- Admin
- ۱۸ آذر ۱۳۹۲
- مطالب جالب
- 29721 بازدید
- ۵ نظر
داستان کوتاه و جالب دلخوری لاک پشت از خدا و پاسخ خدا به او!
نتـیـجه اینـکه، رفتــــــــــــن، حتی اگر اندکی…
پشتش سنگین بود و جادههای دنیا طولانی؛ میدانست که همیشه جز اندکی از بسیار را نخواهد رفت. سنگپشت، ناراضی و نگران بود. پرندهای در آسمان پر زد، سبک؛ و سنگپشت رو به خدا کرد و گفت: این عدل نیست، این عدالت نیست. کاش پُشتم را این همه سنگین نمیکردی…

