سری چهاردهم مجموعه عکس نوشته های بسیار جالب، رمانتیک، خلاقانه و فانتزی
گلچین دل نوشته های تصویری عاشقانه و جملات آموزنده و الهام بخش

مشاهده سایر تصاویر نوستالژیک از ترانه ها، نقل قول ها و اشعار احساسی در ادامه …
Romance SMS, Love Texts, اس ام اس دلنشین, شعر و متون عشقولانه



















در جایی که همه زغال فروش شده اند و دیگران را سیاه میکنند بیا کمی از مد افتاده باشیم !
سپید بمانیم . . .
اشتباه من املایی بود
من فقط او را “همدرد” نوشتم…
گویا او “هم ، درد “بود …
شــک نکــــن …!
” آینــــده ای ” خواهـــم ساخت که ,
” گذشتــــه ام ” جلویــــش زانــو بزنــــد …!
قـــرار نیـــســــت مــــن هــــم دلِ کس دیـــگری را بســــوزانم …!
برعـــــکــــس کســــی را که وارد زندگیــــم میشــــود ,
آنـــقـــدر خوشبخت می کنــــم کـــــه ,
به هـــر روزی که جــای ” او ” نیـستـی به خودت “لعنـــت ” بفـــرستـی….
گاهی دلت از کسایی میگیره که فکر می کردی با تمام آدمهای کنارت فرق دارن !
خودشون . . .
دنیاشون . . .
زندگیشون . . .
و بعد بفهمی که دنیایی ندارن که بخوان به خاطرش زندگی کنن ، این آدما وجودشون توی ذهنتم زیادیه چه برسه توو زندگیت !…
چَند روزیست سیــــــــــگارهم دلـــــم را میزَند…میلی ندارم بِِِِهشــ …اما…بــــی انصافیست آنطور ک مرا ترکـــــ کردند..ترکــشـ کنم…
گــرگــی دست به خودکشی زد و در وصیت نامه اش نوشته بود :
پوســتم را بسوزانید تا هیچوقت شغالی در آن نقش ما را بازی نکند که
نـِـــــــــفرین بره ای پشت سر ما باشد ….!!
چقدر این جمله زیباست:
انسانهای ناپخته
همیشه میخواهند
که در مشاجرات پیروز شوند…
حتی اگر به قیمت
از دست دادن “رابطه” باشد…
اما انسانهای عاقل
درک میکنند که گاهی
بهتر است در مشاجره ای ببازند،
تا در رابطه ای که
برایشان با ارزش تر است
“پیروز” شوند…
تلنگر…
?اونجا بود که فهمیدم تو با همه ی مردها فرق داری…?
.
.
وقتی اون روز تو باغ همه ی خانومها رو جو گرفته بود و جلوی همه قهقهه می زدن و شوهراشون هم بی خیال نشسته بودن و تماشا می کردن وقتی منو هم به جمعشون دعوت کردن ؛آروم تو گوشم گفتی:
«مواظب وقار و متانت ات باش عزیزم »
?اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری?
وقتی حواسم نبود و کمی روسری ام لیز خورده بود و موهام دیده می شد با لبخند گفتی:
«موهات بیرونه ها خانومی!»
درحالی که موهام رو قایم می کردم نگاهی به زنهای اطرافم تو خیابون انداختم. شرم آور بود. شوهراشون چه بی خیال…
?اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری?
وقتی درعین حال که منو به فعالیت اجتماعی و درس خوندن و فعالیت در دانشگاه تشویق می کردی؛ هرازچندگاهی یادآوری می کردی که:
«غرور زن در مقابل مردان غریبه بجا و خوبه »
?اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری?
وقتی اون روز آقای …. همسایمون اومده بود دم در. چادر سر کردم و رفتم قبض ها رو ازش گرفتم .برگشتم دیدم با لبخند بهم خیره شدی . گفتی:
«خوشم اومدچه مردونه برخورد کردی, بدون عشوه و طنازی»
? اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری?
وقتی اون روز تو مجلس عروسی یهو همه رو جو گرفت و زن و مرد قاطی شدن و… مردهای دیگه با چه لذتی به تماشا نشسته بودن.
تو مثل برق از جا پریدی و زدی بیرون. پشت سرت اومدم . گفتی:
«متشکرم که اونجا نموندی»
?اونجا بود که فهمیدم تو با همه مردها فرق داری
تلنگر…ممنون فاطمه یاس عالی بود.
خواهش مرسده جان. (^_^)
بعضی ها؛ شبیه عطر بهار نارنج هستند در کوچه پس کوچه های پیچ در پیچ دلت…
نفس میکشی… آنقدر عمیق؛ که عطر بودنشان را تا آخرین ثانیه ی عمرت؛ در ریه هایت ذخیره کنی…
آنها؛ آرامش مطلقند؛ لبخندشان… تلالو برق چشمانشان؛ صدای آرامشان…
اصل کار، تپش قلبشان… انگار که یک دنیا آرامش را به رگ و ریشه ات تزریق می کنند.
و من چقدر دوست دارم این بعضی ها را…
هوای گریه دارم تو این شب بی پناه
دنبال تو میگردم دنبال یه تکیه گاه
دنبال اون دلی که تنهاییُ میشناسه
دستای عاشق من لبریز التماسه
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه ی هر شب من فقط برای تو بود(۲)
سکوت شیشه ایمُ صدای تو میشکنه
تو آسمون عشقم شعر تو پر میزنه
با تو دل سیاهم به رنگ آسمونه
تو بغض من میشکنن شعرای عاشقونه
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه ی هر شب من فقط برای تو بود(۲)
سکوت شیشه ایمُ صدای تو میشکنه
تو آسمون عشقم شعر تو پر میزنه
با تو دل سیاهم به رنگ آسمونه
تو بغض من میشکنن شعرای عاشقونه
هزار و یکشب من پر از صدای تو بود
گریه ی هر شب من فقط برای تو بود(۲)
خورشیدِ پشتِ پنجرهی پلک های من
من خستهام! طلوع کن امشب برای من
می ریزم آنچه هست برایم به پای تو
حالا بریز هستی خود را به پای من
وقتی تو دلخوشی، همه ی شهر دلخوشند
خوش باش هم به جای خودت، هم به جای من…
تو انعکاسِ من شدهای کوهها هنوز
تکرار میکنند تو را در صدای من
آهسته تر! که عشق تو جُرم است، هیچکس
در شهر نیست باخبر از ماجرای من
شاید که ای غریبه، تو همزاد با منی
من… تو… چهقدر مثل تو هستم! خدای من!
اینجا دنیاست ..
هیچ چیز جای ِخودش نیست !
زنـدگی
آدم هـــا
قلب هـا
یا یکی بی دل است ! یا دو دل !
یکی هم اینجــا…
بی تــو …… دل توی ِ دلش نیست …
دلم ﻣــﮯ ﺧــﻮﺁﻫَــﺪ ﺁﺭاﻡ
ﺻـِـﺪﺍﻳَﺖ ﮐُــﻨَــﻢ
ﻭ ﺑـِـﮕـــــــــﻮﯾَــﻢ ﺗــﻮ ﺧــﻮﺩ ِ ﺁﺭاﻣـِـــــــــﺸــﮯ
ﻭ ﻣـَـﻦ ﺧــﻮﺩ ِ ﺧــﻮﺩ ِ ﺑــﯿــﻘَــﺮﺁﺭ…
ﺧــــﺮﺍﺑﺖ می ﺷــــﻮﻡ
ﻣﺮﺍ ﻫﺮ ﮔــــﻮﻧﻪ ﮐﻪ ﻣﯽ ﺧـــــﻮﺍﻫﯽ ﺑﺴـــــﺎﺯ …
روزگار “دو چیز با ارزشو” از ما می گیره :
“دوستهای خوب”
و
“روزهای خوب”
ولی هیچ وقت
نمیتونه “یه چیزو” از ما بگیره …
“روزهای خوبی” که با “دوستهای خوب” گذشت … !!!
عالییییییییییی همه عالیییییییی. تشکر ویژه خدمت ادمین محترم و داش حسین و آبجی فاطمه یاس و مرسده و میقات عزیز و پرنده آبی و آبجی آرامش….. دست همتون درد نکنه ……. عالی بودن… 🙂