- Admin
- ۲۸ اردیبهشت ۱۳۹۲
- مطالب جالب
- 28263 بازدید
- ۱ نظر
آش نخورده و دهان سوخته!
ریشه این حکایت و ضرب المثل جالب چیست و از چه زمانی باب شد؟
در زمانهای دور، مردی در بازارچه شهر حجره ای داشت و پارچه می فروخت. شاگرد او پسر خوب و مودبی بود ولیكن كمی خجالتی بود.
مرد تاجر همسری كدبانو داشت كه دستپخت خوبی داشت و آش های خوشمزه او دهان هر كسی را آب می انداخت.
روزی مرد بیمار شد و نتوانست به دكانش برود. شاگرد در دكان را باز كرده بود و جلوی آنرا آب و جاروب كرده بود ولی هر چه منتظر ماند از تاجر خبری نشد.

