دوستی ها

  • نویسنده
  • ۰۱ آذر ۱۴۰۲
  • 94104 بازدید
  • ۲۸ نظر

دانلود فصل دوم سریال زخم کاری: بازگشت قسمت دوازدهم Mortal Wound: Return S02E12

فصل 2 سریال زخم کاری: بازگشت قسمت 12 با بالاترین کیفیت 1080p BluRay

فصل دوم سریال زخم کاری: بازگشت قسمت دوازدهم Mortal Wound: Return S02E12

کارگردان: محمدحسین مهدویان | ژانر: خانوادگی، درام، اجتماعی | تاریخ انتشار: سال 1402

تعداد قسمت‌ ها: 13 اپیزود | مدت زمان این قسمت: 45 دقیقه | کیفیت: بلوری

ویژه شبکه نمایش خانگی | تهیه‌کننده: محمدرضا تخت‌کشیان

خلاصه داستان:
در نبود مالک حالا مدعیان تاج و تخت او یکی یکی از راه می‌رسند و این آغاز آشوب دیگری است… هنوز بوی خون به مشام می‌رسد!

بازیگران:

جواد عزتی، رعنا آزادی ور، الهه حصاری، مرتضی امینی تبار، سعید چنگیزیان، سیدجواد هاشمی، کامبیز دیرباز، مهران غفوریان، الناز ملک، امیر دژاکام، مه‌لقا باقری و…

 

(دانلود قانونی با مصرف اینترنت نیم بها)

[کیفیت 1080p BluRay با حجم 3.13 گیگابایت – 20.000 تومان]

[کیفیت 1080p HQ با حجم 1.14 گیگابایت – 18.000 تومان]

[کیفیت 1080p با حجم 852 مگابایت – 15.000 تومان]

[کیفیت 720p با حجم 436 مگابایت – 13.000 تومان]

[کیفیت 480p با حجم 307 مگابایت – 12.000 تومان]

[دانلود فصل دوم زخم کاری بازگشت قسمت 13]

فصل دوم سریال زخم کاری: بازگشت قسمت دوازدهم Mortal Wound: Return S02E12

 

(دانلود نسخه مخصوص ناشنوایان با زبان اشاره)

[کیفیت 1080p BluRay با حجم 3.17 گیگابایت – 20.000 تومان]

[کیفیت 1080p HQ با حجم 1.15 گیگابایت – 18.000 تومان]

[کیفیت 1080p با حجم 854 مگابایت – 15.000 تومان]

[کیفیت 720p با حجم 434 مگابایت – 13.000 تومان]

[کیفیت 480p با حجم 306 مگابایت – 12.000 تومان]

درباره سریال:
سریال زخم کاری: بازگشت (Mortal Wound: Return) سریالی خانوادگی، درام، اجتماعی و هیجان انگیز به کارگردانی  محمدحسین مهدویان و تهیه‌کنندگی محمدرضا تخت‌کشیان در شبکه نمایش خانگی محصول سال 1402 است؛ فیلمنامه فصل دوم زخم کاری به‌ قلم گروهی از نویسندگان شامل میلاد نجفی، میلاد اکبرنژاد، اعظم بهروز، علی بحرینی و به سرپرستی محمدحسین مهدویان به نگارش درآمده است؛ قسمت یازدهم سریال زخم کاری 2، جمعه 26 آبان‌ماه 1402 در شبکه نمایش خانگی عرضه شد؛ در قسمت یازدهم سریال زخم کاری: بازگشت، شاهد بودیم که چطور پس‌لرزه‌های مرگ شفاعت تمامی خانواده‌ها را درگیر خود کرده است و زندگی تمامی شخصیت‌های داخل فیلم را تحت‌الشعاع قرار داده است؛ مرگ شفاعت یکی از اتفاقات مهم قسمت دهم بود که پس‌لرزه‌های آن تا قسمت یازدهم زخم کاری 2 هم ادامه داشت؛ شفاعت دست راست طلوعی و همه کاره کارهای طلوعی بود؛ شفاعت بود که توانست ماجرای فرنهادزاده را رفع و رجوع کند و تا حد زیادی میثم و سمیرا را کنترل کند؛ او یک مرید فرمان‌بردار بود و تحت نظارت طلوعی کار می‌کرد و هیچ وقت به طلوعی خیانت نکرد و حتی از منافع شخصی‌اش هم به خاطر رشد طلوعی گذشت؛ شفاعت در نهایت هم به خاطر ارادت بیش از اندازه‌اش به طلوعی کشته شد و خانواده‌اش نیز درگیر مرگ او شدند؛ مرگ شفاعت نشان داد طلوعی حتی به نزدیک‌ترین آدم به خودش هم رحمی ندارد و برای رسیدن به مقاصد اصلی‌اش حتی حاضر است مرگ دوست صمیمی‌اش را نیز ببیند؛ حالا با مرگ شفاعت انگشت اتهام همه به سوی میثم است؛ میثم که در قسمت قبل شاهد تعقیب و گریز او با یک ماشین ناشناس بودیم که در نهایت منجر به چپ شدن ماشین و مرگ شفاعت شد حالا متهم اصلی مرگ پدر معشوقه‌اش به حساب می‌آید؛ اگرچه میثم هیچ گاه قصدی برای کشتن شفاعت نداشت اما تصادف رخ داده باعث شد رابطه میان سمیرا و خانواده شفاعت و طلوعی همچون آتش زیر خاکستر دوباره شعله‌ور شود و مانند یک بمب مستعد انفجار در متن زندگی آن‌ها منفجر شود؛ میثم حالا گیج و گنگ از اتفاقی که افتاده است مقهور مادرش شد و با دستور مادرش و پیشنهاد طلوعی به ویلای شخصی طلوعی در شمال رفت تا آب‌ها از آسیاب بیفتد و کمی از تب و تاب ماجرای مرگ شفاعت بگذرد؛ سمیرا حالا با اتفاقی که برای شفاعت افتاد و انگشت اتهام به سمت میثم رفت تنهاتر از همیشه شد؛ او همچون یک شیر زخمی در گوشه قفس است که مجبور است به حرف‌های طلوعی اعتماد کند؛ سمیرا به خوبی درک کرده است که انتهای تمام اتفاقاتی که افتاده است می‌تواند حتی جان میثم را هم بگیرد و اگر چنین شود دیگر زندگی برای سمیرا تمام می‌شود؛ طلوعی با سواستفاده از شرایط روحی سمیرا سعی کرد میثم را از او دور کند تا میثم و مادرش برای واگذاری شرکت به طلوعی و نفع مالی‌ای که طلوعی از این واگذاری می‌برد، تحت فشار قرار بگیرند؛ سمیرا اما برای آنکه آتش خشم طلوعی را نسبت به خودش و فرزندش بیشتر نکند سعی می‌کند به حرف‌های طلوعی گوش کند تا به وقتش بتواند زخمش را به او بزند؛ شاید بتوان سیما را یکی از ریلکس‌ترین شخصیت‌های سریال دانست؛ او که حالا با مرگ شفاعت، همسرش را از دست داده بر خلاف نگاه دیگران اتفاقا میثم را مقصر مرگ همسرش نمی‌داند و با نگاهی دقیق‌تر انگشت اتهامش به سوی طلوعی است؛ سیما معتقد است که طلوعی شفاعت را تحت فشار قرار داد تا از دخترش برای جاسوسی سواستفاده کند و همین موضوع باعث مرگ شفاعت شد؛ کیمیا که در فصل دوم زخم کاری یکی از شخصیت‌های منجی برای میثم به حساب می‌آید و در کنار دستمالچی شخصیت‌هایی هستند که نور بر تاریکی حقایق زندگی مالک می‌اندازند تا میثم راه درست را پیدا کند وقتی با خبر شد که میثم به خاطر مرگ شفاعت پنهان شده است به سراغ سمیرا رفت تا بتواند سمیرا را راضی کند میثم از ایران فرار کند؛ اگرچه سمیرا به خاطر جنون ذاتی‌اش و نفرتی که از کیمیا دارد به حرف‌های او گوش نداد اما ثریا خدمتکار خانه سمیرا توانست سرنخی از میثم را به کیمیا بگوید؛ حالا کیمیا پیش از هر زمان دیگری حضورش در سریال مهم است و می‌تواند حتی پیش از آنکه شهریار دستش به میثم برسد او را نجات دهد؛ شیدا یکی از بی‌پناه‌ترین شخصیت‌های این قسمت زخم کاری بود؛ او در یک دوراهی سخت قرار گرفت؛ از یک سو مرگ پدرش که خودش شاهد آن بود و از دیگر سو میثم که به خاطر عشقش به او نمی‌تواند باور کند که میثم در مرگ پدرش نقش دارد؛ حالا در این وضعیت نگاه‌های سنگین برادرش شهریار و بازجویی‌های پلیس باعث شده است شیدا زیر بار این مشکلات کمر خم کند؛ شهریار که در خارج از کشور حضور داشت با شنیدن خبر مرگ پدرش به ایران آمد و با خشم بسیار یکی از انگیزه‌های اصلی‌اش انتقام از میثم است؛ او حالا به مدعی درجه اول از بین بردن میثم تبدیل شده است و خشم درونش را طلوعی با حرف‌های تحریک‌آمیز بیشتر می‌کند؛ شهریار که خواهرش شیدا را مقصر اصلی مرگ پدرش می‌داند به دنبال راهی است تا میثم را پیدا کند و به دست پلیس بسپارد؛ اما طلوعی که از پیش نقشه حذف میثم را کشیده بود با تحریک شهریار و نشان دادن محل مخفی‌گاه میثم او را راهی شمال کرد تا مرگ میثم به دست پسر شفاعت رقم بخورد؛ مرگ میثم می‌تواند معادلات را به نفع طلوعی تمام کند و سرنوشت شخصیت‌های دیگر سریال را نیز تا حدودی روشن سازد؛ در این میان فرناز که دلبسته شهریار است در فضایی قرار گرفته است که از هیچ چیز خبر ندارد اما از سوی دیگر نیز نمی‌تواند شهریار را همراهی کند؛ در سکانس پایانی وقتی میثم متوجه می‌شود که شهریار توسط طلوعی تحریک شده تا از او انتقام بگیرد و شهریار در راه ویلای شمال است تمام وسایلش را جمع می‌کند تا از ویلا فرار کند؛ اما درست وقتی که می‌خواهد از در ویلا خارج شود یک نفر می‌خواهد وارد ویلا شود؛ چه کسی پشت در ویلا منتظر میثم است؟ سریال زخم کاری: بازگشت از جمعه 17 شهریورماه 1402 هر هفته ساعت 8 صبح از شبکه نمایش خانگی پخش می‌شود؛ شما می‌توانید نسخه قانونی سریال زخم کاری بازگشت قسمت 12 را با لینک قانونی به صورت نیم بها از رسانه اینترنتی دوستی ها دانلود و تماشا کنید.

در حال بارگذاری پخش کننده...

۲۸ دیدگاه ارسال شده است

نمایش / مخفی کردن دیدگاه ها

  1. Sir Mojtaba :
    ۳ آذر ۱۴۰۲

    🛑 اسپویل
    چی میشه اگه در کنار هزینه های هنگفتی که صرف ساخت این سریال های فاخر میشه یه مبلغ ناچیزی هم جهت مشورت با یکی از اعضای کادر درمان برای سکانس های بیمارستانی هزینه بشه تا انقدر صحنه های داخل بیمارستان مضحک از آب درنیاد ، خانم دکتر معلوم نیست داره ماساژ قلبی میده یا داره شیدا رو واسه نماز صبح بیدار می کنه ، حالا شوک دادن از روی لباس و …. دیگه بماند.

    • Mohammed Reza :
      ۳ آذر ۱۴۰۲

      عاشق سوتی هاشم

    • The Restiven :
      ۳ آذر ۱۴۰۲

      خب آقای دکتر، من کار به کلیت قضیه ندارم و نمیخوام دفاع کنم از سریال، ولی فکنم شما یادت رفته داری سریال ایرانی میبینی…
      میخوای بازیگر زن تو سریال ایرانی رو لخت کنن ماساژ قلبی بدن ؟!

      • Sir Mojtaba :
        ۴ آذر ۱۴۰۲

        نه دوست عزیز ، نمیگم طرف رو لخت نشون بدن! (هرچند که در نمونه های خارجی مثل سریال All Saints (که با نام پرستاران در ایران پخش شد) هم یادمه که موقع دادن شوک ، دوربین به سمت بالا رفت و بدن مریض رو نشون نداد) ، حرف اینه که با وجود همین محدودیت ها به شعور مخاطب توهین نکنن ، مثلا شهریار که برادر شیدا هستش ولی در اصل بازیگر نامحرمه و نمیتونه بغلش کنه بجای اینکه بره سمت تخت شیدا و پایه های تخت رو بغل کنه! بره بیرون و عربده بکشه و هزار تا مثال دیگه ، در ضمن نحوه صحیح ماساژ قلبی رو عزیزان خدماتی بیمارستان هم می دونن ، نیازی به پرسیدن از پروفسور سمیعی که نیست! ، خیلی سخته توجه به جزئیات؟ ، پیشنهاد می کنم دو سریال “روزگار قریب” و “وضعیت سفید” رو ببینی تا متوجه بشی احترام به مخاطب با وجود همین محدودیت ها یعنی چی.

        • The Restiven :
          ۴ آذر ۱۴۰۲

          کاملا درسته…
          ولی خب روزگار قریب و… موارد استثنا هستند و تو اکثر فیلم و سریال های ایرانی از این لوس بازیا داریم؛ این که مثلا میخوان دو نفر همو بغل کنن، یهو یکی زمین میخوره یا یه چی میشه اتفاق نمیفته یا صحنه میره اونور و…
          یا مثلا میخوان همو بغل کنن، بوس کنن و… با یه بخش از لباس انجام میدن و…
          میخوان مثلا واقع گرایانه باشه ولی خب بیشتر حال آدم رو به هم میزنه…

    • مینا :
      ۵ آذر ۱۴۰۲

      وای چقدر خندیدم نماز صبح را خیلی خوب اومدی🤣🤣🤣

  2. علیرضا m :
    ۳ آذر ۱۴۰۲

    میثم بمیر دیگه اه
    دوباره باید تو فصل بعدی هم این میثمو ببینیم متاسفانه
    رکوردار گند زدن به همه چی
    حرصمون در اومد د بمیر لامصب خسته شدیم

    • آقای X :
      ۳ آذر ۱۴۰۲

      واقعا شما این سریال زباله رو میبینید؟
      این فصل آشغال به تمام معنا بود
      تا قسمت ۴ بیشتر ندیدم

    • امین.ع :
      ۳ آذر ۱۴۰۲

      آخر سر مالک میاد یک انتحاری میزنه خودشو پسرشو طلوعیو شرکتو زنشو باهم میکشه

    • Mohammed Reza :
      ۳ آذر ۱۴۰۲

      اونی که باید بمیره طلوعیه،که با اینکه کلی آدم به کشتن داده بازم دنبال مال و امواله،دلم میخواد مالک بیاد جرش بده.
      اما خوشم میاد میثم قشنگ داره سیر سقوط را مثل باباش طی میکنه،آخرشم یکی بیاد چاقو بزن بهش فقط گریه میکنه😂

    • The Restiven :
      ۳ آذر ۱۴۰۲

      یه قسمت دیگه مونده…
      احتمالا فصل بعد به آرزوت میرسی داداش…

    • مینا :
      ۵ آذر ۱۴۰۲

      شما که از طرفداران میثم بودی با من سر میثم جنگ داشتی حالا چی شد ورق برگشت😁😄

      • علیرضا m :
        ۵ آذر ۱۴۰۲

        سر اینکه میگفتی بلزیگر دیگه بزارن باهاتون مخالف بودم
        ولی خود شخصیت داستان اعصاب خورد کنه
        بی عرضه بچه ننه نفهم پر ادعا = شخصیت میثم

        • صدرا w :
          ۵ آذر ۱۴۰۲

          آره دقیقا هی یک دیالوگ تکراری و مسخره رو تکرار می کنه میگه من پسر مالکم یکی نیست بیاد بگه تو گوه مالکم نیستی

    • صدرا w :
      ۵ آذر ۱۴۰۲

      قبول دارم خیلی رو مخه

    • صدرا w :
      ۵ آذر ۱۴۰۲

      قبول دارم خیلی رو اعصاب

  3. رالف خرابکار :
    ۳ آذر ۱۴۰۲

    سلام لطفا سریال های کلید اسرار و افسانه جومونگ را در سایت قرار بدهید

    • کیان :
      ۴ آذر ۱۴۰۲

      حاجییییییی..اقا من اصن قصد توهین ندارم ولی خسته نشدین از جومونگ بابا کل شبکه تماشا رو تو ۶ ماه از سال تصاحب کرده دیووونه شدیم

      • Dingodile :
        ۴ آذر ۱۴۰۲

        من اصلا یبارم جومونگو ندیدم از اونور بعضی فامیلامون صحنه به صحنه لحظه به لحظه حفظن قراره چی بشه🙄

      • علیرضا m :
        ۴ آذر ۱۴۰۲

        سکوت
        میدم گروه دامول بیان سراغتا
        دو تا گزینه برا تبعیدت میزارم انتخاب با خودت :
        بویو
        گوگوریو
        کدومو انتخاب میکنی ؟

        • Leon Kennedy :
          ۴ آذر ۱۴۰۲

          چوسان میانه

  4. میلاد :
    ۳ آذر ۱۴۰۲

    چرا اینقدر کم بود این قسمت حالا حتما ۱۳ قسمت باید باشه میشد ۱۲ تاش کرد این فکرکنم کمتر ۴۰ دقیقا شد بدون تیتراژ

  5. آنشرلی با موهای گوجه ای :
    ۳ آذر ۱۴۰۲

    زخم کاری دست چاکیو از پشت بسته 😀

  6. آنشرلی با موهای گوجه ای :
    ۴ آذر ۱۴۰۲

    میثم فقط با یه چیز میتونه طلوعی رو نابود کنه
    باید عاشق طلوعی بشه!

    • Mohammed Reza :
      ۴ آذر ۱۴۰۲

      کامنتت دارک ولی قشنگ بود.

  7. امین.ع :
    ۵ آذر ۱۴۰۲

    عه…پایان این قسمت عین همه قسمتاش قابل حدس بود😐👏عجب

  8. ویلیام شکسپیر فقید :
    ۵ آذر ۱۴۰۲

    اگه مهدویان بخواد همونطور که تا الان فصل دوم رو براساس هملت پیش برده در قسمت آخر هم همین روند رو پیش ببره داستان اینطوری تموم میشه…
    هملت (میثم) پس از این‌که متوجهِ توطئهٔ قتلِ خودش می‌شود، به دانمارک برمی‌گردد. کلادیوس (طلوعی) در ظاهر می‌خواهد هملت (میثم) و لایریتس (شهریار) را آشتی دهد؛ بنابراین به‌خواهشِ او هر دو موافقت می‌کنند که برای سنجیدنِ خود، در مبارزه‌ای نمادین شرکت کنند تا به داستانِ غم‌انگیز پایان داده‌شود. اما به لایریتس (شهریار) شمشیری می‌دهند که نوک شمشیر به زهرِ کشنده آغشته‌است. در طولِ این مبارزهٔ تن‌به‌تن، کلادیوس (طلوعی) جامی زهرآلود به هملت (میثم) می‌دهد، ولی گرترود (سمیرا) بی‌خبر جام را سرمی‌کشد و می‌میرد. سپس هملت (میثم) زخمی می‌شود، اما پیش از مرگ در اثر گلاویز شدن شمشیر او و لایریتس (شهریار) جابجا شده و لایریتس (شهریار) نیز زخمی می‌شود. هملت (میثم) و لایریتس (شهریار) هر دو توسط شمشیر زهرآلود مجروح شده‌اند و می‌دانند که مرگشان حتمی است. در پایان هملت (میثم) به‌سوی کلادیوس(طلوعی) حمله برده و او را از پای درمی‌آورد.

    • امیررضا :
      ۶ آذر ۱۴۰۲

      شاید تغییر کوچکی بدند