- Admin
- ۱۸ تیر ۱۳۹۳
- خنده دار
- 83223 بازدید
- ۲۶۹ نظر
مجموعه ای خنده دار از اس ام اس و پیامک های بامزه 19 تیر 1393
گلچین اس ام اس و پیامک های بامزه
یارو میره تهران چیپس میخوره میگه
آخ بنازمت تهران نون خشکتم مزه داره…
گلچین اس ام اس و پیامک های بامزه
یارو میره تهران چیپس میخوره میگه
آخ بنازمت تهران نون خشکتم مزه داره…
گلچین جوک های باحال و پیامک های خنده دار
امروز تولدش بود
تولد 40 سالگیش
براش لباس خردیم
تولدت مبارک Pou (پو)
خدا کنه تولد 100 سالگیتو ببینم
گلچین خنده دارترین جوک های جدید و خفن
سیب زمینی بخریم، ماشین دربست بگیریم تا
شهرک صنعتی ساوه ببریم،
بدیم کارخونه مزمز برامون چیپسش کنه،
بریزه تو دستمون بیاریم …
خیلی ارزون تر درمیاد از اینی که میفروشه
تازه هواشم کمتره
گلچین جوک های خنده دار شبکه های اجتماعی
1- به خاله ام که تو آمریکا زندگی می کنه با کلی ذوق و شوق گفتم: خاله، من خیلی دوست دارم بیام اونجا زندگی کنم. برگشته می گه: خب اینجا کسی رو داری بری پیشش؟ خاله که نیست لامصب عمه است برا خودش!
داغ تربن جوک های خفن و اس ام اس خنده دار
من قبلنا همش به بدنم شامپو بدن خارجی میزدم
ولی از وقتی فهمیدم تو روز قیامت قراره علیه من شهادت بدن،
بهشون گریس هم نمیزنم، آدم فروشای پس فطرت!
لطیفه های جدید و خنده دار و پیامک خفن
خواهرزادهام وقتی میگه این چیه!؟
یعنی اون چیز پنج دقیقه دیگه بیشتر تا پایان عمرش نمونده
.
.
.
من که تازه اول جوونیمه فقط اخبار گوش میدم و حرص میخورم
اونوخت مادربزرگم که بالای 70 سالشه میشینه کارتون نیگا میکنه و میخنده
خنده بازار اس ام اس طنز آخر هفته
تو صف نون بودم دیدم 2 تا پسر هفت هشت ساله سر نوبت با هم بحث میکردن ..
اولى: برو بابا!
دومى: به من نگو بابا به من بگو عمو
به من که میگى بابا من نسبت به تو احساس مسئولیت پیدا میکنم!!
اصن یـه وضیه
.
.
.
ﻫﯿﭻ ﻭﻗﺖ ﺣﺴﺮﺕ ﺳﻪ ﭼﯿﺰ ﺭﻭ ﻧﺨﻮﺭ
ﺗﯿﭗ، ﻗﯿﺎﻓﻪ، ﻣﻌﺮفت
ﻣﺎﮐﻪ ﺩﺍﺭﯾﻢ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﺳﯿﺪﯾﻢ؟ ﻫﺎ؟ ﺑﻪ ﮐﺠﺎ ﺭﺳﯿﺪﻡ؟
اس ام اس طنز، جوک ها و لطیفه های خنده دار
سوار تاکسی بودم
تو تاکسی زنه بچشو بغل کرده بود…
بچش هی ونگ میزد خواست ساکتش کنه به من اشاره کرد گفت…
نی نی و نیگا…
.
.
.
کیلوبات کیلوبات جمع گردد، وانگهی گیگ شود
جوک ها و اس ام اس های بامزه و خنده دار
ﯾﻪ ﺭﻭﺯﻩ ﺁﻓﺘﺎﺑﯽ، ﯾﻪ ﺧﺎﻧﻢِ ﺍﻧﮕﻠﯿﺴﯽ ﺭﻭﯼ ﻋﺮﺷﻪ ﮐﺸﺘﯽ ﺩﺭ ﺳﻮﺍﺣﻞ ﻣﮑﺰﯾﮏ ﺑﻪ ﺩﺭﯾﺎﻧﮕﺎﻩ ﻣﯿﮑﺮﺩ
ﮐﻪ ﻧﺎﮔﻬﺎﻥ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮ ﺍﻟﻤﺎﺱ ﮔﺮﺍﻧﺒﻬﺎﯾﺶ ﺍﺯ ﺍﻧﮕﺸﺘﺶ ﺳﺮ ﺧﻮﺭﺩ ﻭ ﺍﻓﺘﺎﺩ ﺗﻮ ﺁﺏ ﻭ ﺯﻥ ﺑﺎ
ﻧﺎﺭﺍﺣﺘﯽ ﺍﯾﻦ ﺳﻔﺮ ﺭﺍ ﺳﭙﺮی ﮑﺮﺩ…
… ﭘﺲ ﺍﺯ 15 ﺳﺎﻝ ﮐﻪ ﺑﻪ ﺷﻬﺮ ﻣﮑﺰﯾﮑﻮ ﺳﯿﺘﯽ ﺭﻓﺘﻪ ﺑﻮﺩ، ﺩﺭ ﯾﮏ ﺭﺳﺘﻮﺭﺍﻥ ﺩﺭ ﮐﻨﺎﺭ ﺳﺎﺣﻞ
ﺳﻔﺎﺭﺵ ﺧﻮﺭﺍﮎ ﻣﺎﻫﯽ ﺩﺍﺩ، ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺍﺷﺖ ﻣﺎﻫﯽ ﺭﻭ ﻣﯿﺨﻮﺭﺩ
ﯾﻪ ﺟﺴﻢ ﺳﻔﺖ ﻭ ﺳﺨﺖ ﺯﯾﺮ ﺩﻧﺪﻭﻧﺶ ﺣﺲ ﮐﺮﺩ ﻭ ﻭﻗﺘﯽ ﺩﺭ ﺁﻭﺭﺩ ﺩﯾﺪ
ﺍﺳﺘﺨﻮﺍﻥ ﻣﺎﻫﯿﻪ!
ﻧﮑﻨﻪ ﻓﮑﺮ ﮐﺮﺩﯼ ﺍﻧﮕﺸﺘﺮﻩ!؟
ﺑﺎﺑﺎ ﺗﻮ ﺩﯾﮕﻪ ﺧﯿﻠﯽ ﺗﺨﯿﻠﺖ ﻗﻮﯾﻪ!