند
…
سکوت را با هر چیزی می شود شکست، ولی با هر چیزی نمی توان پیوند زد
…
سکوت، حتی از نوع مطلق اش در نهایت شکستنی است
…
دفاترِ سفید و بی خطِ نو، مثل نوارِ خام، مملو از سکوتند
…
تاکنون، هیچ مترجمی پیدا نشده که بتواند سکوت را، از زبانی به زبان دیگر ترجمه کند
…
قطعاً یکی از راههای تحمل زندگی، پناه بردن به سکوت است
…
همیشه گفته اند، از آن نترس که های و هو دارد، از آن بترس که برّوبرّ
نگاهت می کند و در سکوت، برایت نقشه ای شیطانی می کشد
…
آدم های خسیس، ممکن است بی بهانه حرف بزنند، ولی بی بها، سکوت نمی کنند
…
سکوت گاهی وقتها واقعا زیباست…
مثل وقتایی که آدم توی طبیعته؛ توی یه جای بکر و دنجش که
جز پرنده ها و آب و درختاش کس دیگه ای نیست و صدایی نیست جز
همین صداها که گوش دادن بهشون یه شور خاصی به آدم میبخشه
…
سکوت ساحل واقعا زیباست و سکوت زمانیکه
یه نوای زیبا به گوش میرسه و همه ی وجود آدم رو در بر میگیره …
…
سکوت؛ در آن می توان شکفت، شکست، خندید، بارید، ترسید، شنید
در او می توان نشست و هیچ نگفت و تنها در سکوت است که
می توان فاصله ها را با گوهر خیال، پیوند داد
…
راستی چه زیباست سکوت؛ این واژه پر از فریاد …

دل آدم …چه گرم می شود گاهی ساده… به یک دلخوشی کوچک…
به یک احوالپرسی ساده…
به یک دلداری کوتاه …
به یک “تکان سر”…یعنی…تو را می فهمم…
… به یک گوش دادن خالی …بدون داوری!
به یک همراهی شدن کوچک …
به حتی یک همراهی کردن ممتد آرام …
به یک پرسش :”روزگارت چگونه است ؟”
به یک دعوت کوچک به صرف یک فنجان قهوه !
… به یک وقت گذاشتن برای تو…
به شنیدن یک “من کنارت هستم “…
به یک هدیه ی بی مناسبت …
به یک” دوستت دارم “بی دلیل …
به یک غافلگیری :به یک خوشحال کردن کوچک …
به یک نگاه …
به یک شاخه گل…
_دل آدم گاهی …چه شاد است …
به یک فهمیده شدن …درست !
به لبخند!
به یک سلام !
به یک تعریف به یک تایید به یک تبریک …!!!
و ما چه بی رحمانه این دلخوشی های کوچک و ساده را از هم هم دریغ میکنیم و تمام محبت و دوست داشتن مان را گذاشته ایم کنار تا به یک باره همه آنها را پس از مرگ نثار هم کنیم … ؟
عاشقتم آجی اعظم!!!!☺♥☺♥☺♥☺♥☻♥☻♥☻♥☻♥
داداش سهیل خیلی دوست داشتم ممنون
دوستان قدر سلامتیتون رو بدونید ،کسانی هستند که الان آرزو دارن قلبشون سالم باشه پس بیاید برای بیمارا دعا کنیم 🙁
واقعا زیبا بود..
درضمن اعظم حرف نداری 😉
اعظم جان خیلیی قشنگ بود
🙂