سری چهارم مجموعه عکس نوشته های بسیار جالب، رمانتیک، خلاقانه و فانتزی
گلچین دل نوشته های تصویری عاشقانه و جملات آموزنده و الهام بخش

مشاهده سایر تصاویر نوستالژیک از ترانه ها، نقل قول ها و اشعار احساسی در ادامه …
Romance SMS, Love Texts, اس ام اس دلنشین, شعر و متون عشقولانه



















وقــتے کســے
با همــہ یِ وجــودش تو رو دوســت داره ….
فــکر نــکن
تـو خــیلے تـک و دلـربایـــے ….!!
فــکر نــکن خیــلے سـرتـری…!”
اون خیــلے تکــہ
کــہ تــویِ ایــن دنیــایــے کــہ
کــسے پـایِ کســے
نمــے مــونـہ …. ~~> پــایِ بــد و خــوبـت مــونـده ….!!
” ﻭﺗﻮ ﮐـﺎﺵ ﻣﯽ ﺩﺍﻧﺴﺘﯽ
ﮐﻪ ﺷﺎﺩﯼ ﺍﺕ …
ﺩﻧﯿـﺎﯼ ﻣـﻦ ﺍﺳﺖ …
ﻭ ﺍﻧﺪﻭﻫﺖ … ﻭﯾﺮﺍﻧــــــﯽ ﻟﺤﻈﻪ ﻫﺎﯾﻢ!
ﻭ ﻫﯿـــــﭻ ﻧﻤﯽ ﺩﺍﻧﯽ ﮐﻪ ﭼﮕﻮﻧﻪ ﺩﺭ ﺧﻨــــﺪﻩ ﻫﺎﯾﺖ
ﺑﻪ ﺍﻭﺝ ﻣﯽ ﺭﺳﻢ .
ﺍﻣـــّﺎ
ﮐﺎﺵ ﻣﯽ ﺗﻮﺍﻧﺴﺘﻢ ﻧﺸﺎﻧﺖ ﺩﻫﻢ
ﮐﻪ ﺑﺎ ﻫﺮ ﻧﻔﺴــﻢ.
ﺩﺍﻧﺴﺘﻪ ﻭ ﯾﺎ ﻧﺪﺍﻧﺴﺘﻪ ..
عاشقت می شوم “!
هنوز هم بوی خاک را دوست دارم …
و هنوز هم دلم کودکی ست عاشق بازی با خاک
نگران نباش …
حال دلم خوب است …
فقط گاهی بهانه ی خاطراتی را میگیرد که با دستانم خاکشان میکنم
زیر انبوهی از گریه …
گریه هایی که بویشان را دوست ندارم …
هی روزگــار . . .
از خطـ خطــے هایـم ساده نـگــــــــذر . . . !
بــه یـاد داشتــــــہ باش . . .
این دلــنـوشــــــت ــــــہ ها را یک دل، نــوشـــــتــــ ــه. . . !
برای آدمها چه آنها که برایت عزیزترند!
چه آنها که فقط دوستند…
خاطره های خوب بساز….!!
آنقدر برایشان خوب باش که اگر روزی هرچه بود گذاشتی و رفتی؛در کنج قلبشان جایی برایت باشد؛ تا هرازگاهی بگویند کاش بود؛
هرازگاهی دست دراز کنند و بخواهند که باشی؛
هرازگاهی دلتنگ بودنت شوند…
میدانم سخت است
ولی…!
تو خوب باش حتی با آنکه با تو بد کرد،روزی میفهمد همان ساده بودنت کم نبود…
دل یک زن تمام دنیای اوست.
شاه دلش باش ای مرد.
نه سردار سپاهی که احساسش را در
هم میشکند….
داستان باز هم تو را میخواهم
روزی پسری خوشچهره در حال چت کردن با یک دختر بود. پس از گذشت دو ماه، پسر علاقه بسیاری نسبت به او پیدا کرد. اما دختر به او گفت: «میخواهم رازی را به تو بگویم.»
پسر گفت: «گوش میکنم.»
دختر گفت: «پیتر من میخواستم همان اول این مساله را با تو در میان بگذارم اما نمیدانم چرا همان اول نگفتم، راستش را بخواهی من از همان کودکی فلج بودم و هیچوقت آنطور که باید خوش قیافه نبودم. بابت این دو ماه واقعاً از تو عذر میخواهم.»
پیتر گفت: «مشکلی نیست.»
دختر پرسید: «یعنی تو الان ناراحت نیستی؟»
پیتر گفت: «ناراحت از این نیستم که دختری که تمام اخلاقیاتش با من میخواند فلج است. از این ناراحتم که چرا همان اول با من رو راست نبود. اما مشکلی نیست من باز هم تو را میخواهم.»
دختر با تعجب گفت: «یعنی تو باز هم میخواهی با من ازدواج کنی؟»
پیتر در کمال آرامش و با لبخندی که پشت تلفن داشت گفت: «آره عشق من.»
دختر پرسید: «مطمئنی پیتر؟»
پیتر گفت: «آره و همین امروز هم میخواهم تو را ببینم.»
دختر با خوشحالی قبول کرد و همان روز پیتر با ماشین قدیمیاش و با یک شاخه گل به محل قرار رفت. اما هر چه گذشت دختر نیامد. پس از ساعاتی موبایل پیتر زنگ خورد.
دختر گفت: «سلام.»
پیتر گفت: «سلام پس کجایی؟»
دختر گفت: «دارم می آیم. پیتر از تصمیمی که گرفتی مطمئن هستی؟»
پیتر گفت: «اگر مطمئن نبودم که به اینجا نمیآمدم عشق من.»
دختر گفت: «آخه پیتر…»
پیتر گفت: «آخه نداره، زود بیا من منتظر هستم.» و پایان تماس.
پس از گذشته دو دقیقه یک ماشین مدل بالا که آخرین دستاورد شرکت بنز بود کنار پیتر ایستاد. دختر شیشه را پایین کشید و با اشک به آن پسر نگاه میکرد. پیتر که مات و مبهوت مانده بود فقط با تعجب به او نگاه میکرد. دختر با لبخندی پر از اشک گفت سوار شو زندگی من. پیتر که هنوز باورش نشده بود، پرسید: «مگر فلج نبودی؟ مگر فقیر و بد قیافه نبودی؟ پس…»
دختر گفت: «هیس، فقط سوار شو.»
پیتر سوار شد و رو به دختر گفت: «من همین الان توضیح میخواهم.»
آری آن دختر کسی نبود جز آنجلینا بنت، دهمین زن ثروتمند دنیا که بعد از این جریان در مطبوعات گفت: «هیچوقت نمیتوانستم شوهری انتخاب کنم که من را به خاطر خودم بخواهد زیرا همه از وضعیت مالی من خبر داشتند و نمیتوانستم ریسک کنم. به همین خاطر تصمیم گرفتم که با یک ایمیل گمنام وارد دنیای چت بشوم. سه سال طول کشید تا من پیتر را پیدا کردم. در این مدت طولانی به هر کس که میگفتم فلج هستم با ترحم بسیار من را رد میکرد. اما من تسلیم نشدم و با خود میگفتم اگر میخواهم کسی را پیدا کنم باید خودم را یک فلج معرفی کنم. میدانم واقعاً سخت است که یک پسر با یک دختر فلج ازدواج کند. اما پیتر یک پسر نبود… او یک فرشته بود. او من را به خاطر خودم میخواست نه به خاطر پولم. با آنکه به دروغ به او گفتم فلج هستم اما باز هم من را میخواست.»
آنها هم اکنون ازدواج کردند و فرزندی به نام جیمز دارند.
سایت قشنگی هست به وبم سربزنین