دانلود قسمت سیزدهم سریال دفتر یادداشت NoteBook Episode 13 TV Series
سریال دفتر یادداشت قسمت ۱۳ محصول ۱۴۰۲ با بالاترین کیفیت BluRay

کارگردان: کیارش اسدیزاده | ژانر: کمدی، جنایی، درام، خانوادگی | سال انتشار: 1402
تعداد قسمت: … اپیزود | مدت زمان این قسمت: 46 دقیقه | کیفیت: بلوری
محصول ایران | ویژه نمایش خانگی | تهیهکننده: حسین اکبری
خلاصه داستان:
در سریال دفتر یادداشت، ایرج و حمید، رفقای قدیمی از دوران کودکی سرشان برای پیگیری پروندههای جنایی درد میکند، پای آنها ناخواسته به پرونده قتلهای زنجیرهای باز میشود… پروندهای که با ورود آنها آبستن حوادث خطرناکتری میشود، اما ماجرا پیچیدهتر از این حرفهاست، در این بین ایرج به دلیل مشکل مغزی منحصر به فردش مرتبا همهچیز و همهکس را از خاطر میبرد…
بازیگران:
رضا عطاران، حسن معجونی، بیژن بنفشه خواه، نعیمه نظامدوست، حسین سلیمانی، ریما رامینفر، سیامک انصاری، مینا ساداتی، سوگل خلیق، کاظم سیاحی و…
(دانلود قانونی با مصرف اینترنت نیم بها)
[کیفیت 1080p BluRay با حجم 2.3 گیگابایت – 20.000 تومان]
[کیفیت 1080p HQ با حجم 1.0 گیگابایت – 18.000 تومان]
[کیفیت 1080p با حجم 614 مگابایت – 15.000 تومان]
[کیفیت 720p با حجم 255 مگابایت – 13.000 تومان]
[کیفیت 480p با حجم 153 مگابایت – 12.000 تومان]
[دانلود قسمت چهاردهم سریال دفتر یادداشت]

درباره سریال:
سریال دفتر یادداشت (NoteBook) سریالی کمدی، جنایی، خانوادگی، درام و اجتماعی به کارگردانی کیارش اسدیزاده و تهیهکنندگی حسین اکبری در شبکه نمایش خانگی محصول سال 1402 است؛ فیلمنامه مجموعه دفتر یادداشت را نیز مسعود خاکباز به نگارش درآورده است؛ قسمت دوازدهم از سریال دفتر یادداشت جمعه 20 بهمنماه 1402 در شبکه نمایش خانگی منتشر شد؛ حضور بازیگران جذاب و محبوب تنها مزیت سریال دفتر یادداشت نیست بلکه در فیلمنامه و در شخصیتپردازی کاراکترها توجه ویژهای به مختصات فردی و ارتباطی آنها شده است به نحوی که همه کاراکترهای فیلم واجد هویت و ویژگی هستند و آنها را از حالت تیپیکال و انفعال در آورده است: ایرج تا حد زیادی فراموشی و تمایل به زنان مختلف دارد، نازنین خندههای هیستریک دارد، حمید با آن اکتهای مخصوص حسن معجونی و هویت پیچیده و کلیدیاش نقش آفرینی میکند، منیر مدیری مستبد با حضور کمیک و تازهای از مینا ساداتی است و کاظم سیاحی همچون سریال کرگدن پلیس جدی و با دیسیپلینی است که با نقشهای کمیک وی بسیار متفاوت است؛ بیژن بنفشهخواه در نقش لابیمن نیز فرارتر از یک کاراکتر تزئینی و ابزاری، کاربرد زیادی در پیشبرد داستان دارد تا بتوان این ادعا را کرد که در دفتر یادداشت علاوه بر یک داستان مهیج، با شخصیتهای پیچیده و لایه لایهای طرف هستیم که به تدریج پرده از هویت واقعی آنها برداشته میشود؛ دفتر یادداشت در گونه کمدی جنایی یا کمدی معمایی طبقهبندی میشود و از این لحاظ نیز اتفاقی تازه در سریالسازی در ایران محسوب میشود؛ پرداخت یک ماجرای جدی و معمایی با حال و هوای طنز و کمیک ریسک بزرگی است که از سوی اسدیزاده انجام شده است، چرا که هر لحظه ممکن است با اغراق و زیادهروی کاراکترها و موقعیت، مسیر و ماجرای داستان مبهم و منحرف شود اما این سبک تازه با خلاقیت و جسارت اسدیزاده در این سریال به بار نشسته و تماشاگران شاهد قصهای جنایی معمایی هستند که در پی کشف قاتل (یا قاتلان) سریالیاند و در این مسیر موقعیتهای طنز و رفتارهای کمیکی از بازیگران دیده میشود که باعث شیرین و دلپذیر شدن فضای قصه میشود؛ سریال دفتر یادداشت از 26 آبان هر جمعه در شبکه نمایش خانگی پخش میشود؛ شما میتوانید نسخه قانونی قسمت 13 سریال دفتر یادداشت را با لینک قانونی نیم بها از رسانه دوستی ها دانلود و تماشا کنید.
در حال بارگذاری پخش کننده...
سلام
این سریال قراره چند تا قسمت داشته باشه؟
عجب پیچ در پیچی شد
👋 hi
ال حق که سریال ترکیه !!! کم مونده تو قسمت های دیگه بفهمیم روح انگیز دختر ایرجه. یا مثلا حمید بابای اصلی شعله است…. چه شیر تو شیره !!
قسمت آخرشم حتما میفهمیم که ایرج قاتله اصلیه ..!!#@
اولین فیلم ایرانیه که موقع دیدنش با خانواده با خودم میگم : خدایا یهو نره تو بغل اون !! ۲ تا اثر جنایی و کمدی هست که دوسشون دارم یکی این ، اون یکی هم بچه های بد ۲۰۲۲.
یکم سطح ت رو ببر بالاتر
خیلی اوضاع ت خیته
⭐خوب میریم سراغ تحلیل احتمالا قسمت های آخر سریال دفترچه یادداشت .⭐
اول از همه ملاقات ایرج با شعله:
همانطور که پیش بینی کرده بودم و قبلاً گفتم ایرج به خاطر مرگ پدرش از همون بچگی عزمش را جمع میکنه تا پلیس بشه ،بعد که پلیس شد توی چند پرونده قتل ردی از شعله میبینه (قتل پدر غراب و قتل یه نفر دیگه)خلاصه میره دنبالش و توی یکی از این تعقیب و گریز ها بالاخره میرسه به شعله.
شعله میگه من هیچ کسی را نکشتم،همانطور که تو قسمت قبل تحلیل کردم و گفتم بهتون شعله و شمس هم دست اند و شعله فقط نقش پیدا کردن سوژه برای شمس را داره ،و شمس اونی هست که دست به قتل میزنه، همه چی هماهنگ و خوب پیش میره تا اینکه شمس روانی یه روز میره و عشق شعله که همون پدر غراب هست را میکشه،از اون زمان به بعد دیگه همکاری شعله و شمس کاملا قطع میشه و شعله دیگه دست از داستان میکشه،ولی به همین راحتی داستان تموم نمیشه ،شمس کینه کرده و میخواد افرادی که هنوز دنبالش هستن را هرجور هست از بین ببره، برای همین شعله به ایرج اخطار میده که دست از این پرونده بکشه چون ممکنه شمس بهش آسیب بزنه، خوب تا اینجا را داشته باشید میریم سراغ جمله مهم شعله که میگه من میخوام این قصه را تموم کنم:حالا چطوری؟ شعله با آتش زدن خودش مقابل سیمین و غراب (که دو فرد پیگیر پرونده بودن). میخواسته این پرونده را برای همیشه ببنده تا افراد بیشتری آسیب نبینند ولی ای دل غافل ،سیمین همچنان بعد مرگ شعله پیگیر پرونده است به همین خاطر توسط شمس به قتل میرسه .
حالا حمید چرا پشت تلفن گریه میکرد؟
ممکنه عروسی عروسی حمید و سیمین بوده باشه و ممکنه سیمین بهش آسیب وارد شده باشه .
حواستون باشه احتمالا توی همین روز عروسی ایرج حافظش را از دست میده،یعنی فکر میکنم تو قسمت بعد میبینیم چه اتفاقی برای ایرج افتاده،حدسم اینکه یه فرد مرده یا آسیب دیده را داخل کمد پیدا میکنه و بعد حافظش را از دست میده.
یه نکته دیگه اینکه حمید تنها اشخاص مهم زندگیش تا اینجا کار فقط سیمین و ایرج هستن ،چون که پدر و مادر که نداره،پس وقتی گریه میکنه یعنی یه اتفاقی برای احتمالا سیمین افتاده.
حالا میریم سراغ منیر
همانطور که پیش بینی کرده بودم احتمالا نامه خودکشی شراره را خود منیر نوشته ،برا همین تو تحلیل قسمت قبل روی دست خط ها خیلی تاکید کردم.
حالا نکته بعدی ،فکر میکنم ما دو تا سیاه پوش داریم ،یکی منیره و یکی هم شمس؟چرا چون که تو سه قتل تیام ،شراره و امین، امین را احتمالا همون منیر کشته ،منیر از قبل نقشه کشتن شراره را داشته ولی امین برنامه هایش را بهم میزنه و اون شب به جای شراره امین کشته میشه ،بعد اینکه منیر از بازداشتگاه آزاد میشه میره یه راس سراغ شراره و میکشتش ،از طرفی چون میدیده ایرج خیلی پا پیچش شده و هی ازش سوال و جواب میکنه بعد کشتن شراره میره سراغ ایرج و تمام مدارکش را نابود میکنه، ولی یه نکته اینجا مطرح میشه، اون سیاه پوشی که دفترچه ایرج را سوزند صدای پیری داشت ،پس منیر نبوده،پس احتمالا این دو نفر با هم همکاری دارن.به طوریکه منیر ایرج را زده و بیهوش کرده با دارو هایی که از تیام گرفته و برده پیش شمس.
حالا چرا مادر منیر به قتل رسید؟و چرا دقیقا منیر روزی که مادرش را بعد این همه سال به خونه میاره،مادرش به قتل میرسه؟ مگه مادره اطلاعات مهمی داشته؟ اگه هم بگیم مادره منیر یه چیزی میدونسته چرا قاتل قبلاً توی همون آسایشگاه نکشتش؟!
پاسخ اینکه مادر منیر اطلاعاتی نداشته ولی یه چیز مهمی در مورد بیژن به منیر میگه و درست چند ساعت بعدش میمیره.حالا اینکه چه چیزی در مورد بیژن گفته که ارتباط مستقیم با قاتل داشته و قاتل را تحریک به قتلش کرده را نمیدونم .
حالا نکات ریز:
📌وقتی رفتن دنبال نازنین در خانه غراب باز بود مثل چندین سال پیش که در خانه پدر غراب باز بود، پس احتمال میدم شمس خودش همانطور که پدر غراب را بیهوش کرد ،نازنین را هم بیهوش کرده .
📌آیا قاتل میخواسته با گذاشتن نازنین توی کمد صحنه ای را یاد ایرج بیاره؟ اگه نه پس چرا اینهمه به خودش زحمت دادن و نازنین را گذاشته تو کمد؟
📌یه نکته مهم بگم، این آقای شمس ،پلیس ها را نمیکشه، ولی اطرافیانشان را چرا.همانطور که به جای ایرج سیمین را کشت و به جای غراب ،علی را تا بهشون اخطار بده ولی کو گوش شنوا…
📌احتمال میدم برخلاف پیش بینی ها خود شمس پدر روانیش را کشته باشه.
حالا سوالات⁉️
فرد دومی که زیر کمد کشته شد کی بود؟
حرفی که مادر منیر در مورد بیژن زد چی بود؟
و اینکه شمس کیه؟وآیا امکان داره تا الان دیده باشیمش؟!
و سوال آخر، من به نازنین مشکوکم سر همون جمله که به مادرش گفت:ما یه چیزی را شروع کردیم و باید ادامش بدیم . ! چی را شروع کردن؟
امیدوارم پایان عالی ای منتظر این سریال باشه.
این بود از تحلیل
سلام، فکر کنم ایرج و روح انگیز زن و شوهر باشند و در شب عروسی نازنین(دختر ایرج) و غراب ، علی (پسر ایرج) کشته میشه و از همون شب ایرج فراموشی میگیره، شمس هم که به احتمال زیاد بیژن نجفی باشه … عجب سریال قشنگیه آفرین به نویسنده
گل گفتی